تخریب یکی از محلات ترک نشین رشت توسط نیروهای امنیتی

شنبه ۱۰ اسفند ۱٣٨۷ - ۲٨ فوريه ۲۰۰۹

نیروهای امنیتی ، اقدام به تخریب محله ترک نشین ایستگاه انزلی شهر رشت به منظوراحداث مرکز اطلاعات شمالغرب کشور نمودند.

به گفته شاهدان عینی مأموران ، به اهالی محله ایستگاه انزلی ۱۰ روز مهلت داده بودند تا بدون هیچ گونه چشم داشت مالی اقدام به تخلیه محله نمایند اما زمانی که با مقاومت مردم این محله مواجه شدند اقدام به جوشکاری درب منازل و حبس خانگی مردم نمودند تا ساکنان محل را مجبور به ترک منازلشان نمایند.

پس از گذشت چند روز از این امر بولدزرها اقدام به تخریب منازل این محله ترک نشین نمودند. تخریب منازل در حالی صورت گرفت که اسباب و اثاثیه مردم هنوز در داخل منازل بوده و عده زیادی از افراد در داخل خانه هایشان ساکن بودند.

لازم به ذکر است که حدود یک سوم مردم شهررشت ترک هستند وعموما در محلات غربی این شهر ساکن می باشند.

تخریب این محله ترک نشین درحالی صورت می گیرد که قوانین ایران و قوانین بین المللی حق مالکیت را به رسمیت شناخته و اعلامیه جهانی حقوق بشر تصریح می کند:«هركس به تنهايي يا با شراكت ديگري داراي حق مالكيت است و مالكيت هيچ كس را نمي توان بر خلاف قانون از وي سلب كرد.»

کميته گزارشگران حقوق بشر

ادامه مطلب ....

سخنرانی دکتر اصغرزاده در روز جهانی زبان مادری

مجامع علمی برای همه ی انسان ها یک نژاد قائلند و آن هم "نژاد انسانی" است

یکشنبه ۲۲ فوريه ۲۰۰۹ ، بنیاد زبان و فرهنگ آذربایجان ایران ـ کانادا برای بزرگداشت روز جهانی زبان مادری برنامه ای با عنوان "زبان، هویت و حقوق بشر" ترتیب داده بود و از دکتر علیرضا اصغرزاده جامعه شناس و محقق ایرانی و استاد دانشگاه یورک دعوت کرده بود که در این خصوص سخنرانی کند. استقبال و حضور پررنگ آذربایجانی ها در این برنامه نشان از تائید این مهم داشت که آزادی زبان مادری برای ملت آذربایجان از اهمیت ویژه ای برخوردار است و آنان در هر کجای دنیا که باشند برای به دست آوردن این حق مسلم خود از هیچ کوششی دریغ نخواهند کرد. این برنامه که به زبان ترکی برگزار شد شامل موسیقی و شعر آذربایجانی نیز بود.

محمد علیزاده گرداننده ی برنامه، ابتدا روز جهانی زبان مادری را تبریک گفت و شعر زیبایی در این خصوص خواند. سپس یوسف ساوالان با صدای گرم خود ترانه ا ی دلنشین خواند.

علیزاده در ادامه بعد از خواندن شرح حال مختصری از تحقیقات و نوشته های پرفسور اصغرزاده از او دعوت کرد که سخنانش را ارائه دهد.
دکتر اصغرزاده سخنانش را با تبریک روز جهانی زبان مادری شروع کرد و گفت که برای درک بهتر رابطه ی بین زبان و هویت، ضرورت دارد که ابتدا ماهیت و هویت خود زبان بررسی شود. او پس از تشریح دیدگاه های مذهبی و افلاطونی ـ ارسطویی در مورد زبان، به تجزیه و تحلیل دیدگاه های مدرن و پسامدرن پرداخت و نظرات و آثار زبانشناس معروف قرون ۱۹ و ۲۰ یعنی فردیناندو ساسور از یک سو و نظریه های انسان شناس بزرگ قرن بیستم کلود لوی استراوس را از سوی دیگر مورد بررسی قرار داد و در ادامه تئوری های ساختارگرایانه ساسور و لوی استراوس را با نظریه های پساساختارگرایانه ژاک دریدا مقایسه کرد.

اصغرزاده در ادامه ی سخنانش به بررسی رابطه ی زبان و هویت از منظر پساساختارگرایانه پرداخت و تحلیل کرد که زبان از بدو شکل گیری اش نه تنها با قدرت و سیاست عجین می شود، بلکه خود به مثابه حامل روابط قدرت و عامل نابرابری اجتماعی عمل می کند. گرایش هایی که سعی می کنند چهره ای غیرسیاسی و "بیطرفانه" از زبان ارائه دهند و یا زبان را صرفاً به عنوان "وسیله ارتباط" قلمداد کنند، ریشه در "موقعیت های مزیتدار" (Privileged Positions) صاحبان این عقیده ها دارند و خود حکایت از رابطه های قدرتی می کنند که در جامعه جاری هستند. نگرش پساساختارگرایانه از زبان تقدس زدایی می کند، قداست، پاکی و مطلقیت را از آن می گیرد و آن را به عنوان یک عامل حذفی و ستمی مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهد. در واقع ساختارزدایی که ژاک دریدا مطرح می کند مبارزه ای است مداوم و تمام عیار برای آشکار کردن ماهیت استبدادی و حذف گرایانه که در ساختار زبان پنهان است.

در بخش بعدی دکتر اصغرزاده به مقوله هویت پرداخت و از آن به عنوان یک محصول زبانی یاد کرد که به مثابه ی رکنی از ارکان زبان عمل می کند و مشمول تمام ناخالصی ها، ناپایداری ها و چندگانگی هایی است که خود زبان مشمول آنهاست. او گفت، پساساختارگرایی برداشت های ذاتگرایانه و جوهرگرایانه از هویت را مردود می داند چرا که این هویت ها در زبان است که تعریف و بیان می شوند. وقتی که خود زبان ماهیتی غیر خالص، غیرثابت، غیرمطلق و غیرازلی ـ ابدی داشته باشد، هویتی که به واسطه ی آن زبان تعریف می شود چگونه می تواند ثابت، خالص و مطلق باشد؟

صحبت به مقوله ی حقوق بشر و گفتمان "هویت طلبی" در آذربایجان کشیده شد و سخنران خاطرنشان ساخت که مروجین تئوری "هویت طلبی" می باید که خود را با مباحث مدرن در مورد هویت و محدودیت های آن آشنا کنند. در غیر این صورت این خطر وجود دارد که مبارزه ی عادلانه مردم آذربایجان برای کسب حقوق انسانی و جمعی خود، به صورت مبارزه ای غیردموکراتیک و غیرمدرن به اجتماعات جهانی معرفی شود.

گفتنی است دکتر اصغرزاده و همکارانش اخیراً دو جلد کتاب در رابطه با "هویت و جهانی شدن" به زبان انگلیسی چاپ کرده اند و محدودیت ها و مزیت های هویت از منظرهای مختلف را در این کتاب ها مورد بررسی قرار داده اند. دکتر اصغرزاده همچنین مقاله ای با عنوان "هویت های چندگانه آذربایجان" در دسامبر سال گذشته در مجله ی معتبر “Middle East Review of International Affairs” به چاپ رسانده است.

در رابطه با حقوق بشر و مبارزه کنونی مردم آذربایجان سئوال های زیادی مطرح شد که از سوی سخنران مورد بررسی و پاسخ قرار گرفت. از جمله در مورد مباحث اخیر در میان آذربایجانی ها راجع به مقوله ی "پان ترکیسم" دکتر اصغرزاده گفت: امروزه هر کودک هفت ساله ای که خواهان تحصیل به زبان مادری اش، یعنی ترکی آذری، است از طرف رژیم جمهوری اسلامی و نیز ناسیونالیسم دوآتشه ایرانی متهم به پان ترکیسم می شود. در چنین شرایطی، ترم هایی مانند پان ترکیسم، پان تورانیسم و غیره، شفافیت تحلیلی و آنالیتیک خود را به طور طبیعی از دست می دهند. به همین خاطر اینگونه مباحث باید از یک منظر عمومی "گفتمان دمکراتیک" مورد بررسی قرار بگیرند. برای مثال تقویت مبارزه علیه نژاد پرستی، مبارزه علیه استعمار و استثمار ( از نوع خارجی، داخلی، فرهنگی، فکری و غیره)، همکاری و اتحاد با دیگر گروه ها و خلق های زیر ستم (زنان، دانشجویان، کارگران، اقلیت های مذهبی، جنسی، ملی و قومی) در زمره ی مبارزات حقوق بشری و گفتمان دمکراتیک قرار می گیرند. از سوی دیگر ترویج ادبیات نفرت و تحقیر، تقویت ذاتگرایی، نژادپرستی و بنیادگرایی دینی و قومی جزو عمل و گفتمان غیر دمکراتیک محسوب می شوند. بر اساس چنین معیارهایی است که ما باید میزان دمکراتیک بودن افراد و گروه ها را بسنجیم و مسیر مبارزه خودمان را نیز تعیین کنیم.

در قسمت پرسش و پاسخ مثل همیشه موضوع داغ زبان، خلق و ملت مطرح شد: آیا ما آذری هستیم؟ یا ترک و یا آذربایجانی؟ در پاسخ به این پرسش دکتر اصغرزاده روی کلمات "انعطاف و انعطاف پذیری" تأکید کرد و توضیح داد که این مسئله نسبت به شرط ها و محیط های متفاوت می تواند متغیر باشد. به عنوان مثال، در محیط ایران امروزه بیشتر بر روی ترک بودنمان تأکید می کنیم چرا که هویت ترکی مان سال ها در معرض تحقیر و توهین از سوی یک نظم نژادپرستانه قرار گرفته است. از طرف دیگر در محیط های خارج از ایران بیشتر از ترم های آذری و یا آذربایجانی استفاده می شود، چرا که این ترم ها هویت مکانی و جغرافیایی ما را شفافتر و کاملتر از ترم ترک بیان می کنند (در اکثر زبان های دنیا از ترک معنی "اهل ترکیه" استنباط می شود)

در مورد رابطه ی زبان با نژاد و وجود یا عدم وجود نژادی به نام "آریا" اصغرزاده تأکید کرد که از نقطه نظر علمی و بیولوژیکی چیزی به نام نژاد آریا، نژاد ترک، نژاد عرب و غیره قطعاً وجود ندارد. اینگونه طبقه بندی ها مقولاتی گفتمانی ـ زبانی هستند و مشمول روابط قدرت هم در بطن خود زبان و هم در درون اجتماع می باشند. درک و فهم جامعه شناختی از "نژاد" درک و فهمی زبانی / فرهنگی / سیاسی / اجتماعی است و هیچ ربطی به علم بیو ژنتیک ندارد. سئوال اینجاست که در حالی که مجامع علمی در دنیای معاصر به پوچ بودن وجود نژادی به نام آریا و باطل بودن هرگونه برداشت ذاتگرایانه و جوهرگرایانه از "نژاد" باور دارند، چرا ما آذربایجانی ها باید وقتمان را صرف این مسئله بکنیم که آیا "نژاد" ما آریایی بوده و یا غیر آریایی بوده است؟ مجامع علمی برای همه ی انسان ها یک نژاد قائلند و آن هم "نژاد انسانی" است.

سخنران در پاسخ به پرسش یکی از حاضران گفت فرضیه آریایی نژاد بودن ترک های آذربایجان مقوله ای است راسیستی و نژادپرستانه که به منظور و به قصد تجاوز به حقوق انسانی ترک های آذری طرح ریزی شده است. مبلغین این تئوری نژادپرستانه بر این باورند که در صورت جاافتادن این تئوری، آذربایجانیها به هویت به اصطلاح "آریایی" خود رجعت خواهند کرد و هویت ترکی کنونی خود را مثل یک جفت کفش کهنه به دور خواهند انداخت. اهل فن نیک می دانند که این امر به لحاظ جامعه شناختی، انسان شناختی، تاریخ شناسانه و فرهنگ شناسانه، امری است ناشدنی و ناممکن. همانگونه که بنیادگرایی مذهبی نمی تواند به "مدینه النبی" عصر پیامبر برگردد؛ ما آذربایجانیها نیز قادر نخواهیم بود تحت هیچ شرایطی به "مدینه فاضله نژاد آریایی" دو هزار سال پیش بازگردیم. مروجین تئوری نژاد آریایی باید درک کنند که، برفرض اینکه انسانهای "آریایی نژاد و آریایی زبان" در آذربایجان هزار سال پیش زندگی می کرده اند، ما آذریهای معاصر، وارثان و حاملان طبیعی علایم ژنتیک و آثار فرهنگی آن انسانها نیز هستیم. ترکهای کنونی آذربایجان، محصول مستقیم پروسه های تاریخی، جغرافیایی، اتنیکی و فرهنگی ـ اجتماعی در منطقه آذربایجان می باشند. بنابر این، کسانی که دلشان به حال "آذریهای هزار سال پیش" می سوزد، می بایست که به حقوق انسانی و جمعی ترکهای کنونی آذربایجان احترام بگذارند؛ چرا که "این آذریها" حاملان طبیعی علائم فرهنگی ـ ژنتیک "آن آذریها" نیز هستند.

گزارش: لیلا مجتهدی - شهروند

http://fa.shahrvand.com/2008-07-14-20-49-09/2008-07-14-20-49-46/2184-2009-02-25-17-09-24

ادامه مطلب ....

احضار ودود اسدی به دادگاه انقلاب رشت

جمعه ۹ اسفند ۱٣٨۷ - ۲۷ فوريه ۲۰۰۹

ساوالان سسی: ودود اسدی فعال حقوق بشر و دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه آزاد اردبیل و مدیر مسئول و صاحب امتیاز نشریه توقیف شده "سحر" به دادگاه انقلاب رشت احضار شد.

به گفته نزدیکان وی ٬ این فعال حقوق بشر آذربایجانی باید روز شنبه ۱۰/۱۲/ ۱٣٨۷ در شعبه دوم دادگاه انقلاب رشت به ریاست قاضی رمضانی حضور یابد وبه اتهامات وارده مبنی بر تبلیغ علیه نظام پاسخ گوید.

ودود اسدی روز یکم مرداد۸۷ در رشت دستگیر و پس از تحمل ۳۴ روز بازداشت موقت در بازداشتگاه اداره اطلاعات رشت به قید وثیقه از زندان آزاد شد.

بنابر اظهار خانواده اسدی ٬وی تقریبا تمام مدت بازداشت را درسلول انفرادی وزارت اطلاعات رشت تحت فشارهای جسمی و روحی قرار داشت.

فرانت لاین(سازمان بين المللي براي حفاظت از مدافعان حقوق بشر) در روز هشتم اوت و وزارت امورخارجه آمریکا در ۱۵ اوت با صدور بیانیه های جداگانه بازداشت این فعال آذربایجانی و مدافع حقوق بشر را محکوم نموده بودند.



ادامه مطلب ....

ممانعت از انتشار یک نشریه دانشجویی آذربایجانی در دانشگاه یزد

پنج ‌شنبه ٨ اسفند ۱٣٨۷ - ۲۶ فوريه ۲۰۰۹

ساوالان سسی:نشریه دانشجویی ترکی- فارسی «ایشیل آی» در دانشگاه یزد به مدیر مسئولی وحید اصغری در دومین شماره به دستور رئیس این دانشگاه از انتشار بازماند.

به گفته فعالین دانشجویی دانشگاه یزد دکتر میبدی رئیس دانشگاه یزد طی بخشنامه ای به معاونت فرهنگی دانشگاه ٬ دستور ممانعت از انتشار نشریات ترکی وکردی و... در این دانشگاه را صادر نموده است.

این در حالی است که پیش از این و در رویه ای فراقانونی ٬ مدیران مسئول نشریات دانشجویی موظف بودند نشریه خود را قبل از انتشار جهت تایید به مدیریت فرهنگی تحویل دهند و پس از تایید مدیریت فرهنگی مجاز به چاپ نشریه خود بودند.

ماده ۲۷ آئین نامه نشریات دانشجویی در این خصوص تصریح می کند:«هيچ مقام دولتي و غير دولتي حق ندارد براي چاپ مطلب يا مقاله‌اي درصدد اعمال فشار بر نشريات برآيد يا به سانسور و كنترل محتواي نشريات مبادرت ورزد.»

فشار بر نشریات دانشجویی آذربایجانی در سال اخیر به صورت فزاینده ای افزایش یافته به گونه ای که حتی نشریات دانشجویی فعال در عرصه فرهنگی نیز زیر فشار بوده و توقیف می شوند.

ممانعت از انتشار نشریه دانشجویی ایشیل آی در حالی صورت می گیرد که در طی ماههای اخیر نشریات دانشجویی ترکی - فارسی اولوس ، نسیم ، آراز ، اؤزلوک ، اویانیش ، ستارخان ، کیملیک ، یولداش ، یاغیش ، آیدین گله جک، قیبچاق ، گونش ، یارپاق ، تلنگر ، چنلی بئل ، یاشیل یول ، آنا یورد ، سحر ، آچیق سوز ، سایان ٬ بولود و خلج به دستور مقامات دانشگاههای ایران توقیف یا لغو امتیاز شده اند.

ادامه مطلب ....

بازداشت محمد صادقی اصل فعال مدنی آذربایجانی در اردبیل

پنج‌شنبه ٨ اسفند ۱٣٨۷ - ۲۶ فوريه ۲۰۰۹

ساوالان سسی: منابع موثق از اردبیل گزارش می دهند، محمد صادقی اصل، فعال مدنی و دانشجوی تاسيسات دانشگاه علمي کاربردي اردبيل عصر روز چهارشنبه ۷ اسفند ۸۷ توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده است.

پیشتر ماموران اداره اطلاعات اردبیل در روز ۱۷ بهمن دو برادر دیگر این فعال مدنی را بنامهای رامین و ابراهیم صادقی اصل را که آنها نیز از فعالین مدنی آذربایجانی به شمار می روند بازداشت کرده بود و از همان روز محمد صادقی ، نیز تحت تعقیب بود.

اتهامات وارده به برادران صادقی تا کنون مشخص نیست وآنها ازحق داشتن وکیل وملاقات با خانواده محرومند.

در این میان، فعالان حقوق بشر آذربایجانی از شکنجه برادران صادقی ابراز نگرانی می کنند.

در همین رابطه، فاخته زمانی، دبیر انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران، آداپ در مصاحبه با رادیو آزادی می گوید: ما از شکنجه برادران صادقی نگران و ناراحت هستیم و تنها دولت ايران را مسئول کامل وضعيت سلامتی افراد بازداشت شده می دانیم.

به گفته وی اخبار رسیده ازسوی زندانیان دیگری که در بازداشتگاه اداره اطلاعات اردبیل به سر می بردند حاکی از شکنجه رامین صادقی و برادرش جهت کسب اعترافات دروغین بر علیه فعالین دیگر آذربایجانی است.

طبق اخبار موثق نامبردگان در بازداشتگاه اداره اطلاعات اردبیل جهت دادن اعترافات واهی ، ضرب و شتم می شوند وآنها را با شوک الکتریکی شکنجه می کنند.

پیش از این نیز رامین صادقی در جریان مراسمات روز جهانی زبان مادری در۲ اسفند ۸۵و به هنگام پخش اعلامیه روز جهانی زبان مادری دستگیر و پس از یک ماه بازداشت موقت به قید وثیقه آزاد شده بود.

سازمان عفو بین الملل همزمان با اتشار بیانیه ای رامین صادقی را زندانی عقیده نامیده وخواهان آزادی وی شده بود.

ادامه مطلب ....

فعالان اجتماعی برابری خواه

سعیده اسلامی

مدرسه فمنیستی: سه سال پیش وقتی فعالان و هواداران جنبش زنان و ناراضیان از وضعیت نابرابر موجود از همه اقشار و گروهها ، در میدان هفت تیر تهران تجمع کردند، کسی فکر نمی کرد که یکی از همان زنان مجبور به تحمل سه سال حبس باشد، زنی که با هزاران امید و خواسته ، خود را از فومن به تهران رسانده بود تا از طریق تجمعی مسالمت آمیز خواسته های انسانی و عدالت گستر خود را به گوش مردم و مسئولین برساند.

آری، عالیه اقدام دوست که مانند صدها زن دیگر، تبعیض ناروا بر همنوعانش را می دید و با پوست و گوشت خود، تبعیض را لمس می کرد، در جستجوی بهبود شرایط و اصلاح امور، به تجمع پیوسته بود امروز در زندان اوین است. مسئولین اما ، راه دیگری در پیش گرفته اند و هر روز بر دامنه فشارها افزوده و محدودیت جدیدی خلق می کنند و شاید از این رهگذر می خواهند نارضایتی داخلی و فشار خارجی را کاهش دهند غافل از اینکه اگر پاسخی منطقی به این صداهای به اعتراض بلند شده ، داده نشود شکاف میان مردم و مسئولین عمیقتر خواهد شد.

شاید مسئولین زمانی صدای اعتراض مردم را بشنوند که بسیار دیر شده باشد. امید که چنین مباد و عقلای جامعه و حکومت با تدبیر و با احترام به نظر اکثریت شهروندان، اصلاح و کارآمدی را بپذیرند.

کمپین یک ملیون امضا نیز که در راستای همین خواسته ها شکل گرفت و به صورتی مدنی کار خود را آغاز کرد متاسفانه از تهدید و دستگیری و زندان بی بهره نماند و فعالانش هنوز در انتظار احکام سنگین و داغ و درفش نشسته اند.

وضعیت فعالین سایر حرکت های برابری طلب و آزادی خواه همچون هویت طلبان، معلمان، پرستاران، و نیز فعالان کارگری بعضا بسیار دل آزارتر از این هست. در آذربایجان جوانان متعهد آن مرز و بوم، شورمندانه و با جدیت کامل، احترام به فرهنگ و زبان ملی خود را طلب می کنند و حق برابر در آموزش و تحصیل و برخورداری از امکانات برابر فرهنگی در سراسر کشور را فریاد می زنند. شگفتا صدای آنان نه تنها در میان حاکمان بلکه حتی در میان روشنفکران مرکزنشین ، رسانه ها و فعالین دانشجویی که - خود را دیده بان جامعه مدنی می خوانند - نیز شنیده نمی شود و اگر حکومت اعتراض آنها را با زندان و تبعید پاسخ می گوید فعالان جامعه مدنی و ارباب جراید و رسانه ها و احزاب نیز با سکوت خود به همراهی و همدلی در تداوم نابرابری ادامه می دهند، و چنین است که عبدالله عباسی به جرم خواندن فاتحه، همسایه عالیه و ساکن اجباری اوین می شود و پنج جوان دیگر در اردبیل منتظر پنج سال حبس، در تبعبد می مانند.

آزادی و برابری، از حقوق جدایی ناپذیر و آرمان همه ما انسان ها از هر قوم و ملیت و زبان و جنسیت و مذهبی است، آن را پاس بداریم.

ادامه مطلب ....

آزادی موقت مهندس عبدالله عباسی جوان از زندان اوین

چهارشنبه ۷ اسفند ۱٣٨۷ - ۲۵ فوريه ۲۰۰۹

ساوالان سسی:عبدالله عباسی جوان استاد دانشگاه شهید رجایی تهران٬ و از فعالان مدنی آذربایجان پس از تحمل ۱۰۵ روز بازداشت موقت امروز چهارشنبه هفتم اسفند ۸۷ از زندان اوین آزاد شد.

آزادی این فعال اهل نقده دو روز بعد از درگذشت مادر سالخورده اش صورت گرفته است. عبدالله عباسی پدرش را نیز در در نخستین سالهای پس از انقلاب در جنگ نقده از دست داده بود.

یکی از نزدیکان عباسی جوان، با اعلام این خبر گفت که ۷۰ میلیون وثیقه برای آزادی آقای عباسی جوان به دادگاه ارائه شده است.

وی افزود : اتهام عبدالله " تبلیغ علیه نظم" عنوان شده و پرونده وی در شعبه ۱۱ دادگاه انقلاب شهر ری در جریان است .

عبدالله عباسی جوان٬ روز ۲۳ آبان٬ به هنگام شرکت در مراسم یاد بود ستارخان در شهر ری دستگیر و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل گشته بود.

بنابر اظهار خانواده اش او تقریبا بیشتر مدت بازداشت را بدون دسترسی به وکیل و ملاقات با خانواده در انفرادی بند ۲۰۹ اوین تحت فشارهای جسمی و روحی قرار داشت. نامبرده تنها یک بار بعد از گذشت حدود ۳ ماه از تاریخ دستگیری٬ ملاقات بسیار کوتاهی با خانواده خود داشت که این امر خانواده وی به خصوص مادر سالخورده اش را در تنگنای شدید روحی و روانی قرار داده بود.

مهندس عباسی جوان سال گذشته نیز پس از دستگیری در تاریخ ۲۷ مرداد ۱۳۸۶ به مدت ۱۳۰ روز و در بند ۲۰۹ زندان اوین تهران در بازداشت به سر برد. او بعد از آزادی٬ از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به یکسال حبس با ۵ سال تعلیق محکوم گشت.

ادامه مطلب ....

پلمپ اماکن دارای نامهای ترکی در روز جهانی زبان مادری

چهارشنبه ۷ اسفند ۱٣٨۷ - ۲۵ فوريه ۲۰۰۹

ساوالان سسی: بنا به اخبار رسیده ماموران اداره اطلاعات شاهین دژ(سائین قالا) با فشار به صاحبان اماکن با اسامی ترکی چندین مغازه را پلمپ نمودند.

به گفته شاهدان عینی روز سوم اسفند ماه مصادف با روز جهانی زبان مادری٬ ماموران امنیتی با مراجعه به مغازه های با اسامی ترکی٬صاحبان آنان را تهدید نمودند که در صورت عدم تعغییر نامهای این اماکن آنها را پلمپ خواهد نمود.همچنین ماموران امنیتی چندین مغازه از جمله قهوه خانه "آذربایجان" که محل تجمع برخی از شاعران و فعالان فرهنگی سا ئین قالا بوده را پلمپ نمودند.

این فشارها در حالیست که سال گذشته بدنبال اعتراض نمایندگان آذربایجان در خصوص "ممنوعیت استفاده از واژگان و عبارات ترکی در تابلوهای فروشگاه ها و برچسب کالاها"،وزرای کشور و بازرگانی از لغو این مصوبه خبر داده بودند.

ادامه مطلب ....

روز جهانی زبان مادری، تنگناها و دستاوردها

رادیو بین المللی فرانسه- بیژن برهمندی

" پروژه ملت سازی که قبل از انقلاب شروع شده بود بعد از انقلاب بکمک یکسان سازی دینی و ملی پیش برده شد و تمام زبانها نادیده گرفته شدند و فقط زبان فارسی را بعنوان زبان رسمی معرفی کردند." مختار زارعی، فعال سیاسی در کردستان.

روز بیست و یک فوریه مطابق با سوم اسفند، دهمین سالگرد روز جهانی زمان مادری است. دهسال پیش در چنین روزی سازمان یونسکو با پیشنهاد کشور بنگلادش بیست و یک فوریه را به این نام مزین کرد.

باید یادآوری کرد که علت این نامگذاری حادثه ای است که در روز بیست و یک فوریه سال 1952 اتفاق افتاد و در آن پنج دانشجو در مبارزه برای تبدیل کردن زبان مادری خود یعنی زبان بنگالی به زبان رسمی، در کشوری که آن زمان پاکستان شرقی نام داشت و بعدها به بنگلادش تبدیل شد، جان خود را از دست دادند.

"یک فرهنگ صلح جویانه، تنها در فضائی می تواند بنیاد گیرد که در آن همه حق داشته باشند، زبان مادری اشان را آزادانه و بطور کامل در همه عرصه های ضروری زندگی خود بکار گیرند." این تعریفی است که یونسکو برای حوزۀ عمل زبان مادری در نظر می گیرد.

اسناد یونسکو در این زمینه از وجود شش هزار زبان در سراسر جهان خبر می دهند که البته 95 درصد آنها بوسیلۀ بخش ناچیزی از جمعیت جهان یعنی حدود چهار درصد این جمعیت مورد استفاده قرار می گیرند. وجود شش هزار زبان در میان حدود دویست ملتی که اینک در جهان زندگی می کنند، نشان دهندۀ تنوع حیرت آور زبان های مادری در میان همۀ ملل دنیاست. این زبان ها که ثمرۀ خلاقیت انسان ها محسوب می شوند، هر کدام به شیوه ای بی همتا چشم انداز ویژه ای از جهان و مجموعۀ کمابیش هماهنگی از ارزش های بشری را در خود متجلی کرده اند. آنها را می شود آئینه تمام نمای تنوع فرهنگی در جهان ما قلمداد کرد.

امسال " کوشیرو مات سورا "، دبیر کل یونسکو در اطلاعیه ای بمناسبت دهمین سالگرد روز جهانی زبان مادری با یاد آوری اینکه سال 2008 سال زبانها نام گرفته بود و یونسکو در طول این سال اقدامات متعددی را در این راستا انجام داده است، در عین حال تاکید کرده است که با تکیه بر تجارب می توان اطمینان یافت که زبان بمثابه عامل هویت های فردی و قومی محور مرکزی تحقق اهداف آموزشی برای همه جوامع در راستای توسعه آنهاست.

او می گوید: اینک شمار رو به رشدی از کنشگران سازمان های دولتی و نیز جامعۀ مدنی متقاعد شده اند که زبان در مرکز همۀ جلوه های زندگی اجتماعی اقتصادی و فرهنگی ما قرار دارد. دبیر کل یونسکو آرزو کرده است که حکومت ها تدابیری اتخاذ کنند که در چارچوب نظام آموزش رسمی و غیر رسمی خود و نیز در درون نظام اداری، همزیستی هماهنگ تمام زبان های کشور تامین شود.

گفتگوئی را که به این مناسبت سازماندهی شده است بشنوید. شرکت کنندگان در این میزگرد عبارتند از داریوش آشوری، پژوهشگر مقیم فرانسه، مختار زارعی، فعال سیاسی در کردستان و امیر حسین موحدی، فعال حقوق بشر در آذربایجان .

" شعار زبان مادری که قبلاً در انحصار روشنفکران بود اینک در میان توده های مردم آن چنان عمومی شده که روز سوم اسفند در گرامیداشت روز جهانی زبان مادری در گوشه و کنار مناطق قومی در ایران مراسم مختلفی – علیرغم ممنوعیت- در جریان بود." امیر حسین موحدی فعال حقوق بشر در آذربایجان.

میزگرد زبان مادری، تنگناها و دستاوردها را بشنوید

http://www.rfi.fr/actufa/articles/110/article_5468.asp

ادامه مطلب ....

نامه انجمن اسلامی دموکراسی خواه دانشگاه تهران و علوم پزشکی به مناسبت روز زبان مادری

دوشنبه ۵ اسفند ۱٣٨۷ - ۲٣ فوريه ۲۰۰۹

خبرنامه امیرکبیر: انجمن اسلامی دانشجویان دموکراسی خواه دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران نامه ای خطاب به همه ی آنانی که خواهان حق تحصیل به زبان مادری هستند، منتشر کرد. در این نامه آمده است: «یاران دبستانی کردمان، یاران دبستانی ترکمان، لرمان، بلوچمان، عربمان، شیعه مان، سنی مان، مسیحی مان،یهودی مان، زرتشتی مان، زنمان، مردمان و ما همه از یک خاکیم و وطن و طعم دلپذیر آزادی را جز به همراهی و همیاری نمی توانیم بچشیم.»

متن کامل این نامه به شرح زیر است:

یاران دبستانیمان سلام!

نمی دانیم آیا سلام ما را در کوهساران همیشه پایدار زاگرس و بر فراز قله های همیشه پربرف سهند و سبلان، یا در جلگه ارز این همیشه جاودان تاریخ،در کنار کویر، در ساحل خلیج فارس می شنوید یا در بند اسیر و گرفتار آمده اید.

یاران دبستانیمان!

امروز روز پاسداشت زبان مادریست که از آن منعتان می کنند و هویتی که قصد سلب آن را از شما دارند تا به جایش بسته های ایدئولوژی خشک و دگم را به خوردتان دهند اما صد دریغ و افسوس بر ایشان که این فرزندان نه آنند که ایشان پندارند. اینان به جای خون در رگ های همیشه در تلاطمشان عشق به زادبومشان در جوش و خروش است.

امروز ۷ تن از یاران دبستانیمان به جرم طلب هویتشان در دانشگاه تبریزهریک به سه سال زندان تعلیقی و ۲ سال زندان تعزیری ، ۵ تن از یاران دبستانیمان در دانشگاه اردبیل به ۵ سال حبس و یاران دبستانی دیگرمان در کردستان به حبس و شکنجه و اعدام محکوم اند:

_تایید حکم اعدام رحمت الله لطیفی

_تایید ۱۵ سال حبس برای یاسر گلی

_دستگیری و شکنجه جواد علیزاده در زندان سنندج که منجر به شکستگی سرش شده است

_مرگ ابراهیم لطف اللهی زیر شکنجه

و این تنها گوشه ای از ناعدالتی ای است که بر شما روا می شود . امروز بر این نواندیشان و فرهیختگان میهن به جای مدال عزت و افتخار تهمت تجزیه طلب و برانداز نرم زده می شود. هر آن طبیعی ترین حقوقشان که همانا حق حیات و تحصیل است از ایشان سلب می شود. امروز بلایی که بر سر زبان مادریشان آورده می شود چون تیری بر قلب های ایشان و هر پاسداشتی از آن چون خاری بر چشم تیره بینان می نشیند. آری ما زنده ایم هرچند حق زیستن نداریم. ما آزاده ایم هرچند که در بند کشیده شده ایم. ما پا بر جاییم هرچند که بر پشتمان پتک می زنند.

امروز روزی است که باید به دادخواهی بر خاست چرا که انسان و منزلتش به خوارترین جایگاه تنزل یافته است. زنان را در بند می کشند به جرم طلب حقوق تضییع شده شان ، سخت ترین فشارهای امنیتی را بر مناطق کرد ، ترک ، عرب نشین برقرار می کنند به اتهام واهی تجزیه طلبی ، دانشمندان را به بند می کشند به اتهام جاسوسی ، مدافعان حقوق بشر را متهم می کنند به دست نشانده بودن ، روشنفکران را ملحد می خوانند و سرکوبشان می کنند، اقلیت های مذهبی را به مسلخ می برند به جرم ترویج الحاد و افکار ملحدانه و امروز تمام کسانی که فریاد آزادی خواهی سر داده اند در سخت ترین فشارها روزگار می گذارنندو وای بر آنان که همیشه کنج عافیت طلب می کنند و سکوت می کنند و چه روزگار سختی است.

یاران دبستانیمان

به هر کجای ایران پایدارمان که بنگرید درد بی شمار می بینید. گویی اینجا بشر ارزش ندارد. اینجا حق مرد شیعه پایتخت نشین پایمال می شود چه رسد به آن زن سنی بادیه نشین که می فروشندش، گرچه انسان، انسان است و فرقی نمی کند که از کدام تیره باشیم و از کدام جنس ، بیدادی که بر ما می رود این است و درد و درمانمان یکیست.

یاران دبستانی کردمان، یاران دبستانی ترکمان، لرمان، بلوچمان، عربمان، شیعه مان، سنی مان، مسیحی مان،یهودی مان، زرتشتی مان، زنمان، مردمان و ما همه از یک خاکیم و وطن و طعم دلپذیر آزادی را جز به همراهی و همیاری نمی توانیم بچشیم.

امروز روز مسالمت، روز دوستی ، روز زبان مادری، روزی که فرصتی است هرچند کوتاه تا به به هویتتان افتخار کنید، روزی که ما و ملت ایران همه به شما سلحشوران افتخار می کنیم و امیدمان روزیست که آنان که شما را روزی پاسداران سلحشور و مرزنشینان بی باک می خواندند به خود آیند و ببینند با این نسل چه می کنند!

امیدمان روزی ست که وجدان به خواب رفته شان بیدار شود و به یاد آورند ایران وامدار خون همینان است که امروز به ناحق تجزیه طلب و برانداز نرم خوانده می شوند.

به امید روزهای دلپذیر آزادی.
به امید دموکراسی.
یاشاسین آذربایجان
بیژی کوردستان
زنده باد ایران
زنده باد آزادی
زنده باد دموکراسی


انجمن اسلامی دانشجویان دموکراسی خواه
دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران

ادامه مطلب ....

صدور یک سال حبس برای دو فعال مدنی در تبریز

دوشنبه ۵ اسفند ۱٣٨۷ - ۲٣ فوريه ۲۰۰۹

ساوالان سسی: دو تن از فعالان مدنی آذربایجانی در شعبه دوم دادگاه انقلاب تبریز به یک سال حبس محکوم شدند.

حمید والایی و غلام نجفی دو فعال مدنی هستند که روز چهارشنبه، ۹ بهمن ۸۷ طی دادگاهی غیر علنی به اتهام « تبليغ عليه نظام» محاکمه شده بودند.

طبق حکم صادره ۹ ماه ازمحکومیت مذکور به مدت ۵ سال معلق و سه ماه آن تعزیری می باشد.

متهمان تیر ماه سالجاری در خصوص پخش ويژه نامه نشريه دانشجویی گونش، دانشگاه علم و صنعت تهران با عنوان " گذاري بر حماسه خرداد آذربايجان" توسط نيروهای امنيتی تبریز دستگیر و پس از تحمل ۱۵روز بازداشت به قید وثيقه از زندان آزاد شده بودند.

فرانت لاین (سازمان بين المللي براي حفاظت از مدافعان حقوق بشر) در ۸ اوت ۲۰۰۸ طی بیانیه ای اعلام نمود حمید والایی در بازداشتگاه وزارت اطلاعات در معرض شکنجه و بد رفتاري از جمله شامل کتک و فشار هاي رواني بوده بطوریکه این شکنجه ها سبب شکسته شدن دندانها، التهاب و خونریزی لثه ها و آسیب از ناحیه پای راست و سر وی شده است.

ادامه مطلب ....

زبان مادران، زبان فرزندان

رادیو دویچه وله - بهزاد کشمیری‌پور

حدود نیمی از زبان­های دنیا در حال از میان رفتن هستند. فراموش شدن هر زبان به از دست رفتن مجموعه­ای از فرهنگ، تاریخ و آداب جمعی از ساکنان زمین می­انجامد. یونسکو روز ۲۱ فوریه را روز حمایت از زبان مادری نامگذاری کرده است.

زبان مادری را گاهی نخستین زبانی به شمار می­آورند که کودکان می­آموزند. این تعریف مورد مناقشه است؛ کودکان مهاجر و کودکان قوم­هایی که در اقلیت به دنیا می­آیند، الزاما زبان مادرانشان را یاد نمی­گیرند، یا به اندازه زبان کشور میزبان و قوم حاکم، بر آن تسلط ندارند. به همین دلیل بسیاری منظور از زبان مادری را زبان بومی یا زبان والدین می‌دانند، و حمایت از آن و فراهم کردن امکانات آموختن­اش را، به ویژه برای مهاجران و اقلیت­های قومی، گامی مهم در حفاظت از تنوع زبان­ها به شمار می­رود.

تهدیدهای زبان مادری

از میان رفتن قبیله­ها و قوم­های کوچک بر اثر از میان رفتن زیستگاه­های طبیعی، یا کوچ دادن آنها به حاشیه­ی شهرهای بزرگ و اردوگاه­ها، یکی از تهدیدهای زبان مادری است. در چند دهه­ی گذشته بسیاری از قبیله­های جنگل‌نشین به این شکل زبان و هویت قومی­شان را از دست داده­اند. جنگ­های داخلی و مهاجرت وسیع قوم­های مغلوب به کشورهای همسایه نیز از دیگر دلیل­های فراموش شدن بعضی از زبان­ها هستند.

عصر مدرن و تغییراتی که در ساختار سنتی زندگی بشر پدید آمده، عرصه­ی زندگی گروه­های کوچک را تنگ کرده و باعث گسترش و تسلط چند زبان در میان اکثریت جامعه­ی جهانی شده است. زبان­های شفاهی که تعدادشان حدود ۱۲۰۰ زبان تخمین زده می­شود، بیشتر در معرض خطر نابودی قرار دارند. بخش عمده این زبان­ها متعلق به مردم قاره آفریقاست که به ۲ هزار زبان سخن می­گویند.

نیمی از زبان­ها از یاد می­روند

مطابق برآورد یونسکو از حدود ۶ هزار زبانی که در جهان شناخته شده است، بیش از سه هزار زبان در حال نابودی هستند. این زبان­ها هم اکنون نیز توسط گروه­های بسیار کوچکی به کار برده می­شوند و تقریبا هیچکدام شانسی برای بقا ندارند. ۹۶ درصد از زبان­ها تنها در بین ۴ درصد از جمعیت جهان رواج دارند.

در جزایر پاپوآ گینه نو، در اقیانوس آرام، بیش از ۸۰۰ زبان وجود دارد که بعضی از آنها متعلق به جمعیتی کمتر از ۲۰۰ نفر هستند. تعداد کل ساکنان این جزایر به هفت میلیون نفر نمی­رسد.

یونسکو بر این باور است که باید تلاش کرد تا زبان­هایی که گسترش زیادی ندارند در کنار زبان­های فراگیر شانس ادامه حیات داشته باشند. چنین تلاشی با توجه به نقش زبان در شکل گیری شخصیت فردی و هویت فرهنگی قوم­ها و ملیت­ها می­تواند فرهنگ جهانی را شکوفاتر کند.

یکی از برنامه­های یونسکو که کشورهای عضو اتحادیه اروپا نیز کمابیش از آن حمایت می­کنند، فراهم کردن شرایط فراگیری زبان مادری برای کودکان مهاجر است.

اینترنت و حکومت چند زبان

اینترنت مهم‌ترین وسیله­ی ارتباطی عصر حاضر به شمار می­رود و نقش آن در از میان برداشتن مرزها و نزدیک کردن انسان­ها بسیار ستایش شده است. با این همه، این جهان مجازی نه تنها بازتاب تنوع زبانی بشر نیست که با شتابی روزافزون به انحصار چند زبان در می­آید. نزدیک به هفتاد درصد از سایت­های اینترنتی جهان به زبان انگلیسی هستند. سهم زبان آلمانی در سایت­های اینترنت ۶ درصد است که با همین میزان در رده دوم قرار دارد. زبان­های فرانسوی، ژاپنی و اسپانیایی سه در صد از فضای اینترنت را به خود اختصاص داده­اند. بنابر اطلاعات یونسکو ۹۰ درصد از زبان­های جهان اصلا در اینترنت حضور ندارند.

قوم­های ایرانی و زبان مادری

در ایران قوم­های گوناگونی زندگی می­کنند که هر یک زبان و فرهنگ خاص خود را دارند. حق آموزش زبان مادری برای قوم­های مختلف این کشور ظاهرا به رسمیت شناخته شده، اما این کار از حمایت کافی و موثر دولت برخوردار نیست.

در اصل پانزدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ضمن تاکید بر این که زبان و خط رسمی کشور فارسی است و کتابهای درسی باید به این زبان باشد، آمده است «ولی استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانه‏های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است.» گرچه در بسیاری از استان­ها رادیو و تلویزیون برنامه­هایی نیز به زبان محلی پخش می­کند، به آموزش این زبان­ها در مدرسه توجه جدی نمی­شود.

قانون، استفاده از زبان مادری را «آزاد» می­داند، اما نهادهای آموزشی را موظف نمی­کند که امکانات فراگیری این زبان­ها را فراهم آورند. ظاهرا سیاست­های موجود در بهترین حالت به ترویج زبان شفاهی قوم­های مختلف کمک می­کند. محرومیت از تحصیل به زبان مادری بسیاری از کودکان ایران را به ویژه در دوران دبستان با مشکلات فراوانی روبرو می­سازد. افزون بر این همانطور که کارشناسان یونسکو نیز می­گویند که زبان­های شفاهی بیش از زبان­های مکتوب با خطر نابودی روبرو هستند.

http://www.dw-world.de/dw/article/0,,4044998,00.html

ادامه مطلب ....

برگزاری مراسم "روز جهانی زبان مادری" در شهرهای مختلف آذربایجان

رادیو اروپای آزادی- خدیجه اسماعیل اوا

امسال نیز چون سالهای گذشته فعالین حرکت ملی و مدنی آذربایجان مراسمات گسترده ای به مناسبت روز جهانی زبان مادری برگزار نمودند.

در این مراسمات که در شهر های تبریز، ارومیه ، اردبیل، زنجان ، مراغه ، اهر، مرند و سولدوز(نقده) برگزار گردید فعالین اقدام به پخش اعلامیه بین مردم نمودند. در این اعلامیه ها که همراه شکلات در داخل نایلون های کوچک بسته بندی شده بود شعری از شهریار در مورد زبان ترکی و پیام تبریک روز جهانی زبان مادری خطاب به آذربایجانیها به چشم می خورد.

همچنین در مقابل مدارس خودکارهایی پخش شده که روی آن نوشته هایی به زبان ترکی مبنی بر لزوم تدریس زبان مادری در مدارس و پیام تبریک روز جهانی زبان مادری چاپ شده بود.علاوه از این در بیشتر شهر های آذربایجان برچسبهایی به زبان ترکی حاوی شعارهای «تحصیل به زبان مادری » و «مدرسه به زبان ترکی باید برای هر انسانی باشد» در تیراژ بسیار گسترده بر دیوارهای شهر های مختلف چسبانده شده است. در اکثر این شهرها اس ام اس های تبریک روز زبان مادری به تعداد زیاد ارسال شده است.

منابع رادیو آزادی در آذربایجان ایران از برگزاری مخفی این مراسمات خبر می دهند.به گفته آداپ، انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران، این مراسمات بطور مخفی برگزار شده چرا که در شهرهای بزرگ نیروهای انتظامی در وضعیت آماده باش به سر می برد و نیروهای کمکی از شهرهای مرکزی ایران به شهرهای آذربایجان منتقل شده اند تا در صورت لزوم برای سرکوب مردم وارد عمل شوند.

در تهران نیز به دانشجویان آذربایجانی اخطار داده شده است که از برگزاری هر گونه مراسمی در رابطه با روز جهانی زبان مادری بپرهیزند.

در سالهای گذشته پس از برگزاری مراسمات روز جهانی زبان مادری که با خواست آذربایجانیها مبنی بر تحصیل به زبان مادری همراه بود حکومت ایران اقدام به بازداشت تعداد زیادی از دانشجویان مدافع هویت آذربایجانی و فعالین مدنی آذربایجان نمود که هر کدام به چندین ماه حبس محکوم شدند.

قانون اساسی ایران در اصل ۱۵، حق تحصیل به زبان مادری را برای تمامی ملیتها در ایران به رسمیت می شناسد اما آذربایجانیها که گفته می شود جمعیت اشان به ۳۵ میلیون می رسد هنوز هیچ کلاسی به زبان مادری خود ندارند.

لینک گزارش رادیو آزادی:
http://www.azadliq.org/content/Article/1496835.html

ادامه مطلب ....

برگزاری با شکوه مراسم روز جهانی زبان مادری در مراغه

يکشنبه ۴ اسفند ۱٣٨۷ - ۲۲ فوريه ۲۰۰۹

ساوالان سسی:
روز جهانی زبان مادری مصادف با روز ۳ اسفند، توسط فعالین حرکت ملی آذربایجان به صورت باشکوهی در شهر مراغه قید گردید.

فعالین ملی و مدنی آذربایجان در مراغه به مناسبت روز زبان مادری اقدام به پخش پخش هزاران اعلامیه در سطح این شهر مبنی بر درخواست آموزش به زبان مادری در مدارس و تبریک روز جهانی زبان مادری به ملت آذربایجان و مردم مراغه نمودند. علاوه بر این فعالین اقدام به چسباندن هزاران برچسب به زبان ترکی با موضوع تبریک این روز به مردم آذربایجان که از زبان مادریشان محروم هستند نمودند.

در مدارس مراغه نیز این روز با پخش هزاران سی دی کارتون ترکی در بین دانش آموزان ابتدایی و راهنمایی شهرستان مراغه همراه بود در روی کاور این سی دی ها شعری از شهریار وتصویر کودکانی با لباسهای محلی آذربایجان به چشم می خورد و پیام تبریک روز جهانی زبان مادری در گوشه ای از آن چاپ شده بود.

همچنین اخبار رسیده از تبریک این روز توسط اس ام اس به آحاد مردم مراغه در سطح بسیار گسترده حکایت دارد.

بدنبال این اقدامات جو شهر مراغه ملتهب می باشد و شهرستان مراغه جوی امنیتی دارد.


ادامه مطلب ....

برنامه روز جهانی «زبان مادری» در تلویزیون صدای آمریکا با حضور خانم فاخته زمانی

ساوالان سسی: بخش فارسی تلویزیون صدای آمریکا روز جمعه دوم اسفند۱٣٨۷ در برنامه ای به مناسبت روز جهانی زبان مادری از خانم فاخته زمانی، دبیر انجمن دفاع از زندان سیاسی آذربایجانی در ایران (آداپ) دعوت نموده بود تا به عنوان مهمان در برنامه میزگردی با شما حضور یابد.

این برنامه را می توانید در سه قسمت ذیل مشاهده فرمائید:

قسمت اول

قسمت دوم

قسمت سوم

ادامه مطلب ....

روز جهانی زبان مادری و جمع آوری امضا برای حفظ زبان مادری

رادیو دویچه وله - طاهر شیر محمدی

۲۱ فوریه روز جهانی زبان مادری است. یونسکو برای حراست زبان‌های تحت فشار از دولت‌ها درخواست می‌کند که به حقوق این زبان‌ها احترام بگذارند. ایران به عنوان کشوری با تکثر زبانی، آیا به این درخواست یونسکو پاسخی داده است؟

هر ساله در آستانه روز جهانی زبان مادری در ایران و در خارج از کشور آکسیون جمع آوری امضا برای تدریس و به رسمیت یافتن زبان مادری اقوام آغاز می‌شود. امسال برای نخستین بار هزاران نفر زیر این طومار را در داخل کشور امضا کرده اند. در میان امضا کنندگان می‌توان نمایندگان قشرهای مختلف از جمله دانش آموزان مدارس، دانشجویان، استادان دانشگاه، روزنامه نگاران و کسبه را مشاهده کرد. کارشناسان هشدار می‌دهند بی‌توجهی مسئولین کشور به درخواست های قانونی اینان می‌تواند پیامدهای زیانباری در درازمدت داشته باشد.

پیام یونسکو در روز جهانی زبان مادری

سازمان علمی فرهنگی سازمان ملل متحد- یونسکو سال ۲۰۰۸ میلادی را سال زبان اعلام کرده بود. امسال نیز دهمین سالگرد روز جهانی زبان مادری است.

کوئیچیرو ماتسورا، رئیس یونسکو در پیام امسال خود بازهم از دولت ها درخواست کرد، «در سیستم تحصیلات رسمی و غیر رسمی خود و امور اجرائی‌شان، برنامه هایی را بگنجانند که همزیستی متوازن و پرثمر زبانهای هر کشور را تامین نماید. به این صورت است که ما در حفظ و تقویت محیط‌های چندزبانه توفیق خواهیم یافت و این امر نشان دهنده احترام کامل به تمام وجوه تنوع فرهنگی خواهد بود.».

ایران کشوری است با کثرت زبانی ولی هیچیک از این زبان ها در کنار زبان فارسی به رسمت شناخته نشده اند. روز جهانی زبان مادری فرصت مناسبی برای بسیاری از فعالین حقوق فرهنگی و زبانی در ایران است تا بتوانند برای به رسمیت شناخته شدن و حفظ زبان مادری خود اقدام کنند. یکی از این اقدامات نیز جمع آوری امضا در حمایت از زبان مادری است.

«روز جهانی زبان مادری» در ایران

جمع آوری امضا برای کمپین آموزش به زبان مادری در شهرهای مختلف ایران آغاز شده است. در متنی که توسط این کمپین جهت جمع آوری امضا میان مردم پخش شده آمده «تعلیم وتربیت به عنوان ساختار اساسی تمدن بشری و پایه و اساس تفکرات انسانی در طول تاریخ محسوب می‌شود. در این میان یکی از بنیانی ترین اصول که نهاد عظیم "آموزش و پرورش" بر آن تکیه می دهد، تعلیم هر فرد به زبان مادری خویش است و طبق تعاریف قوانین بین المللی حقوق بشر و شاخه علمی فرهنگی وآموزشی سازمان ملل- یونسکو و اعلامیه جهانی حقوق زبانی، انسانی با سواد اطلاق می گردد که بتواند به زبان مادری"بومی" خود بخواند و بنویسد.».

امضا کنندگان این کمپین ضمن تاکید بر اصل ۱۵ قانون اساسی، خواستار اجرای اصل "آموزش به زبان مادری" در مدارس کشور در مقاطع مختلف تحصیلی آموزش و پرورش شده اند.

دستاوردهای جمع آوری امضا

یوسف کر پژوهشگر حقوق فرهنگی و زبانی ترکمن های ایران یکی از امضا کنندگان طومار زبان مادری است. وی درباره انگیزه حمایت از این آکسیون اینگونه شرح می‌دهد: "در حال حاضر متاسفانه مردم ترکمن همچنان از آموزش زبان ترکمنی محروم هستند و این سبب شده است که در شرایط ایران به زبان مادری ما فشار و ضربه جبران ناپذیری وارد شود و نسل های بعدی هر چه بیشتر از زبان مادری خود فاصله بگیرند. رادیو و تلویزیون و تمامی امکانات رسانه ای و آموزشی در جامعه فقط به زبان فارسی است."

یوسف کر در ادامه به این مسئله اشاره می کند که با جمع آوری امضا برای حفظ زبان مادری خود انتظارعکس العمل سریع مقامات جمهوری اسلامی را ندارد، ولی این اقدام می تواند به جدیت یافتن درخواست های فرهنگی و زبانی قومی در کشور منجر شود.

سی سال انقلاب و سی سال ممنوعیت زبان مادری

دکتر احمد امید یزدانی مولف فرهنگ جامع آلمانی- آذربایجانی و مسئول "آکادمسین های آلمان- آذربایجان" در رابطه با کمپین جمع آوری امضا می گوید، «این یک حرکت مدنی و اجتماعی بسیار خوب است ومردم خواهان ابتدایی ترین حقوق ملی و فرهنگی خودشان هستند که به نوعی در اصول ۱۵ و ۱۹ قانون اساسی کشور نیز بیان شده است. ولی این اصول با گذشت ۳۰ سال هنوز اجرا نگردیده».

دکتر احمد امید یزدانی درباره پیامدهای عدم تدریس به زبان مادری در کشور چنین توضیح می‌دهد: "بنظر من ایران نه تنها یک کشور چند زبانی است، بلکه یک کشور کثرالملله نیز هست. در ایران اتنیک های مختلفی زندگی می‌کنند که طبیعتا برای خودشان زبان های مختلفی هم دارند. متاسفانه ابتدایی ترین حقوق ملی و زبانی این اتنیک ها غیر از اتنیک فارس در ایران زیر پا گذاشته می‌شود و این مسئله سبب ضررهای روانشناسی، فرهنگی و زبانی سنگینی شده است.

به عبارت دیگر عدم تدریس به زبان مادری سبب می شود که زبان و ادبیات این اتنیک ها شکوفائی پیدا نکند و در خود این اتنیک ها این تصور بوجود می آید که ما انسان های دارای حقوق برابر با انسان های دیگر نیستیم و ما انسان های درجه دوم در جامعه به حساب می آییم. و اما از لحاظ ضررهایی که به خود زبان و فرهنگ ما وارد می‌آید باید به این مسئله اشاره کرد که در صورت نبود شرایط برای شکوفایی زبان ها ممکن است در طی سالها این زبان ها تغییر فرم بدهند، یعنی از لحاظ دستور زبان تغییر پیدا بکنند و واژه های اصلی زبان از بین برود و بجای آن لغات و واژه های فارسی جایگزین گردد و این هم ضربه بزرگی است به وجود و هویت یک زبان. اینها سبب نارضایتی های به حق این اتنیک ها می‌شود و عاقبت خوشی را بنظر من برای آنهایی که اجرا کننده این سیاست فرهنگی هستند، نخواهند داشت."

دکتر احمد امید یزدانی در ادامه صحبت هایش کمپین زبان مادری را اقدامی مثبت برای جامعه ایران می‌داند و معتقد است ادامه اینگونه اقدامات سبب خواهد شد حقوق فرهنگی و زبانی اقوام به رسمیت شناخته شود.

عکس العمل دوگانه مقامات دولتی ایران

ولی آکسیون کمپین زبان سالهاست ادامه دارد. آیا این اقدام تابحال مورد توجه دولت جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته است؟ به این سئوال سعید نعیمی، عضو دانش آموختگان ایران – "سازمان ادوار تحکیم وحدت" چنین پاسخ می‌دهد: "مقامات بعضا این نوید را می‌دهند که تمایل دارند که این خواست و حق شهروندان را اعطا بکنند، بعضا از طرف برخی ازمقامات هم واکنش هایی را ما شاهدش هستیم که گویا مخالفت های شدیدی با این مسئله وجود دارد. در واقع یک رفتار دوگانه را ما از سوی مقامات شاهد هستیم. آنچه که مسلم هست این یک خواست قانونی و حق طبیعی شهروندان هست. یک نکته مثبتی را که ما اخیرا شاهدش هستیم سایر گروههای سیاسی و مدنی غیر از خود آذربایجانی ها و کردها و احزاب سراسری هم این مسئله را ذکر می‌کنند و حقانیت این مسئله را تائید می‌کنند. از جمله بسیاری از گروههای دانشجویی به طرفداری از این برخاستند و خودشان را در جبهه طرفداران زبان مادری نشان داده اند."

سعید نعیمی در ادامه صحبت هایش به این مسئله هم اشاره می‌کند که در حال حاضر افکارعمومی و جامعه ایران آماده پذیرش درخواست آموزش به زبان مادری و رسمیت یافتن زبان های اقوام است.

کاندیداهای ریاست جمهوری و زبان مادری

ایران در آستانه انتخابات ریاست جمهوری قرار گرفته و پیش بینی می‌گردد که کاندیداهای ریاست جمهوری درخواست اقوام را جزو برنامه های انتخاباتی خود قرار خواهند داد. در این خصوص سعید نعیمی عضو سازمان ادوار تحکیم وحدت چنین می‌گوید: "آقای خاتمی در دوره قبلی هم شعارهایی را مبتنی بر اینکه به فرهنگ و زبان های ملی سایر اقوام مورد توجه قرار خواهد گرفت، داده بود که متاسفانه عمل نکرد. من پیش بینی می‌کنم که هم آقای خاتمی و هم آقای کروبی در این زمینه قول هائی داده اند و امیدوار هستم که همه کاندیداها این مسئله را در برنامه اتخاباتی خودشان خواهند آورد."

برخی از فعالین حقوق فرهنگی و زبانی بر این باور هستند که در دوران ریاست جمهوری خاتمی بخشی از رسانه های قومی اجازه انتشار دریافت کردند.

برگزاری روز جهانی زبان مادری در آلمان

امسال نیز مراسم روز جهانی زبان مادری در پایتخت آلمان برلین برگزار می‌شود، دکتر احمد امید یزدانی مسئول آکادمسین های آلمان- آذربایجان و یکی از برگزارکنندگان این مراسم، در مصاحبه با بخش فارسی دویچه وله چنین توضیح می دهد: "ما روز ۲۱ فوریه نشستی خواهیم داشت با شرکت جمعیت های فرهنگی آذربایجانی ها و ترکمن ها که در برلن فعال هستند. و قرار است نامه سرگشاده ای را بزبان آلمانی و انگلیسی هم به یونسکو وهم به دولت آلمان یعنی به وزارت امور خارجه آلمان و همچنین به سازمان های حقوق بشر جهانی بفرستیم و به آنها اعلام بکنیم و از آنها برای آزادی زبان و فرهنگ خودمان طلب کمک بکنیم."

بسیاری از فعالین حقوق فرهنگی و زبانی اقوام در ایران بر این باور هستند که رسمیت یافتن زبان مادری آنها و تدریس به این زبان ها در مدارس یکی از درخواست های اساسی آنهاست که تابحال جامه عمل نپوشیده.

حال روز جهانی زبان مادری فرصتی است برای آنان که این درخواست ها را بار دیگر طرح و نظر افکار عمومی و دولتمردان را به آن جلب کنند.

http://www.dw-world.de/dw/article/0,,4041024,00.html

ادامه مطلب ....

مهدی نوری، فعال دانشجوی آذربایجانی از زندان آزاد شد

شنبه ٣ اسفند ۱٣٨۷ - ۲۱ فوريه ۲۰۰۹

ساوالان سسی: مهدی نوری دانشجو و فعال مدنی آذربایجانی، با اتمام دوره محکومیت ۲ ساله اش، روز گذشته، جمعه دوم سفند ۸۷ از زندان تبریز آزاد شد.

نوری درجریان تظاهرات اعتراض آمیز گسترده در شهرهای آذربایجان که در خرداد ۱۳۸۵ در اعتراض به چاپ کاریکاتوری در روزنامه دولتی ایران روی داد، در شهر نقده (سولدوز) بازداشت و پس از چند ماه به قید وثیقه آزاد شد.

او پس از محاکمه از طرف شعبه ۳ دادگاه انقلاب ارومیه به تحمل چهار سال زندان تعزیری، سه سال تبعید و سه سال حبس تعلیقی محکوم شد، که در دادگاه تجدیدنظر حکم ایشان به ۵ سال حبس که ۲ سال آن تعزیری و ۳ سال اش تعلیقی بود محکوم گردید.

ادامه مطلب ....

تشدید فشارهای دولتی برای مقابله با اسامی ترکی در آذربایجان

جمعه ۲ اسفند ۱٣٨۷ - ۲۰ فوريه ۲۰۰۹

ساوالان سسی: بنا به گزارشات رسیده از اردبیل ماموران اداره اماکن این شهر با مراجعه به مغازه های که دارای اسامی ترکی هستند صاحبان آن را در رابطه با نام غیر فارسی مغازه شدیدا تحت فشار قرار داده اند.ماموران اسامی ترکی چندبن مغازه را پاره و به صاحبان آن اعلام داشته اند، برای اینکه مشکلی پیش نیاید، یک نام فارسی برای مغازه خویش انتخاب کند.

این در حالی است که اکبر اعلمی نماینده سابق تبریز در مجلس شورای اسلامی سال گذشته از لغو مصوبه شورای تامین سازمان بازرگانی استان آذربایجان شرقی در خصوص "ممنوعیت استفاده از واژگان و عبارات ترکی در تابلوهای فروشگاه ها و برچسب کالاها"، به دستور وزرای کشور و بازرگانی داده بود.

گفتنی است؛ تابستان سال گذشته در پی تصمیم شورای تامین تبریز مبنی بر جلوگیری از استفاده اصناف و بازرگانان و کسبه از واژگان و عبارات ترکی آذربایجانی در تابلوهای فروشگاه ها و برچسب کالاها و ابلاغیه سازمان بازرگانی استان آذربایجان شرقی در زمینه اجرای این مصوبه، اکبر اعلمی و رسول صدیقی نمایندگان وقت تبریز و بناب، از شورای تأمین شهرستان مذکور به کمیسیون اصل نود شکایت کردند.

اعلمی طی دو تذکر مکتوب جداگانه به وزرای کشور و بازرگانی ، خواستار لغو مصوبه و ابلاغیه های مذکور شد که سید مسعود میر کاظمی و مصطفی پور محمدی وزرای بازرگانی کشور در نامه های خود به این نماینده عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس هفتم، از رسیدگی به مسئله خبر دادند و نوشتند "مصوبه شورای تامین تبریز و ابلاغیه سازمان بازرگانی آذربایجان غربی مورد تائید نبوده و کان لم یکن شده است".

در همین رابطه:
http://www.akbaralami.com/content/view/172/71/

ادامه مطلب ....

بيانيه ی دانشجويان دانشگاه زنجان در اعتراض به احکام صادره از طرف دادگاه انقلاب اردبيل

جمعه ۲ اسفند ۱٣٨۷ - ۲۰ فوريه ۲۰۰۹

طی چند سال اخير شاهد تبعيد، شکنجه، حبس و اخراج از ادارات و دانشگاه فعالين سياسی آذربايجان بوده ايم. اين اعمال از سه سال پيش و پس از چاپ کاريکاتور موهن روزنامه ی ايران و طی آن قيام مردم آزربايجان شکل جدی تر و شديدتری به خود گرفته است. حاکميت به انواع روش های کثيف و غير انسانی برای جلوگيری از روند رو به رشد جنبش مدنی آزربايجان دست زده و بسيار تلاش کرده اين جنبش را از مسير مدنی و دموکراتيک خود خارج ساخته و سرکوب کند. اين اقدامات طی امسال نمود بيشتری پيدا کرده, طوری که شمار بازداشت شدگان فعالين سياسی_اجتماعی پس از خرداد ۸۷ قريب ۷۰ نفر بوده و روز به روز به وسعت اين فشارها افزوده می شود.

در راستای اين سياست طی چند روز گذشته شاهد بوديم که چند نفر از فعالين سياسی اردبيل به نام های: عسگر اکبرزاده (دانشجوی دانشگاه پيام نور اردبيل _محکوم به ۵ سال زندان در زاهدان )، رحيم غلامی و ودود سعادتی (هرکدام محکوم به ۵ سال زندان در همدان و سمنان )، بهروز عليزاده (سرباز وظيفه_ محکوم به ۵ سال زندان در بجنورد )، اردشير کريمی (دبير انجمن اسلامی دانشگاه آزاد اردبيل _ محکوم به ۵ سال زندان در هرمزگان ) و حسين حسينی ( دبير سابق آموزشکده رازی اردبيل _ محکوم به ۵ سال زندان در کرمان ) شده اند . همچنين آقايان رامين و ابراهيم صادقی تحت شکنجه های شديد جسمی و روحی ،برای اقرار به اعمال نکرده ، قرار گرفته اند .

اتهامات وارده به اين افراد به قرار زير است :

شرکت در گروه رقص آزربايجانی ، شرکت در مراسم تدفين استاد فرزانه، همکاری با انتشارات اختر تبريز، سرودن شعر ترکی و تشکيل گروه حرکت ملی آزربايجان .

گفتنی است حرکت ملی آزربايجان به کليه ی فعاليت هايی اطلاق می شود که در جهت دفاع از حقوق قانونی و شرعی ملت آزربايجان صورت می گيرد و بقيه ی اتهامات وارده حتی در قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران قانونی عنوان شده است .

اين قبيل دستگيری ها و باز داشت ها ، مخصوصا در شرايط فعلی که مدت چندانی تا انتخابات رياست جمهوری باقی نمانده و بايستی کشور در آرامش نسبی باشد ، نشان از ترس ( و در نتيجه شتابزدگی ) حاکميت از اين جنبش مدنی داشته و به زعم خود تمام تلاش خود را برای از ميان برداشتن آن انجام می دهد .

جای تعجب است که حاکميت چگونه پشت به تاريخ کرده و چشم خود را نسبت به حقايق گذشته بسته است ، چه اگر حتی نيم نگاهی به گذشته بيندازد ، خواهد ديد که چگونه کاخ های بنا شده بر استکبار در طول تاريخ از خشم ملت آزربايجان به خود لرزيده است و خواهد فهميد که اين حاکميت را مديون همين مردم است ؛ مردمی که هيچ وقت در مقابل ظلم کمر خم نکرده و نخواهد کرد .

ما دانشجويان دانشگاه زنجان بدينوسيله اين اقدامات شوونيستی و ضد انسانی حاکميت را محکوم کرده و انزجار خود را از اين اقدامات وحشيانه ابراز می کنيم و خواستار آزادی و اعاده حيثيت از افراد بازداشت شده و خانواده هايشان هستيم و اعلام می کنيم که در صورت ادامه ی اين بازداشت ها ، موجبات اعتراضات مدنی دانشجويان دانشگاه زنگان را فراهم آورده است .

ادامه مطلب ....

حق مسلم زبان مادری در آموزش و پرورش

جمعه ۲ اسفند ۱٣٨۷ - ۲۰ فوريه ۲۰۰۹

لزوم آموزش به زبان مادری را از چند جنبه می توان مورد بررسی قرار داد . این مهم در کشوری چون ایران که یکی از چندنژاده ترین، چند فرهنگی ترین و چند زبانه ترین کشور های جهان میباشد ، تأمل ، تحقیق و کار بیشتری را می طلبد .

از منظر حقوق شهروندی از آنجاییکه زبان مادری اولین ابزار ارتباط هر فرد با جهان بیرونی است و نیز نخستین ابزار بیان احساسات و عواطف و زبان اندیشیدن و رویا ست ، آموزش به زبان مادری حق مسلم هر شهروند محسوب می شود . هایدگر، فیلسوف آلمانی می گوید : " انسان در خانه زبان است که فکر می کند و زبان مادری صرفاً زبان ارتباطی نیست . "

در خصوص حق شهروندی آموزش زبان مادری در اصل ۱۵ قانون اساسی کشور چنین آمده است: "استفاده از زبان‌های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه‌های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است.“ اما هنوز با وجود آنکه نزدیک به 30 سال از تصویب این قانون می گذرد ، این اصل به اجرا درنیامده است .

در بند دوم ماده 26 اعلامیه جهانی حقوق بشر می خوانیم :" هدف آموزش و پرورش بايد شكوفايي همه جانبهء شخصيت انسان و تقويت رعايت حقوق بشر و آزادي‌هاي اساسي باشد. آموزش و پرورش بايد به گسترش حسن تفاهم، دگرپذيري و دوستي ميان تمام ملت‌ها و تمام گروه‌هاي نژادي يا ديني و نيز به گسترش فعاليت‌هاي ملل متحد در راه حفظ صلح ياري رساند. " و بند سوم همین ماده می گوید :"پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش براي فرزندان خود، برديگران حق تقدم دارند. "

در این باره کمیسیون عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد در خصوص مسائل اقلیتها در روزهای ۱۵ و ۱۶ دسامبر ۲۰۰۸ در مقر سازمان ملل متحد در شهر ژنو تشکیل جلسه داد . هدف این نشست دستیابی به خط مشی و راهکاری جهت ترویج و توسعه گفتگو و همکاریها در خصوص مسائل گروههای ملی٬ نژادی ٬ مذهبی و زبانی عنوان شده بود. راهکاری که بتواند دست آوردهای اساسی و تخصصی مورد نیاز برای کار مستقل روی این موضوع را تأمین کند. همچنین بررسی و تحقیق در خصوص بهترین راهکارهای عملی٬ فرصتها و اقدامات لازم برای پیشبرد بهتر قطعنامه حقوق گروههای ملی٬ نژادی٬ مذهبی و زبانی در برنامه این نشست قراد داشت . این قطعنامه در تاریخ ۱۸ دسامبر ۱۹۹۲ به تصویب کمیسیون حقوق بشر مجمع عمومی سازمان ملل رسیده است . در این نشست کارشناسان در خصوص حق آموزش و تحصیل به زبان مادری در کشورهایی با تنوع زبان گفتگو کردند .

سال گذشته "ماری اسمیت جونز" آخرین بازمانده بومیان "ایاک" آلاسکا و تنها کسی که می توانست به زبان این گروه از سرخ پوستان ساکن شمال غرب آمریکا سخن بگوید، در سن ۸۹ سالگی درگذشت. با مرگ او یک زبان دیگر هم در دنیا از بین رفت. از خانم جونز هفت فرزند به جای مانده، ولی آنها قادر به سخن گفتن به زبان مادری خود نیستند، چون در آلاسکا زبان آنها ممنوع بوده و مردم بومی مجبور بوده‌اند فقط به انگلیسی صحبت کنند. سازمان ملل متحد پیش‌بینی می‌کند که بیش از ۴۰ درصد از زبان های دنیا همانند زبان بومیان " ایاک " در معرض نابودی و فراموشی قرار دارند. برای نجات و حفظ این زبان ها و به منظور " احیای زبان مادری " سازمان ملل در سال 1999 ، روز ۲۱ فوریه برابر با دوم اسفند ماه را "روز جهانی زبان مادری" نامگذاری کرد . هر ساله این سازمان و یونسکو مراسم گوناگونی را برای گرامیداشت این روز در بسیاری از کشورهای جهان برگزار می کنند و از دولت ها می‌خواهند که حق اقوام ساکن کشور خود را برای آموزش به زبان مادری‌شان به رسمیت بشناسند و زمینه تدریس زبان آنها را در نظام آموزشی کشورشان فراهم آورند. به علاوه سازمان ملل سال 2008 را "سال زبان" نامگذاری کرد .

باید در نظر داشت که آموزش به زبانی غیراز زبان مادری موجب سر درگمی کودک در برقراری ارتباط با محیط جدیدی که در آن قرار گرفته ، می شود و این موضوع می تواند تبعاتی همچون افت تحصیلی و عدم رشد فرهنگی را به دنبال داشته باشد و اینگونه هویت کودک در معرض تهدید قرار می گیرد. روانشناسان معتقدند که آموزش حداقل در مقطع ابتدایی باید به زبان مادری باشد ، چرا که کودک در پنج سال اول زندگی خود حدود80 درصد از کل اطلاعاتی که می بایست در طول دوره زندگی اش در خانواده بدست آورد را کسب می کند و بعد وارد محیط مدرسه می شود . در واقع مدرسه واسطه میان خانواده و اجتماع به حساب می آید و کودک با حضور در مدرسه برای حضور در اجتماع تمرین می بیند . از آنجاییکه تکلم چیزی نیست غیر از تبدیل افکار و ایده ها و احساسات به آوا ، بیشتر کودکانی که از تحصیل به زبان مادری محروم می شوند ، اعتماد به نفس خود را از دست داده و علاقه خود را نیز به مدرسه از دست می دهند و ما حصل این رخداد علاوه بر افت تحصیلی ، تاثیرسوء روانی- شخصیتی بر روی این گروه از کودکان می باشد . بر این اساس سطح بیسوادی در چنین جوامعی در مقایسه با جوامعی که افراد فرصت تحصیل به زبان مادری را دارند بالاتر است .

اخیراً پژوهشگران ایتالیایی کشف کرده اند که زبان مادری در مغز چاپ شده است . آنها یک منطقه مغزی را کشف کرده اند که فعالیت الکتریکی آن می تواند نوع زبان مادری افراد را بدون اینکه نیاز به سخن گفتن باشد، نشان دهد ، این ناحیه که "ناحیه شکل دیداری واژگان" نام دارد و در دایره نرمی شکل چپ کورتکس پس سری- گیجگاهی واقع شده است ، می تواند به طور خودکار شکل حروف و واژگان را تشخیص دهد . در آزمایش کنترل فعالیت بیوالکتریکی مغز مشاهده شد موج اول این فعالیت با عنوان N170 که در منطقه دیداری چپ مغز ظاهر شد ، تفاوت زیادی با موج دوم داشت. موج دوم مربوط به واژه خوانده شده با زبان مادری و یا با زبانی است که پس از پنجمین سال زندگی آموخته شده است. این پدیده نشان می دهد که یادگیری زبان مادری همزمان با یادگیری آگاهیهای مفهومی و هنجاری مثل تجربیات حسی و جسمی توسعه می یابد. نتایج این تحقیقات نشان می دهد زبان مادری فردی که حرف نمی زند، می تواند با پاسخ بیوالکتریکی که این فرد به واژگان می دهد ، درک شود. در حقیقت افراد حتی اگر توانایی سخن گفتن را نداشته باشند، باز مغز آنها زبان مادری را درک می کند و نتیجه این که در حقیقت یکی از مهمترین تفاوتهای میان زبان دوم و زبان مادری در این است که زبان مادری همزمان با یادگیری دنیای پیرامون آموخته می شود درحالی که یادگیری زبان دوم تنها به معنی ترجمهء کنشِ زبانیِ زبان مادری است . با توجه به این کشف مهم اگر بخواهیم لزوم آموزش به زبان مادری را از جنبه علمی هم بررسی کنیم ، آیا می توان کودک را از آنچه که در مغزش حک شده و تداعیگر شناخت و دریافت او از دنیای پیرامون است ، جدا ساخت و او را به اندیشیدن و احساس کردن با زبانی غیر از زبان مادری اش مجبور ساخت؟.

شاید دلیل مخالفت با آموزش به زبان مادری را بتوان این برداشت کلیشه ای و نادرست گروهی که آموزش به زبان مادری را برابر با " تجزیه طلبی " می دانند ، به حساب آورد . اما در این رهگذر می توان از تجربه کشورهایی نظیر هند استفاده کرد که با وجود گوناگونی زبان و تنوع گویشها و لهجه ها ، تمامیت عرضی در این کشور حفظ شده و یا کشور سوئیس و کانادا که چندین زبان به شکل رسمی در آن استفاده می شود .

کسانیکه با زبان مادری انسانها در می افتند در واقع با عمیق‌ترین جنبه هویت آنها مبارزه می کنند و در این میان تنها تلاش همه اقشار مردم است که می تواند دولتها را متقاعد به پذیرش این مهم بنماید که آموزش و تحصیل و سخن گفتن به زبان مادری حق مسلم تمام افراد و گروههای نژادی است و زبان هر قوم نباید صرفاً محدود به یک ابزار واسطه برای برقراری ارتباط میان گویشگران آن زبان شود .

مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران - تارا نیازی

منابع:

http://www.dw-world.de/dw/article/0,,3138967,00.html


http://www.salamatnews.com/viewNews.aspx?ID=10255&cat=6


ادامه مطلب ....

وقتی سکوت تبدیل به دروغ میشود...

تقدیم به عبدالله عباسی جوان، خزر مییانالی

در ابتدا به تیتر چند خبر توجه کنید:
**ساوالان سسی: اخيرا تعدادي از فعالين آذربايجاني به نامهاي عسگر اکبرزاده، حسین حسینی، بهروز علیزاده، اردشیر کریمی خیاوی، ودود سعادتی، و رحیم غلامی در شعبه یک دادگاه انقلاب اردبيل طی محاکمه ای غيرعلني با حکم پنج سال زندان همراه با تبعید روبرو شده اند. عسگر اكبرزاده بايد ۵ سال حبس خود را در زندان زاهدان، حسين حسيني(كه به خاطر حضور در مراسم بزرگداشت ستارخان در آبان ماه امسال بيش از ۲ ماه را در زندان به سر برده است) در زندان كرمان، بهروز عليزاده در زندان بجنورد، اردشير كريمي در زندان هرمزگان، ودود سعادتي در زندان سمنان و رحيم غلامي در زندان همدان و در تبعيد بگذرانند.

**ساوالان سسی: منابع موثق از اردبیل گزارش می دهند، دو فعال مدنی آذربایجانی بنامهای رامین و ابراهیم صادقی که از روز ۱۷ بهمن ۸۷ توسط ماموران امنیتی دستگیر و به بازداشتگاه وزارت اطلاعات اردبیل انتقال یافته اند، تحت انواع شکنجه ها شامل شوک الکتریکی، ضرب و شتم شدید، بی خوابی، ايجاد آلودگی صوتی برای ساعتها، توهين و تحقير کلامی و حتی جلوگيری از استفاده آنان از دستشويی قرار گرفته اند.

**بیانیه آداپ: مهندس عبداله عباسی جوان، استاد معماری دانشگاه شهید رجایی تهران که روز پنجشنبه ۲۳ آبان ۸۷ ( ۱۳نوامبر)، به هنگام شرکت در مراسم سالگرد ستارخان (سردار ملی آذربایجان و مبارز دوره مشروطیت) در شهر ری دستگیر شده بود همچنان در بند ۲۰۹ زندان اوین که در اختیار وزارت اطلاعات ایران در حبس بسر می برد. کماکان به ایشان اجازه ملاقات با خانواده و گرفتن وکیل داده نمی شود. خانواده او هنوز از علت بازداشت نامبرده اظهار بی اطلاعی می کنند.

**آسمک: مأموران انتظامی جمهوری اسلامی ایران روز ۲۴ دیماه ۱۳۸۷ با گاز اشک آور و اسلحه به صدها تن از کشاورزان بی سلاح روستای قیزیل خنه یه (خانقاه سرخ) در شهر ارومیه که برای جلوگیری از تغییر مسیر آبهای زیرزمینی این روستا برای مصارف صنعتی در جاده اورمیه - سلماس تجمع کرده بودند٬ حمله کردند . بیش از ۳۰ تن ازداشت شدند.برخی از بازداشت شدگان از جمله نادعلی قلیزاده٬ نادعلی٬ معراج و حیدر علیپوربا گلوله های واقعی و ساچمه ای زخمی شده بودند که امکانات درمانی در ساعات اولیه برای آنها فراهم نشد. آنها ۵ یا ۶ ساعت بعد از دستگیری به علت خونریزی شدید در بازداشتگاه به بیمارستان امام خمینی ارومیه انتقال یافتند. بازداشت شدگان در طی ۱۰ روز پس از بازجویی تحت شکنجه شدید به تدریج آزاد شده اند. آنها به جرمهایی از قبیل شورش علیه دولت و تمرد از دستورات در دادگاه نوشین شهر (۳۰ کیلومتری ارومیه و ۵ کیلومتری قیزیل خه نیه) محاکمه خواهند شد.

حال نظری به مواردی از اصول قانون اساسی و دیدگاههای جهانشمول حقوق بشر خواهیم داشت:

۱) ممنوعیت بازداشت خودسرانه اشخاص(ماده ۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر):احدی نمی تواند خودسرانه توقیف،حبس یا تبعید شود.

در اصل ۳۲ قانون اساسی نیز به صراحت آمده است که:«هیچکس را نمیتوان دستگیر کرد مگر به حکم و ترتیبی که قانون معین میکند..»

۲) ممنوعیت شکنجه و حفظ کرامت انسانها(ماده ۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر):احدی را نمیتوان تحت شکنجه یا مجازات یا رفتاری قرار داد که ظالمانه و یا بر خلاف انسانیت و شئون بشری یا موهن باشد.

قانونگذار قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در اصل ۳۸ قانون اساسی به صراحت هر نوع شکنجه را اعم از روانی یا جسمی ممنوع اعلام کرده و مرتکب چنین عملی را مجرم و قابل مجازات تلقی کرده است.و در اصل ۳۹ قانون اساسی به صراحت هتک حرمت و حیثیت همه انسانها از جمله متهمان را ممنوع و مستوجب مجازات دانسته است.

۳) حق برخورداری از ضوابط دادرسی عادلانه(ماده ۱۰ اعلامیه جهانی حقوق بشر):هر کس با مساوات کامل حق دارد که دعوایش به وسیله دادگاه مستقل وبی طرفی،منصفانه و علنا رسیدگی شود و چنین دادگاهی درباره حقوق و الزامات او یا هر اتهام جزائی که به او توجه پیدا کرده باشد،اتخاذ تصمیم نماید.

در اصول ۳۲،۳۳،۳۴،۳۵،۱۶۵ قانون اساسی تلاش شده است تا ضوابط و معیارهای دادرسی عادلانه به گونه ای بیان شود.

همچنین میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی مصوب ۱۸ دسامبر ۱۹۶۶(مطابق با ۲۵/۹/۱۳۴۵) مجمع عمومی سازمان ملل در ماده ۱-۹ بیان میدارد«هرکس حق آزادی و امنیت شخصی دارد هیچ کس را نمیتوان خودسرانه دستگیر یا بازداشت کرد هیچ کس را نمیتوان سلیب آزادی کرد مگر به جهات و طبق آیین دادرسی مقرر به حکم قانون»،ماده ۱۴-۳ همان میثاق مربوط به فرض برائت،مواد ۹-۲،بند الف ماده ۱۳-۳، بند ب ماده ۱۳-۳ به ترتیب برای متهم حق اطلاع از علت بازداشت،اطلاع از نوع اتهام،استفاده از مشاور حقوقی و وکیل و حق دفاع را بخصوص در دوران بازداشت موقت در هر مرحله ای از دوران بازپرسی قبل از تشکیل جلسه دادگاه ،پیش بینی کرده است.

گزارشهایی از نقض حقوق بشر هر روز از آذربایجان منتشر میشود و نهادهای غیر دولتی که خود را مدافع حقوق بشر می نامند در بیانیه ها و اطلاعیه های خود نسبت به وقوع چنین وقایعی اعتراض میکنند،این امر بویژه در سالهای اخیر در آذربایجان بویژه در مورد فعالینی که که به نام مدافعان حقوق آذربایجانیها در ایران شناخته میشوند به امری روزمره تبدیل شده و گویی نبود زبان و درک مشترک از حقوق بشر موجب شده که نه ناقضان توجهی به این داد و فریادها بکنند و نه مدافعان حقوق بشر انتظار چندانی نسبت به بهبود وضعیت و ثمر بخش بودن برنامه ها و بیانیه های منتشره که محکمه ای جز افکار عمومی جهت رسیدگی نمی یابند،داشته باشند. اما مشکل و معضلی که موجب بروز چنین دور تسلسل باطلی شده است در کجا قرار دارد؟در زیر به پارهای از این معضلات اشاره ای میکنبم.

الف) مشکل ضمانت اجرا یا وقتی قاضی و متهم یکی میشود:

از آنجا که دولتها به لحاظ تجربی و نظری عمده ترین ناقضان حقوق بشر هستند دولت جمهوری اسلامی نیز در وجه مستبدانه آن که همانا متوسل شدن به زور در سرکوب منتقدان دولت و بی نیاز از حس مسئولیت و پاسخگویی و فقدان دستگاههای نظارت عمومی بر عملکرد محاکم قضایی است،هیچ ابایی از ناعادلانه بودن و عدم تناسب جرم و مجازات ندارند. احکام صادره اخیر برای فعالین حرکت ملی در اردبیل نشان داد قاضی دادگاه متاثر از گزارشهای نهادهای امنیتی و بنا به خواست و نظر آنها اقدام به صدور چنین حکمی می نماید و پوچی موارد اتهامی برهیچ کسی پوشیده نیست مانند(عضویت در تشکیلات و یا گروه "حرکت ملی آذربایجان" ،در حالی که چنین تشکیلاتی وجود خارجی ندارد و تنها با بی قانونی تمام دستاویزی شده برای پنج سال تبعید و زندان) حال اگر به موارد اتهامی دوستانمان "شرکت در کلاس رقص آذری با نمایش علامت بوز قورد" ،" شرکت در مراسم تدفین پان ترکیست معروف محمد علی فرزانه" و "تشکیل جلسات برای اخلال در امنیت ملی" بدون ارائه سندی را اضافه کنیم، نشان میدهد قاضی در جلسه دادگاه بی جهت نمی گفته که من این حکم را برایتان صادر میکنم حال هر چه می خواهید بکنید.

در وجه دمکراتیک آن تلاش شده است در پرتو قانون ارزشهایی چند را پایدار و مستقر سازند همچون اصل ۱۵ قانون اساسی که به زبان فارسی رسمیت می بخشد و خواهان آن است که اسناد و مکاتبات دولتی باید به این زبان باشد!!! و زبان بقیه اقوام را تا سطح محلی و قومی تنزل میدهد.رسمیت نیافتن زبان آذربایجانیان به عنوان اکثریت ساکنان ایران در متن همین قانون و کنار کشیدن به نفع زبانی دیگر عملی پوچ بوده است که ناحقی،عدم مساوات(همین بس که باید در محاکم قضایی به زبانی بیگانه و تحمیلی دفاعیه بنویسیم)و نادیده گرفتن حقوق فرهنگی ملتی با لباس قانون ،نقض دمکراتیک حقوق بشر است.

ب) قید مبهم و تعریف نامشخص از موازین اسلامی و مبانی اسلام در مقدمه قانون اساسی:


قانونگذار جمهوری اسلامی در اصول ۲۶ و ۲۷ قانون اساسی تصریح به آزادی احزاب،جمعیتها،انجمن های سیاسی و صنفی...تشکیل اجتماعات و راهپیماییهای مسالمت آمیز کرده است اما منوط به اینکه«مخل مبانی اسلام نباشد».بدیهی است با این تعاریف گنگ حضور " مهندس عبدالله عباسی جوان" در مراسم بزرگداشت ستارخان و مطالبه حقوق زبانی توسط دانشجویان محاکمه شده در اردبیل به دلخواه مصداق اخلال در مبانی اسلام و متعاقب ان به خطر افتادن امنیت و وحدت مسلمانان ایران و جهان تفسیر خواهد شد.

ج) سطح آگاهی با میزان مطالبه حقوق بشر رابطه ای مستقیم دارد:

گنجاندن آموزش حقوق بشر و همچنین حقوق و آزادی های فردی در نظام آموزشهای رسمی جامعه،میتواند کودکان و نوجوانان و هرکس را درهر رده سنی که باشد را نسبت به حقوق و آزادی های خود و نیز شیوه های مطالبه آن آگاه سازد.و از این طریق میتوان مطمئن بود که شهروندان میتوانند از زمینه های موجود برای بهره مندی از حقوق و ارتقای موقعیت خود بهره جویند.متأسفانه با انحصاری بودن امکانات رسانه ای صوتی و تصویری در دست دولت و کنترل و شکل دهی به افکار عمومی از این طریق آنها را دچار نوعی زود باوری و دیر باوری میکنند که به حاکمیت اجازه استفاده از شایعه و بحران را به نفع خود میدهد.به عنوان مثال هنگام صحبت از نقض حقوق بشر همه ناخودآگاه به یاد آمریکا و ایادی استکبار به عنوان ناقضان می افتند و در مورد اخیر مظلومیت و کشتار مردم غزه در ذهنها تداعی میشود،در حالی که همین رسانه ها برای تطهیر کشتار مردم بی دفاع اذربایجان در قیام خونین خرداد ۸۵ در نظر مردم این طور وانمود کردندکه کسانی که به خیابان آمده بودنداولا از خارج الهام میگرفته اند(عاملین باکو یا آنکارا) ثانیا به پان ترکیسم ملهم میشوند.و اگر زیاد لطف کنند درخواستهای ملی و حقوق بشری آذربایجانیان را در حکم نا رضایتی اقتصادی و اجتماعی تعبیر میکنند که شعار مبارزه با بدبختی و فقر دولت گدا پرور احمدی نژاد ناشی از همین طرز تفکر است زیرا اینان به اشتباه میپندارند اولا آذربایجانیان هنوز شعور ملی ندارند.دوم اینکه گمان میکنند وعده بهبود وضع زندگی مردم برای ایجاد صلح و نظم کافی است.

د) عدم تعهد و استناد قضات به تعهدات بین المللی و قوانین مصوب داخلی و صدور احکام ارزشی:

طبق قانون مدنی جمهوری اسلامی، معاهدات بین‌المللی مصوب در حكم قانون هستند و فعلا به موجب قانون مدنی ارزشی كمتر از قانون ندارند. چون تمام آیین‌نامه‌های لازم مربوط به قانونگذاری را طی كرده اند. پس بنابراین از قوانین لازم‌الاجرا و لازم‌الاتباع و از قوانین قابل استناد هستند. دو معاهده اساسی داریم؛ میثاق حقوق مدنی سیاسی و میثاق حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی. این دو در واقع همراه با اعلامیه جهانی حقوق بشر، منشور حقوق بشر نامیده می‌شوند . در اینجا دو حیثیت برای میثاق قائل می‌شویم؛ یك حیثیت بین‌المللی و یك حیثیت داخلی که به عنوان یك قانون داخلی قابلیت استناد دارد.اشكالی كه در حقوق بین‌الملل مطرح میشوداین است كه آیا تعهدات بین‌المللی حقوق بشر جنسا قابلیت دادخواهی دارد كه بخواهیم قاضی اجرایش كند؟ یعنی یك نفر مدعی شود و بعدا قاضی بخواهد بر اساس آن حكم صادر كند؟به جهت اینكه نوع تعهدات حقوق مدنی و سیاسی قابلیت دادخواهی دارد ماده دو این دو میثاق را ذکر میکنم:ماده دو می‌گوید: ۱ - كشورهای طرف این میثاق متعهد می‌شوند كه حقوق شناخته شده در این میثاق را درباره تمامی افراد مقیم در قلمرو و تابع حاكمیتشان بدون هیچ‌گونه تمایزی از قبیل نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب، عقیده سیاسی یا عقیده دیگر، اصل و منشأ ملی یا اجتماعی، ثروت، نسب یا سایر وضعیت‌ها محترم شمرده و تضمین بكنند.اتخاذ تدابیر قانونگذاری،وسیله مطمئن احقاق حق کسی که حقوقش نقض میشود، همچنین توسعه امكانات تظلم به مقام‌های قضایی و حق جبران خسارات موثر را بیان میدارد.مثلا اگر شهروندی اثبات کرد که به طور خودسرانه ایامی را در بازداشت به سر برده است باید راهکار قابل اعتنایی برای جبران خسارات مالی و معنوی این شهروند موجود باشد،این نکته در واقع تاکید بر «موثر بودن»جبران خسارت است.چرا که صرف دارا بودن حق شکایت از دولت نمیتواند موثر بودن جبران خسارات راتضمین کند.قاضی نمی‌تواند ارزش تعیین كند. قاضی حق تعیین ارزش را ندارد. ارزش‌ها در جای دیگر تعیین می‌شود و قاضی باید ارزش‌ها را اجرا كند. قاضی حق ندارد كه بگوید من میثاق حقوق مدنی و سیاسی را اعمال نمی‌كنم چون قبول ندارم. به هر دلیل بگوید این طاغوتی است، این بد است یا امپریالیستی است،هر چه دلش بخواهد می‌تواند بگوید، اما حق ندارد كه اجرا نكند همه قضاوت‌های ارزشی قاضی برای خودش محترم است اما حق ندارد آن را در تصمیم‌گیری داخل كند.در این صورت بر وكلای محترم است كه به مواد مختلف میثاق حقوق مدنی و سیاسی استناد ‌كنند، اصرار كنند. وقتی كه یك قاضی چند بار مواجه با این وضعیت شود لاجرم از آن موضع سخت و غیرقابل انعطاف خودش مجبور است كه به زیر بیاید. غیر از این هیچ‌وقت چیزی تغییر نكرده تا كسی نخواهد كسی حاضر نیست حقی را بدهد.وکیل باید از او بخواهد و مجبورش كند. به این ترتیب حداقل از نظر فرهنگی قضات تحت فشار قرار می‌گیرند.

ه) فقدان حاکمیت ملی و بر خوردار نبودن از حق تعیین سرنوشت:

به زعم هانا آرنت بشر با از دست دادن دو عامل حقوق بشر خود را از دست میدهد،عواملی که حقوق بشر را به طرزی جدانشدنی با حقوق شهروندی گره میزنند.این دو عامل چیزی نیستند مگر موطن و حاکمیت ملی.وی میگوید، حاکمیت ملی که عملا معادل با جایگاه قانونی هر فرد است،جایگاهی که به کل مناسبات و روابط فرد با جامعه و دیگر افراد و اساسا به چیزی به نام قانون معنا و انسجام میبخشد.به بیان ساده شرط « آدم به حساب آمدن»همین جایگاه قانونی است.حق اشتغال،حق اقامت،گذرنامه،مجازات و کیفر های قانونی و ...همگی وابسته به مرجعیتی به نام حاکمیت ملی است و از همین حیث آن را به نیرومند ترین عامل عینیت بخشیدن به هستی فرد بدل میسازد.به بیان ساده بدون وجود دولت_ملت حقوق بشر نیز وجود نخواهد داشت.بنا براین مسئله ملی نیز جز مسئله حقوق بشری می باشد.

ادامه مطلب ....

افزایش فشارها بر آذربایجانیها در آستانه روز جهانی زبان مادری

پنج‌شنبه ۱ اسفند ۱٣٨۷ - ۱۹ فوريه ۲۰۰۹

اورمونیوز: بر اساس گزارشات رسیده از شهر اورمیه با نزدیک شدن روز ۲۱ فوریه (۲ اسفند روز جهانی زبان مادری) تعدادی از فعالین حرکت ملی شهر اورمیه به ستاد خبری اداره اطلاعات این شهر احضار شده اند. برخی از آنها که قبلا به مناسبت برگزاری مراسم روز جهانی زبان مادری بازداشت شده بودند ضمن اینکه در ستاد خبری مورد بازجویی مامورین اطلاعات قرار گرفته اند ٬ از آنها تعهد کتبی گرفته شده که در روز جمعه دوم اسفند و شنبه سوم اسفند قصد برگزاری مراسمی به مناسبت روز جهانی زبان مادری داشته باشند دستگیر خواهند شد. به آنها گفته اند که انتشار خبر احضارشان به ستاد خبری برای آنها گران تمام خواهد شد. تعداد دیگری از فعالین حرکت ملی و چند روزنامه نگار اورمیه ای توسط تلفن تهدید به بازداشت شده اند. به آنها اخطار داده شده است که حق حضور در هیچ مراسمی به مناسبت روز جهانی زبان مادری را ندارند. منابع موثق خبری اورمونیوز گزارش می دهند که نیروهای ضد شورش و لباس شخصی نیروی انتظامی از چند روز قبل به حالت آماده باش می باشند تا در صورت لزوم در روز جهانی زبان مادری وارد عمل گرددند.

چند سال است که ۲۱ فوریه٬ روز جهانی زبان مادری شهرهای آذربایجان شاهد اعتراضات و برگزاری مراسمات ویژه بوده و نیروهای امنیتی با بازداشت فعالین حرکت ملی و روزنامه نگاران همواره در صدد مقابله با این حرکت اعتراضی بر آمده اند. در شهر اورمیه ـ مانند شهرهای دیگر آذربایجان ـ روز شنبه سوم اسفندماه برای برگزاری این مراسم تعیین گردیده است و فعالین حرکت ملی آذربایجان و داشجویان با پخش گسترده جزوات٬ نشریات و سی دی و ارسال پیام های کوتاه تلفن همراه با مضامینی در رابطه با زبان مادری و حق تحصیل به زبان مادری و تبعیض های صورت گرفته بر علیه زبان ترکی آذربایجانی به فعالیت چشمگیری پرداخته اند که این مسئله نیروهای امنیتی و سیاسی استان را نگران کرده است. احتمال می رود روز جمعه دوم اسفند و سوم اسفند خیابان های اصلی شهر اورمیه نیز همانند شهرهای دیگر آذربایجان شاهد حضور سنگین نیروهای پلیس ضد شورش باشد.

ادامه مطلب ....

گزارش ماهانه (بهمن۱۳۸۷) در مورد نقض گسترده، مستمر و برنامه ریزی شده حقوق بشر در ایران

فعالین ایرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمریکای شمالی

در اين گزارش بخش بسيار کوچکی از موارد نقض حقوق بشر در ايران را که توسط اين شبکه گرد آوری شده است به اطلاع می رسانيم:

بین المللی:

1 ـ سازمان عفو بین الملل با انتشار اطلاعیه ای از مقام های جمهوری اسلامی ایران خواست تا تخریب گورستان خاوران را متوقف کنند . سازمان عفو بین الملل می گوید : این گورستان باید برای انجام تحقیقات مستقل درباره کشتار جمعی زندانیان سیاسی در سال 1367 در ایران حفظ شود . عفو بین الملل افزوده : این نگرانی وجود دارد که مقام های جمهوری اسلامی می کوشند با تخریب این گورها ، شواهد و اسنادی را که ممکن است در تحقیقات مستقل بکار رود،از میان ببرند. عفو بین الملل از جمهوری اسلامی ایران خواسته است که به گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل اجازه بازدید از گورستان خاوران و جمع آوری اطلاعات برای انجام تحقیقات را بدهد. (رادیو فردا 2/11/87)

2 ـ دیده بان حقوق بشر با انتشار بیانیه ای اعلام کرد: جایزه بین المللی « هلمن ـ همت» سال 2009 را به محمد صدیق کبود وند روزنامه نگار زندانی و فعال حقوق بشر در ایران اهدا می کند. دیده بان حقوق بشر هر سال این جایزه را به نویسندگانی اهدا می کند که به خاطر ابراز دیدگاههای مخالف انتقاد از مقامها و اقدامات حکومت و یا گزارش موضوعاتی که حکومت با انتشار آنها مخالف است، مجازات می شوند. مدیر بخش خاورمیانه و شمال آفریقای دیده بان حقوق بشر می گوید: کبودوند با وجود نیاز اضطراری به مراقبت های پزشکی امکانات کافی در اختیار ندارد. وی می افزاید: تجربه او گواهی ناگوار مخمصه روزنامه نگاران، دگر اندیشان و سایر منتقدین مسالمت آمیز در ایران امروز است. محمد صدیق کبودوند بنیانگذار سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان، مدیر مسئول نشریه توقیف شده "پیام مردم" و نویسنده کتابهای "نیمه دیگر" ، "برزخ دمکراسی" و "جنبش اجتماعی" با تائید شعبه 54 دادگاه تجدید نظر تهران به 10 سال حبس محکوم شده و از اول ژوئیه 2007 در زندان بسر می برد.(دیده بان حقوق بشر 3/11/87)

3 ـ گزارشگران بدون مرز با انتشار اطلاعیه ای تصمیم وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی را برای اعلام ممنوعیت فعالیت تلویزیونی فارسی بی بی سی در ایران و همچنین ممنوعیت همکاری روزنامه نگاران ایرانی با رسانه های خارجی را محکوم کرد . در این اطلاعیه آمده است : دولت ایران نه تنها مانع پوشش خبری رویدادهای ایران از سوی خبرنگاران داخلی می شود که تلاش می کند رسانه های خارجی را هم به سکوت وادار کند . دولت جمهوری اسلامی ایران با موج تازه تشدید فشار بر مدافعان حقوق بشر و روزنامه نگاران وارد مرحله ای تازه ای از سرکوب شده است . در نگاه آنها رسانه های خارجی شاهدانی مزاحم هستند .(گزارشگران بدون مرز 4/11/87)

4 ـ فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر و جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران با انتشار بیانیه ای اعلام کردند : به شدت به اقدام دولت جمهوری اسلامی در تخریب گورستان خاوران در تهران و از بین بردن علائم قبرهای این گورستان احساس نگرانی می کنند و از دولتمردان جمهوری اسلامی می خواهد هر چه سریعتر این اقدامات را متوقف کنند . با توجه به اطلاعات به دست آمده ، قبرهای هزاران قربانی در سرکوب های سیاسی سال 1988 که زیر عنوان " کشتار زندانیان " شناخته می شود در حال تخریب است . قسمتی از این گورستان پوشیده از درختانی است که توسط مسئولان کاشته شده . این نهادهای حقوق بشری معتقدند که قبرها و علائم گذاشته شده توسط خانواده قربانیان باید حفظ شوند تا بتوان در مورد شرایط اعدام زندانیان سیاسی تحقیق بعمل آورد و هر گونه تخلف احتمالی در زمینه حقوق بشر را مشخص کرد . فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر و جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران از دولتمردان جمهوری اسلامی می خواهند که در حفظ این مکان بکوشند و تحقیقاتی جامع ، مستقل و بی طرف را در مورد کشتار زندانیان سیاسی بعمل آوردند تا میزان جنایت عاملان این اقدامات مشخص گردد . این دو سازمان مصرا از دولتمردان جمهوری اسلامی می خواهند که به در خواست گزارشگر ویژه سازمان ملل درباره اعدام غیر قضایی ، اعدام های فوری یا خودسرانه پاسخ مثبت دهند تا زمینه ورود او به ایران و انجام تحقبقات آزاد در سراسر کشور مهیا شود.(ایران امروز 7/11/87)

5 ـ جمهوری چک رئیس دوره ای اتحادیه اروپا با انتشار بیانیه ای اعدام یک شهروند افغان به نام ملاگل حسن که در زمان ارتکاب جرم 17 ساله بوده را شدیدا محکوم کرد . در این بیانیه از مقامات ایرانی خواسته شده است مجازات مرگ را برای مجرمان کاملا لغو کنند و تا زمان لغو این نوع مجازات براساس دو قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل تمام احکام اعدام در ایران را به حال تعلیق در آورند. اتحادیه اروپا در بیانیه خود تاکید می کند که مجازات مرگ برای افرادی که در نوجوانی مرتکب جرم شده اند ، مطلقا توجیه ناپذیر است و خلاف قوانین بین الملل . این اتحادیه همچنین اقدام جمهوری اسلامی ایران به اعدام دست کم 9 مجرم نوجوان در سال 2008 را محکوم کرده و خواستار آن شده است که ایران مجازات مرگ در مورد این مجرمان را فورا متوقف کند . کشور های عضو اتحادیه اروپا در بیانیه از جمهوری اسلامی ایران خواسته اند قوانین خود را با کنوانسیونهای بین المللی حقوق بشر که ایران خود آزادانه آنها را تایید کرده منطبق سازد . (رادیو فردا 8/11/87)

6 ـ گزارشگران بدون مرز با صدور اطلاعیه ای موج تازه مسدود سازی سایت های اینترنتی اطلاع رسانی را که از تاریخ 5 بهمن در ایران آغاز شده است را محکوم کرد . سایت های فارسی رادیو دویچه وله آلمان ، رادیو بین المللی فرانسه و سایت فارسی شبکه تلویزیونی العربیه مسدود شده اند . همچنین سایتهای خبری فردا و پارسینه و سایت ادبی هفتان مسدود شده اند . در این اطلاعیه آمده است : دولت جمهوری اسلامی ایران بعد از حمله به مدافعان حقوق بشر و روزنامه نگاران در داخل کشور ، سانسور بر روی اینترنت تنها فضای آزاد برای شهروندان را تشدید می کند . مسدودسازی سایت های اینترنت امری تازه در ایران نیست اما سانسور رسانه های بین المللی به شکل سراسری نگران کننده است . ما خواهان پایان دادن به ایجاد محدودیت برای منابع اطلاع رسانی هستیم.(گزارشگران بدون مرز 9/11/87)

7 ـ فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر و سازمان جهانی مبارزه با شکنجه با انتشار اطلاعیه ای تشدید سیاست فشار و سرکوب بر ضد مدافعان حقوق بشر در ایران را به شدت محکوم کردند.در این اطلاعیه آمده است: خانم ژینوس سبحانی، منشی اداری کانون مدافعان حقوق بشر همچنان در حبس بسر می برد و امکان ملاقات با او وجود ندارد. این در حالیست که وی حتی نمی تواند با وکیل خود تماس بگیرد. عبدالکریم لاهیجی نایب رئیس فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر در این رابطه اظهار داشت: هدف از تشدید شیوه های گوناگون سرکوب این است که گروه های جامعه های مدنی مستقل ایرانی را مرعوب و محکوم به سکوت سازند. در این اطلاعیه از دولتمردان جمهوری اسلامی ایران خواسته شده که موارد ذیل را در چهار چوب تعهدات بیم المللی شان رعایت کنند. تحت هر شرایطی سلامت روحی و جسمانی خانم ژینوس سبحانی، خانم عالیه اقدام دوست و خانم نفیسه آزاد را تضمین کنند. هر چه سریعتر محل حبس ژینوس سبحانی را مشخص و آنرا بصورت عمومی اعلام کنند. بلا فاصله و بدون هیچگونه قید و شرطی، خانمها اقدام دوست، آزاد و سبحانی را آزاد کنند، زیرا بازداشت آنان کاملا خودسرانه است و صرفا به هدف سرکوب فعالیتهای آنان در زمینه حقوق بشر صورت گرفته. سریعا هرگونه اقدام تهدیدآمیز و آزار دهنده بر ضد اعضای کانون مدافعان حقوق بشر و مدافعان حقوق زنان و بطور کلی تمامی مدافعان حقوق بشر در ایران، پایان دهند. هر چه سریعتر امکان باز شدن مجدد "کانون مدافعان حقوق بشر" را فراهم کنند، زیرا تعطیل شدن این کانون کاملا خودسرانه و در تناقض با عهدنامه های بین المللی حقوق بشر، در آزادی تشکیل انجمن می باشد. بطور کلی مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر، اعلامیه بین المللی حمایت از مدافعان حقوق بشر و دیگر عهدنامه های حقوق بشر که ایران متعهد آنهاست را رعایت کنند. (عصرنو 15/11/87)

8 ـ گزارشگران بدون مرز با انتشار اطلاعیه ای توقیف هفته نامه « همت» را محکوم کرد. در این اطلاعیه آمده است:توقیف یک نشریه برای استفاده از طنز و سینما در شکل انتشاراتی آن به شوخی شبیه است. در ایران نه تنها اطلاع رسانی، که نگاه طنز نشریات به مسائل نیز مشمول مجازات می شود. هفته نامه همت آخرین شماره خود را در تاریخ 13 بهمن ماه، تحت عنوان "احمدی نژاد کشون" به انتخابات ریاست جمهوری اختصاص داده بود. در این شماره نشریه که صفحه اول آن بصورت آفیش فیلم های سینمائی تهیه شده بود، با انتشار تصویر و نام بردن از برخی مقامات رسمی جمهوری اسلامی، آنها را تهیه کننده و یا بازیگر اصلی سناریوی "احمدی نژاد کشون" معرفی کرده بود.(گزارشگران بدون مرز 17/11/87)

9 ـ سازمان عفو بین الملل همزمان با سی امین سالگرد انقلاب ایران با انتشار بیانیه ای نگرانی عمیق خود را از موارد متعدد نقض حقوق بشر در ایران ابراز کرده است . در این بیانیه از استمرار موارد نقض حقوق بشر در ایران طی سی سال گذشته " علیرغم وعده های خمینی مبنی بر آزادی برای همه ایرانیان " ابراز نگرانی کرده است . در این بیانیه سازمان عفو بین الملل به موراد دستگیریهای خود سرانه ، افزایش اعدامها ، شکنجه ، اعمال سیاست تبعیض گرایانه علیه اقلیت های قومی و مذهبی پرداخته و از عدم مجازات عاملان نقض حقوق بشر در ایران سخن گفته است . این سازمان با هشدار به مقامات جمهوری اسلامی ایران ، خواستار آزادی سریع تمامی کسانی شده است که به خاطر مسائل عقیدتی ، سیاسی ، قومی و مذهبی در زندان بسر می برند . این سازمان همچنین از مسئولان حکومت ایران خواسته است که در بازبینی پرونده های زندانیان سیاسی که از سالهای گذشته تاکنون در یک روند ناعادلانه محکوم شده اند ، آنان را براساس معیارها و استانداردهای بین المللی محاکمه نماید . تحقیق در مورد پرونده قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان سال 1367 و معرفی عاملان آن از دیگر خواسته های سازمان عفو بین الملل است . پایان دادن به اعمال شکنجه و مجازات عاملان آن ، متوقف کردن دستگیریهای خودسرانه و محاکمه های غیرعادلانه از دیگر مواردی است که این سازمان از مقامات حکومت ایران خواسته است . (رادیو فرانسه 19/11/87)

10 ـ گزارشگران بدون مرز با انتشار اطلاعیه ای زندانی کردن امید میر صیافی وبلاگ نویس را محکوم کرد . نامبرده به اتهام توهین به خمینی و خامنه ای و تبلیغ علیه نظام به دو سال و نیم زندان محکوم شده است . " این بازداشت نشانگر شدت سرکوب آزادی بیان در ایران است . به امیدرضا میرصیافی با تاخیر در ارسال حکم محکومیت برای وکلای مدافع اجازه فرجام خواهی و دادگاه تجدید نظر داده نشد. در این اطلاعیه آمده است ما خواهان آزادی وی هستیم ". (گزارشگران بدون مرز 21/11/87)

11 ـ دیده بان حقوق بشر و کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران با انتشار بیانیه ای از دادگاه تجدید نظر در تهران خواستند که احکام صادره برای چهار روزنامه نگار و وبلاگ نویس بنامهای امید معماریان ، روزبه میر ابراهیمی ، شهرام رفیع زاده و جواد غلام تمیمی را پس بگیرند و خواستار تحقیق درباره شکنجه های مورد ادعای این وبلاگ نویسان شدند . این چهار وبلاگ نویس اعلام کرده اند در مهرماه 1383 در دوران بازداشت تحت شکنجه های جسمی و روحی بوده اند . (عصر نو 22/11/87)

12 ـ گزارشگران بدون مرز با انتشار بیانیه ای تصمیم مقامات ایران مبنی بر ممنوع الخروج کردن عبدالرضا تاجیک روزنامه نگار مستقل و همکار کانون مدافعان حقوق بشر را محکوم کرد. ما از این اقدام غیر قانونی متاسفیم ممنوع الخروج کردن روزنامه نگاران اقدامی است از سوی مقامات جمهوری اسلامی که معمولا علیه صداهای معترض بکار گرفته می شود. اتخاذ این سیاست نخست برای قطع کردن رابطه روزنامه نگاران با جهان خارج و سپس تنبیه آنان به دلیل داشتن رابطه با سازمانهای مدافع حقوق بشر و رسانه های جهانی است.عبدالرضا تاجیک برای سخنرانی در کنفرانسی که از سوی بنیاد « سه فرهنگ» به مناسبت سی امین سالگرد انقلاب ایران برگزار می شد ، عازم اسپانیا بود.( گزارشگران بدون مرز 30/11/87)

اخبار دانشجویی:

13 ـ شورای دفاع از حق تحصیل با انتشار گزارشی اعلام کرد: در شهریور 1385 با اجرای طرح گزینش عقیدتی و سیاسی آزمون کارشناسی ارشد دانشگاه دولتی، تعداد 1421 فعال دانشجوئی با سپردن تعهدات سفت و سخت مبنی بر عدم فعالیت سیاسی، در مقطع کارشناسی ارشد پذیرفته شدند. فارغ از احکام کمیته های انضباطی، محکومیت های سنگین قضائی، بازداشت های متعدد چند ماهه، چند روزه و چند ساعته، همچنین 58 دانشجو در دوران ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد از تحصیل در مقطع کارشناس ارشد محروم شده اند. (ادوارنیوز 12/11/87)

14 ـ جمال انصاری رئیس دادگستری استان زنجان گفت : دکتر حسین مددی رئیس هیات نظارت دانشگاه زنجان و معاون دانشجویی این دانشگاه که در خرداد ماه سال جاری در حال تعرض به یکی از دانشجویان دختر توسط سایر دانشجویان دستگیر شده بود ، در دادگاه تجدید نظر به 30 ضربه شلاق تعزیری و 30 ضربه تعلیقی و دختر دانشجو هم به 30 ضربه شلاق تعزیری محکوم شدند . (ایلنا 19/11/87)

دانشجويان: بازداشت شده

15 ـ خانم آلما رنجبر و حمدالله نامجو دانشجویان دانشگاه شیراز ، علی رغم صدور قرار وثیقه و تامین قرار وثیقه همچنان در بازداشت بسر می برند . اداره اطلاعات شیراز مانع آزادی این دو دانشجو می باشد.(امیرکبیر 2/11/87)

16 ـ رحیم محمدی و محمد صادقی، دانشجو، به همراه یک جوان 18 ساله بنام بهزاد با ضرب و شتم توسط نیروهای امنیتی در شهرستان روانسر از توابع کرمانشاه بازداشت شدند.(کانون دانشجویان مدافع حقوق بشر کردستان 7/11/87)

17 ـ امیر مصباح قاضی دانشجوی دانشگاه آزاد مهاباد که در زمینه اشاعه فرهنگ و ادبیات کردی فعال بود، 36 روز پیش توسط نیروهای امنیتی در مهاباد بازداشت و به دادگاه اطلاعات ارومیه منتقل گردید.(کانون دانشجویان مدافع حقوق بشر کردستان 7/11/87)

18 ـ سحر یزدانی پور دانشجوی دانشگاه شیراز و همسر یونس میرحسینی دانشجوی بازداشت شده این دانشگاه بدنبال مراجعه برای پیگیری وضعیت اعتصاب غذای همسرش در دادگاه انقلاب شیراز بازداشت شد . این فعال دانشجویی از سوی کمیته انضباطی به تعلیق از تحصیل محکوم شده است. (ادوار نیوز 24/11/87)

19 ـ اسماعیل جلیلوند دانشجوی دانشگاه شیراز توسط مامورین اداره اطلاعات بازداشت شد. منزل یونس میر حسینی مورد تفتیش قرار گرفت ، کیس کامپیوتر ، کتابها و لوازم شخصی این دانشجو توسط مامورین امنیتی ضبط گردید.وی پس از 11 روز با قرار کفالت از زندان آزاد شد. (امیرکبیر 28/11/87)

20 ـ محمد پورعبداله از دانشجویان چپ گرای دانشگاه تهران و علیرضا داودی از دانشجویان چپ گرای دانشگاه اصفهان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند . منزل نامبردگان مورد تفتیش قرار گرفت وسائل شخصی و دست نوشته های این دو دانشجو را نیروهای امنیتی با خود بردند .(بامداد خبر 24/11/87)

21 ـ هادی جعفری دانشجوی دانشکده خبر که در اعتراض به مشکلات صنفی و آموزشی ، در مقابل این دانشکده تحصن کرده بود ، به درخواست مسئولان دانشگاه توسط مامورین کلانتری 104 عباس آباد بازداشت و مورد بازجویی قرار گرفت.(امروز 25/11/87)

22 ـ یونس میر حسینی دانشجوی دانشگاه شیراز در تاریخ 18 بهمن توسط نیروهای امنیتی مورد ضرب و شتم قرار گرفته و بازداشت شد. وی برای اعتراض در زندان دست به اعتصاب غذای خشک زده است. او سال گذشته در مراسم روز دانشجو بازداشت و در دادگاه به 3 سال حبس تعلیقی محکوم شده بود. (امیرکبیر 29/11/87)

توقیف سایتها و نشریات دانشجویی:

23 ـ امتیاز نشریات دانشجوئی "پیک آزادی" ، "ایران آرمانی" ، "توتم" ، "راه سوم" ، "رهپویه" ، "نسیم شمال" ، "طلایه" و "ایده نو" به صاحب امتیازی انجمن های اسلامی دانشجویان دانشکده های پرستاری، پزشکی، پیراپزشکی، دندان پزشکی، داروسازی، مدیریت و اطلاع رسانی پزشکی و بهداشت و تغذیه دانشگاه شیراز بدستور محمد هادی ایمانیه لغو گردید. (امیرکبیر 3/11/87)

24 ـ هفته نامه دانشجویی " پویش " به مدیر مسئولی حمید صحرائی به اتهام تشویش اذهان عمومی و توهین به مدیران دانشگاه بدستور دکتر خلج مدیر فرهنگی دانشگاه برای مدت 3 ماه توقیف گردید.(امیر کبیر 24/11/87)

دانشجويان- احضار:

25 ـ هشت دانشجوی دانشگاه سیستان و بلوچستان به جرم شرکت در تحصن صنفی، جهت بازجوئی به کمیته انضباطی احضار شدند. (ادوارنیوز 1/11/87)

26 ـ محمد صادق چناری از فعالان دانشجوئی دانشکده خبر به کمیته انضباطی احضار شد. (امیر کبیر 3/11/87)

27 ـ ایرج حکیم زاده و علی اصغر یاغی تبار دانشجویان دانشگاه مازندران به کمیته انضباطی احضار شدند. پیش از این 13 دانشجوی دیگر این دانشگاه به اتهام برگزاری تجمع 17 آذر و 2 دی به کمیته انضباطی احضار شده بودند . (امیرکبیر 6/11/87)

28 ـ حمید رضا صحرایی مدیر مسئول هفته نامه دانشجویی " پویش " به اتهام شرکت در تجمع جلوی درب ریاست و هم چنین نوشتن در نشریات دانشجویی جهت بازجویی به کمیته انضباطی دانشگاه علم و صنعت احضار شد.( امیرکبیر 6/11/87)

29 ـ بیست نفر از دانشجویان دانشکده هنر دانشگاه تربیت معلم سبزوار جهت بازجویی به کمیته انضباطی احضار شدند.(امیرکبیر 7/11/87)

30 ـ محمد علمی ، ایمان صدیقی ، سیاوش سلیمی نژاد ، علی کیایی ، نیما نحوی ، حمید جهان تیغ و معین اسلامی جم دانشجویان دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل به کمیته انضباطی احضار شدند . (امیر کبیر 7/11/87)

31 ـ نسیم سلطان بیگی دانشجوی رشته ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی و از دانشجویان " آزادیخواه و برابری طلب " به اتهام اقدام علیه امنیت ملی جهت محاکمه به شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران احضار شد.(فعالین حقوق بشر و دمکراسی 25/11/87)

32 ـ پانزده تن از دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر به علت شرکت در مراسم روز دانشجو با شکایت مسئولین دانشگاه تهران به کمیته انضباطی احضار شدند . (امیرکبیر 27/11/87)

33 ـ سهراب کریمی فعال دانشجویی و عضو سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان به شعبه سوم دادگاه انفلاب تهران احضار شد. نامبرده در 16 آذر سال 86 در جریان سخنرانی در دانشگاه تهران بازداشت شد و مدت 76 روز را در سلول انفرادی بند 209 زندان اوین بسر برد، با قرار وثیقه 150 میلیون تومانی از زندان آزاد شد.( سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 29/11/87)

دانشجويان- محاکمه:

34 ـ مهدی خدایی دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه آزاد شهرری و مسئول کمیته دانشجویی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران ، سلمان سیما مدیر مسئول نشریه دانشجویی توقیف شده "سخن تازه" در دانشگاه آزاد تهران جنوب و مجید اسدی دانشجوی دانشگاه علامه طباطبایی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی در شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی محاکمه شدند . (فعالان حقوق بشر در ایران 1/11/87)

35 ـ معصومه منصوری دانشجوی دانشگاه امیرکبیر به اتهام محاربه با نظام و تبلیغ علیه نظام در شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی محاکمه شد . پدر نامبرده آقای محمد علی منصوری بدلیل شرکت در مراسم نوزدهمین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی سال 67 توسط مامورین امنیتی بازداشت شده بود . خانم منصوری بدلیل مراجعه مکرر به دادگاه انقلاب برای آگاهی یافتن از وضعیت پدرش، بدستور قاضی راسخ رئیس شعبه یک دادگاه انقلاب بازداشت و به مدت 3 هفته در بند 209 زندان اوین تحت شکنجه های جسمی و روحی قرار گرفت.(فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران 21/11/87)

دانشجويان: احکام صادر شده

36 ـ امین نظری و سیاوش حاتم دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا همدان به جرم برگزاری مراسم روز دانشجو در کمیته انضباطی به یک ترم تعلیق از تحصیل با احتساب در سنوات محکوم شدند. (بوعلی سینا 1/11/87)

37 ـ عزت الله تربتی دبیر سیاسی و حبیب فرخزادی نایب دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دمکراسی خواه دانشگاه تهران به جرم شرکت در مراسم اعتراضی روز دانشجو در کمیته انضباطی به دو ترم محرومیت از تحصیل با احتساب در سنوات و عدم اجازه ورود به دانشگاه در طول دوران محرومیت محکوم شدند. (امیرکبیر 3/11/87)

38 ـ بهرام واحدی و سورنا هاشمی از دانشجویان دانشگاه زنجان که به اتهام افشای رسوایی اخلاقی معاونت دانشجویی دانشگاه در خرداد ماه بازداشت شده بودند به همراه علیرضا فیروزی بدستور نهادهای امنیتی از تحصیل محروم شدند. (روز آنلاین 5/11/87)

39 ـ محسن بزرگر ، احمد محمد نیا و حسام باقری دانشجویان دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل به اتهام ایجاد آشوب و اغتشاش ممنوع الورود به دانشگاه شدند . (امیر کبیر 7/11/87)

40 ـ سجاد رادمهر، فراز زهتاب، آیدین خواجه ای، امید مردانی و احسان نجفی نسب دانشجویان دانشگاه تبریز، داریوش حاتمی و منصور امینیان فارغ التحصیلان این دانشگاه به اتهام تبلیغ علیه نظام و اقدام جهت براندازی از طریق راه اندازی کروهگ در شعبه 4 دادگاه انقلاب تبریز به ریاست قاضی حملبر به یکسال حبس تعزیری و 2 سال حبس تعلیقی محکوم شدند . این دانشجویان در تابستان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بودند و پس از تحمل مدتها سلول انفرادی با قرار وثیقه های سنگین از زندان آزاد شدند . (بامداد خبر 8/11/87)

41 ـ علی باقری دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان، کامران جلیل عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان، ابراهیم اسکافی مدیر مسئول نشریه دانشجوئی "پنجره"، علی نمازی مدیر مسئول نشریه "شورا"، شهریار حسین بر مدیر مسئول نشریه دانشجوئی "سیاه و سپید"، علی صالحی، صابر رستاد و میلاد همتی پور بدستور مسئولان دانشگاه ممنوع الورود شدند. (اخبار روز 11/11/87)

42 ـ نورالله ایدی عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه ایلام به اتهام تحریک دانشجویان و اخلال در برنامه های دانشگاه از سوی شورای انضباطی تجدید نظر به یک ترم محرومیت از تحصیل محکوم شد. (امیرکبیر 13/11/87)

43 ـ احسان مازندرانی فعال دانشجوئی دانشکده خبر در کمیته انضباطی به یک ترم محرومیت از تحصیل با احتساب سنوات محکوم شد. (امیرکبیر 16/11/87)

44 ـ جمال رحمانی دانشجوی دانشگاه اصفهان به اتهام ارتباط با احزاب کردی در دادگاه تجدید نظر استان کردستان به تحمل 3 سال حبس تعلیقی و 8 ماه حبس تعزیری محکوم شد . نامبرده از 23 خرداد سال جاری در زندان سنندج بسر می برد . (فعالان حقوق بشر در ایران 19/11/87)

45 ـ چهار دانشجوی دانشگاه سیستان و بلوچستان، جهت بازجوئی به کمیته انضباطی دانشگاه احضار شدند. قبلا 11 دانشجو در کمیته انضباطی محاکمه شده بودند که 8 نفر از آنها ممنوع الورود به دانشگاه شده بودند. (امیرکبیر 27/11/87)

46 ـ سجاد حسینی فخر مدیر مسئول نشریه دانشجوئی "خانه متروک" به اتهام اعتراض به عملکرد ریاست دانشگاه، در کمیته انضباطی دانشگاه علم و صنعت به یک ترم محرومیت از تحصیل به صورت معلق، توبیخ کتبی و درج در پرونده محکوم شد. (امیرکبیر 28/11/87)

جلوگیری از برگزاری مراسم و منحل کردن نهادهای مدنی

47 ـ مراسم چهاردهمین سالگرد درگذشت مهندس مهدی بازرگان دبیر کل نهضت آزادی، در حسینیه ارشاد بدستور مقامهای امنیتی لغو گردید. در این مراسم قرار بود احمد صدر حاج سید جوادی، ابوالفضل بازرگان ، وحید میرزاده، ماجد غروی و خالد توکلی سخنرانی کنند. (ادوارنیوز 3/11/87)

48 ـ محمد حسینی قائم مقام وزیر علوم گفت:در نامه هیات های مرکزی نظارت بر تشکلهای اسلامی دانشگاهیان وزارتین علوم و بهداشت،دفتر تحکیم وحدت طیف علامه غیر قانونی اعلام شده است.(ایسنا8/11/87)

49 ـ دفتر انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده فنی دانشگاه نوشیروانی بدستور مسئولان دانشگاه پلمپ شد. (امیرکبیر 17/11/87)

50 ـ ماموران امنیتی و نیروی انتظامی برای دومین بار از برگزاری مراسم چهاردهمین سالگرد در گذشت مهندس مهدی بازرگان جلوگیری کردند.و تعدادی بازداشت شدند.(میزان نیوز 17/11/87)

51 ـ به حکم مهرنوش معتمدی آذر از اعضای ائتلاف رایحه خوش خدمت و دبیر هیات نظارت دانشگاه صنعتی خواجه نصیر ، انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر غیرقانونی اعلام شد و دفتر این انجمن پلمپ گردید . (امیرکبیر 21/11/87)

فیلتر کردن سایتهای خبری:

52 ـ سایت مدرسه فمینیستی در عمر یک ساله خود، برای نهمین بار فیلتر شد.(مدرسه فمینیستی15/11/87)

53 ـ محمد حسین صفار هرندی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت : فعالیت بی بی سی فارسی در داخل کشور غیرقانونی است و همکاری با آن ایجاد مشکل می کند . وی افزود : اگر شبکه بی بی سی انگلیسی برای شبکه فارسی فرآورده تهیه کند ، با آن برخورد می شود . (ایلنا 2/11/87)

مطبوعات توقیف شده:

54 ـ نشریه همت پس از انتشار پنج شماره، در دوره جدید به اتهام توهین و اهانت به مقامات عالی رتبه نظام بدستور هیئت نظارت بر مطبوعات توقیف شد. (ایلنا 16/11/87)

مطبوعات: احضار روزنامه نگاران

55 ـ مصطفی کواکبیان مدیر مسئول روزنامه "مردم سالاری" به اتهام نشر اکاذیب ، تبلیغ علیه نظام، توهین به مسئولان رسمی کشور و چاپ مطالب خلاف واقع با شکایت مدعی العموم جهت محاکمه به شعبه 1083 دادگاه عمومی تهران احضار شد. (ایسنا 16/11/87)

56 ـ رضا تهرانی مدیر مسئول ماهنامه توقیف شده "کیان" جهت محاکمه به شعبه 1083 دادگاه عمومی تهران احضار شد. (ایسنا 18/11/87)

57 ـ فریدون وردی نژاد و بهزادی مدیران مسئول اسبق نشریه توقیف شده « ایران جوان» به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی، افتراء و توهین با شکایت مدعی العموم جهت محاکمه به شعبه 1083 دادگاه عمومی تهران احضار شد.(ایسنا 18/11/87)

58ـ مدیران مسئول نشریات " تهران امروز " ، " جوان " ، " گل " ، " لیان " و " موج " جهت محاکمه به شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران احضار شدند. ( ایسنا 23/11/ 87)

59 ـ ابوالفضل عابدینی نصر خبرنگار و مسئول روابط عمومی مجموعه فعالان حقوق بشر، به اتهام تبلیغ علیه نظام از طریق مصاحبه با رسانه های خارجی به شعبه یک دادگاه انقلاب شهرستان دزفول احضار شد.(فعالان حقوق بشر در ایران 28/11/87)

60 ـ عبدالرضا تاجیک روزنامه نگار که برای سخنرانی در سمینار «ایران 30 سال پس از انقلاب » عازم کشور فرانسه بود، در فرودگاه بین المللی خمینی تهران ممنوع الخروج شد. پاسپورت وی ضبط گردید از نامبرده خواسته اند که به دادگاه انقلاب مراجعه کند. محور سخنرانی وی «ساخت دولت ـ ملت» و «مدرنیزم» است که با عنوان « مدرنیزم ایرانی در تعلیق » به سمینار ارائه شده است. عبدالرضا تاجیک در مقاطعی دبیری سرویس سیاسی روزنامه های توقیف شده شرق ، کارگزاران، خبرگزاری ایلنا و روزنامه اعتماد را به عهده داشته است.نامبرده همکار مطبوعاتی روزنامه های توقیف شده دیگری چون خرداد، فتح، بنیان ، بهار و روزنامه های صدای عدالت ، توسعه، همبستگی و همشهری ضمیمه نیز بوده است.(امیر کبیر 29/11/87)

مطبوعات: بازجویی روزنامه نگاران

61 ـ مرتضی سجادیان مدیر مسئول روزنامه توقیف شده "کارگزاران" به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی در شعبه ششم دادسرای کارکنان دولت مورد بازجوئی قرار گرفت. (ایسنا 7/11/87)

مطبوعات: محاکمه روزنامه نگاران

62 ـ عبدالحمید محتشم مدیر مسئول روزنامه یا لثارات به اتهام نشر مطالب خلاف واقع ، توهین به مسئولان و قوه قضائیه از طریق انتشار و درج کاریکاتور با شکایت مدعی العموم در شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی سیامک مدیر خراسانی محاکمه شد . (ایلنا 6/11/87)

63 ـ علی صالح آبادی مدیر مسئول اسبق روزنامه "همبستگی" به اتهام نشر مطالب خلاف واقع ، افترا و توهین در شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی سیامک مدیر خراسانی محاکمه شد.(ایسنا 6/11/87)

64 ـ مدیران مسئول ماهنامه توقیف شده "نامه" ، هفته نامه "تاک" و روزنامه "ایران" به اتهام نشر اکاذیب ، توهین ، افترا به مقامهای جمهوری اسلامی ، نشر مطالب مخالف موازین اسلامی ، تحریص و تشویق افراد و گروهها به اعمالی علیه امنیت نظام در دادگاه کیفری تهران محاکمه شدند.(رادیو زمانه 20/11/87)

65 ـ علی اصغر جمشیدنژاد مدیر مسئول نشریه "نسیم غرب" با شکایت اداره مخابرات و شهرداری همدان در شعبه 7 دادگستری کرمانشاه محاکمه شد. همچنین شهسوار بسطامی مدیر مسئول نشریه "نوای وقت" با شکایت معاونت اطلاعات سپاه پاسداران منطقه کرمانشاه و اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی در شعبه 7 دادگستری کرمانشاه محاکمه شد.(انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران 28/11/87)

مطبوعات - احکام صادر شده توسط دادگاهها:

66 ـ محمد نعیمی پور مدیر مسئول روزنامه توقیف شده "یاس نو" در شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی سیامک مدیر خراسانی به پرداخت جزای نقدی محکوم شد. (ایسنا 11/11/87)

67 ـ روزبه میر ابراهیمی، امید معماریان، شهرام رفیع زاده و جواد غلام تمیمی متهمین پرونده موسوم به «وبلاگ نویسان» به اتهام عضویت در جمعیت های غیر قانونی، فعالیت های تبلیغی علیه نظام، توهین به رهبری، نشراکاذیب و اخلا ل در نظم عمومی در شعبه 1059 دادگاه جزایی تهران به زندان ، شلاق و جریمه نقدی محکوم شدند.احکام صادره به این شرح است: روزبه میرابراهیمی به 2 سال و دو روز زندان و 84 ضربه شلاق. امید معماریان به 2 سال و شش ماه زندان ، 10 ضربه شلاق و 500 هزارتومان جریمه نقدی.شهرام رفیع زاده به 9 ماه زندان و 20 ضربه شلاق. جواد غلامی تمیمی به 3 سال و سه ماه زندان و 10 ضربه شلاق. این روزنامه نگاران در سال 83 بازداشت شده بودند.(گویا 16/11/87)

68 ـ شهرام رفیع زاده از متهمان پرونده موسوم به " وبلاگ نویسان " که در تاریخ 16 بهمن در شعبه 1059 دادگاه جزایی و انقلاب تهران به 9 ماه زندان و 20 ضربه شلاق محکوم شده ، متن دفاعیات خود را منتشر کرد . این روزنامه نگار در دفاعیات خود نوشته است : در ساعت 4 بعدازظهر روز 17 شهریور 1383 توسط چهار مامور امنیتی لباس شخصی که خود را مامورین اداره اماکن نیروی انتظامی معرفی کرده بودند ، بازداشت شده است . در بازداشتگاه مرا به سلول انفرادی منتقل کردند ، سلولی به ابعاد یک مترو نیم در دو متر و 73 روز در چنین سلولی که تجسم زنده به گوری مطلق بود ، ماندم . در تمام این مدت با چشم بند بودم و تنها روزی 3 بار برای رفع حاجت به دستشویی برده می شدم وپس از آن به مدت 13 روز نیز به بند انفرادی زندان اوین منتقل شدم . ضرب و شتم ، توهین و تحقیر و فحاشی و انواع شکنجه های روحی که از تهدید به مرگ خودم آغاز می شد و تا به مرگ فرزندانم و خانواده ام و بازداشت دوستان و همکارانم ادامه یافت و در طول تمام دوران بازداشت ادامه داشت . علاوه بر انواع شکنجه های روحی و جسمی ، درمرحله اعتراف گیری اجباری ، محور تمام اعترافات از سوی بازجو ارائه می شد . کانون نویسندگان ایران، فعالان حقوق زنان ، روزنامه نگاران و چند چهره سیاسی اصلاح طلب از شمار کسانی بودند که هدف بازجویی ها و اعترافات اجباری و تک نویس ها بودند . در هنگام بازداشت ، تحت فشار بازجو وادار شدم تا از پذیرش وکالتنامه وکیل محترم و انساندوست ، دکتر محمد سیف زاده خودداری کنم . پس از آزادی ظاهری از بازداشت تحت فشار دادستان سعید مرتضوی و بازجو مجبور به ایراد شهادت کذب تلویزیونی شدم . تداوم تهدید و احضار خیابانی ، که منجر به تصمیم خودکشی شد ، و بازجو تنها پس از شنیدن این که من در نامه ای همه چیز را نوشته و تصمیم به خود کشی دارم تا اندازه ای از فشار بر من کاست . (روزآنلاین 21/11/87)

اخبار مربوط به فعالین سیاسی، فرهنگی و اجتماعی:

69 ـ مسئولان پنج روزنامه اصلاح طلب بنامهای آفتاب یزد، اعتماد ملی، حیات نو، صدای عدالت و مردم سالاری با ارسال نامه سر گشاده ای به رئیس جمهور، از وضعیت نابسامان و نحوه توزیع یارانه های دولت به مطبوعات و میزان آگهی های دولتی در روزنامه های منتقد دولت، انتقاد کردند و خواستار اجرای عدالت در توزیع امکانات عمومی و رعایت رسم و رسوم تحمل منتقدان شدند. در این نامه آمده است: سیستم بسته دولتی به ما اجازه نمی دهد که از نحوه امتیاز بندی و تقسیم یارانه ها در بین جراید شیفته دولت، حامی دولت، منتقد دولت و مخالف دولت اطلاعاتی کسب کنیم. ظلمی که در روند توزیع آگهی های دولت وجود دارد تنها با صرف چند دقیقه وقت قابل اثبات است. (امروز 2/11/87)

70 ـ کانون مدافعان حقوق بشر با انتشار بیانیه ای مطبوعاتی اعلام کرد : گورستان خاوران محل دفن قربانیان کشتار غیرقانونی زندانیان سیاسی دهه 60 و بویژه سال 1367 توسط برخی ماموران به گونه ای تخریب شده است که ظاهرا قصد محو آثار گورستان و تبدیل آن به پارک یا فضای سبز را داشته اند. همگان می دانند ، گرامیداشت یاد در گذشتگان از هر دین و مسلکی که باشند از حقوق اولیه شهروندان است . کانون مدافعان حقوق بشر ضمن محکوم کردن این عمل زشت و ناپسند اعلام می کند . حفظ حرمت در گذشتگان وظیفه همگان از جمله مسئولان حکومتی است و هتک حرمت آنان در واقع زیر پا گذاشتن کرامت انسانی شهروندان و نقض حقوق انسانی آحاد ملت و از مصادیق نقض حقوق بشر ارزیابی می شود.(کانون مدافعان حقوق بشر 6/11/87)

71 ـ بنیاد هوشنگ گلشیری اعلام کرد: بدلیل سانسور گسترده کتابهای ادبیات داستانی و کمبود کتاب دارای ارزش بررسی در سال جاری هیئت داوران هیچ یک از آثار معرفی شده در سه بخش مجموعه داستان، مجموعه داستان اول و رمان اول، حائز شرایط دریافت جایزه هوشنگ گلشیری نمی داند. (بی بی سی 11/1//87)

72 ـ کمیته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و عادلانه با انتشار بیانیه ای اعلام کرد: حضور و مداخله نظامیان در انتخابات در سطح جهان یکی از مهمترین دلایل نقص انتخابات آزاد، سالم و عادلانه محسوب می شود. به همین دلیل در تمامی کشورهای مدعی برگزاری انتخابات آزاد، کنترل جدی بر هر گونه مداخله نظامیان در روند انتخابات صورت می گیرد. متاسفانه با فاصله چند ماهه تا انتخابات آتی و به ویژه طی هفته های اخیر، مقامات نظامی به گونه ای کاملا آشکار مواضع صریح و جانبدارانه ای را به سوی نامزدی رئیس فعلی قوه مجریه در انتخابات اعلام کرده اند. در این بیانیه نسبت به هر گونه مداخله نظامیان در انتخابات ابراز نگرانی شده است.(کمیته دفاع از انتخابات آزاد سالم و عادلانه 14/11/87)

احضار فعالین سیاسی، فرهنگی، اجتماعی به دادگاهها:

73 ـ سعید محمودی، یاور شریفی و علی اکبری به اتهام اخلال در نظم عمومی جهت محاکمه به شعبه 104 دادگاه جزائی ارومیه احضار شدند.(ساوالان سسی 7/11/87)

بازجویی فعالین سیاسی، فرهنگی، اجتماعی به دادگاهها:

74 ـ نعمت احمدی حقوقدان بدلیل نوشتن مقاله بازگشت مگس مدیترانه ای به اتهام نشر اکاذیب با شکایت وزیر جهاد کشاورزی در شعبه 10 دادیاری دادسرای ناحیه 6 مورد بازجویی قرار گرفت . ( ایلنا 20/11/87)

محاکمه فعالین سیاسی، فرهنگی، اجتماعی به دادگاهها:

75 ـ حمید والائی و غلام نجفی از فعالین آذربایجانی به اتهام تبلیغ علیه نظام در شعبه 2 دادگاه انقلاب تبریز به ریاست قاضی بیات محاکمه شدند. (ساوالان سسی 14/11/87)

76 ـ عباس عزیزی بهرام ساکن سقز به اتهام همکاری با یکی از احزاب اپوزیسیون فعال در کردستان در شعبه اول دادگاه انقلاب سقز محاکمه شد .(کانون دانشجویان مدافع حقوق بشر کردستان 17/11/87)

بازداشت فعالین سیاسی، فرهنگی، اجتماعی به دادگاهها:

77 ـ اسماعیل کرباسیان عضو شورای مرکزی سندیکای فروشندگان جراید، حبشی و آیت از اعضای این سندیکا به علت اعتراض به تصمیم غیر قانونی شهرداری تهران جهت تعطیلی دکه های فروش جراید به اتهام اخلال در نظم بازداشت شدند. اخیرا شهرداری تهران کلیه امور مرتبط به اجرای دکه های روزنامه فروشی را به شرکتی خصوصی (شرکت سازماندهی مشاغل شهری) واگذار کرده است، که اعضای اصلی آن مدیران رده بالای شهرداری می باشند. این شرکت اقدام به افزایش اجاره دکه ها نموده است.(کمیته گزارشگران حقوق بشر 1/11/87)

78 ـ عباس جلیلیان نویسنده در حوزه ادبیات کردی توسط ماموران امنیتی در اسلام آباد غرب بازداشت و به اداره اطلاعات کرمانشاه منتقل گردید . (سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 1/11/87)

79 ـ محمود یوسفی 44 ساله ، غلامعلی یوسفی 31 ساله و حمزه یوسفی 21 ساله اهل روستاهای کامیاران توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند . (فعالان حقوق بشر در ایران 2/11/87)

80 ـ مسعود شفیعی وکیل مدافع برادران اعلایی اعلام کرد: دکتر آرش علایی و دکتر کامران علایی به اتهام ارتباط با پرونده موسوم به براندازی نرم در دادگاه به ترتیب به تحمل 6 سال و 3 سال حبس محکوم شدند.(رادیو فردا 2/11/87)

81 ـ تعداد 20 نفر از دهها شهروند تهرانی که در 26 دی ماه در میدان انقلاب بازداشت شده بودند به زندان عمومی اوین منتقل گردیدند. دستگیریهای اخیر در تداوم تجمعات مدنی و مسالمت آمیز و خود جوشی صورت گرفته که هر از گاهی در نقاط مختلف شهر تهران و برخی شهرستانها از جمله در کرمانشاه، شیراز، اهواز، کرج، مشهد و دیگر شهرها در اعتراض به وضعیت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی موجود برگزار می شود.(سازمان دفاع از حقوق بشر در کردستان 3/11/87)

82 ـ در طی هفته گذشته چندین تجمع اعتراضی به دعوت اپوزیسیون خارج از کشور در تهران برگزار گردید . تعداد بسیار زیادی از شهروندان حاضر در تجمعات توسط نیروهای انتظامی و امنیتی بازداشت شدند. بازداشت شدگان به بازداشتگاه میدان حر ، بازداشتگاه پلیس امنیتی و بندهای 240 و 209 زندان اوین منتقل شدند . بدنبال آتش سوزی در زندان اوین ، 250 نفر از بازداشت شدگان از بند قرنطیه به اندرزگاه شماره 7 زندان اوین منتقل شدند . این اقدام به اقدام علیه امنیت ملی از طریق اخلال در نظم عمومی متهم شده اند .(فعالان حقوق بشر در ایران 3/11/87)

83 ـ اصغر محمودی اهل روستای " درازان " از توابع شهرستان آمل به دلیل تماس با رسانه های فارسی خارج از کشور توسط اداره اطلاعات آمل بازداشت گردید . (فعالان حقوق بشر در ایران 3/11/87)

84 ـ نیروهای وزارت اطلاعات در تاریخ 27 دی ماه سال جاری 18 فرد سالخورده که قصد دیدار با فرزندانشان در قرارگاه اشرف در عراق را داشتند ، در فرودگاه مهرآباد تهران بازداشت کردند. اسامی بازداشت شدگان عبارتند از : سکینه سلیمان زاهد ، زهرا جوادی ، فردوس محبوبی ، عزت نوری ، فاطمه صادقی ، کبری امیرخیزی ، خانم و آقای پوراقبال ، پریسا پوراقبال ، عزیزه شفیعی نیا ، جمیله محمدزاده ، کبری بادی رودی ، عاطفه بهرامی ، آقای بهرامی و شماری از اعضای خانواده رضایی ، اکثر این افراد حدود 60 تا 80 سال سن دارند . افراد مذکور تمام مراحل قانونی سفر را طی نموده و مرتکب هیچ گونه عملی برخلاف قانون نگردیده بودند .(فعالان حقوق بشر در ایران 7/11/87

85 ـ حسن اسدی 30 ساله فعال مدنی آذربایجانی توسط مامورین اداره اطلاعات تبریز بازداشت شد . نامبرده قبلا در 19 بهمن 85 و خرداد 87 توسط مامورین امنیتی بازداشت و در زندان مورد شکنجه قرار گرفته و سپس با قرار وثیقه از زندان آزاد شده بود.(ساوالان سسی 8/11/87)

86 ـ علیرضا جمشیدی سخنگوی قوه قضائیه اعلام کرد: ژینوس سبحانی منشی کانون مدافعان حقوق بشر به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام بازداشت شده است.(ایسنا 8/11/87)

87 ـ علیرضا جمشیدی سخنگوی قوه قضائیه گفت: یک شهروند مسیحی (خادم کلیسای جماعت ربانی) و 6 بهائی به اتهام توهین به مقدسات و تبلیغ علیه نظام در بازداشت بسر می برند.(ایسنا 8/11/87)

88 ـ هیوا پورمند ، وهاب فتاحی و جلال عزیز مرادی از اهالی روستای قم قطعه از توابع شهرستان مهاباد توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند . (موکریان نیوز 9/11/87)

89 ـ زهرا عبدالله وند 31 ساله و مریم قاسمی 32 ساله از هواداران آیت الله کاظمینی بروجردی بدستور دادگاه ویژه روحانیت بازداشت و به بند 240 زندان اوین منتقل شدند . (فعالان حقوق بشر در ایران 10/11/87)

90 ـ سجاد خاکساری فرزند محمد خاکساری عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان ایران به جرم عکسبرداری از ساختمان بازرسی کل کشور برای ایجاد اخلال در امنیت ملی توسط نیروی انتظامی بازداشت شد. سجاد خاکساری توسط قاضی حداد در دادگاه انقلاب مورد بازجوئی قرار گرفت. (کانون زنان ایرانی 11/11/87)

91 ـ کاوه عبداللهی 30 ساله و قادر پور قدم توسط نیروهای امنیتی در مهاباد بازداشت و به اداره اطلاعات منتقل شدند.این دو شهروند در سالهای پیش به اتهام ارتباط با احزاب اپوزسیون فعال در کردستان، به حبس محکوم شد. (کانون دانشجویان مدافع حقوق بشر کردستان 12/11/87)

92 ـ علی اکرمی عضو دفتر سیاسی نهضت آزادی ایران اعلام کرد: نیروهای امنیتی با شرکت کنندگان در مراسم سالگرد در گذشت مهندس بازرگان درگیر شده و 20 نفر از آنان را بازداشت کرده اند.با پیگیریهای صورت گرفته توسط اعضای نهضت آزادی و خانواده مهندس بازرگان 12 نفر از دستگیر شدگان تا روز شنبه 19 بهمن از زندان آزاد شدند. اما 8 نفر به اسامی حسین ترکاشوند، مجید توکلی، اسماعیل سلمان پور، کورش دانشیار از اعضای انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر، علی اصغر شفیعیان دبیر سیاسی سابق خبرگزاری ایسنا، حیدری، پاکرخ و خانجانی همچنان در بازداشت بسر می برند. علی اکرمی این فشارها را با نزدیک شدن زمان انتخابات ریاست جمهوری و درخواست نهضت آزادی ایران برای نظارت بین المللی بر این انتخابات مرتبط می داند. ( دویچه وله 19/11/87)

93 ـ محمد بهرام زهی 37ساله فرزند محمدحسن و ملک محمد آرامش 20ساله فرزند سعید به علت یک سفر کوتاه مدت به پاکستان به اتهام داشتن " خانه تیمی " اوائل دی ماه توسط اداره اطلاعات چابهار بازداشت شدند . نامبردگان ممنوع الملاقات می باشند .(دیده بان حقوق بشر بلوچستان 19/11/87)

94 ـ در جریان تجمعاتی که روز 27 دیماه در تهران ، کرمانشاه ، شیراز ، اصفهان و چند شهر دیگر صورت گرفت دها تن دستگیر شدند که تعدادی از آنها همچنان در بازداشت بسر می برند . شهروندان قصد داشتند در اعتراض به وضعیت وخیم اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی موجود تجمعاتی به طور کاملا مسالمت آمیز و آرام برگزار نموده و نارضایتی خود را ابراز و اعلام نمایند . نیروهای امنیتی پیش از شگل گیری تجمع در محل معین شده اقدام به دستگیری گسترده شهروندان ، عابرین و حتی کسبه محل کرده اند . اسامی یازده نفر از بازداشت شدگان در تهران که به زندان اوین منتقل شده اند به شرح ذیل می باشد : حجت اسدی ، محمد روز بهانی ، رضا رواس ، حمید رضا فلاحی ، علی بیات ، امیر محمد ملکیان ، اسفندیار آغالو ، غلام عباس مهرجویی ، شهرام حسینیان ، نوید فرزان و هدایت بیژنی . (سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 19/11/87)

95 ـ داریوش ممبینی از اعضای شورای شهر اهواز در روز 7 بهمن توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به بند 209 زندان اوین منتقل گردید.وزارت اطلاعات با تحت فشار گذاردن خانواده نامبرده، آنها را به عدم انتشار خبر بازداشت وی تهدید کرده است. داریوش ممبینی از زمان بازداشت تا کنون در اعتصاب غذا بسر می برند. وی یکی از جانبازان جنگ هشت ساله ایران و عراق است.(کمیته گزارشگران حقوق بشر 20/11/87)

96 ـ علی الله ویسی از فعالان مدنی شهر سنندج به اتهام انتقاد از دستگاه های قضایی و امنیتی در مراسم سالگرد مرگ ابراهیم لطف اللهی ، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به زندان اداره اطلاعات منتقل گردید . لازم به یادآوری است که ابراهیم لطف اللهی دانشجوی سنندجی سال گذشته هنگام بازداشت در سلول انفرادی اداره اطلاعات سنندج به طرز مشکوکی در گذشت و شبانه توسط ماموران امنیتی بدون اطلاع خانواده اش دفن گردید.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 20/11/87)

97 ـ دو برادر بنامهای رامین و ابراهیم صادقی اصل از فعالین فرهنگی آذربایجانی در اردبیل که از تاریخ 17 بهمن در بازداشت نیروهای امنیتی بسر می برند،در اداره اطلاعات اردبیل تحت شکنجه های شدید جسمی و روحی قرار دارند. نامبردگان برای «اعتراف کردن» به اتهامات از پیش آماده شده تحت انواع شکنجه ها شامل شوک الکتریکی، ضرب و شتم شدید، بی خوابی، ایجاد آلودگی صوتی برای ساعتها توهین و تحقیر کلامی و جلوگیری از توالت رفتن، قرار گرفته اند. ماموران امنیتی هنگام بازداشت ضمن تفتیش خانه ، کامپیوتر ، کتابها و دیگر اشیاء شخصی متعلق به آنها را با خود بردند.(ساوالان سسی 25/11/87)

98 ـ فتاح بنگینی ، وهاب بنگینی ، حاصل بنگینی ، لقمان سعیدی ، شوانه باپیری ، شاهو بابکری و محمد امین شیخه از اهالی روستای " کانی رش " از توابع شهرستان اشنویه توسط نیروهای اداره اطلاعات بازداشت شدند . (کانون دانشجویان مدافع حقوق بشر کردستان 22/11/87)

99 ـ مامورین انتظامی و امنیتی لباس شخصی نزدیک به 1500 نفر از علاقمندان سینما که برای تماشای فیلم " درباره ی الی" به کارگردانی اصغر فرهادی در مقابل سینما استقلال در صف ایستاده بودند حمله کرده و با پرتاب گاز اشک آور و اسپری فلفل اقدام به ضرب و شتم نمودند.تعدادی از دختران و پسران جوان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.(خرداد 22/11/87)

100 ـ مختار همیلی و بهروز رحیمی توسط نیروهای امنیتی در سنندج بازداشت شدند . منزل نامبردگان مورد تفتیش قرار گرفت.(کانون دانشجویان مدافع حقوق بشر کردستان 22/11/87)

101 ـ فاروق حسین پناهی 34 ساله مسئول شورای روستای قروچای از توابع شهرستان قروه توسط نیروهای امنیتی بازداشت گردید . دلیل بازداشت وی پیگیریهای مکرر در خصوص پرونده دو متهم سیاسی محکوم به اعدام بنامهای انور حسین پناهی و ارسلان اولیایی می باشد.(کانون دانشجویان مدافع حقوق بشر کردستان 22/11/87)

102 ـ جمشید رفیق دوست مدرس دانشگاه و کاندیدای دوره هشتم مجلس شورای اسلامی از مریوان که از تاریخ 15 آبان در بازداشت بسر می برد ، مدت 92 روز در سلول انفرادی بسر برده و مورد ضرب و شتم بلند مدت و مکرر قرار گرفته است . عبدالله مردوخی متهم دیگر به مدت 92 روز در انفرادی بسر برده و بطور مستمر تحت بدرفتاری و شکنجه قرار داشته است متهم سوم این پرونده جمیل جمال سعید تبعه کردستان عراق می باشد که دارای همسر ایرانی می باشد . نامبرده در زندان تهدید به تجاوز جنسی شده در زندان بصورت مستمر تحت بدرفتاری و شکنجه قرار گرفته بطوریکه بدن وی بوسیله آب جوش سوخته و از ناحیه کمر و مفاصل دچار ناراحتی گشته و همسر وی بازداشت و مورد شکنجه قرار گرفته است اتهام نامبردگان اقدام علیه امنیت ملی اعلام شده است .(فعالان حقوق بشر در ایران 25/11/87)

103 ـ عارف صلواتی اهل روستای صلوات آباد در حومه سنندج، به اتهام ارتباط با احزاب کردی، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. منزل وی مورد بازرسی قرار گرفت. تعدادی کتاب، کیس کامپیوتر و وسائل شخصی نامبرده را مامورین با خود بردند. (سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 26/11/87)

104 ـ احمد محمودی، مظهر حسینی و امید پاداشی شهروندان ساکن سقز توسط نیروهای امنیتی در سقز بازداشت شدند. .(کانون دانشجویان مدافع حقوق بشر کردستان 27/11/87)

105 ـ کامل محمودیان شهروند سقز توسط مامورین اداره اطلاعات سقز بازداشت شد. نامبرده از بازداشت شدگان مرداد 84 سقز می باشد که با قید وثیقه از زندان آزاد شده بود. وی در دادگاه به 8 ماه حبس تعزیری محکوم شده است.(کانون دانشجویان مدافع حقوق بشر کردستان 28/11/87)

فعالين سياسی، فرهنگی و اجتماعی: احکام صادره شده توسط دادگاه ها

106 ـ بهروز ریشه صاحب و ئه هون مراد رئیسی اهل سقز به اتهام همکاری با احزاب اپوزیسیون کرد در دادگاه تجدید نظر سنندج هر کدام به یک سال حبس تعزیری محکوم شدند .(کانون دانشجویان مدافع حقوق بشر کردستان 3/11/87)

107 ـ امید ولی زاده نویسنده وبلاگ « جوانرود نیوز» به اتهام نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی ، توسط نیروهای امنیتی در شهرستان جوانرود از توابع کرمانشاه بازداشت شد.(کانون دانشجویان مدافع حقوق بشر کردستان 10/11/87)

108 ـ دکتر رضا جلالی دانش آموخته علوم سیاسی و روابط بین الملل ، استاد دانشگاه و روزنامه نگار منتقد به اتهام شرکت در تجمع غیرقانونی ، سخنرانی غیرقانونی در جلوی فرمانداری گرگان ، اخلال در نظم عمومی و توهین به معاونت دادستان گرگان و فرماندار وقت گرگان در شعبه 105 دادگاه عمومی ـ جزایی گرگان به 10 ماه حبس ، 30 ضربه شلاق و جریمه نقدی محکوم شد . نامبرده از مجرومین جنگ ایران و عراق است و جانباز بالای 70 درصد است . (فعالان حقوق بشر در ایران 14/11/87)

109 ـ حسین حسینی، اردشیر کریمی خیاوی، بهروز علیزاده ، ودود سعادتی و رحیم غلامی از فعالان سیاسی آذربایجانی به اتهام تشکیل گروه غیر قانونی جهت برهم زدن امنیت ملی ، در شعبه یک دادگاه انقلاب اردبیل به زندان و تبعید محکوم شدند.نامبردگان هریک به پنج سال زندان و تبعید به زندانهای کرمان ، هرمزگان، بجنورد، سمنان و همدان محکوم شدند.(ساوالان سسی 15/11/87)

110 ـ کامیار محمد زاده به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق برهم زدن نظم عمومی در شعبه یک دادگاه انقلاب شهرستان بانه به 3 ماه حبس محکوم گردید.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 15/11/87)

111 ـ دیاکو قبادی شهروند کامیارانی به اتهام ارتباط با یکی از احزاب کردی در شعبه دوم دادگاه انقلاب سنندج به ریاست قاضی طاهریان به تحمل سه سال و نیم حبس تعزیری محکوم شد . نامبرده در آبان ماه سال جاری توسط نیروهای اطلاعات بازداشت گردید و در دادگاه فاقد وکیل مدافع بود.(فعالان حقوق بشر در ایران 18/11/87)

112 ـ امید رضا میر صیافی وبلاگ نویس « وبلاگ روزنگار» که به اتهام توهین به رهبران جمهوری اسلامی و توهین به مقدسات در شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران به تحمل دوسال و نیم حبس تعزیری محکوم شده بود ، بازداشت و روزانه زندان شد . (فعالان حقوق بشر در ایران 19/11/87)

113 ـ فاطمه قاسمی ، علیرضا محمد حسینی ، حمیدرضا سالاران ، افشین صادقی و مهدی عطایی از بازداشت شدگان اول آذر ماه در گورستان بهشت زهرا به اتهام اقدام علیه امنیت ملی در دادگاه انقلاب تهران هرکدام به 2 سال حبس و 80 ضربه شلاق محکوم شدند . احکام صادره به مدت سال تعلیقی شده است.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 19/11/87)

114 ـ 21 نفر از کشاورزان سنی مذهب روستای قیزیل خنیهه (خانقاه سرخ) در ارومیه که بخاطر اعتراض به تغییر مسیر آبهای زیر زمینی در این روستا بازداشت شده بودند ، به اتهام اخلال در نظم عمومی و تمرد در مقابل مامورین دولتی در شعبه 101 دادگاه کیفری نازلو به ریاست قاضی هیکلی به زندان ، شلاق ، تبعید و جریمه نقدی محکوم شدند. اسامی محکومان عبارتند از : سلیمان ابراهیمی ، محمد صمدزاده ، مرتضی جعفری ، الله ورودی اصلانی ، محمد مناف زاده ، ایوب عزیزپور ، اکبر رستمی ، معراج علی پور ، سعید جعفرپور ، مجید قلی زاده و زیاد جعفر پور حبس تعزیری ، یکسال تبعید به شهرستان میناب و 74 ضربه شلاق تعزیری محکوم شدند . بهروز مجیدی به یکسال حبس تعزیری ، یکسال تبعید به میناب و 74 ضربه شلاق تعزیری محکوم شد . بارزاد نظامی افشار ، مقداد نظامی افشار و محمد اشرفی هر یک به تحمل شش ماه و دو روز حبس تعزیری محکوم شدند . حیدر علی علیپور ، حسین وهاب زاده ، سلیمان احمدی ، حبیب الله احمدی و محمد جعفری هر یک به پرداخت 300 هزار تومان جریمه نقدی محکوم شدند . (ساوالان سسی 19/11/87)

115 ـ بهرام جندوی اهل سلماس به اتهام عضویت در یکی از احزاب مخالف نظام در دادگاه انقلاب مهاباد به 2 سال زندان محکوم شد . وی حدود 2 ماه پیش توسط نیروهای امنیتی بازداشت گردید .(موکریان نیوز 21/11/87)

116 ـ شورش امین زاده 25 ساله اهل بانه به اتهام همکاری با یکی از احزاب اپوزیسیون فعال در کردستان در شعبه اول دادگاه انقلاب سقز به یک سال حبس تعزیری محکوم شد . نامبرده دو ماه پیش توسط اداره اطلاعات بانه بازداشت و به زندان اداره اطلاعات سقز منتقل گردید.(کانون دانشجویان مدافع حقوق بشر کردستان 22/11/87)

117 ـ امیر حسین کیانی ، مرتضی رجبی ، داود پارسا و مرتضی پیروزی از بازداشت شدگان تجمع اول آذر ماه در گورستان بهشت زهرا به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق شرکت در تجمع غیرقانونی در دادگاه انقلاب تهران هریک به 2 سال حبس تعلیقی محکوم شدند.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 22/11/87)

118 ـ کمال شریفی روزنامه نگار به جرم عضویت در حزب دمکرات کردستان ایران در دادگاه انقلاب سقز به 30 سال زندان محکوم شد.نامبرده از تیر ماه سال جاری در بازداشت نیروهای امنیتی بسر می برد و از حق ملاقات با خانواده محروم است. (کانون دانشجویان مدافع حقوق بشر کردستان 22/11/87)

119 ـ مولوی عبدالمجید صلاح زهی فرزند حاجی نوازخان، مولوی عابد گهرازهی فرزند محمدکریم و عبید زردکوهی فرزند کریم بخشی از بازداشت شدگان 27 خرداد سال جاری به اتهام وابستگی به " گروه جندالله " در دادگاه انقلاب زاهدان هر یک به تحمل 22 سال زندان محکوم شدند.(دیده بان حقوق بشر بلوچستان 22/11/87)

120 ـ علی اکبر اقدسی به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام و عضویت در یک سازمان سیاسی در شعبه 21 دادگاه تجدید نظر استان تهران به تحمل یک سال حبس تعزیری محکوم شد.نامبرده بازداشت و به اندرزگاه 7 زندان اوین منتقل گردید.(فعالان حقوق بشر در ایران 23/11/87)

121 ـ دکتر فاطمه صادقی استاد دانشکده علوم سیاسی دانشگاه آزاد کرج و عضو هئیت علمی این دانشگاه ، توسط گزینش مرکزی دانشگاه آزاد رد صلاحیت شده و از تدریس در دانشگاه آزاد محروم گردیده است.(اداورنیوز 26/11/87)

122 ـ سمیه (سوزان) زندلشتی و همسرش سعید قاعدرحمت (حسام مهربد) دانشجوی رشته حقوق و از فعالان اجتماعی به همراه محمدرضا میرزایی ، ناصر داود پور و سیاوش طراقه از بازداشت شدگان اول آذر ماه در بهشت زهرا به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق شرکت در تجمع غیرقانونی و تبانی جهت براندازی نرم هر کدام به 2سال حبس تعلیقی محکوم شدند . نامبردگان پس از ابلاغ حکم در 26 بهمن از زندان آزاد شدند.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 27/11/87)

123 ـ احمد قابل با انتشار نامه ای سر گشاده اعلام کرد: به گفته دفتر نهاد ریاست جمهوری (اداره اطلاعات) بدستور دادسرای ویژه روحانیت از تاریخ 19/6/1384 ممنوع الخروج می باشد. وی افزود: بیش از 6 سال و 9 ماه است که سند آپارتمان شخصی ام در تهران با قرار وثیقه، بازداشت شده است و مرا از فروش ملک مشروع خود بازداشته اند. (ادوارنیوز 28/11/87)

124 ـ مهرداد طاهری و محمد سلیمی پس از بازداشت اول آذر ماه در گورستان بهشت زهرا، به اتهام اقدام علیه امنیت کشور از طریق شرکت در تجمع غیر قانونی، در دادگاه تهران هر یک به 2 سال حبس، تعلیق در 3 سال محکوم شدند. (سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 28/11/87)

125 ـ حامد ثابتی، اسماعیل اکبری، عبدالرضا جباری، و شیرزاد صفری از بازداشت شدگان تجمع اول آذر ماه در گورستان بهشت زهرا، به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و اخلال در امور امنیت از طریق شرکت در تجمع غیر قانونی در شعبه 22 دادگاه تهران هر یک به 2 سال حبس، تعلیق در 5 سال محکوم شدند. حامد ثابتی و اسماعیل اکبری علاوه بر حکم زندان هر یک به 80 ضربه شلاق تعزیری محکوم شدند.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 29/11/87)

126 ـ نازیلا دشتی 50 ساله و فرزندش هود یازرلو دانشجویی که از خرداد ماه در بازداشت بسر می برد، به جرم سفر قانونی به عراق و ملاقات با بستگان خود در « قرار گاه اشرف» در شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی هرکدام به 3 سال حبس تعزیری و تبعید به زندان گوهردشت کرج محکوم شدند. فریبا دشتی و هود دشتی خواهر و برادر نازیلا دشتی در جریان قتل عام زندانیان سیاسی در سال 1367 اعدام شدند. نامبرده به همراه همسرش هانی یازرلو از زندانیان سیاسی دهه 60 می باشند.(فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران 30/11/87)

صدور قرار وثیقه برای آزادی زندانيان سياسی:

127 ـ حسین حسینی 21 ساله از فعالان مدنی آذربایجانی پس از تحمل 68 روز زندان با قرار وثیقه 50 میلیون تومانی از زندان اوین آزاد شد . (ساوالان سسی 3/11/87)

128 ـ وحید شیخ بگلو فعال دانشجویی دانشگاه آزاد تبریز پس از تحمل 49 روز بازداشت موقت با وثیقه 50 میلیون تومانی از زندان آزاد شد . (ساوالان سسی 24/11/87)

129 ـ سعید رضوی فقیه عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت و دبیر کل اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان در اروپا که از فرانسه به ایران سفر کرده بود، به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و فعالیت تبلیغی علیه نظام از طریق سخنرانی در تجمعات دانشجویی در اعتراض به حکم اعدام هاشم آقاجری به صورت غیابی در شعبه 26 دادگاه انقلاب به 4 سال زندان محکوم شده بود. وی بدستور دادگاه انقلاب بازداشت و به زندان اوین منتقل گردیدو پس از 16 روز حبس با قرار وثیقه 100 میلیون تومانی از زندان آزاد شد.(ادوارنیوز 30/11/87)

اخبار مربوط به زندانيان سياسی:

130ـ نازنین داوودی همسر زندانی سیاسی ارژنگ داوودی، طی نامه ای خطاب به قاضی صلواتی رئیس شعبه 15 دادگاه انقلاب اعلام کرد: همسرش در زندان رجائی شهر، بدستور مدیریت زندان، توسط ماموران مورد ضرب و شتم قرار گرفته است. بر اثر استفاده از دستبند قپانی شانه چپ ارژنگ داوودی آسیب دیده است. این زندانی سیاسی از زندان اوین به زندان رجائی شهر تبعید شده و حق استفاده از کتابخانه زندان را ندارد.(فعالین حقوق بشر و دمکراسی 1/11/87)

131 ـ اسحاق شه بخش 19 ساله فرزند حاجی محمد 4 روز پیش در مقابل پزشکی قانونی زاهدان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود ، در بازداشتگاه اداره اطلاعات مورد شکنجه قرار گرفته از ناحیه کمر و پا آسیب دیده است .(دیده بان حقوق بشر بلوچستان 1/11/87)

132 ـ منصور رادپور از زندان سیاسی از اوائل دی ماه به بند 8 زندان گوهردشت معروف به بند سپاه منتقل گردید. نامبرده در اردیبهشت 86 در شعبه 8 دادگاه انقلاب کرج بدون داشتن وکیل به 3 سال زندان محکوم گردید. خانم رادپور روز اول بهمن ماه برای ملاقات به زندان گوهردشت مراجعه می کند و به وی اجازه ملاقات نمی دهند. (فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران 3/11/87)

133 ـ سیلویا هارتونیان 33 ساله ایرانی- ارمنی که برای سازمان بین المللی آریکس در حوزه روشهای زایمان در ایران کار می کرده است، به همراه محمد احسانی فیلمساز 34 ساله، فارغ التحصیل رشته زبان و ادبیات انگلیسی از دانشگاه تبریز، از متهمین پرونده موسوم به براندازی نرم هستند که در مرداد ماه سال جاری به همراه برادران اعلائی بازداشت شدند. خانم سیلویا هارتونیان و آقای محمد احسانی بر اثر فشارهای ماموران امنیتی در بند 209 زندان اوین دچار مشکلات روحی و روانی شدید شده اند و در مقابل دوربین تلوزیونی مجبور به مصاحبه و به اصطلاح اعتراف شده اند.(فعالین حقوق بشر در ایران 5/11/87)

134 ـ عباس خرسندی زندانی سیاسی که به تحمل 8سال حبس تعزیری محکوم شده ، علیرغم ابتلا به بیماری قلبی ، بیماری اعصاب و رنج درد های متداوم چون سردردهای مزمن و مشکلات دستگاه گوارشی کماکان از رسیدگی پزشکی مورد نیاز محروم است . (فعالان حقوق بشر در ایران 6/11/87)

135 ـ علی صارمی از شرکت کنندگان در مراسم سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی در سال 67 و محمد حسن فلاحیه زاده خبرنگار زندانی بدستور بزرگ نیا رئیس بند 350 زندان اوین مدت 3 ماه است که از ملاقات با خانواده های خود محروم هستند . (فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران 7/11/87)

136 ـ احمد دانش پذیر فعال سیاسی پس از تحمل یکسال زندان امروز از زندان اوین آزاد شد . نامبرده به شعبه اجرای احکام دادسرای انقلاب منتقل شده و طبق حکم صادره متعهد شد که خود را ماهی یکبار به وزارت اطلاعات معرفی نماید . (کمیته گزارشگران حقوق بشر 19/11/87)

137 ـ مهندس عبدالله عباسی جوان استاد دانشگاه رجایی و از فعالین آذربایجانی که از 23 آبان در بازداشت بسر می برد ، پس از سپری نمودن 68 روز در سلول انفرادی به بند عمومی بازداشتگاه 209 منتقل گردید. در این مدت وی از حق ملاقات با وکیل خود محروم بوده است .(کمیته گزارشگران حقوق بشر 24/11/87)

138 ـ جواد علیزاده فعال حقوق بشر و دانشجوی محروم از تحصیل مقطع کارشناسی ارشد حقوق بشر دانشگاه علامه طباطبایی ،در تاریخ 26 دیماه سال جاری بدلیل ایراد سخنرانی با موضوعیت حقوق بشر در مراسم سالگرد ابراهیم لطف اللهی ، دانشجوی سنندجی که در بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج به طرز مشکوکی فوت نموده بوده ، توسط نیروهای اطلاعات ناجا بازداشت شد . وی به مدت 21 روز در بازداشتگاه اداره اطلاعات و اطلاعات ناجا در سلول انفرادی بسر برده است . این فعال حقوق بشر در زمان بازداشت مورد ضرب و شتم قرار گرفت و در بازداشتگاه اطلاعات ناجا نیز این رویه غیرقانونی ادامه یافت و منجر به شکستگی سرآقای علیزاده گردید . در بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج نامبرده بصورت مکرر تحت بدرفتاری و شکنجه قرار گرفت بطوریکه در چندین نوبت توسط ماموران بازداشتگاه از پله ها با چشم بسته به پایین پرت شد . آسیب دیدگی مهره های گردن ، پا و شکستگی سر مستند گردیده است . وی در روز 26 بهمن در زندان مرکزی سنندج مورد ضرب و شتم قرار گرفته ، دست چپ ، صورت ، چشم و ستون فقرات وی آسیب دیده است . این فعال حقوق بشر در اعتراض به شکنجه های اعمال شده دست به اعتصاب غذا زده است .(فعالان حقوق بشر در ایران 26/11/87)

139 ـ محمد برزویی وکیل مدافع محمد اسماعیل سلمانپور عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیر کبیر و یکی از بازداشت شدگان در مراسم سالگرد مهندس مهدی بازرگان اعلام کرد: موکل وی به همراه کورش دانشیار ، حسین ترکاشوند و مجید توکلی سایر دانشجویان بازداشت شده در مراسم مذکور در بند 240 زندان اوین در اعتصاب غذا بسر می برند.مجید توکلی در اعتصاب غذای خشک بسر می برد.(امیر کبیر30/11/87)

نقض حقوق اقلیتهای مذهبی:

140 ـ جمشید لک از دارویش نعمت اللهی گنابادی به اتهام افتراء با شکایت اداره اطلاعات لرستان در شعبه هفتم دادگاه تجدید نظر استان لرستان به 74 ضربه شلاق محکوم و این حکم در شهرستان درود اجرا شد . وی در بهمن 84 از سوی مامورین اداره اطلاعات شهرستان درود مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود ، به دادستانی شکایت کرد ولی از سوی دادستانی به اتهام افتراء تحت پیگرد قرار گرفت.(کمیته گزارشگران حقوق بشر 4/11/87)

141 ـ نرگس غفارزاده و مریم عظیمی از هواداران آیت الله کاظمینی بروجردی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی ، اغتشاش ،جاسوسی ، حمل سلاح سرد و حمایت از آقای بروجردی در دادگاه ویژه روحانیت محاکمه شدند . (فعالان حقوق بشر در ایران 4/11/87)

142 ـ سمین اشرافی و جلایر وحدت، از اعضای جمعه بهائیان مشهد، توسط ماموران اداره اطلاعات بازداشت شدند. همچنین مامورین اطلاعاتی به منزل سیروس ذبیحی، عزت الله احمدیان و داور نبیل زاده مراجعه نموده و اقدام به تفتیش منازل و ضبط کامپیوترها، کتاب و عکسهای مذهبی آنها نموده اند. (فعالان حقوق بشر در ایران 8/11/87)

143 ـ علی روراست مغازه دار 60 ساله، فایق روراست دانشجوی سال اول رشته حقوق دانشگاه ارومیه و هاجر روراست معلم و فعال مدنی در مرکز کودکان بی سر پرست اداره بهزیستی مهاباد توسط مامورین امنیتی بازداشت شدند. از سرنوشت این خانواده بازداشتی اطلاعی در دست نیست.(کانون دانشجویان مدافع حقوق بشر کردستان 9/11/87)

144 ـ ثمین احسانی اعلام کرد: در کنکور سراسری سال 86 شرکت کرده اما وقتی نوبت به اعلام نتایج رسیده، سازمان سنجش اعلام کرده: نقصی در پرونده وجود دارد. نامبرده به همراه حدود 800 دانشجوی دیگر بعلت بهائی بودن از تحصیل محروم شده اند. (فعالان حقوق بشر در ایران 11/11/87)

145 ـ قنبر بلالی و بابک مبینی از دراویش گنابادی به اتهام اخلال در نظم عمومی توسط نیروهای امنیتی در شهر کرد بازداشت شدند.(ادوارنیوز 13/11/87)

146 ـ نادر آبی از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی جهت بازجویی به اداره اطلاعات شهرستان گناوه احضار شد.(سایت مجذوبان نور 13/11/87)

147 ـ نیما حقار از اعضای جامعه ی بهایی در تهران توسط مامورین وزارت اطلاعات بازداشت شد.(فعالان حقوق بشر در ایران 14/11/87)

148 ـ ماموران امنیتی از برگزاری مراسم آیین مذهبی دراویش طریقت قادری در شهر بانه جلوگیری بعمل آوردند به دنبال اعتراض دراویش ، 7 نفر از آنها بطور موقت بازداشت و پس از بازجویی با قرار کفالت و وثیقه آزاد شدند . (سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 15/11/87)

149 ـ حامیک خاچیکیان 51 ساله از خادمین کلیسای فارسی زبان جماعت ربانی در تهران، پس از یک هفته بازداشت با تعهد و ضمانت یکی از رهبران کلیسای مذکور از زندان آزاد شد. همچنین نادره جوادی 44 ساله از مسیحیان نوکیش پس از دو هفته بازداشت با سپردن سند منزل از زندان آزاد شد. اما همسر نامبرده جمال قالی شورانی 49 ساله همچنان در بازداشت بسر می برد.(فعالان حقوق بشر در ایران 17/11/87)

150 ـ فواد نعیمی زندانی بهایی که مدت 9 ماه از حبس 30ماهه خود را در زندان عمومی ساری سپری نموده در پی درخواست اداره اطلاعات ، بدستور دادستان ساری به زندان اداره اطلاعات ساری و سپس قائمشهر منتقل گردید . این زندانی از حق ملاقات با وکیل و خانواده محرم است. (فعالان حقوق بشر در ایران 19/11/87)

151 ـ یکی از نوکیشان مسیحی بنام " محمود آزاده " 50ساله ساکن شهر نیشابور پس از گذشت 6 ماه حبس و بلاتکلیفی جهت محاکمه از زندان نیشابور به زندان وکیل آباد مشهد منتقل گردید .(فعالان حقوق بشر در ایران 19/11/87)

152 ـ آپارتمان محل سکونت 3 خانواده بهایی بنام خانجانی در شهر سمنان با کوکتل مولوتوف مورد حمله قرار گرفت . همچنین 70 متر از باغ امام علی راسخی از بهائیان روستای " خبر " از توابع شهر کرمان به آتش کشیده شد . (فعالان حقوق بشر در ایران 23/11/87)

153 ـ قاضی حداد معاون امنیت دادسرای تهران از صدور قرار مجرومیت برای 7 تن از بهائیان خبر داد . اسامی این 7 بهایی عبارتند از : فریبا کمال آبادی ، مهوش ثابت ، جمال الدین خانجانی ، عفیف نعیمی ، سعید رضایی ، بهروز توکلی و وحید تیزفهم که از 26 اردیبهشت در بند 209 زندان اوین تحت نظر وزارت اطلاعات در بازداشت بسر می برند . قاضی حداد گفت : نامبردگان به اتهام "جاسوسی برای اسرائیل ، توهین به مقدسات و تبلیغ علیه نظام " در شعبه اول بازپرسی دادسرای امنیت تحت بازجویی قرار داشته اند.( ایسنا 23/11/87)

154 ـ مغازه انور مسلمی به علت اعتقاد به آئین بهائیت توسط نیروهای انتظامی در ساری تعطیل گردید . نامبرده در آذر ماه سال جاری به مدت 23 روز در اداره اطلاعات ساری در بازداشت بسر برد و سپس به قید ضمانت آزاد گردید . (فعالان حقوق بشر در ایران 25/11/87)

155 ـ سامان ثابتی بورخیلی از مسئولان جامعه بهائی در قائم شهر، توسط ماموران اداره اطلاعات بازداشت شد. (فعالان حقوق بشر در ایران 26/11/87)

156 ـ حسین کریمی 27 ساله از مسیحیان فارسی زبان ساکن کرج، توسط مامورین امنیتی لباس شخصی بازداشت شد. کیس کامپیوتر، کتابهای مسیحی و جزوات الهیاتی وی توسط ماموران ضبط گردید.(فعالان حقوق بشر در ایران 27/11/87)

157 ـ خانم صهبا رضوانی از بهائیان سمنان، به اتهام تبلیغ علیه نظام، تشکیل و عضویت در گروه غیر قانونی جمع "خادمین سمنان" در دادگاه انقلاب سمنان به 3 سال و 8 ماه حبس تعزیری توام با تبعید محکوم شد.(فعالان حقوق بشر در ایران 28/11/87)

158 ـ محمد اسماعیل صلاحی از دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی که هم اکنون با شکایت اداره کل اطلاعات یزد، در زندان اردکان یزد، دوران محکومیت خود را می گذراند، از سوی کمیته مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی به اتهام توهین به خمینی و خامنه ای به محرومیت از تحصیل در کل واحدهای دانشگاهی محکوم شد. (کمیته گزارشگران حقوق بشر 28/11/87)

159 ـ قربانعلی دری نجف آبادی دادستان کل کشور، طی نامه ای خطاب به غلام حسین اژه ای وزیر اطلاعات اعلام کرد: تشکیلات فرقه ضاله بهائیت در تمامی رده ها، غیر قانونی و غیر رسمی بوده و وابستگی آنها به اسرائیل و ضدیت آنها با اسلام و نظام اسلامی محرز و خطر آنها برای امنیت ملی مدلل و مستند است و لازم است با هر نوع تشکیلات جایگزین نیز که در حکم بدل از اصل عمل نمایند، طبق مقررات برخورد شود. (ایلنا 28/11/87)

160 ـ زهره شریفی به همراه همسرش محمد انصاری و فرزند 5 ساله اش بنام امیر مهدی انصار ی از هواداران آیت الله کاظمینی بروجردی توسط مامورین دادسرای وِِیژه روحانیت و وزارت اطلاعات بازداشت شدند. منزل آنان مورد بازرسی قرار گرفت.( فعالان حقوق بشر در ایران 29/11/87)


161 ـ طاهره تقی زاده از مسئولان جامعه بهایی در شهر ساری بدستور دادگاه انقلاب بازداشت شد و منزل وی مورد بازرسی قرار گرفت.( فعالان حقوق بشر در ایران 30/11/87)

162 ـ خانمها آرزو قنبری، ریحانه عبدالکریمی و هدی پرویزی از زنان جمعیت آل یاسین توسط مامورین دایره مذاهب وزارت اطلاعات دستگیر و به بند امنیتی 209 زندان اوین منتقل شدند. سارا یوسف پور و مهشید نجفی از اعضای این جمعیت به دفتر پیگیریهای وزارت اطلاعات احضار شدند. همچنین منازل فریبا جلیلیان ، فاطمه زندی ، اشرف زندی و حسن سلطانعلی از اعضای این جمعیت توسط مامورین اداره اطلاعات مورد بازرسی قرار گرفت. (جمعیت آل یاسین 30/11/87)

163 ـ اداره اطلاعات اصفهان نیمه شب به سالن اجتماعات دراویش نعمت اللهی گنابادی حمله کرده و با چند دستگاه بولدوزر اقدام به تخریب این بنای 2000 متری کردند. این سالن در جوار مقبره درویش ناصر علی در تخت فولاد اصفهان قرار داشت. چند تن از دراویش بنامهای علی تیموری ، محمد حسنپور، حسن مومن ، کشاورز و آرمان توسط مامورین امنیتی بازداشت شدند.نیروهای مهاجم دولتی حدود 180 نفر بودند.(میزان نیوز 30/11/87)

اخبار فعالان جنبش زنان:

164 ـ پروین اردلان ، جلوه جواهری ، ناهید کشاورز و مریم حسین خواه از اعضای کمپین یک میلیون امضاء بدلیل فعالیت در دو سایت " زنستان " و " تغییر برای برابری " به اتهام اقدام علیه امنیت کشور و تبلیغ علیه نظام در شعبه 34 دادگاه تجدید نظر استان تهران محاکمه شدند . (تغییر برای برابری 8/11/87)

165 ـ نفیسه آزاد، بیگرد ابراهیمی و یک نفر دیگر از اعضای کمپین یک میلیون امضاء در منطقه کوهستان توچال تهران، هنگام جمع آوری امضاء و گفتگو با مردم توسط پلیس کوهستان بازداشت و پس از چند ساعت به بازداشتگاه وزرا منتقل شدند. (تغییر برای برابری 11/11/87)

166 ـ عالیه اقدام دوست فعال جنبش زنان و از بازداشت شدگان تجمع 22 خرداد 85 در تهران ، در شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران و با تائید دادگاه تجدید نظر به 3 سال حبس محکوم شد. این فعال جنبش زنان توسط مامورین امنیتی بازداشت و به بند زنان زندان اوین منتقل گردید.(کانون زنان ایرانی 13/11/87)

167 ـ مهر چهره مشرفی عضو کمیته مادران کمپین یک میلیون امضاء و همسرش عباس جوادی دوست که از اول آذر ماه در بازداشت بسر می برند، به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق اجتماع برای تبانی علیه نظام در شعبه 28 دادگاه انقلاب تهران هر کدام به 2 سال زندان محکوم شدند. اجرای حکم آنها برای مدت پنج سال به تعلیق افتاد.(تغییر برای برابری 14/11/87)

168 ـ سه تن از ماموران دادسرای ویژه امنیت دادگاه عمومی و انقلاب تهران منزل نفیسه آزاد،آیدا سعادت و الناز انصاری را مورد تفتیش قرار دادند. ماموران امنیتی تعداد زیادی فیلم ، کتاب، دفترچه های یاداشت شخصی و جزوه های کاری و کامپیوتر را ضبط کرده و با خود بردند. الناز انصاری و وحید ملکی همسر نفیسه آزاد مورد ضرب و شتم ماموران قرار گرفتند.(تغییر برای برای 15/11/87)

169 ـ نفیسه آزاد، دانشجو و عضو کمپین یک میلیون امضاء که به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام در تاریخ 11 بهمن در منطقه کوهستانی توچال در حین جمع آوری امضاء بازداشت شده بود با قرار کفالت 50 میلیون تومانی از زندان آزاد گردید.(تغییر برای برای 15/11/87)

170 ـ نسرین ستوده وکیل دادگستری، فعال جنبش زنان و از بازداشت شدگان 23 خرداد 87، جهت بازجویی به شعبه اول دادیاری امنیت تهران احضار شد. (تغییر برای برای 16/11/87)

170 ـ جلوه جواهری عضو کمپین یک میلیون امضاء و از بازداشت شدگان 23 خرداد سال جاری به اتهام تجمع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت کشور ، اخلال در نظم عمومی و تمرد در برابر پلیس در دادیاری شعبه یکم امنیت دادگاه انقلاب مورد بازجویی قرار گرفت و قرار کفالت 50 میلیونی تومانی برای جلوه جواهری صادر شد.(تغییر برای برابری 21/11/87)

171 ـ نسرین ستوده وکیل فعالان حقوق زنان و از بازداشت شدگان 23 خرداد سال 87 در مقابل گالری راه ابریشم در تهران به اتهام اخلال در نظم و تمرد در برابر پلیس در شعبه یکم دادیاری ویژه امنیت دادگاه انقلاب مورد بازجویی قرار گرفت . قرار وجه التزام یک میلیون تومانی با قید حضور در حوزه قضایی تهران برای این فعال حقوق زنان صادر شد . (تغییر برای برابری 26/11/87)

اخبار کارگری:

172 ـ محمود بهشتی لنگرودی سخنگوی کانون صنفی معلمان گفت : 400 هزار معلم حق التدریسی مدت 5 ماه است که حقوق دریافت نکرده اند . وی افزود : به جامعه فرهنگیان وعده های بزرگ می دهند در حالی که تمام این وعده ها فقط روی کاغذ نوشته می شوند و به آنها عمل نمی شود . (ایلنا 1/11/87)

173 ـ بر اساس کار مطالعاتی اتاق بازرگانی و صنایع معادن ایران، ظرف چند ماه گذشته 195 هزار نفر در کشور بیکار شده اند. (اعتماد ملی 1/11/87)

174 ـ مهدی زمانی نوری دبیر اجرایی خانه کارگر شهرستان ساوه اعلام کرد : شرکت ایران تفال تعطیل و 16 کارگر شاغل در این شرکت با سابقه کاری 16 تا 24 سال از کار اخراج شدند . کارگران میگویند : کارفرما می گوید سود واردات از چین بیشتر از سود تولید می باشد . (ایلنا 2/11/87)

175 ـ پدرام نصر اللهی و برهان سعیدی از فعالان کارگری عضو شورای زنان سنندج توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند. (موکریان نیوز 3/11/87)

176 ـ بدستور استانداری استان مرکزی، نیروهای شاغل در شهرداری ساوه که پس از سال 80 آغاز به کار کرده اند، از کار اخراج شدند. (تابناک 3/11/87)

177 ـ 21 نفر از کارگران شرکت لاستیک البرز از کار اخراج شدند. (آژانس ایران خبر 3/11/87)

178 ـ کارکنان قراردادی و پیمانکاری بیمارستان ولی عصر خرمشهر مدت 3 ماه است که حقوق دریافت نکرده اند. (مهر 4/11/87)

179 ـ مهدی زمان نوری دبیر اجرایی خانه کارگر شهرستان ساوه گفت : واحدهای صنعتی تولیدی و خدماتی هنکل پاکوش ، زردپود ، فابیس ، جهان رو ، مقره سازی ایران ، رادیاتور آرمکو ، صنعتی بوتان و شهرداری ساوه از واحدهائی هستند که تعدادی از کارگران خود را از کار اخراج کرده اند . کارگران اخراجی در مقابل دفتر نماینده ساوه در مجلس شورای اسلامی دست به تجمع زده اند . نامبرده افزود: برخی از این واحدها به محض اخراجی کارگران به آنان پیشنهاد می کنند که با شرکت های پیمانکاری قرارداد بسته و ادامه کار دهند . (ایلنا 5/11/87)

180 ـ حدود 380 نفر از کارگران کارخانه نازنخ قزوین مدت 4 ماه است که حقوق دریافت نکرده اند . همچنین بن کالای سال گذشته کارگران پرداخت نشده است . این کارگران روز گذشته از قزوین به تهران آمده و شب گذشته را در خیابان به صبح رساندند . کارگران برای اعتراض در مقابل نهاد ریاست جمهوری دست به تجمع زدند.(ایلنا 6/11/87)

181 ـ هاشمی رئیس شورای اسلامی کار مجتمع دخانیات مازندران اعلام کرد : 360 نفر از کارگران فصلی این کارخانه از سال 1351 مشغول بکار هستند ، به لحاظ فصلی بودن این کارگران ، سابقه کار آنها به 20 الی 21 سال نرسیده و در زمان بیکاری هیچ گونه مزایایی به آنها تعلق نمی گیرد . وی خاطر نشان ساخت : کارگرانی وجود دارند که به علت کهولت سن قادر به ادامه کار نیستند.(ایلنا 6/11/87)

182 ـ عباس وطن پرور دبیر شورای هماهنگی کارفرمایان کشور گفت : با توجه به بدنه سنگین دولت و تعیین دستوری حداقل دستمزد در پایان هر سال ، ما نمی توانیم دستمزدی براساس واقعیت ها داشته باشیم وی افزود : امروز خط فقر در شهرها 780 هزار تومان است و حقوق پایه 220 هزار ، هیچ تعادلی بین این دو رقم وجود ندارد و در واقع انجام این هماهنگی غیر ممکن است . (مهر 7/11/87)

183 ـ حسین باقریان دبیر اجرایی خانه کارگر شهریار گفت : حسینعلی ایمانی کارگر شرکت " ماسه ساز کورا " توسط پنج نفر از عوامل کارفرما با گاز اشک آور مورد حمله و ضرب و شتم شدید قرار گرفت . وی افزود: کتک زدن کارگران در این واحد مسبوق به سابقه است . کارگران این کارخانه بارها با مراجعه به خانه کارگر شهریار از نداشتن امنیت جانی اظهار نگرانی کرده اند . (ایلنا 7/11/87)

184 ـ حدود 200 نفر از کارگران شرکت زغال سنگ البرز شرقی در اعتراض به کمی دستمزد و عدم دریافت حقوق ماه گذشته در مقابل فرمانداری شهرود دست به تجمع زدند .(ایران خبر 7/11/87)

185 ـ سعید مدنی جامعه شناس اعلام کرد:بر اساس آمار رسمی سال 1385 حدود یک ونیم میلیون کودک زیر 18 سال مشغول بکار هستند. با در نظر گرفتن بیش از 3 میلیون کودک در سنین مدرسه که در مدرسه ها حضور ندارند، می شود گفت که این آمار فقط نیمی از اینها را تحت پوشش قرار داده است. حدود 18500 نفر از کودکان شاغل در دایره سنی 10 تا 14 سال هستند. (دویچه وله 8/11/87)

186 ـ عید علی کریمی دبیر اجرائی خانه کارگر قزوین گفت: 70 نفر از کارگران شرکت تیزرو، (تولید کننده موتورسیکلت) و 200 نفر از کارگران شرکت نساجی مطهری با 12 سال سابقه از کار اخراج شدند.(ایلنا 9/11/87)

187 ـ 360 کارگر شرکت سیامکو صنعت همدان برای اعتراض در مقابل خانه کارگر همدان تجمع کردند . این کارگران 6 ماه حقوق از سال 81 طلبکار هستند . به رغم پیگیری و مراجعه کارگران به مسئولان کشوری و استانی هنوز هیچ اقدامی در جهت رفع مشکلات کارگران این شرکت انجام نگرفته است . (ایلنا 9/11/87)

188 ـ 30 نفر از کارگران ریسندگی پردیس کرج مدت 5 ماه است که حقوق دریافت نکرده اند ، کارگران برای اعتراض در مقابل درب اصلی دیوان عدالت اداری تجمع کردند . ( فرهنگ آشتی 9/11/87)

189 ـ هادی رضازاده دبیر اجرائی خانه کارگر ورامین گفت: قرارداد کار بیش از 100 نفر از کارگران قراردادی کارخانه قند ورامین تمدید نشده است. کارگران برای اعتراض در مقابل فرمانداری ورامین دست به تجمع زدند. واردات بی رویه عمده ترین مشکل تولید کنندگان داخلی است. (ایلنا 11/11/87)

190 ـ علی طالبی دبیر اجرایی خانه کارگر استان قم اعلام کرد: 500 کارگر شرکتهای ایران ترمه و تهران پتو مدت یک سال است که حقوق دریافت نکرده اند. وی افزود 7 سال پیش 2000 کارگر در این واحدهای تولیدی مشغول بکار بودند ولی براثر واردات بی رویه ، این واحدها دچار مشکل شده و اقدام به اخراج کارگران نمودند.(ایلنا 12/11/87)

191 ـ عید علی کریمی دبیر اجرایی خانه کارگر استان قزوین اعلام کرد: 320 کارگر شرکت نارنج مدت 3 ماه است که حقوق دریافت نکرده اند. کارگران برای اعتراض در مقابل کارخانه دست به تجمع زدند. (ایلنا 12/11/87)

192 ـ جمعی از کارگران و کارفرمایان کفاش در اعتراض به واردات بی رویه ، کفش های چینی ، در مقابل دفتر اتحادیه کفاشان دست دوز و مغازه های فروشندگان و توزیع کنندگان کفش های چینی تجمع کردند . در حال حاضر 200هزار کفاش در 50هزار کارگاه کفاشی مشغول بکار هستند . در سال های اخیر واردات بی رویه کفش های چینی باعث بیکاری هزاران کارگر و تبدیل هزارها کارگاه به انبار کفش های وارداتی شده است.(ایلنا 13/11/87)

193 ـ عید علی کریمی دبیر اجرایی خانه کارگر استان قزوین اعلام کرد: کارگران شرکتهای فرنخ و مه نخ مدت 3 ماه است که حقوق دریافت نکرده اند. حدود 300نفر از کارگران برای اعتراض جاده بین المللی قزوین را بستند.(ایلنا 13/11/87)

194 ـ سعید مصطفی نژاد دبیر اجرایی خانه کارگر شهرستان مهاباد گفت: 54 نفر از کارگران شرکت شیلر ، مدت 13 ماه است که حقوق دریافت نکرد اند. در چند روز گذشته 15 نفر از کارگران این شرکت از کار اخراج شدند.(ایلنا 13/11/87)

195 ـ بهزاد سهرابی عضو کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکیلات کارگری توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. منزل نامبرده توسط مامورین امنیتی مورد تفتیش قرار گرفت، مامورین کامپیوتر و لوازم شخصی وی را نیز با خود بردند.( کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکیلات کارگری 13/11/87)

196 ـ 100 نفر از کارگران نساجی خامنه تبریز مدت 19 ماه است که حقوق دریافت نکرده اند. این کارگران برای اعتراض در مقابل استانداری تجمع کردند.(ایلنا 13/11/87)

197 ـ اقبال رضایی دبیر اجرایی خانه کارگر استان کردستان گفت: کارگران شاغل در پروژه ساخت جاده سقز ـ بوکان مدت 4 ماه است که حقوق دریافت نکرده اند.15 نفر از کارگران این شرکت از کار اخراج شدند.(ایلنا 14/11/87)

198 ـ علی راستگو دبیر اجرایی خانه کارگر استان فارس گفت: 100 کارگر کارخانه آزمایش مرودشت از کار اخراج شدند. وی افزود:حق بیمه 1500 کارگر این شرکت مدت 4 ماه است که پرداخت نشده است. کارگران اخراجی مدت 2 ماه است که حقوق نگرفته اند.( ایلنا 14/11/87)

199 ـ هادی ساداتی رئیس انجمن صنفی اسکلت بتنی قائم شهر اعلام کرد: هادی نجار کارگر 26 ساله ساختمانی بر اثر سقوط از ارتفاع 15 متری جان خود را از دست داد. وی افزود : در سال جاری 40 نفر از کارگران ساختمانی در مازندران ، حین انجام کار بر اثر نبود امکانات ایمنی جان خود را از دست داده اند.(ایلنا 14/11/87

200 ـ اقبال رضایی دبیر اجرایی خانه کارگر استان کردستان گفت: 80 کارگر شاغل در سد ذوب ریز سماء، تولید کننده گونی ، مدت 5 ماه است که حقوق نگرفته اند. (ایلنا 14/11/87)

201 ـ قادر بدری عضو هیات مدیره انجمن صنفی کارگران نقاش ساختمانی تهران و حومه گفت: بیش از 50000 نقاش ساختمانی از مزایای بیمه محروم هستند. این کارگران بدلیل کار با مواد شیمیائی در معرض انواع بیماری های پوستی و ریوی نیز قرار دارند. 20 درصد کارگران در صنعت ساختمان سازی و صنایع وابسته اشتغال دارند. بیمه مهمترین خواسته کارگران این صنف است. (ایلنا 17/11/87)

202 ـ حسین اکبری بازپرس شعبه دوم دادسرای ناحیه 19 تهران گفت: یک کارگر 19 ساله بنام امین به علت نبود امکانات ایمنی براثر سقوط از ارتفاع 15 متری کشته شد.(ایسنا 18/11/87)

203 ـ مجتمع کشت و صنعت شمال تولید کننده " روغن غنچه " تعطیل شد و 1200 کارگر شاغل در این شرکت از کار بیکار شدند . (ایلنا 20/11/87)

204 ـ کارگران کارخانه سرب و روی زنجان در اعتراض به دریافت نکردن چند ماه حقوق در مقابل دفتر شرکت توسعه معادن روی در زنجان تجمع کردند . (ایسنا 20/11/87)

205 ـ حدود 750 کارگر کارخانه لوله سازی اهواز مدت 4 ماه است که حقوق دریافت نکرده اند . 200 نفر از کارگران برای اعتراض در مقابل استانداری خوزستان در اهواز دست به تجمع زدند . این کارخانه دولتی است و به سازمان تامین اجتماعی تعلق دارد . (کمیته گزارشگران حقوق بشر 21/11/87)

206 ـ قاسم عابدی معاون توسعه دانشگاه علوم پزشکی مازندران گفت : حدود 14232 نفر از کارکنان مراکز بهداشتی و درمانی مازندران مطالبات معوقه دارند که این مطالبات شامل حقوق و پاداش خدمات آنهاست. مطالبات این افراد از سال 86 پرداخت نشده و به صورت معوقه باقی مانده است .(ایلنا 23/11/87)

207 ـ حسین طاهرزاده دبیر اجرایی خانه کارگر استان سمنان اعلام کرد: 60کارگر کارخانه چرم اعظم مدت 3 ماه است که حقوق نگرفته اند . (ایلنا 25/11/87)

208 ـ 35 نفر از پرستاران زن بیمارستان 1000 تختخوابی (بیمارستان خمینی) به اتهام عدم رعایت حجاب و عدم اعتقاد به مبانی جمهوری اسلامی در آستانه اخراج هستند. بیمارستان مذکور وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد. پرستاران در هسته گزینش مرکزی مورد بازجوئی قرار گرفته اند. نیروهای بسیجی و اطلاعاتی عضو گردانهای عاشورا و الزهرا، جایگزین پرستاران اخراجی خواهند شد.(فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران 28/11/87)

قتل مردم توسط نیروهای انتظامی و امنیتی:

209 ـ سرهنگ ابراهیم کریمی معاون هماهنگ کننده فرماندهی مرزبانی نیروی انتظامی گفت: طی ماه 9 ماه گذشته 120 نفر از " اشرار " توسط پلیس مرزبانی کشته شده اند .(اعتماد 3/11/87)

210 ـ اکبر . م 26 ساله اهل روستای کوز هراش از توابع شهرستان سلماس بر اثر تیراندازی نیروی انتظامی کشته شد . (فعالان حقوق بشر در ایران 3/11/87)

صدور حکم قطع اعضای بدن:

211 ـ مجید به جرم پاشیدن اسید به چشم آمنه 29 ساله در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی و با تائید شعبه 33 دیوانعالی کشور محکوم به کور شدن با اسید شد.پرونده برای اجرا به شعبه اجرای احکام دادسرای جنایی تهران فرستاده شد.(اعتماد 15/11/87)

محکومین به سنگسار:

212 ـ علیرضا جمشیدی سخنگوی قوه قضائیه گفت: برای یکی از پرونده هائی که حکم سنگسار آن صادر شده بود، تقاضای عفو شده که در کمیسیون عفو این موضوع مطرح است. دو پرونده محکوم به سنگسار اصفهان نیز در بخش نظارتی قوه قضائیه است. شاید بتوان برای آنها نیز تقاضای عفو کرد. (ایسنا 8/11/87)

زندانیان سیاسی عقیدتی محکوم به اعدام:

213 ـ احسان فتاحیان 27 ساله فرزند عزت اهل کرمانشاه به اتهام " محاربه " از طریق عضویت در یکی از احزاب اپوزیسیون فعال در کردستان در شعبه چهار دادگاه تجدید نظر استان کردستان محکوم به اعدام شد . وی در دادگاه بدوی به 10 سال زندان و تبعید به شهر رامهرمز واقع در استان خوزستان محکوم شده بود . نامبرده 9 ماه پیش توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد و در زندان مرکزی سنندج بسر می برد. و ی فاقد وکیل مدافع است و از حق ملاقات با خانواده محروم است.(کانون دانشجویان مدافع حقوق بشر کردستان 4/11/87)

214 ـ حافظ صلاح الدین گهرامی فرزند مولوی عبدالکریم و مولوی خلیل زرد کوهی از بازداشت شدگان 27 خرداد سال جاری به اتهام وابستگی به " گروه جندالله " در دادگاه انقلاب زاهدان محکوم به اعدام شدند .(دیده بان حقوق بشر بلوچستان 22/11/87)

215 ـ علیرضا جمشیدی سخنگوی قوه قضائیه اعلام کرد : سه نفر از متهمین پرونده انفجار حسینیه شهدا رهپویان وصال شیراز به حکم دادگاه انقلاب محکوم به اعدام در ملاء عام شده اند.(فارس 24/11/87)

216 ـ شورش مهدی خانی به اتهام عضویت در یک گروه مذهبی و بمب گذاری در شعبه دوم دادگاه انقلاب اسلامی سنندج و با تائید دادگاه تجدید نظر استان، محکوم به اعدام شد. حکم صادره به شعبه 4 اجرای احکام فرستاده شده است. (سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 28/11/87)

217 ـ حبیب الله لطیفی دانشجوی دانشگاه آزاد ایلام به اتهام محاربه از طریق عضویت در یکی از احزاب اپوزسیون کرد در دادگاه انقلاب سنندج و با تائید شعبه چهار دادگاه تجدید نظر استان کردستان محکوم به اعدام شد.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 29/11/87)

محکومين به اعدام:

218 ـ کاظم 28 ساله به اتهام قتل سعید 49 ساله و مهدی از سوی شعبه 5 دادگاه کیفری استان فارس و با تایید شعبه 41 دیوان عالی کشور به اعدام محکوم شد . ( اعتماد 2/11/87)

219 ـ اسماعیل 29 ساله به اتهام قتل شهرام 30ساله از سوی شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی و با تایید شعبه 71 دیوان عالی کشور به اعدام محکوم شد . (ایسکانیور 2/11/87)

220 ـ مرجان به اتهام پاشیدن اسید که منجر به قتل مهدی . ج می شود از سوی شعبه 5 دادگاه کیفری استان رضوی به اعدام محکوم شد . (ایسکانیوز 4/11/87)

221 ـ سحر 18 ساله به اتهام قتل همسرش داریوش 30 ساله به حکم شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی محکوم به اعدام شد . (اعتماد 6/11/87)

222 ـ ایرج به اتهام قتل محمد تقی 41 ساله (شوهر خواهرش) از سوی شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران به اعدام محکوم شد . (اعتماد ملی 6/11/87)

223 ـ حمید به اتهام قتل فرهاد 40 ساله از سوی دادگاه کیفری استان تهران به اعدام محکوم شد.(ایسکانیوز 6/11/87)

224 ـ حمید به اتهام قتل سعید .ح 39 ساله از سوی 101 دادگاه عمومی جزایی شهرستان سپیدان به اعدام محکوم شد . (ایسکانیوز 7/10/87)

225 ـ دو جوان به اتهام تجاوز به یک دختر به حکم شعبه 5 دادگاه کیفری استان خراسان رضوی محکوم به اعدام شدند.(قدس 8/11/87)

226 ـ ابراهیم به اتهام قتل روح الله از سوی شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی به اعدام محکوم شد . (اعتماد 9/11/87)

227 ـ وحید 20 ساله به جرم قتل محسن 22 ساله در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی تردست محکوم به اعدام شد. (ایسکانیوز 9/11/87)

228 ـ شاهرخ به جرم قتل حامد 22 ساله در دادگاه کیفری استان فارس و با تائید شعبه 40 دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد. (اعتماد 10/11/87)

229 ـ حسین به جرم قتل علی 65 ساله به حکم دادگاه کیفری استان تهران و با تائید دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد.(اعتماد 14/11/87)

230 ـ وحید 21 ساله به جرم قتل محمود 61 ساله در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی محکوم به اعدام شد.(ایران 16/11/87)

231 ـ حبیب 25 ساله به جرم تجاوز به عنف در شعبه 72 دادگاه کیفری استان تهران و با تائید هیئت عمومی دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد. (اعتماد 10/11/87)

232 ـ محمد مصطفایی و حسن آقاخانی وکلای مدافع بهمن سلیمیان طی نامه ای به رئیس قوه قضائیه در خواست توقف حکم اعدام موکل خود و اعاده دادرسی نمودند . در این نامه آمده است : بهمن در سن 15 سالگی در یک اقدام جنون آمیز (طبق نظریه پزشکان پزشکی قانونی وی دارای ناراحتی روحی و روانی بوده است) اقدام به قتل مادر بزرگ خود می نماید و اکنون پس از تحمل 12 سال زندان حکم اعدام نامبرده به شعبه اجرای احکام فرستاده شده است. (کمیته گزارشگران حقوق بشر 14/11/87)

233 ـ مجید به جرم قتل غلامرضا مردانی آذر 80 ساله در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی و با تایید دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شد .(ایران 19/11/87)

234 ـ سرور تبعه عراق به جرم قتل آزاد در شعبه 1156 دادگاه عمومی ـ جزایی بعثت به حکم دادرس حبیبی محکوم به اعدام شد . ( ایران 20/ 11/87)

235 ـ پژمان به اتهام قتل جواد به حکم شعبه 5 دادگاه کیفری استان فارس به ریاست قاضی رضائیان و با تایید دیوان عالی کشور به اعدام محکوم شد . ( اعتماد 21/11/87)

236 ـ شهاب 24 ساله به اتهام قتل یک جوان 22 ساله از سوی دادگاه کیفری خراسان شمالی محکوم به اعدام شد .(ایسکانیوز 22/11/87)

237 ـ پارسا به جرم قتل مادرزنش کبری 60 ساله در شعبه پنجم دادگاه کیفری فارس به ریاست قاضی رضائیان محکوم به اعدام شد . ( مردم سالاری 24/11/87)

238 ـ بهزاد به جرم قتل مهناز 27 ساله و محبوبه 12 ساله در شعبه 12 دادگاه کیفری استان گیلان به ریاست قاضی مصطفی لسانی و با تایید شعبه 33 دیوانعالی کشور به 3 بار اعدام محکوم شد . (قدس 24/11/87)

239 ـ محمد 43 ساله به اتهام قتل علی .ق در شعبه 71 دادگاه کبفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی به اعدام محکوم شد .(ایسکانیوز 24/11/87)

240 ـ وحید – چ به جرم قتل رضا- ف در شعبه پنجم دادگاه کیفری استان فارس با ریاست قاضی رضائیان و با تائید شعبه 30 دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد. (ایسکانیوز 27/11/87)

241 ـ محمد و برکت به اتهام قتل علی در شعبه 71 داگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی به اعدام محکوم شدند . (ایسکانیوز 28/10/87)

242 ـ پوریا که در زمان وقوع جرم 18 ساله بوده به اتهام قتل علی که از سوی شعبه 1188 دادگاه اطفال به اعدام محکوم شده بود پس از اعتراض وکلای وی از سوی دیوان عالی کشور حکم وی نقض و برای رسیدگی مجدد به دادگاه اطفال ارسال می شود که بطور مجدد محکوم به اعدام گردید که حکم صادره از سوی دیوان عالی کشور تایید و جهت اجرای به شعبه اجرای احکام ارسال شد. (ایران 29/10/87)

243 ـ رحیم احمدی کمال آبادی به جرم قتل رضا در شعبه پنجم دادگاه کیفری استان فارس و با تنفیذ رئیس قوه قضائیه محکوم به اعدام شد. نامبرده در مرداد 84 در زمان ارتکاب جرم 15 ساله بوده است. محمد مصطفایی وکیل داوطلب این پرونده اعلام کرد: موکل من قرار است بدون اطلاع من اعدام شود؟ وی طی نامه ای از رئیس قوه قضائیه در خواست توقف حکم اعدام رحیم احمدی کمال آبادی را کرده است.(اعتماد ملی 29/11/87)

244 ـ غلامحسین رئیسی مسئول کمیسیون حقوق بشر کانون وکلای دادگستری استان فارس اعلام کرد: زر بی بی خواجه تبعه افغانستان به جرم قتل همسرش در دادگاه محکوم به اعدام شده است. وی در زمان ارتکاب جرم 15 ساله بوده است. پرونده نامبرده الان در بخش اجرای احکام است. وی افزود امین کار اندیش به جرم قتل در دادگاه بدوی محکوم به اعدام شد. نامبرده در زمان ارتکاب جرم 17 ساله بوده است. ( روز آنلاین 30/11/87)

احکام اجرا شده اعدام توسط دادگاهها:

245 ـ مجتبی . ر به اتهام قتل غلامرضا قدیمی و مجید حلیمی ، همچنین فرد دیگری به نام " م . ح . آ " 24 ساله به اتهام قتل جمال قریشی 18 ساله به حکم دادگاه کیفری جهرم و با تایید شعبه 39 دیوان عالی کشور در میدان چمران شهرستان جهرم در ملاءعام به دار آویخته شدند . لازم به توضیح است که خبر اعدام در ملاءعام بعدا توسط مسئولین شهر جهرم تکذیب شد. (کیهان 24/10/87)

246 ـ به گزارش روابط عمومی دادگستری اراک، چهار نفر با مشخصات ع-ن 35 ساله، م-ع 48 ساله، م-الف 25 ساله و الف- آ 24 ساله به جرم قاچاق مواد مخدر با تائید دیوانعالی کشور در زندان مرکزی اراک بدار آویخته شدند. (سایت دادگستری مرکزی و خبرنامه امیرکبیر 30/10/87)

247 ـ قضاوتی، دادستان عمومی و انقلاب یزد اعلام کرد: 6 زندانی به جرم قاچاق مواد مخدر، سرقت مسلحانه و زنای به عنف در زندان مرکزی یزد به دار آویخته شدند. ح-ر به جرم سرقت به حکم شعبه اول دادگاه انقلاب محکوم به اعدام شده بود. الف-ص به جرم زنای به عنف به حکم دادگاه کیفری استان و با تائید دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شده بود. الف-ب به جرم تجاوز به یک دختر خردسال در دادگاه کیفری استان محکوم به اعدام شده بود. سه نفر هم به جرم قاچاق مواد مخدر محکوم به اعدام شده بودند. قضاوتی گفت: با قاطعیت دستگاه قضائی و دست توانای قانون این 6 نفر به دار آویخته شدند. (ایسنا و یزد فردا 1/11/87)

248 ـ جان محمد- م 41 ساله و رضا- م 34 ساله به جرم قاچاق مواد مخدر به حکم دادگاه انقلاب اسلامی اصفهان در زندان مرکزی اصفهان به دار آویخته شدند. (فارس 1/11/87)

249 ـ غلام به جرم قاچاق مواد مخدر به حکم شعبه اول دادگاه انقلاب کرج، به ریاست قاضی موسی آصف الحسینی و با تائید دیوانعالی کشور در زندان قزل حصار به دار آویخته شد. (ایران 2/11/87)

250 ـ صفرعلی 30 ساله به جرم قتل حمید به حکم شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران و با تائید شعبه 37 دیوانعالی کشور در زندان اوین به دار آویخته شد. (3/11/87)

251 ـ فیروز 27 ساله به جرم قتل علی جواهری به حکم شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران و با تایید شعبه 33 دیوانعالی کشور در زندان اوین به دار آویخته شد.(اعتماد ملی 3/11/87)

252 ـ بهروز 42 ساله به جرم قتل اکبر 21 ساله به حکم شعبه 1601 دادگاه جنایی تهران و با تایید شعبه 19 دیوانعالی کشور پس از تحمل 17 سال زندان در زندان اوین به دار آویخته شد.(اعتماد 3/11/87)

253 ـ یدالله 35 ساله به جرم قتل زن عمویش نجمه 72 ساله به حکم شعبه 71 دادگاه کیفری استان و با تائید شعبه 11 دیوانعالی کشور در زندان اوین به دار آویخته شد. (ایران 3/11/87)

254 ـ اردلان 40 ساله به جرم قتل بختیار 60 ساله به حکم شعبه 71 دادگاه کیفری استان و با تائید شعبه 42 دیوانعالی کشور در زندان اوین به دار آویخته شد. (ایران 3/11/87)

255 ـ علی 33 ساله به جرم قتل علی اصلانی 40 ساله به حکم شعبه 71 کیفری استان تهران و با تایید شعبه 11 دیوانعالی کشور در زندان اوین به دار آویخته شد.(ایران 3/11/87)

256 ـ رضا 35 ساله به جرم قتل همسرش زینب 24 ساله، قربانعلی 55 ساله پدر زینب و معصومه 50 ساله مادر زینب، به حکم شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران و با تائیدیه شعبه 33 دیوانعالی کشور در زندان اوین به دار آویخته شد. (ایران 3/11/87)

257 ـ ملا گل حسن تبعه افغانستان 21 ساله به جرم قتل فخرالدین، به حکم شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران و با تائید دیوانعالی کشور در زندان اوین به دار آویخته شد. وی در زمان ارتکاب جرم 17 ساله بوده است.(ایران 3/11/87)

258 ـ وسیم 21 ساله به جرم قتل میثم 25 ساله، به حکم شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران و با تائید شعبه 28 دیوانعالی کشور در زندان اوین به دار آویخته شد. (ایران 3/11/87)

259 ـ آرش 30 ساله به جرم قتل یک پلیس بنام حسینعلی طریقی 31 ساله به حکم شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران و با تائید شعبه 23 دیوانعالی کشور در زندان اوین به دار آویخته شد. (ایران 3/11/87)

260 ـ محمد مصطفایی وکیلی که چند سال است وکالت بدون اجرت کودکان محکوم به اعدام را بر عهده دارد ، اعلام کرد: من شنیدم برای هر کسی که اعدامش می کنند مبلغی را به اجرای احکام می دهند . یعنی کسانی که مجری حکم هستند گویا 150 هزار تومان برای اجرای حکم می گیرند و فکر می کنم اگر این مطلب درست باشد ، این می تواند یک انگیزه بالایی باشد برای کسانی که گروه گروه مجرمین را اعدام می کنند ، بدون اینکه کسی پاسخگوی این مسئله باشد . مضافا به این که من اطلاع دارم اصلا وکلای آنها را هم دعوت نمی کنند.(دویچه وله 4/11/87)

261 ـ حسن امجدی، امین دستجردی، آرش گلپریان و حمید فاضلی از اهالی همدان به اتهام آدم ربائی و تجاوز به عنف پس از تحمل 5 سال حبس به حکم قوه قضائیه در زندان مرکزی سنندج به دار آویخته شدند.(کانون دانشجویان مدافع حقوق بشر کردستان 6/11/87)

262 ـ حسن- الف 28 ساله به جرم قتل به حکم قوه قضائیه در زندان شهرستان کازرون واقع در استان فارس بدار آویخته شد. (ایسکانیوز 8/11/87)

263 ـ چهار جوان به جرم تجاوز به یک نوجوان 16 ساله به حکم شعبه پنجم دادگاه کیفری استان خراسان رضوی و با تائید دیوان عالی کشور در زندان مرکزی مشهد بدار آویخته شدند. (قدس 9/11/87)

264 ـ میر علم سیدی دادستان عمومی و انقلاب شهرستان بجنورد اعلام کرد: 6 نفر به اتهام های فروش مواد مخدر، تجاوز به عنف، شرب خمر، ایراد ضرب و جرح با چاقو، آدم ربائی و سرقت به عنف به حکم دادگاه در زندان مرکزی بجنورد به دار آویخته شدند. (ایرنا 9/11/87)

265 ـ احمد عابد ابراهیمی 34 ساله به جرم قتل نجمه 29 ساله به حکم شعبه 17 دادگاه کیفری اصفهان و با تائید شعبه 16 دیوانعالی کشور در زندان مرکزی اصفهان بدار آویخته شد. همچنین رضا عادلی 21 ساله به حکم شعبه 17 دادگاه کیفری استان اصفهان و با تائید دیوانعالی کشور در زندان مرکزی اصفهان بدار آویخته شد. (اعتماد 10/11/87)

266 ـ هشت مرد و یک زن به جرم قتل، به حکم شعبات دادگاه کیفری استان تهران و با تائید دیوانعالی کشور در زندان اوین تهران به دار آویخته شدند. (جمهوری اسلامی 10/11/87)

267 ـ یک مرد به اتهام قتل همسر 19 ساله خود که از سوی دادگاه کیفری استان فارس و با تایید شعبه 27 دیوان عالی کشور به اعدام محکوم شده بود در محوطه زندان عادل آباد شیراز به دار آویخته شد.(ایران 12/11/87)

268 ـ جوان 29 ساله که به اتهام قتل یک مرد 50 ساله که پدر دختر مورد علاقه اش بود از سوی شعبه 122 دادگاه عمومی ـ جزایی شیراز و با تایید دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شده بود در محوطه زندان آباد شیراز به دار آویخته شد. (ایران 12/11/87)

269 ـ حشمت 29 ساله به جرم قتل دو برادر بنامهای جواد 25 ساله و محمد 40 ساله به حکم دادگاه کیفری کازرون و با تایید دیوانعالی کشور در زندان کازرون به دار آویخته شد . (ایران 12/11/87)

270 ـ یک مرد به جرم خرید و فروش مواد مخدر به حکم دادگاه کیفری بجنورد و با تائید دیوانعالی کشور در زندان بجنورد به دار آویخته شد.(اعتماد 14/11/87)

271 ـ معصومه قله چهی 32 ساله، به جرم قتل همسرش محمد، پس از تحمل 12 سال حبس به دستور قوه قضائیه در زندان رفسنجان به دار آویخته شد. این دختر دانشجو را به اجبار به عقد پسر عموی مادرش درآورده بودند. نامبرده به صورت غیر عمد در یک درگیری مرتکب قتل شده بود.(روز آنلاین 14/11/87)

272 ـ هیوا محمدی 28 ساله به جرم قتل به حکم قوه قضائیه در زندان مرکزی سنندج به دار آویخته شد.(کانون دانشجویان مدافع حقوق بشر کردستان 15/11/87)

273 ـ الف ـ ی به جرم قتل امرالله م ـ ی به حکم دادگستری بوشهر و با تائید دیوانعالی کشور در زندان مرکزی بوشهر به دار آویخته شد.(کیهان 29/11/87)

274 ـ حمید بابائی 35 ساله، محمد گرگی 25 ساله، امید نوری 27 ساله، یاسین جعفری 27 ساله و عباسعلی قاسمی 30 ساله به اتهام قاچاق مواد مخدر به حکم قوه قضائیه و تنفیذ رئیس قوه قضائیه در زندان دستگرد اصفهان به دار آویخته شدند.(فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران 29/11/87)

275 ـ رحمت صادقی دانشجوی دانشگاه آزاد سنندج به جرم قتل پس از تحمل 4 سال حبس به حکم قوه قضائیه در زندان مرکزی سنندج به دار آویخته شد.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 29/11/87)

اخبار اجتماعی:

276 ـ هاشمی رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی تهران بزرگ در همایش " محیط زیست ، صنعت و خودرو " اعلام کرد : از بس که قانون ضعیف است ما در تهران زمین گیر هستیم آلودگی دارد از سرو کول ما بالا می رود . 3,600,000 دستگاه ماشین در شهر تهران داریم در حالی که ظرفیت عبور ما 500 هزار دستگاه است . وی گفت : ظرفیت پارکینگ هایی که در تهران وجود دارد یک سوم نیاز تهران است اما همین پارکینگ ها هم همیشه 50 درصد شان خالی است . کسی ماشین خود را در پارکینگ پارک نمی کند . خود روئی وجود دارد که 4 میلیون تومان قیمت آن است و 16 میلیون تومان جریمه دارد . هاشمی افزود : امروز می خواهم حرف های دلم را بزنم و بگویم مشکل کجاست ، باید فکری کرد ، این سمینار ها و همایش ها و صحبت ها به خدا قسم راه به جایی نخواهد برد . کشور دارد به حالت انفجار می رسد ، آلودگی هوا بیداد می کند ، همکاران راهنمایی و رانندگی سرکار نمی روند ، جای تعارف نیست .(ایلنا 1/11/87)

278 ـ محمد هادی حیدرزاده مشاور شهردار تهران در امور محیط زیست در هفته هوای پاک اعلام کرد : آلودگی هوا در تهران به وضعیت بحرانی رسیده است و اعداد روزهای سالم با استانداردها بسیار فاصله دارند . شفیع پور استاد دانشگاه گفت : از زمان تدوین بیانیه تهران هوای پاک در سال 72 ، 15 سال گذشته است و ما اکنون به مرحله بحران رسیده ایم . 89 درصد آلودگی هوای تهران مربوط به منابع متحرک است و سالانه 4000 مرگ زود هنگام در تهران بدلیل آلودگی هوا داریم . وی افزود : روزانه بالغ بر 800 گرم جرم انواع آلاینده ها ، سهم هر شهروند تهرانی است که وارد ریه می شود . یوسف رشیدی مدیر عامل شرکت کنترل کیفیت هوای تهران گفت : امسال تا به امروز 58 روز آلودگی هوا از حد استاندارد بیشتر بوده است . وی خاطر نشان ساخت : اثر هیدروکربن ها از ازت و گوگرد بیشتر است و به همان راحتی که جذب می شوند ، دفع نمی شوند و اثبات شده که بنزین موجب افزایش سرطان خون می شود . اگر از بنزین بدون سرب استفاده شود ، 40 درصد از آلودگی هوا کاسته می شود. وحید نوروزی مدیر عامل ستاد مرکزی معاینه فنی خودرو گفت : سالانه 27000 نفر جان خود را بر اثر حوادث ترافیکی از دست می دهند وی افزود: باید بر اساس آمار ، 1500,000 خود روی فرسوده تا پایان سال از رده خارج می شد اما چرا توان انجام این کار را نداریم .(ایلنا 2/11/87)

279 ـ بر اساس آمار و ارقام رسمی منتشر شده توسط سازمان بهشت زهرا، طی 21 ماه گذشته 48 شهروند تهرانی بر اثر سوء تغذیه جان خود را از دست داده اند. دکتر واعظ مهدوی معاون سابق وزارت رفاه گفت: بر اساس مستندات بانک مرکزی که در بولتن ماه گذشته خود آمار خط فقر کشور را ارائه داده بود و یکی از نمایندگان مجلس تصریح کرد: بر اساس برآوردهای انجام شده، ظرف یک سال گذشته چهار میلیون نفر به زیر خط فقر سقوط کرده اند. (سرمایه 2/11/87)

280 ـ یکی از زلزله زدگان شهر بم، در مقابل نهاد ریاست جمهوری، پس از پاشیدن بنزین بر لباسهایش خود را به آتش کشید. فرد آتش گرفته هنگام کمک سربازان مستقر در نهاد ریاست جمهوری می گفت: بگذارید من بمیرم، در زلزله بم فرزندانم روی دستانم مردند و کسی به داد ما نرسید. فردی که خود را به آتش کشید، چند بار برای رسیدگی به خواسته هایش به نهاد ریاست جمهوری مراجعه کرده بود که بدلیل بی نتیجه بودن مراجعات دست به این اقدام زد. (ایلنا 9/11/87)

281 ـ انوشیروان محسنی بندپی ، مخبر کمیسیون محیط زیست مجلس شورای اسلامی گفت: طبق آمار رسمی مرکز فوریت های پزشکی کشور،مرگ و میر ناشی از آلودگی هوای تهران از سال 84 تا86 را هر ماه بطور مستقیم 1400 نفر و 16000 نفر در سال اعلام کرد. همچنین بر اساس آمار و ارقام سازمان بهشت زهرا در 9 ماه سال جاری از بین 37288 متوفی تهرانی تنها 14 نفر بر اثر مرگ طبیعی مرده اند. بیش از 98 درصد متوفیان به بیماری های مختلف قلبی عروقی و سرطان مبتلا بودند.نتایج تطبیقی مرکز آمار اورژانس تهران نشان میدهد، در 9 ماه سال جاری 6249 شهروند تهرانی دچار ایست قلبی شده اند. (اعتماد 10/11/87)

282 ـ اسدالله جولائی مدیر عامل ستاد دیه کشور گفت: در 30 سال گذشته بر اثر حوادث رانندگی قریب به 800000 نفر کشته و 430000 نفر مصدوم و مجروح شده اند.وی خسارت و تلفات حوادث رانندگی را چند برابر کشته های جنگ 8 ساله عراق و ایران اعلام کرد.(سایت سازمان زندانها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور 13/11/87)

283 ـ ثریا عزیز پناه مدیر عامل « کانون مشارکت برای پاکسازی مین» گفت : یک دختر ایلامی که براثر برخورد با مین دچار قطع عضو شده بود،به علت فشار روانی و مشکلات اجتماعی خودکشی کرد. وی افزور: در طول سالهای پس از جنگ هیچ نوع حمایت روانی و اجتماعی از مصدومان مین صورت نمی گیرد. دختران و زنان پس از قطع عضو ناشی از مین، خانه نشین شده و با مشکلات بسیار دست به گریبان می شوند. دختران و زنانی که بر اثر اصابت با مین دچار نقص عضو شده اند، یا امید به ازدواج را از دست می دهند و یا از سوی همسرانشان ترک می شوند که این باعث منزوی شده آنها می شود. (ایلنا 19/11/87)

284 ـ سید احمد قشمی رئیس سازمان ثبت و احوال استان تهران از رشد 142 در صدی جمعیت تهران از اسفند ماه سال 57 تا دی ماه سال 1387 خبر داد . وی افزود : همزمان با پیروزی انقلاب جمعیت استان تهران 5656322 بوده است اما تا پایان دی ماه سال جاری جمعیت پایتخت کشور به 13658745 نفر رسیده است . رشد سریع جمعیت وضعیت زیست محیطی تهران را با بحران مواجه کرده است . (مهر 19/11/87)

285 ـ رئیس انجمن دفاع از حقوق معلولان ، وزارت آموزش و پرورش اعلام کرد : وزارت آموزش و پرورش به بهانه کسری اعتبارات هزینه ایاب و ذهاب ، سرویس دهی به دانش آموزان معلول را قطع کرده و با عث شده که که دانش آموزان معلول از تحصیل محروم شوند . در حال حاضر بیش از 92 هزار دانش آموز معلول در کشور مشغول درس خواندن هستند . لازم به یادآوری است که 700 دانش آموز با نیازهای ویژه از سرویس مدرسه استفاده می کنند . بدنبال انتشار این خبر پس از یک هفته انیسه جوادی رئیس آموزش و پرورش استثنایی استان تهران اعلام کرد : معاون مالی وزیر آموزش و پرورش موافقت کرده که هزینه ایاب و ذهاب دانش آموزان معلول را پرداخت کند . (مهر 22/11/87)

286 ـ مدیر کل سازمان آسیب های اجتماعی شهر تهران گفته است در 6 ماهه سال جاری 2500 کودک کار و خیابان جمع آوری و به سازمان بهزیستی تحویل داده اند . نادر طالبی از مسئولان جمعیت دفاع از حقوق کودکان کار می گوید به گفته بهزیستی نزدیک به 700 هزار کودک کار در ایران وجود دارند . وی افزود : کودکان ، کار انتخاب نکرده اند . شکم گرسنه و نیازهای اقتصادی موجب شده که به خیابان بیایند . این بچه ها به سختی به دیگران اعتماد می کنند و مشکلات خود را به آسانی بیان نمی کنند . مثلا هیچ وقت در برخورد اول نمی گویند که صاحب کارم به من تجاوز می کند . اینها در محیطی کار کرده اند پر از ترس و تهدید و کتک و فحاشی و تجاوز و سایر آسیب هاست . (دویچه وله 24/11/87)

287 ـ شفیع طه زاده 27 ساله سرباز وظیفه بر اثر انفجار یک مین در پاسگاه کانی شیخان مهاباد یکی از چشمانش را از دست داد و هر دو دستش قطع شد.(کانون دانشجویان مدافع حقوق بشر کردستان 27/11/87)

288 ـ سلیم تنها از اهالی روستای "میرآباد" از توابع شهرستان بانه بر اثر انفجار مین یک پای خود را از دست داد. نامبرده متاهل و دارای چند فرزند می باشد.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 28/11/87)

289 ـ محمد کلاهدوزانی مقدم 47 ساله پدر 3 فرزند به علت بیکاری و فقر در مقابل مجلس شورای اسلامی با ریختن بنزین خود را به آتش کشید. وی بر اثر شدت سوختگی در بیمارستان مطهری تهران در گذشت. نامبرده به دلیل مشکلات مالی کلیه همسرش را نیز فروخته بود. در تاریخ های 25/9/87 و 7/10/87 و 5/11/87 به ترتیب با کوثری، کاتوزیان و فدائی، نمایندگان مجلس شورای اسلامی ملاقات داشته است.(پارلمان نیوز 26/11/87)

290 ـ حجت الله فرزاد جانباز شیمایی از اهالی خرم آباد که برای پیگیری مشکلات خود به همراه همسرش به بنیاد شهید و امور ایثارگران تهران مراجعه کرده بود ، در مقابل این سازمان با بنزین خود را به آتش کشید. وی بر اثر شدت سوختگی در بیمارستان مطهری تهران در گذشت. ( عصر ایران 30/11/87)

"فعالین ایرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امریکای شمالی"

ihrnena@gmail.com 30/11/1387 برابر با 18/02/2009

انجمن فعالان حقوق بشر در ایران ـ کانادا: FaalanHRC@yahoo.ca
siterahaei@yahoo.com:انجمن مدافعین حقوق بشرو دمکراسی در ایران - فرانسه
اتحادیه برای دمکراسی در ایران ـ ایتالیا: updi@libero.it
اتحاد برای دفاع ازحقوق بشر در ایران - واشنگتن - آمریکا: mailto:adhri1@yahoo.com
info@bashariyat.de کانون دفاع از حقوق بشر در ایران - آلمان:
shafaei@azadegy.de شبکه فعالان حقوق بشر ایرانی در آلمان:
HRIRNL@gmail.com: کانون دفاع ازدمکراسی در ایران- هلند
info@komitedefa.org : کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران - سوئد
defendhriran_ca@yahoo.com:کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران - کالیفرنیا - آمریکا
komitenoran@yahoo.noکمیته نوران(کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران - نروژ):
yebarak@yahoo.ca : سازمان ایرانیان غرب کانادا - ونکور - کانادا
kupg_iran@yahoo.de: کمیته دفاع از زندانیان سیاسی ایران- برلین
mnrecht@hotmail.comفعالین ایرانی حقوق بشر- سوئیس :
فعالان دفاع از حقوق بشر: Irantestimonymailto:Irantestimonyinfo@irantestimony.com

ادامه مطلب ....

 
Free counter and web stats Savalansei Posts Feed