گزارش ماهانه انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران(آداپ) – نوامبر ۲۰۰۹


نقض سیستماتیک حقوق آذربایجانیها در ایران در ماه نوامبر سال ۲۰۰۹ همچون ماههای گذشته ادامه داشت. فعالین مدنی آذربایجانی در ماه نوامبر نیز به صورت خودسرانه بازداشت و مدتهای طولانی بدون هیچگونه ارتباط با دنیای خارج و تماس با خانواده و وکیل در بازداشت نگه داشته شدند. برگزاری جلسات محاکمه، صدور احکام حبس و اجرای احکام زندان در این ماه نسبت به ماههای گذشته افرایش یافت و آذربایجانیها به دلیل سازماندهی و شرکت در تجمعات مسالمت آمیز جهت بیان خواسته هایشان محاکمه و به زندانهای طویل المدت محکوم شدند. ممانعت از برگزاری مراسم فرهنگی آذربایجانی، تبادل آزاد اطلاعات در ماه نوامبر سال ۲۰۰۹ نیز همچون ماههای گذشته ادامه داشت. مقامات قضایی و امنیتی ایران فشار ها بر سعید متین پور روزنامه نگار و فعال حقوق بشر آذربایجانی که در زندان اوین محبوس است را افزایش داده و همچنان از دادن مرخصی به وی جهت معالجه در خارج از زندان امتناع می کنند.

صدور احکام زندان

حکومت ایران فعالین آذربایجانی را به دلیل برگزاری تجمعات مسالمت آمیز و درخواست مطالبات زبانی و ملیشان آذربایجانیها بازداشت و زندانی می کند.

شعبه سوم دادگاه انقلاب تبریز فردین مرادپور، مرتضی مرادپور، رسول بدلی، علی بدلی، امین پاشا قره باغی، جلال رجب زاده، آرش عشقی، علیرضا فرشی و همسرش سیما دیدار از فعالین مدنی آذربایجانی را به شش ماه تا شش سال حبس تعزیری محکوم کرده است.

بازداشت این افراد در جریان مراسم پیاده روی خانوادگی ۱ خرداد ۸۸ (۲۲ می ۲۰۰۹) در پارک ائل گولی تبریز و بدنبال سر دادن شعارهایی در رابطه با حقوق زبانی آذربایجانیها و در اعتراض به ویدئوی انتشار یافته از گفتن جوکهای نژادپرستانه توسط محمد خاتمی رئیس جمهور پیشین ایران در اینترنت صورت گرفته بود.

دادگاه انقلاب تبریز مهندس علیرضا فرشی استاد دانشگاه و همسرش سیما دیدار از فعالین مدنی آذربایجانی در تبریز را به اتهام تبلیغ علیه نظام به یک سال حبس تعزیری محکوم کرده است.

فرشی و دیدار ۲۶ مهر ۸۸ (۱۸ اکتبر ۲۰۰۹) در طی جلسه ای غیر علنی در شعبه سوم دادگاه انقلاب تبریز به ریاست قاضی علی نژاد محاکمه و حکم صادره در ۲۳ آبان ۸۸ (۱۴ نوامبر ۲۰۰۹) به آنها و وکیلشان عباس جمالی ابلاغ شده است.

گفتنی است که ماموران امنیتی مدتی پس از بازداشت علیرضا فرشی به منظور زیر فشار قرار دادن او، سیما دیدار همسر وی و مدیر مسئول سابق نشریه دانشجویی یاشماق دانشگاه تهران را در ۲۸ مرداد ۸۸ (۱۹ آگوست ۲۰۰۹) و زمانی که او به همراه وکیل جهت ملاقات با همسرش به زندان تبریز مراجعه کرده بود بازداشت کردند. فرشی و دیدار پس از تحمل بازداشت موقت سه ماهه و یک ماهه به قید وثیقه از زندان آزاد شده اند.

همچنین دادگاه فردین مرادپور نوجوان ۱۸ ساله، مرتضی مرادپور دانشجوی دانشگاه آزاد عجب شیر و رسول بدلی را طی حکمی جداگانه در ۳ آذر ۸۸ (۲۴ نوامبر ۲۰۰۹) به اتهام تهیه و تولید مواد منفجره، تبانی و اجتماع برای ارتکاب جرم بر علیه امنیت کشور و تبلیغ علیه نظام به ترتیب به شش، سه و دو سال حبس تعزیری محکوم کرده است. علی بدلی، امین پاشا قره باغی، جلال رجب زاده و آرش عشقی از دیگر متهمان این پرونده نیز هرکدام به شش ماه حبس تعزیری محکوم شده اند. دادگاه همچنین در خصوص اتهام وحید آقاجانی، امین پاشا قره باغی و آرش عشقی مبنی بر اخلال در نظم عمومی، قرار عدم صلاحیت صادر و پرونده را جهت رسیدگی به دادگاه جزائی تبریز ارجاع نموده است. در جریان این پرونده ناصر بدلی و بهزاد صادقیان نیز از کلیه اتهامات وارده تبرئه شده اند.

استنادات قاضی علی نژاد برای صدور این احکام سی دی ها و جزوات حاوی تبلیغ خواسته های زبانی و ملی آذربایجانیها و همچنین شرکت متهمین در مراسم پیاده روی همگانی ۱ خرداد ۸۸ (۲۲ می ۲۰۰۹) تبریز و سردادن شعار در آن مراسم بوده است.

نیروهای امنیتی و انتظامی ایران زمانی که عده ای از شرکت کنندگان در مراسم راهپیمایی خانوادگی با در دست داشتن پلاکاردهایی اقدام به سر دادن شعار می کرده اند با تیراندازی و پرتاب گاز اشک آور به سوی آنها حمله برده و عده ای را بازداشت کرده بودند.

بدنبال تیراندازی مامورین فردین مرادپور نوجوان ۱۸ ساله آذربایجانی در اثر اصابت گلوله ماموران و ترکیدن ترقه موجود در جیبش مجروح و دچار خونریزی شدید شده بود. ماموران امنیتی پس از اصابت گلوله به این نوجوان سعی داشته اند تا با جلوگیری از انتقال او به بیمارستان موجب مرگ وی شوند اما با حضور پدر مرادپور در محل حادثه وی به بیمارستان منتقل شده بود..پس از انتقال مراپور به بیمارستان مامورین اداره اطلاعات تبریز پدر، مادر و برادر وی را دستگیر و با استناد به تهیه ترقه دست ساز تفریحی توسط فردین مرادپور، اتهام تهیه مواد منفجره را به این خانواده آذربایجانی نسبت داده و قاضی پرونده بر اساس این اتهامات اقدام به صدور احکام شش سال و سه سال حبس تعزیری برای برادران مرادپور نموده اند.

علیرضا جمشیدی سخنگوی قوه قضائیه ایران و ایوب حقیقی مدیرکل امنیتی و انتظامی استانداری آذربایجان شرقی چندی پیش طی مصاحبه هایی با خبرگزاریهای داخلی و خارجی خبر از دستگیری عده ای از فعالین آذربایجانی داده بودند که قصد بر هم زدن آرامش و امنیت تجمعات انتخاباتی از طریق بمب‌گذاری و اقدامات تروریستی را داشته اند. این ادعا همواره از سوی فعالین حقوق بشر در آذربایجان رد شده است.

در ماههای گذشته مسئولین امنیتی و قضائی ایران اقدام به تجمیع پرونده اعتراضات ۱ خرداد ۸۸ (۲۲ می ۲۰۰۹) در پارک ائل گولی تبریز با پرونده چند فقره سرقت مسلحانه و قتل از جمله پرونده سرقت مسلحانه از امامزاده سید محمدآقای منطقه آخماقیه تبریز کرده اند.مسئولین امنیتی قصد دارند با خارج کردن پرونده از قالب پرونده های سیاسی و وارد کردن اتهاماتی نظیر خرید و فروش اسلحه، قتل و تهیه و نگهداری مواد منفجره با استناد به تهیه ترقه توسط فردین مرادپور افکار عمومی را از اتهام اصلی این افراد و خواسته های مسالمت آمیز آنها منحرف کنند. بازداشت شدگان در این تجمعات از حق داشتن وکیل و ملاقات با خانواده در مدت بازداشت محروم بوده اند و مورد شکنجه قرار گرفته اند.

بازداشت این افراد همزمان با سالگرد تظاهرات گسترده آذربایجانیها در اعتراض به کاریکاتور موهن چاپ شده در روزنامه دولتی ایران بوده است.

سازمان عفو بین الملل روز ۱۹ خرداد ۸۸ (۹ ژوئن ۲۰۰۹) با انتشار اطلاعیه ای ضمن بررسی وضعیت حقوق بشر در فضای انتخاباتی ایران، خبر از بازداشت بیش از ۱۵ نفر در تبریز داده بود.

اجرای حکم زندان

عبادت مددی نگارستان فعال حرکت ملی آذربایجان در تبریز ۵ آذر ٨٨ (۲۶ نوامبر ۲۰۰۹) بازداشت و جهت اجرای حکم حبس هشت ماهه به زندان تبریز منتقل شده است.

مددی ۶ خرداد ۸۵ (۲۷ می ۲۰۰۶) همزمان با تظاهرات آذربایجانیها بر علیه کاریکاتور موهن چاپ شده در روزنامه دولتی ایران، به همراه دو برادرش دستگیر و پس از تحمل ۳۵ روز بازداشت موقت به قید وثیقه از زندان تبریز آزاد شده بود.

شعبه یکم دادگاه انقلاب تبریز به ریاست قاضی علی اکبری طی حکمی در ۲۵ آذر ۸۵ (۱۶ دسامبر ۲۰۰۶) این فعال آذربایجانی را به ۳۴ ماه حبس تعزیری محکوم کرده بود.بدنبال اعتراض مددی به حکم صادره شعبه ششم دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان شرقی در ۵ بهمن ۸۵ (۲۵ ژانویه ۲۰۰۷) محکومیت مددی را به هشت ماه حبس تعزیری قطعی کاهش داده بود.

بر اساس حکم صادره اتهام مددی اجتماع و تباني براي ارتكاب جرائم ضد امنيت داخلي كشور و عضویت در گروه پان ترکیسم جهت برهم زدن امنیت ملی عنوان شده است. استنادات قاضی علی اکبری برای طرح این اتهامات شرکت در راهپیمایی روزهای ۱ و ۳ خرداد ۸۵ (۲۲ و ۲۴ می ۲۰۰۶) در تبریز، سردادن شعارهای قوم گرایانه در کوه عینالی، شرکت در مراسم قلعه بابک، شرکت در مجلس ترحیم دکتر فرزانه و دعوت از دکتر محمد علی چهره قانلی در موعد انتخابات مجلس پنجم برای سخنرانی در منزل بوده است. مددی از فعالین آذربایجانی در تبریز است که از سال ۱۳۷۵ (۱۹۹۶) تا کنون چندین بار بازداشت و زندانی شده است.

جمشید زارعی فعال شناخته شده آذربایجانی در تبریز روز یکشنبه ۱ آذر ٨٨ (۲۲ نوامبر ۲۰۰۹) بازداشت و جهت اجرای حکم حبس شش ماهه به زندان تبریز منتقل شد.

زارعی ۲۱ اردیبهشت ۸۷ (۱۰ می ۲۰۰۸) به همراه چند تن دیگر در تبریز بازداشت و پس از تحمل سه ماه بازداشت موقت به قید وثیقه از زندان آزاد شده بود.

شعبه دوم دادگاه انقلاب تبریز به ریاست قاضی بیات ۱۲ آبان ۸۷ (۲ نوامبر ۲۰۰۸) جمشید زارعی، امیرمحمد بنای سابق، احد رضوی و بابک حسینی مقدم از فعالین آذربایجانی در تبریز را هر کدام به شش ماه حبس تعزیری محکوم کرده بود. این حکم در ۲۰ بهمن ۸۷ (۸ فوریه ۲۰۰۹) در شعیه چهارم تجدید نظر استان آذربایجانشرقی تایید شده است.

بر اساس حکم صادره اتهام این فعالین تبلیغ علیه نظام از طریق تهیه و پخش اعلامیه دعوت مردم به شرکت در تجمع اعتراضی ۱ خرداد ۸۷ (۲۱ می ۲۰۰۹) مصادف با سالگرد چاپ کاریکاتور توهین آمیز روزنامه ایران بر علیه ترکها عنوان شده است. زارعی از فعالین آذربایجانی در تبریز است که از سال ۱۳۷۵ (۱۹۹۶) تا کنون بارها بازداشت و زندانی شده است.

اصل بیست و هفتم قانون اساسی ایران برگزاری تجمعات بدون حمل سلاح را آزاد دانسته است اما مسئولین حکومت ایران در سالهای اخیر مانع از برگزاری مراسمات و تجمعات مسالمت آمیز آذربایجانیها جهت مطالبه حقوق ملی و زبانیشان می شوند و برگزار کنندگان و شرکت کنندگان در این مراسمات بازداشت و مورد آزار و اذیت قرار گرفته و زندانی می شوند.

فشار بر سعید متین پور و عدم اعطای مرخصی به وی جهت درمان

فشار ها بر سعید متین پور روزنامه نگار و فعال حقوق بشر آذربایجانی در زندان اوین تهران افزایش یافته است.

مسئولین زندان اوین روز چهارشنبه ۲۰ آبان ٨٨ (۱۱ نوامبر ۲۰۰۹) این زندانی آذربایجانی را از اندرزگاه ۷ بند مالی به بند ۳۵۰ زندان اوین که مخصوص زندانیان سیاسی است منتقل کرده اند. بدنبال انتقال متین پور به بند ۳۵۰ زندان اوین تماسهای تلفنی وی با منزل به ۵ دقیقه تماس تلفنی محدود شده است که این امر با توجه به وضعیت بد جسمی و بیماریهای او، موجب نگرانی خانواده وی شده است. همچنین مسئولین زندان اوین روز ۳۰ آبان ۸۸ (۲۱ نوامبر ۲۰۰۹) علیرغم دستور کتبی مقامات قضایی مانع از ملاقات حضوری همسر این فعال حقوق بشر با وی شده اند.

لازم به ذکر است که متین پور در اثر شکنجه های اعمال شده بر وی در دوران بازداشت موقت دچار ناراحتی های قلبی، ریوی، سردرد و کمردرد شدید شده و درخواستهای مکرر وی از مسئولین قضائی جهت اعطای مرخصی به او جهت درمان پزشکی در خارج از زندان در طی ماههای گذشته رد شده است.

سعید متین پور فعال حقوق بشر و روزنامه نگار آذربایجانی است که در ۴ خرداد ۸۶ (۲۵ می ۲۰۰۷) بازداشت شده بود. وی پس از تحمل ۹ ماه بازجویی تحت شکنجه جسمی در بند ۲۰۹ زندان اوین از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران محاکمه و در جریان پرونده مربوط به حضور عده ای از شخصیتهای آذربایجانی در کنفرانسی حقوق بشری در کشور ترکیه به هشت سال حبس تعزیری محکوم گردیده است.

اتهام متین پور همکاری با دول خارجی متخاصم و تبلیغ علیه نظام عنوان شده است اما مدافعان حقوق بشر در آذربایجان اتهامات وارده به متین پور را بی اساس دانسته و تصریح می کنند که متین پور به دلیل فعالیت هایش در عرصه روزنامه نگاری و دفاع از حقوق بشر مورد خشم حکومت ایران قرار گرفته است.

سازمانهای بین المللی حقوق بشر از جمله عفو بین الملل و گزارشگران بدون مرز طی بیانیه های متعدد متین پور را زندانی عقیده و وجدان نامیده و خواهان آزادی بی قید و شرط وی شده اند.

بازداشت موقت طولانی مدت فعالین مدنی آذربایجانی

مسئولین امنیتی ایران فعالین سیاسی و فرهنگی آذربایجانی را به صورت خودسرانه بازداشت و مدتهای طولانی بدون محاکمه وملاقات با وکیل و خانواده در بازداشت نگه می دارند.

با گذشت بیش از دو ماه از بازداشت علی حسین نژاد اصل فعال حرکت ملی آذربایجان در ماکو خانواده وی در بی خبری مطلق از وضعیت او به سر می برند.

حسین نژاد ۴ مهر ۸۸ (۲۶ سپتامبر ۲۰۰۹) و پس از آنکه که برای یک هفته با مرخصی از زندان ماکو آزاد شده بود توسط مامورین اداره اطلاعات در مغازه اش بازداشت شده و تا کنون هیچ تماسی با خانواده نداشته است.اخبار غیر رسمی حاکی از آن است که حسین نژاد در زندان تحت فشار قرار دارد.

این فعال آذربایجانی پیش از این به اتهام دعوت مردم به شرکت در تجمع اعتراضی ۱ خرداد ۸۶ (۲۲ می ۲۰۰۷) در سالگرد چاپ کاریکاتور توهین آمیز روزنامه دولتی ایران به هشت ماه حبس تعزیری محکوم شده بود و مشغول گذراندن دوران محکومیت خود بود.

مسئولین قضایی اجازه ملاقات و تماس تلفنی حسین نژاد با خانواده را نمی دهند و از دادن پاسخ به سوالات خانواده این فعال آذربایجانی مبنی بر محل نگهداری و اتهام او امتناع می کنند.خانواده حسین نژاد به شدت نگران وضعیت نا مشخص او هستند و مراجعات مکرر آنها به مراجع قضایی و اطلاعاتی ماکو و ارومیه تاکنون بی نتیجه بوده است.

برگزاری دادگاه فعالین آذربایجانی

جلسات دادگاه رسیدگی به اتهامات فعالین به صورت غیر علنی و گاها بدون حضور وکیل برگزار می گردد و اجازه دفاع موثر به متهمین و وکلایشان داده نمی شود.

جلسه رسیدگی به اتهامات بهنام شیخی و محمود اجاقلو از فعالان مدنی آذربایجانی در اسلامشهر تهران روز دوشنبه ۹ آذر ۸۸ (۳۰ نوامبر ۲۰۰۹) در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی پیر عباسی برگزار شده است.

شیحی و اجاقلو ۱۹ خرداد ۱٣٨٨( ۹ ژوئن ۲۰۰۹) در محل کارشان در اسلامشهر بازداشت و پس از تحمل ۵۵ و ۶۳ روز بازداشت موقت در بند ۲۰۹ زندان اوین به قید وثیقه ۵۰ میلیون تومانی آزاد شده بودند.

اتهام این افراد اقدام علیه امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام و -تشکیل تجمعات غیر قانونی عنوان شده است و بر اساس کیفر خواست صادره استنادات دادستان برای طرح این اتهامات شرکت این افراد در مراسم سخنرانی محمد خاتمی در مسجد امیرالمومنین تهران و اعتراض به جوک نژادپرستانه وی، ارتباطات این افراد با گروههای پان ترکیست و تماس تلفنی بهنام شیخی با تلویزیون ماهواره ای گوناز تی وی عنوان شده است.

دادگاه این افراد به صورت غیر علنی برگزار شده و عبدالفتاح سلطانی وکیل دادگستری در تهران وکالت این افراد را بر عهده داشته است.

این فعالین به هنگام بازداشت مورد ضرب و شتم قرار گرفته و تقریبا تمام مدت بازداشت را در بند ۲۰۹ زندان اوین تحت فشارهای جسمی و روحی گذرانده اند.آنها در مدت بازداشت از حق دسترسی به وکیل و ملاقات با خانواده محروم بوده اند.

جلسه رسیدگی به اتهامات حسن عبداللهی(معلم زبان و ادبیات ترکی آذربایجانی)، محبوب بوداقی (شاعر)، فراز زهتاب (فعال دانشجویی آذربایجان در دانشگاه تبریز)، حبیب آوریده، حسن آسیابی و محمدرضا هاشمی از فعالین فرهنگی آذربایجانی روز پنجشنبه ۲٨ آبان ٨٨ (۱۹ نوامبر ۲۰۰۹) در شعبه دو دادگاه انقلاب تبریز به ریاست قاضی دولت آبادی برگزار شده است. این فعالین تیر ماه ٨٨ ( ژوئیه ۲۰۰۹) توسط اداره اطلاعات تبریزدستگیر و پس از تحمل نزدیک سه ماه بازداشت موقت به قید وثیقه از زندان تبریز آزاد شده بودند.

اتهام این افراد تشکیل گروه جهت بر هم زدن امنیت ملی از طریق مدیریت یک وبلاگ و پخش اعلامیه دعوت مردم به تظاهرات در طی سالیان گذشته عنوان شده است. استنادات قاضی برای طرح این اتهام شرکت تعدادی از متهمین در مراسم سالگرد تولد بابک (قهرمان ملی آذربایجانیها) و اعترفاتی است که از یکی از متهمان پرونده تحت فشار اخذ شده است.

دادگاه این فعالین به صورت غیر علنی برگزار شده و نقی محمودی، عباس جمالی و عظیم زاده وکلای دادگستری در تبریز وکالت آنان را بر عهده داشته اند.

شایان ذکر است که فراز زهتاب فعال دانشجویی آذربایجان در دانشگاه تبریز پیش از این نیز به اتهام مدیریت وبلاگ جنبش دانشجویی آذربایجان - آذوح محاکمه و به یکسال حبس تعزیری و دو سال حبس تعلیقی محکوم گردیده بود. این فعال دانشجویی به تازگی در ۱۹ آبان ۸۸ (۱۰ نوامبر ۲۰۰۹) پس از تحمل زندان با عفو مشروط آزاد شده است.

جلسه رسیدگی به اتهامات اصغر قدیمی(دانشجوی دانشگاه تبریز)، بابک مینقی(فیلمساز)، عبدالله صدوقی، آرمین شاکران وحیدی ، فرید باقرزاده و برات دادگر از فعالین مدنی آذربایجانی در تبریز روز يکشنبه ۱۷ آبان ٨٨ (۸ نوامبر ۲۰۰۹) در شعبه ۱۱۱ جزائی تبریز به ریاست قاضی محمدی برگزار شده است.

این فعالین پس از پایان مراسم سخنرانی میرحسین موسوی در ورزشگاه باغشمال تبریز در ۴ خرداد ۸۸ (۲۵ می ۲۰۰۹) و بدنبال طرح شعارهایی با محوریت حقوق زبانی و ملی آذربایجانیها و اعتراض به جوک نژادپرستانه سید محمد خاتمی رئیس جمهور پیشین ایران، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از ۹ روز بازداشت موقت به قید وثیقه از زندان تبریز آزاد شده بودند.

اتهام این افراد اخلال در نظم عمومی عنوان شده است.جلسه دادگاه این فعالین به صورت غیر علنی و بدون حضور وکیل برگزار شده و متهمین در دوران بازداشت.جهت اخذ اعترافات دروغین مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار گرفته و از حق داشتن وکیل و ملاقات با خانواده محروم بوده اند.

شایان ذکر است که در جریان سخنرانی میرحسین موسوی در تبریز ماموران امنیتی با حمله به عده ای از حاضرین که خواهان حقوق ملی و زبانی آذربایجانیها را بودند آنها را به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده و عده زیادی را بازداشت کرده بودند. نادر و جهانبخش بخت آور، مهدی و علی ایمانی(دانشجویان دانشگاه تبریز) و حامد حسن زاده(دانشجوی دانشگاه آزاد تبریز) از دیگر فعالین آذربایجانی هستند که در جریان این سخنرانی بازداشت و به قید وثیقه آزاد شده بودند و اکنون در انتظار محاکمه به سر می برند.

جلسه رسیدگی به اتهامات جمشید زارعی، وحید شیخ بگلو و نیما پور یعقوب از فعالین آذربایجانی در تبریز روز سه‌شنبه ۱۹ آبان ۸۸ (۱۰ نوامبر ۲۰۰۹) در شعبه دو دادگاه انقلاب تبریز به ریاست قاضی بیات برگزار شده است.

این فعالین ۷ آبان ۸۷ (۲۸ اکتبر ۲۰۰۸) و در جریان برگزاری مراسم استقبال از دانشجویان دانشگاه تبریز که پس از ماهها بازداشت موقت از زندان آزاد شده بودند، در مقابل درب زندان تبریز بازداشت و پس از چند ساعت آزاد شده بودند. اتهام این فعالین "اقدام علیه امنیت ملی" و "اخلال در نظم عمومی" عنوان شده و استنادات قاضی بیات برای طرح این اتهامات وقوع درگیری در مقابل زندان تبریز بین گارد زندان با استقبال کنندگان عنوان شده است.

متهمین در دوران بازداشت از حق داشتن وکیل و ملاقات با خانواده محروم بوده اند.جلسه دادگاه این افراد به صورت غیر علنی برگزار شده و نقی محمودی وکیل دادگستری در تبریز وکالت این افراد را بر عهده داشته است.

بازداشت دانشجویان

رسول عالی نژاد و بهروز فریدی از فعالین دانشجویی دانشگاه آزاد تبریز ۲۷ آبان ۸۸ (۱۸ نوامبر ۲۰۰۹) توسط نیروهای امنیتی در تبریز بازداشت شده اند.

بازداشت‌ این افراد همزمان با حضور محمود احمدی ‌نژاد در تبریز صورت گرفته و از علت بازداشت این افراد اطلاعی در دست نیست. این افراد روز پنجشنبه ۵ آذر ۸۸ (۲۶ نوامبر ۲۰۰۹) پس از ۹ روز بازداشت به بند عمومی زندان تبریز منتقل شده اند.

آزادی از زندان

فراز زهتاب و آیدین خواجه ای از فعالین دانشجویی آذربایجان در دانشگاه تبریز روز ۱۹ آبان ۸۸ (۱۰ نوامبر ۲۰۰۹) پس از تحمل حکم یکساله زندان با عفو مشروط از زندان تبریز آزاد شده اند.

زهتاب و خواجه ای در اویل تابستان ۸۷ (ژوئن ۲۰۰۸) به همراه ۷ تن دیگربازداشت شده و مدت سه ماه زیر فشارهای مختلف روحی و جسمی تحت بازجویی قرار داشته اند.شعبه یک دادگاه انقلاب تبریز به ریاست قاضی حملبر این افراد را به اتهام مشارکت در تشکیل گروه جهت بر هم زدن امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام از طریق مدیریت وبلاگ جنبش دانشجویی آذربایجان(آذوح) محاکمه و طی حکمی در ۲۰ بهمن ۸۷ (۸ فوریه ۲۰۰۹) شش تن از این فعالین را به تحمل یکسال حبس تعزیری و دو سال حبس تعلیقی محکوم کرده بود.

شایان ذکر است احسان نجفی نسب و مجید ماکویی دیگر فعالین دانشجویی که در جریان این پرونده به حبس محکوم گردیده بودند همچنان در حال گذراندن دوران محکومیت خود در زندان تبریز هستند.

موسی ساکت عضو سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت)، بهنام نیکزاد و عطا علی زاده از فعالین دانشجویی دانشگاه آزاد تبریز که ۱۳ آبان ۸۸ (۴ نوامبر ۲۰۰۹) توسط مامورین امنیتی بازداشت شده بودند به ترتیب پس از تحمل ۲۲و ۹و ۹ روز بازداشت موقت به قید وثیقه از زندان تبریز آزاد شده اند.

بازداشت این افراد پس از آن صورت گرفته بود که دو تن از کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری گذشته طی فراخوانی از طرفداران خود خواسته بودند در تظاهرات دولتی ۱۳ آبان ۸۸ (۴ نوامبر ۲۰۰۹) شرکت کنند. در جریان این تظاهرات شهرهای تهران و اصفهان و چند شهردر مرکز ایران به صحنه درگیری طرفداران این کاندیداها با پلیس تبدیل شده بود.

مرگ دو دانشجو بدنبال بی توجهی مسئولین دانشگاه به وضعیت صنفی دانشجویان

احسان اعتبار دانشجوی ورودی ۱۳۸۷ (۲۰۰۸) فیزیک دانشگاه ارومیه ۲۷ آبان ۸۸ (۱۸ نوامبر ۲۰۰۹) بدنبال انفجار ناشی از نشت گاز در خوابگاه خودگردان محمدلوی این دانشگاه از پنجره اتاق خود واقع در طبقه چهارم خوابگاه به بیرون پرتاب شد و بر اثر جراجات وارده جان باخت.

بدنبال مرگ این دانشجوی آذربایجانی ۶۰۰ تن از دانشجویان دانشگاه ارومیه ۷ آذر ۸۸ (۲۸ نوامبر ۲۰۰۹) در مقابل مسجد دانشگاه دست به تجمع اعتراضی زده و اعتراض خود را نسبت به بی توجهی مسئولین به وضعیت رفاهی دانشجویان ابراز کردند.مسئولین دانشگاه ارومیه ۱۲ تن از تجمع کنندگان را به کمیته انضباطی فرا خوانده اند.

پیش از این نیز سه تن از دانشجویان دانشکده فنی دانشگاه ارومیه ۱۷ مهر ۸۸ (۹ اکتبر ۲۰۰۹) بر اثر گازگرفتگی ناشی از استفاده از بخاری جان خود را از دست داده بودند.

جواد علیپور دانشجوی سال اول دانشگاه صنعتی سهند بر اثر حمله قلبی و تعلل در رساندن به بیمارستان جان خود را از دست داد.

دانشگاه صنعتی سهند تبریز در ۳۰ کیلومتری شهر تبریز قرار دارد و فاقد هرگونه آمبولانس و امکانات پزشکی جهت درمان یا انتقال دانشجویان به بیمارستانهای داخل شهر در مواقع اضطراری می باشد.

ضرب و شتم یک خبرنگار به هنگام تهیه خبر

احمد نقی زاده خبرنگار و وبلاگ نویس آذربایجانی ۵ آبان ۸۸ (۲۷ اکتبر ۲۰۰۹) به هنگام تهیه خبر و عکس از اولین روز کاری وحید جلال زاده استاندار جدید آذربایجان غربی مورد ضرب و شتم ماموران انتظامی مستقر در استانداری قرار گرفت.

ضرب و شتم این خبرنگار در حالی صورت گرفته است که برای تصویر برداری از محوطه استانداری هیچ منع قانونی وجود ندارد.بدنبال شکایت این وبلاگ نویس از مامورین قاضی پرونده اتهام ایجاد بلوا، آشوب و اغتشاش را به این خبرنگار نسبت داده است.

چندی پیش نیز جاوید اسدزاده از وبلاگ نویسان استان آذربایجان غربی مورد مورد حمله افرادی ناشناس قرار گرفته بود.

فیلترینگ سایتهای اینترنتی

سایت اینترنتی ساوالان سسی- ارگان خبری آداپ(انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران)عصر روز پنجشنبه ۵ آذر ٨٨ (۲۶ نوامبر ۲۰۰۹) توسط شرکت مخابرات ایران فیلتر شد. این سایت اینترنتی در مدت فعالیت سه ساله خود سعی در ارائه تصویری حقیقی از خواسته های انسانی جامعه آذربایجانی در ایران داشته و در زمینه پوشش خبری موارد نقض حقوق بشر در رابطه با آذربایجانیها و دیگر اقلیتهای اتنیکی در ایران تلاش فراوانی کرده است.

پیش از این نیز مقامات حکومت ایران با فیلترینگ این سایت و دیگر سایتهای انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران- آداپ سعی داشته اند جریان آزاد اطلاعات را مختل و مانع از دسترسی کاربران داخلی به اخبار و وضعیت نقض حقوق بشر آذربایجانیها در ایران شوند.

در سالهای گذشته نیز دهها سایت آذربایجانی که اخبار و وقایع منطقه آذربایجان در شمال غرب ایران را منتشر می کردند از سوی حکومت ایران فیلتر شده اند.

ممانعت از برگزاری مراسمات فرهنگی

ممانعت از برگزاری مراسمات فرهنگی آذربایجانی در سالهای اخیر به نحو فزاینده ای افزایش یافته است. مسئولین امنیتی و قضائی ایران برگزار کنندگان و شرکت کنندگان مراسمات فرهنگی آذربایجانی را بازداشت و تحت فشار قرار می دهند.

مسئولین دانشکده شهید مهاجر اصفهان روز سه شنبه ۱۹ آبان ۱٣٨٨ (۱۰ نوامبر ۲۰۰۹) مانع از برگزاری کنسرت موسیقی آذربایجانی دانشجویان دانشگاههای اصفهان در این دانشگاه شده اند.

کنسرت موسیقی آذربایجانی به منظور معرفی فولکلور و موسیقی آذربایجان توسط دانشجویان آذربایجانی این دانشگاه ترتیب داده شده بود اما مسئولین با قطع برق سالن محل برگزاری مراسم از اجرای این کنسرت ممانعت کرده اند.

ادامه مطلب ...

گزارش صدای آمریکا از فشار بر زندانیان سیاسی و صدور احکام سنگین حبس برای فعالین آذربایجانی در گفتگو با مسئول روابط عمومی آداپ

صدای آمریکا . برنامه خبرها و نظرها ، چهارشنبه ۲ دی ۱٣٨٨ - ۲٣ دسامبر ۲۰۰۹

video

یاشار حکاک پور مسئول روابط عمومی انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران درباره وضعیت زندانیان سیاسی آذربایجانی در اردبیل که از ششم آبان ماه برای اجرای حکم یک ساله حبس در زندان به سر می برند و همچنین زندانیان سیاسی در تبریز در یک گفتگو با صدای آمریکا چنین گفت :

ودود سعادتی، رحیم غلامی، بهروز علیزاده و علی عباسی از زندانیان سیاسی آذربایجانی در اردبیل که در زندان این شهر به سر می برند تحت فشار و آزار و اذیت مسئولین زندان قرار دارند . رئیس زندان به پرسنل زندان دستور داده تا با فحاشی به افکار و عقاید این زندانیان و انتقال زندانیان مشکل ساز و خطرناک به درون بندهایی که این افراد را در آنجا را نگه می دارند آنها را تحت فشار قرار دهند

در موردی دیگر در تبریز اخیرا شعبه سوم دادگاه انقلاب تبریز فردین مرادپور، مرتضی مرادپور، علیرضا فرشی، سیما دیدار، رسول بدلی، علی بدلی، امین پاشا قره باغی، جلال رجب زاده و آرش عشقی از فعالین مدنی آذربایجانی را که ۱ خرداد ۸۸ بازداشت شده بودند به احکام حبس از شش ماه تا شش سال محکوم کرده است.

این افراد ۱ خرداد ۸۸ در جریان همایش پیاده روی خانوادگی در پارک ائل گولی تبریز و بعد از آنکه شعارهایی در رابطه با حقوق ملی و زبانی آذربایجانیها سر داده شد دستگیر شده بودند.

صدای آمریکا : آقای حکاک پور ممکن است بفرمایید خواسته اصلی این فعالین چیست؟

این افراد همگی از فعالین مدنی آذربایجانی هستند که از طرق مسالمت آمیز خواسته های خودشان را در رابطه با حقوق زبانی و ملی و دیگر حقوق انسانی آذربایجانیها در ایران مطرح کرده اند اما با این احکام سنگین روبرو شده اند.

تحریریه : ساوالان سسی

برای دانلود فیلم مصاحبه اینجا را کلیک کنید


ادامه مطلب ...

آزادی احسان نجفی نسب فعال دانشجویی آذربایجانی از زندان تبریز

چهارشنبه ۲ دی ۱٣٨٨ - ۲٣ دسامبر ۲۰۰۹

ساوالان سسی : احسان نجفی نسب فعال دانشجویی آذربایجانی در دانشگاه تبریز ۱ دی ٨٨ پس از تحمل دوران محکومیت با عفو مشروط از زندان تبریز آزاد شد.

این فعالی دانشجویی ۲۰ بهمن ۸۷ طی حکمی از سوی شعیه یک دادگاه انقلاب تبریز به ریاست قاضی حملبر به یکسال حبس تعزیری و دو سال حبس تعلیقی محکوم گردیده بود.

نجفی نسب در اویل تابستان ۸۷ به همراه ۷ تن دیگر بازداشت و پس از سه ماه بازداشت موقت به قید وثیقه از زندان آزاد شده بود.

اتهام این فعال دانشجویی مشارکت در تشکیل گروه جهت بر هم زدن امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام از طریق مدیریت وبلاگ جنبش دانشجویی آذربایجان(آذوح) عنوان شده است.

پیش از این نیز فراز زهتاب و آیدین خواجه ای از فعالین دانشجویی دانشگاه تبریز که در جریان این پرونده به سه سال حبس محکوم شده بودند پس از طی دوره محکومیت از زندان تبریز آزاد شده اند اما مجید ماکوئی دیگر متهم این پرونده همچنان در بند مالی زندان تبریز به سر می برد.

فشار بر فعالین دانشجویی آذربایجان در سالهای اخیر افزایش یافته است به گونه ای که مسئولین حکومت ایران نشریات دانشجویی و تشکلهای دانشجویان آذربایجانی را توقیف و پلمپ و دانشجویان مدافع حقوق آذربایجانیها را از ادامه تحصیل محروم کرده وبازداشت و زندانی می کنند.

ادامه مطلب ...

گزارش صدای آمریکا از بازداشت فعالین آذربایجانی در جریان برگزاری مراسم گرامیداشت ۲۱ آذر در گفتگو با مسئول روابط عمومی آداپ

صدای آمریکا . برنامه خبرها و نظرها ، سه‌شنبه ۱ دی ۱٣٨٨ - ۲۲ دسامبر ۲۰۰۹

video

یاشار حکاک پور مسئول روابط عمومی انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران که مقیم ترکیه است درباره وضعیت دستگیرشدگان فعالین آذربایجانی که به مناسبت ۲۱ آذر در تبریز در مراسمی فرهنگی و خصوصی شرکت داشتند در گفتگویی با فریده رهبر چنین می گوید:

روز پنج شنبه ۱۹ آبان ۸۸ مراسم فرهنگی به مناسبت ۲۱ آذر سالروز رسمیت زبان ترکی آذربایجانی در منطقه آذربایجان، در منزل یکی از فعالین آذربایجانی درتبریز برگزار شده بود. در این مراسم، گروه فرهنگی و سرود کودکان به اسم وارلیق شعرهایی به زبان مادری می خوانده اند و موسیقی آذربایجانی نواخته می شده است که ماموران امنیتی ایران با حمله به مراسم به صورت عده ای از مهمانان گاز فلفل پاشیده و جمال تسوجیان صاحب خانه، سعید چلبیانی و رضا گردانی از مسئولین گروه فرهنگی کودکان وارلیق و بهرام بهیمی از مهمانان حاضر در مراسم را بازداشت کردند مامورین همچنین موبایل و کارت شناسایی تمام افراد حاضر در این مجلس مهمانی را ضبط کردند.

از بین بازداشت شدگان رضا گردانی، جمال تسوجیان و بهرام بهیمی روز شنبه ۲٨ آذر از اداره اطلاعات تبریز به به زندان این شهر منتقل شده اند اما سعید چلبیانی متهم دیگر این پرونده که در این جشن بازداشت شده بود همچنان در اداره اطلاعات تبریز در بازداشت به سر می برد و مراجعات مکرر خانواده ایشان به دادسرا و مسئولین اطلاعاتی برای پیگیری پرونده تا کنون بی نتیجه بوده است.

صدای آمریکا : آقای حکاک پور اتهامی که به این افراد وارد شده چیست؟

مسئولین قضائی اتهام این افراد رو اقدام علیه امنیت ملی از طریق برگزاری مراسم خصوصی ۲۱ آذر ذکر کرده اند

نکته جالب در این دستگیریها نقض حریم خصوصی این افراد و حمله مامورین امنیتی به یک مراسم خصوصی در منزل می باشد که با ادعای مسئولین قضایی و پلیس و تعهدات بین المللی ایران در زمینه احترام به حریم خصوصی افراد در تناقض هست.

صدای آمریکا : این فعالین آذربایجانی چه خواستهایی دارند؟

فعالین آذربایجانی خواهان رسمیت زبان ترکی آذربایجانی در منطقه آذربایجان هستند و علاوه از آن خواستهای ملی دیگری هم دارند از جمله به خواسته آنها مبنی بر رفع تبعیض از منطقه آذربایجان و سیاستهای تبعیض آمیزی که در قبال این منطقه اعمال می شود می توان اشاره کرد.

تحریریه : ساوالان سسی

فیلم مصاحبه را از اینجا دانلود کنید


ادامه مطلب ...

انتقال سه فعال آذربایجانی از اداره اطلاعات به زندان تبریز

دوشنبه ٣۰ آذر ۱٣٨٨ - ۲۱ دسامبر ۲۰۰۹

ساوالان سسی : رضا گردانی، جمال تسوجیان و بهرام بهیمی از فعالین مدنی آذربایجانی در تبریز روز شنبه ۲٨ آذر از اداره اطلاعات تبریز به زندان این شهر منتقل شدند.

به گفته نزدیکان خانواده این فعالین، اتهام آنها اقدام علیه امنیت ملی از طریق تجمع بیش از حد و برگزاری مراسم به مناسبت ۲۱ آذر عنوان شده است و پرونده این فعالین در شعبه چهارم دادسرای عمومی و انقلاب تبریز به ریاست بازپرس هاشم زاده در جریان است.

سعید چلبیانی دیگر متهم این پرونده نیز که در این مراسم بازداشت شده بود همچنان در اداره اطلاعات تبریز به سر می برد و مراجعات مکرر خانواده به مراجع قضایی و امنیتی جهت پیگیری وضعیت او تا کنون بی نتیجه بوده است.

گفتنی است ماموران امنیتی ایران روز پنج شنبه ۱۹ آبان ۸۸ با ورود به مهمانی منزل جمال تسوجیان در محله ولیعصر تبریز اقدام به بازداشت چهار تن از فعالین آذربایجانی حاضر در مراسم و پاشیدن گاز فلفل به صورت عده ای دیگر از مهمانان نموده بودند. مامورین همچنین موبایل و کارت شناسایی تمامی افراد حاضر در مجلس مهمانی را ضبط کرده اند. این مراسم به مناسبت ۲۱ آذر و همراه با موسیقی آذربایجانی و شعر خوانی کودکان به زبان ترکی آذربایجانی برگزار شده بود.

۲۱ آذر سالروز رسمیت زیان ترکی آذربایجانی در منطقه آذربایجان است. آذربایجانیها هر ساله با هدیه کتابهای ترکی و پخش اعلامیه در سطح شهرهای آذربایجان، برگزاری مراسمات فرهنگی و آتش بازی یاد و خاطره یکسال رسمیت یافتن زبان ترکی در آذربایجان را گرامی داشته و این روز را جشن می گیرند

برگزاری مراسم ۲۱ آذر در منطقه آذربایجان از ابتدا با ممانعت جدی مقامات حکومت ایران مواجه بوده است و مقامات ایران با تجاوز به حریم خصوصی و ورود به خانه فعالین آذربایجانی و بازداشت آنها مانع از برگزاری مراسمات این روز به صورت خصوصی می شوند.

ادامه مطلب ...

کمپین امضا درخواست از بی بی سی جهت تاسیس رسانه مختص آذربایجانیها در ایران

شنبه ۲٨ آذر ۱٣٨٨ - ۱۹ دسامبر ۲۰۰۹

ساوالان سسی : آذربایجانیها در ایران با امضای طوماری اینترنتی خواهان تاسیس سرویس آذربایجانی شبکه بی بی سی جهت پوشش اخبار منطقه آذربایجان در ایران هستند.

امضا کننگان طومار که شمارشان تا کنون به بیش از ۱۱۰۰ تن می رسد با استناد به اینکه آذربایجانیها قسمت عمده ای از جمعیت ایران را تشکیل میدهند چنین خواستی را مطرح کرده و از مسئولین شبکه جهانی بی بی سی خواسته اند تا اقدام به راه اندازی سرویس آذربایجانی مختص آذربایجانیها در ایران نماید.

تهیه کنندگان طومار فوق که جامعه آذربایجانیهای مقیم انگلیس هستند با اشاره به اینکه اخبار منطقه آذربایجان از سوی رسانه های خبری فارسی زبان خارج از ایران مورد توجه قرار نمی گیرد چنین خواستی را مطرح کرده اند. یکی از تهیه کنندگان این طومار می گوید: «حدود سی میلیون نفر ترک آذربایجانی در ایران زندگی می کنند و شبکه جهانی بی بی سی تا کنون از پوشش اخبار مربوط به منطقه آذربایجان در ایران غافل بوده است. از این رو رو ما بر آن شدیم تا با جمع آوری امضا و تهیه طوماری از مسئولین شبکه جهانی بی بی سی و وزارت خارجه انگلستان بخواهیم تا سرویس آذربایجانی این شبکه را به زبان مادری آذربایجانیها راه اندازی کند. ضمن اینکه باید بگویم سخنان مسئولین بخش فارسی بی بی سی در پخش برنامه مختص فارسی زبانان در کشورهای ایران، افغانستان و تاجیکستان و بی توجهی به اخبار مناطق غیر فارس در ایران ما را در راهی که پیش گرفته ایم مصمم تر ساخت».

آذربایجانیها در شمال غربی ایران و در جمهوری آذربایجان زندگی می کنند و بر اساس آمارهای موجود جمعیت آنها در ایران ۲۵ الی ۴۰ درصد جمعیت کل کشور را شامل می شود.

اصل ۱۵ و ۱۹ قانون اساسی ایران امکان تاسیس رسانه های با زبان ترکی آذربایجانی معیار در ایران را فراهم نموده است اما حکومت ایران مانع از تاسیس کانالهای رادیو و تلویزیونی به این زبان می شود.

برای مشاهده و امضای طومار اینجا را کلیک کنید

ادامه مطلب ...

صدور قطعنامه محکومیت نقض حقوق بشر در ایران از سوی مجمع عمومی سازمان ملل متحد

شنبه ۲٨ آذر ۱٣٨٨ - ۱۹ دسامبر ۲۰۰۹

صدای آمریکا : روز جمعه ٢٧ آذر ماه در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نيويورک قعطنامه پيشنهادی کميته سوم اين سازمان مبنی بر محکوميت مقامات جمهوری اسلامی در نقض مستمر و فاحش اساسی ترين حقوق مردم ايران با اکثريت قاطع به تصويب رسيد.

با ٧٤ رأی مثبت ، ٤٩ رأی منفی و ٥٩ رأی ممتنع به اين قطعنامه، کشورهای عضو مجمع عمومی سازمان ملل متحد ضمن ابراز نگرانی عميق خود نسبت ادامه نقض مستمرو جدی حقوق بشر، جمهوری اسلامی ايران را محکوم نمودند.

قعطنامه محکوميت جمهوری اسلامی ايران که به ابتکار دولت کانادا و حمايت بيش از ٤٢ کشور ازجمله کشورهای عضو اتحاديه اروپا و ايالات متحده آمريکا تهيه شده بود ماه گذشته در کميته سوم به تصويب رسيد وبرای تصويب نهايی به مجمع عمومی سازمان ملل متحد ارائه شد.

در حاليکه تنها سی سال از تأسيس حکومت جمهوری اسلامی ميگذرد مقامات اين کشور برای بيست و پنجمين بار بدليل سرکوب و زير پا گذاشتن حقوق مردم ايران محکوم شده اند. در قطعنامه امسال آنچه که جلب نظر ميکند لحن انتقادی شديد آن از وضعيت بحرانی نقض حقوق بشر در ايران است.

بخش عمده ای از اين قعطنامه به رويدادهای پس از انتخابات دهمين دور رياست جمهوری در ٢٢ خرداد ماه اختصاص داده شده است. کشورهای عضو سازمان ملل متحد از اعمال گسترده خشونت در ٦ ماه گذشته، شکنجه و سوء استفاده و زير پا گذاشتن سيستماتيک قوانين در ايران توسط مقامات کشورابراز نگرانی کرده اند.

قطعنامه همچنين سرکوب خشونت بار زنان در ايران را محکوم کرده است. بخش ديگری از قطعنامه به افزايش سياست های تبيعض آميز مقامات جمهوری اسلامی عليه ايرانيان عرب تبار، ترک، بلوچ، کرد، مسيحی، کليمی ، بهايی، اهل تسنن و دراويش پرداخته است.

برای اولين بار کشورهای عضو سازمان ملل متحد در اين قطعنامه از مقامات جمهوری اسلامی خواسته اند تا به گزارشگران ويژه درموارد مختلف امور مربوط به حقوق بشر اجازه دهند تا برای انجام تحقيقات مستقل به ايران سفر کنند.

ودرهمين رابطه نيز از بان کی – مون دبير کل سازمان ملل متحد نيز خواسته شده است تا به مرحله اجرا گذاشتن اين خواسته، وضعيت نقض حقوق بشر درايران را از نزديک دنبال کرده و گزارشی از چگونگی اوضاع در اين کشور را بارديگر به اجلاس آينده مجمع عمومی ارائه دهد.

دبير کل سازمان ملل متحد امسال فقط درباره وضعيت حقوق بشردر سه کشور ايران، کره شمالی و برمه (ميانمار) گزارش تهيه کرده بود.

پس از سرکوب بيسابقه شرکت کننده گان در تظاهرات مسالمت آميز اعتراض کننده گان به نتايج انتخابات رياست جمهوری توسط نيروهای بسيج و امنيتی بويژه گزارشات مربوط به اعمال شکنجه، تجاوز و قتل زنداينان در شش ماهه گذشته گزارشگران سازمان ملل متحد از جمله گزارشگر ويژه امور شکنجه، منفرد نواک و گزارشگر ويژه اعدامهای فراقانونی، فيليپ آلستون از مقامات جمهوری اسلامی خواسته اند که برای تحقيق به ايران سفر کنند.

آينده ای نه چندان دور نشان خواهد داد که آيا مقامات جمهوری اسلامی به خواست جامعه بين الملل، مردم ايران و بويژه مادران داغداری که فرزندانشان در شش ماهه گذشته بطور نامعلومی در زندانهای ايران به قتل رسيده اند و تاکنون نيز هيج نهادی در کشور حاضر به پاسخگويی نيست تن خواهند داد يا نه.

کميسر عالی حقوق بشر در سازمان ملل متحد چندی پيش گفته بود هرچند مقامات جمهوری اسلامی ايران درها را به روی گزارشگران ما بسته اند و آنها راه انزوا را برگزيده اند اما اين باعث نخواهد شد تا جامعه بين الملل در باره آنچه در ايران ميگذرد سکوت اختيار کند. خانم ناوی پيلای افزوده است: «ما به اعتراضات خود ادامه می دهيم.»

لینک مستقیم خبر از سایت بخش فارسی صدای آمریکا

ادامه مطلب ...

ابراز نگرانی شدید خانواده متین پور از وضعیت جسمانی وی

دوشنبه ۲٣ آذر ۱٣٨٨ - ۱۴ دسامبر ۲۰۰۹

برای آزادی سعید متین پور: جمعی از فعالان حرکت ملی و هویت طلبان زنجان در عید غدیر با خانواده سعید متین پور دیدارکردند.

در این دیدار که در یک فضای بسیار صمیمی برگزار شد حاضرین ضمن تبریک عید غدیر (سیدلر بایرامی) به مادر سعید، آخرین وضعیت وی را جویا شدند.

خانواده متین پور نیز ضمن تشکر از حضور فعالان و دوستان وی، از وضعیت بد جسمی سعید و فضای نامناسب زندان ابراز نگرانی کرد. مادر متین پور در این دیدار افزود: "از وقتی که سعید به بند ۳۵۰ (بند سیاسی) منتقل شده است، شرایط بسیار سختی را تحمل می کند، چنانچه تماسهای تلفنی او بسیار محدود شده و با گرفتن وقت قبلی حداکثر می تواند پنج دقیقه مکالمه داشته باشد. سعید همچنان از بیماری های جسمی از جمله کمردرد، ناراحتی دستگاه گوارشی و سرگیجه رنج می برد و در این مدت ناراحتی های دیگری از جمله درد شدید از ناحیه گردن به بیماری های وی افزوده شده است."

وی همچنین اضافه کرد: "سعید کاهش وزن بسیار زیادی داشته طوری که دیگر قابل شناخت نیست و از سوی دیگر دچار ریزش مو شده است. با تمامی این موارد، وی اجازه دیدار با پزشکان متخصص را ندارد." مادر سعید علت تشدید بیماری و ناراحتی های وی را کیفیت پایین غذاهای زندان و نبود بهداشت مناسب عنوان کرد و خاطر نشان ساخت: "با وجود تمامی این شرایط سخت، روحیه سعید بسیار عالی است."

مادر متین پور در مورد مرخصی سعید بیان کرد: "ما چندین بار نیز اقدام کرده ایم که با مخالفت دستگاههای زیربط مواجه گشته و به نتیجه ای نرسیده ایم ولی همچنان به دنبال گرفتن مرخصی پزشکی برای سعید هستیم و این کار را پیگیری می کنیم."

در پایان این دیدار، فعالان حاضر با آرزوی آزادی تمامی زندانیان سیاسی و فعالان در بند آذربایجان، از مقاومت ستودنی آنان تشکر کردند و تاکید نمودند که این گونه برخوردها نمی تواند مانع از فعالیت برای تحقق حقوق به حقه ملت ترک آذربایجان شود و تا زمانی که ملت آذربایجان به این حقوق دست نیافته، به مبارزه مدنی خود ادامه خواهد داد.

ادامه مطلب ...

گزارش انجمن حقوقی آذیاسا از همایش«احترام به تكثر انديشه‌ها در گستره ملي و جهاني»در تبریز

يکشنبه ۲۲ آذر ۱٣٨٨ - ۱٣ دسامبر ۲۰۰۹

آذیاسا: به گزارش خبرنگار انجمن حقوقی آذیاسا، روز پنجشنبه ۱۹ آذر ۸۸ همایش "احترام به تكثر انديشه‌ها در گستره ملي و جهاني" با حضور وكلاي دادگستري، قضات و كارشناسان حقوقي و نيز با شركت جمعي از دانشجويان رشته حقوق و علوم سياسي در تالار اجتماعات كانون وكلاي دادگستري استان آذربايجان شرقي (تبریز) برگزار گردید.

این همایش به مناسبت روز جهانی حقوق بشر توسط دفتر منطقه ۷ كميسيون حقوق بشر ‌اسلامي و با همکاری تشکل هایی همچون کانون وکلای آذربایجان شرقی صورت گرفت.

وحيد كاظم‌زاده (دبير منطقه هفت كميسيون حقوق بشر اسلامي) در گفتگو با خبرگزاریهای مختلف، قبل از برگزاری همایش، هدف از برگزاری این همایش را چنین بیان کرده بود: " امسال از سوي سازمان ملل متحد شعار «پذيرش تكثر و خاتمه دادن به تبعيض‌ها» براي روز جهاني حقوق بشر تعيين شده است، كميسيون حقوق بشر اسلامي ايران نيز با تاكيد بر آن، شعار «مسئوليت دولت‌هاي اسلامي براي رفع تبعيض‌هاي ناروا و تقويت تنوع و تكثر انديشه‌ها در گستره ملي و جهاني» را در دستور كار فعاليت‌ها و برنامه‌هاي خويش قرار داده است".

طبق تبلیغاتی که نسبت به این همایش صورت گرفته شده بود موضوع همایش مذکور ، بررسي تحقق اصول دوم، سوم، يازدهم تا پانزدهم، نوزدهم تا چهل و يكم و اصل پنجاه و ششم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران ذکر گردیده بود و اهداف و محورهای این همایش و محورهاي عمده سخنرانان اين همايش چنین بیان شده بود: "مسئوليت دولت‌هاي اسلامي براي رفع تبعيض‌هاي ناروا و تقويت تنوع و تكثر انديشه‌ها در گستره ملي و جهاني، نقش دولت‌هاي اسلامي در پذيرش تفاوت‌ها براي توسعه و تحكيم برادري اسلامي، تأثير ايجاد زمينه‌هاي مساعد براي ابراز آزادانه عقايد در محو استبداد و انحصارطلبي (اصل سوم قانون اساسي)، آثار پذيرش و احترام به تنوع قومي در تحكيم وحدت ملي و تكثر بر پايه عقلانيت حق‌مدار "

در این همایش اشخاص زیر به ایراد سخنرانی پرداختند: دکتر رضا اسلامي، عضو هيئت علمي دانشكده حقوق دانشگاه شهيد بهشتي (نخستين و تنها دارنده دكتراي حقوق بشر در ايران)، حجت‌الاسلام مالك اژدر شريفي، رئيس كل دادگستري استان آذربايجان شرقي، يحيي ميرزامحمدي، دادستان عمومي و انقلاب تبريز، دکتر حسن فرهودي‌نيا، استاد حقوق دانشگاه تبريز و رئيس كانون وكلاي دادگستري استان آذربايجان شرقي و دکتر عزيز جوان‌پور، رئيس دانشگاه واحد علوم و تحقيقات آذربايجان شرقي.

اولین شخصی که به ایراد سخنرانی پرداخت آقای دکتر فرهودی نیا بود. وی که از مسئولین کمیسیون حقوق بشر کانون وکلای آذربایجان شرقی می باشد با استناد قرار دادن آیات مختلف قرآن و فرازهای مختلف نهج البلاغه، سعی در ارائه دیدگاههای اسلامی راجع به مقوله حقوق بشر را داشت. مباحثی که آقای دکتر فرهودی نیا بیان کردند می توان گفت تا حدودی محافظه کارانه بود و وی با دقت در سخنان خویش سعی داشت تا خط قرمزهای مربوطه را رعایت کند!

دومین سخنران، حجت‌الاسلام مالك اژدر شريفي، رئيس كل دادگستري استان آذربايجان شرقي بود. وی در همان اول با خنده ای بر لب اعلام داشت "از یادم رفت که یادداشت های مربوط به سخنرانی ام را حول محور تکثر اندیشه ها با خود به همایش بیاورم"!! لذا در ۳۰ دقیقه ای که به وی اختصاص داده شده بود نسبت به نقض حقوق بشر در یمن، فلسطین و پاکستان پرداخت و به چگونگی فراگیری علوم حوزوی خویش در عراق پرداخت!

بعد از سخنرانی وی نوبت به تقدیر از رسانه های فعال در زمینه حقوق بشر رسید. قبل از تقدیم الواح، شخصی با عنوان آقای دهقان نژاد (فعال در کمیسیون حقوق بشر اسلامی و صدا وسیمای آذربایجان شرقی) نمونه ای از فعالیتهای خود و همکارانش را در زمینه نشان دادن نقض حقوق بشر در آذربایجان نشان داد. این فیلم ۳ دقیقه ای بنا به گفته وی دهشتناک ترین مورد نقض حقوق بشر بود که مربوط می شد به ضرب و شتم کودک یک ساله ای توسط مادر معتادش!!

بنا به اذعان برخی از حاضرین، درست است که این مورد نیز از مواد نقض حقوق کودک می باشد ولی فعالین مذکور زحمتی به خود نداده بودند که در خصوص موارد دیگر نقض حقوق بشر در آذربایجان، همچون دستگیری های بی مورد، شکنجه و صدور احکام غیرقانونی در خصوص فعالین هویت طلب آذربایجان گزارشاتی تهیه کنند.

بعد از نمایش فیلم مذکور، از رسانه های حقوق بشری استان همچون نمایندگی خبرگزاری های ایرنا و فارس در آذربایجان و روزنامه مهد آزادی تجلیل گردید!! این در حالی است که رسانه های مذکور تا بحال هیچ خبری در خصوص نقض حقوق بشر در آذربایجان منتشر نکرده اند و تا توانسته اند به سانسور خبری پرداخته اند.

بعد از تقدیم لوح های تقدیر نوبت به سخنرانی دکتر رضا اسلامي، عضو هيئت علمي دانشكده حقوق دانشگاه شهيد بهشتي (نخستين و تنها دارنده دكتراي حقوق بشر در ايران) رسید. موضوع سخنرانی وی "مسئولیت دولت های اسلامی برای رفع تبعیض های ناروا و تقویت تنوع و تکثر اندیشه ها در گستره ملی و جهانی" بود.

سخنرانی دکتر اسلامی حول محور چگونگی نظام حقوق بشر و توجه به تفاوتها و احترام به تکثر اندیشه ها بود. وی که به صورت آکادمیک بحثهای مذکور را بیان می کرد، بدون توجه به محذورات و خط قرمزهای بی مورد به ایراد سخنرانی پرداخت. با توجه به اهمیت سخنرانی دکتر اسلامی، خلاصه ای از سخنان وی بعد از اتمام این گزارش، تقدیم خوانندگان محترم می گردد.

لازم به ذکر است دکتر اسلامی در قسمتی از سخنان خویش که در خصوص احترام به تنوع قومی در ایران بود نسبت به برگزاری مراسم به زبان فارسی ایراد گرفته و بیان کرد که "چرا چنین همایشی که در آذربایجان برگزار می شود به زبان فارسی می باشد و باید به به زبان آذری (تورکی) می بود" در حین این سخنان آقای یحیی میرزا محمدی با خنده ای معنی دا گفت: "آقای دکتر به جهت اینکه شما فارس زبان هستید، برای احترام به شما این همایش به زبان فارسی برگزار شده است". که در این حال آقای دکتر اسلامی باز هم متذکر شدند که من خودم اصالتاً تورک و آذربایجانی می باشم و پدرم آذربایجانی بوده و خودم زاده و ساکن تهران می باشم و اگر بنا به زادگاه و محل سکونتم آذری (تورکی) را بلد نیستم باز هم نباید توجیهی بر فارسی بودن مراسم تلقی شود.

بعد از سخنرانی دکتر اسلامی، مجری برنامه که برنامه را به صورت فارسی به پیش می برد شروع به خواندن شعر معروف استاد شهریار با عنوان "تورکون دیلی تک سئوگیلی جانانه دیل اولماز" (زبانی همچون زبان تورکی که زبانی دوست داشتنی و جانه می باشد وجود ندارد) کرد که با تشویق پرشور حضار مواجه شد.

بعد از سخنرانی دکتر اسلامی، نوبت به سخنرانی يحيي ميرزامحمدي، دادستان عمومي و انقلاب تبريز رسید. آقای میرزا محمدی در حالی به این سخنرانی دعوت شده بود که خود شاهد انواع نقض حقوق بشر در خصوص فعالین سیاسی و فرهنگی آذربایجان در مراجع امنیتی و قضائی استان بوده و می باشد. در هر حال وی به تبع سخنان دکتر اسلامی سعی در مردمی نشان دادن خویش کرده و از حضار پرسید که سخنان خود را به تورکی بیان کنم یا فارسی، که حضار با صدای بلند گفتند که به زبان تورکی سخنرانی کنید.

وی در خصوص برخی از اصول قانون اساسی سخنرانی کرد ولی سخنرانی وی را در این خصوص می توان به نوعی روخوانی قانون عنوان کرد چرا که بحثهای عمیق و بی پرده ای را بیان نکرد.

سخنران آخر نیز آقای دکتر عزيز جوان‌پور، رئيس دانشگاه واحد علوم و تحقيقات آذربايجان شرقي بود که با توجه به تاخیری که داشت از ایراد سخنرانی امتناع ورزید.

حاشیه همایش:

در حاشیه همایش جلسه پرسش و پاسخ با حضور دکتر اسلامی، دکتر فرهودی نیا، یحیی میرزا محمدی و دکتر جوانپور صورت گرفت.

با توجه به اینکه مجری برنامه از طرف برگزارکنندگان همایش و از طرف سخنرانان اعلام کرد که حضار می توانند پرسشهای خود را بدون هیچ سانسور و واهمه ای بیان کنند، با اینحال بنا به گفته برخی از حضار عدم وجود آزادی بعد از بیان مانع از این شد که سوالات لازم در خصوص حقوق بشر و نقض آن در ایران پرسیده شود. ولی برخی از سوالاتی که مطرح شدند در اینجا ذکر می گردد:

۱- با توجه به وجود نقض گسترده حقوق بشر در آذربایجان در خصوص فعالین هویت طلب آذربایجانی، دلیل سکوت مراجع حقوق بشر ایران در خصوص بازداشت و شکنجه این فعالین چه می باشد و تدابیر لازم برای جلوگیری اقدامات خودسرانه مراجع امنیتی و قضائی استان چه می تواند باشد؟

در این خصوص دکتر اسلامی باز هم به مقوله احترام به تفاوتهای قومی اشاره کرده و بیان کردند که نباید با پیشداوریهای مختلف تفاوتهای قومی را نادیده بگیریم و فعالیت فعالین قومی در آذربایجان نیز منطبق با اصول حقوق بشر می باشد مگر اینکه تمامیت ارضی ایران نادیده گرفته شود. و ملت آذربایجان باید به تفاوتهای خود ارج بنهد و مسئولین و فعالین حقوق بشر نیز موظفند به آنها احترام بگذارند.

۲- علت دستگیریهای ۱۶ آذر ۱۳۸۸ در آذربایجان چه می باشد؟

آقای یحیی میرزا محمدی در این خصوص منکر هر گونه دستگیری (حتی یک نفر) در آذربایجان شدند و متذکر شدند اگر شخصی بازداشت شده است ، خانواده وی مستقیماً به وی مراجعه کنند.

۳- آیا به نظر شما اصل ۲۷ جزء قانون اساسی نیست؟

آقای یحیی میرزامحمدی در این خصوص تجمعات بدون مجوز را غیرقانونی و در تضاد با امنیت ملی دانستند.

۴- نگاه سرد دولت نهم و دهم (احمدی نژاد) نسبت به حقوق بشر چگونه می باشد؟

دکتر عزیز جوانپور با پاسخ به این سوال بیان داشتند که ما معتقدیم به همه ایده آلها نرسیده ایم. مثلاً در بحث توسعه زبان تورکی، هم در دولتهای قبلی و هم در دولت فعلی قدم های موثری برداشته نشده است ولی دولت فعلی نیز سعی دارد گامهایی در خصوص توسعه حقوق بشر بردارد!

۵- دلیل زدن انگ دانشجوی سیاسی برای برخی از دانشجویان به لحاظ داشتن اندیشه متفاوت و منتقد چه می باشد؟

دکتر فرهودی نیا با پاسخ به این سوال اشاره کرد که ما در یک جامعه دینی قرار داریم و مطمئناً برخی از چارچوبهای آن که مورد قبول ما نیز می باشد منطبق با اصول و موازین حقوق بشر نمی باشد همچون حقوق زنان که منطبق با حقوق بشر نیست، ولی برای دفاع در مقابل حریف باید به حربه های طرف مقابل آگاهی یابیم. در این خصوص نیز با مطالعات لازم در مباحث دینی راجع به حقوق بشر می توانیم این عدم تطابق را حل کنیم. وی بیان کرد: جاد دارد از زحمات دادیاران و داستان تبریز تشکر کنم که همواره سعی دارند موازین قانونی را رعایت کنند حالا شاید برخی محذورات باشد که برای ایشان نیز مانع تلقی شود!!

۶- وظیفه دادستانی تبریز در خصوص رعایت حقوق بشر چه می باشد؟

میرزا محمدی در این خصوص بیان کرد: "دادستانی نماینده جامعه است و وظیفه وی دفاع از حقوق مردم و حمایت از آن می باشد." وی گفت: بنده خود از حامیان حقوق شهروندی می باشم و در مواردی که نقضی مشاهده شود با آن برخورد خواهیم کرد.

۷- حقوق بشری که آمریکا و کشورهای اروپایی از آن دم می زنند چه تفاوتی با حقوق بشر ایرانی دارد؟

دکتر اسلامی با پاسخ به این سوال متذکر این موضوع شدند که در ایران بحث دین وجود دارد و اجرای شریعت همواره موجود است. لذا تفاوت دارد با حقوق بشر کشورهای دیگر و در برخی مواد تعارض نیز وجود دارد. ما تصور می کنیم حقوق بشر، نظامی مستقل است مثلاً در بحث حقوق زن و آزادیهای سیاسی هیچ منعی در نظام حقوق بشر وجود ندارد و حقوق بشر به صورت واحد می باشد و حقوق بشر اسلامی و غیراسلامی مفاهیمی بی مورد هستند.

۸- آیا در اعلامیه حقوق بشر خدا هم جایگاهی دارد و آیا بیانیه های صادره از مراجع بین المللی در خصوص نقض حقوق بشر در ایران واقعیت دارد؟

دکتر عزیز پور با بیان اینکه نظام حقوق بشر برای کرامت انسانها به وجود آمده است لذا صحبت از خدا در آنجا نشده است وی اعلام داشت: اگر دین در نظام حقوق بشر راهی داشت باید همه ادیان در آن شرکت می کردند که این هم امری است محال و همچنین نظام حقوق بشر با داشتن عقاید دینی تعارضی ندارد.

دکتر اسلامی هم صدور بیانیه ها را دارای دو جنبه دانست. یکی از آنها منافع سیاسی دولتهای نظام بین المللی می باشد و دومین جنبه نیز واقعیتهای موجود می باشد که نقض آزادیها نمونه ای از این نقض ها می باشد.

و همچنین وی با ذکر این نکته که هر کس باید در زمینه حقوق بشر خود را محدود به یک کشور نکند این وظیفه را جهانشمول داست.



بعد از اتمام مراسم نیز با حضور دکتر اسلامی جلسه پرسخ و پاسخ به مدت ۳۰ دقیقه ادامه پیدا کرد.

خلاصه ای از سخنرانی دکتر اسلامی:

اعلامیه جهانی حقوق بشر اعلام شهروند بودن انسانها می باشد. حقوق بشر ریشه در کرامت انسانی دارد و شان و منزلت انسانها را متذکر می شود.

حقوق مذکور حقوقی است حق مدار. برای شهروند بودن نیز باید جامعه مدنی شناخته شود.

استحقاقات فردی، حقوق بشر را در بر می گیرد.

حق حیات، حیات با کرامت و آزاد می باشد. اگر ما حق حیات با کرامتی نداشته باشیم یعنی به حق حیات ما تعرض شده است. اگر افراد از حداقل ها و استانداردهای حیات بهره مند نباشند یعنی حیات باکرامت ندارند.

در حقوق بشر منظور از آزادیهای عمومی عبارت است از همان حیات باکرامت.

حقوق بشر حقوقی است فرادینی. حقوق بشر یک نوع است، حقوق بشر اسلامی و غیراسلامی نداریم. حقوق بشر جهانشمول و واحد است.

در حکومتهای استبدادی، حاکمان سعی می کنند عموم جامعه از حقوق خود آگاه نباشند لذا در این حالت تعرض به حقوق مردم صورت می گیرد.

حقوق بشر به معنای داشتن فرهنگ برابر و یکسان نمی باشد بلکه حقوق بشر حق بر فرهنگ و زبان و... و تفاوتها را مورد قبول قرار داده و از آن حمایت می کند.

در واقع هر کس می تواند از زبان، فرهنگ و... خود بهره مند گردد. تفاوت ها نفی نشده اند بلکه این تفاوتها مورد پذیرش واقع شده اند. بحث، بحث تحمل نیست، بحث پذیرش این تفاوتهای بشری است و وجود اینها ارزش می باشد.

تکثر یا پلورالیسم، مطلوب نظام حقوق بشر می باشد. وجود تفاوتهای فکری تعارضی با نظام حقوق بشر ندارد و زیبایی جامعه مدنی به این تفاوتها می باشد. تفاوت یک ارزش حقوق بشری است.

تولرانس در حقوق بشر یعنی شناسایی و قبول تفاوتها و احترام به آنها.

در یک جامعه مسالمت آمیز عموماً از طریق گفتگو این تفاوتها به ارزش تبدیل می شود. در جوامع خودکامه این تفاوتها سرکوب می شوند. چون در این جوامع گفتگو وجود ندارد و افراد و حاکمان به پیش داوری روی می آورند و سعی در اعمال یک نظر خودکامه به تفاوتهای مذکور را دارند و در نهایت از تبعات آن می توان به تبعیض و خشونت اشاره کرد که به وجود می آیند. حاکمیتی که تبعیض و خشونت به این تفاوتها را اعمال می کند به نوعی وجود آن تفاوتها را را به رسمیت نمی شناسد. مثلاً بخواهیم در مورد یک قومی آگاهی بیابیم باید با آن قوم وارد گفتگو شویم نه اینکه پیش داوری کنیم و تبعیض و خشونت را اعمال کنیم.

یکی از تفاوتها، تفاوت اندیشه می باشد. تنوع و تکثر نظرات و اندیشه ها، همه یک ارزش می باشند. جامعه آزاد، نظرات و اندیشه های آزاد را دارد. این اندیشه های متفاوت است که جامعه را بارور می کند. دموکراسی نیز از این تفاوت اندیشه ها زاییده می شود.

در دموکراسی، حکومت اکثریت نیست بلکه هدف باید رعایت نظریات اقلیت ها باشد و باید به آنها (اقلیتها) فرصت ایراد سخنان و بارورشدن بدهیم و فرصت بیان نظرات و تضارب آرا مد نظر دموکراسی می باشد.

مثلاً در خصوص تنوع قومی اگر در کشوری اقوامی موجود باشند این وظیفه اکثریت می باشد که به حقوق آنها احترام گذاشته و به رشد آنها کمک کند.

چگونگی ارج نهادن به تفاوتها این چنین می باشد که در جامعه متفاوت، باید از تفاوتهای خود دفاع کنیم و دیگران نیز موظفند به آنها احترام بگذارند.

مثلاً به نظر من چرا در شهری به مانند تبریز چنین همایشی به صورت آذری (تورکی) برگزار نمی شود. پدر من آذربایجانی است و بنده هر چند که در تهران زاده شده ام و تورکی را بلد نیستم با این حال این دلیل نمی شود که همایش به زبان تورکی برگزار نشود. من خودم از سالهای قبل طرفدار تیم تراکتورسازی بوده و هستم چرا که تراکتورسازی تفاوت خود را در منطقه و کشور نشان داده است . چرا نباید معماری تبریز حفظ شود. بدین دلیل است که باید به تفاوتها ارج نهیم و از انها دفاع کنیم.

هر نوع تفاوت از لحاظ حقوق بشر، ارزش تلقی می شود. لذا احترام به تنوع و تکثر اندیشه ها یک نگاه حقوق بشری است.

در قوانین مختلف از جمله قانون اساسی و قوانین دیگر باید تضمینات لازم صورت گیرد و افراد از حمایتهای لازم برخوردار باشند.

رفتار کشورها ، شاخصه شناسایی حقوق بشر نیست، رفتار منفی یک کشور، نقض حقوق بشر می باشد. حقوق بشر یک واحد کل می باشد و به وسیله نرم های مختلف آن می توان به ارزیابی عملکردهای دولتها پرداخت و موارد نقض را پیگیری کرد.

روابط عمومي انجمن حقوقي آذياسا

http://www.azyasa.blogfa.com/

azyasa@gmail.com

ادامه مطلب ...

بازداشت هفت فعال آذربایجانی دیگرهمزمان با ۲۱ آذر سالروز رسمیت زبان ترکی

شنبه ۲۱ آذر ۱٣٨٨ - ۱۲ دسامبر ۲۰۰۹

ساوالان سسی : مصطفی عوض پور، هدایت ذاکر، احمد والایی، جلال محمدی، محمدرضا محمدخانی، ابراهیم آسمانی و عیسی قربان علیزاده از فعالین آذربایجانی روز جمعه ۲۰ آذر ۸۸ در مقابل تالاربنفشه در تبریز بازداشت شدند.

یه گفته منابع محلی این افراد زمانی که جهت شرکت در مراسمی فرهنگی به این تالار مراجعه کرده بودند بازداشت شده اند. مراسم فرهنگی آذربایجانی به مناسبت ۲۱ آذر پیش از این قرار بود در این تالار برگزار شود اما مسئولین برگزاری مراسم پس از دستگیریهای فعالین آذربایجانی در روز پنجشنبه ۱۹ آذر ۸۸ در کوی ولیعصر تصمیم به لغو این مراسم گرفته بودند.

بازداشت شدگان پس از بازجوئی چند ساعته، روز جمعه ۲۰ آذر ۸۸ با گرو گذاشتن کارت شناسائی از حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی در خیابان صائب آزاد شده و روز شنبه ۲۱ آذر خود را به اتاق ۳۷ زندان تبریز که متعلق به وزارت اطلاعات است معرفی کرده اند. بدنبال مراجعه این فعالین به اتاق ۳۷ زندان تبریز در روز شنبه و بازجویی چند ساعته از آنان ماموران وزات اطلاعات اکثر این فعالین را دوباره آزاد و ادامه بازجوئی را به روز یکشنبه ۲۲ آذرموکول کردند.ماموران هدایت ذاکر فعال شناخته شده آذربایجانی و معلم دبیرستانهای تبریز را که روز شنبه ۲۱ آذر به منظور ارائه پاره ای توضیحات به اتاق ۳۷ زندان تبریز احضار شده بود بازداشت کرده اند.

همچنین خبرهای رسیده از سطح شهر تبریز خبر از جو امنیتی محسوس این شهر در ۲۱ آذر می دهد و ماموران انتظامی و امنیتی تبریز با ایجاد پستهای ایست بازرسی در نقاط مختلف این شهر همچون شهرک باغمیشه، به کنترل عبور و مرور شهروندان به هنگام شب می پردازند.

پیش از این نیز سعید چلبیانی، رضا گردانی، جمال تسوجیان و بهرام بهیمی از فعالین آذربایجانی در تبریز روز پنجشنبه ۱۹ آذر ۸۸ و در جریان برگزاری مراسم مهمانی خصوصی به مناسبت ۲۱ آذر بازداشت شده بودند.

برگزاری مراسم ۲۱ آذر در منطقه آذربایجان از ابتدا با ممانعت جدی مقامات حکومت ایران مواجه بوده است.مقامات ایران با تجاوز به حریم خصوصی و ورود به خانه فعالین آذربایجانی و بازداشت آنها مانع از برگزاری مراسمات این روز می شوند.

۲۱ آذر سالروز رسمیت زیان ترکی آذربایجانی در آذربایجان است. آذربایجانیها هر ساله با هدیه کتابهای ترکی و پخش اعلامیه در سطح شهرهای آذربایجان، برگزاری مراسمات فرهنگی و آتش بازی یاد و خاطره یکسال رسمیت یافتن زبان ترکی در آذربایجان را گرامی داشته و این روز را جشن می گیرند.

ادامه مطلب ...

آزار و اذیت و فشار انزابی رئیس زندان اردبیل بر زندانیان سیاسی آذربایجانی

شنبه ۲۱ آذر ۱٣٨٨ - ۱۲ دسامبر ۲۰۰۹

ساوالان سسی : ودود سعادتی، رحیم غلامی و بهروز علیزاده از زندانیان سیاسی آذربایجانی که از ۶ آبان ٨٨ برای اجرای حکم یک ساله حبس در زندان اردبیل به سر می برند به دستور انزابی رئیس زندان اردبیل تحت فشار و آزار و اذیت مسئولین زندان قرار دارند.

به گزارش خبرنگار ما از اردبیل انزابی رئیس زندان اردبیل به مدیر داخله زندان اردبیل دستور داده است که زندانیان مشکل ساز، خطرناک و دارای بیماریهای سخت را به بند ۷ زندان که زندانیان سیاسی در آن نگهداری می شوند منتقل کند و از طریق تبدیل این بند کوچک به قرنطینه به اعمال فشار بر زندانیان سیاسی بپردازد.همچنین محرم زاده نگهبان بند ۷ با نظر مساعد رئیس زندان اردبیل روزانه پس از ورود به بند اقدام به فحاشی به آذربایجان و فعالین مدنی آذربایجانی می نماید.

بدنبال فحاشی این کارمند زندان اردبیل در روز پنجشنبه ۱۹ آذر ۸۸، ودود سعادتی اعتراض خود را به فحاشی این زندانبان و سیاست رئیس زندان اردبیل در تحت فشار قرار دادن و تحقیر زندانیان سیاسی آذربایجانی بیان کرده است.رئیس زندان اردبیل پس از اعتراض سعادتی دستور انتقال وی به سلول انفرادی بند قرنطینه زندان اردبیل را داده است که پس از دو روز اعتصاب غذای این زندانی سیاسی رئیس زندان از اقدام خود منصرف شده است.

گفتنی است بند ۷ زندان اردبیل تا کنون فاقد تلفن بوده و مسئولین بند با بروز کوچکترین اعتراض زندانیان به مسئولین تهدید به جمع کردن گوشی تلفن عمومی از این بند می نمایند.

بهروز علیزاده، ودود سعادتی، رحیم غلامی و علی عباسی از زندانیان سیاسی آذربایجانی و، محمدعلی نارویی، محمدرحیم نارویی و عمر چاپراز زندانیان سیاسی هستند که درحال گذراندن دوران محکومیت خود در بند ۷ زندان اردبیل می باشند.

به گفته نزدیکان این زندانیان انزابی رئیس زندان اردبیل که کادر وزارت اطلاعات است و به صورت مامور به خدمت در سمت ریاست زندان اردبیل خدمت می کند به دستور وزارت اطلاعات سعی در آزار و اذیت زندانیان سیاسی در بند ۷ زندان اردبیل دارد.

ادامه مطلب ...

موج بازداشت و احضار فعالین آذربایجانی در تبریزدر آستانه ۲۱ آذر

جمعه ۲۰ آذر ۱٣٨٨ - ۱۱ دسامبر ۲۰۰۹

ساوالان سسی : هدایت ذاکر، سعید چلبیانی، جمال تسوجیان، رضا گردانی و بهرام بهیمی از فعالین مدنی آذربایجانی در تبریز بازداشت و آیدین شفیعی و یعقوب تقوی به اداره اطلاعات تبریز احضار شدند.

بر اساس اخبار رسیده از تبریز ماموران اداره اطلاعات این شهر روز جمعه ۲۰ آذر ۸۸ هدایت ذاکر فعال مدنی شناخته شده آذربایجانی و دبیر دبیرستانهای تبریز را بازداشت کرده بودند که وی پس از چند ساعت بازجویی در حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی در خیابان صائب آزاد شده است.

ماموران امنیتی همچنین روز پنج شنبه ۱۹ آبان ۸۸ با مراجعه به منزل تسوجیان٬ وارد مراسم مهمانی فعالین آذربایجانی شده و با ایجاد فضای رعب و وحشت در بین مهمانان اقدام به پاشیدن گاز فلفل به صورت عده ای از مهمانان نمودند. مامورین همچنین موبایل و کارت شناسایی تمامی افراد حاضر در مجلس مهمانی را ضبط و اقدام به بازداشت جمال تسوجیان صاحب خانه، بهرام بهیمی از مهمانان حاضر در مراسم و سعید چلبیانی و رضا گردانی از مسئولین گروه فرهنگی کودکان با نام وارلیق کردند.

بازداشت این افراد در جریان برگزاری مراسم شعر خوانی گروه کودک وارلیق در منزل جمال تسودیان در محله ولیعصر تبریز به مناسبت ۲۱ آذر صورت گرفته است.

ماموران اداره اطلاعات تبریز همچنین روز جمعه طی تماسی تلفنی با یعقوب تقوی و آیدین شفیعی (دانشجوی دانشگاه آزاد شبستر) از حاضران در مراسم مهمانی منزل تسودیان در روز پنجشنبه از آنها خواستند شنبه ۲۱ آذر ۸۸ خود را به اداره اطلاعات تبریز واقع در باغشمال معرفی نمایند.

۲۱ آذر سالروز رسمی شدن زبان ترکی در شهرهای آذربایجان و تشکیل حکومت خودمختار آذربایجان در سال ۱۳۲۴ است.آذربایجانیها هر ساله با هدیه کتابهای ترکی و پخش اعلامیه در سطح شهرهای آذربایجان، برگزاری مراسمات فرهنگی و آتش بازی یاد و خاطره یکسال رسمیت یافتن زبان ترکی در آذربایجان را گرامی داشته و این روز را جشن می گیرند.

برگزاری مراسم ۲۱ آذر از سال ۱۳۲۵ تا کنون همواره با ممانعت مقامات حکومت ایران مواجه بوده است. این روند در سالهای اخیر شدت بیشتری یافته است به گونه ای که در ۲۱ آذر ۸۱ ماموران اداره اطلاعات هشتاد تن از فعالین آذربایجانی را که بر سر قبر پروفسور ذهتابی تجمع کرده بودند بازداشت کردند در سال ۸۲ نیز مامورین اداره اطلاعات تبریز با حمله به مراسم یادبود فریدون ابراهیمی وزیر دادگستری فرقه دموکرات بر سر قبرش، هدایت ذاکر فعال شناخته شده آذربایجانی را به همراه چند نفر دیگر بازداشت کرده بودند.

ادامه مطلب ...

کمپین امضای آداپ و عفو بین الملل کانادا برای رسیدگی به وضعیت سعید متین پور

جمعه ۲۰ آذر ۱٣٨٨ - ۱۱ دسامبر ۲۰۰۹

ساوالان سسی : کمپین امضای سازمان عفو بین الملل به مناسبت روز جهانی حقوق بشر با همکاری انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران (آداپ) روز چهارشنبه ۱۸ آذر (۹ دسامبر ۲۰۰۹) در شهر ونکور کانادا برگزار گردید.

در این کمپین مواردی از نقض حقوق بشر در جهان از سوی سازمان عفو بین الملل انتخاب شده بود که شهروندان کانادایی با اشاره به کیس مورد نظر با امضای نامه هایی از حکومتهای مرتبط خواستند به نقض حقوق بشر پایان دهند.

در قسمت آذربایجانیهای ایران شرکت کنندگان در نامه ای به صادق لاریجانی رئیس قوه قضائیه ایران نگرانیهای عمیق خود را از بی توجهی مقامات ایران به شرایط خطرناک سعید متین پور روزنامه نگار و فعال حقوق بشر آذربایجانی در زندان ابراز داشتند.در نامه تهیه شده آداپ گفته شده است سعید متین پور که هم اکنون در زندان اوين به سر می برد از سپتامبر ۲۰۰۹ دچار مشکلات شدید جسمی و روحی شده اما تا کنون از حق دسترسی به امکانات پزشکی محروم شده است. امضا کنندگان نامه در پایان از رئیس قوه قضائیه ایران خواسته بودند متین پور را به صورت بی قید و شرط از زندان آزاد کند و امکان دسترسي فوری وی به مداواي پزشکي در خارج از زندان را فراهم آورد.

عفو بين‌الملل و آداپ معتقدند سعید متین پور زندانی عقیده و وجدان می باشد که تنها به دلیل دفاع از حقوق بشر آذربایجانیها در ایران زندانی شده است. در قسمتی از نامه آمده است زندانی شدن این فعال حقوق بشر نقض صریح ماده ۱۹ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی است که ایران یکی از امضاکنندگان آن است.

در جریان مراسم روز جهانی حقوق بشر صدها نسخه از بروشوری که حاوی نقشه ای از شهرها و مناطق آذربایجانی در ایران و توضیحاتی در خصوص زبان ترکی آذربایجانی و ممنوعیت آموزش به این زبان در ایران بود٬ در بین شرکت کنندگان پخش شد.

همچنین شرکت کنندگان با مشارکت در دو کمپین دیگر جمع آوری امضاء٬ ضمن فرا خواندن مقامات ایرانی به برداشتن ممنوعیت تحصیل به زبان ترکی آذربایجانی در ایران از دولت کانادا تقاضا کردند که به منظور دفاع از فعالان حقوق زبانی آذربایجان که از طرف دولت ایران مورد تعقیب٬ حبس و شکنجه قرار می گیرند٬ انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران (آداپ) را مورد حمایت قرار دهد.

چندی پیش نیز سمیناری بر ضد شکنجه در ۲ نوامبر ۲۰۰۹ توسط سازمان عفو بین الملل در سالن اجتماعات کتابخانه مرکزی ونکور برگزار شده بود. در جریان این مراسم فاخته زمانی دبیر آداپ(انجمن دفاع از حقوق زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران) ضمن اشاره به شکنجه سعید متین پور، بهروز حیدری و لیلا صفری به سخنرانی در خصوص موارد شکنجه آذربایجانیها در ایران و معرفی فعالیتهای سازمان حقوق بشری مطبوعش پرداخته بود. شرکت کنندگان در سمینار در پایان با نوشتن نامه هایی از دولت ایران خواسته بودند ضمن آزادی بی قید و شرط سعید متین پور فعال حقوق بشر آذربایجانی، به شکنجه افراد در زندانها پایان داده و امکان دسترسی متین پور به مداوای پزشکی در خارج از زندان را فراهم کند.


عکسهای مراسم ۹ دسامبر ۲۰۰۹











عکسهای مراسم ۲ نوامبر ۲۰۰۹












ادامه مطلب ...

حکم حبس و شلاق برای معترضین به جوک نژادپرستانه سید محمد خاتمی

پنجشنبه ۱۹ آذر ۱٣٨٨ - ۱۰ دسامبر ۲۰۰۹

ساوالان سسی : عبدالله صدوقی، فرید باقرزاده، آرمین شاکران وحیدی، برات دادگر، بابک مینقی(فیلمساز) و اصغر قدیمی(دانشجوی دانشگاه آزاد تبریز) از فعالین آذربایجانی در تبریز طی حکمی از سوی شعبع ۱۱۱ جزائی تبریز به نود و یک روز حبس و سی ضربه شلاق تعلیقی به مدت دو سال محکوم گردیدند.

این فعالین پس از پایان مراسم سخنرانی میرحسین موسوی در ورزشگاه باغشمال تبریز در ۴ خرداد ۸۸ و بدنبال طرح شعارهایی با محوریت حقوق زبانی و ملی آذربایجانیها و اعتراض به جوک نژادپرستانه سید محمد خاتمی رئیس جمهور پیشین ایران و عضو کمپین انتخاباتی موسوی، توسط نیروهای امنیتی دستگیر شده بودند.

بر اساس حکم صادره قاضی محمدی رئیس شعبه ۱۱۱ جزائی تبریز اتهام این افراد را اخلال در نظم عمومی عنوان کرده است. آنها متهمند که از طریق سردادن شعارهایی بر علیه سید محمد خاتمی و درخواست حقوق زبانی آذربایجانیها به ایجاد سر و صدا در حین سخنرانی میرحسین موسوی در ورزشگاه تختی پرداخته اند.

جلسه دادگاه این فعالین يکشنبه ۱۷ آبان ٨٨ به صورت غیر علنی برگزار شده بود و حکم صادره ۱۲ آبان ۸۸ به آنها ابلاغ گردیده است.

متهمین در طول دوره بازداشت و دادرسی از حق داشتن وکیل محروم بوده اند.آنها در دوران بازداشت مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار گرفته اند.

گفتنی است بدنبال انتشار فیلمی در اینترنت که محمد خاتمی رئیس جمهور پیشین ایران (كه از موسوي حمايت كرده است) را در حال بازگویی جوکی در مورد آذربايجاني‌ها نشان می‌دهد شهرها و دانشگاههای آذربایجان به صحنه اعتراضات آذربایجانیها تبدیل شد. در جریان این اعتراضات و همزمان با سخنرانی میرحسین موسوی در تبریز ماموران امنیتی با حمله به عده ای از حاضرین که شعار سر می دادند، آنها را به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده و عده زیادی را بازداشت کرده بودند.

نادر و جهانبخش بخت آور، مهدی و علی ایمانی(دانشجویان دانشگاه تبریز) و حامد حسن زاده(دانشجوی دانشگاه آزاد تبریز) از دیگر فعالین آذربایجانی هستند که در جریان این سخنرانی بازداشت و به قید وثیقه آزاد شده بودند و اکنون در انتظار محاکمه به سر می برند.


ادامه مطلب ...

برگزاری جلسه دادگاه بهنام شیخی و محمود اجاقلو؛ فعالین آذربایجانی در تهران

سه‌شنبه ۱۷ آذر ۱٣٨٨ - ٨ دسامبر ۲۰۰۹

ساوالان سسی : جلسه رسیدگی به اتهامات بهنام شیخی و محمود اجاقلو از فعالان مدنی آذربایجانی در اسلامشهر تهران روز دوشنبه ۹ آذر ۸۸ در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی پیر عباسی برگزار گردید.

شیخی و اجاقلو ۱۹ خرداد ۱٣٨٨ در محل کارشان در اسلامشهر بازداشت و پس از تحمل ۵۵ و ۶۳ روز بازداشت موقت در بند ۲۰۹ زندان اوین به قید وثیقه ۵۰ میلیون تومانی آزاد شده بودند.

اتهام این افراد اقدام علیه امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام و -تشکیل تجمعات غیر قانونی عنوان شده است و بر اساس کیفر خواست صادره استنادات دادستان برای طرح این اتهامات ارتباطات این افراد با گروههای پان ترکیست، تماس تلفنی با تلویزیون ماهواره ای گوناز تی وی و شرکت این افراد در مراسم سخنرانی محمد خاتمی در مسجد امیرالمومنین تهران و اعتراض به جوک نژادپرستانه خاتمی عنوان شده است.

دادگاه این افراد به صورت غیر علنی برگزار شده و عبدالفتاح سلطانی وکیل دادگستری در تهران وکالت این افراد را بر عهده داشته است.

این فعالین به هنگام بازداشت مورد ضرب و شتم قرار گرفته و تقریبا تمام مدت بازداشت را در بند ۲۰۹ زندان اوین تحت فشارهای جسمی و روحی گذرانده اند.آنها در مدت بازداشت از حق دسترسی به وکیل و ملاقات با خانواده محروم بوده اند.

ادامه مطلب ...

بیش از دوماه بی خبری از وضعیت علی حسین نژاد فعال آذربایجانی

يکشنبه ۱۵ آذر ۱٣٨٨ - ۶ دسامبر ۲۰۰۹

ساوالان سسی : با گذشت هفتاد و دو روز از بازداشت علی حسین نژاد اصل فعال حرکت ملی آذربایجان در ماکو خانواده وی در بی خبری مطلق از وضعیت او به سر می برند.

حسین نژاد ۴ مهر ۸۸ و پس از آنکه که جهت مرخصی یک هفته ای از زندان ماکو آزاد شده بود توسط مامورین اداره اطلاعات در مغازه اش بازداشت شده است و تا کنون هیچ تماسی با خانواده نداشته است.اخبار غیر رسمی حاکی است او در زندان تحت فشار قرار دارد.

این فعال آذربایجانی پیش از این به اتهام دعوت مردم به شرکت در تجمع اعتراضی در ۱ خرداد ۸۶ و در سالگرد چاپ کاریکاتور توهین آمیز روزنامه دولتی ایران به هشت ماه حبس تعزیری محکوم شده بود و مشغول گذراندن دوران محکومیت خود بود.

مسئولین قضایی اجازه ملاقات و تماس تلفنی حسین نژاد با خانواده را نمی دهند و از دادن پاسخ به سوالات خانواده این فعال آذربایجانی مبنی بر محل نگهداری و اتهام او امتناع می کنند.خانواده حسین نژاد به شدت نگران وضعیت نا مشخص او هستند و مراجعات مکرر آنها به مراجع قضایی و اطلاعاتی ماکو و ارومیه تاکنون بی نتیجه بوده است.

ادامه مطلب ...

بازداشت و آزادی چند تن از هواداران تیم تراکتورسازی تبریز

يکشنبه ۱۵ آذر ۱٣٨٨ - ۶ دسامبر ۲۰۰۹

ساوالان سسی: یونس نوروزی، وحید منافی و چند تن دیگر از هواداران تیم تراکتورسازی تبریز روز جمعه ۱۳ آذر ۸۸ بازداشت و پس از دو روز بازداشت موقت با دادن تعهد از اداره اطلاعات تبریز آزاد شدند.

ماموران نیروی انتظامی تبریز در جریان بازی فوتبال بین تیمهای تراکتور سازی تبریز و صبای قم در ورزشگاه سهند تبریز یونس نوروزی، وحید منافی و چند تن دیگر از هواداران تیم تراکتورسازی تبریز را که شعارهایی در تشویق این تیم آذربایجانی سر می دادند بازداشت و به حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی در خیابان صائب منتقل کرده بودند. بازداشت شدگان پس از ضرب و شتم در حفظت اطلاعات نیروی انتظامی تبریز به اداره اطلاعات این شهر منتقل شده و پس از بازجویی و دادن تعهد آزاد شده اند.

بازداشت این افراد پس از آن صورت گرفته است که این افراد پارچه نوشته ای با عنوان «بارسلونای آذربایجان، تراختور تراختور» در دست داشتند و شعار «یاشاسین آذربایجان» سر می دادند.

در ماههای اخیر بازیهای تیم تراکتورسازی تبریز به صحنه طرح مطالبات آذربایجانیها تبدیل گشته است و تماشاگران بازیهای این تیم در تهران و تبریز و دیگر شهرها که تعدادشان به دهها هزار نفر می رسد با دادن شعارهایی همچون «یاشاسین آذربایجان»، «آذربایجان وار اولسون دوشمنلری خوار اولسون» و «تورک دیلینده مدرسه» اقدام به طرح مطالبات ملی آذربایجانیها و تشویق این تیم می کنند.



ادامه مطلب ...

سه دلیل حبس هشت ساله متین پور (بخش دوم)- روشنفکر ، بیگانه ای داخلی ، همسایه ، بیگانه ای خطرناک

ابراهیم رشیدی(ساوالان)

در راه مغان – خیاو چوپانی ما را به صرف ناهار دعوت کرد، چوپان وقتی نان را از همیان خود خارج می کرد کتابی از خورجین بیرون افتاد ، کتاب یکی از داستانهای صمد بهرنگی بود . غلامحسین ساعدی در حالیکه به کتاب خیره شده بود گفت : صمد مرد . علت را پرسیدم گفت:

اگر عمق تاثیر صمد به حدی رسیده که کتابش را در خورجین چوپانی می بینی او را زنده نمی گذارند. (دبیر زیست شناسی سال اول دبیرستان).

در بخش اول به راز ترس حاکمان از ارتباط با بیگانه پی بردیم و اینکه بیگانه مد نظر ما حتی اگر چیزی برای عرضه هم نداشته باشد از آنجا که می تواند زمینه ساز قبول تفاوتها در افکار ما باشد. برای آنها که از جمود فکری ما نفع می برند مشکل ساز خواهد بود و سعید متین پور قانون عدم ارتباط با بیگانگان را مراعات نکرد ، سعید از یک طرف با شعر رامیز روشن و موسیقی (سئزن آکسو) مونس بود از طرف دیگر به مجالس دموکراسی خواهان ایران می رفت که از نظر قاضی صلواتی همه آنها بیگانه اند.

اگر بیگانه کسی است که با ما فرق دارد و ممکن است در ما ایجاد تغییر کند پس روشنفکر بیگانه ای در خانه خود است. و برای همین پنجاه سال است که از آل احمد تا حال با لغاتی از قبیل روشنفکر خادم ، روشنفکر خائن ، تعهد ، تخصص ، خودی ، غیر خودی درگیریم و روشنفکر یعنی خائن ، غیر متعهد ، غیر خودی.

تاریخ روشنگری آذربایجان و ایران با اعزام گروهی دانشجو به فرنگ در دورهء امیر کبیر آغاز می شود ، آن دانشجویان با اندیشه های تجدد طلبانه به ایران بازگشتند ولی بعد از مدتی نسل اولی هایی مانند مشیر الدوله ، قوام الدوله ، موقر السلطنه ، ظل السطان در کنار استبداد قرار گرفتند و نسلهای بعدی با عضویت در "کلوپ بیداری ایران" دسته فراماسونر ها را تشکیل داده ، اسب تروای بریتانیای دموکرات شدند و کار روشنگری را فراموش کردند ولی بعدها رشد اقتصاد و صنعت در آذربایجان شمالی مقارن با افول و رکود اقتصاد در آذربایجان جنوب ارس شد. مردم در جستجوی کار به آن بلاد مهاجرت کردند ، رحیم نامور تعداد ایرانیان مقیم روسیه را در آن زمان سیصدوشصت هزار نفر تخمین می زند ، این تاجران و کارگران مهاجر در وهله اول از تحولات و تغییرات آنجا حیرت زده شدند که نمونه های چنین حیرتی را در اشعار شاعران آن دوره خصوصا" میرزا علی اکبر صابر" به وفور می بینیم . آنها هنگام برگشت دیده های خود را در مجالس نقل کرده و فکر حاکمیت قانون را در اذهان می پروراندند . آنهایی که مدتی در باکو و استانبول ساکن بودند با علم کافی به وطن برگشته و مبنای فکری مشروطه را طرح ریزی کردند ، بی شک می توان کسانی مانند میرزا ابوالحسن خان ایلچی ، خسرو میرزا فرزند عباس میرزا ، سید جمال الدین اسد آبادی ، میرزا تقی خان فراهانی ، فتحعلی آخوندوف ، میرزا عبدالرحیم طالبوف را که همگی آذربایجانی هستند از بزرگان جنبش روشنفکری دانست . همه این بزرگان بعد از بازگشت به وطن تاثیر عمیقی در بیداری مردم داشته اند. میرزا آقا خان کرمانی دیگر روشنفکر بنام آن زمان سردبیر روزنامه اختر بود که مدت ۲۲ سال به مدیریت محمد طاهر تبریزی در استانبول چاپ و به صورت قاچاق به ایران فرستاده می شد . مرکز رهبری حزب سوسیال دموکرات ایران به نام همت در باکو بود که در ایران توسط حیدر خان عمو اوغلو رهبری می شد. دو اثر بی همتا به نامهای "مسالک المحسنین" و " کتاب احمد" نوشته عبدالرحیم طالبوف تبریزی که در باکو علومی مانند فیزیک ، شیمی ، ستاره شناسی آموخته بود تاثیر بسزایی در بیداری مردم داشت. کتاب موفق دیگری " سیاحتنامه ابراهیم بیگ" بود که نویسنده آن تاجری مراغه ای به نام میرزا زین العابدین مراغه ای بود که سالها در باکو زندگی کرده و با افکار تجدد طلبانه آشنا شده بود.

وقتی به روشنفکری دورهء مشروطه فکر می کنی خواه نا خواه مسئله ای توجه تو را به خود جلب می کند ، همه این روشنفکران به نحوی با آذربایجان یا ترکیه در ارتباط بوده اند حتی سید جمال الدین اسد آبادی مدتی در ترکیه با نشریه " تورک یوردو" به سردبیری احمد آقایف همکاری کرده و مصاحبه ای نیز با شماره دوم این نشریه داشته است.

راز ماندگاری افکار روشنفکرانی که با آذربایجان و ترکیه ( دو همسایه بیگانه ) در ارتباط بوده اند و تغییر رویه دانشجویان اعزامی امیر کبیر به فرنگ(بیگانگان دور) وهمراهی آنها با استبداد یا فراماسونرها در چیست؟

فهم این مسئله در نکته ظریفی نهفته است ، فارغ التحصیلان فرنگ بعد از مدتی به این نتیجه رسیدند که آنجا فرنگ است ، اینجا ایران و حاکمیت قانون و تجدد در اینجا جواب نمی دهد . هنوز هم طرفداران وضع موجود به راحتی با گفتن آنجا سوئیس است ، آنجا پاریس است ، اینجا ایران است عقب ماندگی ناشی از عدم دموکراسی و حقوق ملتهای ساکن ایران را توجیه می کنند.

مثالی از حوزه دیگر می آورم: نزدیک به هشت سال پیش تلویزیون ایران اشتباها" چند سریال از محصولات کشورهایی مانند سوریه و مصر را در معرض نمایش قرار دادند ، نگارنده تاثیر عمیق آن سریالها را در زنان و دختران قشر سنتی جامعه به چشم خود دید. زنان و دختران ایران فیلمهای زیادی از ممالک غربی را تماشا کرده اند ولی هیچیک از آنها نتوانست در دیدگاه زن سنتی ایرانی مبنی بر نحوه پوشش اثر بگذارد ، زیرا آنها غیرمسلمان بودند و حجاب بر غیر مسلمان فرض نیست ولی برای اولین بار دختری به نام حنانه را در سریال تلویزیونی دیدند که با وجود مسلمان بودن روسری بر سر نداشت و به خدا هم ایمان داشت . همه ما امروز می توانیم تاثیر آن سریال را بر افزایش اسم حنانه برای دختران ببینیم . سریال کلید اسرار محصول کشور ترکیه برای قشر سنتی جامعه ما انسانهای معتقد به خدا اما بی ریا را به یاد می آورد اینجاست که دیگر نمی توان دموکراسی حاکم بر جامعه ترکیه را با آنجا فرنگ است گفتن توجیه کرد فلذا بیگانه ای که کمترین تفاوت را با ما دارد بدلیل اثر گذاری راحتتر می تواند از دید حاکم بسیار خطرناک باشد. ترکیه ای که به عنوان یک کشور مسلمان و همسایه قدم در مسیر دموکراسی و پیشرفت می گذارد دیگر جایی برای توجیه عقب ماندگی نمی گذارد و برای همین روشنگران عصر مشروطه که از استانبول و باکو آمدند نمی توانستند این توجیه کودکانه را که حاکمیت قانون در اینجا عملی نیست بپذیرند و کمر همت به بیداری ملت بستند ، نه همراهی استبداد را کردند ، نه اسب تروای استعمار شدند.

افکار عمومی ایران نیز این مسئله را به خوبی درک کرده است ، وقتی در تاکسی های تهران بحث از پیشرفت و توریسم و غیره به میان می آید بی درنگ مردم به یاد ترکیه می افتند و از ناکارآمدی مسئولان دم می زنند و عجیب اینکه صد سال از مشروطه می گذرد ولی هنوز علت وقوع مشروطه یعنی بحث بر سر عقب ماندگی ایران پا برجاست و برای همین باید به نبوغ استبداد پهلوی در شناخت و کور کردن سر چشمه جریانات دموکراسی خواهی احسنت گفت. روشنفکر بیگانه ای است در خانه خود ، ولی هر چند بیگانه از جامعه است اما در صورت اثر بخشی می تواند خطرناک باشد اگر نوشته هایش به دست چوپان مغان هم برسد مانند صمد بهرنگی باید بمیرد چون بیش از حد خطرناک می شود . رضاخان با رسمی قرار دادن تنها یک زبان ، آن هم زبان فارسی ، امکان ارتباط روشنفکر را با بیش از نصف مردم ایران از آنها گرفت و خطر آنها را خنثی کرد. استبداد پهلوی سرچشمه اثر بخشی روشنفکر یعنی زبان او را از مردم بیگانه کرد و آنها را به بیگانگان بی اثر تبدیل کرد و روشنفکر نیز ندانسته با او همراه شد. از بخت خوش استبداد ایران درست در همان موعد الفبای ترکیه و آذربایجان نیز تغییر یافت و امید ارتباط با بیگانه نیز مبدل به یأس شد. روشنفکر ایران مخاطبی به نام غیر فارسهای ایران را از دست داد و روشنفکر آذربایجان از رسالت تاریخی خود محروم شد. آنهایی که مانند صمد بهرنگی و غلامحسین ساعدی خواستند با مردم به زبان خود مردم سخن بگویند با سد ساواک روبرو شدند و در نهایت ساعدی به "لال بازی" روی آورد و بهرنگی ...

تنها روشنفکران آذربایجان در دوره پهلوی آشیق ها این نوازندگان دوره گرد بودند که ذکر شکنجه ها و آزار و اذیت های آنها در مقاله ای جدا گانه خواهد رفت فقط من باب مثال می گویم که آشیق " قشم جعفری" که او را به حق پدر آشیق ها می توان خواند از شدت شکنجه و اذیت مدتهای مدیدی مخفیانه در کوههای میشو زندگی کرد و چوپانی اهل روستای بینیس به او غذا می برد ، در چنین فضایی به قول رضا براهنی روحانی به خاطر سنخ کاری خود هنوز با زبان مردم صحبت می کرد و توانست جای خالی روشنفکری را که قرار بود روشنگر مردم باشد بگیر د و اول از شر پهلوی راحت شود و سپس از خیر روشنفکر. روشنفکر بدون حمایت ملت بیگانه ای بیش نیست. رضا خان حتی تجارت بازار تبریز را با باکو ممنوع کرد و سیل تاجران تبریز و اردبیل رهسپار تهران شد. باید به استبداد پهلوی بخاطر شناخت دقیق منبع روشنفکری ایران و تاثیر چند زبانگی خصوصا" تاثیر زبان تورکی که می توانست انتقال دهنده مفاهیم مترقی از ترکیه و آذربایجان به ایران باشد احسنت گفت . چیزی که هنوز روشنفکر تهران قادر به فهم تاثیر چند زبانگی در توسعه دموکراسی و تک صدایی فرهنگی در تک صدایی سیاسی نیست. دوستان فراموش نکنید که استبداد اول زبان ما را برید بعد دست شما را . اول پیشه وری سرنگون شد بعد مصدق .

یک سال پیش وقتی به دیدن سعید رفته بودم می گفت : خشونت و شدت عملی که نیروهای اطلاعاتی در برخورد با فعالان آذربایجانی از خود نشان می دهند قابل قیاس با هیچ جریانی نیست . او به جرأت لیلا حیدری را بزرگترین قربانی شکنجه زنان در طول بیست سال گذشته ایران می دانست ( آن زمان وقایع بعد از انتخابات ایران نبود) ، و حق با سعید بود . به غیر از فعالان آذربایجانی کسانی بوده اند که در یکی دو سال گذشته به اتهام شرکت در کنفرانسهایی در خارج از کشور دستگیر شده بودند ولی خوشبختانه هیچ کدام از آنها به مدت نه ماه زیر شکجه بازجویی نشدند.

متأسفانه این تنها به نام فعالان ما بود. چرا؟ چون فعال آذربایجانی می تواند بعد از صد سال دوباره تک صدایی فرهنگی ایران و به تبع آن تک صدایی سیاسی را بشکند. با احیای زبان تورکی به عنوان عاملی برای ارتباط با بیگانگان خطرناکی مانند ترکیه و آذربایجان عمق و تأثیر بخشی دوباره روشنفکری دوره مشروطه را به فضای یخ زده ایران بیاورد و این می تواند برای حاکمان نا خوشایند باشد. ولی همچنان که استبداد پهلوی علل انقلاب مشروطه و شکست قاجاریه را فهمید و کرد کاری که باید می کرد . حکومت فعلی ایران نه تنها درسهای پهلوی را ازبر کرده است بلکه نقص او در عدم مهار روحانیان را کاملاً جبران کرده است. اینک سالهاست نه طلبه ای به نجف می رود نه عالمی از مصر می آید چون آنها هم بیگانه اند ،

اگر هم سفر به همه نقاط جهان برای تورکهای ایران آزاد باشد که نیست ، ترکیه و آذربایجان با اشد مجازات مواجه خواهد شد. سال ۷۸ مرحوم مهندس امانی با اتهام سفر به نخجوان به پنج سال حبس محکوم شد اینک علی عباسی به اتهام سفر به باکو دو سال است در زندان اردبیل به سر می برد و قرار است سه سال دیگر تحمل کند و حکم هشت سال زندان سعید متین پور که می رفت عبدالرحیم طالبوف زمانه خود باشد سالها پیش بنا به گفته مأموران اطلاعات زنجان حتی قبل از اینکه او به ترکیه برود صادر شده بود.

به قول یاشار کمال: عصیان خلق تأیید عزت نفس آدمی است و این عزت نفس زمانی جریحه دار می شود که همسایگان خود را موفق تر از خود ببیند. به امید اینکه عزت نفس آذربایجانی و ایرانی امروز با نگاه کردن به همسایگان خود جریحه دار شده و به فکر مشروطه دیگری بیافتد.افکار عمومی مردم ایران پیشرفت کویت ، قطر و غیره را مرهون ثروت باد آوردهء نفت می دانند و دوبی را ساخته و پرداخته خود امارتی ها نمی دانند ولی ترکیه ساخته روشنفکران ، مردم و حکومت همان کشور است ، پاریس و سوئیس هم نیست که بگویند آنجا فرنگ است اینجا ایران "درست در همین همسایگی اورمیه است".

امیر کبیر در سفارت چهار ساله خود در ارزروم ناظر تحولات سیاسی اجتماعی آنجا بود . بعد ها نیز میرزا حسین خان سپهسالار پیوسته گزارش آن تحولات را از استانبول ارسال می کرد و به قولی " سرکوفت تورکان را به وزیران بی عرضه ایران می زد" مقایسه ای که فعال سیاسی ایران باید روزانه انجام دهد.

سعید همچنان خطرناک است زیرا روشنفکری نیست که در خانه خود بیگانه باشد ، او آشنای درد همه تورکان ایران است. همه جا حضور داشت ، قلعه بابک ، خیابان معجز اردبیل ، روستاهای زنجان و زمانی برای رساندن صدای شهر بی دفاعی مانند تبریز در مجمع اصلاح طلبان تهران حاضر می شد ، او بهرنگی زمانه خود بود در خورجین چوپانی در مغان.

و هنوز اینها مقدمه ایست برای سومین علت و اصلی ترین علت حبس هشت ساله متین پور که در بخش سوم می خوانیم.

سال گذشته تقریبا" چند روز بعد از همین موعود بود من تازه از زندان اورمیه آزاد شده بودم به دیدن سعید رفتم ، می خواستم همان نصف شب برگردم ، با هم از سبزه میدان زنجان تا نزدیکی های ترمینال و از آنجا دوباره تا سبزه میدان و از آنجا تا خیام پیاده روی کردیم ، ساعت یک و نیم نصف شب ماه اول زمستان بود ، به خاطر سرما تند تند راه می رفتیم تا گرم شویم و سعید مدام صحبت می کرد او نگران حرکت ملی آذربایجان بود و من نگران هشت سال زندان با آن وضعیت جسمی.

چند قدم برمی داشت به خاطر ستون فقرات ضرب دیده اش کمی توقف می کرد ، می گویند هنگامی که صمد بهرنگی از تبریز به مقصد نا معلومی خارج می شد همیشه لحن صحبتهایش سفارشی و وصیت گونه بود ، آن شب سعید هم چنان بود.

زمانی شاملو در مصاحبه ای گفت : زندان شاه ساعدی را از پای در آورد . این حقیقت داشت ولی تمام حقیقت نبود ، زندان شاه به کمک درد دیگری ساعدی را از پای در آورد.

هیچ چیز نمی تواند سعید متین پور را از پای در آورد.

بئیرک شانزده سال در زندان قاراتؤکور ماند ولی خود را به شب عروسی نامزدش چیچک رساند.(کتاب دده قورقود)

ادامه مطلب ...

ممانعت از فروش کتابهای ترکی آذربایجانی در نمایشگاه کتابی در منطقه شهریار تهران

شنبه ۱۴ آذر ۱٣٨٨ - ۵ دسامبر ۲۰۰۹

ساوالان سسی : ماموران اداره اطلاعات تهران مانع از فروش و عرضه کتابهای ترکی آذربایجانی در نمایشگاه کتاب انتشارات پینار شدند.

در جریان برگزاری نمایشگاه کتاب انتشارات پینار ماموران وزارت اطلاعات ایران به همراه چند تن از کارمندان ارشاد روز پنجشنبه ۵ آذر ۸۸ با مراجعه به مسئولین برگزاری نمایشگاه از آنها خواستند تا کتابهای ترکی عرضه شده در این نمایشگاه را از سطح غرفه ها جمع آوری نمایند.
مامورین همچنین با تماسهای تلفنی با شریفه جعفری مدیر انتشارات پینار، فروش كتابهای ترکی در مناطق جنوبی تهران را که اکثریت ساکنان آن آذربایجانی هستند حساس خوانده و تهدید به لغو مجوز انتشارات پینار در صورت ادامه عرضه کتابهای ترکی آذربایجانی در این منطقه نمودند.

نمایشگاه کتاب انتشارت پینار از ۲۵ آبان الی ۱۱ آذر ۸۸ در منطقه نصير آباد شهريار در جنوب تهران برپا بود و بیش از هزار عنوان کتاب با موضوعات فرهنگی، تاریخی و اجتماعی در این نمایشگاه عرضه شده بود.

ممانعت از عرضه کتابهای ترکی آذربایجانی در نمایشگاه کتاب انتشارات پینار در حالی صورت می گیرد كه تمام كتابهاي تركي عرضه شده در این نمايشگاه داراي مجوز چاپ و نشر از وزارتفرهنگ و ارشاد ایران بوده است.

چندی پیش نیز هئیت ناظر وزارت فرهنگ و ارشاد ایران مانع از حضور ناشران کتابهای ترکی آذربایجانی در نمایشگاه سراسری کتاب ایران در ارومیه شده بود. فشار بر ناشران آذربایجانی در سالهای اخیر افزایش یافته و وزارت فرهنگ و ارشاد ایران صدور مجوز برای این ناشران جهت چاپ کتابهای ترکی آذربایجانی را محدود کرده و این ناشران تحت فشار مقامات امنیتی ایران قرار دارند.




ادامه مطلب ...

بازداشت استاد موسیقی آذربایجانی به اتهام آموزش موسیقی در استان اردبیل

جمعه ۱٣ آذر ۱٣٨٨ - ۴ دسامبر ۲۰۰۹

ساوالان سسی : استاد موسیقی آذربایجانی که در یکی از شهرهای مرزی استان اردبیل مشغول آموزش موسیقی و تشکیل گروه ارکستر بود توسط مامورین امنیتی حکومت ایران بازداشت شد.

هویت فرد بازداشت شده تا کنون مشخص نیست اما به گزارش خبرگزاری دولتی ایرنا اتهام این تبعه جمهوری آذربایجان آموزش موسیقی در این شهر مرزی استان اردبیل بوده و بر اساس خبر منتشر شده در این خبرگزاری این استاد موسیقی متهم است که با آموزش موسیقی آذربایجانی و تشکیل گروه ارکستر اقدام به ترویج فرهنگ بیگانه نموده است.

در سالهای گذشته محدودیتهای فرهنگی در منطقه آذربایجان در شمال غرب ایران به شدت افزایش یافته است. حکومت ایران با بیگانه شمردن زبان، موسیقی و آداب و رسوم آذربایجانیها هر گونه تلاش در جهت احیای فرهنگ آذربایجانی را ترویج فرهنگ بیگانه قلمداد کرده و فعالان عرصه فرهنگی را تحت فشار قرار داده است.

آذربایجانیها در شمال غربی ایران و در جمهوری آذربایجان زندگی می کنند و بر اساس آمارهای موجود جمعیت آنها در ایران ۲۵ الی ۴۰ درصد جمعیت کل کشور را در بر می گیرد.

ادامه مطلب ...

سه دلیل حبس هشت ساله متین پور (بخش اول)-تحلیل مردم شناسانه اتهام ارتباط با بیگانه


ابراهیم رشیدی(ساوالان)

ای موسی! فراموش نکن زمانیکه قتلی مرتکب شده بودی ما تو را از مصر خارج کردیم تا سرزمین های آزاد را تجربه کنی و برای رهایی بنی اسرائیل برگردی ( تورات، نقل به مضمون).

ارتباط با بیگانه یا همان جهان خارج به عهد عتیق برمی گردد که خداوند موسی را در جوانی از مصر فراری داد تا بعد از سالها برای نجات بنی اسرائیل برگردد و آنگاه که فرعون مصر بنی اسرائیل را تعقیب کرد در دریا غرق شد و این چنین آزادی بردگان بنی اسرائیل باعث آزادی مصریان (ملت حاکمی که خود تحت ظلم فرعون بود) گردید.

فردی که شخص دیگری را دستگیر می کند حلقه دیگر دستبند را به دست خود می بندد ، ملتی که نقش زندانی را به ملت دیگر تحمیل می کند خود نیز مجبور به ایفای نقش زندانیان است، با آزادی ملت مظلوم ملت ظالم هم آزاد می شود.

چرا حاکمان از ارتباط با بیگانه می ترسند؟ مگر این بیگانه چه دارد؟ راستی آنها از چه نوع بیگانه ای می ترسند؟ اگر آنها برای ما بیگانه اند پس ما هم بر آنها بیگانه ایم، آنگاه آنها چرا از ارتباط با مای بیگانه نمی ترسند؟ بلکه آنها هم می ترسند؟

همه چیز از نوع نگریستن شروع می شود. فرض کنید در فیلم آمریکایی یک سرخ پوست کراو ، بینی همسرش را به جزای خیانت می برد چه احساسی به شما دست میدهد ، آیا از عمل او متنفر می شوید؟ یا اینکه صحنه سوزاندن زن بیوه ای که شوهرش مرده است مشاهده کنید؟ احساس می کنیم که باید نهادی مانع این کارها گردد.

زمانیکه محصل دوره ابتدایی بودم گاهگاهی پایگاه مقاومت فیلمهایی با موضوعات جنگ ایران و عراق در مساجد روستا پخش می کردند. در صحنه ای رزمنده ایرانی با مخفی شدن در تاریکی سایه خاکریز نگهبانی عراقی را دستگیر کرده و با سر نیزه سر او را برید. حاضرین مسجد همگی تکبیر گفتند. فراموش نکنیم حاضرین صحنه بریدن بینی زن خیانتکار و سوزاندن بیوه نیز مراسمی شبیه پایکوبی دارند.

از دید یک مردم شناس فرق است میان نگریستن به یک جامعه از بیرون و نگریستن بدان از درون.

مثالی حوزه ای دیگر می آورم: تصور تاثیری را بکنید که مرگ انسان بر آشنایان و خویشان او دارد. اگر از بیرون نگاه کنیم مرگ یک واقعه بسیار عادی است اما برای بستگان مرده مثل این است که دنیا زیرو رو شده باشد. ما هیچوقت نمی فهمیم که بر یک خانواده داغدار چه می گذرد مگر اینکه آن خانواده ، خانواده خود ما باشد و خود ما داغ دیده باشیم. من زنانی را دیده ام که هنگام مرگ شوهرانشان سر خود را چنان به دیوار بیمارستان کوفته اند که باعث شکستن سر شده است. حال در آن فضای سراسر هیجانی و عاطفی اگر از او بخواهند که برای آرامش روح شوهرش او را نیز بکشند و در کنار او بسوزانند با اشتیاق قبول خواهد کرد . ترس مرگ در برابر خود کشی داوطلبانه دورکیمی یا همان ایثار خودمان قلیل و نا چیز است. حال اگر این سنت سالهای سال تداوم یابد و نشان دلبستگی زن به شوهرش باشد حتی اگر زنی از مرگ بترسد ، ترس از انزوای اجتماعی ناشی از اثبات بی میلی او به شوهرش بزرگتر از آن خواهد بود و از مار غاشیه به آتش هیزم پناه خواهد برد. دیگر هیچ یک از اعضای آن جامعه آن عمل را نفرت آمیز و وحشیانه نخواهد خواند. فکر می کنم تصور این امر برای ما که تجربه ای مانند قمه زنی داشته ایم سخت خواهد بود.

چه چیزی می تواند این تسلسل اسارت و رضایت را پاره کند؟

نگریستن از بیرون جامعه ، نگریستن با یک فضای ارزشی دیگر ، تجربه جهان خارج از این اسارت و رضایت.

اینجاست که آنهاییکه نفع خود را در این تسلسل اسارت و رضایت می بینند از هرگونه ارتباط با جهان خارج می ترسند و این ترس در اتهامی با عنوان ارتباط با بیگانه خود را نشان می دهد. تا اینجا جواب سئوال علت ترس از ارتباط بود و اینکه این بیگانه چه دارد موضوع ادامه این نوشته است.

اصلا" قرار نیست این بیگانه چیزی داشته باشد و در حقیقت هم چیزی ندارد فقط تجربه ای جدا گانه دارد و می تواند ما را در نگاه از بیرون یاری کند. قرار نیست این بیگانه خارج از مرزهای رسمیت یافته امروزی باشد. جهانی خارج از جهان تک صدایی ماست.

کافیست در دانشگاه با چند نفر هم اتاق باشی که تصور آنها از تاریخ صدر اسلام با تصور تو فرق می کند، اگر همیشه ایمان داشتی که حضرت عمر رضی ا... عنه غاصب حق حضرت علی (ع) است کسانی را خواهی دید که خلافت اسلام را حق حضرت عمر می دانند و این یعنی تجربه ای متفاوت و نگاهی از بیرون . بیگانه تو را با این نکته ساده آشنا می کند که همچنان که من کتب درسی خود را به زبان خودم(فارسی) می خوانم تو هم می توانستی و می توانی کتب درسی خودت را به بان خودت ( تورکی) بخوانی.

ارتباط با بیگانه به تو یاد می دهد که آنچه با آموزه های دینی تو شرک است ، آموزه های دینی مردم چند روستا آن طرفتر است. آنها علی (ع) را می پرستند کاری که از دید آموزه های دینی تو شرک است ولی زیارت مزار علی آرزوی توست چیزی که بیگانه دیگر آن را هم ردیف شرک می داند و همه از این شرک گریزانند. چیزی که به مدت هفت هزار سال آیین پدارن ما بوده اند. و همه اینها از دید یک بیگانه دیگر پوچ و بی معناست ولی از دید یک مردم شناس اینها زمانی معنا پیدا می کنند که از درون جامعه از درون آن ارزش نگریسته شوند.

کاری با خود این ارزشها ندارم ولی ایمان دارم که هستند کسانیکه اینها را وسیله حفظ قدرت و منفعت خود قرار داده اند و دیگران را به اسارت در آورده اند و این ارزشها باعث توجیه و رضایت اسیران شده است.

مثالهای مذهبی من تنها برای فهم راحتتر مسئله بود. فضای بیگانه چیزهای زیادی برای تجربه دارد که چطور تک صدایی زبان فارسی در ایران باعث رشد استبداد مرکزی شده است و شکستن این تک صدایی زبانی و فرهنگی چقدر راحت است. فقط کافی است یک زن بیوه خود را به شعله های آتش تسلیم نکند آنگاه این سنت خواهد ریخت ولی افسوس که این عمل حتی به مخیله یک زن هم خطور نمی کند تا روزی که بیگانه ای را از نزدیک ببیندکه بعد از مرگ شوهرش هنوز زندگی می کند دیگر به این اسارت تسلیم نخواهند شد. اگر من می دانستم که صد کیلومتر آن طرفتر از روستای ما کشوری به نام جمهوری آذربایجان وجود دارد که در آن کتب درسی در دورهء ابتدایی به زبان خود اوست. و نه آسمان بر زمین آمده نه زمین دگرگون شده و نه ... مگر به این راحتی استبداد تک صدایی فارسی و تحمیل آنرا قبول می کردم. و فکر میکنم هنوز هم ساکنین ایران نمی دانند که در جمهوری آذربایجان ۲۵۶ مدرسه مخصوص زبانهای ساکنان غیره تورک آن کشور وجود دارد و بهتر است بدانند در جمهوری آذربایجان دو روستا با جمعیت پانزده هزار نفر (جمعا") کرد زندگی می کنند و دو مدرسه با نودوهشت دانش آموز دورهء ابتدایی را به زبان کردی می خوانند.

بنی اسرائیل از مصر گریخت اگر برده ای نباشد برده داری نیز نخواهد بود بنی اسرائیل رهایی یافت و مصریان از ننگ برده داری رها شدند. فرعون نیز هنگام تعقیب بنی اسرائیل در دریا غرق شد و مصر نجات یافت. فرعون همیشه حضور خود وظلمهایش را با توسل به وجود بنی اسرائیل که همیشه مترصد خیانت است توجیه می کرد، مصریها هرچند خود مورد ظلم واقع می شدند اما ترس از تحرکات بنی اسرائیل آنها را به تحمل و حفظ این وضعیت یا همان رضایت از اسارت سوق می داد. اول موسی از مصر گریخت بعد بنی اسرائیل. چون امیدی برای مصری ها نبود که بر علیه فرعون با آنها متحّد شوند.

تاریخ معاصر ایران پر از لحظاتی است که آزادیخواهان فارس هم از ترس آزادی آذربایجان از تک صدایی فرهنگی فارسی در کنار تک صدایی سیاسی استبداد قرار گرفته اند و هنوز هم این اشتباه تاریخی را تکرار می کنند.

من زندانی باید دستبند را پاره کنم تا دست آن سرباز بی خبر از همه جا نیز آزاد شود. ارتباط با بیگانه اتهام بزرگی است از دید آنها که تا بوده همین بوده و بگذارید همین بماند ایده آل آنهاست. هر چند این اتهام جرم بزرگی است ولی غیره قابل بخشش نیست و بسیاری از افرادی که مرتکب این جرم شده اند بخشوده می شوند، لذا ایمان داریم که این اتهام سرپوشی است برای انتقام از دو گناه بزرگ سعید متین پور از دید حاکم، دو گناهی که دلیل اصلی حبس هشت ساله متین پور است ، در دو نوشته بعدی بخوانید...

حال این سئوال: سعید کجا مرتکب ارتباط با بیگانه شده است؟ شاید بگویید سفر ترکیه ، این جواب نادرست است. سعید سالها بود که هر روز هم مرتکب ارتباط با بیگانه می شد هم خود بیگانه می شد. او بیگانه ای بود در میان اصلاح طلب های تهران تا به آنها نگریستن از بیرون را یاد بدهد ، به آنها یاد بدهد تا به جنبش ملی آذربایجان بیرون از تصورات قالبی و شوونیستی خود نگاه کنند و مانند یک مردم شناس از درون آذربایجان و بر اساس نیازها و ارزشهای آذربایجان نگاه کنند. هر روز می نوشت و نوشته هایش را آنهایی که از دید حاکم بیگانه اند می خواندند. ما را با جهان خارج پیوند می داد. همیشه نگران خبر رسانی دستگیر شده گان بی نام و نشان آذربایجان بود، تا انها را به جهان خارج و به بیگانه اطلاع دهد. به قول خودش دستگیر شدگان به اطلاع رسانی ما نیاز ندارند از هم اکنون صدای آنها در اعماق تاریخ طنین انداز شده است. ما به آنها نیاز داریم تا به بهانه دستگیر شدگان سکوتمان را بشکنیم.

من سعید را زیاد نمی دیدم ولی تصور می کنم از احوال یکدیگر حدودا" خبر داشتیم، هر وقت او را می دیدم نمی خواستم از اوضاع شخصی او چیزی بپرسم ولی مطمئن بودم وقتی سایر دوستان مرا ببینند و بدانند سعید را دیده ام از اوضاع شخصی سعید خواهند پرسید. حالت گنگ و نا شناخته ای بود میان امتناع و کنجکاوی. عجب اینکه این احساس و مراعات دو جانبه بود ، او هیچ از احوال شخصی من نپرسید و هیچ ندانست ، هرچه بود بر حسب مسموع بود. همیشه گلایه می کرد که در خصوص خبر رسانی کم کاری می کنید، بخصوص در مورد پرونده بهروز علی اده عصبانی می شد و می گفت: شانزده ماه در زندان ماند و شما عکسی از او نداشتید. بهروز علی زاده کوهی در قامت یک مرد، مردی که امروز هم در زندان است. آن روز سعید احساس می کرد در قبال بهروز شرمنده است و من امروز شرمنده هر دوی آنها.

آنها نیازی به ما ندارند از هم اکنون از اعماق تاریخ آذربایجان طنین صدای سعید و بهروز را می شنویم ، ما به آنها نیاز داریم تا بهانه ای برای شکستن سکوت خود کنیم.

قیل قامیش (گیلگمیش) بر سر جنازه انکیدو گریه می کرد چون احساس می کرد مرگ سراغ همه خواهد آمد، اگر انکیدو مرد پس او نیز خواهد مرد ، می ترسید و گریه می کرد. (از حماسه سومری، نقل به مضمون)

ادامه مطلب ...

عبادت مددی فعال آذربایجانی برای اجرای حکم به زندان تبریز منتقل شد

يکشنبه ٨ آذر ۱٣٨٨ - ۲۹ نوامبر ۲۰۰۹

ساوالان سسی : عبادت مددی نگارستان فعال حرکت ملی آذربایجان در تبریز روز پنجشنبه ۵ آذر ٨٨ بازداشت و جهت اجرای حکم حبس هشت ماهه به زندان تبریز منتقل شد.

مددی ۶ خرداد ۸۵ و همزمان با تظاهرات آذربایجانیها بر علیه کاریکاتور موهن چاپ شده در روزنامه دولتی ایران، به همراه دو برادرش دستگیر و پس از تحمل ۳۵ روز بازداشت موقت به قید وثیقه از زندان تبریز آزاد شده بود.

شعبه یکم دادگاه انقلاب تبریز به ریاست قاضی علی اکبری طی حکمی در ۲۵ آذر ۸۵ این فعال آذربایجانی را به ۳۴ ماه حبس تعزیری محکوم کرده بود. حکم صادره در ۵ بهمن ۸۵ در شعبه ششم دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان شرقی بررسی و به هشت ماه حبس تعزیری قطعی کاهش یافت.

بر اساس حکم صادره اتهام مددی اجتماع و تباني براي ارتكاب جرائم ضد امنيت داخلي كشور و عضویت در گروه پان ترکیسم جهت برهم زدن امنیت ملی عنوان شده است. استنادات قاضی علی اکبری برای طرح این اتهامات شرکت در راهپیمایی روزهای ۱ و ۳ خرداد ۸۵ در تبریز و سردادن اشعار قوم گرایانه در کوه عینالی، شرکت در مراسم قلعه بابک، شرکت در مجلس ترحیم دکتر فرزانه و دعوت از دکتر محمد علی چهره قانلی در موعد انتخابات مجلس پنجم برای سخنرانی در منزل بوده است.

مددی از فعالین آذربایجانی در محله قیرخ متیر تبریز است که از سال ۷۵ تا کنون چندین بار بازداشت و زندانی شده است.

اصل بیست و هفتم قانون اساسی ایران برگزاری تجمعات بدون حمل سلاح را آزاد دانسته است اما مسئولین حکومت ایران در سالهای اخیر مانع از برگزاری مراسمات و تجمعات مسالمت آمیز آذربایجانیها جهت مطالبه حقوق ملی و زبانیشان می شوند و برگزار کنندگان و شرکت کنندگان در این مراسمات بازداشت و مورد آزار و اذیت قرار گرفته و زندانی می شوند.


ادامه مطلب ...

ساوالان سسی برای چندمین بار در ایران فیلتر شد

شنبه ۷ آذر ۱٣٨٨ - ۲٨ نوامبر ۲۰۰۹

ساوالان سسی : سایت اینترنتی ساوالان سسی- ارگان خبری آداپ(انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران)عصر روز پنجشنبه ۵ آذر ٨٨ توسط شرکت مخابرات ایران فیلتر شد.

این سایت اینترنتی در مدت فعالیت سه ساله خود سعی در ارائه تصویری حقیقی از خواسته های انسانی جامعه آذربایجانی در ایران داشته است. سایت ساوالان سسی در زمینه پوشش خبری موارد نقض حقوق بشر در رابطه با آذربایجانیها و دیگر اقلیتهای اتنیکی در ایران تلاش فراوانی کرده و به عنوان منبعی موثق برای برای بسیاری از سازمانهای بین المللی حقوق بشر و رادیو و تلویزیونها جهت تهیه گزارش و اخبار از آذربایجان به شمار می رود.

پیش از این نیز مقامات حکومت ایران با فیلترینگ این سایت و دیگر سایتهای انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران- آداپ سعی داشته اند جریان آزاد اطلاعات را مختل و مانع از دسترسی کاربران داخلی به اخبار و وضعیت نقض حقوق بشر آذربایجانیها در ایران شوند.

در سالهای گذشته نیز دهها سایت آذربایجانی که اخبار و وقایع منطقه آذربایجان در شمال غرب ایران را منتشر می کردند از سوی حکومت ایران فیلتر شده اند.

ادامه مطلب ...

احضار دوازده دانشجوی دانشگاه ارومیه به کمیته انضباطی و صدور حکم برای آنان

شنبه ۷ آذر ۱٣٨٨ - ۲٨ نوامبر ۲۰۰۹

خبرنامه امیرکبیر : دوازده تن از دانشجویان دانشگاه ارومیه به دلیل تحصن در اعتراض به مشکلات صنفی به کمیته انضباطی احضار شدند.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر بعد از فوت احسان جابری دانشجوی فیزیک هسته ای ورودی ۸۷ دانشگاه ارومیه (به دلیل نشت گاز در اتاق خوابگاه و وقوع انفجار و پرت شدن وی از پنجره به بیرون و ضربه مغزی) روز شنبه حدود ۶۰۰ نفر از دانشجویان به نشانه ی اعتراض به بی توجهی مسوولان دانشگاه نسبت به وضعیت رفاهی و امنیت جانی دانشجویان در برابر مسجد دانشگاه و در شرایط بد آب وهوایی دست به تحصن زدند.

اما مسوولان دانشگاه به جای پاسخ گویی به اعتراضات دانشجویان، دو روز بعد ۱۲ نفر از شرکت کنندگان آن تحصن را به کمیته انضباطی احضار نمودند.

این در حالی است که بعد از وقایع اعتراضی مربوط به انتخابات در این دانشگاه احکامی به شرح زیر از طرف کمیته ی انضباطی صادر گردیده است:

- پویا غلامرضایی ۲ ترم تعلیق با احتساب سنوات و در پی آن اخراج

- ۱ ترم تعلیق بدون سنوات محمد یاسر موسوی

- ۲ ترم تعلیق دانشجوی دکتری آقای حسامی افشار

- حدود ۵۰ نفر منع از خوابگاه و امکانات رفاهی

ادامه مطلب ...

برگزاری دادگاه شش فعال آذربایجانی بازداشت شده در حین سخنرانی تبلیغاتی میرحسین موسوی در تبریز

جمعه ۶ آذر ۱٣٨٨ - ۲۷ نوامبر ۲۰۰۹

ساوالان سسی : جلسه رسیدگی به اتهامات عسگر قدیمی(دانشجوی دانشگاه تبریز)، بابک مینقی(فیلمساز)، عبدالله صدوقی، آرمین شاکران واهی، فرید باقرزاده و برات دادگر از فعالین مدنی آذربایجانی در تبریز روز يکشنبه ۱۷ آبان ٨٨ در شعبه ۱۱۱ جزائی تبریز به ریاست قاضی محمدی برگزار شد.

این فعالین پس از پایان مراسم سخنرانی میرحسین موسوی در ورزشگاه باغشمال تبریز در ۴ خرداد ۸۸ و بدنبال طرح شعارهایی با محوریت حقوق زبانی و ملی آذربایجانیها و اعتراض به جوک نژادپرستانه سید محمد خاتمی رئیس جمهور پیشین ایران، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از ۹ روز بازداشت موقت در بازداشتگاه صائب به قید وثیقه از زندان تبریز آزاد شده بودند.

اتهام این افراد اخلال در نظم عمومی از طریق سردادن شعارهایی با محوریت تحصیل به زبان مادری و خواستهای ملی و زبانی آذربایجانیها و اعتراض به جوک گویی نژادپرستانه محمد خاتمی بوده است.

جلسه دادگاه این فعالین به صورت غیر علنی برگزار شده و متهمین از حق داشتن وکیل محروم بوده اند.آنها در دوران بازداشت جهت اخذ اعترافات دروغین مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار گرفته و از حق ملاقات با وکیل و خانواده محروم بوده اند.

شایان ذکر است که در جریان سخنرانی میرحسین موسوی در تبریز ماموران امنیتی با حمله به عده ای از حاضرین که خواهان حقوق ملی و زبانی آذربایجانیها را بودند آنها را به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده و عده زیادی را بازداشت کردند. نادر و جهانبخش بخت آور، مهدی و علی ایمانی(دانشجویان دانشگاه تبریز) و حامد حسن زاده(دانشجوی دانشگاه آزاد تبریز) از دیگر فعالین آذربایجانی هستند که در جریان این سخنرانی بازداشت و به قید وثیقه آزاد شده بودند و اکنون در انتظار محاکمه به سر می برند.

ادامه مطلب ...

جمشید زارعی فعال مدنی آذربایجانی برای اجرای حکم به زندان تبریز منتقل شد

جمعه ۶ آذر ۱٣٨٨ - ۲۷ نوامبر ۲۰۰۹

ساوالان سسی : جمشید زارعی فعال شناخته شده آذربایجانی در تبریز روز یکشنبه ۱ آذر ٨٨ بازداشت و جهت اجرای حکم حبس شش ماهه به زندان تبریز منتقل شد.

زارعی ۲۱ اردیبهشت ۸۷ به همراه چند تن دیگر در تبریز بازداشت و پس از تحمل سه ماه بازداشت موقت به قید وثیقه از زندان آزاد شده بود.

شعبه دوم دادگاه انقلاب تبریز به ریاست قاضی بیات در ۱۲ آبان ۸۷ جمشید زارعی، امیرمحمد بنای سابق، احد رضوی و بابک حسینی مقدم از فعالین آذربایجانی در تبریز هر کدام به شش ماه حبس تعزیری محکوم کرده بود. این حکم در ۲۰ بهمن ۸۷ در شعیه چهارم تجدید نظر استان آذربایجانشرقی تایید شد.

بر اساس حکم صادره اتهام این فعالین تبلیغ علیه نظام از طریق تهیه و پخش اعلامیه دعوت مردم به شرکت در تجمع اعتراضی ۱ خرداد ۸۸ مصادف با سالگرد چاپ کاریکاتور توهین آمیز روزنامه ایران بر علیه ترکها عنوان شده است.

زارعی از فعالین آذربایجانی در تبریز است که از سال ۷۵ تا کنون بارها بازداشت و زندانی شده است.

اصل بیست و هفتم قانون اساسی ایران برگزاری تجمعات بدون حمل سلاح را آزاد دانسته است اما مسئولین حکومت ایران در سالهای اخیر مانع از برگزاری مراسمات و تجمعات مسالمت آمیز آذربایجانیها جهت مطالبه حقوق ملی و زبانیشان می شوند و برگزار کنندگان و شرکت کنندگان در این مراسمات بازداشت و مورد آزار و اذیت قرار گرفته و زندانی می شوند.

ادامه مطلب ...

صدور احکام سنگین حبس برای یازده فعال آذربایجانی در تبریز

پنج‌شنبه ۵ آذر ۱٣٨٨ - ۲۶ نوامبر ۲۰۰۹

ساوالان سسی : فردین مرادپور، مرتضی مرادپور، رسول بدلی، علی بدلی، امین پاشا قره باغی، جلال رجب زاده و آرش عشقی از فعالین مدنی آذربایجانی که ۱ خرداد ۸۸ بازداشت شده بودند به احکام حبس از شش ماه تا شش سال محکوم شدند.

بازداشت این افراد در سالروز اعتراضات آذربایجانیها بر علیه کاریکاتور توهین آمیز چاپ شده در روزنامه دولتی ایران در سال ۸۵ صورت گرفته بود.این افراد در ۱ خرداد ۸۸ در جریان همایش خانوادگی در پارک ائل گولی تبریز پس از آنکه شعارهایی در رابطه با حقوق ملی و زبانی آذربایجانیها سر داده شده بود دستگیر شده بودند.

شعبه سوم دادگاه انقلاب تبریز به ریاست قاضی علی نژاد، فردین مرادپور نوجوان ۱۸ ساله به اتهام تهیه و تولید مواد منفجره، تبانی و اجتماع برای ارتکاب جرم بر علیه امنیت کشور و تبلیغ علیه نظام به شش سال حبس تعزیری، مرتضی مرادپور دانشجوی دانشگاه آزاد عجب شیر به اتهام تبانی و اجتماع برای ارتکاب جرم بر علیه امنیت کشور و تبلیغ علیه نظام به سه سال حبس تعزیری، رسول بدلی دانشجو به اتهام تبانی و اجتماع برای ارتکاب جرم بر علیه امنیت کشور به دو سال حبس تعزیری و علی بدلی، امین پاشا قره باغی، جلال رجب زاده و آرش عشقی هرکدام به شش ماه حبس تعزیری محکوم کرد.دادگاه همچنین در خصوص اتهام وحید آقاجانی، امین پاشا قره باغی و آرش عشقی مبنی بر اخلال در نظم عمومی، قرار عدم صلاحیت صادر و پرونده را جهت رسیدگی به دادگاه جزائی تبریز ارجاع نمود.در جریان این پرونده ناصر بدلی و بهزاد صادقیان از کلیه اتهامات وارده تبرئه شدند. بر اساس حکم صادره استنادات قاضی برای صدور این حکم دست نوشته ها، سی دی ها و جزوات حاوی تبلیغ به نفع جریانات تجزیه طلب و قوم گرا بوده است.

دادگاه این افراد به صورت غیر علنی تشکیل شده و حسین جداری، صمد احمدلو، حمیدرضا فرقانی،الهه ایزدی،منیژه جنانی و جاوید هوتن وکلای دادگستری در تبریز وکالت این فعالین را بر عهده داشته اند.

چندی پیش نیز علیرضا فرشی استاد دانشگاه و همسرش سیما دیدار نیز که در جریان راهپیمایی خانوادگی ۱ خرداد ۸۸ بازداشت و به اتهام تبلیغ علیه نظام محاکمه شده بودند هر کدام به یک سال حبس تعزیری محکوم شدند.

نیروهای امنیتی و انتظامی ایران در حین برگزاری مراسم راهپیمایی خانوادگی سعی در متفرق ساختن و دستگیری تظاهر دهندگان داشته و اقدام به تیراندازی به سوی معترضین و پرتاب گاز اشک آور نموده بودند.فردین مرادپور نوجوان ۱۸ ساله آذربایجانی در اثر اصابت گلوله ماموران و ترکیدن ترقه های موجود در جیبش مجروح و دچار خونریزی شدید شده بود. ماموران امنیتی سعی داشته اند تا با جلوگیری از حضور نیروهای امداد در محل و ممانعت از انتقال او به بیمارستان موجب مرگ وی شوند اما با حضور پدر مرادپور در محل حادثه وی به بیمارستان منتقل می شود.پس از انتقال مراپور به بیمارستان مامورین اداره اطلاعات تبریز پدر، مادر و برادر وی را دستگیر و با استناد به تهیه ترقه دست ساز تفریحی توسط فردین مرادپور، اتهام تهیه مواد منفجره را به این خانواده آذربایجانی وارد کرده اند که این اتهام موجب صدور حکم سه سال حبس تعزیری برای این نوجوان آذربایجانی شده است.

در ماههای گذشته مسئولین امنیتی و قضائی ایران ضمن اختلاط پرونده تجمع ۱ خرداد ۸۸ فعالین ملی و مدنی آذربایجانی در پارک ائل گولی تبریز با پرونده حمله مسلحانه به امامزاده سید محمدآقای منطقه خلجان تبریز سعی در تصویر چهره ای شرورانه از فعالین مدنی آذربایجانی و ایجاد فضای رعب و وحشت در این منطقه داشته اند به گونه ای که علیرضا جمشیدی سخنگوی قوه قضائیه ایران و ایوب حقیقی مدیرکل امنیتی و انتظامی استاندار آذربایجان شرقی طی مصاحبه هایی با خبرگزاریهای داخلی و خارجی خبر از دستگیری عده ای از فعالین آذربایجانی که قصد بر هم زدن آرامش و امنیت تجمعات انتخاباتی از طریق بمب‌گذاری و اقدامات تروریستی را داشته اند داده بودند. ادعایی که همواره از سوی فعالین مدنی و فعالین حقوق بشر در آذربایجان رد شده است.

ادامه مطلب ...

جنبش های مدنی و حق برگزاری راهپیمایی ها و تجمعات - سیدمحمد رضا فقیهی

سید محمدرضا فقیهی - وکیل پایه یک دادگستری

نمی توان این واقعیت را کتمان نمود که با انسداد راهها و مکانیسم های اعلام اعتراض کاندیداهای معترض به نتایج انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری از جمله توقیف روزنامه های کلمه سبز ، اعتماد ملی و یاس نو و پلمپ دفاترحزب مشارکت و حزب اعتماد ملی و دفتر کار دبیر کل حزب اعتماد ملی و سلب امکان گفتگوی مستقیم و بی واسطه آقایان موسوی و کروبی با مردم و حامیان خود از طریق رادیو و تلویزیون توسط متولیان اداره سازمان صدا و سیما ، برگزاری راهپیمائی ها و تجمعات اعتراضی توسط کاندیداهای مذکور و حامیانشان به روشی مألوف تبدیل شده است . با توجه به اینکه هرگاه زمزمه برگزاری راهپیمائی یا تجمع از سوی کاندیداهای مذکور و طرفدارانشان به گوش میرسد مسئولان وزارت کشور ، استانداری تهران و نیروی انتظامی در واکنش به آن ، شرط برگزاری راهپیمائی و تجمع را اخذ مجوز از وزارت کشور عنوان می کنند و عملاً نیز چند نوبت درخواست های آقایان موسوی و کروبی ازوزارت کشور برای برگزاری راهپیمائی با پاسخ منفی آن وزارت مواجه شده و از سوئی دستگاه قضائی به اعتبار شرکت جمعی از دستگیر شدگان برهه زمانی متعاقب برگزاری انتخابات اخیر ریاست جمهوری در راهپیمائی های مختلف ، به اشتباه اتهاماتی نظیر : تبلیغ علیه نظام از طریق شرکت در راهپیمائی ها و تجمعات غیر قانونی ، اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرائمی بر ضد امنیت کشور و اخلال در نظم و آسایش عمومی را به متهمان موصوف منتسب و حکم بر محکومیت آنان صادر کرده و نظر به اینکه در سالیان اخیر راهپیمایی ها و حرکات اعتراضی جنبش های مدنی مانند: جنبش ملی آذربایجان(خصوصاَ در اعتراض گسترده ی سال ١٣٨٥ به درج کاریکاتور موهن در روزنامه ی ایران) ، جنبش دانشجویی،جنبش زنان،جنبش های صنفی و کارگری و... محتاج مجوز دولت شناخته شده وراهپیمایی کنندگان با اتهامات مختلف مواجه گردیده و محکوم شده اند، صاحب این قلم بر آن شد تا در این نوشتار به تحلیل مبانی حقوقی برگزاری راهپیمائی ها و تجمعات مسالمت آمیز پرداخته و به این سئوال مهم پاسخ دهد که آیا اساساً برگزاری راهپیمائی و تجمع محتاج مجوز و موافقت وزارت کشور است یا خیر ؟

با عنایت به اینکه تحلیل حقوقی موضوع برگزاری راهپیمائی ها و تجمعات و تشخیص آزادی یا ممنوعیت آن بدون امعان نظر در قوانین و مقررات ناظر به مورد ممکن و میسور نیست ذیلاً به تشریح و بررسی قوانین و مقررات مربوط می پردازیم :

اول – قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ، اصلی که بطور صریح بر آزادی راهپیمائی ها و تشکیل اجتماعات اشاره دارد اصل ۲۷ قانون مرقوم است . این اصل مقرر داشته : «تشکیل اجتماعات و راهپیمائی ها بدون حمل سلاح به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است.» اما نمی توان و نباید از دیگر اصول قانون اساسی که آزادی برگزاری راهپیمائی ها و تجمعات از آن ها قابل فهم و استنتاج است غفلت و صرفنظر نمود . سایر اصولی که بطور ضمنی و تلویحی بر آزادی راهپیمائی و تجمعات بعنوان حقوق اساسی آحاد ملت ایران صحه نهاده و آن حقوق را تضمین و حتی آن را با وضع قوانین مخل قابل سلب ندانسته اند عبارتند از :

۱- بند ششم اصل دوم قانون اساسی : این بند ، جمهوری اسلامی ایران را نظامی بر پایه ایمان به کرامت و ارزش والای انسان و آزادی توأم با مسئولیت او در برابر خدا دانسته است . تردیدی نیست که انسان آزاد و صاحب کرامت و ارزش ، به اقتضای همین صفات ذاتی باید بتواند خواست ها و مطالبات خود را به نظام جمهوری اسلامی ایران بعنوان حکومت مستقر و ارکان و اجزای آن منعکس و به تصمیمات و اقداماتی که حقوق و آزادی های وی را نقض نموده اعتراض نماید و یکی از وسایل و روش های طرح مطالبات و بیان اعتراضات ، برگزاری راهپیمائی و تشکیل اجتماعات است . بنابراین قبول ارزش ها و کرامات ذاتی شهروندان از سوی حکومت و اعلام ابتنای نظام بر آن کرامات در قانون اساسی ، ملازمه با این دارد که حقوق و آزادی های این شهروندان که منبعث و متأثر از کرامات آنان است محترم شمرده شود.

۲-بند هفتم اصل سوم قانون اساسی : وفق این بند ، دولت جمهوری اسلامی ایران موظف شده تا برای نیل به اهداف مصرح در اصل دوم (منجمله حفظ کرامت و ارزش والای انسان و آزادی توأم با مسئولیت وی در برابر خدا) ، همه امکانات خود را برای تأمین آزادی های سیاسی و اجتماعی شهروندان در حدود قانون به کار برد . اینکه دولت مکلف و نه مخیر به تأمین آزادیهای سیاسی و اجتماعی شهروندان شده حکایت از آن دارد که اگر واضعین قانون اساسی دولت را مخیر به تأمین آزادی های سیاسی و اجتماعی شهروندان می نمودند محتمل بود این نهاد به بهانه های متنوع و گوناگون ، نه تنها به تأمین آزادی های موصوف نپردازد بلکه در مقام سلب یا تحدید آن آزادی ها بر آید . مضافاً اینکه مخیر ساختن دولت به تأمین آزادی های سیاسی و اجتماعی شهروندان ، نیل به اهداف اصلی نظام جمهوری اسلامی ایران که در اصل دوم منعکس است به ویژه حفظ کرامت و ارزش والای انسان و آزادی وی را با تردید جدی مواجه می ساخت . بر این اساس دولت موظف است امکان برگزاری راهپیمائی و شکل گیری تجمعات را بعنوان یکی از مصادیق بارز حقوق و آزادی های سیاسی در دنیای امروز برای شهروندان فراهم سازد و البته انجام این وظیفه در حدود قانون خواهد بود لکن نخستین قانونی که چنین حقی را به رسمیت شناخته قانون اساسی بعنوان میثاق ملی است و تعطیل چنین میثاقی به بهانه اجرای قوانین عادی با اصول حقوقی و موازین قانونی سازگاری و انطباق ندارد .

۳- اصل ۹ قانون اساسی : این اصل مقرر داشته : «در جمهوری اسلامی ایران آزادی و استقلال و وحدت و تمامیت ارضی کشور از یکدیگر تفکیک ناپذیرند و حفظ آنها وظیفه دولت و آحاد ملت است . هیچ فرد یا گروه یا مقامی حق ندارد به نام استفاده از آزادی به استقلال سیاسی ، فرهنگی ، اقتصادی و نظامی و تمامیت ارضی ایران کمترین خدشه ای وارد کند و هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادی های مشروع را هر چند با وضع قوانین و مقررات سلب کند .»

واضعین قانون اساسی را برای تصویب چنین اصلی حقاً باید ستود چرا که صرفنظر از مطلوبیت چیدمان کلمات بکار رفته در این اصل از حیث ادبی و نگارشی ، مفاهیم مورد نظر و توجه خبرگان ملت به خوبی تبیین شده بنحوی که اصل ، تاب تفسیر یا تفاسیر خلاف را ندارد . نکاتی که از توجه به این اصل مستفاد می شود از اینقرارند : اولاً- مولفه هایی همچون آزادی، استقلال ، وحدت و تمامیت ارضی غیر قابل تفکیک دانسته شده اند بدین معنا که هر چند هر یک از این مولفه ها به تنهائی واجد مفهوم ، ارزش و اعتبار مستقل می باشند لکن در نظام جمهوری اسلامی ایران ، تمامی آن مفاهیم در کنار هم و بطور توأمان موضوعیت دارند و هرگاه یکی از آن مولفه ها منجمله آزادی را از بقیه آنها جدا کنیم حاکمیت ، معنا و مفهوم و اعتبار واقعی خود را از کف خواهد داد . ثانیاً- آزادی به عنوان یک حق یا ارزش حتی از استقلال و تمامیت ارضی کشور نیز مرتبتی والاتر دارد و گرنه این واژه مقدس ابتدای عبارت ذکر نمیشد . ثالثاً – حفظ آزادی ، استقلال ، وحدت و تمامیت ارضی هم بر عهده دولت است و هم ملت لکن وظایف دولت در این فقره خطیر تر و سنگین تر است چرا که دولت بر امور کلان و خرد کشور تصدی دارد ، بر ثروت ها و منابع و امکانات کشورمسلط است ، قوای نظامی ، انتظامی و امنیتی را در اختیار دارد و حفاظت از آب و خاک و فضای این سرزمین بر عهده وی می باشد . دولت هرگاه حقوق و منافع مردم را در تضاد با حاکمیت ، اختیارات و منافع خویش پندارد با توسل به قوه قهریه ، حقوق شهروندان را نادیده انگاشته و نظر خود را به آنان تحمیل می کند. از همین رو است که حفظ مولفه های فوق در وهله نخست بر عهده دولت نهاده شده نه مردم . رابعاً عنوان شده که هیچ فرد ، گروه یا مقامی حق ندارد با مستمسک قراردادن آزادی و استفاده از آن ، استقلال سیاسی ، فرهنگی ، اقتصادی و نظامی و نیز تمامیت ارضی ایران را مخدوش کند . از منطوق یا متن این فراز از اصل مورد اشاره به وضوح می توان دریافت که آزادی نباید استقلال و تمامیت ارضی کشور را مخدوش سازد و نمی توان با تفسیر موسع این اصل مدعی شد که اگر آزادی فی المثل با نظم و امنیت اصطکاک یا تعارضی داشت باید سلب شود . البته اشتباه نشود غرض نگارنده این نیست که می توان به اعتبار آزادی های مصرح در قانون اساسی دست به اقدامات مجرمانه زده و امنیت کشور را زائل ساخت . خیر ، این مورد پذیرش هیچ شهروند قانونمدار ، منطقی و منصفی نیست . خامساً عنوان شده که هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادی های مشروع را هر چند با وضع قوانین و مقررات سلب کند . این بدان معناست که آزادی های مشروع شهروندان از چنان جایگاه ، منزلت و اعتباری برخوردار است که حتی قوای مقننه و مجریه که قانوناً اختیار وضع قوانین و آئین نامه ها و دستور العمل های اجرایی را دارند حق وضع و تصویب قوانین و مقررات ناقض و مغایر آن آزادی ها را حتی به اعتبار مصالحی نظیر حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور ندارند .

بنابراین تردیدی نیست هرگاه قانونی مغایر آزادی برگزاری راهپیمائی ها و تجمعات شهروندان بعنوان دو مصداق ازمصادیق آزادی های مشروع آحاد ملت از تصویب مجلس بگذرد و یا آئین نامه ای از سوی دولت به منظور سلب یا تحدید آن آزادی ها وضع گردد حتی اگر مبنا و دلیل واقعی وضع آن قانون یا آئین نامه حفظ و استحکام مصالح عالیه مملکت از جمله : استقلال ، تمامیت ارضی ، امنیت و از این قبیل باشد ، مقرره وضع شده مخالف نص صریح قانون اساسی محسوب و آزادی های به رسمیت شناخته شده در میثاق ملی به قوت و اعتبار خود باقی خواهد بود .

۴- اصل ۲۰ قانون اساسی : این اصل همه افراد ملت را یکسان در حمایت قانون قرار داده و تأکید نموده که آحاد ملت از همه حقوق انسانی ، سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند . در ارتباط با این اصل ذکر دو نکته را حائز ضرورت میدانم:

نخست : اینکه مطابق اصل یاد شده تمامی شهروندان بطور یکسان و بدون تبعیض در پناه و تحت حمایت قانون قرار داده شده اند ، بدین معناست که اگر فی المثل گروهی از مردم در اعتراض به عملکرد یک دولت خارجی دست به راهپیمائی یا تجمع زده و گروهی دیگر در اعتراض به رفتار دولت خارجی دیگر اقدام به تظاهرات نمودند حکومت و قوای نظامی ، انتظامی و امنیتی اش به یک چشم به هر دو گروه نگریسته و چتر حمایتی خویش را بر هر دو گروه بگسترانند . اینگونه نباشد که گروههای وابسته به حکومت آزادانه در مقابل هر سفارتخانه ، کنسولگری و امثال ذلک تجمع کرده و یا در مسیرهای دلخواه به راهپیمائی و تظاهرات بپردازند اما منتقدین و معترضان به حکومت یا دولت از برگزاری راهپیمائی و تجمع منع شده و مورد تعرض واقع شوند . بعبارت ساده اگر تجمع و راهپیمائی صرفنظر از اصل ۲۷ قانون اساسی ، محتاج اخذ مجوز است وجاهتی ندارد دگراندیشان و دگرباشان را ملزم به اخذ مجوز از وزارت کشور کرد و بالعکس حامیان بی چون و چرای حاکمیت را مستغنی از دریافت مجوز دانست .

دوم : اینکه قانونگذار به صراحت اعلام داشته که تمامی مردم از جمیع حقوق انسانی ، سیاسی و... با رعایت موازین اسلام برخوردار می باشند واضح است که آزادی برگزاری راهپیمائی و تجمع در زمره حقوق سیاسی شهروندان در نظام جمهوری اسلامی ایران می باشد و اجرای آن حقوق نه تنها خلل و خدشه ای به موازین اسلام وارد نمی کند بلکه خود از روشهای امر به معروف و نهی از منکر به حساب می آید.

۵- اصل ۲۲ قانون اساسی : این اصل حیثیت ، جان ، مسکن ، شغل و حقوق اشخاص را مصون از تعرض دانسته مگر در مواردی که قانون چنین تعرضی را تجویز کرده باشد . از آنجا که برگزاری راهپیمائی و تجمع بعنوان حقوق سیاسی شهروندان در فصل (حقوق ملت) قانون اساسی پیش بینی و به رسمیت شناخته شده ، تعرض به آن ممکن نیست مگر به حکم قانون اما سئوال اینست که کدام قانون و تحت چه شرایطی امکان تعرض به آن حقوق را می دهد ؟ به ضرس قاطع می توان گفت منحصراً محدودیت ها و قیود مذکور در اصل ۲۷ قانون اساسی یعنی (عدم حمل سلاح) و (عدم اخلال به مبانی اسلام) در خصوص حق برگزاری راهپیمائی و تجمع قابلیت پذیرش دارد و تحدید یا سلب حقوق فوق با قوانین موضوعه عادی و تحت شرایطی فراتر از دو شرط پیش گفته فاقد وجاهت و اعتبار است .

دوم – قانون فعالیت احزاب ؛ جمعیت ها و انجمن های سیاسی و صنفی و انجمن های اسلامی یا اقلیت های دینی شناخته شده و آئین نامه اجرائی آن :

تنها قانون موضوعه عادی که در آن به موضوع برگزاری راهپیمائی و تشکیل اجتماعات اشاره گردیده قانون فعالیت احزاب ، جمعیت ها و انجمن های سیاسی و صنفی و انجمن های اسلامی یا اقلیت های دینی شناخته شده مصوب ۷ شهریوز ۱۳۶۰ است .

در تبصره ۲ماده ۶ این قانون مقرر گردیده : «برگزاری راهپیمائی ها با اطلاع وزارت کشور بدون حمل سلاح در صورتی که به تشخیص کمیسیون ماده ۱۰ مخل به مبانی اسلام نباشد و نیز تشکیل اجتماعات در میادین و پارک های عمومی با کسب مجوز از وزارت کشور آزاد است.»

در همین راستا ماده ۳۰ آئین نامه اجرائی قانون فعالیت احزاب ، جمعیت ها و انجمن های سیاسی و صنفی و انجمن های اسلامی یا اقلیت های دینی مصوب۳۰خرداد۱۳۶۱ تصریح به این مطلب داشته که درخواست برگزاری راهپیمائی و اجتماعات باید یک هفته قبل از انجام راهپیمائی کتباً و حضوراً توسط نماینده رسمی گروه به وزارت کشور تسلیم گردد و ماده ۳۱ همان آئین نامه تکلیف کرده که گروه برای انجام راهپیمائی یا تشکیل اجتماعات باید تعهدی مبنی بر عدم حمل سلاح و عدم اخلال نسبت به مبانی اسلام و امنیت به وزارت کشور بدهد .

تسری یا شمول تبصره ۲ ماده ۶ قانون فوق به شهروندان و حتی احزاب و گروههای سیاسی با ملاحظات و تأملات ذیل روبرو می باشد :

۱- قانون و آئین نامه مورد اشاره منحصراًناظر به احزاب و جمعیت های سیاسی و صنفی و انجمن های اسلامی یا اقلیت های دینی شناخته شده است و نمی توان شهروندان بعنوان اشخاص حقیقی را تحت شمول آن مقررات دانست . بعبارت دیگر غرض قانونگذار از وضع قانون مورد بحث مقید ساختن احزاب و جمعیت های سیاسی و صنفی به قیود و شرایط منعکس در مقررات موصوف و در واقع کنترل فعالیت های آنان و نظارت بر آن فعالیت ها از جمله برگزاری راهپیمائی ها ، میتینگ ها و اجتماعات حزبی و تشکیلاتی بوده و اگر مقصود تحت شمول قراردادن آحاد مردم بود در آن مقررات مورد تصریح واقع می شد .

۲- با وصف آن که قانون و آئین نامه مورد نظر به احزاب و جمعیت های سیاسی و صنفی تسری دارد نه شهروندان لکن از این جهت که قانون عادی اطلاق اصل قانون اساسی را مقید ساخته و برگزاری راهپیمائی و تشکیل اجتماعات را منوط و مشروط به اخذ مجوز از وزارت کشور نموده ، قانون و آئین نامه مذکور ناقض حقوق مصرح در اصل ۲۷ قانون اساسی محسوب است و مآلاً در این رابطه اعتباری ندارد . البته در این فقره تفاوتی میان احزاب و شهروندان هم نیست و اصل ۲۷ میان مردم و گروه های سیاسی و صنفی تفکیکی قائل نشده و حق برگزاری راهپیمائی و تجمع را برای عموم آزاد و ثابت دانسته است .

۳-در اصل ۲۷ قانون اساسی مقرر نشده که تشخیص اخلال یا عدم اخلال به مبانی اسلام به ترتیبی خواهد بود که قانون عادی معین می کند با این وجود تبصره ۲ ماده ۶ قانون اخیرالذکر تشخیص موضوع عدم اخلال به مبانی اسلام را بر عهده کمیسیون ماده ۱۰ نهاده و طبیعتاً چنانچه کمیسیون موصوف برگزاری راهپیمائی را مخل به مبانی اسلام بداند وزارت کشور مجوز برگزاری راهپیمائی و تجمع را صادر نخواهد کرد . به تعبیر دیگر در شرایطی که واضعین قانون اساسی صرفاًعدم اخلال به مبانی اسلام را به عنوان یکی از دو شرط برگزاری آزادانه راهپیمائی در اصل ۲۷ پیش بینی و با احترام گذاردن به شعور و آگاهی مردم ، تشخیص این موضوع را بر عهده شهروندان نهاده اند ، قوه مقننه بر خلاف منطوق و مفهوم اصل ۲۷ ، با وضع قانون عادی این اختیار را به وزارت کشور و کمیسیون ماده ۱۰ داده تا پیش از برگزاری راهپیمائی و تجمع از سوی گروههای سیاسی و صنفی ، اعلام نظر کنند که راهپیمائی و تجمع مخل به مبانی اسلام است یا خیر . لذا از آنجا که در اصل ۲۷ قانون اساسی تفکیکی میان مردم و احزاب و جمعیت های سیاسی و صنفی بعمل نیامده و تمامی آنها بدون استثنا از حقوق مورد اشاره در این اصل برخوردارند ، اینکه تشخیص اخلال یا عدم اخلال راهپیمائی و تجمع به مبانی اسلام در قانون عادی فوق به عهده وزارت کشور گذاشته شده قیدی جدید و مازاد بر قیود مصرح در اصل ۲۷ محسوب و برقراری چنین قیدی از این جهت که حق شهروندان و احزاب به برگزاری راهپیمائی و تجمع را بطور غیر قانونی محدود و دست دولت را برای سلب حقوق مذکور بازگذارده ، فاقد وجاهت و اعتبار حقوقی و قانونی است .

۴- در اصل ۲۷ قانون اساسی شرطی مبنی بر اینکه راهپیمائی و تجمع کنندگان باید از قبل ، تعهد به عدم حمل سلاح و عدم اخلال نسبت به مبانی اسلام بسپارند پیش بینی نشده از این رو تصویب ماده ۳۱ آئین نامه اجرائی قانون مورد بحث که گروه را موظف به تسلیم تعهد به وزارت کشور دائر بر عدم حمل سلاح و عدم اخلال نسبت به مبانی اسلام نموده خروج از چارچوب اصل ۲۷ محسوب و از باب مغایرت با اصل مزبور و نقض حقوق مصرحه در آن اصل حجیت و اعتباری ندارد .

۵- اینکه در ماده ۳۱ آئین نامه اخیر الذکر عنوان شده که گروه باید تعهد دائر بر عدم اخلال نسبت به امنیت به وزارت کشور بدهد نیز شرط جدید و مازادی است که حتی در اصل ۲۷ به آن تصریح نگردیده است . با توجه به اینکه موضوع امنیت و اخلال یا عدم اخلال در آن همواره امری تفسیر بردار و سلیقه ای بوده و دولت ها این امکان را دارند تا به دلخواه خود و بنا به مصالح مورد نظرشان ، راهپیمائی یا تجمع حتی مسالمت آمیز را مخل به امنیت قلمداد کنند ، مشروط و معلق نمودن برگزاری راهپیمائی ها و تجمعات به سپردن تعهد مبنی بر عدم اخلال نسبت به امنیت خروج از چارچوب اصل مورد نظر محسوب و مآلاً نمی توان اعتباری بر آن متصور شد .

سوم – میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی :

میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی مصوب ۱۹۶۶ مجمع عمومی سازمان ملل متحد در دو موضع به آزادی تشکیل اجتماعات مسالمت آمیز بعنوان یک حق اشاره داشته است .

۱- در بند یک ماده ۹ عنوان شده که هر کس حق آزادی و امنیت شخصی دارد و از هیچکس نمیتوان سلب آزادی کرد مگر به جهات مقرر در قانون . حق آزادی ، حق تشکیل اجتماعات مسالمت آمیز را هم در بر می گیرد و اینکه گفته شده از هیچ کس نمی توان سلب آزادی کرد مگر به جهات مقرر در قانون ، نمی توان با تمسک به تبصره ۲ ماده ۶ قانون فعالیت احزاب و... آزادی تشکیل اجتماعات را سلب کرد چرا که مقدم بر این قانون عادی ، اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است که در آن دو جهت یا شرط عدم حمل سلاح و عدم اخلال به مبانی اسلام بعنوان تنها شروط برگزاری راهپیمائی و اجتماعات معرفی شده و بنا به تقدم قانون اساسی بر قوانین عادی ، منحصراً اگر دو شرط اخیر تحقق یابد آزادی راهپیمائی و تجمع قابل سلب خواهد بود ولاغیر .

۲-ماده ۲۱ میثاق نیز تصریح داشته : «حق تشکیل اجتماعات مسالمت آمیز به رسمیت شناخته می شود . اعمال این حق تابع هیچگونه محدودیت نمی تواند باشد جز آنچه بر طبق قانون مقرر شده و در یک جامعه دمکراتیک به مصلحت امنیت ملی یا ایمنی عمومی یا نظم عمومی یا برای حمایت از سلامت یا اخلاق عمومی یا حقوق و آزادی های دیگران ضرورت داشته باشد .»

در این ماده نیز تدوین کنندگان میثاق ضمن به رسمیت شناختن حق تشکیل اجتماعات مسالمت آمیز ، اعلام داشته اند که اعمال حق مذکور تابع هیچ محدودیتی نیست جز محدودیت های مقرره در قانون . محدودیت ها هم در چارچوب مصالحی نظیر : امنیت ملی ، ایمنی عمومی ، نظم عمومی ، حمایت از سلامت یا اخلاق عمومی و حمایت از حقوق و آزادی های دیگران آن هم در قالب یک جامعه دمکراتیک توجیه شده اند . بر این اساس اگر بپذیریم ایران کشوری دمکراتیک است ، قانونگذار ایرانی نمی تواند و حق ندارد در وضع قوانین ناظر به تشکیل اجتماعات ، امنیت ملی و نظم عمومی را بعنوان مصالح عالی مد نظر قرار داده و حمایت از حقوق و آزادی های شهروندان را به پای نظم و امنیت ملی قربانی کند . مضافاً اینکه محدودیتها در وهله نخست در کادر و چارچوب اصل ۲۷ قانون اساسی قابل پذیرش است نه قانون عادی مغایر آن اصل .

حال با لحاظ اینکه دولت ایران در سال ۱۳۵۴ خورشیدی میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی را پذیرفته و الحاق خود به آن را اعلام و مجلس قانونگذاری ایران نیز در همان سال میثاق مورد نظررا از تصویب گذرانده ، این میثاق بنا به ماده ۹ قانون مدنی که مقرر داشته : «مقررات عهودی که بر طبق قانون اساسی بین دولت ایران و سایر دول منعقد شده باشد در حکم قانون است» بسان قوانین داخلی ایران می باشد . با این تفاوت که اعتبار چنین عهد نامه یا میثاقی در روابط بین المللی ، بیش از قانون داخلی است و چنین اسنادی اختیار دولت ها در وضع قانون معارض با آن را محدود می کند . [همچنان که قانون اساسی یک کشور بر قوانین عادی آن حکومت دارد و در صورت اختلاف باید مقدم شمرده شود تعهدات بین المللی نیز در برابر تعهدات ملی چنین موقعیتی را دارد . یعنی هیچ دولتی نمی تواند به استناد قوانین ملی خود از زیر بار تعهدات بین المللی که به گردن گرفته است شانه خالی کند .] *

لذا از این جهت که تبصره ۲ ماده ۶ قانون فعالیت احزاب و... و مواد ۳۰ و ۳۱ آئین نامه اجرائی آن قانون ناقض حق و آزادی تشکیل اجتماعات بعنوان حق به رسمیت شناخته شده در میثاق بین المللی موصوف در قامت یک سند لازم الاجراء است ، اعتباری در برابر آن میثاق ندارند .

بنا به مجموع ملاحظات فوق التشریح حتی اگر احزاب و گروههای سیاسی و صنفی را بنا به قانون فعالیت احزاب ، جمعیت ها و انجمن های سیاسی و صنفی و انجمن های اسلامی یا اقلیتهای دینی شناخته شده مصوب ۷/۶/۱۳۶۰ملزم به تسلیم تقاضای کتبی برای برگزاری راهپیمائی و تجمعات به وزارت کشور و نیز سپردن تعهد به آن وزارت دائر بر عدم حمل سلاح و عدم اخلال به مبانی اسلام بدانیم که حسب توضیحات سابق الذکر ، نگارنده چنین الزامی را بنا به حکومت اصل ۲۷ قانون اساسی و شمول آن نسبت به احزاب و گروه های سیاسی اصولی و قانونی نمی داند ،جنبش های مدنی و شهروندان برای برگزاری راهپیمائی و تجمع آزادند و الزامی به اخذ مجوز از دولت یا نماینده وی ندارند و صرفاً مجاز به حمل سلاح و اخلال به مبانی اسلام نیستند . احراز تحقق یا عدم تحقق دو شرط منعکس دراصل ۲۷ نیز با دولت و وزارت کشور نیست و مادامی که راهپیمائی و تجمعی برگزار نگردد حمل یا عدم حمل سلاح و اخلال یا عدم اخلال به مبانی اسلام قابل تشخیص نخواهد بود . ازطرفی مبانی اسلام نیز هر چند احصاء و مشخص نگردیده اما ناظر به اصول پنجگانه دین است که غالب تجمعات و راهپیمائی های مسالمت آمیزی که تاکنون بوسیله طرفداران جنبش راه سبز امید برگزار گردیده علاوه بر آنکه توام با حمل سلاح نبوده به واقع خلل و خدشه ای هم به مبانی دین اسلام وارد نساخته است .

* پی نوشت: کتاب (در خانه اگر کس است) تألیف : محمد علی موحد ، نشر کارنامه ، چاپ دوم ، صفحه ۷۷

ادامه مطلب ...

جلسه دادگاه شش فعال فرهنگی و دانشجویی آذربایجانی در تبریز برگزار شد

چهارشنبه ۴ آذر ۱٣٨٨ - ۲۵ نوامبر ۲۰۰۹

ساوالان سسی : جلسه رسیدگی به اتهامات حسن عبداللهی(معلم زبان و ادبیات ترکی آذربایجانی)، محبوب بوداقی (شاعر)، فراز زهتاب (فعال دانشجویی آذربایجان در دانشگاه تبریز)، حبیب آوریده، حسن آسیابی و محمدرضا هاشمی از فعالین فرهنگی آذربایجانی روز پنجشنبه ۲٨ آبان ٨٨ در شعبه دو دادگاه انقلاب تبریز به ریاست قاضی دولت آبادی برگزار شد.

این افراد تیر ماه ٨٨ توسط اداره اطلاعات تبریزدستگیر و پس از تحمل نزدیک سه ماه بازداشت موقت به قید وثیقه از زندان تبریز آزاد شده بودند.

اتهام این فعالین تشکیل گروه جهت بر هم زدن امنیت ملی از طریق مدیریت وبلاگی تحت عنوان "بابک ایتگین عسگرلری" و پخش اعلامیه دعوت مردم به تظاهرات در طی سالیان گذشته عنوان شده است و استنادات قاضی برای طرح این اتهام شرکت تعدادی از متهمین در مراسم سالگر تولد بابک (قهرمان ملی آذربایجانیها) و اعترفاتی است که از یکی از متهمان پرونده تحت فشار اخذ شده است.

دادگاه این فعالین به صورت غیر علنی برگزار شده ونقی محمودی، عباس جمالی و عظیم زاده وکلای دادگستری در تبریز وکالت آنان را بر عهده داشته اند.

شایان ذکر است که فراز زهتاب فعال دانشجویی آذربایجان در دانشگاه تبریز پیش از این نیز به اتهام مدیریت وبلاگ جنبش دانشجویی آذربایجان - آذوح محاکمه و به یکسال حبس تعزیری و دو سال حبس تعلیقی محکوم گردیده بود. این فعال دانشجویی به تازگی در ۱۹ آبان ۸۸ پس از تحمل حکم حبس تعزیری با عفو مشروط از زندان آزاد شده است.

ادامه مطلب ...

نژادپرستي در ايران معاصر: مصاحبه اي با پرفسور عليرضا اصغرزاده

دوشنبه ۲ آذر ۱٣٨٨ - ۲٣ نوامبر ۲۰۰۹

قبل از اين من در وبلاگم از عدم توجه كافي به پوشش مسائل حقوق شهروندي و نژاد پرستي ابراز تاسف كرده بودم. با توجه به اينكه ديدگاه شخصي من منحصر به جامعه فارس خارج ايران مي باشد، تصميم گرفتم به سراغ يك صاحبنظر بروم؛ هرچند ايشان اولين فردي نيستند كه به موضوع نژادپرستي در مورد آذربايجانيهاي ايران پرداخته است. نام ايشان دكتر عليرضا اصغرزاده است.

دكتر اصغرزاده دكتراي خود را از دانشگاه تورنتو گرفته و هم اكنون نيز عضو هيات علمي در دپارتمان جامعه شناسي دانشگاه يورك تورنتو كانادا مي باشند. حوزه هاي مطالعه ايشان شامل جهاني شدن، مطالعات ايران، فرهنگ و جامعه خاورميانه، تئوري اجتماعي، جامعه شناسي آموزش، و نابرابري اجتماعي در كنار ديگر موارد مي شود. كارهاي ايشان در ژورنال هاي مختلفي چاپ شده است كه برخي از آنها بدين قرار مي باشند:

Middle East Review of International Affairs,

Journal of Studies in International Education,

Canadian and International Education,

Language and Education,

Journal of Educational Thought,

Journal of Post-Colonial Education,

Journal of African Studies,

Anthropology and Education Quarterly

آخرين اثر ايشان كتاب "ايران و چالش تنوع: نژادپرستي آريايي، بنيادگرايي اسلامي و مبارزات دموكراتيك[۲]" مي باشد(اين كتابي است كه من توانستم آنرا مطالعه كنم و به شما نيز مطالعه آنرا پيشنهاد مي كنم). ايشان همچنين يكي از دو نويسنده اثر "تحصيل و تفاوت در متن افريقاي معاصر" و اثر" گسست هاي ديازپورايي: جهاني شدگي، مهاجرت و جلوه هاي هويت[۳]" (در دو جلد) مي باشند. خوشوقت بودم كه توانستم لحظاتي با دكتر اصغرزاده سخن بگويم و مي بايست اشاره كنم كه ايشان را انساني اميدبخش و يكي از درخشانترين افرادي يافتم كه تاكنون ملاقات كرده ام. از آنجايي كه ايشان هم اكنون در تورنتو تدريس مي كنند نتوانستم مصاحبه اي ويديوئي با ايشان داشته باشم اما مي توانستم از طريق ايميل با ايشان ارتباط برقرار كنم.

فرزين: در ابتدا اگر مناسب ببينيد ابتدا در مورد خودتان، تخصص، كار و رشته يتان برايمان بگوئيد.

دكتر اصغرزاده: بصورت عام من خودم را فردي دانشگاهي مي دانم كه داراي هويت هاي متنوع است و موقعيت هاي اجتماعي و جغرافيايي گوناگوني را اشغال كرده است: شهروند جهاني، كانادايي، آذربايجاني، ايراني، تورك و كانادايي-آذري.... بعنوان يك دانشجو در سالهاي ۱۹۷۸- ۷۹ در انقلاب ايران مشاركت داشتم. اين انقلاب نه تنها نظم سياسي اجتماعي در كشور را دگرگون ساخت (بصورت مثبت يا منفي)، بلكه علاوه بر آن اساسا نحوه نگرش نسلي كه من متعلق به آن بودم را در مورد تنوع و گوناگوني امور اجتماع، سياست و فرهنگ متحول كرد. من شيفته اين مسئله شدم كه چگونه مردم مي توانند نهادهاي قدرتمند همچون سلطنت و حكومت را در يك جامعه به زير بكشند. با شور و اشتياق فراوان اين علاقه خودم را تاكنون تعقيب كرده ام، و از سال ۱۹۸۰ بعد از اينكه به كانادا آمدم آنرا بيشتر بصورت آكادميك پي گرفتم. من در رشته هاي علوم سياسي، فلسفه و جامعه شناسي تحصيل كردم و هم اكنون جنبه هاي مختلفي از اين موضوعات را در دانشگاه يورك و دانشگاه تورنتو تدريس مي كنم.

فرزين: لطفا در مورد ماهيت نژادپرستي در ايران، تاريخ و كسانيكه آنرا هدف قرار داده اند توضيح دهيد. آيا مي توان نژادپرستي در ايران را يك نهاد ناميد يا تنها يك جريان اجتماعي است؟ آيا نژادپرستي به عنوان وسيله براي استيلاء و كنترل مورد بهره برداري قرار مي گيرد؟

اصغرزاده: بصورت خلاصه مي توان گفت كه اصل قضيه به شرقشناسي به نام سير ويليام جونز[۴] و مشاهداتي كه وي در سال ۱۷۸۶ با ملاحظه خويشاوندي بين زبانهاي اروپايي، سانسكريت و آنچه كه او آنرا "پارسي كهن" ناميد بر مي گردد. جونز در سخنان مختصري در مورد جامعه آسيايي بنگال نگرش جديدي در مورد مسئله نياي زبان مردمان اروپا و سرزمين اوليه آنها اراده نمود و جرقه بحث و مشاجره اي را زد كه سرانجام در ايجاد زبانشناسي مقايسه اي و فعاليت هاي آريائيستي/ هند واروپايي به اوج خود رسيد. اين رويداد دروازه هاي سد را براي بسياري از پژوهشگران، تاريخدانان و زبانشناسان اروپايي در جهت ايجاد ارتباطي بين اروپاي سفيد و شرق باستان گشود. بسياري با بهره گيري از علائم و نشانه هاي زبانشناسي برخي از اين پژوهشگران آسياي ميانه، برخي از مناطق هند و ايران را به عنوان سرزمين اوليه نژاد سفيد نوريديك[۵] معرفي كردند كه بعدها تحت عنوان مشهور "نژاد آريايي[۶]" بازسازي شد. صرفنظر از حس كنجكاوي روشنفكرانه، شرقشناسان درصدد بودند تا حد امكان بين "نژاد سفيد" و نژاد سامي و سنن كتب مقدس فاصله ايجاد نمايند. اين فعاليت ها در اروپا به نتيجه منطقي خود يعني نازيسم انجاميد. بعد از نازيسم، اروپائيان ديگر توسط اقدامات نژادپرستان فريفته نشدند، اما قطع نظر از اين مسئله، فريب اين نژاد موهوم در قالب هاي ديگري و در نقاط ديگر همانند ايران و هند، يعني جايي كه برخي از گروهها مجالي براي منتسب كردن خود به نژاد به اصطلاح آريايي و تعريف و هويت بخشي خود به عنوان آريايي مي ديدند، ادامه يافت.

لازم است تاكيد نمايم كه ويليام جونز و بسياري از هم عصران وي قصد نداشتند تا نژادپرستي، آنتي سامي گري يا فاشيزم را از طريق پژوهشهاي خود برانگيزانند. آنها معتقد بودند كه تنها درگير مطالعات شرق و مردمان شرقي هستند. ماكس مولر[۷]، پژوهشگر آلماني نقش اصلي را در استخراج واژه آريا از متون سانسكريت و بازتعریف عمدي و نادرست و مجعول آن به عنوان مفهوم نژادي در مقام نام يك گروه نژادي داشت. وي در سال ۱۸۸۸ كاملا از عقيده قبلي خود بازگشت. اين مسئله اي است كه وي در كتابي "بيوگرافي كلمات و خانه آريايي ها[۸]" از آن سخن گفته است:

از نظر من قوم شناساني كه از نژاد، خون، چشمها و موهاي آريايي سخن مي گويند، به اندازه زبانشناساني كه از ديكشنري درازسران[۹]، يا گرامر كوتاه سران[۱۰] سخن مي گويند گناهكارند." ( ۱۸۸۸ ، ص.۱۲۰)

اما، نخبگان ايراني، پژوهشگران و حكومت حتي پس از برافتادن نازيسم و فاشيزم در اروپا به اين راحتي نمي خواستند از اين تخيل "نژاد آريايي" دست بردارند. آنها با تكيه بر تعاريف اوليه ماكس مولر و ديگران و دستكاري در تعريف آريا بصورت يك مفهوم خالص نژادي، ساختن ادبياتي كاملا جديد از "نژاد آريا" و اينكه چگونه ايرانيان راستين از اين "نژاد برتر" گرفته شده اند، آنرا گسترش دادند. البته اين ايدئولوژي نژادپرستانه، تبعات سختي براي جوامع غير آريايي و غير هندواروپايي ايران مانند تركها و سامي ها (اعراب و يهوديان) در پي داشته است.

همچنان كه شما مي توانيد تصور نماييد، نسخه ايراني طبقه بندي نژادي كاملا متناقض بود؛ چراكه بر حسب رنگ پوست و فيزيولوژي، نژادهاي ترك و سامي كه غير آريايي فرض مي شدند به سفيد پوستان هيتلري، چشم آبي ها و موبورهاي آريايي بسيار شبيه تر از فارس هاي اصيل بودند كه هيتلر آنها را تحت "پوست خرمايي ها" طبقه بندي مي كرد. اما اين ناهمخواني ساده، آريائيست هاي پارسي را از گسترش ادعاي هاي خود در مورد نژاد برتر آريايي بازنداشت. آنها همانند هيتلر زياد بر روي "خون" و "پوست سفيد" اصرار نورزيدند (چون نمي توانستند!)، اما آنها بيشترين تاكيد را بر "زبان پارسي" و تاريخ داشتند؛ گو اينكه ديگر مردمان هيچ تاريخ و زباني نداشته اند؟!. پس در بازسازي ايراني از نژاد آريايي، تاكيد بر "زبان" جاي تاكيد هيتلريان بر "خون" و "ژن" را گرفت.

در سال ۱۹۳۴، حكومت رضاشاه بطور رسمي نام كشور را از "ممالك محروصه ايران" تغيير داده و به صورت "سرزمين آريايي ها" تعريف نمود. به طور مشابه گروه قومي فارس به عنوان نماينده بسيار معتبر اين نژاد آريايي انتخاب شد و زبان اين گروه به عنوان زبان برتر و حاكم برگزيده شد كه اين به معني ممنوعيت زبان هاي غير فارسي در مدارس و دستگاههاي دولتي بود. اين مسئله بسيار مهم است كه واژه "پرشيا" ساخته شرقشناسان بوده و هرگز توسط گروههاي مختلف قومي براي اشاره به آنها يا سرزمينشان چه در قديم و چه در دوران معاصر استفاده نمي شده است.

در ايران امروزي همانند تمام ادوار تاريخ اين تنها گروه قومي پارس بودند كه خود را پارس مي ناميدند. عليرغم اينها محققان شرقشناس هنوز اصرار دارند تا تمام مناطق ايران را پرشيا بنامند كه بطور آشكاري يك خشونت معرفتي در مورد اقوام غيرفارس محسوب مي شود. به هر نحوي، اين مفهوم ثابت از هويت آريايي/پارسي بر ايران تحميل گرديد بدون اينكه تفاوت ها، ديناميزم و رشد و تحول اجتماعي مد نظر قرار گيرد. اين فرايند همچنان ادامه دارد و جوامع غير فارس هيچ گزينه بجز تطابق دادن خود با هويت "برتر آريايي" از طريق ترك ميراث و گذشته باصطلاح "وحشي و بربرانه" خود ندارند. اين نژادپرستي بزور وارد سيستم آموزشي، مئديا، ادبيات رسمي و غير رسمي كه در زبان فارسي توليد مي شد گرديد. در ايران امروزي آريايي گري و آريايي سازي هسته اصلي نژادپرستي ايراني را تشكيل مي دهد. لازم است به اين نكته اشاره كنيم كه از سال ۱۹۷۹، خمينيزم و بنيادگرايي شيعي نيز به آن افزوده شد.

فرزين: بغير از حكومت، در جامعه ايراني چه نوعي از نژادپرستي وجود دارد؟ آيا شما مي توانيد شواهد آكادميك و روايي ارائه دهيد؟

اصغرزاده: اساسا تمام انواع نژادپرستي از سيستماتيك، فردي، فرهنگي، زباني، داخلي، علمي و آكادميك در جامعه ايراني وجود دارد. براي مثال اخير سر و صداي زيادي بر سر يك آزمايش DNA به اصطلاح عجيب برپا شد كه توسط يك بيولوژيست ايراني در دانشگاههاي انگليس انجام گرفت و ظاهرا مدعي بود كه "باموفقيت اثبات نموده است" آذربايجاني-تورك ها از لحاظ ژنتيكي رابطه اي با توركان آناتولي ندارند اما از اين جنبه همان ويژگي هاي پارسهاي آريايي را دارا هستند! آنها در دو سال اخير بسيار در اين مورد سخن راندند و ما نيز مشتاقانه منتظر بوديم تا ببينيم نتايج اين "آزمايش راهگشا" در كدام ژورنال معتبر بين المللي منتشر خواهد گرديد! من قبل از هر چيز علاقمند بودم تا در مورد روش و متدولوژي، ابعاد جامعه مورد بررسي، نوع واژه شناسي و تعاريف آنها (براي مثال، نژاد، نژادپرستي و...) كه توسط اين دانشمند درخشان و بااستعداد مورد بهره برداري قرار گرفته است بدانم. همانگونه كه شما نيز مي توانيد حدس بزنيد، گروه مسلط در ايران با هدف انكار حقوق بيش از ۲۰ ميليون تورك آذربايجاني همچون حق آموزش به زبان مادري سازنده اين گفتمان هاي اغراق آميز است.

فرزين: بسياري بر اين عقيده اند كه اگر رهبر عالي ايران، آيت الله علي خامنه اي، بر طبق برخي گزارش ها آذري باشد، چگونه هنوز نژادپرستي در ايران وجود دارد؟ اين مي تواند در مورد ميرحسين موسوي، رهبر غير رسمي جنبش اوپوزيسيون امروزي كه آذري است مصداق داشته باشد. شما اين را چگونه توضيح مي دهيد؟

اصغرزاده: پدر رهبر عالي ايران آيت الله علي خامنه اي يك آذربايجاني از شهر خامنه است، اما مادر وي فارس و خودش متولد شهر فارس نشين مشهد است. چند هفته پيش در روز مادر در ايران، و در ديدار با گروهي از كودكان و بزرگسالان وي در مورد كودكي، نوجواني و والدينش سخن گفت و مادرش را يك فارس و حافظ شناس معرفي نمود. از اينرو زبان مادري وي فارسي است و او تنها تعدادي كلمه توركي از پدر خود ياد دارد كه گاها از آن براي فريب در ديدار از شهرهاي آذربايجان و يا در ديدار آذربايجانيان با وي استفاده مي نمايد. جالب اينجاست كه رهبر جنبش اوپوزيسيون كنوني، مير حسين موسوي نيز يك آذري-تورك بوده و در شهر خامنه متولد شده و در سن 12 سالگي به پايتخت ايران يعني تهران مهاجرت كرده است. با اين وجود اين اشتباه خواهد بود كه تصور نماييم در پس زمينه سياسي ايران، اصل و نسب قومي نقش مختل كننده هويت ايراني را بازي مي كند كه بر پايه گروه قومي پارس مدليزه شده است.

افرادي همانند خامنه اي و موسوي آذربايجانيان آسيميله و استحاله شده هستند كه در زبان بومي آذربايجان با آنها "مانتقورت" گفته مي شود و به معني افرادي است كه ريشه هاي خود را رها كرده و هويت مسلط را با محروميت از هويت قبلي خود پذيرفته اند. به گونه اي ديگر مانقورت كسي است كه هويت شخص ديگر را دروني مي كند و در عين حال در برابر هويت جامعه قبلي خود كه اصالتا به آن تعلق دارد، ستيزه مي كند. به همين ترتيب اشتباه خواهد بود كه تصور كنيم به قدرت رسيدن موسوي پيشرفتي در وضعيت جامعه آذربايجاني بوجود خواهد آورد، درست همانگونه كه اين نقش را خامنه اي رهبر عالي ايران نيز انجام نداد. در واقع، گروه مسلط فارس مثالهايي از افرادي همچون خامنه اي و موسوي ارائه مي دهند تا تبعيض قومي/نژادي را با استخدام اين چهره هاي استحاله شده براي فريب انكار نمايند و استيلاي خود بر جامعه غير فارس زبان را زير ماسك پنهان سازند.

برعكس، نخبگان آسيميله شده جامعه غير فارس از صميم قلب از گروه مسلط و سياست هاي نژادپرستانه/توسعه طلبانه آن در درجه بندي افراد جامعه حمايت مي كنند. اين مانقورت ها شامل نمايندگان مجلس، سران دستگاههاي اجرايي دولتي در استانها، شهرداران، دولتمردان، روساي دانشگاهها، مسئولين آموزشي بومي، سران مراكز پليس و يگانهاي نظامي، و ... مي شوند. مانقورت ها در مقام نمايندگي حقوق جامعه محلي، نه تنها كاملا از سركوب حقوق انساني/قومي/زباني افراد جامعه خود حمايت مي كنند بلكه آنها در تلاش براي نشان دادن وفاداري به حكومت كه قدرت و منافع آنها را تضمين مي كند حتي فراتر از سياست هاي سركوبگرانه دولت مركزي نيز مي روند.اين فرايند در انتخابات اخير ايران نيز ديده شده؛ به گونه اي كه انتخاب از بين كانديداي فارس زبان يعني محمود احمدي نژاد و كانديداي آذربايجاني يعني مير حسين موسوي براي مردم آذربايجان همانند انتخاب بين Scylla و Charybdis بود.

فرزين: آيا نژادپرستي بين ايرانيان خارج كشور وجود دارد؟

اصغرزاده: بله وجود دارد و درجه آن به جامعه پذيري، سن و ... آنها بستگي دارد. معمولادر بين نسل جوانتر كه در محيط چند نژادي رشديافته اند شايع نيست. اما در بين آنهايي كه با بار و بنديل زباني و فرهنگي از ايران آمده اند بسيار شايع است. در بين اين گروه _كه بسياري از آنها در مقاطع عالي تحصيل كرده اند- شاهد تكيه و بازگشت بسيار به نژاد آريايي، خون آريايي، تمدن برتر، زبان برتر، و مسائلي از اين قبيل هستيم. آنتي ساميتيزم، آنتي عربيسم و آنتي توركيسم در بين آنها بسيار رايج است.

به طور ويژه در سالهاي اخير ما شاهد ظهور اوباش و جانيان روشنفكر در ديازپوراي ايراني هستيم كه به ولگردي مي پردازند و بصورت خشونت باري به آذربايجانيهاي ايران و ترك زبانان يعني جمعيتي كه بيش از ۲۰ ميليون عضو دارند حمله مي كنند. افرادي كه از حقوق اين جمعيت دفاع نمايند، حتي محققيني كه مطالعات كاملا علمي در باب وضعيت اين جمعيت در ايران انجام مي دهند و حتي اعضاي اين جامعه كه هويت خود را تورك-آذربايجاني معرفي نمايند توسط اين اوباش نژادپرست مورد حمله قرار مي گيرند و به آنها القاب و برچسب هاي مجعولي همانند "پانتركيست" و غيره زده مي شود. من در كتابم با عنوان "ايران و چالش گوناگوني" مقداري در مورد ادبياتي كه توسط ديازپورا توليد شده است نمونه داده ام.

فرزين: پس اجازه دهيد به كتاب شما بازگرديم: كتابتان چه زماني و در چه موضوعي منتشر گرديد؟ مي توانيد اصل مطلبي كه به آن پرداخته ايد را برايمان تشريح نماييد؟

اصغرزاده: كتاب من با عنوان "ايران و چالش گوناگوني: نژادپرستي آريايي، بنيادگرائي اسلامي، و كشمكش دموكراتيك"[۱۱] توسط انتشارات Palgrave Macmillan در تابستان ۲۰۰۷ منتشر گرديد. اساسا، كتاب سعي دارد چندين سوال اساسي را پاسخ گويد، نظير: چگونه نظم نژادپرستانه در ايران معاصر توليدشده، حفظ و تداوم يافت؟ چگونه غيريت سازي، جعل و نژادپرستي در فعاليت هاي ادبي، تاريخ، مذهب، و ديگر ابزار نوشتاري و فكري اتفاق افتاد؟ نتيجه نژادپرستي آريايي براي اقوام غيرفارس ايران چه بوده است؟ چگونه قربانيان اين نژادپرستي در مقابل اين ستم و تعدي قومي-نژادي به مقاومت مي پردازند؟ روشنفكران، پژوهشگران، فعالين اجتماعي، و سيستم آموزشي چه نقشي مي توانند در برچيدن نژادپرستي از جامعه ايران داشته باشند؟

پس كتاب در صدد است تا وجود نژادپرستي و نتايج زيادنبار آن بر جامعه، سياست، اقتصاد و توسعه آموزشي ايران را اثبات نمايد. اين كتاب نقش اروپائيان و در كل غربيان را در ايجاد و گسترش اين نژادپرستي مدرن ارزيابي مي نمايد. همچنين در پي كشف مكانيزمها، روش ها، و موقعيت هايي همانند تقويت زبانهاي به حاشيه رانده شده، فراهم آوردن زمينه براي بيان تاريخ بومي، اصلاح سيستم آموزشي، و غيره است كه نژادپرستي مي تواند از طريق آنها از ايران حذف گردد. در اين راه ايده هاي مسلط اروپا مركز مانند ملت، ملت گرايي، دولت-ملت گرايي و آريايي گري را در يك پس زمينه ايراني مورد بازانديشي انتقادي قرار مي دهد. اين اثر به نقش اعضاي برجسته جامعه فارسي زبان و استعدادهاي آنها در مقام نويسنده، شاعر، و روشنفكر در آفرينش، بازتوليد و حفظ روابط نابرابر قومي، فرهنگي و زباني در كشور مي پردازد. در عين حال، اين كتاب فضايي را براي جوامع به حاشيه رانده شده در ايران فراهم مي آورد تا شرايط خود را با صداي خود و در زبان خود و بوسيله ادبيات مخصوص خود بيان نمايند. اين عمل مسئله شهروندي بنا شده بر برابري فرهنگي، زباني، و حقوق بشري هر شهروند و هر مجموعه و هر جامعه را بازتعريف و روشن مي نمايد. اين بازگويي، انديشه مسلط شهروندي را كه مالكيت كشور را به گروهي خاص با پايگاه آريايي تفويض مي نمايد به چالش مي كشد.

فرزين: برخي از عكس العملهايي كه شما در قبال كارتان و كتابتان دريافت كرديد چه بوده است؟ آيا شما مستقيما نژادپرستي را تجربه كرده ايد؟

اصغرزاده: افشاي نژادپرستي آريايي در ايران، سخن گفتن از حقوق قومي، زباني و فرهنگي براي جوامع غيرفارس زبان به مانند موضوعات تابو در بين ايرانيان مي باشد؛ صرفنظر از اينكه آنها در داخل ايران باشند يا جزو ديازپوراي ايراني در خارج كشور باشند، يا جزئي از رژيم اسلامي كنوني باشند يا عضو اوپوزيسيون رژيم باشند. گفتن حقيقت به قدرت يك جسارت است و وقتي شما چنين كاري مي كنيد قدرت عكس العمل نشان مي دهد. اين عكس العمل شكل هاي زيادي به خود مي گيرد: از ممانعت از چاپ آثارتان در ژورنال هاي دانشگاهي مرتبط با ايران و خاورميانه گرفته تا حمله به شما در كنفرانس ها و سمينارها و تهديد به بيرون كردن از كار و غيره.

اخيرا يك نشريه مترقي كانادايي فارسي زبان با نام شهروند مصاحبه اي در مورد وقايع بعد از انتخابات دهم رياست جمهوري ايران انجام داده بود. من در پاسخ به يكي از سوالات آن، رژيم سياسي كنوني ايران را با نظام آپارتايد حاكم بر آفريقاي جنوبي مقايسه كردم و پيشنهاد كردم كه براي شكستن رژيم فاشيست كنوني در ايران مي بايست نكات بسياري از تنش در آفريقا و همچنين جنبش حقوق مدني در آنجا بياموزيم. كمي بعد از انتشار اين مصاحبه من ايمئيل هاي تهديدآميزي از سوي يك فرد "دانشگاهي" دريافت كردم كه از من در مورد اينكه "چگونه جرائت كرده ام تا نژاد آريايي را با نژاد آفريقايي مقايسه كنم" سوال كرده بود! در اين ايمئيل چنين استدلال شده بود كه اگر قطره اي خون آريايي در وجود من بود "ملت آريايي ايران" را از طريق پيشنهاد آموختن از "آفريقاييان سياه" خوار نمي كردم!

اين ايمئيل از سوي گروهي آمده بود كه بيش از ۳۰۰ صفحه تك نگاري در رد "كتاب اشتباه" من منتشر كرده بود. اين تك نويسي كه در يك سايت مشهور نژادپرست منتشر شده بود با يك كتيبه به زبان فارسي شروع مي شد و من را در هيات يك "اهريمن مغول" با صورت دراكولا و چنگالهاي دراز كه " همواره خون از آنها مي چكيد" تصوير كرده بود... به نظرم شما خود به روشني مي توانيد ادامه اين نقد افشاگرانه درخشان را حدس بزنيد. به اين بسنده مي كنم كه تنها ارتباط بين اثر من و اين "بررسي" اسم بنده بود كه نويسندگان نامعلوم آن اينجا و آنجا آنرا يادآوري كرده بودند. ديگر محققين همانند دكتر رضا براهني، دكتر براندا شافر، دكتر ضياء صدرالاشرافي و مدافع جسور حقوق آذربايجانيان خانم فاخته زماني مرتبا قرباني اين گروهها بوده اند.

اين گروه حتي ائديتور سايت Ethnologue كه اختصاص به زبانهاي جهان داشت را تحت فشار قرار دادند تا تعداد جمعيت آذربايجاني ايران را از ۲۳.۵ميليون نفر به ۱۱ ميليون نفر كاهش دهد عليرغم اينكه بسياري از محققين و فعالين حقوق بشر از جامعه آذربايجانيان براي شناختن اين گروه تذكر دادند. در يك نامه سرگشاده به سردبير اين سايت از زياده طلبي و تجاوزكاري برخي از ايرانيان ناسيوناليست افراطي خارج شكايت شده و ابراز اميدواري شده است كه "سردبيران و محققين اين سايت در مقابل تهديدهاي اين گروه افراطي تسليم نشده و اجازه ندهند اعتبار علمي سايت بخاطر انگيزه هاي ايدئولوژيك مبالغه آميز زير سوال رود." عليرغم اين، در آخرين اقدام سايت Ethnologue.com در پيش بيني جمعيت ايران جمعيت تورك-آذربايجان يك كاهش بسيار بزرگ ۱۲ ميليوني را نشان داد!؟

فرزين: از نظر شما راه حل چيست؟ آيا شما براي ساختار حكومت سياستي توصيه مي كنيد؟

اصغرزاده: به نظرم من ما مي بايست اين نژادپرستي را افشاء كنيم و جامعه جهاني را در مورد آن آگاه سازيم. شبيه آنچه كه شما و آداپ (ADAPP) انجام مي دهيد. اين اولين قدم اساسي است. در جريان انتخابات اخير مسئولين حكومتي موكدا آشكار ساختند كه در جمهوري اسلامي ايران "مسائل مربوط به اقليت هاي قومي يك موضوع امنيت ملي محسوب مي شوند" از اينرو حتي مجلس خود رژيم ايران نمي تواند هيچ اظهار نظري در اين مورد داشته باشد. اين بدان معني است كه در ايران امورات مربوط به اقليت هاي قومي در محدودي نهادهاي امنيتي رژيم قرار مي گيرند. آنها نه تنها مسائل حقوق بشري محسوب نمي گردند بلكه حتي مسائل معمولي اجتماعي يا سياسي نيز شمرده نمي شوند. بنابراين ما نمي توانيم در دورنما انتظار زيادي از جمهوري اسلامي داشته باشيم.

فرزين: ايران بدون نژادپرستي شبيه چه چيزي است؟

اصغرزاده: ما بايد به خاطر داشته باشيم كه نقشي كه "خون" در نازيسم آلماني داشت "زبان" در نژادپرستي ايراني دارد. از اينرو شما را با اين انديشه تنها مي گذارم كه: وقتي ميليونها کودك متعلق به جامعه آذربايجاني، كرد، بلوچ، توركمن، عرب، لر، بختياري، گيلاني و ... مدارسي در زبان هاي مادري خود داشته باشند، اين نشانه اي قابل اعتنا براي ايراني عاري از نژادپرستي است.

فرزين: با تشكر بسيار از شما دكتر اصغرزاده! كلمات شما روشنگر و اميدبخش بود.

مترجم : سایت ایرنجی

ادامه مطلب ...

 
Free counter and web stats