احضار اعلمی به دادسرای عمومی و انقلاب تهران

جمعه ۹ مرداد ۱٣٨٨ - ٣۱ ژوئيه ۲۰۰۹

آفتاب:
اکبر اعلمی، روز چهارشنبه با حضور در دادسرای عمومی و انقلاب تهران، به ۴ مورد اتهامی پاسخ گفت.

به گزارش گروه سیاسی آفتاب، اعلمی با حضور در دادسرای عمومی و انقلاب تهران به دو شکایت مدعی‌العموم با اتهام توهین به مقدسات و نیز دو شکایت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پاسخ گفت.

اعلمی در توضیحی درباره این موارد اتهامی گفت: «سپاه پاسداران سه شکایت علیه من مطرح کرده بود که یکی از آن‌ها را پس گرفت. اما، در یکی از دو شکایت دیگر متهم شده‌ام که در تذکر به وزیر دفاع به خاطر حوادث آذربایجان، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروی مقاومت بسیج را به دخالت در سیاست و کشتار و ضرب و جرح عده‌ای از مردم آذربایجان متهم کرده‌ام».

وی در توضیح یکی دیگر از موارد اتهامی‌اش گفت: «یکی دیگر از اتهاماتم نیز معطوف به احضار وزیر کشور و پیگیری پرونده تجاوز چند تن از اشرار به یک دختر ۱۸ ساله در تبریز است».

وی همچنین افزود: «از مجموع ۴ پرونده‌ای که دیروز درباره آ‌نها احضار شدم، دو فقره مربوط به سخنرانی‌ها و دو مورد دیگر نیز به دلیل مطالب مطرح شده در نطق‌هایم در مجلس است».

ادامه مطلب ....

وکیل مدافع: تایید حکم سنگسار یک خانم تبریزی در دیوان عالی کشور

پنج‌شنبه ٨ مرداد ۱٣٨٨ - ٣۰ ژوئيه ۲۰۰۹

ترند نیوز: خانم سکینه محمدی - یک خانم آذربایجانی تبعه ایران از شهر تبریز با حکم سنگسار به مرگ محکوم شده است. اتهامات وی ارتکاب به زنای محسنه است.

مصاحبه بخش آذربایجانی رادیو اروپای آزاد با محمد مصطفایی وکیل خانم محمدی

- جناب آقای مصطفایی، دادگاه عالی کشور حکم سنگسار خانم محمدی را تصدیق کرده است. دیدگاه شما نسبت به این نوع مجازات چیست؟

- بر اساس قوانین ایران، زن شوهرداری که مرتکب زنا شود و این عمل او با شهادت 4 شاهد در حین وقوع جرم ثابت شود و یا خود این فرد به عمل خود چهار بار اعتراف کند، با حکم دادگاه چنین زنی به سنگسار محکوم میشود. متاسفانه برخی از زنان خانواده های ایرانی که با مشکلات فقر، کم سوادی، نا آگاهی حقوقی و غیره مواجهند، مرتکب چنین عملی میشوند. طلاق گرفتن زنان در ایران نیز امر دشواری هست و لذا برخی از زنان زندگی مشترک خود با مردان را بطور اجباری ادامه میدهند. بعضا اینگونه زنها بعلت تامین نیازهای مادی و معنوی خود با یک مرد دیگری رابطه برقرار می کنند.

- شما حکم سنگسار خانم محمدی را چگونه ارزیابی میکنید؟


- من نسبت به حکم دادگاه اعتراض شدیدی دارم. اولا؛ پرونده خانم محمدی تابحال توسط 5 قاضی بررسی شده است. بر اساس حکم دو قاضی وی تبرئه شده است. با حکم سه قاضی دیگر هم وی به سنگسار محکوم شده است. به نظر من، تصدیق حکم سنگسار وی از سوی دادگاه عالی کشور امر درستی نیست. من جهت تغییر این حکم مجددا به دادگاه عالی و دادگاه تجدید نظر کشور مراجعه کرده ام.

- اتهامات خانم محمدی بطور دقیق چیست؟

- خانم محمدی در سن و سال کمتری ازدواج کرده است. با شوهر خود همیشه مشکلاتی را داشته است. خانواده آنها با مشکلات مالی نیز مواجه بوده است. من نمیخواهم تمامی جزئیات مسایل خانوادگی آنها را برای شما بازگو کنم. در این مدت وی با دو مرد در ارتباط بوده، لاکن با آنها مرتکب زنا نشده است. در پی همین خانم محمدی دستگیر میشود. با حکم دادگاه وی به 100 ضربه شلاق محکوم میشود. سپس حکم دادگاه مورد اجرا قرار میگیرد.

- پس برای چه حکم سنگسار وی صادر شده است؟

- مدتی پس از اجرای حکم شلاق وی، شوهر او به قتل می رسد. پس از حادثه قتل پرونده جنایی دیگری برای خانم محمدی باز میشود. سپس وی را مجبور میکنند که به عمل زنا با مردان دیگر اعتراف کند. در صورتی که وی در جلسه دادگاه مکررا این اعتراف خود را تکذیب کرده و گفته که وی را مجبور به چنین اعترافی نموده اند.

5 هیات قضات پرونده وی را بررسی میکنند. با دو حکم وی تبرئه گشته و با سه حکم دیگر به سنگسار محکوم میشود.

- شما جهت پیگیری این مسئله چه اقداماتی را انجام میدهید؟

- من با درنظر گرفتن حکم برائت خانم محمدی از سوی دو دادگاه، مورد مجازات گرفتن وی با حکم دادگاه سابق به 100 ضربه شلاق و برخی عوامل دیگر، مجددا به داگاه عالی مراجعه کرده ام. لاکن چنین احتمالی نیز وجود دارد که بدون در نظر گرفته شدن این درخواست ما، حکم شلاق خانم محمدی بطور مخفیانه مورد اجرا قرار بگیرد. البته خانم محمدی دوبار هم تقاضای عفو داده اند که مورد قبول واقع نشده است.

- وزیر دادگستری و رئیس قوه قضائیه ایران در مورد لغو بند "حکم سنگسار" از قوانین مجازات ایران بیاناتی داده اند. با در نظر گرفتن این امر صدور حکم سنگسار از سوی دادگاه را چگونه ارزیابی میکنید؟


- درست است، چنین پیشنهادهایی ارائه شده، لاکن هنوز چنین قانونی در کشور وجود دارد و قضات کشور نیز بر اساس آن میتوانند حکمی را صادر کنند. به نظر من، این یک قانون ضد بشری است. برخی از قضات کشور سواد درک صدور چنین حکمی و "مصلحت" بینی آن را ندارند.

ادامه مطلب ....

انتقال حسن عبداللهی (امید اوغلو) به زندان مرکزی تبریز

چهارشنبه ۷ مرداد ۱٣٨٨ - ۲۹ ژوئيه ۲۰۰۹

ساوالان سسی: حسن عبداللهی (امید اوغلو) نویسنده و معلم زبان ترکی در تبریز که روز ۲۲ تير ٨٨ در منزل خود از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شده بود، طی روزهای گذشته از بازداشتگاه اداره اطلاعات به بند ویژه زندان مرکزی تبریز انتقال یافته است.

با اینحال به گفته نزدیکان این فعال فرهنگی تاکنون از علت بازداشت او اطلاعی در دست نیست.

لاذم بذکر است نیروهای امنیتی هنگام بازداشت نامبرده ضمن تفتیش خانه، کتابها و برخی نوشتجات وی را نیز با خود برده اند.

ادامه مطلب ....

آزادی رضا عباسی و احمد مدادی دو فعال بازداشتی آذربایجانی در زنجان

سه‌شنبه ۶ مرداد ۱٣٨٨ - ۲٨ ژوئيه ۲۰۰۹

ساوالان سسی: رضا عباسی و احمد مدادی از فعالین مدنی آذربابجانی در زنجان ظهر روز گذشته دوشنبه ۵ مرداد هر کدام با قرار کفالت ۲۰ میلیون تومانی پس از گذراندن ۱۲ روز حبس آزاد شدند.

نامبردگان روز پنجشنبه ۲۵ تير ٨٨ به بهانه برگزاری مراسم دعای توسل جهت آزادی سعید متین پور فعال حقوق بشر و روزنامه نگار آذربایجانی که به هشت سال زندان محکوم شده است از طرف نیروهای امنیتی دستگیر و به بازداشتگاه وزارت اطلاعات زنجان انتقال یافته بودند.

پیشتر مهندس رئوف طاهری که از دیگر دستگیر شدگان مرتبط با مراسم دعا برای متین پور هستند، روز یکشنبه ۲٨ تير ٨٨ به قید کفالت از زندان آزاد شده بودند.

ادامه مطلب ....

گزارش صدای آمریکا از وضعیت بازداشت شدگان زنجان در گفتگو با یاشار حکاک پور مسئول روابط عمومی آداپ

صدای آمریکا . برنامه ویژه بامدادی، چهارشنبه ٣۱ تير ۱٣٨٨ - ۲۲ ژوئيه ۲۰۰۹

video

تعدادی از فعالان مدنی آذربایجانی در تبریز و زنجان در ماه گذشته توسط ماموران امنیتی بازداشت و روانه زندان شدند بنا به گزارشهای رسیده این افراد از حق داشتن وکیل و تماس و دیدار با خانواده های خود محروم بوده اند.

یاشار حکاک پور مسئول روابط عمومی انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران که در ترکیه به سر می برد در گفتگو با صدای آمریکا درباره دانشجویان دستگیر شده چنین می گوید:

از بازداشت شدگان در زنجان چه اطلاعی دارید؟

یاشار حکاک پور : فعالین مدنی در زنجان برای آزادی آقای متین پور روزنامه نگار و فعال شناخته شده حقوق بشر آذربایجانی که در خرداد ۸۷ به ۸ سال حبس تعزیری محکوم شده بود قصد داشتند روز پنجشنبه ۲۵ تیر ۸۸ دعای کمیلی برگزار کنند که پیش از برگزاری مراسم ماموران امنیتی مهندس رئوف طاهری٬ رضا عباسی و احمد مدادی از فعالین مدنی آذربایجانی و مدنی زنجان را دستگیر کردند که از این بین مهندس طاهری روز یکشنبه به قید کفالت از زندان آزاد شدند اما آقایان عباسی و مدادی همچنان در بازداشتند. دادستان گل محمدی دادستان زنجان روز یکشنبه از اعلام رسمی اتهامات این افراد خودداری کرده اند و به صورت تلویحی اتهام این افراد را با درگیریهای یک ماه اخیر در تهران و قضایای انتخاباتی مرتبط دانسته اند.

برای دانلود فیلم اینجا را کلیک کنید


ادامه مطلب ....

گفتگوی شهروند با دکتر علیرضا اصغرزاده در مورد جنبش اخیر ایران

شهروند - لیلا مجتهدی

دکتر علیرضا اصغرزاده تحصیلات تکمیلی اش را در رشته های علوم سیاسی، فلسفه و جامعه شناسی در دانشگاه تورنتو به پایان رسانده است و هم اکنون در دانشگاه یورک به تدریس و تحقیق در حوزه های جامعه شناسی و آموزش و پرورش مشغول است. در کنار دیگر تألیفات، او مؤلف "ایران و چالش گوناگونی ها" (نشر پال گریو) و یکی از مؤلفین "تحصیل و تفاوت در آفریقا" است. او همچنین مقالات متعددی در مورد ایران، آذربایجان، خاورمیانه، تئوری اجتماعی، تئوریهای جامعه شناسی، زبان، پداگوژی و غیره در نشریات علمی و آکادمیک به چاپ رسانده است.

دکتر اصغرزاده در میان آذربایجانی های ایران چهره ای محبوب و سرشناس است و نظرات آکادمیک ایشان همواره روشنگرانه و راهنما بوده است. از این رو با ایشان به گفت وگو نشستیم تا در مورد جنبش اخیر اعتراضی در ایران و مسائل پیرامون آن بشنویم.

نظرتان در مورد انتخابات اخیر ایران و پیامدهای آن چیست؟

ـ اجازه بدهید قبل از هر چیز از شما و نشریه شهروند به خاطر ترتیب دادن این مصاحبه تشکر کنم. به جرات می توان گفت که انتخابات اخیر و پیامدهای آن بزرگترین حادثه سیاسی است که در عمر سی ساله جمهوری اسلامی به وقوع پیوسته است. برای اولین بار شکاف بین سران و بانیان رژیم به طور بی سابقه ای هم برای ایرانیان و هم برای جهانیان آشکار شده است؛ مشروعیت تمامی رژیم، از ولایت فقیه اش گرفته تا دستگاههای ریز و درشت سانسور و شکنجه اش، حتی در نزد بسیاری از مؤمنین، صحابه ها و خودی های خود رژیم نیز زیر سئوال رفته است. در عین حال، یک جنبش پویای اعتراضی در میان جوانان و روشنفکران شکل گرفته است که اگر موفق شود، هدف میان مدتش خلع ید از ولایت فقیه، و آماج نهایی اش حصول دموکراسی و سکولاریزم خواهد بود.

مرحوم شریعتی زمانی گفته بود، "هر انقلابی دو چهره دارد: خون و پیام". جنبشی که حول محور انتخابات و سرانجام آن شکل گرفته، اگرچه یک انقلاب تمام عیار نیست ولی تمامی مشخصه های یک خیزش انقلابی و یک جنبش اجتماعی را داراست. در واقع، این خیزش، یک جنبش مسالمت آمیز اجتماعی است با پیغام های مختلف. از میان این پیغام ها، گفتمان "حقوق بشر" به مثابه روایت غالب این جنبش خود را مطرح کرده است. درعین حالی که به نظر می رسد مفهوم عمومی و کلی "حقوق بشر" از سوی اکثر شرکت کنندگان این جنبش و حامیان آنها پذیرفته شده، تعریفها و برداشتهای متفاوت از این مفهوم هستند که می باید مورد بحث و بررسی قرار داده شوند.

به طورکلی، به دلیل فاصله عمیقی که طی سالهای اخیر بین روشنفکران مرکزنشین و خیل عظیم حاشیه نشینان به وجود آمده، روشنفکران مرکزگرا و ادبیاتشان با سماجتی عجیب سعی در کتمان و انکار هویت چندفرهنگی، چندزبانی و چندملیتی ساکنان ایران داشته اند. به رغم اینکه مبارزات چشمگیری از بدو تشکیل جمهوری اسلامی در مناطق کردستان، آذربایجان، ترکمن صحرا، بلوچستان و خوزستان در طی سی سال گذشته علیه جمهوری اسلامی صورت گرفته، مرکز و روشنفکران آن هیچ گونه کمک قابل ملاحظه ای به مبارزات خلقهای غیرفارس نکرده اند. گفتمان حاکم مرکزگرا، زیر چتر مرئی و گاه نامرئی ناسیونالیسم فارس/ایرانی، به تقویت و ترویج تک صدایی پرداخته، و تا آنجا که توانسته مقولاتی مانند حقوق بشر، آزادی و دمکراسی را از دریچه تنگ این ناسیونالیسم تعریف و تفسیر کرده است. این پروسه ظالمانه و حذف گرا، به طور طبیعی باعث به وجود آمدن یک نوع احساس بیگانگی در جوامع حاشیه نسبت به مرکز شده است. و حالا، به عقیده من، چالش بزرگ جنبش اعتراضی کنونی در همین مسئله نهفته است: در یک جامعه چند ملیتی و چندفرهنگی، چگونه می توان به این حس بیگانگی و بی اعتمادی فائق آمد و به اصل بسیار ضروری "وحدت در کثرت" دست یافت؟

آذربایجان خصوصاً تبریز در طول تاریخ یا حادثه آفرین بوده و رهبریت جنبش های مختلف را به عهده داشته یا به حمایت از جنبش مرکز به پا خاسته، اما در جنبش اخیر بیشتر سکوت کرده است. اگر چه یکی از دلایل آن می تواند وجود خفقان به خاطر حضور نیروهای سرکوبگر باشد ولی جدا از آن به نظر شما این سکوت نشانگر چه پیامی می تواند باشد؟

ـ مسئله مهمی که باید مورد توجه قرار بگیرد این است که خلق های غیرفارس ایران، با تجربه گران سی سال مبارزه و مقاومت، دیگر آن گروههای انسانی زمان انقلاب بهمن نیستند تا پایبند چند شعار گنگ و مبهم باشند و در راه احقاق آنها هزینه صرف کنند. آنها اکنون با خواسته ها و مطالبه های معین و مشخص به میدان آمده اند. برای مثال، "شورای هماهنگی فعالان ملی آذربايجان" در اثنای مبارزات انتخاباتی با چند مطالبه مشخص زیر به کاندیداها مراجعه کرد تا نظر آنها را در مورد این اصول دمکراتیک جویا شود:

- رسمی شدن زبان ترکی و آموزش به زبان مادری؛
- ايجاد سيستم فدراليسم و مبارزه با تمرکزگرایی و تشکيل پارلمان های ايالتی؛
- رفع کليه مظاهر شونيسم و آسيميلاسيون و لغو کليه قوانين و بخشنامه های پيدا و پنهان در خصوص اعمال سياستهای شونيسم و تبعيض آميز بر عليه اقوام و ملل ساکن در کشور؛
- ايجاد بسترهای لازم جهت توسعه و رونق اقتصادی آذربايجان و اختصاص بودجه ويژه برای فقرزدایی و رفع محروميت ها و مقابله با مهاجرت ناشی از سياست های 80 سال گذشته؛
- به رسميت شناختن فعاليتهای سياسی، اجتماعی و فرهنگی با ماهيت قومی و ملی و رفع موانع تاسيس و فعاليت احزاب، تشکل ها و رسانه های مدافع حقوق ملت آذربايجان.

بنابراین، ملاحظه می فرمایید که گفتمان جدیدی در میان مبارزین آذربایجانی به وجود آمده و یا در حال شکل گرفتن است که مسائل را از نقطه نظر اولویتها و مطالبات خلق آذربایجان می نگرد. به نظر می رسد که تاریخ مصرف شعار عوامفریبانه آقای خمینی، یعنی شعار معروف "همه با هم" بدون تأکید بر مطالبات خاص، حداقل در آذربایجان به سر آمده است. از طرف دیگر، گفتمان مسلط مرکزگرا همچنان از دریچه ناسیونالیسم فارس/ایرانی به مسائل می نگرد و نه تنها هیچ تغییر چشمگیری در این سالها نکرده است، بلکه به درجه ستیزه جویی و جفاپیشه گی خود نیز افزوده است، مسئله ای که هم در داخل ایران و هم در دیاسپورای ایرانی در خارج به وضوح قابل رؤیت است.

در واقع، برای نیل به اتحاد و همبستگی باید به تفاوتها و گوناگونیهای رایج در جامعه ایران احترام گذاشته شود؛ و ضرورت دارد که این احترام گذاشتن از حد شعارهای کلیشه ای مانند "همه ایرانی هستیم،" "فردوسی گفته ایران همه سرای من است،" "همه در مقابل قانون برابر هستیم" و غیره و ذالک فراتر برود و وارد حوزه "کنکرتها" بشود. این بدان معناست که مثلا در حوزه تنوع زبانی، مقولاتی مانند حق آموزش به زبان مادری، مسئله چندزبانگی، مسئله زبانهای رسمی و زبانهای ملی، به مثابه اجزای جدایی ناپذیر گفتمان حقوق بشر ایرانی پذیرفته شوند و مورد بحث و بررسی قرار بگیرند.

آیا می توان جامعه امروز ایران را با جوامع دیگری که از دیکتاتوری به دموکراسی عبور کرده اند مقایسه کرد؟ شباهت ها و اختلافات را در چه می بینید؟


ـ طبیعی است که جوامع مختلف ویژگیهای مخصوص به خود را دارند و مقایسه جنبه های مختلف دو جامعه امر چندان ساده ای نیست و مستلزم پژوهشهای دقیق علمی و جامعه شناسانه است. در رابطه با سئوال شما، یکی از مناسبترین جوامع برای مقایسه با ایران، از منظر مسائل سیاسی و مبارزه برای دمکراسی و حقوق بشر، به نظر من جامعه آفریقای جنوبی دوره آپارتاید است. چنانکه می دانید، این جامعه براساس یک سری قوانین و مقررات روشن و شفاف نژادپرستانه اداره می شد که زیر عنوان "آپارتاید" سیاه پوستها و دیگر "رنگین پوستان" را از سفیدپوستها جدا میکردند و تمام امکانات و مزایای جامعه را در اختیار این گروه آخر قرار می دادند. در حالیکه سیستم آپارتاید نژادی اساسی ترین مشخصه جامعه آفریقای جنوبی بود، در نظام جمهوری اسلامی ایران می توانیم حداقل از سه نوع سیستم ستمگرانه و حذف گرایانه نام ببریم: فاشیزم مذهبی، آپارتاید جنسی، و راسیزم زبانی.

به طور خلاصه، فاشیزم مذهبی براساس تعالیم مذهب شیعه اثنا عشری و تئوری ولایت فقیه آقای خمینی اعمال می شود، همان مقوله ای که به "خمینیسم" معروف شده است. در کنار دیگر مظالم و ستمگریها، خمینیسم، روایت خاصی از شیعه اثنا عشری را به عنوان تنها مذهب رسمی کشور به کرسی می نشاند؛ مسلمانان سنی مذهب، معتقدان دیگر مذاهب (غیرمسلمانان)، ناباوران و سکولارها را از دسترسی به امکانات برابر و مزایای اجتماعی محروم می کند و با آنان به مثابه شهروندان درجه دو برخورد می نماید. این نوع فاشیزم، با کنترل حقوق، آزادیها و تمایلات جنس مؤنث، آپارتاید جنسی را در جامعه پیاده می کند. برطبق این آپارتاید، زنان به موقعیت شهروندان درجه دوم نزول می کنند در حالیکه مردها از تمام مزایای یک جامعه و فرهنگ پدرسالار سود می جویند. همچنین، اقلیتهای جنسی در زیر این آپارتاید تمام حقوق انسانی و جمعی خود را از دست میدهند؛ تحت شدیدترین و وحشیانه ترین ستمها قرار می گیرند تا جایی که حتی ماهیت وجودی شان به عنوان انسان انکار می شود ـ عملی که آقای احمدی نژاد بارها در برابر چشمان حیرتزده جهانیان انجام داده است.

سومین شاخه فاشیزم مذهبی در ایران "راسیزم زبانی" است که جمهوری اسلامی آن را از رژیم سابق پهلوی به ارث برده است. این نوع راسیزم ریشه در پروژه وسیعتر راسیزم آریایی دارد که برخی روشنفکران ایرانی آن را از تئوریهای شرقشناسانه و نژادپرستانه قرون 18-20 اروپا به عاریت گرفتند، و پس از غسل تعمید در دوره رضاخان و بعدش، به قول خودشان به آن "رنگ و روی ایرانی" دادند و در سیستم اداری مملکت نهادینه اش کردند. در یک کلام، این نوع راسیزم، زبان فارسی را به عنوان تنها زبان رسمی جامعه چند زبانه ایران مشروعیت می بخشد و از شکوفایی و گسترش زبانهای بیش از شصت درصد مردمان کشور جلوگیری می کند، امری که در ادبیات آکادمیک به "زبان کشی" معروف است. مایلم تأکید کنم که در میان کشورهای جهان در عصر معاصر، ایران شاید تنها کشوری باشد که هم حکومتش و هم اکثر روشنفکرانش به شدت پایبند این نوع راسیزم زبانی هستند و با جان و دل از آن دفاع می کنند.

حال، بعد از این مقایسه بسیار مختصر بین ایران و آفریقای جنوبی دوره آپارتاید، به این قسمت از سئوال شما برمی گردیم که، آیا عبور از دیکتاتوری و فاشیزم مذهبی به دموکراسی در ایران ممکن هست یا نه؟ به نظر من، همچنانکه این امر در آفریقای جنوبی ممکن شد، در ایران نیز شدنی است به شرطی که ما از تجربه مبارزاتی مردم آفریقای جنوبی و دیگران یاد بگیریم و گفتمانهای مترقی دمکراتیک و حقوق بشری جهان معاصر را سرمشق خودمان قرار دهیم. مردم آفریقای جنوبی بر سیستم آپارتاید پیروز شدند برای اینکه آنان:

ـ حاضر به پرداخت هزینه سنگین مبارزه برای دمکراسی و آزادی بودند؛
ـ در مقابل گفتمان فاشیستی آپارتاید، موفق شدند یک گفتمان آلترناتیو براساس حقوق و آزادیهای جهانشمول بشری تنظیم و تدوین کرده و به جهانیان عرضه کنند؛
ـ با آزاداندیشی و آزادمنشی موفق شدند اصل "وحدت در کثرت" را در جامعه خودشان تحقق بخشند؛
ـ در سطح بسیار وسیعی موفق به جلب حمایت جهانیان از مبارزه دمکراتیک، ضدراسیستی و ضدفاشیستی خود شدند.
بی هیچ تردیدی، شانس پیروزی جنبش اعتراضی کنونی در ایران رابطه ای مستقیم با حصول موارد بالا و دیگر موردهای مشابه خواهد داشت.

مسئله همبستگی جهانی با مردم ایران در نقاط مختلف دنیا امروزه در حال همه گیر شدن است، این امر در همبستگی ملیت های مختلف داخل ایران تا چه اندازه می تواند تأثیرگذار باشد؟

ـ انسانهای آزاداندیش بر اساس معیارهای دموکراتیک و حقوق بشری با جنبش مردم ایران ابراز همبستگی می کنند. یعنی آنها می بینند که این جنبش از گرایشات ارتجاعی مانند فاندمنتالیسم دینی، ناسیونالیسم غلیظ ایرانی/فارسی، شوونیسم جنسی و راسیزم آریایی به دور است و برای همین حمایتش می کنند. برای جلب حمایت بیشتر جهانیان ضرورت دارد که گفتمان دموکراتیک/حقوق بشری این جنبش هرچه بیشتر تقویت شده و در مرکز دقت جهانیان قرار داده شود. حقوق ملیتها، حقوق زنان، زحمتکشان، دانشجویان، اقلیتهای قومی، جنسی و مذهبی باید که جزو جدایی ناپذیر گفتمان دمکراتیک این جنبش باشد. از سوی دیگر فعالان و نمایندگان ملتهای غیرفارس در دیاسپورای ایرانی باید به توجه جهانیان برسانند که ایران معادل فارس نیست و از آزادیخواهان جهان بخواهند تا برای رعایت حقوق بشر خلقهای غیرفارس، هم به رژیم جمهوری اسلامی و هم به ناسیونالیسم ایرانی/فارس فشار آورده شود. در کل، یک گفتمان حقوق بشری ایرانی می باید که منعکس کننده ذات چندملیتی، چندفرهنگی، چندزبانی و چند مذهبی جامعه ایران باشد؛ در غیر این صورت آن گفتمان لایق عنوان دمکراتیک نخواهد بود.

اگر حاشیه نشینان ببینند که مرکزنشینان و حامیان خارج نشینشان از تک صدایی و ایدئولوژیهای ناسیونالیستی فاصله گرفته اند و به حقوق انسانی ایرانیان غیرفارس نیز حرمت قائلند، به طور طبیعی، آنان نیز نسبت به مرکزخوشبین می شوند و موجبات یک همبستگی دمکراتیک در راه یک مبارزه آزادیخواهانه را فراهم می آورند.

رابطه ی ملیت های مختلف ایرانی در مناطق غیرفارس نشین با یکدیگر چگونه است و آیا در حمایت از جنبش تهران آنها عکس العملی یکسان داشته اند؟

ـ ملیتهای حاشیه نشین یک موقعیت مستعمره ای در رابطه با مرکز و ملیت حاکم دارند. به عبارت دیگر، آنها قربانیان شرایطی هستند که در تئوریهای جامعه شناختی به "استعمار داخلی" معروف است. مظاهر این استعمار خود را در زندگی اقتصادی، سیاسی، زبانی، فرهنگی و آموزشی خلقهای عرب، کرد، ترک، بلوچ و ترکمن به رخ می کشند. به عقیده من یکی از دلایلی که این ملیتها تا به حال نتوانسته اند پابه پای مرکز در جنبش ضداستبدادی شرکت کنند مربوط به همین موقعیت مستعمره ای آنان است. سالهاست که این جوامع تحت یک نوع اشغال نظامی پنهان قرار گرفته اند. در جریان همین انتخابات اخیر بارها از زبان سران جمهوری اسلامی شنیدیم که اقرار می کردند در جمهوری اسلامی "مسئله قومیتها مسئله ای امنیتی محسوب میشود" و ربطی به حقوق بشر و مسائل سیاسی ندارد. خب، معنی این جمله چیست؟ آیا جز این است که حاکمیت به این جوامع با دیدی بیگانه، غیرخودی، غیرایرانی و به مثابه دشمن نگاه می کند و به همین دلیل نیز سرنوشت این "مستعمره ها" نه توسط مجلس جمهوری اسلامی، نه توسط قوه اجرائیه و ادارات عریض و طویل حکومت، که به دست "ماموران اطلاعات" رژیم رقم می خورد.

به هرحال، علیرغم این شرایط استعماری، این ملتها به مبارزه ادامه می دهند. کافی است که شما نگاهی به تیتر خبرهای اعدامیان و زندانیهای همین چند روز اخیر بیاندازید و خواهید دید که ملیتها در صحنه هستند. رابطه این ملیتها با یکدیگر از طریق آگاهی به ستم مشابهی است که همه شان دچارش هستند: ستم ملی و موقعیت مستعمره ای. این "درد مشترک" ستمی است مضاعف که بر آنها تحمیل شده و درک همین مسئله آنها را به همدیگر نزدیک می کند. آنها این ستم مضاعف را به خوبی درک می کنند در حالیکه گفتمان مرکزگرا کوچکترین توجهی به این "درد مشترک" خلقهای غیرفارس ندارد. جنبش تهران برای جلب حمایت این خلقها، باید نشان دهد که درد آنها را می فهمد و آنرا بخشی از درد خودش حساب می کند. وگرنه همبستگی سراسری و "وحدت در کثرت" با مشکلاتی اساسی روبرو خواهدشد.

کنگره ملیت های ایران فدرال چندی پیش بیانیه ای صادر کرد که در آن ضمن محکوم کردن هرنوع خشونت از هواداران خود در خارج از ایران خواسته بود که با حرکت آزادیخواهانه ی مردم همراهی کنند و از زنان و مردان ملیت های داخل ایران نیز خواست که تهران را تنها نگذارند. نظرتان در مورد این بیانیه چیست؟

ـ منقول است که وقتی از زنده یاد پیشه وری در مورد علل شکست جنبش 21 آذر در آذربایجان پرسیده شد، ایشان یکی از بزرگترین دلیلها را عدم توانایی این جنبش در صدور پیام دمکراتیک و عدالت محور خود به دیگر نقاط ایران دانست. یعنی از نظر پیشه وری، این جنبش شکست خورد به دلیل اینکه نتوانست سایر مناطق ایران را با خود همراه سازد. به گمان من، ما در حال حاضر شاهد عکس این جریان در جنبش اعتراضی اخیر هستیم. یعنی این جنبش در چنبر یک گفتمان مرکزگرا اسیر شده و به نظر می رسد از صدور پیغامش به دیگر مناطق عاجز است. اتفاقا آقای احمدی نژاد اخیرا بر این نکته تاکید می کند که "ایران فقط تهران نیست!" و احتمالا این درست ترین سخنی است که بر زبان ایشان جاری شده است. جالب اینجاست که همین موضوع را مرحوم پیشه وری نیز از منظری دیگر مطرح می کرد. در حالیکه نیت آقای احمدی نژاد جنبه عوامفریبانه دارد، خلقهای حاشیه نشین انتظارات و برداشتهای کنکرت از این تعبیر دارند. آنان می خواهند تجلی این تعبیر را در اختصاص بودجه برای حاشیه ها، و نیز در شکوفاییهای اقتصادی، فرهنگی، آموزشی و زبانی خلقهای غیرفارس ببینند. به عبارت دیگر، شما نمی توانید ادعا کنید که "ایران فقط تهران نیست" و در عین حال زبان تهران را بر حاشیه نشینان غیرفارس- که بیش از شصت درصد جمعیت کشور را تشکیل می دهند- تحمیل کنید.

و لذا، برای غلبه بر فاشیزم مذهبی حاکم، تهران نیازمند حاشیه هاست؛ همچنانکه حاشیه ها نیز نیازمند تهران هستند. برای رسیدن به این هدف ما احتیاج به گفتمانی داریم که اصل حیاتی "وحدت در کثرت" را در جامعه متنوع و چندصدایی ایران میسر کند. و من فکر می کنم تشکیل "کنگره ملیت های ایران فدرال" گام بزرگی بوده است در این راستا، یعنی در راستای گذار از تک صدایی فاشیستی به چندصدایی پلورالیستی. ولی متاسفانه تهران هنوز هم صدای این پلورالیسم را نشنیده است. و این اصل حیاتی همبستگی و مقوله "وحدت در کثرت" را با مشکلی اساسی روبرو می کند. وقتی که تهران ذات کثرت، اصل کثرت و خود کثرت را قبول ندارد، چگونه می توانیم از خلقهای غیرفارس انتظار داشته باشیم تا با یک مرکز متکبر، خودمحور، حذف گرا و راسیست وحدت کنند؟ سئوال اساسی این است و بر عهده روشنفکر ملیت مسلط است که به این سئوال پاسخ دهد.

نقش زنان و جوانان را در جنبش اخیر از نظر جامعه شناسی چگونه ارزیابی می کنید؟

ـ از منظر جامعه شناختی، برای سنجیدن میزان توسعه اجتماعی و عدالت عمومی در یک جامعه، شما باید ببینید آن جامعه با گوناگونیها و تفاوتهای موجود در درونش چگونه برخورد می کند. در جامعه شناسی سنتی شاخصهای عمده تفاوتهای اجتماعی را براساس سه حوزه طبقاتی، قومیت/نژاد و جنسیت ارزیابی می کردند. در جامعه شناسی معاصر حوزه های گونه گونی و تفاوت، علاوه بر سه حوزه اساسی یاد شده، شامل حوزه سنی، معلولیت (توانمندی/ناتوانی)، هویت جنسی، زبان، مذهب، فرهنگ، محل تولد، موقعیت شهروندی و دیگر شاخصها می شود. بنابراین، در کنار شاخص جنسیت، شاخص سن (و گروه سنی) نیز از اجزا مهم سنجش توسعه اجتماعی در یک جامعه می باشد. همچنانکه می دانید ایران یکی از جوانترین جمعیتها را در خاورمیانه دارد. این جمعیت جوان، بالطبع، نیازها و مطالباتی دارد که باید برآورده شوند؛ و رژیم جمهوری اسلامی، به خاطر سرشت ارتجاعی و قرون وسطائی اش، از انجام چنین مهمی عاجز است.

برای همین، تعجب آور نیست که ندا آقاسلطان 27 ساله، به محض شهادتش، به صورت خودجوش و اتوماتیک به عنوان سمبل این جنبش ضداستبدادی پذیرفته می شود. چرا که او به طور هم زمان جنبش زنان و جنبش قشر جوان را نمایندگی می کند. ندا و نداهای این جنبش منعکس کننده اراده معطوف به زندگی، جوانی، شادابی، پویایی و رشد هستند در صورتی که رژیم ولایت فقیه نماد فرهنگ شکنجه، سنگسار، عزاداری، پیرمردسالاری و مرگ است. جای تعجب نیست که این دو گرایش مختلف به زندگی در این مقطع مشخص در مقابل هم قرار گرفته اند.

به عقیده من، شرکت پررنگ زنان و جوانان در این جنبش اعتراضی همان عنصری است که ماهیت این جنبش را دمکراتیک و پیشرو جلوه می دهد. این ماهیت دمکراتیک، اما، باید که در گفتمان جنبش، به قول زنده یاد شریعتی در پیغام جنبش، خودش را منعکس کند. ما باید از هم اکنون شاهد انعکاس مطالبات زنان، جوانان، ملیتها، زحمتکشان، و اقلیتهای مذهبی و جنسی و قومی در گفتمان این جنبش باشیم. در این راستا فعالان و روشنفکران مترقی دیاسپورای ایرانی که با اندیشه ها و گفتمانهای پیشرو در جهان معاصر آشنایی دارند، می توانند بیشترین کمکها را به این جنبش نوپا بکنند. معمولا در همچون مواقعی، عناصر محافظه کار- و گاه مرتجع و فرصت طلب- با این شعار که "الآن وقت این حرفها نیست" به میدان می آیند. همین عناصر این شعار ارتجاعی را در مقابل "جنبش حقوق مدنی" در آمریکا و رهبریت این جنبش، دکتر مارتین لوتر کینگ، قرار دادند. دکتر کینگ در جواب این قشر گفت: بهترین زمان، همین الان، و بهترین مکان همین جاست. "دوستان من، ما اکنون با این حقیقت روبرو شده ایم که فردا، همین امروز است. ما با ضرورت اجتناب ناپذیر الان رو در رو شده ایم."

با سپاس از شما به خاطر این مصاحبه.

لینک از شهروند

ادامه مطلب ....

تکذیب خبر اعدام یونس آقایان زندانی علوی در زندان ارومیه

جمعه ۲ مرداد ۱٣٨٨ - ۲۴ ژوئيه ۲۰۰۹

ساوالان سسی: خانواده و نزدیکان یونس آقایان، زندانی اهل حق در زندان ارومیه خبر اجرای حکم اعدام نامبرده را تکذیب کردند.

به گفته آنها چند روز پیش به بهانه درگیری، یونس آقایان را به قرنطینه زندان منتقل کرده و پس از ۵ روز آزار و اذیت روحی وی را به بند عمومی زندان برگردانده اند.


یونس آقایان، مهدی قاسم زاده ٬ سهند علي محمدي ، بخشعلي محمدي و عباداله قاسم زاده از پیروان فرقه آتش بیگی و از اهالی روستای "اوچ تپه" (میاندوآب) هستند که در پی درگیریهای مسلحانه مهرماه ۱۳۸۳ بین نیروی انتظامی و جمعی از پیروان این فرقه در میاندوآب(قوشاچای) دستگیر شده و بعد از محاکمه به اعدام محکوم شدند که بعد از اعتراض به حکم صادره در دادگاه تجدید نظر حکم اعدام سهند علي محمدي ، بخشعلي محمدي و عباداله قاسم زاده به ۱۳ سال حبس و تبعید به زندان یزد کاهش یافت اما حکم اعدام مهدی قاسم زاده و یونس آقایان در دادگاه تجدید نظر تایید شد. این احکام اعدام در خصوص آقای قاسم زده، بهمن ماه گذشته اجرا شد و اکنون اين نگرانی وجود دارد که يونس آقايان نيز اعدام شود.

سازمان عفو بين الملل آوریل سال جاری (اردیبهشت ۸۸) با انتشار
اطلاعیه ای ضمن ابراز نگرانی از اعدام يونس آقايان خواستار لغو آن شده بود.

ادامه مطلب ....

محمد مصطفایی: زنی در آستانه سنگسار در تبریز قرار دارد

جمعه ۲ مرداد ۱٣٨٨ - ۲۴ ژوئيه ۲۰۰۹

خبرنامه امیرکیبر: محمد مصطفایی از وکلای دادگستری در مطلبی در وبلاگ خود اعلام کرد که سکینه محمدی در آستانه سنگسار در تبریز قرار دارد. وی همچنین ابهامات موجود در پرونده سکینه محمدی را تشریح کرده است. متن یادداشت محمد مصطفایی در ذیل آمده است:

سکینه محمدی مدت چهار سال است که در زندان مرکزی تبریز به سر می برد او سالها با همسرش اختلاف داشته و به دلایلی از جمله فقر مالی و عدم توجه همسر به خواسته هایش با مردی ارتباط برقرار کرده و پس از مدتی با بر ملا شدن موضوع محاکمه می گردد. در تاریخ 25/2/1385 در شعبه 101 دادگاه جزایی اسکو در استان آذربایجان شرقی طی دادنامه شماره 27/2/85 -114 نامبرده را به اتهام داشتن رابطه نامشروع با آقایان ناصر و سید علی به تحمل نود و نه ضربه شلاق تعزیری محکوم می نماید. حکم صادره، پس از قطعیت به اجرای احکام ارسال و مجازات مقرر در دادنامه، اجرا می شود.

در تاریخ 19/6/1385 در حالی که دادنامه صادره فوق الذکر اعتبار امر مختومه یافته بود، شعبه ششم دادگاه کیفری استان آذربایجان شرقی، مجددآ در حالیکه به پرونده قتل عمد مرحوم ابراهیم قادرزاده رسیدگی می نمود اتهام زنای محصنه را نیز منتسب به سکینه دانسته و بدون آنکه ادله اثبات دعوی پیرامون این اتهام بر مجرمیت وی طبق ماده 83 به بعد قانون مجازات اسلامی کفایت نماید. با وجود انکار سکینه بر ارتکاب جرم زنای محصنه در آخرین جلسه دادرسی و دفاع خود مبنی بر اینکه تمام مطالب در جلسات قبلی بازپرسی را به دروغ عنوان نموده و خواسته است پای علی دیگر متهم پرونده به دادرسی کشیده شود. گفته که با افراد زیادی زنا کرده است. دادگاه صرفآ با استناد به علم قاضی، بدون آنکه جهات آن مشخص باشد و دادنامه صادره مستند و مستدل باشد حکم به سنگسار سکینه محمدی صادر می نماید.

بر اساس اصول اولیه دادرسی و همچنین نظر اقلیت قضات در پرونده این محکوم به سنگسار:-خانم سکینه محمدی طبق دادنامه شماره27/2/85-114 در شعبه 101 جزائی اسکو به اتهام داشتن رابطه نامشروع به تحمل 99 ضربه شلاق محکوم گردیده است و تا هنگامی که حکم صادره نقض نشود نمی توان مجددآ خانم محمدی را تحت تعقیب قرار داد و به عبارت دیگر نمی توان یک نفر را به خاطر یک جرم یک بار تعقیب و در صورت اثبات مجددآ تحت تعقیب قرار داد و تعقیب متهم در این پرونده توجیه قانونی ندارد.

دو نفر از مستشاران این شعبه به نامهای آقایان کاظمی و حمدالهی عقیده به برائت موکل داشته و صراحتآ اعلام می دارند که:« در پرونده متهم نسبت به جرم زنای محصنه هیچ دلیل اثباتی شرعی و قانونی وجود ندارد و قرائن و شواهد موجود در پرونده هم طرق متعارف تحصیل علم نیستند.»

در مورد موضوع پرونده سکینه ابهام و شبهات بسیاری در پرونده وجود دارد مهمتر اینکه دو نفر از پنج قاضی دادگاه کیفری استان عقیده بر بی گناهی سکینه دارند. متاسفانه پس از اعتراض سکینه به دادنامه مخدوش صادره، این حکم در تاریخ 6/3/1386 توسط شعبه 39 دیوانعالی کشور در پرونده کلاسه 8/456-39 تحت شماره دادنامه 206/39 در سه خط تایید و قضات این شعبه اعلام می دارندکه:« محتویات پرونده و کیفیات منعکس در آن، نظر به اینکه حصول علم قضات محترم از طرق متعارف بوده که در پرونده مندرج است و ایراد موثری از سوی تجدید نظر خواه به عمل نیامده که سبب نقض و گسیختگی رای تجدید نظر خواسته را فراهم آورد، دادنامه عینآ تایید و ابرام می شود.»

اول آنکه- طبق نظر اقلیت با بررسی مجدد پرونده حکم به برائت سکینه محمدی صادر گردد.

دوم آنکه- با پیشنهاد عفو، مجازات سنگسار سکینه به شلاق تبدیل گردد.

چرا که بر فرض اثبات جرایمی که مجازات آنها مرگ است مجرمین، بیمارانی هستند که نیاز به مداوا دارند و حذف آنان از صحنه روزگار ریشه های جرم را نمی خشکاند. و اعمال اینگونه مجازاتها نه تنها مرعوب کننده و پیش گیرنده از وقوع جرم نیست بلکه باعث گسترش خشونت در جامعه می گردد لذا اصلح آن است که لااقل مجازات این دست از مجرمین با راهکارهایی که قانونگذار پیش پای مسئولین گداره است به مجازاتهایی تبدیل شود که مجرم بتواند به جامعه بازگشته و جبران مافات نماید.

در حال حاضر پرونده سکینه محمدی در اجرای احکام تبریز بوده و امکان دارد به زودی سنگسار شود.

ادامه مطلب ....

بازداشت جعفر آقا محمدی از فعالین دانشجویی آذربایجانی در مشگین شهر

پنج‌شنبه ۱ مرداد ۱٣٨٨ - ۲٣ ژوئيه ۲۰۰۹

ساوالان سسی: براساس گزارشات رسیده از مشگین شهر (خیاو)، جعفر آقا محمدی فعال مدنی آذربایجانی و دانشجوی اهل شهرستان مغان، روز سه شنبه ٣۰ تير ۱٣٨٨ حوالی ساعت ۱ بامداد، در منزل دانشجویی خود توسط ماموران امنیتی دستگیر شده و تا کنون اجازه برقراری هیچ گونه تماسی با خانواده و نزدیکان اش را نداشته است.

نیروهای امنیتی هنگام بازداشت ضمن تفتیش خانه، کتابها، دفترچه ی یادداشتهای و دیگر اشیای شخصی وی را نیز با خود برده اند.

منابع محلی احتمال می دهند بازداشت این فعال آذربایجانی مرتبط با دستگیریهای هفته های اخیر در مشگین شهر باشد که در پی پخش گسترده اعلامیه هایی در رابطه با حقوق مدنی و زبانی و محکومیت فیلم جک گویی انتشار یافته از سید محمد خاتمی، رئیس جمهور سابق در خصوص آذربایجانیها صورت گرفته بود.

ایلقار موذن زاده٬ منصور سیفی و فردین نوبخت از فعالین مدنی آذربایجانی در مشگین شهر هستند که چندی پیش توسط ماموران اداره اطلاعات این شهر بازداشت و به بازداشتگاههای وزارت اطلاعات در اردبیل منتقل شده بودند. نامبردگان که متهم به "تبلیغ علیه نظام " هستند هر کدام پس از تحمل بیش از یکماه حبس روز ۱۷ تیر ۸۸ با تودیع وثیقه های سی میلیون تومانی بطور موقت تا برگزاری دادگاه از زندان آزاد شدند.

ادامه مطلب ....

انتقال رضا عباسی و احمد مدادی به زندان مرکزی زنجان

پنج‌شنبه ۱ مرداد ۱٣٨٨ - ۲٣ ژوئيه ۲۰۰۹

ساوالان سسی: رضا عباسی و احمد مدادی از فعالین مدنی آذربابجانی در زنجان که از روز پنجشنبه ۲۵ تير ٨٨ و پیش از برگزاری مراسم دعا جهت آزادی سعید متین پور فعال حقوق بشر و روزنامه نگار آذربایجانی بازداشت شده اند، روز گذشته ٣۱ تير ۸۸ از بازداشتگاه اداره اطلاعات زنجان به زندان مرکزی این شهر انتقال یافته اند.

به گفته نزدیکان عباسی آنها طی روزهای گذشته با دست داشتن وثیقه به دادگاه انقلاب مراجعه کرده اند اما دادگاه کماکان از قبول وثیقه تهیه شده و آزاد نمودن نامبرده خودداری می کند.

پیشتر مهندس رئوف طاهری دیگر فعال مدنی زنجانی که وی نیز قیل از برگزاری مراسم دعا بازداشت شده بودند، روز یکشنبه ۲٨ تير ٨٨ به قید کفالت از زندان آزاد شدند.

ادامه مطلب ....

انتقال بهنام شیخی فعال بازداشتی آذربایجانی در بند ۲۰۹ زندان اوین به بیمارستان

چهارشنبه ٣۱ تير ۱٣٨٨ - ۲۲ ژوئيه ۲۰۰۹

ساوالان سسی : بهنام شیخی از فعالین مدنی آذربایجانی در اسلامشهر که در بند ۲۰۹ زندان اوین در بازداشت به سر می برد در اثر اعتصاب غذا دچار ناراحتی حاد کلیوی شده و به بیمارستان منتقل شده است.

خانواده بهنام شیخی پس از ملاقات با او در روز یکشنبه ۲٨ تير ۱٣٨٨ می گویند وی ازابتدای مدت زمان بازداشت در اعتراض به ضرب و شتم خود و برادرش در حین دستگیری و نحوه بازداشت بدون حکم جلب، ۱۵ روز در اعتصاب غذا بوده است که به همین دلیل دچار ناراحتی کلیوی شده و مدت ۲ روز در بیمارستان بستری بوده است.ماموران پس از دو روز دوباره وی را به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل کرده اند.

به گفته پیمان شیخی برادر این فعال آذربایجانی، وی در مدت بازداشت دچار کاهش وزن ۱۵ کیلوئی شده و خانواده بشدت نگران وضعیت جسمی وی می باشد .

خانواده شیخی پس از مراجعه به قاضی سبحانی بازپرس شعبه ۲ دادسرای امنیت تهران در مورد اتهام و علت دستگیری این فعال آذربایجانی هیچ پاسخی از وی دریافت نکرده اند و مسئولین قضایی ایران از جوابگویی در مورد اتهام وعلت دستگیری امتناع می کنند.

همچنین محمود اجاقلو دیگر فعال آذربایجانی که به همراه شیخی در روز ۱۹ خرداد دستگیر و اکنون در زندان اوین است روز یکشنبه ۲٨ تير ۱٣٨٨ با خانواده خود ملاقات کرده است.

بازداشت این افراد در رابطه با دیوار نویسی و نوشتن شعاری با مضمون "خواسته آذربایجانیها: اجرای اصل ۱۵ و ۱۹ قانون اساسی" در سطح محلات اسلامشهر در قالب تبلیغات انتخاباتی ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی و همچنین در رابطه با چاپ این شعار بر روی اسکناس ها صورت گرفته است.

ادامه مطلب ....

گزارش ماهانه انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران (آداپ) - ژوئن سال ۲۰۰۹


نقض سازمان یافته حقوق بشر در مورد آذربایجانیها در ایران در ماه ژوئن ۲۰۰۹ همچون ماههای گذشته ادامه داشت و فعالین مدنی همچون ماههای گذشته مورد بازداشتهای خود سرانه، شکنجه و آزار و اذیت قرار گرفته و از حق داشتن وکیل در دوران بازداشت و ملاقات با خانواده محروم بودند.

بازداشتهای جدید:

سیما دیدار
، وبلاگ نویس آذربایجانی و مدیر مسئول سابق نشریه دانشجویی یاشماق دانشگاه تهران روز پنجشنبه ۲٨ خرداد ۱٣٨٨(۱٨ ژوئن ۲۰۰۹) هنگامی که به منظورملاقات با همسرش علیرضا فرشی به اتاق ۳۷ زندان تبریز مراجعه نموده بود بازداشت شده است.

بازداشت دیدار پس از آن صورت می گیرد که مسئولین قضایی و امنیتی در تبریز ضمن تماسی تلفنی با وکیل پرونده فرشی خبر از صدور اجازه ملاقات وکیل و همسر متهم با او را داده بودند.بدنبال مراجعه عباس جمالی وکیل و سیما دیدارهمسر فرشی، ماموران اداره اطلاعات تبریز با نشان دادن حکم جلبی به وکیل پرونده اقدام به بازداشت سیما دیدار نموده اند.

به گفته عباس جمالی وکیل دادگستری علت دستگیری سیما دیدار در حکم جلب صادره از سوی قاضی، ملی-گرایی، شرکت در تظاهرات ۱ خرداد ۸۸ در پارک ائل گولی تبریز عنوان شده است.

شایان ذکر است علیرضا فرشی – همسر خانم دیدار ۱ خرداد ۸۸ در جریان راهپیمای خانوادگی در پارک ائل گولی تبریز به دلیل سر دادن شعارهای در رابطه با حقوق زبانی آذربایجانیها توسط مأمورین وزارت اطلاعات بازداشت شده است و خانم دیدار که شاهد بازداشت همسرش بوده یک روز بعد از آن واقعه با انتشار گزارشی از مراسم راهپیمایی اتفاقات افتاده در آن مراسم را شرح داده بود. همچنین او ۲۰ خرداد ۱٣٨٨(۱۰ ژوئن ۲۰۰۹) در یک راهپیمایی اعتراضی در تبریز با درخواست آزادی برای علیرضا و دیگر زندانیان سیاسی آذربایجانی شرکت کرده بود.

علی بیکس دانشجوی دکترای تاریخ و از فعالین مدنی آذربایجانی در تهران روز دوشنبه ۲۵خرداد ۸۸(۱۵ ژوئن ۲۰۰۹) از سوی مامورین وزارت اطلاعات دستگیر و به زندان اوین منتقل شده است.

به گفته نزدیکان و دوستان این فعال مدنی، وی زمانی که به منظور ملاقات با یکی از دوستانش در بامداد روز دوشنبه از خوابگاه خود در خیابان تخت طاووس تهران خارج شده توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت شده است.

یکی از دوستان بیکس می گوید او روز دوشنبه طی تماسی تلفنی با وی خبر از نگهداری خود در بند ۲۰۹ زندان اوین که تحت وزارت اطلاعات می باشد، داده است.

این فعال آذربایجانی از زمان بازداشت تا کنون از حق ملاقات با وکیل و خانواده محروم بوده و نزدیکان و خانواده وی از احتمال شکنجه و آزار و اذیت و ارتباط دادن پرونده او به نا آرامیهای چند هفته اخیر تهران ابراز نگرانی می کند.

شایان ذکر است که علی بیکس مسئول روابط عمومی مجمع آذریهای ایران اسلامی و یکی از فعالین ستاد تهران میرحسین موسوی کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران بود اما پس از انتشار فیلمی در اینترنت که سید محمد خاتمی رئیس جمهور پیشین ایران را در حال بازگویی جوکی در مورد آذربایجانیها نشان می داد از مسئولیتهایش در ستاد موسوی و مجمع آذریهای ایران اسلامی استعفا داده و با نوشتن مقالاتی اعتراض خود را به این اظهارات ابراز داشته بود.

بهنام شیخی و محمود اجاقلی دو تن از فعالین مدنی آذربایجانی در اسلامشهر تهران روز سه‌شنبه ۱۹ خرداد ۱٣٨٨( ۹ ژوئن ۲۰۰۹) توسط مامورین اداره اطلاعات تهران بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شده اند.

بازداشت این افراد در رابطه با دیوار نویسی و نوشتن شعارهایی با مضمون حقوق زبانی آذربایجانیها بر روی دیوارهای سطح محلات اسلامشهر صورت پذیرفته است. ماموران اداره اطلاعات روز شنبه ۲۳ خرداد ۸۸ ( ۱۳ ژوئن ۲۰۰۹) با مراجعه به منزل شیخی ضمن تفتیش منزل و مغازه، کلیشه و مهر مخصوص نوشتن این خواستها و پولهای موجود در گاو صندوق مغازه را که روی بعضی از آنها شعارهای در رابطه با حقوق زبانی آذربایجانیها نوشته شده بود و همچنین کتابها و وسایل شخصی وی را با خود برده اند.

به گفته منابع نزدیک به خانواده شیخی، پس از پیگیریهای مکرر برای اطلاع از سرنوشت بهنام شیخی، معاونت دادسرای امنیت تهران قاضی فلاح در گفتگو با برادر این فعال آذربایجانی خبر از انتقال وی به بند ۲۰۹ زندان اوین جهت انجام تحقیقات بیشتر داده است.

شایان ذکر است که مامورین اداره اطلاعات تهران روز سه شنبه ۱۹ خرداد ۸۸ (۹ ژوئن ۲۰۰۹) طی تماس تلفنی با بهنام شیخی وی را به صورت تلفنی احضار کرده بودند که شیخی ضمن رد احضار تلفنی، درخواست ارسال احضاریه کتبی با مهر و امضا قاضی را نموده بود.بدنبال این درخواست شیخی ماموران با مراجعه به مغازه نامبرده ضمن ضرب و شتم او و برادرش اقدام به بازداشت وی بدون در دست داشتن حکم جلب نموده بودند. ماموران همچنین محمود اجاقلی دیگر فعال آذربایجانی را به اتهام فیلمبرداری از این صحنه بازداشت کرده اند.

گفتنی است این فعالین آذربایجانی از حق ملاقات با خانواده و وکیل محروم بوده و علیرغم پیگیریهای مکرر خانواده، مسئولین قضایی از دادن اجازه ملاقات به آنها خودداری می نماید.بهنام شیخی چندی پیش نیز در جریان مراسم بزرگداشت ستارخان در شهر ری در ۲۳ آبان ۸۷ (۱۳نوامبر ۲۰۰۸) بازداشت و پس از یک روز به قید ضمانت از زندان آزاد شده بود.

ایلقار موذن زاده داستان نویس و فعال مدنی آذربایجانی در مشگین شهر (خیاو) ۲۵ خرداد ۸۸ ( ۱۵ ژوئن ۲۰۰۹) توسط ماموران اداره اطلاعات در محل کارش بازداشت شده است و هنوز در بازداشت به سر می برد.

ماموران امنیتی پیشتر با مراجعه به منزل موذن زاده در روزهای ۱۰ و ۱۸ خرداد ۸۸ ( ۳۱ می و ٨ ژوئن ۲۰۰۹) اقدام به تفتیش منزل و تهدید خانواده وی نموده بودند.

همچنین علی فیضی از فعالین فرهنگی آذربایجانی در مشگین شهر(خیاو) روز سه شنبه ۱۹خرداد ۸۸ (۹ ژوئن ۲۰۰۹) توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت و پس از تحمل ۲۳ روز بازداشت موقت روز ۱۱ تیر ۸۸ ( ۲ ‌‌ژوئیه ۲۰۰۹) به قید وثیقه از زندان آزاد شده است.

بازداشت این افراد پس از آن صورت می گیرد که اعلامیه هایی با مضمون حقوق زبانی آذربایجانیها و در محکومیت هرگونه توهین به هویت آذربایجانی، به صورت گسترده ای در سطح شهر مشگین شهر توزیع شده بود.

ایلقار موذن زاده و علی فیضی از حق داشتن وکیل و ملاقات با خانواده در طول مدت بازداشت محروم بوده اند.

مجید پژوهفام، مصطفی قلیزاده و یاسر میکائیلی از فعالین مدنی آذربایجانی در مراغه روز ۲۰ خرداد ۸۸ (۱۰ ژوئن ۲۰۰۹) و بدنبال سردادن شعارهایی در خصوص رسمی شدن زبان ترکی و رعایت حقوق زبانی آذربایجانیها درجریان برگزاری راهپیمایی طرفداران میرحسین موسوی در این شهر بازداشت و پس از یک روز بازجویی توام با ضرب و شتم در اداره اطلاعات مراغه با گرو گذاشتن سند ملکی آزاد شدند.

به دنبال پایان مسابقه فوتبال در استادیوم باغشمال تبریز در روز دوشنبه ۲۵ خرداد ۸۸ (۱۵ ژوئن ۲۰۰۹)حدود سه هزار نفر از تماشاگران با تجمع در میدان آبرسان و دیگر نقاط سطح شهر تبریز ضمن شردادن شعارهای در راستای رعایت حقوق ملی و مدنی آذربایجانیها اعتراض خود را به نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایران ابراز داشتند. بدنبال این اعتراضات مامورین انتظامی و گارد ضد شورش به معترضین حمله کرده و به ضرب و شتم و بازداشت عده ای از آنها پرداختند. به گفته شاهدان عینی در جریان این تظاهرات در اثر برخورد باتوم به جمجمه سر، سه تن از تظاهر کنندگان جان خود را از دست داده اند اما از هویت این افراد اطلاعی در دست نیست.

بدنبال این اعتراضات ماموران امنیتی با ورود به خوابگاه و مراجعه به منزل دانشجویان امیر مردانی و امین جهانی از فعالین دانشجویی آذربایجان را به همراه هشت دانشجوی دیگر دانشگاه تبریز بازداشت کردند که مردانی و جهانی به قید وثیقه پنج میلیون تومانی و بقیه به قید کفالت از زندان آزاد شده اند.

امیر مردانی پیش از این نیزدر تابستان ۸۷ دستگیر و پس از تحمل سه ماه بازداشت موقت به اتهام عضویت در دسته و گروه جهت برهم زدن امنیت ملی به تحمل سه سال حبس محکوم گردیده است.

ماموران امنیتی ساعاتی پیش از تجمع روز ۲۵ خرداد ۸۸ (۱۵ ژوئن) تبریز دکتر شربيانلو، دکتر فرزدي، دکتر غفارزاده، دکتر سلطاني آذر، دکتر پناهي، دکتر سيف لو، لعيا فرزدي، مهندس جابري، مهندس داديزاده، مهندس مهدي يار بهرامي، منصور غفاري، حجت الله اميري، امير حسين جهاني، رحيم ياوري، عباس پور اظهري، يعقوب زاده، مهدي خدادادي، ثابتي،روح الله رحیم پور و شاملو که اکثرا از فعالین سیاسی تبریز می باشند را بازداشت کرده بودند که همگی پس از یک هفته بازداشت آزاد شده اند.

از سویی دیگر موسی ساکت دبیر شعبه آذربایجان سازمان دانش آموختگان ایران(ادوار تحکیم) نیز روز پنجشنبه ۲۸ خرداد ۸۸ (۱۷ ژوئن ۲۰۰۹) بازداشت شده است.

به گفته یحیی میرزا محمدی دادستان تبریز ۵۰ الی ۶۰ نفر در جریان این اعتراضات بازداشت شده اند اما آمار غیر رسمی حکایت از بازداشت ۲۰۰ تن در جریان این اعتراضات دارد که اکثرا به قید کفالت از زندان آزاد شده اند.اتهام این افراد اخلال در نظم عمومی عنوان شده است.

اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایران اعتراضاتی را نیز در ارومیه برانگیخت. در طی این تجمعات که در روزهای ۲۳ الی ۲۵ خرداد روی داد حدود ۳۰۰۰ تن از شهروندان ارومیه ای با سردادن شعارهایی ضمن طرح مطالبات زبانی و ملی آذربایجانیها، اعتراض خود به نتایج انتخابات ایران را اعلام کردند.

بدنبال این اعتراضات نیروهای انتظامی با حمله به تظاهر کنندگان و ضمن ضرب و شتم آنان،بیش از ۳۰۰ نفر را بازداشت کرده اند.

به گفته شاهدان عینی در جریان این درگیریها دو تن از شهروندان ارومیه ای با ضربه باتوم ماموران انتظامی جان خود را از دست دادند. از هویت دستگیر شدگان و جان باختگان و وضعیت این افراد اطلاع دقیقی در دست نیست

بدنبال بازداشت عده ای از فعالین سیاسی در تهران، احد رضایی٬ جلال بهرامی و صادق رسولی از فعالین سیاسی زنجان روز شنبه ۳۰ خرداد ۸۸ (۲۰ ژوئن ۲۰۰۹) بدست مامورین اداره اطلاعات زنجان بازداشت شده و پس از تحمل ده روز حبس به صورت موقت شده اند.

همچنین اصغر بازرگانی دیگر فعال زنجانی نیر که روز چهارشنبه ۳ تیر ۸۸ (۲۴ ژوئن ۲۰۰۹)توسط ماموران اداره اطلاعات زنجان دستگیر شده بود پس از یک هفته بازداشت موقت به قید وثیقه آزاد شده است.

بازداشت موقت

نقی احمدی آذر مقدم نویسنده آذربایجانی که از ۱۵ فروردین ۸۸ (۴ آوریل ۲۰۰۹) بازداشت شده است پس از ۷۵ روز حبس در سلولهای انفرادی اداره اطلاعات تبریز به زندان این شهر منتقل شده است و علیرغم سپری شدن بیش از سه ماه از زمان دستگیری همچنان در شرایط بلاتکلیفی بسر می برد.

خانواده این نویسنده آذربایجانی پس از انتقال وی به زندان تبریز موفق به ملاقات او شده اند، احمدی آذر موضوع بازجویی های خود را پیرامون ارتباطات فرهنگی با محافل ادبی جمهوری آذربایجان عنوان نموده است اما قاضی هاشم زاده بازپرس شعبه ۴ دادسرای عمومی و انقلاب تبریز که مسئولیت تحقیقات این پرونده را بر عهده دارد از اعلام علت موارد اتهامی این فعال فرهنگی امتناع می کند.

مأموران امنيتی پس از دستگيری اين نويسنده، برای دوبار به منزل نامبرده مراجعه و ضمن تفتیش خانه برخی از کتاب‌ها، مقالات او را با خود برده‌اند.

نقی احمدی آذر مقدم از اعضای هيئت تحريريه هفته نامه توقیف شده شمس تبريز می باشد. اين نويسنده آذربایجانی آثاری مانند «زبان ترکی و تاريخ آذربايجان»، «سلطان محمد و مکتب مينياتور تبريز»، «وقايع مشروطيت» به زبان فارسی و چند کتاب به ترکی تأليف و ترجمه کرده است.

آیدین ذاکری٬ منصور سیفی و فردین نوبخت از فعالین مدنی آذربایجانی در مشگین شهر (خیاو) که روز یکشنبه ۱۰ خرداد ۸۸ ( ۳۱ می ۲۰۰۹) توسط نیروهای امنیتی این شهر بازداشت شده بودند همچنان در شرایط بلاتکلیفی بسر می برند.

مسئولین قضایی مشگین شهر روز ۱۳خرداد ۸۸ این فعالین را جهت تکمیل تحقیقات به اداره اطلاعات اردبیل منتقل کرده بودند که هرسه این فعالین پس از اتمام مرحله تحقیقات از ۱۹ خرداد ۸۸ (۹ ژوئن ۲۰۰۹) در بند عمومی زندان اردبیل به سر می برند و در مدت بازداشت از حق ملاقات با وکیل محروم بوده اند.

پس از آنكه يك فيلم ويدئوئي در تاريخ ۱۴ مي ۲۰۰۹ در سايت يوتيوب منتشر شد، که محمد خاتمی (كه از موسوي حمايت كرده است) را در حال بازگویی لطيفه‌ای در مورد آذربايجاني‌ها نشان می‌دهد. اين مساله اعتراض صدها فعال آذربايجانی و نيز اعتراضات ديگري را به دنبال داشته و آنان خواهان عذرخواهي از سوي خاتمي شده اند. در جریان این اعتراضات بیش از دهها نفر در شهرهای تبریز، ارومیه، زنجان، اردبیل، مشگین شهر(خیاو)، میاندوآب(قوشاچای) و دیگر شهرهای آذربایجان بازداشت شدند که از این میان تنها اسامی ۳۵ نفر از آنها تا کنون مشخص شده است.

برای مثال ۲۲ می ۲۰۰۹ در جریان یک راهپیمای خانوادگی در پارک ائل گولی تبریز که از طرف دولت ترتیب داده شده بود بعضی از آذربایجانیها به ویدئو انتشار یافته از خاتمی اعتراض کرده و خواستار تحصیل به زبان مادری خود ترکی آذربایجانی شدند.

در این میان تعداد زیادی از این افراد بازداشت، مجروح و به مکان نامعلومی منتقل شده اند که از جمله بازداشت شدگان می توان به علیرضا فرشی، مدرس دانشگاه و فعال مدنی شناخته شده آذربایجانی اشاره کرد که همچنان در بازداشتگاه اداره اطلاعات تبریز در شرایط نامطلوبی بسر می برد.علی اسلامی، اصغر چمنی، بایرام خالق زاده، بهزاد صادقیان، محسن گلستان، آرش عشقی(دانشجوی آموزشکده فنی تبریز)، وحید علیزاده، اکبر محمدی، قادر همتی، سجاد قاراباغلی، فردین و مرتضی مرادپور، حکم مرادپور و همسرش و همچنین وحید آقاجانی و همسرش سحر فتحی از دیگر دستگیر شدگان در جریان این اعتراضات می باشند. وحید آقاجانی و همسرش سحر فتحی به همراه هاله فتحی پس از چند ۳ روز بازداشت و حکم مرادپور و همسرش پس ازیکماه بازداشت به قید وثیقه آزاد شده اند اما بقیه همچنان به احتمال زیاد در بازداشت به سر می برند(ادامه بازداشت یا آزادی بقیه برای آداپ مشخص نمی باشد).

همچنین عسگر قدیمی(دانشجوی دانشگاه تبریز)، حامد حسن زاده(دانشجوی دانشگاه آزاد تبریز)، بابک مینقی، فرید باقرزاده، آرمين شاکران واهي، علی ایمانی، مهدی ایمانی، جهانبخش بخت آور، نادر بخت آور، علی صادقی و عبدالله صدوقی از فعالان آذربایجانی در تبریز که ۴ خرداد ۸۸ (۲۵ می ۲۰۰۹) در میتینگ انتخاباتی میر حسین موسوی در استادیوم باغشمال تبریز بازداشت شده بودند، روز سه شنبه ۱۲ خرداد ۸۸ (۲ ژوئن ۲۰۰۹) به قید وثیقه آزاد شده اند.

در ارومیه نیز اعتراضاتی در روز ۲ خرداد ( ۲٣ می ۲۰۰۹) در دفاع از هویت آذربایجانی بوقوع پیوست که در جریان آن عده ای دستگیر شدند که از این میان فرشید عدلی(دانشجوی دانشگاه ارومیه)، حامد بی رنگ و محمدی دانشجوی آموزشکده فنی اورمیه در میان بازداشت شدگان بودند که فرشید عدلی پس از دو روز بازداشت موقت آزاد شداما از وضعیت دو نفر دیگر اطلاعی در دست نیست.

آزار و اذیت زندانیان سیاسی

بر اساس گزارشات موثق از زندان اردبیل مسئولین زندان علی عباسی زندانی سیاسی آذربایجانی را که به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و جاسوسی به پنج سال زندان محکوم شده است را مورد آزار و اذیت قرار داده و او را از حقوق اولیه یک زندانی محروم کرده اند. عباسی و چند زندانی سیاسی دیگر که پیش از این در بند ۷ زندان اردبیل(بند سیاسی) نگهداری می شدند به بخشی که حالت قرنطینه برای زندانیان بیمار دارد انتقال یافته و هم اکنون همراه با زندانیانی آلوده به ویروسHIV و بیماریهای عفونی نگهداری می شئند.

بر اساس همین گزارش مسئولین زندان اردبیل امکان تماس تلفنی عباسی با خانواده را محدود کرده و با اعمال و حرکات تحقیرآمیزی نظیر تراشیدن موی سر این زندانی سیاسی آذربایجانی و ممانعت از اعزام وی به مرخصی او را از داشتن حقوق اولیه یک زندانی محروم و اقدام به آزار و اذیت وی می نمایند.

عباسی در اعتراض آزار و اذیت مسئولین زندان و نقض حقوق اولیه خود به عنوان یک زندانی از روز شنبه ۲٣ خرداد ۱٣٨٨ ( ۱٣ ژوئن ۲۰۰۹)دست به اعتصاب غذا زده بود.

لازم به ذکر است که علی عباسی ۲۲ مهر ۸۶ بازداشت و پس از ۳۸ روز شکنجه در اداره اطلاعات اردبیل طی دادگاهی غیرعلنی وبدون حضور وکیل، با حکم قاضی حسن زاده به ۱۱ سال حبس محکوم گردید که این حکم در دادگاه تجدید نظر به پنج سال حبس تعزیری کاهش یافت.گفتنی است که سفر وی به جمهوری آذربایجان مبنای طرح اتهامات وی بوده است.

ادامه مطلب ....

دستگیری چند فعال مدنی در زنجان: سعید متین پور برای اجرای حکم به اوین منتقل شد

اردوان روزبه - رادیو زمانه
a.roozbrh@radiozamaneh.com

سعید متین پور روزنامه نگار و فعال مدنی آذربایجانی که از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به هشت سال حبس تعزیری محکوم شده بود، برای گذراندن دوران محکومیت خود٬ بازداشت و به زندان اوین تهران منتقل شد.

او روز بیست ام تیر ۸۸ از سوی قاضی صلواتی رئیس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به این دادگاه احضار شده بود که پس از حضور در دادگاه٬ ماموران او را بازداشت و به زندان اوین تهران منتقل کردند. او ساعاتی بعد از طریق تلفن خانواده اش را از دستگیری خود مطلع کرده بود.

آقای متین‌پور چهارم خرداد ۱۳۸۶ در زنجان بازداشت و پس از تحمل ۲۷۸ روز بازداشت موقت٬ در هشتم اسفند ۸۷ به قید وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی از زندان اوین آزاد شده بود. این روزنامه‌نگار طی جلسه‌ای غیر علنی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران محاکمه و به اتهام ارتباط با بیگانگان به هفت سال و به اتهام تبلیغ علیه نظام به یك‌سال حبس و در مجموع به هشت سال حبس تعزیری محكوم شده بود. دادگاه تجدید نظر استان تهران نیز آذر ماه ۸۷ حکم هشت سال زندان این فعال حقوق بشر آذربایجانی را تایید کرد.

به گفته خود وی، بیشتر مدت زمان بازداشت‌اش را در سلول‌های انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین تهران و تحت فشار‌های شدید جسمی و روحی گذرانده است. خانواده متین پور اشاره می‌کنند او از ناراحتی های گوارشی و سردرد و کمردرد شدید پس از آزادی از زندان اوین رنج می برده است و اعلام می کنند انتقال سعید متین پور به زندان باعث نگرانی از وضعیت سلامتی جسمی او شده است.

متين پور فارغ التحصيل رشته فلسفه از دانشگاه تهران و عضو هیات تحریریه هفته نامه های «یارپاق»، «موج بیداری» و وبلاگ نویس و فعال مدنی است که به خاطر سفر به ترکیه و ارتباط با بیگانگان با این اتهامات روبرو شده است.

برای تهیه این گزارش با برادر همسر سعید متین پور، رئوف طاهری تماس گرفتم و از او خواستم از وضعیت این فعال مدنی بگوید. رئوف طاهری ساعاتی پس از این مصاحبه به دلیل شرکت در اعتراض به صدور حکم متین پور به همراه چند معترض دیگر در زنجان دستگیر شد.

چه دلیلی برای اجرای این حکم در مورد سعید متین پور اعلام شده است؟

آقای سعید متین‌پور یکی از فعالان سیاسی و قومی زنجان است که تا سال گذشته زنجان بودند. ایشان فعالیت‌های سیاسی‌شان را با عضویت رسمی در «جبهه‌ی مشارکت» استان زنجان شروع کردند. به مسایل و موضوعات نگاه کاملاً اصلاح‌طلبانه هم داشتند. او مطالبات حداقلی ترک‌زبانان زنجان را مطرح می‌کرد که کاملا در چارچوب قانون اساسی بوده، ازجمله برخورداری از حق آموزش رایگان و تحصیل به زبان مادری.

در همین رابطه در واقع می‌شود گفت که اکثر فعالان زنجان و ازجمله سعید متین‌پور را مورد تضییع حقوق مکرر و متنوع قرار دادند، به طوری که چند سال پیش در همان دوره‌ی اصلاحات ایشان را از استانداری زنجان اخراج کردند. در ماجرای توهین روزنامه‌ی «ایران» به ترک‌زبانان ایشان را مورد احضار و بازجویی و تهدید قرار دادند. حدوداً چند هفته پس از آن ماجرا در روز جهانی زبان مادری که ایشان مشغول توزیع شیرینی به شهروندان بودند، وی را با تعداد دیگری از زنجانی‌ها دستگیر کردند و به مدت بیست روز در انفرادی اطلاعات زنجان نگهداری کردند.

برای مدت کوتاهی ایشان را آزاد کردند و پس از آن از خرداد ماه ۱۳۸۶ به مدت نزدیک به ده ماه تحت شکنجه‌های شدید جسمی و روحی و توهین‌های عقیدتی در انفرادی بند ۲۰۹ اوین و همین طور بازداشتگاه اداره‌‌‌ی کل اطلاعات زنجان قرار دادند و در نهایت در آستانه‌ی تحویل سال ۱۳۸۷ ایشان را با جسمی تکیده و رنجور و افسرده آزاد کردند به قید ضمانت بی‌سابقه‌ی پانصد میلیون تومانی - به طوری که با سه سند مسکونی وابستگان ضمانت تامین شد- آزاد شدند.

سپس متأسفانه با سنگین‌ترین حکم که عبارت است از هشت سال حبس تعزیری، او را روانه‌ی زندان اوین کردند و عنوان اتهام ایشان هم سفر به ترکیه است. در حالی که عملا این کار واقع نشده و دیگران سفر کردند و ایشان متهم هستند که در آن ماجرا با مسافرین همکاری داشتند. اتهام‌شان «همکاری با بیگانگان جهت براندازی نظام جمهوری اسلامی» است.

در سفر ترکیه نقش او چه بوده؟

آن‌چه اطلاع دارم این است که متهمان ردیف اول و دوم آن پرونده که مسافر هم بودند و سفر هم کردند، یکی‌شان مطلقاً تبرئه شدند و در تجدیدنظری که داده شده متهم ردیف دوم را به‌عنوان کسی که تعلق‌ خاطر هم به نظام دارد تبرئه کردند. متهم ردیف اول هم با حکم یک سال حبس تعلیقی مواجه شدند که ایشان هم الان دیگر ایران نیستند و خارج از کشور زندگی می‌کنند. کسانی که عملاً سفر کردند؛ ضمن این که شخصاً هیچ اعتقادی ندارم به این نکته که سفر خارجی بخواهد محملی برای صدور این چنین حکم‌های سنگینی قرار بگیرد؛ با مشکلی مواجه نشدند.

به طوری که شما شاهد هستید به‌هرحال در این کشور روزنامه‌نگار آزاده جناب آقای اکبر گنجی حکم‌شان شش سال بود، خانم هاله اسفندیاری با آن اتهامات سنگینی که به او وارد شد و حتا فیلم اعترافات از ایشان پخش کردند، با قرار وثیقه‌ی سیصد میلیون تومانی آزاد شدند و بلافاصله هم اجازه‌ی خروج پیدا کردند. اما برای آقای سعید متین‌پور بدون این که جرمی واقع شده باشد، هشت سال حبس تعزیری صادر کردند.

علت این را من انتقام‌کشی از کسانی می‌دانم که فعالیت کردند و نگذاشتند فضای سیاسی و فرهنگی ایران به گورستان تبدیل شود و نتیجه‌اش را همه‌گان، همه‌ی جهانیان در انتخابات دهمین دوره‌ی ریاست جمهوری شاهد بودند و به عیان دیده‌اند. این گونه صدور احکام سنگین را من جز انتقام‌کشی از ملت و فرزندان آزاده‌‌اش چیز دیگری نمی‌بینم.

▪ ▪ ▪

اما بنابر گفته عطیه طاهری همسر سعید متین پور و خواهر رئوف طاهری روز پنجشنبه هفته گذشته پیش از برگزاری مراسم نیایشی که برای آزادی زندانیان سیاسی از جمله متین پور برگزار شده بود. عوامل انتظامی و امنیتی رئوف طاهری را نیز به همراه احمد مدادی و رضا عباسی دو تن دیگر از فعال های مدنی در زنجان را بدون حکم روشن قضایی دستگیر کردند.

او در گفت و گویی با صدا آمریکا اشاره می کند:«برادرم رئوف اعلام کرده بودند که شب جمعه در منزلمان به منظور دعا برای زندانیان سیاسی و سعید متین پور که به هشت سال زندان محکوم شده و از روز شنبه محکومیتش اجرا می شود مراسم دعای کمیل برگزار خواهد شد که قبل از اینکه مراسم برگزار شود از نهادهای امنیتی استان زنجان با برادرم مهندس رئوف تماس گرفتند و از ایشان خواستند که خود را به اداره اطلاعات زنجان معرفی کند و برادرم پرسیدند که از چه بابت وآنها گفتند که شما اینجا می آیید مشخص می شود که ما شما را از چه بابتی خواسته ایم که برادرم گفت که من نمی توانم اینگونه و بدون حکم قضایی بیایم که آنها نیز گفتند مامور می فرستیم که سه ساعت پس از آن دو نفر از نیروهای امنیتی بدون اینکه هیچ حکم قضایی داشته باشند آمدند و برادرم را با خود بردند.

...ما هیچ اطلاعی از وضعیت برادرم تا کنون نداریم و تماسی که با اطلاعات هم گرفتیم هیچ جواب مشخصی به ما نداده اند و جواب سربالا به ما داده اند.وضعیت ما الان در اینجا بسیار بغرنج شده و ما حتی اجازه نداریم دعای کمیل برگزار کنیم و برای آزادی زندانیانمان دعا کنیم.در واقع این کاری که ما می کنیم یعنی دیگر امیدمان از همه جا قطع شده و نه رسانه ملی اخبار ما را پوشش خبری می دهد و نه مطبوعات آنقدر آزادی دارند و به رسالتشان عمل می کنند که اخبار فرزندان ما را پوشش دهند و ما مجبور شدیم که پناه ببریم به درگاه خداوند و مثل اینکه این کار هم دیگر امروزه در مملکت ما جرم شده است. نمی دانم ما دیگه خیلی مظلوم شدیم فقط می توانیم مظلومیتمان را فریاد بزنیم دیگه هیچی نمی تونم بگم.»

اما از آذربایجان خبر می رسد که فقط حکم سعید متین پور نبوده است که اجرا شده، فراز زهتاب، آیدین‌خواجه‌ای، امیرمردانی، مجید‌ماکوئی و احسان نجفی نسب نیز پنج تن از فعالان دانشجویی آذربایجان که از سوی دادگاه انقلاب تبریز به تحمل یک‌سال حبس تعزیری و دو سال حبس تعلیقی محکوم شده بودند جهت اجرای حکم٬ بازداشت و به زندان تبریز منتقل شده‌اند.

این افراد در روزهای چهارشنبه و پنجشنبه ۱۷ و ۱۸ تیر ۸۸ ضمن دستگیری به زندان تبریز منتقل شده‌اند.گفته می‌شود شعبه یک دادگاه انقلاب تبریز پیش از این طی حکمی در ۲۰ بهمن ۸۷ با استناد به به محتوای یک وب‌لاگ سجاد رادمهر، فراز زهتاب، آیدین خواجه‌ای، امیر مردانی و احسان نجفی‌نسب از دانشجویان دانشگاه تبریز و مجید ماکوئی دانشجوی کشتی سازی، دانشگاه مالک اشتر اصفهان را هر کدام به تحمل یک سال حبس تعزیری و دو سال حبس تعلیقی محکوم کرده بود که دادگاه تجدیدنظر در اردیبهشت ۸۸ حکم اولیه را تایید کرد. اتهام این افراد مشارکت در تشکیل و اداره یک گروه جهت بر هم زدن امنیت کشور و تبلیغ علیه نظام عنوان شده است .

آن ها در تابستان سال گذشته در تبریز بازداشت و پس از نزدیک به سه ماه بازداشت موقت به قید وثیقه آزاد شده بودند.

لینک گزارش:
http://zamaaneh.com/ardavan/2009/07/post_275.html

ادامه مطلب ....

آزادی رئوف طاهری و ادامه بازداشت رضا عباسی و احمد مدادی در زنجان

يکشنبه ۲٨ تير ۱٣٨٨ - ۱۹ ژوئيه ۲۰۰۹

ساوالان سسی: مهندس رئوف طاهری از فعالین مدنی زنجان که از روز پنجشنبه ۲۵ تير ٨٨ و پیش از برگزاری مراسم دعا جهت آزادی سعید متین پور فعال حقوق بشر و روزنامه نگار آذربایجانی بازداشت شده بود، روز یکشنبه ۲٨ تير ۱٣٨٨ به قید کفالت از زندان آزاد شد.

به گزارش خبرنگار ما از زنجان، این فعال مدنی در مدت سه روز بازداشتش در اعتراض به آنچه نقض آشکار قوانین در مورد خود و نحوه بازداشتش بوده دست به اعتصاب غذا زده بود.

علاوه از این احمد مدادی(معلم زنجانی و دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه زنجان و عضو فعلی سازمان ادوار تحکیم) و رضا عباسی(عضو هیات موسس جمعیت اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان و کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان – آسمک) که پیش از برگزاری مراسم دعا بازداشت شده بودند همچنان در بازداشت به سر می برند. خانواده های احمد مدادی و رضا عباسی روز یکشنبه با در دست داشتن سند جهت آزادی آنها به دادسرای زنجان مراجعه کرده بودند اما مسئولین دادگستری مانع از دیدار آنها با دادستان گل محمدی شدند.

گل محمدی دادستان زنجان روز یکشنبه در مصاحبه ای با ایسنا از اعلام رسمی اتهام این افراد خودداری کرد و به صورت تلویحی اتهام این افراد را با درگیریهای یک ماه اخیر در تهران و قضایای انتخاباتی مرتبط دانست. این در حالی است که احمد مدادی و رضا عباسی روز پنجشنبه ۲۵ تير ٨٨ و پیش از برگزاری مراسم دعا جهت آزادی سعید متین پور فعال حقوق بشر و روزنامه نگار آذربایجانی در منزل پدر زنش در زنجان ، توسط ماموران اداره اطلاعات این شهر بازداشت شده بودند.

ادامه مطلب ....

بازداشت سه دانشجو در تبریز و خوی

رادیو فردا - بهروز کارونی- يکشنبه ۲٨ تير ۱٣٨٨ - ۱۹ ژوئيه ۲۰۰۹

گزارش‌ها از ايران حاکی از بازداشت سه دانشجوی دانشگاه تبريز به نام‌های احسان نجفی‌نسب، آيدين خواجه‌ای و فراز زهتاب در روز ۱۸ تير توسط نيروهای امنيتی است.

آقای نجفی نسب در شهر خوی و آقايان خواجه‌ای و زهتاب در شهر تبريز بازداشت شده‌اند.

به گزارش «خبرنامه اميرکبير»، با گذشت يک ماه از اعلام نتايج انتخابات، روند گسترده بازداشت دانشجويان، در آستانه ۱۸ تيرماه شدت يافته است و دانشجويان دانشگاه‌های مختلف بازداشت شده‌اند.

نقی محمودی، وکيل مدافع فراز زهتاب و احسان نجفی نسب، در مورد بازداشت موکلان خود و همچنين آيدين خواجه‌ای به «راديو فردا» می‌گويد:

طبق کيفرخواست صادره از دادسرای عمومی و انقلاب تبريز، اتهام آنها «تشکيل و اداره گروه‌های غيرقانونی با هدف بر هم زدن امنيت کشور» و «فعاليت تبليغی عليه نظام جمهوری اسلامی ايران به نفع گروه‌های مخالف نظام» است.

هفت تن از دانشجويان دانشگاه تبريز را در اين زمينه بازداشت کرده‌اند که وکالت سه نفر از آنها را من به عهده داشتم. اينها در دی ماه سال گذشته در شعبه يک دادگاه انقلاب تبريز محاکمه و به سه سال حبس محکوم شدند که دو سال آن، حبس تعليقی بود و يک سال، حبس قطعی. اين حکم در دادگاه تجديد نظر مورد تأييد قرار گرفت.

موکلان شما به طور مشخص به چه فعاليت سياسی اشتغال داشتند و چه گروهی تشکيل داده بودند که متهم به جرايم امنيتی شده‌اند؟

در حقيقت، اينها گروهی تشکيل نداده بودند، بلکه وبلاگی راه‌اندازی کرده بودند و در آن بيشتر مسايل دانشجويی را منعکس می‌کردند و البته به برخی از مسايل سياسی و اجتماعی روز هم می‌پرداختند.

ولی اينها با گروه‌های مخالف نظام ارتباط نداشتند و هدفشان بر هم زدن امنيت کشور و تشکيل گروه غيرقانونی نبوده است. همچنين اتهامات آنها بر واقعيت و مبانی حقوقی استوار نيست.

هدف اين دانشجويان فقط اين بوده است که در کنار دروس دانشگاهی، فعاليت ديگری داشته باشند و می‌توان گفت همگی از نخبگان کشور هستند و گناه آنها فقط انديشيدن است و گناه ديگری ندارند.

نحوه بازداشت اين افراد چگونه بوده است؟

متأسفانه نحوه بازداشت اين دانشجويان طبق روال عادی نبود. روال عادی اين است که ابتدا يک اخطار سه روزه برای افرادی که محکوم شده‌اند و حکم محکوميت آنها قطعی و لازم‌الاجرا است، ارسال می‌کنند و در اخطاريه ذکر می‌کنند که ظرف سه روز خودشان را به اجرای احکام معرفی کنند و در صورت عدم معرفی بازداشت می‌شوند.

البته سيستم ديگری هم برای احضار وجود دارد که احضار از طرف وثيقه‌گذار صورت می‌گيرد. ولی در مورد اين دانشجويان، روال اينگونه طی نشد.

آقای زهتاب بعد از جلسه امتحان دانشگاه و در محوطه دانشگاه بازداشت و به زندان منتقل شده و آقای نجفی‌نسب هم که در شهرستان خوی مقيم است به شکل غيرمعمول بازداشت شده است. اين بازداشت‌ها فاقد مبنای حقوقی و حتی مبنای اخلاقی است.

در مورد پرونده اين سه دانشجو چه اقداماتی انجام شده است؟

لازم نيست اقدام خاصی انجام گيرد، چون اينها بعد از قطعی شدن حکم دادگاه برای اجرای حکم به زندان فرستاده شده‌اند، ولی نحوه بازداشت آنها درست نبوده و از نظر قانون آيين دادرسی کيفری دچار خدشه است.

لینک گزارش

ادامه مطلب ....

یاشار حکاک پور: بحث مسایل امروز موضوع معادلات جناحی است

اردوان روزبه - رادیو زمانه
a.roozbrh@radiozamaneh.com

آذربایجان این روز ها باز هم شاهد دستگیری گروه‌هایی دیگر از فعالان مدنی بود. برخی از خبرها اشاره از این دارد که تعدادی از فعالان تبریزی در طول خرداد و تیرماه گذشته دستگیر شده‌اند. یاشار حکاک پور مسئول روابط عمومی انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران (آداپ) است. از او خواستم تا در این مورد توضیح دهد:

در پی راهپیمایی خانوادگی که به همت اداره‌ی تربیت بدنی آذربایجان شرقی برگزار شده بود، آقای مهندس علیرضا فرشی (مدرس دانشگاه و فعال مدنی آذربایجانی) در روز یکم خرداد ماه ۸۸ دستگیر شدند،. علت دستگیری ایشان و برخی از فعالین آذربایجانی بیان خواسته‌ی آنان مبنی بر حق تحصیل به زبان مادری در مدارس بوده است.

درخواست آموزش به زبان مادری در آذربایجان برابر با دستگیری، آزار، اذیت و بازداشت‌های طولانی‌مدت و بعضی موارد شکنجه است. بعد از آن از اداره‌ی اطلاعات تبریز به عباس جمالی وکیل آقای فرشی زنگ زدند و به ایشان گفتند که ما اجازه‌ی ملاقات به وکیل و همسر ایشان می‌دهیم. برای ملاقات آقای فرشی همسر آقای فرشی به همراه وکیل به اتاق ۳۷ زندان تبریز مراجعه کردند. اما در کمال تعجب مأمورین اطلاعات تبریز با نشان‌دادن حکم جلب به وکیل پرونده، خانم دیدار همسر آقای فرشی را هم دستگیر کردند. به‌عنوان علت دستگیری آن چیزی که در حکم جلب آمده بود، شرکت در راهپیمایی خانوادگی خرداد ماه تبریز در ائل‌ گولی و سردادن شعار مدرسه به زبان ترکی بوده است.

علاوه براین در اردبیل پنج فعال مدنی آذربایجانی به اسامی آیدین ذاکری، منصور سیفی و پروین نوبخت به‌اضافه‌ی علی سیفی و ایلقار مؤذن‌زاده در طی ماه اخیر دستگیر شده‌اند که در ۱۰ خرداد سه نفر از آن‌ها دستگیر شده که بعد از تحقیقات مقدماتی به زندان اردبیل منتقل شدند و الان در زندان اردبیل بسرمی‌برند. ایلقار مؤذن‌زاده از فعالان مدنی آذربایجان و داستان‌نویس آذربایجانی‌ است که در مشکین شهر زندگی می‌کند، او در ۲۵ خرداد در محل کارشان دستگیر می‌شود و از آن موقع به مکان نامعلومی منتقل شده است. تنها آقای مؤذن‌زاده بعد از دو هفته زنگ زدند و از بازداشت خودشان خبر دادند و خانواده هنوز از محل بازداشت‌شان بی‌خبر بودند که در نهایت ایشان را به زندان اردبیل منتقل کردند و الان در زندان اردبیل بسر می‌برند.

به نظر شما آذری‌ها چه نگاهی نسبت به اعتراض‌های بعد انتخابات دور دهم دارند؟

علی‌رغم این که آذربایجانی‌ها این مبارزات و اعتراضات را اعتراضاتی مدنی و دموکراتیک می‌دانند و این مبارزات را بازتاب خواسته‌های ملت می‌شناسند که خواسته‌هایی دموکراتیک آنها علیه ظلم و ستم می‌دانند، اما فعالین آذربایجانی از این که فعالین و روشن‌فکران فارس در سال ۲۰۰۶ در خرداد سال ۸۵ و در هنگام توهین روزنامه‌ی ایران به آذربایجانی‌ها در مقابل سرکوب مردم آذربایجان ساکت بودند از این مسئله ناراحت هستند. علی‌رغم این ناراحتی و برخلاف بعضی از روشن‌فکرانی که آن‌زمان علیه ملت آذربایجان بیانیه‌هایی صادر کردند، آذربایجانی‌ها از ماهیت این مبارزات که در روزهای اخیر و در ماه اخیر بوده دفاع می‌کنند.

این که آذربایجان در مقابل این اعتراضات سکوت کرده، این سکوت به معنی این نیست که از جمهوری اسلامی و از حکومت ایران دفاع می‌کند. آن‌ها می‌گویند عدم توافق بر سر شرایط موجود بین آن‌ها و اعتراض کنندگان یک نوع تفاوت در فکر کردن است و علاوه برآن بودن آقای موسوی در رأس این اعتراضات بودنش یک دلیل دیگری است که آذربایجانی‌ها نخواستند وارد معادلات جناحی داخل حاکمیت شوند.

لینک مستقیم از رادیو زمانه

ادامه مطلب ....

گزارش رادیو آزادی در خصوص وضعیت سه فعال بازداشتی آذربایجانی در زنجان

اولکر آکیف قیزی - رادیو آزادلیق - بخش آذربایجانی رادیو اروپای آزاد

از سه فعال سیاسی زنجانی که بازداشت شده اند پس از گذشت دو روز هنوز خبری در دست نیست. آنان قصد داشتند تا برای آزادی سعید متین پور فعال حقوق بشر که از ۱۶ ژوئن در زندان است مراسم دعایی برگزار کنند که اداره اطلاعات زنجان پیش از بر گزاری مراسم آنها را بازداشت کرده است.

یاشار حکاک پورمسئول روابط عمومی انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران(آداپ) در گفتگو با رادیو آزادی در این خصوص می گوید خانواده های بازداشت شدگان در طی دو روز اخیر نتوانسته اند هیچ خبری از وضعیت آنها کسب کنند.

یاشار حکاک پور می گوید فعالین سیاسی زنجانی قصد شرکت در مراسم دعای کمیل در منزل پدر خانم سعید متین پور را داشتند و قرار بود پیش از آن به دیدار پدر و مادر متین پور بروند اما مامورین اداره اطلاعات مانع از این امر شده اند : «به پدر و مادر سعید متین پور گفته اند که اگر کسی از این فعالین را به منزل خود راه دهید پسرتان را که در زندان اوین است مورد آزار و اذیت قرار خواهیم داد».

به گفته یاشار حکاک پور شرکت کنندگان در مراسم به هنگام مراجعه به خانه پدری متین پور نیروهای امنیتی را دیده اند که در مقابل درب منزل ایستاده بودند.نیروهای امنیتی همچنین دور محل برگزاری مراسم را نیز محاصره کرده بودند.

« آن روز اجازه رفت و آمد در کوچه را به هیچ کس نمی دادند و پیش از آغاز مراسم به فعالین ملی و کسانی که قصد شرکت کنندگان در مراسم زنگ زده و گفته اند که در صورت حضور در مراسم شما را بازداشت خواهیم کرد».

حکاک پور تاکید می کند بر اساس قوانین ایران تشکیل چنین مراسم دعایی ممنوع نیست : «در ایران در عرض یک هفته صدها مراسم دعای اینچنینی برگزار می شود و ممنوعیت برگزاری مراسم دعا صرفا برای مراسم مرتبط با سعید متین پور قانونی نیست».

لینک مسقیم گزارش به نقل از رادیو آزادی

ترجمه ساوالان سسی

ادامه مطلب ....

گزارش صدای آمریکا از بازداشت فعالین آذربایجانی در زنجان

صدای آمریکا . خبرها و نظرها، جمعه ۲۶ تير ۱٣٨٨ - ۱۷ ژوئيه ۲۰۰۹

video

بنا به گفته عطیه طاهری همسر سعید متین پور فعال آذربایجانی که به هشت سال زندان محکوم شده است شب گذشته پیش از برگزاری مراسم نیایشی که برای آزادی زندانیان سیاسی برگزار شده بود نیروهای امنیتی استان زنجان رئوف طاهری برادر وی، احمد مدادی و رضا عباسی از فعالین آذربایجانی را بدون ارائه حکم قضایی بازداشت کردند.

خانم طاهری در گفتگویی تلفنی با پیام یزدیان می گوید مامورین امنیتی پس از خروج مهمانان از محل برگزاری مراسم پلاکهای خودروها را نیز برداشتند :

عطیه طاهری: برادرم رئوف اعلام کرده بودند که شب جمعه در منزلمان به منظور دعا برای زندانیان سیاسی و سعید متین پور که به هشت سال زندان محکوم شده و از روز شنبه محکومیتش اجرا می شود مراسم دعای کمیل برگزار خواهد شد که قبل از اینکه مراسم برگزار شود از نهادهای امنیتی استان زنجان با برادرم مهندس رئوف تماس گرفتند و از ایشان خواستند که خود را به اداره اطلاعات زنجان معرفی کند و برادرم پرسیدند که از چه بابت باید بیایم؟ آنها گفتند که شما اینجا می آیید مشخص می شود که ما شما را از چه بابتی خواسته ایم،که برادرم گفت که من نمی توانم اینگونه و بدون حکم قضایی بیایم که آنها نیز گفتند مامور می فرستیم که سه ساعت پس از آن دو نفر از نیروهای امنیتی بدون اینکه هیچ حکم قضایی داشته باشند آمدند و برادرم را با خود بردند و بجز برادرم رئوف طاهری دو نفر دیگر از فعالین زنجانی به نامهای رضا عباسی و احمد مدادی الان در بازداشتگاه اداره اطلاعات زنجان هستند.

آیا در حین برگزاری مراسم مامورین آمدند و برادرتان را دستگیر کردند؟

نه خیر در حین برگزاری مراسم اصلا برادرم حضور نداشتند بلکه ما خودمون مراسم رو با حضور تقریبا سی نفر از شهروندان زنجانی برگزار کردیم ولی بعد از اینکه این سی نفر آمدند خیابان ما از ابتدا تا انتها توسط مامورین لباس شخصی و مامورین انتظامی قرق شده بود و به جز نیم ساعت که در خانه ما باز بود اجازه ندادند در خانه مان باز بماند تا کسان دیگری برای حضور در مراسم داخل بیایند.

آیا الان از وضعیت بازداشت شدگان و برادرتان اطلاعی دارید؟

نه خیر ما هیچ اطلاعی از وضعیت برادرم تا کنون نداریم و تماسی که با اطلاعات هم گرفتیم هیچ جواب مشخصی به ما نداده اند و جواب سربالا به ما داده اند. وضعیت ما الان در اینجا بسیار بغرنج شده و ما حتی اجازه نداریم دعای کمیل برگزار کنیم و برای آزادی زندانیانمان دعا کنیم.در واقع این کاری که ما می کنیم یعنی دیگر امیدمان از همه جا قطع شده و نه رسانه ملی اخبار ما را پوشش خبری می دهد و نه مطبوعات آنقدر آزادی دارند و به رسالتشان عمل می کنند که اخبار فرزندان ما را پوشش دهند و ما مجبور شدیم که پناه ببریم به درگاه خداوند و مثل اینکه این کار هم دیگر امروزه در مملکت ما جرم شده است. نمی دانم ما دیگه خیلی مظلوم شدیم فقط می توانیم مظلومیتمان را فریاد بزنیم دیگه هیچی نمی تونم بگم.

برای دانلود فبلم مصاحبه اینجا را کلیک کنید


ادامه مطلب ....

بازداشت فعالین مدنی آذربایجانی پیش از برگزاری مراسم دعا برای آزادی سعید متین پور

پنجشنبه ۲۵ تير ۱٣٨٨ - ۱۶ ژوئيه ۲۰۰۹

ساوالان سسی : مهندس رئوف طاهری ، احمد مدادی و رضا عباسی روز پنجشنبه ۲۵ تير ٨٨ و پیش از برگزاری مراسم دعا جهت آزادی سعید متین پور فعال حقوق بشر و روزنامه نگار آذربایجانی، توسط ماموران اداره اطلاعات زنجان بازداشت شدند.

به گزارش خبرنگار ما از زنجان ماموران اداره اطلاعات این شهر زمانی که از قصد فعالین مدنی، فرهنگی و سیاسی این شهر برای حضور در خانه بستگان سعید متین پور و برگزاری مراسم دعا برای آزادی وی در روز پنجشنبه مطلع شدند با مراجعه به خانه و محل کار یا از طریق احضار تلفنی عده ای از فعالین مدنی در این شهر را بازداشت کردند. فعالین اجتماعی و سیاسی این شهر روز پنجشنبه ۲۵ تير ٨٨ به ملاقات پدر و مادر سعید متین پور رفته و در مراسم قرائت دعای کمیل برای آزادی سعید متین پور شرکت کردند.

در این میان پیشتر اداره اطلاعات زنجان با احضار پدر و مادر سعید متین پور آنها را تهدید کرده بودند که هیچ فعال زنجانی را به خانه خود راه ندهند. در غیر این صورت فرزندشان را که در زندان اوین زندانی است مورد آزار و اذیت قرار خواهند داد. مامورین همچنین با مراجعه به منزل و محل کار رئوف طاهری (برادر زن سعید متین پور)، احمد مدادی(معلم زنجانی و دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه زنجان) و رضا عباسی (عضو هیات موسس کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان- آسمک و عضو هیات موسس جمعیت ترکهای دانشگاه زنجان)،آنها را بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل کرده اند.

همچنین توکل غنی لو از فعالین مدنی زنجان پس از چندین ساعت بازجویی در اداره اطلاعات زنجان آزاد شده است.ماموران به غنی لو گفته بودند که برگزاری دعای کمیل برای آزادی سعید متین پور غیر قانونی است. آنها همچنین با تماس تلفنی با عده کثیری از فعالین مدنی آذربایجانی در زنجان از آنها خواسته بودند که در مراسم دعای کمیل برای آزادی متین پور شرکت نکنند و تهدید کرده بودند که در صورت برگزاری چنین مراسمی اقدام به بازداشت دسته جمعی شرکت کنندگان خواهند نمود.

ماموران امنیتی همچنین با مسدود کردن کوچه های منتهی به محل مراسم مانع از حضور گسترده مردم در این مراسم شدند و مراسم دعا با حضور بیش از شصت تن از فعالین سیاسی و مدنی و فرهنگی زنجان آغاز شد.

عطیه طاهری همسر سعید متین پور در ابتدای این مراسم با بیان علت دستگیری و شکنجه همسرش و صدور حکم زندان برای وی با بهانه سفر به ترکیه گفت : "سعید دیگر جوانی تندرست نیست و شکنجه هایی که در مدت ۲۸۷ روز بازداشت وی بر او اعمال شده است باعث معده درد- کمردرد و سردردهای شدید در وی شده است به گونه ای که امکان زندگی عادی را از وی سلب کرده است."

سعید متین پور فعال حقوق بشر و روزنامه نگار آذربایجانی است که در سال خرداد ۸۶ توسط مامورین اداره اطلاعات در زنجان دستگیر و پس از ۲۷۸ روز بازداشت توام با شکنجه در زندان اوین از سوی دادگاه انقلاب تهران به هشت سال حبس تعزیری محکوم شده است.این مدافع حقوق بشر روز ۲۰ تیر۸۸ و پس از بازداشت و جهت اجرای حکم زندان هشت ساله خود بازداشت و به زندان اوین منتقل شده است.

سازمان عفو بین الملل، سازمان گزارسگران بدون مرز، فرانت لاین و انجمن بین المللی قلم طی بیانیه های جداگانه سعید متین پور را زندانی عقیده شناخته و خواهان آزادی بی قید و شرط وی شده اند.

.

ادامه مطلب ....

مختصری در مورد جنبش دانشجویی آذربایجان: سخنان علیرضا جوانبخت در مراسم یادبود ۱۸ تیر در تورونتو

ساوالان سسی: روز ۱۲ جولای ۲۰۰۹ مراسمی با عنوان یادبود ۱۸ تیر از طرف عده ای از فعالان دانشجویی سابق در ایران و برخی از دانشجویان ایرانی دانشگاههای کانادا در دانشگاه رایرسون تورونتو برگزار شد. علیرضا جوانبخت فعال حقوق بشر آذربایجانی نیز جهت سخنرانی در خصوص جنبشهای دانشجویی در مناطق غیر فارس به این مراسم دعوت شده بود که سخنرانی وی مورد استقبال بسیاری از شرکت کنندگان در این مراسم قرار گرفت.
شکوفه سخی یکی از مجریان قبل از سخنرانی جوانبخت الویت ندادن به مسائل و مشکلات غیر فارسها و درجه دوم دانستن این مسائل را ناشی از جهل و نادانی خواند. وی اشاره کرد که در سالهای قبل عده زیادی تبعیض بر علیه زنان را نیز مشکل جدی تلقی نمی کردند و آنرا مسئله ای درجه دوم می خواندند.

متن سخنان علیرضا جوانبخت:

سلام بر همگی٬

سال به سال و این اواخر روز به روز فاصله بین جنبشهای مدنی و دموکراسی خواهانه در مناطق غیر فارس با جنبشهای فعال در نواحی مرکزی ایران دارد بیشتر می شود. اگرچه این مسأله دلایل زیادی دارد ولی من فکر می کنم یکی از دلایل آن عدم اطلاع کافی از ماهیت و مطالبات جنبشهای موجود در مناطق غیر فارس است و اینکه بسیاری از فعالان مدنی مرکزگرا نه این که فقط٬ حمایت نکنند از این جنبشها٬ بلکه حتی در بسیار از موارد بر علیه آنها و در کنار جناح اقتدار و سرکوبگر قرار می گیرند.

حرکتها و جنبشهای اعتراضی نسبت به تبعیضهای اقتصادی٬ فرهنگی و سیاسی بر علیه مناطق دور از مرکز و غیر فارس در بین ترکهای آذربایجان٬ کردها٬ ترکمنها٬ عربها و بلوچها در سالهای اخیر شدت بیشتری یافته است و با توجه به پیشگام بودن دانشجویان در جنبشهای اجتماعی٬ مناطق مورد نظر نیز از این قاعده مستثنا نیستند. به خصوص در آذربایجان و کردستان جنبشهای دانشجویی که با محوریت مسائل ملی شکل گرفته اند٬ دارای نقش تعیین کننده تری هستند.

* * *

«گله جک بیزیمدیر»٬
آینده از آن ماست٬ شعار اصلی جنبش دانشجویی آذربایجان است و من سعی خواهم کرد که در این فرصت کوتاه به تاریخچه٬ ماهیت و حوادث مهم در رابطه با این جنبش بپردازم.

جنبش دانشجویی آذربایجان با محوریت دفاع از حقوق ملی٬ زبان٬ فرهنگ و هویت آذربایجانی و اعتراض به سیاستهای یکسانسازی فرهنگی رژیم پهلوی از دهه چهل شمسی در دانشگاههای تهران و تبریز آغاز شد و این زمانی بود که حدود ده سال از کشتار و تبعید دهها هزار تن از مردم آذربایجان در آذرماه ۱۳۲۵ می گذشت و این حرکتهای کوچک دانشجویی دهه چهل در حقیقت تلاشهایی بودند برای شکستن سکوت مرگبار در آذربایجان بعد از آن حوادث وحشت انگیز٬ اعدامها و قتل عامهایی خونین که با سوزاندن کتابهای ترکی در شهرهای آذربایجان هم همراه بود.

فعایتهای این جنبش تا اواخر دهه هفتاد شمسی به صورت موردی و مقطعی ادامه پیدا کرد تا اینکه در اواخر دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد توانست به صورت جنبشی فراگیر و مستقل قدرتنمایی کرده و به عنوان مهمترین رکن حرکت ملی آذربایجان مطرح شود.

آنچه که در این سالها موجب شکل گیری هسته های قدرتمند دانشجویی در آذربایجان گشت٬ وقوع حوادثی بود که اعتراض شدید دانشجویان آذربایجانی را بر انگیخت. این اتفاقات مهم عبارت بودتند از:

- کشتار آذربایجانیها در قره باغ و اشغال قسمتهایی از خاک جمهوری آذربایجان به وسیله ارمنستان و متهم شدن ایران به ارسال کمکهای مالی و تسلیحاتی به ارمنستان

- استان شدن اردبیل بدون حفظ نام آذربایجان

- انتشار پرسشنامه ای راسیستی تحت عنوان «فاصله اجتماعی» از طرف مرکز تحقیقات٬ مطالعات و سنجش برنامه ای سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران

تمام این حوادث منجر به بروز اعتراضهای بسیار گسترده دانشجویی با مرکزیت دانشگاه تبریز گشت که دانشگاههای اورمیه و تهران هم به خصوص در مورد اخیر به اعتراضها پیوستند. اعتراضهای دانشجویان آذربایجانی به پرسشنامه «فاصله اجتماعی» صدا و سیما روز ۱۹ اردیبهشت ۱۳۷۴ شمسی در تبریز آغاز شد و به دانشگاههای دیگر سرایت کرد. کشیده شدن دامنه اعتراضها به داخل شهر در تبریز و ارومیه با درگیریهای خیابانی مابین نیروهای ضد شورش و دانشجویان آذربایجانی و سرکوب شدید معترضین همراه بود.

«اگر بخواهید خانه ای بگیرید و ببینید همسایه دیوار به دیوار یا آپارتمان مجاور شما ترک هستند، آیا حاضرید در همسایگی آنها زندگی کنید؟» این یکی از سؤالهای موجود در پرسشنامه صدا و سیما بود٬ پرسشنامه ای که حوادث بعد از انتشار آن به نقطه عطفی در تاریخ معاصر آذربایجان بدل گشت. روز ۱۹ اردیبهشت ۱۳۷۴ از طرف فعالان٬ گروهها و جمعیتهای دانشجویی به عنوان روز دانشجو در آذربایجان نامگذاری شده است.

بعد از ۱۹ اردیبهشت ۱۳۷۴ تا تیرماه ۱۳۷۸ حرکتهای دانشجویی در د انشگاههای آذربایجان به صورت تشکیل کانونهای فرهنگی٬ تأسیس کلاسهای زبان و ادبیات ترکی و انتشار نشریات دانشجویی دو زبانه ادامه یافت٬ تا اینکه به دنبال حوادث ۱۸ تیر کوی دانشگاه تهران روز بیستم تیرماه ۱۳۷۸ دانشگاه تبریز به صحنه یکی از خونین ترین اعتراضهای دانشجویی تاریخ ایران تبدیل شد. در این روز دانشجویان آذربایجانی و غیر آذربایجانی دانشگاه تبریز از طرف صدها نیروی انصار حزب الله مسلح به میله های آهنی٬ باتوم و چماق مورد حمله قرار گرفتند. منابع بسیاری شلیک مستقیم به سوی مردم و دانشجویان را نیز گزارش کردند. تعداد زخمی ها و دستگیر شدگان در این اعتراضات حتی به صورت تقریبی هم هیچگاه مشخص نشد.

در مقالات نوشته شده از طرف فعالان دانشجویی در آذربایجان از اعتراضات ۲۰تیر ۱۳۷۸ به عنوان آخرین مشارکت طیفهای وسیع از جنبش دانشجویی آذربایجان در یک جنبش سرتاسری یاد میشود. در سالهای بعد این مشارکت تنها از طرف برخی از از زیر مجموعه های جنبش دانشجویی آذربایجان و در سطح بسیار محدودی صورت گرفت.

از ۲۰ تیر ۱۳۷۸ تا خرداد ۱۳۸۵ شمسی٬ صرف نظر از تحصنهایی با موضوعات مختلف٬ تظاهراتهای جدی دانشجویی از طرف دانشجویان آذربایجانی برگزار نشد٬ اما دانشجویان آذربایجانی با انتشار دهها نشریه دانشجویی به زبان ترکی یا دو زبانه٬ تشکیل اردوها و برگزاری مراسمهای فرهنگی مانند بزرگداشت روز جهانی زبان مادری٬ کنسرتهای آذربایجانی و ایجاد نهادهای دانشجویی از قبیل «مجمع دانشگاهیان آذربایجانی»٬ «جمعیت اسلامی دانشگاه زنجان» و کانونهای فرهنگی در دانشگاههای تبریز٬ اورمیه٬ زنجان٬ اردبیل٬ تهران و شهرهای دیگر به سازمندهی دانشجویان آذربایجانی پرداختند. همچنین فعالان دانشجویی در برگزاری مراسمهای بیرون از دانشگاه مانند کنگره سالانه قلعه بابک و مراسمهای جشن سالروز رسمی شدن زبان ترکی در ۲۱ آذر نقش اساسی ایفا کرده اند.

بعد از انتشار کاریکاتور توهین آمیز روزنامه ایران در روز ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۵ ٬ اولین همایشهای اعتراض آمیز توسط دانشجویان آذربایجانی در داخل دانشگاهها شروع شد. دانشگاههای تبریز و اورمیه روز ۲۶ اردیبهشت این اعتراضات را با میتینگهای چند هزار نفره آغاز کردند. در طی سه روز تقریبا تمام دانشگاههای کوچک و بزرگ در شهرهای آذربایجان و تهران اعم از دانشگاههای آزاد٬ پیام نور و دولتی به صحنه اعتراض تبدیل شدند. دانشجویان اعتراضهای درون دانشگاهی را تا روز ۲۹ اردیبهشت که اولین اعتراضات شهری در شهرستان خوی واقع در شمال آذربایجان غربی شکل گرفت و در سرتاسر آذربایجان و تهران ادامه یافت٬ دنبال کردند.

بعد از خرداد ۱۳۸۵ ٬ اعتراضات و میتینگهای دانشجویان آذربایجانی در فاصله های زمانی نزدیکتر و به مناسبتهای مختلفی مانند سالگرد اعتراضات خرداد ۱۳۸۵ ٬ روز جهانی زبان مادری و روز دانشجو در آذربایجان (۱۹ اردیبهشت) برگزار شده است که در سالهای اخیر به دلیل شدت گرفتن سرکوبها و دستگیریهای گسترده با تعداد کمتری نسبت به سابق صورت می گیرند.

رفتار جنبش دانشجویی آذربایجان در ارتباط با رویدادهای آستانه انتخابات ریاست جمهوری دهم و بعد از آن اگرچه کمی گنگ و پیچیده بود ولی بر پایه سیاست واحد و مشخصی ارزیابی شد. حمایت برخی از جمعیتهای دانشجویی همچون تشکل آرمان از کاندیداتوری اکبر اعلمی٬ اعتراض به رئیس جمهور سابق ایران محمد خاتمی بعد از انتشار ویدیوی جوک گفتن او در مورد آذربایجانیها که بعد از گسترده شدن دامنه اعتراضها توسط او تکذیب شد(!)٬ تلاش برای برگزاری سالگرد اعتراضات ۱۳۸۵٬ حمایت نسبی از میر حسین موسوی که وعده های در خصوص احقاق حقوق زبانی داد و همچنین اعتراضات پراکنده و غیر منسجم به نتیجه انتخابات حرکتهایی با ماهیتهای متفاوت بودند که در فاصله زمانی کوتاهی از طرف جنبش دانشجویی آذربایجان شکل گرفتند.

در خصوص خواسته های اساسی دانشجویان آذربایجانی جا دارد که به بیانیه های صادر شده در خصوص مطالبات ملت آذربایجان از طرف فعالان دانشجویی در آستانه دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اشاره کنم. ارتقاء زبان ترکی به سطح زبان رسمی در کشور تیتر اصلی این مطالبات است.

متشکرم

ادامه مطلب ....

اجرای حکم سه سال حبس برای سه تن از دانشجویان دانشگاه تبریز

چهارشنبه ۲۴ تير ۱٣٨٨ - ۱۵ ژوئيه ۲۰۰۹

ساوالان سسی : فراز زهتاب، آیدین خواجه ای و احسان نجفی نسب سه تن از فعالین دانشجویی آذربایجان که از سوی دادگاه انقلاب تبریز به تحمل یکسال حبس تعزیری و دو سال حبس تعلیقی محکوم شده بودند جهت اجرای حکم٬ بازداشت و به زندان تبریز منتقل شدند.

نزدیکان خانواده های بازداشت شدگان می گویند ماموران امنیتی در روزهای چهارشنبه و پنجشنبه ۱۷ و ۱۸ تیر ۸۸ ضمن دستگیری این افراد٬ آنها را به زندان تبریز منتقل کرده اند.

گفتنی است شعبه یک دادگاه انقلاب تبریز به ریاست قاضی حملر پیش از این طی حکمی در ۲۰ بهمن ۸۷ با استناد به مدیرت وبلاگی به نام Azohسجاد رادمهر، فراز زهتاب، آیدین خواجه‌ای، امیر مردانی و احسان نجفی‌نسب از دانشجویان دانشگاه تبریز و مجید ماکوئی دانشجوی کشتی سازی، دانشگاه مالک اشتر اصفهان را هر کدام به تحمل یک سال حبس تعزیری و دو سال حبس تعلیقی محکوم نموده بود که دادگاه تجدیدنظر در اردیبهشت ۸۸ حکم اولیه را تایید نمود. اتهام این افراد مشارکت در تشکیل و اداره گروه جهت بر هم زدن امنیت کشور و تبلیغ علیه نظام عنوان شده است .

این افراد در تابستان گذشته توسط ماموران اداره اطلاعات تبریز بازداشت و پس از نزدیک به سه ماه بازداشت موقت توام با شکنجه به قید وثیقه آزاد شده بودند

بازداشت و اجرای حکم زندان برای این فعالین دانشجویی در حالی صورت می پذیرد که چند روز پیش نیز حکومت ایران حکم ۸ سال زندان سعید متین پور روزنامه نگار و فعال شناخته شده آذربایجانی را به مرحله اجرا در آورده بود.

ادامه مطلب ....

مصاحبه صدای آمریکا با عطیه طاهری همسر سعید متین پور در مورد اجرای حکم هشت سال زندان شوهرش

صدای آمریکا . خبرها و نظرها ، يکشنبه ۲۱ تير ۱٣٨٨ - ۱۲ ژوئيه ۲۰۰۹

video

سعید متین پور روزنامه نگار و فعال هویت طلب آذربایجانی که شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران وی را به هشت سال حبس تعزیری محکوم کرده است برای گذراندن دوران محکومیت، بازداشت و به زندان اوین تهران منتقل شد.

اتهام این روزنامه نگار آذربایجانی ارتباط با بیگانگان و تبلیغ علیه نظام عنوان شده است.متین پور فارغ التحصیل رشته فلسفه از دانشگاه تهران و عضو هیات تحریریه هفته نامه های یارپاق و موج بیداری وبلاگ نویس و یک فعال حقوق بشر آذربایجانی است که به خاطر سفر به ترکیه با این اتهامات روبرو شده است.

عطیه طاهری همسر سعید متین پور در گفتگویی تلفنی با پیام یزدیان در مورد روند رسیدگی به پرونده و آخرین وضعیت همسرش توضیحاتی داده است که توجه شما را به آن جلب می کنم :

عطیه طاهری : ایشان در ۴ خرداد ۸۶ در ساعت ۱۲:۳۰ نیمه شب بازداشت شدند و به مدت نه ماه در زیر انواع شکنجه ها در زندان اوین در بازداشت بودند که هفت ماه از این مدت را در زیر انواع شکنجه های جسمی روحی، و روانی در انفرادی بوده است که هنوز هم آثار این شکنجه ها در جسم و روح ایشان هست و دچار کمردردهای شدید شدند و مدام معده درد دارند و اواخر هم دچار سرگیجه می شدند و برای ما باورش سخت بود که بعد از ۹ ماه از ما ۵۰۰ میلیون تومان وثیقه خواستند.سعید با ۵۰۰ میلیون تومان وثیقه آزاد شد و بعد از آزادی برای ایشان هشت سال حبس بریدند.

وکیل سعید آقای دادخواه بودند که الان در زندان به سر می برند و اتهام ایشان با ذکر این نکته که هیچوقت اتهام ایشان به صورت مکتوب به ما ارائه نداده اند ارتباط با بیگانگان و اقدام علیه امنیت ملی است.افراد دیگری که با اشان بازداشت شده اند و در واقع متهمان اول و دوم محسوب می شوند یا تبرئه شده اند و یا برایشان یکسال حبس تعلیقی داده اند.وکیل سعید از صدور اینچنین حکمی بسیار متعجب بود که چطور برای متهمان ردیف اول و بقیه افرادی که با ایشان بازداشت شده اندحکم تبرئه و یا یکسال حبس تعلیقی صادر می شود اما برای سعید هشت سال حبس تعزیری صادر و به این صورت از دیروز اجرا می شود.

صدای آمریکا : حدس شما در این مورد چیست چون گفته می شود آقای سعید متین پور بعد از سفرشان به ترکیه با این اتهامات مواجه شدند که یکی از اتهامات همانگونه که خودتون اشاره کردید ارتباط با بیگانگان است؟

عطیه طاهری : آنچه سعید می گفت بازجوییهایی که در مورد سفر به ترکیه بوده بسیار کم بوده و اصولا مسئله این است که سعید در آن سمیناری که آقایان مدعی هستند شرکت نکرده بود و آنهایی که در این سمینار شرکت کرده اند همه شان آزاد هستند و یا تبرئه شده اند و به خارج از ایران رفته و آنجا زندگی می کنند و یا در شهر ما زنجان یا تهران دارند زندگی شان را ادامه می دهند برایشان تبرئه یا حکم یکسال حبس تعلیقی داده شده است. در واقع در آن ۹ ماه اولیه که سعید در بازداشت بود ما در ۷ ماه اول در بی خبری کامل بودیم ودر طی این ۷ ماه سعید تنها چندین بار تماس می گرفت و ما مطمئن می شدیم که ایشان زنده هستند و بعدا هم که دو ماه در بند ۲۰۹ زندان اوین بودند و بعد از اینکه هفت ماه انفرادی تمام شد ایشان را به بند ۲۰۹ منتقل کردند و تا این مدت دادگاه هیچ پاسخی به ما نمی داد یعنی هر بار ما مراجعه می کردیم با جوابهای سر بالا آقایان مواجه می شدیم. اوایل که اصلا می گفتند چنین کسی وجود ندارد و بعدا هم گفتند اینجا هست و پروندش به دادگاه نمی آمد و ما نمی توانستیم برای ایشان وکیل بگیریم و چند بار وکیل مراجعه کرد که به وکیل جواب ندادند و بعد از این ۹ ماه که وکیل رفت در واقع حکم صادر شده بود و وکیل هم نتوانست هیچ کاری انجام بدهد چون در آن ۹ ماهی که هیچ خبری به ما نمیدادند این آقایان تصمیمات خودشان را گرفته بودند چطور که دادگاه تجدید نظر هم همان ۸ سال را تایید کرد.

برای دانلود فبلم مصاحبه اینجا را کلیک کنید


ادامه مطلب ....

اطلاعیه مطبوعاتی سازمان گزارشگران بدون مرز : یک ماه اعتراض و ٤١ روزنامه نگار در زندان

شنبه ۲۰ تير ۱٣٨٨ - ۱۱ ژوئيه ۲۰۰۹

یک ماه اعتراض : ٤١ روزنامه نگار در زندان گزارشگران بدون مرز سرکوب افزایش یابنده علیه روزنامه‌نگاران و رسانه‌ها در ایران را محکوم می کند. در آستانه آغاز دومین ماه اعتراضات مردمی به تقلب در انتخابات، دست کم چهل و یک روزنامه نگار در زندان بسر می برند. گزارشگران بدون مرز از دستگیری ٥ روزنامه نگار دیگر مطلع شده است.

گزارشگران بدون مرز در این باره اعلام می کند که " شرایط زندانیان بسیار نگران کننده است. چهار نفر از روزنامه نگاران بازداشت شده همچون دیگر زندانیان به محلی نامعلوم منتقل شده‌اند. خانواده‌های آنها از حق ملاقات با عزیزان خود محروم و وکلای این زندانیان علت بازداشت موکلین خود را نمی‌دانند، از دسترسی به پرونده محروم شده‌اند. بزرگترین زندان روزنامه‌نگاران در جهان، امروز به خطرناکترین زندان برای روزنامه نگاران تبدیل شده است."

٢٠ تیرماه توحید بیگی عکاس خبرنگار سایت مشروطه یکی از سایت‌های حامی مهدی کروبی بازداشت شده است. جمعه ١٩ تیرماه مجید سعیدی عکاس خبرنگار و همکار بسیاری از خبرگزاری های داخلی و خارجی در منزلش از سوی ماموران لباس شخصی بازداشت شد. وی از جمله همکار مجله تایم برای پوشش رویدادهای افغانستان بعد از سقوط طالبان بود و مدتی نیز مسئولیت سرویس عکس خبرگزاری فارس را بر عهده داشت. هنگامه شهیدی روزنامه‌نگار بسیاری از روزنامه های اصلاح طلب و وبلاگ نویس وبلاگ "پی نوشت" از تاریخ ٩ تیرماه در بازداشت بسر می‌برد و سمیه نصرتی خبرنگار روزنامه‌های تهران امروز و حیات نو از تاریخ ٣٠ خرداد بازداشت و به محل نامعلومی منتقل شده است.

از سوی دیگر سعيد متين پور روزنامه نگار هفته نامه يارپاق و همکار روزنامه های محلي استان آذربايجان در تاریخ ٢٠ تیرماه پس از احضار به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران بازداشت و برای طی کردن هشت سال محکومیت روانه‌ی زندان اوین شد.

این روزنامه‌نگار در تاريخ ٨ اسفند ماه ١٣٨٧ با سپردن وثيقه ٥٠٠ ميليون توماني از زندان آزاد شده بود. وی از تاريخ ٥ خرداد ماه در زندان بسر می‌برد. در ٢٢ خرداد ماه ١٣٨٧ اعلام شد که سعيد متين پور از سوی شعبه ١٥ دادگاه انقلاب تهران به هشت سال زندان محکوم شد. دادگاه وی را برای " ارتباط با بيگانگان به ٧ سال و برای "تبليغ عليه نظام" به يک سال حبس تعزيری محکوم کرده بود. چند ماه بعد علیرغم تلاش های محمدعلی دادخواه وکیل این روزنامه نگار که خود هم اکنون زندانی است، حکم محکومیت از سوی دادگاه تجدید نظر تائید شد. سعید متین پور پس از آزادی از زندان از بیماری‌‌های متعددی حاصل از فشارهای زندان از جمله کمر درد و ناراحتی های گوارشی رنج می‌برد.

گزارشگران بدون مرز با تاسف از مرگ سهراب اعرابی جوان ١٩ساله در زندان اوین مطلع شده است.

اسامی روزنامه نگاران و وب نگاران دستگیر شده از تاریخ ٢٣ خرداد ١٣٨٨

عبدالرضا تاجیک، مهسا امرآبادی، احمد زیدآبادی ،کیوان صمیمی بهبهانی، بهزاد باشو، سید خلیل میراشرفی، سمیه توحیدلو ، شیوا نظر آهاری، محمد عطریانفر، سعید حجاریان، محمد علی ابطحی، سعید لیلاز، محمد قوچانی، ژیلا بنی یعقوب، بهمن احمدی امویی، مجتبا تهرانی، مازیار بهاری، علیرضا بهشتی پور شیرازی، اسماعیل حق پرست، مهدی زابلی، روح اله شهسوار، فریبرز سروش، عیسی سحرخیز، کامبیز نوروزی، مسعود باستانی، محمدرضا یزدان پناه، کاوه مظفری. توحید بیگی، مجید سعیدی، هنگامه شهیدی، سمیه نصرتی، سعيد متين پور

اسامی روزنامه نگاران و وب نگاران زندانی پیش از تاریخ ٢٣ خرداد ١٣٨٨

عدنان حسن پور، محمدحسن فلاحیه‌زاده، محمد صدیق کبودون، کاوه جوانمرد، مجتبی لطفی، مسعودکرد پور، حسین درخشان، بهمن توتونچی ، سجاد خاکساری.

ادامه مطلب ....

 
Free counter and web stats Savalansei Posts Feed