سیری حقوقی بر بازداشت فعالان آذربایجان

خزر میانالی، فعال دانشجویی

طبق قوانین قضایی در جرایم غیر مشهود (جرایمی که در برابر چشمان مأمورین و در ملأ عام رخ میدهند مانند زد وخورد خیابانی، کیف قاپی و جز در مواردی که مجازات آنها اعدام، قصاص یا در مورد اشخاص ولگرد.

پلیس حق احضار کسی بدون دستور مقام قضایی را ندارد، احضار هر شخص توسط مقام قضایی باید با ارسال نامه کتبی و تسلیم یک نسخه از احضار نامه به شخص احضار شده و دادن مهلت قانونی مناسب باشد.صدور حکم جلب بدون اینکه متهم قبلا احضار شده باشد، یا حتی چنانچه عذر موجهی برای عدم حضور داشته باشد، ممنوع است.

دوستان دانشجوی ما به صرف فعالیتهای هویت طلبانه و رفع ستم ملی برای احقاق حقوق 30 میلیون آذربایجانی و تلاش برای اگاهی آذربایجانیان برلزوم حق تحصیل به زبان مادری در بند هستند. آنهم نه اینکه قبلا احضار و جلب شوند، بلکه محترمانه توسط نیروهای امنیتی مقابل درب دانشگاه تبریز ربوده شده اند. آیا دوستان ما تروریست، قاتل، جانی خطرناک یا کیف قاپ بوده اند؟ آنها خواسته های بحق خود را از تریبونها ونشریات مجوز دار دانشگاهی بیان داشته اند و به شیوه های کاملا مدنی متوسل می شدند. آنها نه جایی را آتش زده اند نه برخورد غیر مسولانه ای در رابطه با اجهافی که در حق تحصیلشان روا شد، انجام داده بودند.

طبق اصل 38 قانون ‌اساسي اعمال هرگونه شكنجه (اعم از جسمي يا رواني) براي گرفتن اطلاع يا اقرار از متهم ممنوع است و نگهداري متهم در سلول‌هاي انفرادي، قطع ارتباط متهم با دنياي خارج از زندان مانند ممنوع‌ الملاقات نمودن زنداني، جلوگيري از ارتباط تلفني يا حضوري متهم با بستگان درجه يك يا وكلاي وي و قطع امكاناتي از قبيل استفاده از راديو، تلويزيون، مطبوعات، مراسلات و نيز بازجويي‌هاي طولاني ـ به‌ويژه شب‌ها تا نيمه‌هاي شب ـ مي‌تواند از مصاديق فشارهاي رواني و شكنجه‌ي روحي تلقي‌گردد. طبق آخرین اخبار منتشر شده، سجاد، آیدین و فراز در تماسهای کوتاه تلفنی به خانواده های خود خبر دستگیریشان را داده اند و خودشان از محل نگهداری خود خبر نداشته اند. و تا این لحضه نیز ملاقاتی نیز با خا نواده های خود نداشته اند. طبق تعاریف مستند و شواهد عینی که دوستان قبلا بازداشت شده نقل میکنند، خانواده هایشان به هنگام بی خبری ایام بازداشت فشار مضاعفی را متحمل شده اند. نگرانی از سلامتی و ترس از اعمال شکنجه تنها بخشی از مواردی هستند که نزدیکان فرد را علاوه بر تهدید از سوی نهادهای امنیتی در رابطه با عدم اطلاع رسانی در رابطه با فرد بازداشت شده دچار فشارهای روحی روانی میکند.

معمولأ یکی از ترفندهایی که بازجویان وزارت اطلاعات به کار میبرند، برگزاری جلسه های بازجویی اولیه با حضور چندین بازجو بدون مشخص کردن وضعیت اتهامی فرد، بازجویی با چشمان بسته و شاید ذکر این نکته خالی از لطف نباشد انتقال فرد با چشمان بسته از سلولی که در آن نگهداری میشود تا اتاق بازجویی برای ایجاد فشار روانی و ناشناخته نگهداشتن محیط برای فرد میباشد. اکثر دوستان جملگی تایید میکنند که یکی از این چند بازجوی محترم بدون اینکه به فرد اجازه هرگونه صحبتی داده شود، شروع به طرح اتهامات واهی و تهدید به اینکه پدرت را در می آوریم، چرا جاسوسی کردی؟ چرا اطلاعات سری کشور را به بیگانگان میدادی؟ چرا به سفارتخانه های آذر بایجان یا ترکیه رفت و آمد میکردی؟ چرا با فلان منافق و تشکیلات ضد انقلاب رابطه داری؟ و دهها چرای دیگر تا مورد بازداشتی وضعت خود و موارد اتهامیش را و به اصطلاح وزن پرونده ش را سنگین ارزیابی کند. در این بین یکی از این محترم بازجو ها با نثار مشت و لگد و سیلی آنهم با چشمان بسته که معلوم نمیشود، ضربه از کدام طرف وارد میشود، از متهم میخواهد که همکاری کند و بداند که اینجا اظلاعات است و آخر راه و به فکر قهرمان بازی و فیلم بازی کردن نباشد. در این بین یکی از این محترمان که بعدها نقش بازجوی اصلی را بازی خواهد کرد از آن یکی دوستان بد اخلاق خود می خواهد که چون ایشان به نظرش متهم سر براهی است و با وی همکاری خواهد کرد پرونده را به وی بسپارند.

در واقع هدف این سناریو در وهله اول اینست که متهم از ترس وخیم شدن اوضاع اگر از نظر روانی آماده نباشد به انواع کارهای نکرده اقرار کند و دوم اینکه بداند اگر به سوؤالات حاج آقا بازجو آنطور که ایشان میخواهند، جواب ندهد سر و کارش با آن یکی بد اخلاقها خواهد بود.

از جمله تکالیف بازجو یا مقام تحقیق کننده آنطور که در متون قضایی و آیین دادرسی مدنی دادگاههای عمومی و انقلاب امده آینست که، مقام تحقيق‌كننده بلافاصله بايد به ‌طور كتبي دو موضوع را به متهم تفهيم ‌كند. اولاً؛ نوع اتهام: مثلاً به او بگويد كه شما متهم به قتل هستيد. ثانياً؛ دلايل اتهام بايد كتباً به متهم تفهيم شود.

جالب اینجاست که اکثر دوستان به جای تفهیم اتهام از سوی مقام تحقیق کننده با این سوال روبرو میشوند که شما به چه دلایلی دستگیر شده اید و اتهامات خود را بنویسید؟ یعنی متهم باید خودش برای خودش اتهام تعریف کند و اینجاست که نیاز به وکیل برای حضور در مراحل بازجویی یا حداقل آشنایی متهم با اصول بازجویی قانونی پیش میآید. چیزی که سالهاست قانونش را به عنوا ن صدها قانون خوب نوشته اند ولی اجرا نشده و خاک خورده باقی مانده است.

چیزی که در مراحل بازجویی رعایت نمیشود، این است که بازجو به خود اجازه میدهد، در مورد مسایل غیر مرتبط با اتهام فرد از جمله روابط شخصی و ارتباطات دوستانه وی سوال نماید که هوشیاری دوستان را میطلبد.

چون فعالیتهای هویت طلبانه دوستانمان با بر چسب های پان ترکیسم و تجزیه طلبی و تحریک افکار عمومی و تلاش برای اغتشاش و نا امنی در سؤالات بازجویان مطرح میشود و خواهد شد و گهگاهی و در مواردی به علت نا آشنایی عامل تحقیق با بعضی از اصطلاحات سیاسی که موجب واکنش منطقی اکثر دوستان میشود و خواستار کاربرد صحیح این کلمات میشوند، ازجمله اشتباهی گرفتن فعالیتهای فرهنگی حتی اگر تشکیل کلاسهای تدریس ادبیات تورکی باشد با لغت پان ترکیسم، موضع ضعف بازجو را آشکار میکند و همین باعث برخوردهای تحقیر آمیز با متهم برای تلافی میشود از جمله اینکه وضعیت شغلی فرد و آینده معیشتییش را به سخره میگیرند. زیرا مدرک تحصیلی وی از نظر دولت شریف اسلامی بی ارزش است و بیان این جملات که شما، جایی در این مملکت ندارید و نمی گذاریم داشته باشید. در حالی که مقام تحقيق‌كننده يا بازجو حق ندارد به متهم توهين نمايد يا او را تحقيركند.

و نیزبازجو حق ندارد كه سؤالات مبهم و تلقيني يا اغفال‌كننده و فريب‌دهنده يا سؤالات غيرمربوط به اتهام يا سؤالات حاوي نوعي تفتيش عقايد از متهم بپرسد. ذيلاً مثال‌هايي ذكر مي‌شود: سؤال تلقيني؛ مانند اینکه از متهم شرکت در راهپیمایی سوال شود. اینکه شما چرا در تظاهرات فلان روز یا مراسم شرکت داشتید؟ قبل از این که از وی پرسیده شود، آیا شما شرکت در راهپیمایی را آنهم با مدارک محکمه پسند، قبول دارید یا خیر؟

سؤالي كه محتواي آن تفتيش عقايد است، مانند اين‌ كه نظر شما درباره‌ي فلان حزب يا گروه چيست؟ متاسفانه جواب مورد اخیر هر چه باشد یا حتی اگر اظهار نظر خاصی در مورد گروه خاصی از ظرف دوستان ارائه شود، همین مورد دستاویزی خواهد شد تا وی را منتسب به یا هوادار یکی از تشکیلاتهای حرکت ملی آذربایجان نمایند. دلیل این کار نیز کاملا روشن است، چون کسی را صرف دوست داشتن یا تلاش برای احقاق حقوق قانونی آنگونه که صریحا در قانون اساسی ذکر شده، نمیشود دستگیر یا زندانی کرد. پس باید آذربایجان دوستی عزیزانمان برابر با دشمنی با زبان ملی، باستانی و ...فارسی تفسیر شود و تلاش برای تحصیل به زبان مادری در گزارشات محرمانه صادره از طرف اداره اطلا عات به قاضی پرونده با عنوان گرایشات افراطی به تفکرات پان ترکیستی، تلاش برای ایجاد تفرقه و بهم زدن وحدت ملی تفسیر گردد، تا زمینه برای صدور حکمی ناعادلانه و به گمان خودشان سرکوب یا به انفعال کشاندن این فعالین احقاق حقوق ملی آذربایجانیان فراهم آمده باشد.

در اصل 39 قانون اساسی جمهوری اسلامی آمده است: قانون ‌اساسي هتك حرمت و حيثيت كسي كه به حكم قانون دستگير مي‌شود ـ به‌هر‌صورت كه باشد ـ ممنوع است و مراجع ذيربط بايد با تدارك سيستم‌هاي بازرسي و نظارتي بي‌طرف و متخصص، به‌ويژه براي نظارت بر اعمال مأموران ذيربط در ايامي كه متهم تحت قرارهاي قانوني در بازداشت به‌سر مي‌برد از هر نوع برخورد غيرقانوني و غيرانساني با متهمان جلوگيري به‌عمل آورده و با متخلفان از قانون، برخورد جدي نمايند و يكي از راه‌هاي اِعمال نظارت بر عملكرد مأموران، حضور وكيل متهم در جلسات تحقيق و بازجويي‌ها است. حال به قضاوت بنشینیم و به ببینیم شکنجه های روحی و جسمی که بر این دانشجویان روا میشود که اخبار موثقی در دست هست که سجاد، آیدین و فراز را کتک زده اند )آنطور که دوستان آزاد شده شان بیان کرده اند) به علاوه نگهداری در سلولهای انفرادی بدون دسترسی به وکیل و عدم پاسخ گویی مناسب به خانواده هایشان همانا صورت دیگری از برخوردهای غیر انسانی اعمال شده در حق اینان بوده است. حال باید پرسید این همه قانون زیبا را برای چه کسی نوشته اند؟ مگر نباید ما نیز مشمول این قوانین باشیم؟ مگر اتهام سجاد، آیدین یا فراز بمب گذاری است که هیچ کس خود را موظف به پاسخگویی در مورد سرنوشتشان نمیداند؟

متهمان در دوران بازجوی و بازداشت موقت حقوقی دارند از جمله اینکه:

1) حق سكوت: متهم حق دارد در مقابل مقام تحقيق‌كننده سكوت نمايد و هيچ‌كس را نمي‌توان وادار به سخن‌گفتن نمود و بازجو فقط بايد سكوت متهم را درصورت‌جلسه‌ي تحقيقات قيد نمايد. البته در شرایطی که دوستان ما اینچنین تحت شکنجه هستند مورد اخیر مصداق عینی پیدا نخواهد کرد.

2) ‌متهم حق دارد پاسخ سؤالات را به‌هرنحو كه خود صلاح بداند بنويسد.با توجه به اینکه در مراحل بازجویی، آقایان بازجو در پی اقرار گرفتن از متهم به هر شیوه ممکن میباشند و پاسخهای مورد علاقه خود را خواهاننددر این مورد بخصوص لزوم اگاهی دوستان و مقاومتشان ضروری مینماید.

‌3) هر متهم حق دارد در ايام بازداشت از غذاي مناسب و كافي، لباس مناسب، بهداشت، هواي آزاد، ورزش، و مكان مناسب براي استراحت بهره‌مند باشد.در صورتی که در سلول انفرادی و با تعاریفی که از وضع بهداشت باز داشتگاهها و غذا داریم، با روزی 10 الی 20 دقیقه هواخوری در محیطی به اندازه 40 متر نه هوای آزادی در دسترس هست نه اجازه برخورداری از لباس مناسب...

شاید فردا که این دوستان در دادگاه با اتهاماتی درست عکس آنچه انتظار داشته اند روبرو شدند، نباید تعجب کرد. برای دادگاه گزارش عوامل اداره اطلاعات بیشتر ملاک است تا انصاف قاضی و رعایت عدل و انصافی که هوارش گوش همه را کر کرده است.

در شرایط فعلی باید با حساس کردن افکار عمومی ملت نسبت به ظلمی که در حق این این دانشجویان دربند و کلا زندانیان سیاسی دربند آذربایجان روا میشود و با خبر رسانی و جلب حمایت مجامع حقوق بشر جهانی و... اندکی در کاهش فشارها بر این عزیزان نقش ایفا کنیم.

آنچه هست اینکه شرایط سخت و غیر انسانی که دوستانمان متحمل میشوند، آنان را در ادامه مسیر فعالیت برای تحقق حفوق انسانی ملتی که هستی معنویش در معرض تهدید میباشد مصمم تر سازد.

با آرزوی سلامتی و آزادی برای همه زندانیان سیاسی آذربایجان.

برای دانشجویان دربند( سجاد، فراز، آیدین و ائلچین)

منابع:
1- حقوق به زبان ساده نوشته عبد الفتاح سلطانی http://www.savalansesi.com/2008/03/blog-post_29.html
2- متن قانون اساسی

 
Free counter and web stats Savalansei Posts Feed