زبان ترکی را در ایران رسمی کنید !

بیانیه جنبش دانشجوئی آذربایجان به مناسبت اول مهر

بار دیگر اول ماه مهر است. این روز برای آنها که در پی کسب علم و دانش هستند و زبان گفتاری و نوشتاری شان در خانه و مهدکودک و دبستان و دبیرستان و دانشگاه یکی است یقینا سمبل آغاز و شکفتگیِ ِ فصلی دیگر در زندگی است. اما برای میلیونها کودک و نوجوان و جوان دیگر که زبانی غیر از زبان رسمی و دولتی دارند روز اول مهر با نامهری شروع می شود چرا که باید هویت ملی و فرهنگی خود را دم در مدرسه و دانشگاه جا گذاشته و به زور جامه ذهنی و فکری دیگری بر تن کنند که سالیان متمادی است بر آنها تحمیل می شود و در دهه های اخیر از سوی حکومتی عملی می شود که خود را اسلامی می داند و رئیس جمهورش ادعا می کند که کشور تحت سلطه اش آزادترین جامعه دنیاست!

بخش بزرگی از مردم این جامعه به زبان رسمی نامیده شدهء آن تکلم نمی کنند. این زبان به بخش بزرگی از مردم این جامعه در موسسات گوناگون آموزشی تحمیل می شود. میلیونها انسان این جامعه در قرن بیست و یکم اجازه یاد گیری زبان مادری شان را ندارند. میلیونها کودک و نوجوان این جامعه با یک برنامه از قبل تعیین شده و اجباری از یادگیری زبان مادری شان برحذر داشته می شوند و به این ترتیب از هویت فرهنگی خود بیگانه می گردند، آن هم در مملکتی که سران سیاسی آن هر روز در پی صدور دستور العمل هایی برای اصلاح و بهبود جهان هستند و رئیس جمهور آن با نامه پراکنی در صدد دادن رهنمود به روسای دیگر ممالک است.

میلیونها انسان ترک زبان در این جامعه با انداختن جریمه به داخل قلک های سفالی در کلاس های درس به جرم ترکی حرف زدن بزرگ شده اند. حکومت شاه از هیچ بیشرمی ابا نداشت و کثیف ترین سیاست های آسیمیلاسیون و از خود بیگانگی را در آذربایجان به کار می بست. وقوع انقلاب بهمن ٥٧ هیچ تغییری در کژترین سیاست های آموزشی دوران استبدادی شاهنشاهی بوجود نیاورد. ممنوعیت زبان ترکی هم چنان ادامه یافت و این بخش از سیاست های شاه، روی انقلاب را به خود ندید. با اینکه دست اندرکاران پس از انقلاب، انقلاب فرهنگی به راه انداختند اما زبان ترکی هم چنان تابو باقی ماند و روی آزادی را به خود ندید.

مسئولان مملکتی که همیشه آذربایجان را سَرِِ ایران می نامند و مردم آن را غیور می شناسند که حافظ و پاسدار مرزهای کشور بوده اند هیچگاه این اخلاق دوگانه خود را زیر سوال نبرده اند که اگر این مردم تااین اندازه برای این کشور ارزشمند هستند پس چرا زبان مادری شان ممنوع است؟ اگر فرزندان این خطه در انقلاب مشروطه و بهمن آن چنان جان فشانی کردند و در پس راندن تجاوز صدام حسین هشت سال تمام در جبهه های جنگ خون دادند پس چرا حق مساوی با دیگران ندارند؟ آیا قوانین اسلامی چنین بیعدالتی را جایز می دانند؟
چند سالی است که آذربایجان به پا خاسته و برای اولین بار پس از مدت های مدیدی خواستار حقوق فرهنگی و ملی خویش است. بسیاری از نویسندگان، روزنامه نگاران، فعالان دانشجویی و روشنفکران ترک زبان به جرم مطالبه برای آزادی زبان مادری در سلول های زندان ها به سر می برند. ترک ها بدرستی و به حق، حقوقی را می طلبند که بخش های دیگری از این جامعه از آن ها برخوردار بوده و هستند.

با به تعویق انداختن توجه به مطالبات کاملا مردمی در آذزبایجان خواسته ها هر چه بیشتر رنگ سیاسی به خود گرفته و طرق حل مشکلات، با گذشت زمان پیچیده تر و بی اعتمادی ها گسترش بیشتر می یابند. مهمترین و عاجل ترین خواسته ترکها در ایران رسمیت یافتن زبان ترکی در کنار زبان فارسی است تا علاوه بر آذربایجان ترک های ساکن خراسان و تهران و دیگر اقصی نقاط کشور آزادانه به فراگیری زبان مادری خود پرداخته و هم چون دیگران با فرهنگ خود زندگی کرده و به شکوفا شدن آن یاری رسانند. رئیس جمهور کشور که قرار است چند روز دیگر به آذربایجان سفر کند می باید به این خواسته مردم جامه عمل بپوشاند. اگر از نظر ایشان انرژی هسته ای "حق مسلم" مردم است پس فرا گیری زبان مادری حقی کمتر از آن نمی تواند باشد.

با وجودتمامی مشکلات، فشارها و زندان ها برای تمام دانش آموزان و دانشجویان سالی موفق و پربار آرزو داریم و امیدواریم بزودی زبان ترکی نیز به مدارس و دانشگاه ها راه پیدا کند.

دوشنبه ۱ مهر ۱٣٨۷ - ۲۲ سپتامبر ۲۰۰٨

گله جک بیزیمدیر
http://www.oyrenci.com

 
Free counter and web stats Savalansei Posts Feed