مدعیان اصلاح طلبی صورت جوان منتقد تبریزی را به خون آغشته کردند

علیرضا جوانبخت

بعد از انتشار ویدیوئی که در آن بازیچه گشتن شخصیت و غرور انسان آذربایجانی را به عنوان ابزار خنده و تفریح حجت الاسلام خاتمی رئیس جمهور سابق ایران و یاران اصلاح طلبش (!؟) به تماشا نشستیم٬ یادداشتی کوتاه نوشتم به امید آنکه: از طرف کسانی که حامی خاتمی هستند و یا حداقل از سوی طرفداران سابق اصلاحات و منتقدین فعلی آن - که اکنون دریافته اند٬ سرابی بیش ندیده اند ـ صدایی شنیده شود.

و اکنون ساعاتی بعد از دریافت تصویر صورت خونین و مالین شده یک جوان تبریزی که در جلسه طرفداران خاتمی به این اهانت او اعتراض می کرده و در حضور دوستان خاتمی مانند مجید انصاری و علی عبدالعلی زاده٬ مورد حمله اصلاح طلبانی با مچبند سبز قرار گرفته است٬ یادداشت دوم را می نویسم. این بار خطاب به روزنامه نگاران و فعالان حقوق بشر ایرانی می نویسم ولی نه به امید دریافت پاسخی٬ بلکه ـ صراحتا می گویم ـ به خاطر اینکه بعدها٬ صحبتم از بعدهایی است که دیگر درهای گفتگو بسته شده٬ و انسان آذربایجانی راه حل های دیگری برای حل مشکلات خود یافته است٬ بتوانم بگویم؛ «ما گفتیم ولی شما نخواستید بشنوید.»

در دهها سال گذشته سیستمی برنامه ریزی شده برای تحقیر فرهنگی تورکها٬ لرها٬ عربها و گیلکها و سایر اتنیکهای غیر فارس با هدف یکسانسازی فرهنگی از طرف حاکمیتهای مختلف٬ در جریان بوده و با تکرار مداوم آن سعی در کمرنگ کردن قبح مسأله و تضعیف تدریجی فرهنگها و زبانها داشته اند٬ لذا ارائه توضیحاتی در مورد علت راسیستی بودن مطالب آقای خاتمی خالی از فایده نخواهد بود.

- به مطالب آقای خاتمی توجه کنید: «... و این تخصصش در خواندن روضه یعنی، داستان عروسی حضرت زهرا بود. و خصوصیتش هم این بود و این جور می‌گفت، خیلی هم می‌پسندیدن اردبیلی‌ها٬ می خواست نبوغ اردبیلی ها را نشون بده (یکی از حضار: ترک بود - صدای خنده). گفت شبی که حضرت را عروس کردند و می‌بردند به خانه، حضرت پیامبر جلو جلوی حضرت زهرا حرکت می‌کرد. در طرف راستش امام حسن، در طرف چپش امام حسین و حضرت خدیجه به سینه می‌زد (خاتمی با با دست به سینه می زند) که قربان مظلومی تو دخترم بروم. (خنده‌ی حضار). بالاخره اردبیل اینه٬ حالا به من میگن چرا تو ...(نامفهوم).»

- خاتمی ضمن معرفی روضه خوان اردبیلی به عنوان شخصی کم هوش و فاقد شعور منطقی چند بار بر تعمیم این خصوصیت روضه خوان به دیگر اردبیلیها و دیگر تورکها تأکید می کند. خاتمی با گفتن جمله «می خواست نبوغ اردبیلی ها را نشون بده» به طور کاملا آشکار شعور آذربایجانیها را به مسخره گرفته و در پایان تاکید می کند که؛ «بالاخره اردبیل اینه» تا شک و شبهه ای باقی نگذارد که منظورش فقط آن روضه خوان کذائی نیست.

- یکی دیگر از آخوندهای حاضر در جلسه٬ یک جوک دیگر در مورد زنی زناکار تعریف کرده و در پایان می گوید: «یا تورک بود یا رشتی» و به این ترتیب ویدئو تمام می شود بدون آنکه مشخص شود٬ مسابقه جوک گویی و مسخره کردن فرهنگها و زبانها از طرف اصلاح طلبهای معمم و کت و شلوار پوش تا کجا پیش می رود.

- سخنان خاتمی به خاطر توهین به شعور صاحبان زبان و فرهنگ مشخص٬ از مصادیق آشکار تبعیض نژادی و نشانه ای از نقض حقوق بشر است.

- با توجه به صادر شدن این گفتمان آلوده از طرفی کسی که چند سال قبل بالاترین مقام اجرائی کشور ایران بوده و با ادعاهایی همچون اصلاح طلبی و گفتگوی تمدنها رأی میلیونها نفر را به دست آورد٬ خطر ناشی از این تفکر نژادپرستانه بسیار بالاتر و بزرگتر می شود.

* * *
عده ای به هر دلیلی می خواهند که بر این اهانت آشکار سرپوش بگذارند. اگرچه معتقدم٬ در مورد بیشتر آنها دلیل این لاپوشانی این است که چنین گفتمانهای نژادپرستانه را بر علیه تورکها ویا عربها٬ به علت زندگی بلند مدت در فضای راسیستی عادی می بینند٬ با اینحال بگذارید در خوشبینانه ترین حالت فرض کنیم که نگران بهره برداری انتخاباتی حامیان احمدی نژاد از این مسأله هستند و می ترسند که دوباره و چهار سال دیگر شاهد بالاترین حد نقض حقوق بشر در ایران باشند؛ به عبارت دیگر می خواهند در مقابل بدترین نوع تبعیض نژادی و نقض حقوق بشر که از طرف شخص منادی گفتگوی تمدنها صورت گرفته است٬ سکوت کنند که حقوق بشر حفظ شود!

بارها گفته و نوشته ام که موجهای جدید این حرکت ملی - مدنی در آذربایجان٬ بیش از آنکه شبیه یک حرکت سیاسی و یا یک جنبش اجتماعی - ملی باشد٬ مشخصات یک حرکت حقوق بشری را دارد.

فعالان حقوق بشر در سراسر جهان از سویی هیچ قدرت نظامی و یا حتی مالی بزرگی در اختیار ندارند و بنا به طبیعت فعالیت خود در صدد به دست آوردن آن هم نیستند و از سوی دیگر نیک می دانند که بزرگترین ناقضان حقوق بشر یعنی دیکتاتورها و گروههای انحصار طلب سد راه فعالیت آنها خواهند بود٬ ناقضانی که معمولا قدرت و امکانات لازم برای پنهان کردن ردپای خود را دارند٬ مگر اینکه مدافعان حقوق بشر و یا روزنامه نگاران شجاع شواهد نقض حقوق انسانی را بعضا به قیمت جان خود به دست آورند. اما مدافعان حقوق بشر همواره شانس دیگری نیز داشته اند و آن هم زمانی به دست می آید٬ که قدرتهای رقیب چهره اصلی همدیگر را برملا می کنند.

هر چند که گروههای مورد در نظر در این مبحث در مورد آذربایجان سیاست یکسانی دارند و رقیب هم که باشند٬ همواره برای سرکوب حرکتهای حق طلبانه آذربایجانیها همکاری لازم را داشته اند.

بر همین اساس طبیعی است که هیچ بهانه ای دقت مدافعین حقوق آذربایجانیها را از اصل و ذات مسأله ای که به صورت اهانتی آشکار در مقابل چشمانشان ایستاده است٬ منحرف نخواهد کرد. امیدوارم که این مسأله٬ خصوصا بعد از ماجرای زخمی شدن این جوان تبریزی توسط حامیان خاتمی در ستاد میرحسین موسوی٬ برای آذربایجانیهایی که به خواهش دوستان سیاسی شان و یا هر دلیل دیگری می خواهند راه حلی کدخدا منشانه برای این مسأله پیدا کنند٬ نیز مشخص شده باشد. (شنیده ام که اطرافیان آقای خاتمی در داخل و برخی از گروههای سیاسی در خارج طی تماس با برخی از فعالان آذربایجانی٬ از آنها برای فیصله دادن به این موضوع کمک خواسته اند.)

 
Free counter and web stats Savalansei Posts Feed