ساوالان سسی : به دنبال اعلام نتایج آزمون فوق لیسانس دانشگاههای دولتی در ایران بهزاد جدی ، ابراهیم شهبازی و شهرام شوقی از فعالین دانشجویی آذربایجان که در کنکور ورودی مقطع فوق لیسانس شرکت و رتبه های لازمه را کسب کرده بودند از ورود به دانشگاه محروم شدند.
بنا به گزارشات رسیده بهزاد جدی دانشجوی رشته ریاضی دانشگاه تبریز و رتبه ۳۸۰ کنکور رشته اقتصاد علیرغم کسب رتبه لازم جهت قبولی در این رشته در دانشگاههای انتخابی، مردود اعلام شده است. به دنبال پیگیریهای این فعال دانشجویی آذربایجان در سازمان سنجش آموزش کشور و مراجعه به دکتر نوربخش رئیس هسته گزینش سازمان سنجش آموزش کشور، وی نام بهزاد جدی را در لیست ۱۵ صفحه ای افراد فاقد صلاحیت جهت ادامه تحصیل به وی نشان داده است. علاوه از این شهرام شوقی فارغ التحصیل رشته میراث فرهنگی که موفق به کسب رتبه ۲۰۰ در رشته پژوهش هنر شده بود مردود اعلام شده است.همچنین مسئولین سازمان سنجش نتایج کنکور ابراهیم شهبازی فارغ التحصیل رشته فلسفه از دانشگاه زنجان را که در کنکور رشته جامعه شناسی شرکت کرده بود را دستکاری کرده اند.به گفته نزدیکان این فعال دانشجویی نتایج اعلام شده در کارنامه اولیه هیچ گونه تطابقی با برگه پاسخهای وی ندارد.
گفتنی است که چندی پیش نیز مسئولین دانشگاه آزاد تبریز از ثبت نام نوید محمدی فعال دانشجویی آذربایجان که در مقطع کارشناسی ارشد کامپیوتر در این دانشگاه پذیرفته شده است ممانعت کرده اند و در سالهای گذشته نیز چندین تن از دانشجویان مدافعان هویت آذربایجانی از جمله ابراهیم رشیدی، قادر کیانی، نادر مهد قره باغ، امین امامی، صمد پاشایی، مهدی حاج محمدی و ناهید بابازاده از ادامه تحصیل در مقطع فوق لیسانس بازمانده اند.
فشار و محرومیت از ادامه تحصیل فعالین دانشجویی آذربایجان در حالی صورت می پذیرد که اعلامیه جهانی حقوق بشر در ماده ۲۶، برخورداری از حق تحصیل را یکی از حقوق ابتدایی بشر دانسته و تأکید میکند که "دستیابی به آموزش عالی باید با تساوی کامل برای همه امکانپذیر باشد تا هر کس بتواند بنابه استعداد خود از آن بهرهمند شود".
ساوالان سسی : علیرضا فرشی استاد دانشگاه و فعال مدنی آذربایجانی که ۱ خرداد ۸۸ بازداشت شده بود روزسه شنبه ٣ شهريور ٨٨ پس از تحمل ۹۵ روز بازداشت موقت به قید وثیقه ۷۰ میلون تومانی از زندان تبریز آزاد شد.
به گفته نزدیکان خانواده فرشی، اتهام این فعال آذربایجانی تبلیغ علیه نظام از طریق تجزیه طلبی و قومیت گرایی عنوان شده است که استنادات قاضی برای این اتهامات، فعالیتهای مدنی وی در زمینه حقوق ملی آذربایجانیها و دفاع از هویت آذربایجانی در دوران دانشجویی و پس از فراغت از تحصیل بوده است.
بازداشت این استاد دانشگاه آذربایجانی بدنبال طرح شعارهایی در رابطه با حقوق ملی و زبانی آذربایجانیها در جریان راهپیمایی خانوادگی در ائل گولی تبریز در ۱خرداد ۸۸ صورت گرفته بود.پیش از این نیز مامورین امنیتی سیما دیدار همسر فرشی را دستگیر کرده بودند که وی پس از تحمل یکماه بازداشت موقت به قید ضمانت پنجاه میلیون تومانی از زندان آزاد شده است.
خبرنامه امیرکبیر: طی چند روز گذشته و در پی ارسال دستوری از سوی وزارت اطلاعات به واحد های دانشگاهی کلیه اعضای سابق تشكل آرمان دانشگاه آزاد تبریز كه همگی در مقطع كارشناسی ارشد مشغول تحصیل بودند، از ادامه تحصیل محروم شده اند.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر، یونس زارعیون (دبیر سابق تشكل و رئیس هئیت موسس تشكل آرمان)، بهنام تركانپور (عضو سابق شورای مركزی تشكل آرمان)، نوید محمدی (عضو سابق شورای مركزی و دبیر كانون سیاسی تشكل آرمان) و وحید شیخ بگلو (از اعضای سابق تشكل آرمان)، همگی از ادامه تحصیل محروم شده اند.
یونس زارعیون دانشجوی ترم آخر رشته علوم سیاسی در مقطع كارشناسی ارشد قبل از آنكه موفق به ارائه پایان نامه خود شود، طی تماسی از طرف معاون آموزشی دانشگاه از صدور نامه ای محرمانه از طرف اداره اطلاعات مبنی بر جلوگیری از ادامه تحصیل ایشان مطلع گردیده است. بهنام تركانپور دانشجوی ترم دوم مدیریت صنعتی در مقطع كارشناسی ارشد نیز با شرایطی مشابه از ادامه تحصیل محروم شده است. وحید شیخ بگلو نیز كه در رشته اقتصاد در مقطع كارشناسی ارشد در حال تحصیل بودند در فاصله زمانی دفاع از پایان نامه خود از ادامه تحصیل محروم شده است و نوید محمدی كه در رشته مهندسی نرم افزار در مقطع كارشناسی ارشد از آمون ورودی پدیرفته شده بود، با ارسال نامه ای محرمانه از اداره اطلاعات تبریز به دانشگاه مربوطه از ثبت نام ایشان جلوگیری بعمل آمد.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر، این دانشجویان همگی اعضای تشكل آرمان در دانشگاه آزاد تبریز بوده و تا كنون هیچ دلیلی برای جلوگیری از ادامه تحصیل این افراد ارائه نشده است.
محرومیت از تحصیل این چهار دانشجوی دانشگاه آزاد تبریز و دیگر دانشگاه های تبریز در حالی است که طی دو ماه گذشته صدها دانشجوی دانشگاههای مازندران، بابل، سمنان، کرمانشاه، قزوین، مشهد، همدان، دانشگاه آزاد شهر ری، پلی تکنیک تهران، تربیت معلم کرج و علم و صنعت به کمیته انضباطی احضار و یا احکام منع موقت از تحصیل از یک ترم تا سه ترم دریافت کرده اند.
صدای آمریکا . برنامه خبرها و نظرها ، جمعه ٣۰ مرداد ۱٣٨٨- ۲۱ اوت ۲۰۰۹
علیرضا فرشی استاد دانشگاه آزاد اسلامی تبریز و از فعالان مدنی اول خرداد ماه در پی تجمعی اعتراضی در خصوص حق یادگیری به زبان مادری در تبریز بازداشت شد.سیما دیدار همسر علیرضا فرشی نیز زمانی که از توسط مسئولین قضایی و از طریق وکیل برای ملاقات با همسرش به زندان تبریز فراخوانده شده بود دستگیر شد و پس از یک ماه آزاد شد.سیما دیدار یکی از فعالین مدنی آذربایجانی و مدیر مسئول نشریه دانشجویی است. عباس جمالی وکیل دادگستری در تبریز در یک گفتگوی تلفنی با پیام یزدیان به تشریح جزئیات پرونده موکلش می پردازد که توجه شما را در اینجا به آن جلب می کنم :
آقای علیرضا فرشی ۳۱ خرداد در پارک ائل گولی(شاه گولی) تبریز دستگیر شدند به اتهام هویت طلبی و تجزیه طلبی و در ضمن اتهام دیگه ای دارند مبنی بر هواداری از مجاهدین که هر چند این دو تا اتهام با هم به هیچ وجه نمی تواند تناسب داشته باشد ولی به این علت دستگیر شده اند و از آن موقع تا بحال در زندانند.بازجویی ایشان تمام شده است اما فعلا با قرار بازداشت در زندان هستند هر چند ما به قرار بازداشت ایشان اعتراض کردیم اما دادگاه هنوز در این مورد تصمیم خاصی نگرفته است.
صدای آمریکا : آیا موفق به دیدار با ایشان شده اید؟
بله من ایشان را دو یا سه بار ملاقات کردم اما پرونده ایشان را فرصت نکرده ام چون دوران بازجویی که امکانش نبود و الان هم هنوز نتوانسته ام پرونده شان را مطالعه کنم.
صدای آمریکا : گفته می شود که همسر ایشان هم گویا بازداشت شده اند و مدتی را هم در بازداشت به سر برده اند آیا در این زمینه اطلاعی دارید؟
بله همسر ایشان هم به همان اتهام بازداشت شده اند که متاسفانه نوع بازداشت ایشان با هیچ اصول اخلاقی و قانونی تناسب نداشت چون یک روز به من زنگ زدند.آقای فرشی را تا آن زمان ملاقات نکرده بودیم و اجازه ملاقات نمی دادند که ایشان ممنوع الملاقات در اداره اطلاعات تبریزبود و یک روز به من زنگ زدند که خانم ایشان را بیاورید و ملاقات بیایید و من هم روی این اعتماد که پیش می آید که بعضی وقتها به ما می گویند که خانواده فرد بازداشت شده را برای ملاقات بیاورید خانم سیما دیدار (خانم علیرضا فرشی) را برای ملاقات آقای آقای فرشی بردم که متاسفانه همانجا ماموران امنیتی با حکم جلبی که دستشان بود به جای ملاقات ایشان را جلب کردند که خوشبختانه پس از ۱۶ روز ایشان با قرار وثیقه پنجاه میلیونی آزاد شدند اما آقای فرشی هنوز با قرار بازداشت در زندان هستند.
صدای آمریکا : از زمان دستگیری موکلتان آقای علیرضا فرشی بگویید چون فیلمی را در دست داریم که ایشان در زمان دستگیری فریاد می زدند که هر کسی حق دارد به زبان مادری تحصیل کند.آیا ایشان در حال سخنرانی در پارک بودند که مامورین ایشان را دستگیر کردند؟
نه ایشان سرگرم سخنرانی نبود . در این پارک یک مسابقه دوی همگانی بود و اینها هم که یک عده از طرفداران زبان آذری بودند که اینکه به زبان مادربمان بتوانیم حرف بزنیم و بتوانیم به زبان آذربایجانی بنویسیم وبخوانیم.این اعتقادات آنهاست که در آن پارک بودند که آنها را به اتهام تجزیه طلبی دستگیر کردند در صورتی که اینها هیچ کدام تجزیه طلب نیستند.اینها طبق قانون انسانی و حق هر انسان برای خواندن و نوشتن به زبان مادریش و طبق اصل ۱۵ و ۱۹ قانون اساسی ایتها حقشان هست که بگویند که ما به زبان ترکی بتوانیم بخوانیم و حرف بزنیم.این دیدگاه آنها است که در آن روز هم فقط به همین دلیل جمع شده بودند که متاسفانه در داخل پارک دستگیرشان کردند. فقط امیدوارم که قاضی رسیدگی به پرونده نسبت به اعتراض ما به قرار بازداشت آقای فرشی دقت کنند چون منهای اینکه خود آقای فرشی الان حدود سه ماه است که در زندانند که نباید باشندو اصولا اتهامشان اتهامی نیست که قرارش قرار بازداشت باشد از طرفی دیگر چون آقای فرشی استاد دانشگاه است زندانی بودن ایشان باعث شده که ۳۰۰ - ۴۰۰ دانشجو بلاتکلیف بمانند و مشخص نشود که وضعیت تحصیلی شان چه می شود که در قرار اعتراض من به همین مسائل هم اشاره کردم و الان امیدوارم که دادگاه به این مسائل دقت کند و با قرار قانونی ایشان موافقت کنند و ایشان از زندان بیرون بیایند تا بعد در جلسه رسیدگی دادگاه بتوانیم دفاعیاتمان را بکنیم.
نقض سازمان یافته حقوق بشر در مورد آذربایجانیها در ایران در ماه ژوئیه ۲۰۰۹ همچون ماههای گذشته ادامه داشت و فعالین مدنی آذربایجانی همچون ماههای گذشته مورد بازداشتهای خود سرانه، شکنجه و آزار و اذیت قرار گرفته و از حق داشتن وکیل در دوران بازداشت و ملاقات با خانواده محروم بودند.
روزنامه نگار و فعال حقوق بشر آذربایجانی برای طی کردن هشت سال محکومیت روانه زندان اوین شد
سعید متین پور روزنامه نگار و فعال حقوق بشر آذربایجانی پس از احضار به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران در ٢٠ تیرماه (۱۱ ژوئيه ۲۰۰۹) بازداشت و برای طی کردن دوران هشت ساله محکومیت روانه زندان اوین شد.
سعید متین پور چهارم خرداد ۱۳۸۶ در زنجان بازداشت و پس از تحمل ۲۷۸ روز بازداشت موقت در سلول انفرادی٬ در هشتم اسفند ۸۷ به قید وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی از زندان اوین آزاد شده بود. وی پس از آزادی از زندان از بیماریهای متعددی حاصل از فشارهای دوران بازداشت از جمله سرگیجه طولانی، کمر درد و ناراحتی های گوارشی رنج میبرد. براساس گزارشات موثق مأموران اطلاعات جهت گرفتن اعتراف مقابل دوربین او را شکنجه میکردند.وی در این مدت امکان دسترسی به وکیل مدافع نداشت و خانواده اش نیز از او بی خبر بودند. مامورین امنیتی همچنین جهت افزودن فشار بر وی برادرش علیرضا متین پور را هم در تاریخ ۲۸ آگوست ۲۰۰۸ دستگیر و زندانی کردند.
این روزنامه نگار آذربایجانی روز ۲۰ خرداد ۸۷ طی جلسه ای غیر علنی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی محاکمه و به اتهام ارتباط با بیگانگان به هفت سال حبس و به اتهام تبلیغ علیه نظام به یك سال حبس و در مجموع به هشت سال حبس تعزیری محكوم گردیده بود. دادگاه تجدید نظر استان تهران نیز آذر ماه ۸۷ حکم هشت سال زندان این فعال حقوق بشر آذربایجانی را تایید کرد.
متين پور فارغ التحصيل رشته فلسفه از دانشگاه تهران و عضو هیات تحریریه هفته نامه های یارپاق و موج بیداری و وبلاگ نویس و فعالی حقوق بشر آذربایجانی است که به خاطر سفر به ترکیه با این اتهامات روبرو شده است
پیشتر سازمان عفو بین الملل، سازمان گزارسگران بدون مرز، فرانت لاین و انجمن دفاع از روزنامه نگاران طی بیانیه های جداگانه سعید متین پور را زندانی عقیده شناخته و خواهان آزادی بی قید و شرط وی شده اند.
فعالین دانشجویی آذربایجان برای اجرای حکم به زندان تبریز منتقل شدند
فراز زهتاب، آیدین خواجه ای و احسان نجفی نسب سه تن از فعالین دانشجویی آذربایجان که از سوی دادگاه انقلاب تبریز به تحمل یکسال حبس تعزیری و دو سال حبس تعلیقی محکوم شده بودند در روزهای چهارشنبه و پنجشنبه ۱۷ و ۱۸ تیر ۸۸ (۸ و ۹ ژوئيه ۲۰۰۹) بازداشت و جهت اجرای حکم به زندان تبریز منتقل شدند.
گفتنی است شعبه یک دادگاه انقلاب تبریز به ریاست قاضی حملبر پیش از این طی حکمی در ۲۰ بهمن ۸۷ (۹ فوریه ۲۰۰۹) با استناد به مدیرت وبلاگی به نام آذوح؛ سجاد رادمهر، فراز زهتاب، آیدین خواجهای، امیر مردانی و احسان نجفینسب از دانشجویان دانشگاه تبریز و مجید ماکوئی دانشجوی کشتی سازی، دانشگاه مالک اشتر اصفهان را هر کدام، به تحمل یک سال حبس تعزیری و دو سال حبس تعلیقی محکوم نموده بود که دادگاه تجدیدنظر در اردیبهشت ۸۸ حکم اولیه را تایید نمود. اتهام این افراد مشارکت در تشکیل و اداره گروه جهت بر هم زدن امنیت کشور و تبلیغ علیه نظام عنوان شده است.
این افراد در تابستان گذشته توسط ماموران اداره اطلاعات تبریز بازداشت و پس از نزدیک به سه ماه بازداشت موقت توام با شکنجه به قید وثیقه آزاد شده بودند.
بازداشت فعالین مدنی آذربایجانی
جعفر آقا محمدی فعال دانشجویی آذربایجانی در مشگین شهر (خیاو)، روز سه شنبه ٣۰ تير ۱٣٨٨ (۲۱ ژوئيه ۲۰۰۹) حوالی ساعت ۱ بامداد، در منزل دانشجویی خود توسط ماموران امنیتی دستگیر شده و تا کنون اجازه برقراری هیچ گونه تماسی با خانواده و نزدیکان اش را نداشته است. نیروهای امنیتی هنگام بازداشت ضمن تفتیش خانه، کتابها، دفتر یادداشت و دیگر اشیای شخصی وی را نیز با خود برده اند.
منابع محلی احتمال می دهند بازداشت این فعال آذربایجانی نیز مرتبط با دستگیریهای هفته های اخیر در مشگین شهر باشد که در پی پخش گسترده اعلامیه هایی در رابطه با حقوق مدنی و زبانی و محکومیت فیلم جک گویی انتشار یافته از سید محمد خاتمی، رئیس جمهور سابق در خصوص آذربایجانیها صورت گرفته بود.
حسن عبداللهی (امید اوغلو) نویسنده و معلم زبان ترکی در تبریز که روز ۲۲ تير ٨٨ (۱۳ ژوئيه ۲۰۰۹) در منزل خود از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شده بود، از بازداشتگاه اداره اطلاعات به بند ویژه زندان مرکزی تبریز انتقال یافته است.
با اینحال به گفته نزدیکان این فعال فرهنگی تاکنون از علت بازداشت او اطلاعی در دست نیست. نیروهای امنیتی هنگام بازداشت نامبرده ضمن تفتیش خانه، کتابها و برخی نوشتجات وی را نیز با خود برده اند.
آزادی از زندان
بهنام شیخی و محمود اجاقلو از فعالان مدنی آذربایجانی در اسلامشهر تهران که ۱۹ خرداد ۱٣٨٨( ۹ ژوئن ۲۰۰۹) دستگیر و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل گشته بوند پس از تحمل به ترتیب ۵۵ و ۶۳ روز بازداشت موقت به قید وثیقه ۵۰ میلیون تومانی از زندان اوین آزاد شدند.
آنها تقریبا تمام مدت بازداشت را در انفرادی بند ۲۰۹ اوین تحت فشارهای جسمی و روحی قرار داشته اند. بطوریکه بهنام شیخی در اثر اعتصاب غذای ۱۵ روزه در اعتراض به برخورد خشونت آمیز و بازداشت اش دچار ناراحتی کلیوی شده و مدت ۲ روز در بیمارستان بستری بوده است.
بازداشت این افراد در رابطه با دیوار نویسی و نوشتن شعاری با مضمون "خواسته آذربایجانیها: اجرای اصل ۱۵ و ۱۹ قانون اساسی" در سطح محلات اسلامشهر در قالب تبلیغات انتخاباتی ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی و همچنین در رابطه با چاپ این شعار بر روی اسکناس ها صورت گرفته بود.
ایلقار موذن زاده٬ منصور سیفی و فردین نوبخت از فعالین مدنی آذربایجانی در مشگین شهر(خیاو) که توسط ماموران اداره اطلاعات مشگین شهر بازداشت و به زندان اردبیل منتقل شده بودند به قید وثیقه از زندان آزاد شدند.
ایلقار موذن زاده پس از تحمل ۲۳ روز بازداشت موقت و منصور سیفی و فردین نوبخت نیز پس از تحمل ۳۸ روز بازداشت موقت ۱۷ تیر ۸۸ (۸ ژوئيه ۲۰۰۹) هر کدام پس از تودیع وثیقه سی میلیون تومانی به قید وثیقه از زندان اردبیل آزاد شدند، اتهام این افراد تبلیغ علیه نظام بوده است.
به گفته منابع محلی بازداشت این افراد در پی پخش گسترده اعلامیه هایی در رابطه با حقوق مدنی و زبانی و محکومیت فیلم جک گویی انتشار یافته از سید محمد خاتمی، رئیس جمهور سابق در خصوص آذربایجانیها صورت گرفته بود.
رضا عباسی، احمد مدادی و مهندس رئوف طاهری از فعالین مدنی در زنجان که ۲۵ تير ٨٨ (۱۶ ژوئيه ۲۰۰۹) به بهانه برگزاری مراسم دعا جهت آزادی سعید متین پور فعال حقوق بشر و روزنامه نگار آذربایجانی که به هشت سال زندان محکوم شده است از طرف نیروهای امنیتی دستگیر و به بازداشتگاه وزارت اطلاعات زنجان انتقال یافته بودند پس از گذراندن ۱۲ روز حبس با قرار کفالت ۲۰ میلیون تومانی آزاد شدند.
در این میان پیشتر اداره اطلاعات زنجان با احضار پدر و مادر سعید متین پور آنها را تهدید کرده بود که هیچ فعال زنجانی را به خانه خود راه ندهند که در غیر این صورت فرزندشان را که در زندان اوین زندانی است مورد آزار و اذیت قرار خواهند داد.
همچنین توکل غنی لو از فعالین مدنی در زنجان روز ۲۵ تير ٨٨ پس از چندین ساعت بازجویی در اداره اطلاعات زنجان آزاد شد.ماموران به غنی لو گفته بودند که برگزاری دعای کمیل برای آزادی سعید متین پور غیر قانونی است. آنها همچنین با تماس تلفنی با عده کثیری از فعالین مدنی آذربایجانی در زنجان از آنها خواسته بودند که در مراسم دعای کمیل روز پنجشنبه ۲۵ تير ۱٣٨٨ (۱۶ ژوئيه ۲۰۰۹) برای آزادی متین پور شرکت نکنند و تهدید کرده بودند که در صورت برگزاری چنین مراسمی اقدام به بازداشت دسته جمعی شرکت کنندگان خواهند نمود.
تکذیب خبر اعدام یونس آقایان زندانی علوی
خانواده و نزدیکان یونس آقایان، زندانی اهل حق در زندان ارومیه خبر اجرای حکم اعدام نامبرده را که در اینترنت منتشر شده بود تکذیب کردند.
به گفته آنها چند روز پیش به بهانه درگیری، یونس آقایان را به قرنطینه زندان منتقل کرده و پس از ۵ روز آزار و اذیت روحی وی را به بند عمومی زندان برگردانده اند.
یونس آقایان، مهدی قاسم زاده ٬ سهند علي محمدي ، بخشعلي محمدي و عباداله قاسم زاده از پیروان فرقه آتش بیگی و از اهالی روستای "اوچ تپه" (میاندوآب) هستند که در پی درگیریهای مسلحانه مهرماه ۱۳۸۳ بین نیروی انتظامی و جمعی از پیروان این فرقه در میاندوآب(قوشاچای) دستگیر شده و بعد از محاکمه به اعدام محکوم شدند که بعد از اعتراض به حکم صادره در دادگاه تجدید نظر حکم اعدام سهند علي محمدي ، بخشعلي محمدي و عباداله قاسم زاده به ۱۳ سال حبس و تبعید به زندان یزد کاهش یافت اما حکم اعدام مهدی قاسم زاده و یونس آقایان در دادگاه تجدید نظر تایید شد. حکم اعدام مهدی قاسم زده، بهمن ماه گذشته اجرا شد و اکنون اين نگرانی وجود دارد که يونس آقايان نيز اعدام شود.
سازمان عفو بين الملل آوریل سال جاری (اردیبهشت ۸۸) با انتشار اطلاعیه ای ضمن ابراز نگرانی از اعدام يونس آقايان خواستار لغو آن شده بود.
ممانعت از حصور مردم در مراسم سالانه قلعه بابک
نهادهای امنیتی و انتظامی ایران در آستانه مراسم قلعه بابک اعلام کردند که تردد افراد در روزهای ۱۱ و ۱۲ تیر به قلعه بابک و منطقه کلیبر ممنوع است. علت این ممنوعیت برگزاری مانور نظامی لشگرعاشورای سپاه پاسداران ایران در این منطقه تاریخی عنوان شده است.
همچنین سپاه پاسداران ایران با پخش بیانیه ای در شهرهای اهر و کلیبر از مردم خواسته است تا از رفتن به قلعه بابک در این روزها به دلیل برگزاری مانور نظامی خودداری کنند.
آذربایجانیها هرساله در سالروز تولد بابک خرمدین (قهرمان ملی آذربایجان) در ۱۱ و ۱۲ تیر در قلعه بذ (قلعه بابک ) واقع در منطقه کلیبر در شمال غربی ایران گرد هم می آیند و با اجرای مراسمات فرهنگی یاد و خاطره قهرمان خود را پاس می دارند اما حکومت ایران از چندین سال پیش مانع از برگزاری این مراسمات فرهنگی می شود و یک هفته پیش از برگزاری این مراسم تمامی راههای دسترسی به این مکان تاریخی را مسدود می کند و در اطراف این قلعه تاریخی اقدام به برگزاری مانورهای نظامی می کند.
خطر سنگسار یک زن در تبریز
سکینه محمدی - یک زن آذربایجانی از شهر تبریز با حکم سنگسار به مرگ محکوم شده است.اتهامات وی ارتکاب به زنای محصنه بوده و او از چهار سال پیش در زندان بسر می برد.
محمد مصطفایی وکیل خانم محمدی در مصاحبه با بخش آذربایجانی رادیو اروپای آزاد این مساله را چنین شرح داده است:
«پیشتر خانم محمدی به اتهام داشتن رابطه نامشروع با حکم دادگاه به ۱۰۰ ضربه شلاق محکوم میشود. سپس حکم دادگاه مورد اجرا قرار میگیرد اما مدتی پس از اجرای حکم شلاق وی، شوهر او به قتل می رسد. پس از حادثه قتل پرونده جنایی دیگری برای خانم محمدی باز میشود. سپس وی را مجبور میکنند که به عمل زنا با مردان دیگر اعتراف کند. در صورتی که وی در جلسه دادگاه مکررا این اعتراف خود را تکذیب کرده و گفته که وی را مجبور به چنین اعترافی نموده اند. ۵ قاضی در هیات قضایی پرونده وی را بررسی میکنند. با دوتن از قضات حکم به تبرئه وی و سه تن حکم به سنگسار وی داده اند که در مجموع محمدی به سنگسار محکوم گشته است».
مصطفایی و کیل مدافع سکینه محمدی با استناد به حکم برائت وی از سوی دو دادگاه و مورد مجازات گرفتن وی با حکم دادگاه سابق به ۱۰۰ ضربه شلاق و برخی عوامل دیگر، به دادگاه دیوان عالی کشور مراجعه کرده است.
نيويورک، ۱۳ ژوئيه ۲۰۰۹ - کمیته حفاظت از روزنامه نگاران (CPJ) اعلام می کند که مقامات ايراني شش ژورناليست ديگر را دستگير کرده و همچنین روز يکشنبه ۱۱ ژوئيه ۲۰۰۹ سعید متین پور را برای تحمل هشت سال حبس دستگیر و به زندان انداخته اند که با اين کار جایگاه ایران را بعنوان بدترين زندان ژورناليست ها بيشتر تثبيت نموده اند.
يکی از شعب دادگاه انقلاب در ايران، سعيد متين پور را به جرم” ارتباط با بيگانگان و تبليغ عليه نظام ایران” محکوم کرده و بنا به گفته يک روزنامه محلي، وي را سريعا به زندان اوين اعزام کرده است. متين پور قبلا در ماه مه ۲۰۰۷ دستگير و پس از نه ماه با قيد ضمانت آزاد شده بود. بنا به اخبار محلي، اين ژورناليست علاوه بر فعاليت در وبلاگ شخصي خود براي نشريات يارپاق و موج بيداري در آذربايجان - غرب ايران - کار ميکرده است.
آقاي محمد عبدل دايم هماهنگ کننده برنامه خاور ميانه و شمال آفريقاي CPJ می گوید : “ ما حکم سنگين صادره برای سعيد متين پور را که بر اساس اتهامات مبهم صورت گرفته است محکوم کرده و از دادگاه تجديد نظر درخواست ميکنيم که اين حکم را لغو نمايد” وي اضافه می کند : “ ما از مقامات ميخواهيم که اقدامات خود را بر عليه ژورناليست ها متوقف کرده و آنهائي را نيز که در زندان مانده اند آزاد نمايد”
در طول دوره پس از انتخابات رياست جمهوري در ايران در ۱۲ ژوئن حد اقل ۳۱ ژورناليست، از جمله اشخاص زير، زنداني شده اند. دست کم شش خبرنگار ديگر نيز قبلا از برگزاري اين انتخابات مورد اختلاف در زندان بوده اند. از ميان افرادی که در حال حاضر پشت ميله های زندان قرار دارند ۱۶ نفر عمدتا در نشريات چاپي ، چهار نفر برای نشريات اينترنتي، دو نفر برای تلويزيون٬ هشت نفر نیز عمدتا در وبلاگ نويسي فعاليت داشته و هفت نفر ديگر نيز روزنامه نگار آزاد بدون وابستگي مشخصي بوده اند.
در ميان افرادی که دستگير شده اند، مجيد سعيدي بصورت يک عکاس آزاد براي “گتي ايمئج” کار مي کرده است. در اين ارتباط جاناتان کلاين مدير عامل و يکي از بنيان گذاران اين آژانس عکس در بيانيه اي گفت که “ما در گتي ايمئج براي سلامتي و رهائي فوري وي تلاش ميکنيم.”
از زماني که محمود احمدي نژاد انتخابات مورد اختلاف را برنده شده است، مقامات ايراني هزاران تظاهر کننده و ده ها ژورناليست را بازداشت کرده اند. بر اساس تحقيقات CPJبيشتر ژورناليست هاي دستگير شده براي نشريات محلي کار ميکرده و تنها يکي از آنان بنام مازيار بهاري خبرنگار نيوزويک بوده است.
اسامي ژورناليست هائي که دستگيري آنان پس از تاريخ هفت ژوئيه که ليست قبلي انتشار يافته بود مورد تائید CPJ قرار گرفته است به قرار زير است:
خیلی خوشحالم که خبر خوشی از آقای مصطفی تاج زاده، از دیواری ضخیم زندان ها گذشت و بیرون آمد.
زمانی بود که خود من هم به عنوان یک روزنامه نگار، داستان و شکایت کسانی که در زندان ها و سلول های انفرادی مانده و شکنجه شده بودند را باور نمی کردم و آن ها را به گنده سازی حادثه، متهم می کردم. با سکوت و شاید یک آه یا تکان سری و افسوسی، از کنار موضوع رد می شدم.
ولی وقتی خودم دستگیر و شکنجه شدم و تنها بخشی از داستان آن را در نامه سرگشاده ای به سید محمد خاتمی نوشتم، خیلی ها باورم نکردند. شکنجه ها را محکوم نکردند. خواستار محاکمه شکنجه گران من، نشدند. وقتی اعتصاب غذا کردم هم چندان صدای حمایتی از اصلاح طلبان برنخواست. باورم نمی شد که آن ها چنان سنگین، سکوت می کنند.
در همان نامه به رئیس جمهور وقت نوشتم که این شتری است که ممکن است در خانه هر کسی بخوابد. افزودم که اگر "آن دوه دیزی" هایی که به من زده اند، فقط یکیش، به رئیس جمهورمان زده می شد، همه چیز از یادش می رفت. شوخی نمی کردم. جدی می گفتم ولی خیلی ها مرا جدی نگرفتند.
وقتی شکنجه گران من مقام گرفتند و از تبریز برای تصدی مقام بالاتری، به مرکز رفتند، حدس زدم که در آینده ازآنان استفاده خواهند کرد. کردند. و آن جانیان، نشان دادند که نه خدا می شناسند و نه قانون. جز پول و ثروت که از منابع وابسته به رهبر، می آید، نمی شناسند. رهبر را هم به خاطر پولی و مقامش می پرستند.
وقتی از شکنجه گرانم با نام و نشان، شکایت کردم، صدای حمایتی برنخواست. وقتی هیچ کدام از آن 17-18 تن را که علیه شان شکایت کرده بودم، به دادگاه نخواستند و تبرئه کردند، از هیچ کس، هیچ حزبی و مقامی صدایی در نیامد. شاید از نظر خیلی ها این حق من بود. چون ترک بودم. یا در حزبشان نبودم. نمی دانم.
می توانستم تجسم کنم که روزی چند تن از بزرگان اصلاحات، دستگیر و زندانی شوند. ولی نمی توانستم باور کنم که روزی همه سران اصلاح طلب را یک جا، دستگیر کنند که هیچ حتی شکنجه هم کنند.
نمی توانستم تجسم کنم که صدای شکنجه گران، بلند تر از صدای قربانیان شنیده شود و همه به یکسان، قربانی شکنجه گرانی شویم که با سکوتمان، ان ها را جری تر کرده بودیم. دستانشان را بازتر گذاشته بودیم.
امیدوارم (گر چه شواهد خلاف این امید را می رسانند) که این دوستان دستگیر شده، شکنجه نشده باشند. چون آثار روانی شکنجه ها، به این زودی ها از روح قربانی و خانواده اش، ذایل نمی شود. ارثی است که جمهوری اسلامی در وجود ما به یادگار می گذارد که تا زنده ایم، با خود داشته باشیم.
امیدوارم که این دوستان در دوران بعد از آزادی، دایره حقوق بشر خودشان را شامل همه انسان ها؛ با هر دین، زبان، مرام سیاسی و نوع مبارزه، بگردانند. چون وقتی از انسان سخن می گوییم، "انسان بدون هر نوع وجه تمایزی" مد نظرمان است.
اگر کسی را که به خاطر مواد مخدر دستگیر شده و در کهریزک شکنجه می شد را انسان می دانستیم و از حقوق انسانی آنان حمایت می کردیم، چنین حادثه ای در باره خود ما، تکرار نمی شد.
اگر از جوانان ترک، عرب، بلوچ، ترکمن، کرد و ... حمایت می کردیم و اجازه نمی دادیم تا آنان در بیرون دایره ملاحظات ما تنها بمانند و قربانی شوند، امروز قربانی نمی شدیم.
اگر حقوق شهروندی و انسانی همه را به یکسان، محترم می شمردیم و از همه حقوق همه اقوام، به اندازه قوم فارس، حمایت می کردیم، در این روزها، در مقابل احمدی نژاد و کودتا گران همراهش، تنها نمی ماندیم.
شهروندان ایرانی ترک، کرد، لر، بلوچ، ترکمن، عرب، و ... در حمایت از ما و طلب هایمان، از خانه هایشان خارج می شدند. به خیابان ها می آمدند و تهران و تهرانی مزه تلخ تنهایی و شکنجه را مزه نمی کرد. کامش تلخ نمی شد. اما شد آن چه نیاید می شد.
این ها را خود ما اصلاح طلبان کاشته بودیم. آن زمانی کاشته بودیم که مردم تک تک شهرهای آذربایجان ، در سر مزار ستارخان، باقرخان، قلعه بابک خرمدین و ... سرکوب می شدند. دستگیر می شدند. شکنجه می شدند. و ما سکوت می کردیم و خودمان را توجیه می کردیم که از"تجزیه طلبی جلو گیری می کنند".
آن زمانی که در سایه سکوت سیاسی ما وکلا جرات نکردند تا دفاع از آنان را به دوش بگیرند. همه و همه سکوت کردیم. درهنگام سکوت معنی دار ما، فرزندان آن ملت را که حقوق اولیه و انسانی شان را می خواستند، به قربان گاهای شکنجه گران بردند و قربانی کردند و ما به اصلاحات خودمان، مشغول شدیم. شعار حقوق بشری ما، شامل حال آنان نمی شد.
در مورد کردها هم همین طور. در باره عرب ها هم. در رمینه حقوق لرها، بلوچ ها، ترکمن ها، شمالی ها، و ... نیز به همین منوال گذشت. در باره حقوق آنان، علل دستگیری هایشان، شکنجه شدن هایشان، زندان های طولانی مدت، حبس های ابد و اعدام هایشان، سکوت کردیم. مقام ها را به زیر پوتک سوال هایمان فرو نبردیم و آن ها در مقابل این سکوت حنابت آمیز ما، این سکوت را حق ویژه مسئولیت خود، اعلام کردند. قاضی ها و مسئولان را از دایره چون و چرا بیرون گذاشتیم تا دستشان برای هر جنایتی باز باشد و این هم بخشی از کار آن ها شد که مصونیت هم آورد.
سکوت از ما بود و شکنجه از شکنجه گران. فرزندان ملت با گناه و بی گناه (که باید بر اساس قانون، با حضور وکیل، در محکمه صالحه) هر نوع جنایت و بی قانونی را تحمل می کردند. چاره ای هم نداشتند. کسی حقی را برایشان به رسمیت نمی شناخت. نتیجه، دوری ملت از ما بود. تنهایی، میوه ای بود که خودمان کاشتیم. آنان و خواست هایشان را (همان طور که می خواستند) نمایندگی نکردیم.
هر چه ما در تشک های بی توجهی بیشتر فرو می رفتیم، ملت از ما بیشتر دورتر و دورترمی شد. تا جایی در دو جهت متضاد قرار گرفتیم. خطوط مسیر و راه ما، از هم جدا شد بود.
در زمانی که آن ملت ها فریاد می کردند و برای قطره ای حق، ده ها کشته می دادند، ما در جبهه اصلاحات و حقوق بشر، و تهران، آنان را تنها گذاشتیم. وقتی نوبت آسیاب ما (اصلاح طلبان و حقوق بشری ها و سیاسیون)شد، این بار آنان ما را تنها گذاشتند تا شکنجه را در زیر مشت ولگدها، مزه کنیم. تنها بمانیم.
اگر با موضع گیری ها و بی تفاوتی هایمان، آنان را از خودمان نرانده بودیم، امروز تنها نمی ماندیم. آنان با شنیدن صدای ما (چون ما خواست های آنان را هم در احزاب و جمعیت هایمان نمایندگی می کردیم) به خیابان ها می آمدند. به جای آن که تنها دو سه میلیون و آن هم تنها در تهران، به خیابان ها می آمد، ده ها میلیون، آن هم در تبریز، اردبیل، ارومیه، زنجان، همدان، قزوین، سنندج، کرمانشاه، اهواز، آبادان، مشهد، و ... بیرون می آمدند.
کدام دولت کودتا می توانست همه ما را کنترل کند و به خواست هایمان گردن ننهد؟ ولی ما آن کار را نکردیم. فریب توطئئه حکومت را خوردیم.
وقتی ترک ها، کردها، لرها، بلوچ ها، ترکمن ها، عرب ها و ... را دستگیر و زندانی، شکنجه و اعدام ... می کردند، ما سکوت کردیم. همه آن ده ها میلیون ایرانی را مایوس کردیم. از خودمان دور کردیم.
ما خودمان، سکوت کاشتیم. آنان هم سکوت تحویلمان دادند. سکوت درو کردیم. تنهایشان گذاشتیم و به صدایشان، حقوق و خواست هایمان، بی توجهی کردیم. با همان دستی که به آن ملت ها داده بودیم، با همان دست هم گرفتیم. هر چه که در رابطه با آنان به آش مان ریخته بودیم، به بشقابمان کشیدند. بی محلی کردیم. تنهایمان گذاشتند. بی تفاوتی کاشتیم. سکوت بی تفاوتی، تحویلمان دادند.
ساوالان سسی : مهندس علیرضا فرشی استاد دانشگاه و از فعالین مدنی آذربایجانی که روز ۱خرداد ۸۸ و در جریان راهپیمایی خانوادگی در تبریز دستگیر شده بود پس از گذشت سه ماه بازداشت موقت همچنان در شرایط بلاتکلیفی به سر می برد.
به گفته عباس جمالی وکیل علیرضا فرشی، قاضی هاشم زاده بازپرس شعبه چهار دادسرای عمومی و انقلاب تبریز ضمن تمدید قرار بازداشت فرشی به مدت دو ماه، پرونده را به شعبه سوم دادگاه انقلاب تبریز ارسال کرده است.
عباس جمالی می گوید روز شنبه ۲۴ مرداد ۸۸ با مراجعه به شعبه سوم دادگاه انقلاب و ارائه لایحه ای خواهان تبدیل قرار بازداشت به وثیقه و آزادی فرشی شده است.
همچنین نزدیکان خانواده فرشی خبر از انتقال وی به بند مالی زندان تبریز می دهند. تمدید قرار بازداشت علیرضا فرشی در حالی صورت می گیرد که از یک ماه پیش مرحله بازپرسی وی به اتمام رسیده است و او در شرایط بلاتکلیفی در زندان تبریز به سر می برد.
مقامات قضایی تا کنون از اعلام اتهام فرشی و همسرش امتناع کرده اند و اجازه ملاقات وکیل با او و مطالعه پرونده را نداده اند.
این استاد دانشگاه آذربایجانی پس از آن که در جریان راهپیمایی خانوادگی در ائل گولی تبریز در ۱خرداد ۸۸ شعارهایی در رابطه با حقوق ملی و زبانی آذربایجانیها سر داده شد بازداشت شد. چندی بعد مامورین امنیتی سیما دیدار همسر وی را نیز دستگیر و پس از تحمل یک ماه بازداشت موقت به قید ضمانت پنجاه میلیون تومانی آزاد کردند.
سعید متین پور، روزنامهنگار و فعال حقوق بشر آذربایجانی که از تیر ماه ۸۸ بازداشت و جهت گذراندن دوران محکومیت ۸ ساله اش به زندان اوین انتقال یافته است هم اکنون در وضعیت سلامتی سختی بسر می برد.
بنا به گفته واحید قاراباغلی* سخنگوی انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران (آداپ)، به درخواست های پزشکی او توجهی نمی شود. متن گفت و گو با آقای قاراباغلی را تقدیم می کنیم:
سوال: براساس معلوماتی که شما دارید سعید متین پور در چه وضعیت سلامتی بسر می برد؟ و آیا در کل امکان تماسی با او وجود دارد؟
جواب: در حال حاضر آقای متین پور در وضعیت سلامتی سختی بسر می برد. او طی نه ماه بازداشت قبلی که توأم با فشار و آزار و شکنجه جسمی و روانی بود به بیماریها و ناراحتیهای مختلفی دچار شده است. و بنا بر گفته ها در حال حاضر شرایط و محل نگهداری اش مطلوب نیست؛ چنانکه در یک اتاق ۱۰ نفره، ۳۰ زندانی نگهداری میشوند. به نیازهای پزشکی وی توجه جدی نمی شود. او از کمر درد، بیماری قلبی و سرگیجه های شدید رنج می برد. سعید متین پور بعد از بازداشت در تماس هایی که با خانواده خود داشته این مسائل را ابراز کرده است. امکان دیدار او با خانواده اش به دلیل سختی راه و دیگر مسائل راحت نیست و سعید تنها هفته ای چند بار می تواند تماس تلفنی با منزل برقرار کند.
سوال: علت بازداشت سعید متین پور چه بوده است؟
جواب: سعید متین پور خرداد ماه ۱۳۸۶ در زنجان دستگیر شد. در مدت بازداشت ۹ ماهه اش؛ هفت ماه را در سلول انفرادی بسر برد. وی در این مدت امکان برقراری تماس با خانواده اش را نداشت و آنها از او بی خبر بودند. بعدها او را به اتهام ارتباط با بیگانگان به قصد انقلاب مخملی و تبلیغ علیه نظام جمعا" به ۸ سال زندان محکوم کردند. اما اصلا" فعالیت های وی سیاسی نبود. او همیشه به مسائل حقوق بشری آذربایجانیها در ایران و ضرورت تحصیل به زبان مادری آنها توجه داشت که طرح این نوع موارد نیز موجب وحشت رژیم می شد.
سوال:بر اساس خبرهای منتشره وکیل سعید متین پور را نیز بازداشت کرده اند. در حال حاضر چه کسی از حقوق او مدافع می کند؟
جواب: در روزهای تائید حکم ۸ سال زندان آقای متین پور وکیل ایشان محمد علی دادخواه نیز در ارتباط با حوادث بعد از انتخابات ایران دستگیر شدند و او بدون وکیل به دادگاه احضار و بازاداشت شد. در حال حاضر خانواده متین پور فرد دیگری را به عنوان وکیل انتخاب کردند تا از این طریق بتوانند در خصوص رسیدگی به وضعیت سخت سلامتی سعید و تداوی وی اقداماتی انجام دهند.
ساوالان سسی: جعفر آقا محمدی؛ دانشجو و از فعالین حقوق مدنی آذربایجان طی روزهای گذشته با قرار وثیقه از بازداشتگاه وزارت اطلاعات در مشگین شهر(خیاو)آزاد شده است.
با اینکه وی با اتهام "تبلیغ علیه نظام" روبرو شده است اما مقامات قضایی هنوز زمان تشکيل دادگاه او را اعلام نکردهاند.
آقا محمدی که اهل شهرستان پارساباد مغان می باشد، روز سه شنبه ٣۰ تير ۱٣٨٨ ، در منزل دانشجویی خود توسط ماموران امنیتی دستگیر شد.
نیروهای امنیتی هنگام بازداشت ضمن تفتیش خانه، کتابها، دفترچه ی یادداشتهای و دیگر اشیای شخصی وی را نیز با خود بردند.
هرانا : صبح روز شنبه ۲۴ مرداد، نیروهای امنیتی با حضور در منزل پدری امیرحسین(میلاد) سرحدی، این فعال دانشجویی را بازداشت و وسایل شخصی وی را مورد بازرسی قرار دادند و او را به اداره اطلاعات شهر زنجان منتقل کردند.
براساس حکم ابلاغ شده به خانواده سرحدی در زمان بازداشت، اتهام این فعال دانشجویی تشویش اذهان عمومی و اقدام علیه امنیت ملی عنوان شده است. لازم به ذکر است امیرحسین سرحدی علاوه بر فعالیت در انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان بعنوان دبیر، مسئول ستاد شهروند آزاد(مطالبه محوران حامی مهدی کروبی) در زنجان نیز بوده است.
فعالان دانشجویی معتقدند با نزدیک شدن به زمان بازگشایی دانشگاه ها و جو ملتهب کشور، این فشارها نوعی از سرکوب پیش گیرانه در محیط های دانشگاهی کشور است.
کبیران دیلاورلی - رادیو آزادلیق - بخش آذربایجانی رادیو اروپای آزاد
عطیه طاهری که در زنجان زندگی می کند از وضعیت سلامتی همسرش سعید متین پور، فعال حقوق بشر آذربایجانی که در زندان اوین تهران به سر می برد ابراز نگرانی می کند : « وضعیت سعید در زندان بغرنج است. سردرد و سرگیجه طولانی مدت و معده درد شدید از جمله مشکلاتی است که سعید با آنها روبروست»
سعید متین پور روزنامه نگار و فعال حقوق بشر آذربایجانی است که به حکم شعبه پانزده دادگاه انقلاب تهران به ۸ سال حبس محکوم شده و از ژوئن امسال در زندان به سر می برد.
اتهام متین پور ارتباط با بیگانگان و تبلیغ علیه نظام عنوان شده است. به گفته نزدیکان وی، او پس از سفر به ترکیه مورد خشم حکومت ایران واقع شد اما علت اصلی صدور حکم سنگین زندان برای وی فعالیتهای مدنی و مقالات و نوشته های او در رابطه با حقوق بشر است.
وضعیت سلامتی متین پور به دلیل شکنجه هایی که در مدت بازداشت تحمل کرده وخیم شده است
سعید متین پور در سال ۲۰۰۷ بازداشت و در سال ۲۰۰۸ به قید وثیقه از زندان آزاد شد.صالح کامرانی فعال سیاسی و یکی از افرادی که در آن مدت به همراه متین پور در بازداشت بود می گوید اتهام وارده به آنها بی پایه و اساس است:« دو سال پیش از بازداشتمان به ترکیه سفر کرده و در کنفرانسی با موضوع حقوق بشر شرکت کرده بودیم و حکومت از این مسئله مطلع بود اما دو سال بعد از آن ما را بازداشت کردند. کنفرانس مذکور کنفرانسی علمی بود».
صالح کامرانی می گوید وضعیت سلامتی متین پور به دلیل شکنجه هایی که در مدت بازداشت تحمل کرده وخیم شده است : « سعید ۹ ماه در بازداشت موقت بود که مدت ۷ ماه از این مدت را در سلول انفرادی نگه داشته می شد.نگهداری انسانها در سلول انفرادی خودش نوعی شکنجه محسوب می شود. در مدت بازداشت در سلول انفرادی وی را به صورت جدی مورد شکنجه جسمی قرار داده بودند و هرگونه اعترافی در پرونده هست زیر شکنجه جسمی از سعید اخذ شده است.من خودم هم شکنجه شده ام و از وضعیت خودم می توانم بگویم».
امکان دارد که بلایی سر متین پور بیاید
یاشار حکاک پور مسئول روابط عمومی انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران(آداپ) می گوید معالجاتی را که سعید متین پور لازم دارد به وی ارائه نمی شود : « متین پور دچار ناراحتی های قلبی و کلیوی و کمردردهای شدید است. وی سرگیجه دارد و نمی تواند مدت طولانی سرپا بایستد که در روزهای اخیر وضعیتش وخیمتر شده است . متین پور باید مدتی طولانی زیر نظر پزشک معالجه شود و اکنون در شرایط بدی به سر می برد. وضعیت وخیم جسمی متین پور موجب نگرانی خانواده و گروههای حقوق بشری شده است که یکدفعه بلایی بر سر متین پور بیاید».
نزدیکان متین پور می گویند وکیل قبلی وی اکنون در بازداشت است و به همین دلیل وکالت وی از سوی خانواده به وکیل دیگری داده شده است که وکیل جدید جهت اخذ مرخصی جهت درمان متین پور به دادگاه مراجعه کرده است.
سازمانهای بین المللی حقوق بشر تا کنون چندین بیانیه در رابطه با سعید متین پور و دیگر فعالین آذربایجانی صادر کرده و با مراجعه به مسئولین حکومت ایران خواهان آزادی بدون قید و شرط متین پور شده اند.سازمان عفو بین الملل که سازمانی بین المللی در دفاع از حقوق بشر است اعلام کزده است که سعید متین پور زندانی عقیده و وجدان است.
ساوالان سسی : مصطفي قاسمي، مير موسي ضيازرگر و رسول ايراني از فعالین مدنی آذربایجانی که روز پنجشنبه ۱۵ مرداد ۸۸ به هنگام شرکت در مراسم فرهنگی در قلعه بابک بازداشت شده بودند روز سهشنبه ۲۰ مرداد به قید ضمانت از زندان اهر آزاد شدند.
به گفته خانواده های بازداشت شدگان اتهام این افراد تشکیل تجمعات غیر قانونی، تبلیغ علیه نظام، اخلال در نظم عمومی، تمرد از دستورات پلیس و ارتکاب فعل حرام(رقص آذربایجانی) عنوان شده است.
این افراد به هنگام شرکت در مراسم فرهنگی آذربایجان که با شعر خوانی و آواز و موسیقی و رقص آذربایجانی همراه بود توسط مامورین انتظامی در قلعه بابک دستگیر و به زندان اهر انتقال یافته بودند.
شایان ذکر است در سالهای اخیر برگزاری مراسمات فرهنگی آذربایجانی با محدودیتهای شدیدی از سوی مسئولین دولتی روبرو گردیده است به گونه ای که شرکت کنندگان در این مراسمات بازداشت و زندانی می شوند.
ساوالان سسی : محمود اجاقلو فعال مدنی آذربایجانی در اسلامشهر که روز سهشنبه ۱۹ خرداد ۱٣٨٨توسط مامورین اداره اطلاعات تهران بازداشت شده بود پس از تحمل دو ماه بازداشت موقت در بند ۲۰۹ زندان اوین،روز شنبه ۱۷ مرداد ۸۸ به قید وثیقه ۵۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شد.
بازداشت این فعال آذربایجانی در رابطه با نوشتن شعارهایی با مضمون "خواست تحصیل به زبان مادری آذربایجانیها و اجرای اصول ۱۵ و ۱۹ قانون اساسی" و فیلمبرداری از دستگیری توام با ضرب و شتم بهنام شیخی دیگر فعال آذربایجانی بوده است.
به گفته نزدیکان خانواده اجاقلو ، قاضی سبحانی اتهام وی را نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی عنوان کرده است.
گویی توسن مهرورزی دولت فخیمه حکومت اسلامی را سر باز ایستادن نیست و نواختن شهروندان از همه اقشار کار روزانه حاکمان منصوب خدا بر سرنوشت ما رعیت شده است و در حالیکه بازداشتهای خودسرانه و قانون گریزانه شهروندان کمابیش ادامه دارد شاهد آغاز سریال موسوم به " اعترافات متهمان انقلاب مخملی " هستیم در دادگاههایی که جز شرمگینی الهه عدل و قضاوت و البته انبساط خاطر خلایق حاصلی ندارد.
همزمان با این معرکه گیریهای قضایی اخبار نگران کننده از رفتارهای غیر انسانی با زندانیان و کشته شدن جوانان بی دفاع و اسیر دست حکومت باعث ناراحتی فزاینده خانواده های زندانیان و همه کوشندگان راه آزادی و عدالت شده است و متاسفانه هیچ مرجع حکومتی پاسخگوی مراجعات بستگان افراد زندانی و مفقودالاثر نیست .
تداوم سلسله گونه این حوادث تلخ و اندوه افزا، برخی دستگیرشدگان و زندانیان سیاسی را نیز از توجه رسانه ها و گروههای مدافع حقوق بشر محروم ساخته است و از این جهت فشار مضاعفی بر این قربانیان مهرورزی اعمال می گردد با تشکر از تلاشهای همه فعالان حقوق بشر و رسانه های مردمی در اطلاع رسانی صحیح توجه همگان را به وضعیت دو زندانی زیر جلب می نماییم و امیدواریم که ریشه این نابسامانیها و مظالم خشکانده شود و امور کشور بر مدار عقل و عدل و تدبیر قرار گیرد .
جعفر ابراهیمی ازندریانی – عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه زنجان و از فعالان صنفی معلمان – از بیستم خرداد ماه دستگیر شده و علیرغم بیماری از حق دسترسی به پزشک و وکیل محروم می باشد و علیرغم اتمام بازجوییها- بنا به گفته قاضی پرونده - دوباره به انفرادی منتقل شده و با حال بیمار در بلاتکلیفی بسر میبرد.
همچنین آقای سعید متین پور – که در دادگاهی سیاسی و غیر حقوقی به تحمل هشت سال مهرورزی محکوم شده – با بیماریهای متعدد به یادگار مانده از هفت ماه انفرادی دوره بازداشت قبلی دوباره اسیر چنگال دیو مهرورزی است و به رغم نیاز به معالجه در خارج از زندان با بی توجهی مسولین زندان اوین روبروست.
ما جمعی از اعضای سابق و فعلی انجمن اسلامی دانشجویان داشگاه زنجان با همه خانواده های داغدار ابراز همدردی کرده و به ویژه شهادت مظلومانه " محسن روح الامینی " برادر دوست و همدانشگاهی عزیزمان حسن روح الامینی را به ایشان و خانواده محترم تسلیت عرض می نماییم.
ادامه بازداشت غیرقانونی دوستانمان و همه دستگیرشدگان اخیر را محکوم نموده و خواهان آزادی ایشان می باشیم امیدواریم با آزادی هر چه سریعتر بازداشت شدگان ، جان این افراد از تعدی نیروهای خودسر در امان مانده و موجبات رفع نگرانی خانواده ها و عموم شهروندان فراهم گردد.
جمعی از اعضای سابق و فعلی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان
یک ماه از آغاز حبس ۸ ساله سعید متین پور در زندان اوین می گذرد. او بعد از آزادی از ۹ ماه زندان انفرادی که توام با فشارهای جسمی و روحی شدید بود، تحت درمان قرار داشت و به همسرش در گفت و گو با روز تاکید می کند که وضع جسمی او خوب نیست.
متین پور از ناحیه کمر و استخوان پا به شدت آسیب دیده بود و برای درمان جلسات منظم فیزیوتراپی را می گذراند. در مدت بازداشت موقت او مبتلا به عفونت ریه شده بود که به موقع و در زندان مورد مدوا قرار نگرفته بود و این بیماری علاوه بر بیماری دستگاه گوارش در مدت آزادی او را آزار می داد.
این فعال حقوق بشر به ۸ سال حبس تعزیری محکوم شد و به مدت ۱سال با وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی خارج از زندان بود. این حکم عینا در دادگاه تجدید نظر تائید شد و شعبه اجرای احکام دادگاه انقلاب نیز آن را یک ماه پیش به اجرا درآورد. وکیل او پیش از این محمد علی دادخواه بود که او نیز اکنون در بند است و در حال حاضر هوشنگ پوربابایی وکالت او را به عهده گرفته است.
متین پور فارغ التحصیل رشته فلسفه از دانشگاه تهران است و مقالات بسیاری از او در زمینه حقوق اقلیت های قومی و ادبیات در نشریات کشور منشر شده است.
عطیه طاهری همسر وی روز شنبه ۱۷ مرداد بعد از ملاقات وضعیت جسمی و روحی او را به مراتب بدتر از دفعات قبل اعلام می کند. حین انجام این گفت و گو متین پور از زندان با همسرش تماس گرفت و بخشی از صحبت های وی در انتهای این مصاحبه آمده است.
با توجه به بیماریهایی که سعید قبل از اجرا حکم به آنها مبتلا بوده، آیا در زندان تحت درمان قرار گرفته است؟
نخیر. به جز بیماریهای قبلی او، هربار که با او حرف می زنم مشکل جدیدی پیدا کرده است. فقط یک ماه از حبس ۸ ساله اش را گذرانده، ولی تا به حال دوبار گلویش چرک کرده است. محیط زندان به قدری آلوده است که در زندان به دلیل واگیر بیماری عفونی روده به زندانیان قرص داده اند.
یعنی تا به حال به بهداری زندان مراجعه نکرده است؟
بخشی از درمان او اصلا در زندان قابل انجام نیست. او نیاز به استراحت و فیزیوتراپی دارد. از طرفی سعید گاهی سرگیجه های طولانی داشت. این سرگیجها مدام شدت گرفته است. چند روز قبل از اجاری حکم در خیابان از روی دوچرخه اش افتاده بود. ما هنوز دلیل این بیماری را نمی دانیم و سعید را بیش از هر چیز این موضوع اذیت می کند. از او بارها خواستم به بهداری زندان مراجعه کند، اما سعید می گوید هر کسی به بهداری می رود تا چند روز از رفتار پزشکان عصبی است. گویا بدون معاینه و تنها برمبنای سئوال و جواب هایی که می کنند دارو می دهند. کار بهداری را در زندان یکی از زندانیان انجام می دهد که همراه خود چند کیسه قرص دارد که به زندانیان و بر اساس بیماری که خودش تشخیص می دهد، دارو می دهد. البته این فرد پزشک نیست ولی به هر حال زندانیان بیشتر از بهداری به این شخص امید دارند.
وضعیت روحی او چطور است؟
سعید بازجویی های خیلی سختی را از سرگذرانده و حالا مجبور نیست فشار بازجویی ها و دادگاه ها را تحمل کند. اما سعید با اینکه روحیه آرام و صبوری دارد، به شدت از طرف زندانیان تحت فشار است. برعکس احترامی که زندانیان دیگر حتی محبوسین جرائم خطرناک برای زندانیان سیاسی قائلند، زندانیان مالی به شدت با زندانیان سیاسی ایجاد تنش می کنند. اتهام سعید سیاسی است و نباید در میان زندانیان عادی باشد.
آیا برای مرخصی درمانی یا انتقال او از بند اقدامی کرده اید؟
وکیل سعید آقای دادخواه بودند که همزمان با اجرای حکم سعید ایشان هم دستگیر شدند. هفته گذشته برادر سعید آقای پوربابایی را به عنوان وکیل انتخاب کردند تا از طریق وی بتوانیم این مسیر را طی کنیم. من شاغل هستم و پدر و مادر پیر سعید هم در این گرما تحمل مسافرت و دوندگی در تهران را ندارند. امیدواریم تلاش های آقای پوربابایی نتیجه دهد تا بتوانیم برای درمان مدتی مرخصی بگیریم. ولی درباره انتقال سعید نمی خواهیم اقدامی انجام دهیم. ما حاضریم سختی راه را هر هفته تحمل کنیم ولی سعید به زندان زنجان منتقل نشود. با این همه نظارت دولتی و... وضع زندان اوین این است که آدم سالم هم در عرض چند ماه مریض می شود، خدا می داند در زندان های دیگر چه می گذرد.
آیا سعید در زمانی که با وثیقه آزاد بود هم فعالیتی داشت؟
سعید با وجود آن وثیقه سنگین که برای تهیه آن به هر دری زدیم، واقعا هیچ فعالیتی نمی کرد. ضمن اینکه حتی اگر می خواست فعالیتی کند، فشار زندگی و وضع جسمی و روحی اش اجازه این کار را به او نمی داد. سهم او به عنوان یک شهروند تحصیل کرده در این مملکت شد یک سوپر مارکت کوچک اجاره ای که با برادرش آن را می چرخاند. سعید را قبل از بازداشت از استانداری زنجان اخراج کردند و مدت ها بیکار بود. با این وضع اجرای احکام احضاریه فرستاد و وقتی سعید به قاضی صلواتی زنگ زد، او گفت که لازم نیست به شعبه اجرای احکام برود، ولی باید به ملاقات ایشان برود. تصور ما این بود که با توجه به اینکه سعید فعالیتی نداشته نمی خواهند فعلا حکم را اجرا کنند. آقای صلواتی هم تلویحا همین را گفتند. ولی به هر حال سعید راهی زندان شد.
بعد از اجرای حکم سعید این خبر منتشر شد که برادر شما رئوف و آقایان احمد مدادی و رضا عباسی از دوستان سعید را نیز به دلیل اقدام به برگزاری دعای کمیل در خانه و برای آزادی سعید بازداشت کردند. این خبرها صحت داشت؟
بله. در خانه مادر من و سعید دو برنامه دعا و ملاقات دوستان با خانواده تدارک دیده بودند و به فامیل و دوستان هم خبر داده بودیم. از صبح هر دو خانواده را تهدید کردند، محوطه خیابان تحت کنترل پلیس بود و در ساعات نزدیک به مراسم کل خیابان را پلیس بسته بود و مانع حضور مردم شدند. بعد هم این افرادی را که نام بردید بازداشت کردند. البته همگی آزاد شده اند ولی این اتفاق افتاد.
احتمال دارد این مصاحبه را مقامات زندان یا قاضی پرونده او بخوانند. اگر بخواهید با آنها حرفی بزنید چه می گویید؟
این پرونده به نظرم وجاهت قانونی ندارد. سعید جرمی نداشت. اگر جرمی داشت لازم نبود ۹ ماه تحت بازجویی باشد. اگر مستنداتی وجود داشت باید همان ابتدا مستندات ارائه می شد و سعید هم برمبنای آن ها محاکمه می شد و نه بر مبنای اعترافاتی که تحت فشار بودند. پرونده ای که سعید به خاطر آن ۸ سال حبس زندان گرفت ۱۱ متهم دیگر داشت. متهمین ردیف اول و دوم و بقیه متهمان حکم تبرئه یا تعلیق گرفته اند. پرونده مربوط به سفری به ترکیه بود که اساسا سعید به آن سفر نرفت. آیا این ها برای قاضی کافی نبود تا او را از اتهام سنگین ارتباط با بیگانه تبرئه کنند.
در حین گفت و گو با عطیه طاهری همسر وی نیز از زندان با او تماس گرفت و این امکان به وجود آمد که گفت و گوی کوتاهی با او داشته باشم. ادامه این متن گفت و گو با سعید متین پور است.
در حال حاضر بندی که رد آن هستید چه شرایطی دارد؟
من اندرزگاه ۷ هستم که اولین ویژگی اش این است که خیلی شلوغ است و هر روز هم شلوغ تر می شود. اتاق ما برای ۱۶ نفر تخت دارد ولی در حال حاضر ۲۵-۳۰ نفر در اتاق هستند. جز تخت های سه طبقه ای که در این اتاق کوچک است، زندانیان کف اتاق و نمازخانه و حتی در راهروها می خوابند. با این جمعیت می توانید وضعیت بهداشتی و صدا و مشکلات دیگر را حدس بزنید.
آیا بازداشت شده ها در وقایع اخیر پس از انتخابات باعث شلوغی بیش از حد زندان شده اند؟
در بندی که ما هستیم زندانی سیاسی و این دسته از زندانیان نیستند. با بازداشت آنها جمعیتی از بندهای دیگر به اینجا منتقل می شوند.
معمولا بند مالی وضعیت بهتری نسبت به بندهای دیگر دارد. چرا برای تو این موضوع مشکل ساز شده است؟
این زندانیان به دلیل اینکه معمولا وضع مالی شان خوب است/ یا بوده، شان خاصی بین زندانیان داشته اند. ضمن اینکه حتی اگر به دلیل یک پرونده کلاهبرداری میلیاردی هم در زندان باشند، خود را مجرم نمی دانند. به همین دلیل زندانیان سیاسی را به چشم رقیبی برای این شان می دانند و فکر می کنند زندانی سیاسی این جایگاه را از آنها می گیرد. برای همین رقابت کودکانه ای شکل می گیرد که در آن آنها می خواهند ثابت کنند، که بی گناه تر و محق تر از تو هستند.
امکان خرید از فروشگاه زندان را دارید؟
بله دارم. ولی هر چیزی می خرم باید همانجا هم بخورم. به خاطر تراکم جمعیت جایی برای نگهداری مواد غذایی نیست.
جز وضعیت جسمی و این شرایط روزمره مشکل دیگر بند را چه می دانی؟
مشکلی که فکر می کنم در همه بندهای زندان باشد، اعتیاد است. ظاهرا این معضل باید در بند مالی کمتر از بندهای دیگر باشد. اما الان در اتاق ما ۵ نفر اعتیاد دارند و یک نفر هم گاهی مصرف می کند. کراک و شیشه بسیار زیاد است.
آیا درباره وضعیت جسمی ات با قاضی صحبت کرده ای؟
بله. من برای پرونده دیگری از زندان به دادگاه رفتم. چند روز بود دچار سرگیجه و درد استخوان بودم. آقای صلواتی جای دیگری کار داشتند ولی برای این پرونده آمدند شعبه. خب وضع عمومی من هم اصلا خوب نبود و نمی توانستم سرپا بیاستم. با هم در این باره صحبت کردیم و از نوع برخورد ایشان امیدوارم با مرخصی موافقت کنند.
ساوالان سسی : مصطفي قاسمي، مير موسي ضيا زرگر و رسول ايراني از فعالین فرهنگی آذربایجانی روز پنجشنبه ۱۵ مرداد ۸۸ به هنگام شرکت در مراسم فرهنگی در قلعه بابک بازداشت و به زندان اهر منتقل شدند.
همزمان با نیمه شعبان در روز پنجشنبه ۱۵ مرداد ۸۸ مراسم شعرخوانی و آواز و موسیقی و رقص آذربایجانی در قلعه بابک برگزار شد که ماموران انتظامی و امنیتی با حمله به مردم آنها را مورد ضرب و شتم قرار داده و چندین نفر از جمله مصطفي قاسمي، مير موسي ضيا زرگر و رسول ايراني را بازداشت کردند.
قلعه بابک در نزدیکی شهر کلیبر در شمال غرب ایران قرار دارد و مقر بابک سردار بزرگ آذربایجان بوده است.
گفتنی است آذربایجانیها هرساله در سالروز تولد بابک خرمدین (قهرمان ملی آذربایجان) در ۱۱ و ۱۲ تیر نیز در قلعه بذ (قلعه بابک) گرد هم می آیند و با اجرای مراسمات فرهنگی یاد و خاطره قهرمان خود را پاس می دارند اما حکومت ایران از چند سال پیش مانع از برگزاری این مراسمات فرهنگی می شود و یک هفته پیش از برگزاری این مراسم تمامی راههای دسترسی به این مکان تاریخی را مسدود می کند در اطراف این قلعه تاریخی اقدام به برگزاری مانورهای نظامی می کند.
در سالهای اخیر برگزاری مراسمات فرهنگی آذربایجانی با ممانعت شدید مسئولین امنیتی و انتظامی روبرو شده است و آذربایجانیها از حق بزرگداشت قهرمانان ملی و برگزاری مراسمات فرهنگی محرومند.
خبرگزاری هرانا : سيامك ياقوتي فعال دانشجويي دانشگاه زنجان صبح روز گذشته در منزل پدري خود در تهران بازداشت شد.
به گفته پدر سيامك ياقوتي ماموران اطلاعات بدون ارائه هیچ توضیحی سيامك را با خود بردند و همینطور پس از تفتیش منزل، وسایل شخصی ایشان را نیز ضبط و با خود بردند، همچنين ماموران اطلاعات در پاسخ سئوال خانواده مبنی بر محل انتقال این فعال دانشجویی عنوان کرده بودند که سرنوشت وی را از زندان اوین پیگیری کنید.
لازم به توضیح است سيامك ياقوتي، از فعالان سياسي دانشگاه زنجان است و در چند نوبت نیز مورد تهديد حراست و مسئولان دانشگاه قرار گرفته بود. وی همچنین مدیرمسئولی نشریه دانشجویی رستاخیز که مدتی پیش توقیف شد را عهده دار بود.
وضعیت جسمی سعید متین پور فعال حقوق بشر و روزنامه نگار آذربایجانی در زندان اوین نگران کننده گزارش می شود. وی با وجودیکه از بیماریهای متعددی رنج می برد، امکان دسترسی به پزشک را ندارد و در وضعیت نامطلوبی نگهداری می شود.
متین پور از ناراحتی های گوارشی بویژه خونریزی معده، کمر درد، بیماری قلبی و سرگیجه های شدید رنج می برد که این ناراحتی ها طی روزهای اخیر تشدید یافته است.
با وجود نیاز به مداوای سریع و معالجه، وی هیچ گونه دسترسی به پزشک را ندارد و از امکان مرخصی جهت درمان نیز محروم می باشد ولی با این وجود در بند مالی اوین در شرایط نامطلوبی به سر میبرد چنانکه در یک اتاق ۱۰ نفره، ۳۰ زندانی نگهداری میشوند و حتی امکان خواب شبانه نیز از آنان سلب شده است.
این فعال مدنی زنجانی روز ۲۰ تیر ٨٨ تنها جهت ارائهی پارهای توضیحات به صلواتی - قاضی پرونده- به دادگاه انقلاب تهران احضار شده بود که برای اجرای حکم ٨ سال زندان بازداشت گردید. وی از زمان بازداشتش تا کنون حتی اجازهی دیدار حضوری با خانوادهاش را نیافته است.
متینپور فارغ التحصیل فلسفه از دانشگاه تهران است که به دلیل فعالیتهای هویتطلبانه، نوشتن مقالات در وبلاگ شخصی و نشریات آذربایجانی، پیگیری وضعیت فعالان حقوق بشر زندانی و انتقادهای صریح و بی پرده نسبت به آنچه که آنها را سیاستهای ظالمانه، نژاد پرستانه و غیرانسانی حاکمیت علیه ترکها در ایران میدانست، در تاریخ ۴ خرداد ۸۶ در زنجان دستگیر شد که ۹ ماه در زندان به سر برد.
وی در حالی از ناراحتیهای متعدد جسمی رنج میبرد که هیچ گونه سابقهی بیماری را قبل از دستگیری در خرداد ۸۶ نداشته است.
این روزنامه نگار و فعال حقوق بشر آذربایجانی مدت ۷ ماه در سلولهای انفرادی زندانهای زنجان و اوین تهران و مدت ۲ ماه در سلول چهار نفره در اوین در بازداشت بود که در ۷ ماه انفرادی بجز چند تماس تلفنی، هیچ گونه ارتباطی با خانوادهاش را نداشته است.
وی در ٨ اسفند ۸۶ با وثیقهی سنگین ۵۰۰ میلیون تومانی از زندان اوین آزاد شد که چندین ماه بعد طی دادگاهی در تهران به ٨ سال زندان محکوم گردید و این حکم علیرغم تلاش های دادخواه -وکیل وی- در آبان ۸۷ تایید شد.
خاطر نشان می شود که هر گونه تلاش جهت آزادی سعید متینپور یا گرامیداشت یاد وی، از سوی مسئولان امنیتی به شدت سرکوب می شود چنانکه برگزاری مراسم دعا برای آزادی متینپور طی هفته های اخیر منجر به دستگیری ۳ فعال آذربایجانی در زنجان گردید.
بعنوان ارگان خبری انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران با هدف پوشش خبری موارد نقض حقوق بشر در آذربایجان ايجاد شده است و به هيچ گروه سياسي كلا و جزئا تعلق ندارد.نگاه ما به همه جريانها و انديشه ها يکسان است و بعنوان يک سایت حقوق بشري از همه افرادي که آزادي شان سلب ميشود و به خاطر انديشه و فکر يا روش و سبک زندگي خود محبوس ميشوند دفاع مي کنيم.
اخبار منتشر شده به هیچ وجه شامل تمام موارد موجود نمی باشد و در واقع انعکاس تمام اخبار مربوط به نقض حقوق بشر در آذربایجان با توجه به فشار و خفقان شدید درشهرهای آذربایجان بسیار سخت است٬ به همین دلیل از مدافعان حقوق بشر و فعالین مدنی درشهرهای مختلف آذربایجان تقاضا داریم ما را در این راه یاری کنند.
ارتباط با ما :
savalansesi@gmail.com