سه دلیل حبس هشت ساله متین پور (بخش اول)-تحلیل مردم شناسانه اتهام ارتباط با بیگانه


ابراهیم رشیدی(ساوالان)

ای موسی! فراموش نکن زمانیکه قتلی مرتکب شده بودی ما تو را از مصر خارج کردیم تا سرزمین های آزاد را تجربه کنی و برای رهایی بنی اسرائیل برگردی ( تورات، نقل به مضمون).

ارتباط با بیگانه یا همان جهان خارج به عهد عتیق برمی گردد که خداوند موسی را در جوانی از مصر فراری داد تا بعد از سالها برای نجات بنی اسرائیل برگردد و آنگاه که فرعون مصر بنی اسرائیل را تعقیب کرد در دریا غرق شد و این چنین آزادی بردگان بنی اسرائیل باعث آزادی مصریان (ملت حاکمی که خود تحت ظلم فرعون بود) گردید.

فردی که شخص دیگری را دستگیر می کند حلقه دیگر دستبند را به دست خود می بندد ، ملتی که نقش زندانی را به ملت دیگر تحمیل می کند خود نیز مجبور به ایفای نقش زندانیان است، با آزادی ملت مظلوم ملت ظالم هم آزاد می شود.

چرا حاکمان از ارتباط با بیگانه می ترسند؟ مگر این بیگانه چه دارد؟ راستی آنها از چه نوع بیگانه ای می ترسند؟ اگر آنها برای ما بیگانه اند پس ما هم بر آنها بیگانه ایم، آنگاه آنها چرا از ارتباط با مای بیگانه نمی ترسند؟ بلکه آنها هم می ترسند؟

همه چیز از نوع نگریستن شروع می شود. فرض کنید در فیلم آمریکایی یک سرخ پوست کراو ، بینی همسرش را به جزای خیانت می برد چه احساسی به شما دست میدهد ، آیا از عمل او متنفر می شوید؟ یا اینکه صحنه سوزاندن زن بیوه ای که شوهرش مرده است مشاهده کنید؟ احساس می کنیم که باید نهادی مانع این کارها گردد.

زمانیکه محصل دوره ابتدایی بودم گاهگاهی پایگاه مقاومت فیلمهایی با موضوعات جنگ ایران و عراق در مساجد روستا پخش می کردند. در صحنه ای رزمنده ایرانی با مخفی شدن در تاریکی سایه خاکریز نگهبانی عراقی را دستگیر کرده و با سر نیزه سر او را برید. حاضرین مسجد همگی تکبیر گفتند. فراموش نکنیم حاضرین صحنه بریدن بینی زن خیانتکار و سوزاندن بیوه نیز مراسمی شبیه پایکوبی دارند.

از دید یک مردم شناس فرق است میان نگریستن به یک جامعه از بیرون و نگریستن بدان از درون.

مثالی حوزه ای دیگر می آورم: تصور تاثیری را بکنید که مرگ انسان بر آشنایان و خویشان او دارد. اگر از بیرون نگاه کنیم مرگ یک واقعه بسیار عادی است اما برای بستگان مرده مثل این است که دنیا زیرو رو شده باشد. ما هیچوقت نمی فهمیم که بر یک خانواده داغدار چه می گذرد مگر اینکه آن خانواده ، خانواده خود ما باشد و خود ما داغ دیده باشیم. من زنانی را دیده ام که هنگام مرگ شوهرانشان سر خود را چنان به دیوار بیمارستان کوفته اند که باعث شکستن سر شده است. حال در آن فضای سراسر هیجانی و عاطفی اگر از او بخواهند که برای آرامش روح شوهرش او را نیز بکشند و در کنار او بسوزانند با اشتیاق قبول خواهد کرد . ترس مرگ در برابر خود کشی داوطلبانه دورکیمی یا همان ایثار خودمان قلیل و نا چیز است. حال اگر این سنت سالهای سال تداوم یابد و نشان دلبستگی زن به شوهرش باشد حتی اگر زنی از مرگ بترسد ، ترس از انزوای اجتماعی ناشی از اثبات بی میلی او به شوهرش بزرگتر از آن خواهد بود و از مار غاشیه به آتش هیزم پناه خواهد برد. دیگر هیچ یک از اعضای آن جامعه آن عمل را نفرت آمیز و وحشیانه نخواهد خواند. فکر می کنم تصور این امر برای ما که تجربه ای مانند قمه زنی داشته ایم سخت خواهد بود.

چه چیزی می تواند این تسلسل اسارت و رضایت را پاره کند؟

نگریستن از بیرون جامعه ، نگریستن با یک فضای ارزشی دیگر ، تجربه جهان خارج از این اسارت و رضایت.

اینجاست که آنهاییکه نفع خود را در این تسلسل اسارت و رضایت می بینند از هرگونه ارتباط با جهان خارج می ترسند و این ترس در اتهامی با عنوان ارتباط با بیگانه خود را نشان می دهد. تا اینجا جواب سئوال علت ترس از ارتباط بود و اینکه این بیگانه چه دارد موضوع ادامه این نوشته است.

اصلا" قرار نیست این بیگانه چیزی داشته باشد و در حقیقت هم چیزی ندارد فقط تجربه ای جدا گانه دارد و می تواند ما را در نگاه از بیرون یاری کند. قرار نیست این بیگانه خارج از مرزهای رسمیت یافته امروزی باشد. جهانی خارج از جهان تک صدایی ماست.

کافیست در دانشگاه با چند نفر هم اتاق باشی که تصور آنها از تاریخ صدر اسلام با تصور تو فرق می کند، اگر همیشه ایمان داشتی که حضرت عمر رضی ا... عنه غاصب حق حضرت علی (ع) است کسانی را خواهی دید که خلافت اسلام را حق حضرت عمر می دانند و این یعنی تجربه ای متفاوت و نگاهی از بیرون . بیگانه تو را با این نکته ساده آشنا می کند که همچنان که من کتب درسی خود را به زبان خودم(فارسی) می خوانم تو هم می توانستی و می توانی کتب درسی خودت را به بان خودت ( تورکی) بخوانی.

ارتباط با بیگانه به تو یاد می دهد که آنچه با آموزه های دینی تو شرک است ، آموزه های دینی مردم چند روستا آن طرفتر است. آنها علی (ع) را می پرستند کاری که از دید آموزه های دینی تو شرک است ولی زیارت مزار علی آرزوی توست چیزی که بیگانه دیگر آن را هم ردیف شرک می داند و همه از این شرک گریزانند. چیزی که به مدت هفت هزار سال آیین پدارن ما بوده اند. و همه اینها از دید یک بیگانه دیگر پوچ و بی معناست ولی از دید یک مردم شناس اینها زمانی معنا پیدا می کنند که از درون جامعه از درون آن ارزش نگریسته شوند.

کاری با خود این ارزشها ندارم ولی ایمان دارم که هستند کسانیکه اینها را وسیله حفظ قدرت و منفعت خود قرار داده اند و دیگران را به اسارت در آورده اند و این ارزشها باعث توجیه و رضایت اسیران شده است.

مثالهای مذهبی من تنها برای فهم راحتتر مسئله بود. فضای بیگانه چیزهای زیادی برای تجربه دارد که چطور تک صدایی زبان فارسی در ایران باعث رشد استبداد مرکزی شده است و شکستن این تک صدایی زبانی و فرهنگی چقدر راحت است. فقط کافی است یک زن بیوه خود را به شعله های آتش تسلیم نکند آنگاه این سنت خواهد ریخت ولی افسوس که این عمل حتی به مخیله یک زن هم خطور نمی کند تا روزی که بیگانه ای را از نزدیک ببیندکه بعد از مرگ شوهرش هنوز زندگی می کند دیگر به این اسارت تسلیم نخواهند شد. اگر من می دانستم که صد کیلومتر آن طرفتر از روستای ما کشوری به نام جمهوری آذربایجان وجود دارد که در آن کتب درسی در دورهء ابتدایی به زبان خود اوست. و نه آسمان بر زمین آمده نه زمین دگرگون شده و نه ... مگر به این راحتی استبداد تک صدایی فارسی و تحمیل آنرا قبول می کردم. و فکر میکنم هنوز هم ساکنین ایران نمی دانند که در جمهوری آذربایجان ۲۵۶ مدرسه مخصوص زبانهای ساکنان غیره تورک آن کشور وجود دارد و بهتر است بدانند در جمهوری آذربایجان دو روستا با جمعیت پانزده هزار نفر (جمعا") کرد زندگی می کنند و دو مدرسه با نودوهشت دانش آموز دورهء ابتدایی را به زبان کردی می خوانند.

بنی اسرائیل از مصر گریخت اگر برده ای نباشد برده داری نیز نخواهد بود بنی اسرائیل رهایی یافت و مصریان از ننگ برده داری رها شدند. فرعون نیز هنگام تعقیب بنی اسرائیل در دریا غرق شد و مصر نجات یافت. فرعون همیشه حضور خود وظلمهایش را با توسل به وجود بنی اسرائیل که همیشه مترصد خیانت است توجیه می کرد، مصریها هرچند خود مورد ظلم واقع می شدند اما ترس از تحرکات بنی اسرائیل آنها را به تحمل و حفظ این وضعیت یا همان رضایت از اسارت سوق می داد. اول موسی از مصر گریخت بعد بنی اسرائیل. چون امیدی برای مصری ها نبود که بر علیه فرعون با آنها متحّد شوند.

تاریخ معاصر ایران پر از لحظاتی است که آزادیخواهان فارس هم از ترس آزادی آذربایجان از تک صدایی فرهنگی فارسی در کنار تک صدایی سیاسی استبداد قرار گرفته اند و هنوز هم این اشتباه تاریخی را تکرار می کنند.

من زندانی باید دستبند را پاره کنم تا دست آن سرباز بی خبر از همه جا نیز آزاد شود. ارتباط با بیگانه اتهام بزرگی است از دید آنها که تا بوده همین بوده و بگذارید همین بماند ایده آل آنهاست. هر چند این اتهام جرم بزرگی است ولی غیره قابل بخشش نیست و بسیاری از افرادی که مرتکب این جرم شده اند بخشوده می شوند، لذا ایمان داریم که این اتهام سرپوشی است برای انتقام از دو گناه بزرگ سعید متین پور از دید حاکم، دو گناهی که دلیل اصلی حبس هشت ساله متین پور است ، در دو نوشته بعدی بخوانید...

حال این سئوال: سعید کجا مرتکب ارتباط با بیگانه شده است؟ شاید بگویید سفر ترکیه ، این جواب نادرست است. سعید سالها بود که هر روز هم مرتکب ارتباط با بیگانه می شد هم خود بیگانه می شد. او بیگانه ای بود در میان اصلاح طلب های تهران تا به آنها نگریستن از بیرون را یاد بدهد ، به آنها یاد بدهد تا به جنبش ملی آذربایجان بیرون از تصورات قالبی و شوونیستی خود نگاه کنند و مانند یک مردم شناس از درون آذربایجان و بر اساس نیازها و ارزشهای آذربایجان نگاه کنند. هر روز می نوشت و نوشته هایش را آنهایی که از دید حاکم بیگانه اند می خواندند. ما را با جهان خارج پیوند می داد. همیشه نگران خبر رسانی دستگیر شده گان بی نام و نشان آذربایجان بود، تا انها را به جهان خارج و به بیگانه اطلاع دهد. به قول خودش دستگیر شدگان به اطلاع رسانی ما نیاز ندارند از هم اکنون صدای آنها در اعماق تاریخ طنین انداز شده است. ما به آنها نیاز داریم تا به بهانه دستگیر شدگان سکوتمان را بشکنیم.

من سعید را زیاد نمی دیدم ولی تصور می کنم از احوال یکدیگر حدودا" خبر داشتیم، هر وقت او را می دیدم نمی خواستم از اوضاع شخصی او چیزی بپرسم ولی مطمئن بودم وقتی سایر دوستان مرا ببینند و بدانند سعید را دیده ام از اوضاع شخصی سعید خواهند پرسید. حالت گنگ و نا شناخته ای بود میان امتناع و کنجکاوی. عجب اینکه این احساس و مراعات دو جانبه بود ، او هیچ از احوال شخصی من نپرسید و هیچ ندانست ، هرچه بود بر حسب مسموع بود. همیشه گلایه می کرد که در خصوص خبر رسانی کم کاری می کنید، بخصوص در مورد پرونده بهروز علی اده عصبانی می شد و می گفت: شانزده ماه در زندان ماند و شما عکسی از او نداشتید. بهروز علی زاده کوهی در قامت یک مرد، مردی که امروز هم در زندان است. آن روز سعید احساس می کرد در قبال بهروز شرمنده است و من امروز شرمنده هر دوی آنها.

آنها نیازی به ما ندارند از هم اکنون از اعماق تاریخ آذربایجان طنین صدای سعید و بهروز را می شنویم ، ما به آنها نیاز داریم تا بهانه ای برای شکستن سکوت خود کنیم.

قیل قامیش (گیلگمیش) بر سر جنازه انکیدو گریه می کرد چون احساس می کرد مرگ سراغ همه خواهد آمد، اگر انکیدو مرد پس او نیز خواهد مرد ، می ترسید و گریه می کرد. (از حماسه سومری، نقل به مضمون)

ادامه مطلب ....

عبادت مددی فعال آذربایجانی برای اجرای حکم به زندان تبریز منتقل شد

يکشنبه ٨ آذر ۱٣٨٨ - ۲۹ نوامبر ۲۰۰۹

ساوالان سسی : عبادت مددی نگارستان فعال حرکت ملی آذربایجان در تبریز روز پنجشنبه ۵ آذر ٨٨ بازداشت و جهت اجرای حکم حبس هشت ماهه به زندان تبریز منتقل شد.

مددی ۶ خرداد ۸۵ و همزمان با تظاهرات آذربایجانیها بر علیه کاریکاتور موهن چاپ شده در روزنامه دولتی ایران، به همراه دو برادرش دستگیر و پس از تحمل ۳۵ روز بازداشت موقت به قید وثیقه از زندان تبریز آزاد شده بود.

شعبه یکم دادگاه انقلاب تبریز به ریاست قاضی علی اکبری طی حکمی در ۲۵ آذر ۸۵ این فعال آذربایجانی را به ۳۴ ماه حبس تعزیری محکوم کرده بود. حکم صادره در ۵ بهمن ۸۵ در شعبه ششم دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان شرقی بررسی و به هشت ماه حبس تعزیری قطعی کاهش یافت.

بر اساس حکم صادره اتهام مددی اجتماع و تباني براي ارتكاب جرائم ضد امنيت داخلي كشور و عضویت در گروه پان ترکیسم جهت برهم زدن امنیت ملی عنوان شده است. استنادات قاضی علی اکبری برای طرح این اتهامات شرکت در راهپیمایی روزهای ۱ و ۳ خرداد ۸۵ در تبریز و سردادن اشعار قوم گرایانه در کوه عینالی، شرکت در مراسم قلعه بابک، شرکت در مجلس ترحیم دکتر فرزانه و دعوت از دکتر محمد علی چهره قانلی در موعد انتخابات مجلس پنجم برای سخنرانی در منزل بوده است.

مددی از فعالین آذربایجانی در محله قیرخ متیر تبریز است که از سال ۷۵ تا کنون چندین بار بازداشت و زندانی شده است.

اصل بیست و هفتم قانون اساسی ایران برگزاری تجمعات بدون حمل سلاح را آزاد دانسته است اما مسئولین حکومت ایران در سالهای اخیر مانع از برگزاری مراسمات و تجمعات مسالمت آمیز آذربایجانیها جهت مطالبه حقوق ملی و زبانیشان می شوند و برگزار کنندگان و شرکت کنندگان در این مراسمات بازداشت و مورد آزار و اذیت قرار گرفته و زندانی می شوند.


ادامه مطلب ....

ساوالان سسی برای چندمین بار در ایران فیلتر شد

شنبه ۷ آذر ۱٣٨٨ - ۲٨ نوامبر ۲۰۰۹

ساوالان سسی : سایت اینترنتی ساوالان سسی- ارگان خبری آداپ(انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران)عصر روز پنجشنبه ۵ آذر ٨٨ توسط شرکت مخابرات ایران فیلتر شد.

این سایت اینترنتی در مدت فعالیت سه ساله خود سعی در ارائه تصویری حقیقی از خواسته های انسانی جامعه آذربایجانی در ایران داشته است. سایت ساوالان سسی در زمینه پوشش خبری موارد نقض حقوق بشر در رابطه با آذربایجانیها و دیگر اقلیتهای اتنیکی در ایران تلاش فراوانی کرده و به عنوان منبعی موثق برای برای بسیاری از سازمانهای بین المللی حقوق بشر و رادیو و تلویزیونها جهت تهیه گزارش و اخبار از آذربایجان به شمار می رود.

پیش از این نیز مقامات حکومت ایران با فیلترینگ این سایت و دیگر سایتهای انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران- آداپ سعی داشته اند جریان آزاد اطلاعات را مختل و مانع از دسترسی کاربران داخلی به اخبار و وضعیت نقض حقوق بشر آذربایجانیها در ایران شوند.

در سالهای گذشته نیز دهها سایت آذربایجانی که اخبار و وقایع منطقه آذربایجان در شمال غرب ایران را منتشر می کردند از سوی حکومت ایران فیلتر شده اند.

ادامه مطلب ....

احضار دوازده دانشجوی دانشگاه ارومیه به کمیته انضباطی و صدور حکم برای آنان

شنبه ۷ آذر ۱٣٨٨ - ۲٨ نوامبر ۲۰۰۹

خبرنامه امیرکبیر : دوازده تن از دانشجویان دانشگاه ارومیه به دلیل تحصن در اعتراض به مشکلات صنفی به کمیته انضباطی احضار شدند.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر بعد از فوت احسان جابری دانشجوی فیزیک هسته ای ورودی ۸۷ دانشگاه ارومیه (به دلیل نشت گاز در اتاق خوابگاه و وقوع انفجار و پرت شدن وی از پنجره به بیرون و ضربه مغزی) روز شنبه حدود ۶۰۰ نفر از دانشجویان به نشانه ی اعتراض به بی توجهی مسوولان دانشگاه نسبت به وضعیت رفاهی و امنیت جانی دانشجویان در برابر مسجد دانشگاه و در شرایط بد آب وهوایی دست به تحصن زدند.

اما مسوولان دانشگاه به جای پاسخ گویی به اعتراضات دانشجویان، دو روز بعد ۱۲ نفر از شرکت کنندگان آن تحصن را به کمیته انضباطی احضار نمودند.

این در حالی است که بعد از وقایع اعتراضی مربوط به انتخابات در این دانشگاه احکامی به شرح زیر از طرف کمیته ی انضباطی صادر گردیده است:

- پویا غلامرضایی ۲ ترم تعلیق با احتساب سنوات و در پی آن اخراج

- ۱ ترم تعلیق بدون سنوات محمد یاسر موسوی

- ۲ ترم تعلیق دانشجوی دکتری آقای حسامی افشار

- حدود ۵۰ نفر منع از خوابگاه و امکانات رفاهی

ادامه مطلب ....

برگزاری دادگاه شش فعال آذربایجانی بازداشت شده در حین سخنرانی تبلیغاتی میرحسین موسوی در تبریز

جمعه ۶ آذر ۱٣٨٨ - ۲۷ نوامبر ۲۰۰۹

ساوالان سسی : جلسه رسیدگی به اتهامات عسگر قدیمی(دانشجوی دانشگاه تبریز)، بابک مینقی(فیلمساز)، عبدالله صدوقی، آرمین شاکران واهی، فرید باقرزاده و برات دادگر از فعالین مدنی آذربایجانی در تبریز روز يکشنبه ۱۷ آبان ٨٨ در شعبه ۱۱۱ جزائی تبریز به ریاست قاضی محمدی برگزار شد.

این فعالین پس از پایان مراسم سخنرانی میرحسین موسوی در ورزشگاه باغشمال تبریز در ۴ خرداد ۸۸ و بدنبال طرح شعارهایی با محوریت حقوق زبانی و ملی آذربایجانیها و اعتراض به جوک نژادپرستانه سید محمد خاتمی رئیس جمهور پیشین ایران، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از ۹ روز بازداشت موقت در بازداشتگاه صائب به قید وثیقه از زندان تبریز آزاد شده بودند.

اتهام این افراد اخلال در نظم عمومی از طریق سردادن شعارهایی با محوریت تحصیل به زبان مادری و خواستهای ملی و زبانی آذربایجانیها و اعتراض به جوک گویی نژادپرستانه محمد خاتمی بوده است.

جلسه دادگاه این فعالین به صورت غیر علنی برگزار شده و متهمین از حق داشتن وکیل محروم بوده اند.آنها در دوران بازداشت جهت اخذ اعترافات دروغین مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار گرفته و از حق ملاقات با وکیل و خانواده محروم بوده اند.

شایان ذکر است که در جریان سخنرانی میرحسین موسوی در تبریز ماموران امنیتی با حمله به عده ای از حاضرین که خواهان حقوق ملی و زبانی آذربایجانیها را بودند آنها را به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده و عده زیادی را بازداشت کردند. نادر و جهانبخش بخت آور، مهدی و علی ایمانی(دانشجویان دانشگاه تبریز) و حامد حسن زاده(دانشجوی دانشگاه آزاد تبریز) از دیگر فعالین آذربایجانی هستند که در جریان این سخنرانی بازداشت و به قید وثیقه آزاد شده بودند و اکنون در انتظار محاکمه به سر می برند.

ادامه مطلب ....

جمشید زارعی فعال مدنی آذربایجانی برای اجرای حکم به زندان تبریز منتقل شد

جمعه ۶ آذر ۱٣٨٨ - ۲۷ نوامبر ۲۰۰۹

ساوالان سسی : جمشید زارعی فعال شناخته شده آذربایجانی در تبریز روز یکشنبه ۱ آذر ٨٨ بازداشت و جهت اجرای حکم حبس شش ماهه به زندان تبریز منتقل شد.

زارعی ۲۱ اردیبهشت ۸۷ به همراه چند تن دیگر در تبریز بازداشت و پس از تحمل سه ماه بازداشت موقت به قید وثیقه از زندان آزاد شده بود.

شعبه دوم دادگاه انقلاب تبریز به ریاست قاضی بیات در ۱۲ آبان ۸۷ جمشید زارعی، امیرمحمد بنای سابق، احد رضوی و بابک حسینی مقدم از فعالین آذربایجانی در تبریز هر کدام به شش ماه حبس تعزیری محکوم کرده بود. این حکم در ۲۰ بهمن ۸۷ در شعیه چهارم تجدید نظر استان آذربایجانشرقی تایید شد.

بر اساس حکم صادره اتهام این فعالین تبلیغ علیه نظام از طریق تهیه و پخش اعلامیه دعوت مردم به شرکت در تجمع اعتراضی ۱ خرداد ۸۸ مصادف با سالگرد چاپ کاریکاتور توهین آمیز روزنامه ایران بر علیه ترکها عنوان شده است.

زارعی از فعالین آذربایجانی در تبریز است که از سال ۷۵ تا کنون بارها بازداشت و زندانی شده است.

اصل بیست و هفتم قانون اساسی ایران برگزاری تجمعات بدون حمل سلاح را آزاد دانسته است اما مسئولین حکومت ایران در سالهای اخیر مانع از برگزاری مراسمات و تجمعات مسالمت آمیز آذربایجانیها جهت مطالبه حقوق ملی و زبانیشان می شوند و برگزار کنندگان و شرکت کنندگان در این مراسمات بازداشت و مورد آزار و اذیت قرار گرفته و زندانی می شوند.

ادامه مطلب ....

صدور احکام سنگین حبس برای یازده فعال آذربایجانی در تبریز

پنج‌شنبه ۵ آذر ۱٣٨٨ - ۲۶ نوامبر ۲۰۰۹

ساوالان سسی : فردین مرادپور، مرتضی مرادپور، رسول بدلی، علی بدلی، امین پاشا قره باغی، جلال رجب زاده و آرش عشقی از فعالین مدنی آذربایجانی که ۱ خرداد ۸۸ بازداشت شده بودند به احکام حبس از شش ماه تا شش سال محکوم شدند.

بازداشت این افراد در سالروز اعتراضات آذربایجانیها بر علیه کاریکاتور توهین آمیز چاپ شده در روزنامه دولتی ایران در سال ۸۵ صورت گرفته بود.این افراد در ۱ خرداد ۸۸ در جریان همایش خانوادگی در پارک ائل گولی تبریز پس از آنکه شعارهایی در رابطه با حقوق ملی و زبانی آذربایجانیها سر داده شده بود دستگیر شده بودند.

شعبه سوم دادگاه انقلاب تبریز به ریاست قاضی علی نژاد، فردین مرادپور نوجوان ۱۸ ساله به اتهام تهیه و تولید مواد منفجره، تبانی و اجتماع برای ارتکاب جرم بر علیه امنیت کشور و تبلیغ علیه نظام به شش سال حبس تعزیری، مرتضی مرادپور دانشجوی دانشگاه آزاد عجب شیر به اتهام تبانی و اجتماع برای ارتکاب جرم بر علیه امنیت کشور و تبلیغ علیه نظام به سه سال حبس تعزیری، رسول بدلی دانشجو به اتهام تبانی و اجتماع برای ارتکاب جرم بر علیه امنیت کشور به دو سال حبس تعزیری و علی بدلی، امین پاشا قره باغی، جلال رجب زاده و آرش عشقی هرکدام به شش ماه حبس تعزیری محکوم کرد.دادگاه همچنین در خصوص اتهام وحید آقاجانی، امین پاشا قره باغی و آرش عشقی مبنی بر اخلال در نظم عمومی، قرار عدم صلاحیت صادر و پرونده را جهت رسیدگی به دادگاه جزائی تبریز ارجاع نمود.در جریان این پرونده ناصر بدلی و بهزاد صادقیان از کلیه اتهامات وارده تبرئه شدند. بر اساس حکم صادره استنادات قاضی برای صدور این حکم دست نوشته ها، سی دی ها و جزوات حاوی تبلیغ به نفع جریانات تجزیه طلب و قوم گرا بوده است.

دادگاه این افراد به صورت غیر علنی تشکیل شده و حسین جداری، صمد احمدلو، حمیدرضا فرقانی،الهه ایزدی،منیژه جنانی و جاوید هوتن وکلای دادگستری در تبریز وکالت این فعالین را بر عهده داشته اند.

چندی پیش نیز علیرضا فرشی استاد دانشگاه و همسرش سیما دیدار نیز که در جریان راهپیمایی خانوادگی ۱ خرداد ۸۸ بازداشت و به اتهام تبلیغ علیه نظام محاکمه شده بودند هر کدام به یک سال حبس تعزیری محکوم شدند.

نیروهای امنیتی و انتظامی ایران در حین برگزاری مراسم راهپیمایی خانوادگی سعی در متفرق ساختن و دستگیری تظاهر دهندگان داشته و اقدام به تیراندازی به سوی معترضین و پرتاب گاز اشک آور نموده بودند.فردین مرادپور نوجوان ۱۸ ساله آذربایجانی در اثر اصابت گلوله ماموران و ترکیدن ترقه های موجود در جیبش مجروح و دچار خونریزی شدید شده بود. ماموران امنیتی سعی داشته اند تا با جلوگیری از حضور نیروهای امداد در محل و ممانعت از انتقال او به بیمارستان موجب مرگ وی شوند اما با حضور پدر مرادپور در محل حادثه وی به بیمارستان منتقل می شود.پس از انتقال مراپور به بیمارستان مامورین اداره اطلاعات تبریز پدر، مادر و برادر وی را دستگیر و با استناد به تهیه ترقه دست ساز تفریحی توسط فردین مرادپور، اتهام تهیه مواد منفجره را به این خانواده آذربایجانی وارد کرده اند که این اتهام موجب صدور حکم سه سال حبس تعزیری برای این نوجوان آذربایجانی شده است.

در ماههای گذشته مسئولین امنیتی و قضائی ایران ضمن اختلاط پرونده تجمع ۱ خرداد ۸۸ فعالین ملی و مدنی آذربایجانی در پارک ائل گولی تبریز با پرونده حمله مسلحانه به امامزاده سید محمدآقای منطقه خلجان تبریز سعی در تصویر چهره ای شرورانه از فعالین مدنی آذربایجانی و ایجاد فضای رعب و وحشت در این منطقه داشته اند به گونه ای که علیرضا جمشیدی سخنگوی قوه قضائیه ایران و ایوب حقیقی مدیرکل امنیتی و انتظامی استاندار آذربایجان شرقی طی مصاحبه هایی با خبرگزاریهای داخلی و خارجی خبر از دستگیری عده ای از فعالین آذربایجانی که قصد بر هم زدن آرامش و امنیت تجمعات انتخاباتی از طریق بمب‌گذاری و اقدامات تروریستی را داشته اند داده بودند. ادعایی که همواره از سوی فعالین مدنی و فعالین حقوق بشر در آذربایجان رد شده است.

ادامه مطلب ....

جنبش های مدنی و حق برگزاری راهپیمایی ها و تجمعات - سیدمحمد رضا فقیهی

سید محمدرضا فقیهی - وکیل پایه یک دادگستری

نمی توان این واقعیت را کتمان نمود که با انسداد راهها و مکانیسم های اعلام اعتراض کاندیداهای معترض به نتایج انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری از جمله توقیف روزنامه های کلمه سبز ، اعتماد ملی و یاس نو و پلمپ دفاترحزب مشارکت و حزب اعتماد ملی و دفتر کار دبیر کل حزب اعتماد ملی و سلب امکان گفتگوی مستقیم و بی واسطه آقایان موسوی و کروبی با مردم و حامیان خود از طریق رادیو و تلویزیون توسط متولیان اداره سازمان صدا و سیما ، برگزاری راهپیمائی ها و تجمعات اعتراضی توسط کاندیداهای مذکور و حامیانشان به روشی مألوف تبدیل شده است . با توجه به اینکه هرگاه زمزمه برگزاری راهپیمائی یا تجمع از سوی کاندیداهای مذکور و طرفدارانشان به گوش میرسد مسئولان وزارت کشور ، استانداری تهران و نیروی انتظامی در واکنش به آن ، شرط برگزاری راهپیمائی و تجمع را اخذ مجوز از وزارت کشور عنوان می کنند و عملاً نیز چند نوبت درخواست های آقایان موسوی و کروبی ازوزارت کشور برای برگزاری راهپیمائی با پاسخ منفی آن وزارت مواجه شده و از سوئی دستگاه قضائی به اعتبار شرکت جمعی از دستگیر شدگان برهه زمانی متعاقب برگزاری انتخابات اخیر ریاست جمهوری در راهپیمائی های مختلف ، به اشتباه اتهاماتی نظیر : تبلیغ علیه نظام از طریق شرکت در راهپیمائی ها و تجمعات غیر قانونی ، اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرائمی بر ضد امنیت کشور و اخلال در نظم و آسایش عمومی را به متهمان موصوف منتسب و حکم بر محکومیت آنان صادر کرده و نظر به اینکه در سالیان اخیر راهپیمایی ها و حرکات اعتراضی جنبش های مدنی مانند: جنبش ملی آذربایجان(خصوصاَ در اعتراض گسترده ی سال ١٣٨٥ به درج کاریکاتور موهن در روزنامه ی ایران) ، جنبش دانشجویی،جنبش زنان،جنبش های صنفی و کارگری و... محتاج مجوز دولت شناخته شده وراهپیمایی کنندگان با اتهامات مختلف مواجه گردیده و محکوم شده اند، صاحب این قلم بر آن شد تا در این نوشتار به تحلیل مبانی حقوقی برگزاری راهپیمائی ها و تجمعات مسالمت آمیز پرداخته و به این سئوال مهم پاسخ دهد که آیا اساساً برگزاری راهپیمائی و تجمع محتاج مجوز و موافقت وزارت کشور است یا خیر ؟

با عنایت به اینکه تحلیل حقوقی موضوع برگزاری راهپیمائی ها و تجمعات و تشخیص آزادی یا ممنوعیت آن بدون امعان نظر در قوانین و مقررات ناظر به مورد ممکن و میسور نیست ذیلاً به تشریح و بررسی قوانین و مقررات مربوط می پردازیم :

اول – قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ، اصلی که بطور صریح بر آزادی راهپیمائی ها و تشکیل اجتماعات اشاره دارد اصل ۲۷ قانون مرقوم است . این اصل مقرر داشته : «تشکیل اجتماعات و راهپیمائی ها بدون حمل سلاح به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است.» اما نمی توان و نباید از دیگر اصول قانون اساسی که آزادی برگزاری راهپیمائی ها و تجمعات از آن ها قابل فهم و استنتاج است غفلت و صرفنظر نمود . سایر اصولی که بطور ضمنی و تلویحی بر آزادی راهپیمائی و تجمعات بعنوان حقوق اساسی آحاد ملت ایران صحه نهاده و آن حقوق را تضمین و حتی آن را با وضع قوانین مخل قابل سلب ندانسته اند عبارتند از :

۱- بند ششم اصل دوم قانون اساسی : این بند ، جمهوری اسلامی ایران را نظامی بر پایه ایمان به کرامت و ارزش والای انسان و آزادی توأم با مسئولیت او در برابر خدا دانسته است . تردیدی نیست که انسان آزاد و صاحب کرامت و ارزش ، به اقتضای همین صفات ذاتی باید بتواند خواست ها و مطالبات خود را به نظام جمهوری اسلامی ایران بعنوان حکومت مستقر و ارکان و اجزای آن منعکس و به تصمیمات و اقداماتی که حقوق و آزادی های وی را نقض نموده اعتراض نماید و یکی از وسایل و روش های طرح مطالبات و بیان اعتراضات ، برگزاری راهپیمائی و تشکیل اجتماعات است . بنابراین قبول ارزش ها و کرامات ذاتی شهروندان از سوی حکومت و اعلام ابتنای نظام بر آن کرامات در قانون اساسی ، ملازمه با این دارد که حقوق و آزادی های این شهروندان که منبعث و متأثر از کرامات آنان است محترم شمرده شود.

۲-بند هفتم اصل سوم قانون اساسی : وفق این بند ، دولت جمهوری اسلامی ایران موظف شده تا برای نیل به اهداف مصرح در اصل دوم (منجمله حفظ کرامت و ارزش والای انسان و آزادی توأم با مسئولیت وی در برابر خدا) ، همه امکانات خود را برای تأمین آزادی های سیاسی و اجتماعی شهروندان در حدود قانون به کار برد . اینکه دولت مکلف و نه مخیر به تأمین آزادیهای سیاسی و اجتماعی شهروندان شده حکایت از آن دارد که اگر واضعین قانون اساسی دولت را مخیر به تأمین آزادی های سیاسی و اجتماعی شهروندان می نمودند محتمل بود این نهاد به بهانه های متنوع و گوناگون ، نه تنها به تأمین آزادی های موصوف نپردازد بلکه در مقام سلب یا تحدید آن آزادی ها بر آید . مضافاً اینکه مخیر ساختن دولت به تأمین آزادی های سیاسی و اجتماعی شهروندان ، نیل به اهداف اصلی نظام جمهوری اسلامی ایران که در اصل دوم منعکس است به ویژه حفظ کرامت و ارزش والای انسان و آزادی وی را با تردید جدی مواجه می ساخت . بر این اساس دولت موظف است امکان برگزاری راهپیمائی و شکل گیری تجمعات را بعنوان یکی از مصادیق بارز حقوق و آزادی های سیاسی در دنیای امروز برای شهروندان فراهم سازد و البته انجام این وظیفه در حدود قانون خواهد بود لکن نخستین قانونی که چنین حقی را به رسمیت شناخته قانون اساسی بعنوان میثاق ملی است و تعطیل چنین میثاقی به بهانه اجرای قوانین عادی با اصول حقوقی و موازین قانونی سازگاری و انطباق ندارد .

۳- اصل ۹ قانون اساسی : این اصل مقرر داشته : «در جمهوری اسلامی ایران آزادی و استقلال و وحدت و تمامیت ارضی کشور از یکدیگر تفکیک ناپذیرند و حفظ آنها وظیفه دولت و آحاد ملت است . هیچ فرد یا گروه یا مقامی حق ندارد به نام استفاده از آزادی به استقلال سیاسی ، فرهنگی ، اقتصادی و نظامی و تمامیت ارضی ایران کمترین خدشه ای وارد کند و هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادی های مشروع را هر چند با وضع قوانین و مقررات سلب کند .»

واضعین قانون اساسی را برای تصویب چنین اصلی حقاً باید ستود چرا که صرفنظر از مطلوبیت چیدمان کلمات بکار رفته در این اصل از حیث ادبی و نگارشی ، مفاهیم مورد نظر و توجه خبرگان ملت به خوبی تبیین شده بنحوی که اصل ، تاب تفسیر یا تفاسیر خلاف را ندارد . نکاتی که از توجه به این اصل مستفاد می شود از اینقرارند : اولاً- مولفه هایی همچون آزادی، استقلال ، وحدت و تمامیت ارضی غیر قابل تفکیک دانسته شده اند بدین معنا که هر چند هر یک از این مولفه ها به تنهائی واجد مفهوم ، ارزش و اعتبار مستقل می باشند لکن در نظام جمهوری اسلامی ایران ، تمامی آن مفاهیم در کنار هم و بطور توأمان موضوعیت دارند و هرگاه یکی از آن مولفه ها منجمله آزادی را از بقیه آنها جدا کنیم حاکمیت ، معنا و مفهوم و اعتبار واقعی خود را از کف خواهد داد . ثانیاً- آزادی به عنوان یک حق یا ارزش حتی از استقلال و تمامیت ارضی کشور نیز مرتبتی والاتر دارد و گرنه این واژه مقدس ابتدای عبارت ذکر نمیشد . ثالثاً – حفظ آزادی ، استقلال ، وحدت و تمامیت ارضی هم بر عهده دولت است و هم ملت لکن وظایف دولت در این فقره خطیر تر و سنگین تر است چرا که دولت بر امور کلان و خرد کشور تصدی دارد ، بر ثروت ها و منابع و امکانات کشورمسلط است ، قوای نظامی ، انتظامی و امنیتی را در اختیار دارد و حفاظت از آب و خاک و فضای این سرزمین بر عهده وی می باشد . دولت هرگاه حقوق و منافع مردم را در تضاد با حاکمیت ، اختیارات و منافع خویش پندارد با توسل به قوه قهریه ، حقوق شهروندان را نادیده انگاشته و نظر خود را به آنان تحمیل می کند. از همین رو است که حفظ مولفه های فوق در وهله نخست بر عهده دولت نهاده شده نه مردم . رابعاً عنوان شده که هیچ فرد ، گروه یا مقامی حق ندارد با مستمسک قراردادن آزادی و استفاده از آن ، استقلال سیاسی ، فرهنگی ، اقتصادی و نظامی و نیز تمامیت ارضی ایران را مخدوش کند . از منطوق یا متن این فراز از اصل مورد اشاره به وضوح می توان دریافت که آزادی نباید استقلال و تمامیت ارضی کشور را مخدوش سازد و نمی توان با تفسیر موسع این اصل مدعی شد که اگر آزادی فی المثل با نظم و امنیت اصطکاک یا تعارضی داشت باید سلب شود . البته اشتباه نشود غرض نگارنده این نیست که می توان به اعتبار آزادی های مصرح در قانون اساسی دست به اقدامات مجرمانه زده و امنیت کشور را زائل ساخت . خیر ، این مورد پذیرش هیچ شهروند قانونمدار ، منطقی و منصفی نیست . خامساً عنوان شده که هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادی های مشروع را هر چند با وضع قوانین و مقررات سلب کند . این بدان معناست که آزادی های مشروع شهروندان از چنان جایگاه ، منزلت و اعتباری برخوردار است که حتی قوای مقننه و مجریه که قانوناً اختیار وضع قوانین و آئین نامه ها و دستور العمل های اجرایی را دارند حق وضع و تصویب قوانین و مقررات ناقض و مغایر آن آزادی ها را حتی به اعتبار مصالحی نظیر حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور ندارند .

بنابراین تردیدی نیست هرگاه قانونی مغایر آزادی برگزاری راهپیمائی ها و تجمعات شهروندان بعنوان دو مصداق ازمصادیق آزادی های مشروع آحاد ملت از تصویب مجلس بگذرد و یا آئین نامه ای از سوی دولت به منظور سلب یا تحدید آن آزادی ها وضع گردد حتی اگر مبنا و دلیل واقعی وضع آن قانون یا آئین نامه حفظ و استحکام مصالح عالیه مملکت از جمله : استقلال ، تمامیت ارضی ، امنیت و از این قبیل باشد ، مقرره وضع شده مخالف نص صریح قانون اساسی محسوب و آزادی های به رسمیت شناخته شده در میثاق ملی به قوت و اعتبار خود باقی خواهد بود .

۴- اصل ۲۰ قانون اساسی : این اصل همه افراد ملت را یکسان در حمایت قانون قرار داده و تأکید نموده که آحاد ملت از همه حقوق انسانی ، سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند . در ارتباط با این اصل ذکر دو نکته را حائز ضرورت میدانم:

نخست : اینکه مطابق اصل یاد شده تمامی شهروندان بطور یکسان و بدون تبعیض در پناه و تحت حمایت قانون قرار داده شده اند ، بدین معناست که اگر فی المثل گروهی از مردم در اعتراض به عملکرد یک دولت خارجی دست به راهپیمائی یا تجمع زده و گروهی دیگر در اعتراض به رفتار دولت خارجی دیگر اقدام به تظاهرات نمودند حکومت و قوای نظامی ، انتظامی و امنیتی اش به یک چشم به هر دو گروه نگریسته و چتر حمایتی خویش را بر هر دو گروه بگسترانند . اینگونه نباشد که گروههای وابسته به حکومت آزادانه در مقابل هر سفارتخانه ، کنسولگری و امثال ذلک تجمع کرده و یا در مسیرهای دلخواه به راهپیمائی و تظاهرات بپردازند اما منتقدین و معترضان به حکومت یا دولت از برگزاری راهپیمائی و تجمع منع شده و مورد تعرض واقع شوند . بعبارت ساده اگر تجمع و راهپیمائی صرفنظر از اصل ۲۷ قانون اساسی ، محتاج اخذ مجوز است وجاهتی ندارد دگراندیشان و دگرباشان را ملزم به اخذ مجوز از وزارت کشور کرد و بالعکس حامیان بی چون و چرای حاکمیت را مستغنی از دریافت مجوز دانست .

دوم : اینکه قانونگذار به صراحت اعلام داشته که تمامی مردم از جمیع حقوق انسانی ، سیاسی و... با رعایت موازین اسلام برخوردار می باشند واضح است که آزادی برگزاری راهپیمائی و تجمع در زمره حقوق سیاسی شهروندان در نظام جمهوری اسلامی ایران می باشد و اجرای آن حقوق نه تنها خلل و خدشه ای به موازین اسلام وارد نمی کند بلکه خود از روشهای امر به معروف و نهی از منکر به حساب می آید.

۵- اصل ۲۲ قانون اساسی : این اصل حیثیت ، جان ، مسکن ، شغل و حقوق اشخاص را مصون از تعرض دانسته مگر در مواردی که قانون چنین تعرضی را تجویز کرده باشد . از آنجا که برگزاری راهپیمائی و تجمع بعنوان حقوق سیاسی شهروندان در فصل (حقوق ملت) قانون اساسی پیش بینی و به رسمیت شناخته شده ، تعرض به آن ممکن نیست مگر به حکم قانون اما سئوال اینست که کدام قانون و تحت چه شرایطی امکان تعرض به آن حقوق را می دهد ؟ به ضرس قاطع می توان گفت منحصراً محدودیت ها و قیود مذکور در اصل ۲۷ قانون اساسی یعنی (عدم حمل سلاح) و (عدم اخلال به مبانی اسلام) در خصوص حق برگزاری راهپیمائی و تجمع قابلیت پذیرش دارد و تحدید یا سلب حقوق فوق با قوانین موضوعه عادی و تحت شرایطی فراتر از دو شرط پیش گفته فاقد وجاهت و اعتبار است .

دوم – قانون فعالیت احزاب ؛ جمعیت ها و انجمن های سیاسی و صنفی و انجمن های اسلامی یا اقلیت های دینی شناخته شده و آئین نامه اجرائی آن :

تنها قانون موضوعه عادی که در آن به موضوع برگزاری راهپیمائی و تشکیل اجتماعات اشاره گردیده قانون فعالیت احزاب ، جمعیت ها و انجمن های سیاسی و صنفی و انجمن های اسلامی یا اقلیت های دینی شناخته شده مصوب ۷ شهریوز ۱۳۶۰ است .

در تبصره ۲ماده ۶ این قانون مقرر گردیده : «برگزاری راهپیمائی ها با اطلاع وزارت کشور بدون حمل سلاح در صورتی که به تشخیص کمیسیون ماده ۱۰ مخل به مبانی اسلام نباشد و نیز تشکیل اجتماعات در میادین و پارک های عمومی با کسب مجوز از وزارت کشور آزاد است.»

در همین راستا ماده ۳۰ آئین نامه اجرائی قانون فعالیت احزاب ، جمعیت ها و انجمن های سیاسی و صنفی و انجمن های اسلامی یا اقلیت های دینی مصوب۳۰خرداد۱۳۶۱ تصریح به این مطلب داشته که درخواست برگزاری راهپیمائی و اجتماعات باید یک هفته قبل از انجام راهپیمائی کتباً و حضوراً توسط نماینده رسمی گروه به وزارت کشور تسلیم گردد و ماده ۳۱ همان آئین نامه تکلیف کرده که گروه برای انجام راهپیمائی یا تشکیل اجتماعات باید تعهدی مبنی بر عدم حمل سلاح و عدم اخلال نسبت به مبانی اسلام و امنیت به وزارت کشور بدهد .

تسری یا شمول تبصره ۲ ماده ۶ قانون فوق به شهروندان و حتی احزاب و گروههای سیاسی با ملاحظات و تأملات ذیل روبرو می باشد :

۱- قانون و آئین نامه مورد اشاره منحصراًناظر به احزاب و جمعیت های سیاسی و صنفی و انجمن های اسلامی یا اقلیت های دینی شناخته شده است و نمی توان شهروندان بعنوان اشخاص حقیقی را تحت شمول آن مقررات دانست . بعبارت دیگر غرض قانونگذار از وضع قانون مورد بحث مقید ساختن احزاب و جمعیت های سیاسی و صنفی به قیود و شرایط منعکس در مقررات موصوف و در واقع کنترل فعالیت های آنان و نظارت بر آن فعالیت ها از جمله برگزاری راهپیمائی ها ، میتینگ ها و اجتماعات حزبی و تشکیلاتی بوده و اگر مقصود تحت شمول قراردادن آحاد مردم بود در آن مقررات مورد تصریح واقع می شد .

۲- با وصف آن که قانون و آئین نامه مورد نظر به احزاب و جمعیت های سیاسی و صنفی تسری دارد نه شهروندان لکن از این جهت که قانون عادی اطلاق اصل قانون اساسی را مقید ساخته و برگزاری راهپیمائی و تشکیل اجتماعات را منوط و مشروط به اخذ مجوز از وزارت کشور نموده ، قانون و آئین نامه مذکور ناقض حقوق مصرح در اصل ۲۷ قانون اساسی محسوب است و مآلاً در این رابطه اعتباری ندارد . البته در این فقره تفاوتی میان احزاب و شهروندان هم نیست و اصل ۲۷ میان مردم و گروه های سیاسی و صنفی تفکیکی قائل نشده و حق برگزاری راهپیمائی و تجمع را برای عموم آزاد و ثابت دانسته است .

۳-در اصل ۲۷ قانون اساسی مقرر نشده که تشخیص اخلال یا عدم اخلال به مبانی اسلام به ترتیبی خواهد بود که قانون عادی معین می کند با این وجود تبصره ۲ ماده ۶ قانون اخیرالذکر تشخیص موضوع عدم اخلال به مبانی اسلام را بر عهده کمیسیون ماده ۱۰ نهاده و طبیعتاً چنانچه کمیسیون موصوف برگزاری راهپیمائی را مخل به مبانی اسلام بداند وزارت کشور مجوز برگزاری راهپیمائی و تجمع را صادر نخواهد کرد . به تعبیر دیگر در شرایطی که واضعین قانون اساسی صرفاًعدم اخلال به مبانی اسلام را به عنوان یکی از دو شرط برگزاری آزادانه راهپیمائی در اصل ۲۷ پیش بینی و با احترام گذاردن به شعور و آگاهی مردم ، تشخیص این موضوع را بر عهده شهروندان نهاده اند ، قوه مقننه بر خلاف منطوق و مفهوم اصل ۲۷ ، با وضع قانون عادی این اختیار را به وزارت کشور و کمیسیون ماده ۱۰ داده تا پیش از برگزاری راهپیمائی و تجمع از سوی گروههای سیاسی و صنفی ، اعلام نظر کنند که راهپیمائی و تجمع مخل به مبانی اسلام است یا خیر . لذا از آنجا که در اصل ۲۷ قانون اساسی تفکیکی میان مردم و احزاب و جمعیت های سیاسی و صنفی بعمل نیامده و تمامی آنها بدون استثنا از حقوق مورد اشاره در این اصل برخوردارند ، اینکه تشخیص اخلال یا عدم اخلال راهپیمائی و تجمع به مبانی اسلام در قانون عادی فوق به عهده وزارت کشور گذاشته شده قیدی جدید و مازاد بر قیود مصرح در اصل ۲۷ محسوب و برقراری چنین قیدی از این جهت که حق شهروندان و احزاب به برگزاری راهپیمائی و تجمع را بطور غیر قانونی محدود و دست دولت را برای سلب حقوق مذکور بازگذارده ، فاقد وجاهت و اعتبار حقوقی و قانونی است .

۴- در اصل ۲۷ قانون اساسی شرطی مبنی بر اینکه راهپیمائی و تجمع کنندگان باید از قبل ، تعهد به عدم حمل سلاح و عدم اخلال نسبت به مبانی اسلام بسپارند پیش بینی نشده از این رو تصویب ماده ۳۱ آئین نامه اجرائی قانون مورد بحث که گروه را موظف به تسلیم تعهد به وزارت کشور دائر بر عدم حمل سلاح و عدم اخلال نسبت به مبانی اسلام نموده خروج از چارچوب اصل ۲۷ محسوب و از باب مغایرت با اصل مزبور و نقض حقوق مصرحه در آن اصل حجیت و اعتباری ندارد .

۵- اینکه در ماده ۳۱ آئین نامه اخیر الذکر عنوان شده که گروه باید تعهد دائر بر عدم اخلال نسبت به امنیت به وزارت کشور بدهد نیز شرط جدید و مازادی است که حتی در اصل ۲۷ به آن تصریح نگردیده است . با توجه به اینکه موضوع امنیت و اخلال یا عدم اخلال در آن همواره امری تفسیر بردار و سلیقه ای بوده و دولت ها این امکان را دارند تا به دلخواه خود و بنا به مصالح مورد نظرشان ، راهپیمائی یا تجمع حتی مسالمت آمیز را مخل به امنیت قلمداد کنند ، مشروط و معلق نمودن برگزاری راهپیمائی ها و تجمعات به سپردن تعهد مبنی بر عدم اخلال نسبت به امنیت خروج از چارچوب اصل مورد نظر محسوب و مآلاً نمی توان اعتباری بر آن متصور شد .

سوم – میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی :

میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی مصوب ۱۹۶۶ مجمع عمومی سازمان ملل متحد در دو موضع به آزادی تشکیل اجتماعات مسالمت آمیز بعنوان یک حق اشاره داشته است .

۱- در بند یک ماده ۹ عنوان شده که هر کس حق آزادی و امنیت شخصی دارد و از هیچکس نمیتوان سلب آزادی کرد مگر به جهات مقرر در قانون . حق آزادی ، حق تشکیل اجتماعات مسالمت آمیز را هم در بر می گیرد و اینکه گفته شده از هیچ کس نمی توان سلب آزادی کرد مگر به جهات مقرر در قانون ، نمی توان با تمسک به تبصره ۲ ماده ۶ قانون فعالیت احزاب و... آزادی تشکیل اجتماعات را سلب کرد چرا که مقدم بر این قانون عادی ، اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است که در آن دو جهت یا شرط عدم حمل سلاح و عدم اخلال به مبانی اسلام بعنوان تنها شروط برگزاری راهپیمائی و اجتماعات معرفی شده و بنا به تقدم قانون اساسی بر قوانین عادی ، منحصراً اگر دو شرط اخیر تحقق یابد آزادی راهپیمائی و تجمع قابل سلب خواهد بود ولاغیر .

۲-ماده ۲۱ میثاق نیز تصریح داشته : «حق تشکیل اجتماعات مسالمت آمیز به رسمیت شناخته می شود . اعمال این حق تابع هیچگونه محدودیت نمی تواند باشد جز آنچه بر طبق قانون مقرر شده و در یک جامعه دمکراتیک به مصلحت امنیت ملی یا ایمنی عمومی یا نظم عمومی یا برای حمایت از سلامت یا اخلاق عمومی یا حقوق و آزادی های دیگران ضرورت داشته باشد .»

در این ماده نیز تدوین کنندگان میثاق ضمن به رسمیت شناختن حق تشکیل اجتماعات مسالمت آمیز ، اعلام داشته اند که اعمال حق مذکور تابع هیچ محدودیتی نیست جز محدودیت های مقرره در قانون . محدودیت ها هم در چارچوب مصالحی نظیر : امنیت ملی ، ایمنی عمومی ، نظم عمومی ، حمایت از سلامت یا اخلاق عمومی و حمایت از حقوق و آزادی های دیگران آن هم در قالب یک جامعه دمکراتیک توجیه شده اند . بر این اساس اگر بپذیریم ایران کشوری دمکراتیک است ، قانونگذار ایرانی نمی تواند و حق ندارد در وضع قوانین ناظر به تشکیل اجتماعات ، امنیت ملی و نظم عمومی را بعنوان مصالح عالی مد نظر قرار داده و حمایت از حقوق و آزادی های شهروندان را به پای نظم و امنیت ملی قربانی کند . مضافاً اینکه محدودیتها در وهله نخست در کادر و چارچوب اصل ۲۷ قانون اساسی قابل پذیرش است نه قانون عادی مغایر آن اصل .

حال با لحاظ اینکه دولت ایران در سال ۱۳۵۴ خورشیدی میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی را پذیرفته و الحاق خود به آن را اعلام و مجلس قانونگذاری ایران نیز در همان سال میثاق مورد نظررا از تصویب گذرانده ، این میثاق بنا به ماده ۹ قانون مدنی که مقرر داشته : «مقررات عهودی که بر طبق قانون اساسی بین دولت ایران و سایر دول منعقد شده باشد در حکم قانون است» بسان قوانین داخلی ایران می باشد . با این تفاوت که اعتبار چنین عهد نامه یا میثاقی در روابط بین المللی ، بیش از قانون داخلی است و چنین اسنادی اختیار دولت ها در وضع قانون معارض با آن را محدود می کند . [همچنان که قانون اساسی یک کشور بر قوانین عادی آن حکومت دارد و در صورت اختلاف باید مقدم شمرده شود تعهدات بین المللی نیز در برابر تعهدات ملی چنین موقعیتی را دارد . یعنی هیچ دولتی نمی تواند به استناد قوانین ملی خود از زیر بار تعهدات بین المللی که به گردن گرفته است شانه خالی کند .] *

لذا از این جهت که تبصره ۲ ماده ۶ قانون فعالیت احزاب و... و مواد ۳۰ و ۳۱ آئین نامه اجرائی آن قانون ناقض حق و آزادی تشکیل اجتماعات بعنوان حق به رسمیت شناخته شده در میثاق بین المللی موصوف در قامت یک سند لازم الاجراء است ، اعتباری در برابر آن میثاق ندارند .

بنا به مجموع ملاحظات فوق التشریح حتی اگر احزاب و گروههای سیاسی و صنفی را بنا به قانون فعالیت احزاب ، جمعیت ها و انجمن های سیاسی و صنفی و انجمن های اسلامی یا اقلیتهای دینی شناخته شده مصوب ۷/۶/۱۳۶۰ملزم به تسلیم تقاضای کتبی برای برگزاری راهپیمائی و تجمعات به وزارت کشور و نیز سپردن تعهد به آن وزارت دائر بر عدم حمل سلاح و عدم اخلال به مبانی اسلام بدانیم که حسب توضیحات سابق الذکر ، نگارنده چنین الزامی را بنا به حکومت اصل ۲۷ قانون اساسی و شمول آن نسبت به احزاب و گروه های سیاسی اصولی و قانونی نمی داند ،جنبش های مدنی و شهروندان برای برگزاری راهپیمائی و تجمع آزادند و الزامی به اخذ مجوز از دولت یا نماینده وی ندارند و صرفاً مجاز به حمل سلاح و اخلال به مبانی اسلام نیستند . احراز تحقق یا عدم تحقق دو شرط منعکس دراصل ۲۷ نیز با دولت و وزارت کشور نیست و مادامی که راهپیمائی و تجمعی برگزار نگردد حمل یا عدم حمل سلاح و اخلال یا عدم اخلال به مبانی اسلام قابل تشخیص نخواهد بود . ازطرفی مبانی اسلام نیز هر چند احصاء و مشخص نگردیده اما ناظر به اصول پنجگانه دین است که غالب تجمعات و راهپیمائی های مسالمت آمیزی که تاکنون بوسیله طرفداران جنبش راه سبز امید برگزار گردیده علاوه بر آنکه توام با حمل سلاح نبوده به واقع خلل و خدشه ای هم به مبانی دین اسلام وارد نساخته است .

* پی نوشت: کتاب (در خانه اگر کس است) تألیف : محمد علی موحد ، نشر کارنامه ، چاپ دوم ، صفحه ۷۷

ادامه مطلب ....

جلسه دادگاه شش فعال فرهنگی و دانشجویی آذربایجانی در تبریز برگزار شد

چهارشنبه ۴ آذر ۱٣٨٨ - ۲۵ نوامبر ۲۰۰۹

ساوالان سسی : جلسه رسیدگی به اتهامات حسن عبداللهی(معلم زبان و ادبیات ترکی آذربایجانی)، محبوب بوداقی (شاعر)، فراز زهتاب (فعال دانشجویی آذربایجان در دانشگاه تبریز)، حبیب آوریده، حسن آسیابی و محمدرضا هاشمی از فعالین فرهنگی آذربایجانی روز پنجشنبه ۲٨ آبان ٨٨ در شعبه دو دادگاه انقلاب تبریز به ریاست قاضی دولت آبادی برگزار شد.

این افراد تیر ماه ٨٨ توسط اداره اطلاعات تبریزدستگیر و پس از تحمل نزدیک سه ماه بازداشت موقت به قید وثیقه از زندان تبریز آزاد شده بودند.

اتهام این فعالین تشکیل گروه جهت بر هم زدن امنیت ملی از طریق مدیریت وبلاگی تحت عنوان "بابک ایتگین عسگرلری" و پخش اعلامیه دعوت مردم به تظاهرات در طی سالیان گذشته عنوان شده است و استنادات قاضی برای طرح این اتهام شرکت تعدادی از متهمین در مراسم سالگر تولد بابک (قهرمان ملی آذربایجانیها) و اعترفاتی است که از یکی از متهمان پرونده تحت فشار اخذ شده است.

دادگاه این فعالین به صورت غیر علنی برگزار شده ونقی محمودی، عباس جمالی و عظیم زاده وکلای دادگستری در تبریز وکالت آنان را بر عهده داشته اند.

شایان ذکر است که فراز زهتاب فعال دانشجویی آذربایجان در دانشگاه تبریز پیش از این نیز به اتهام مدیریت وبلاگ جنبش دانشجویی آذربایجان - آذوح محاکمه و به یکسال حبس تعزیری و دو سال حبس تعلیقی محکوم گردیده بود. این فعال دانشجویی به تازگی در ۱۹ آبان ۸۸ پس از تحمل حکم حبس تعزیری با عفو مشروط از زندان آزاد شده است.

ادامه مطلب ....

نژادپرستي در ايران معاصر: مصاحبه اي با پرفسور عليرضا اصغرزاده

دوشنبه ۲ آذر ۱٣٨٨ - ۲٣ نوامبر ۲۰۰۹

قبل از اين من در وبلاگم از عدم توجه كافي به پوشش مسائل حقوق شهروندي و نژاد پرستي ابراز تاسف كرده بودم. با توجه به اينكه ديدگاه شخصي من منحصر به جامعه فارس خارج ايران مي باشد، تصميم گرفتم به سراغ يك صاحبنظر بروم؛ هرچند ايشان اولين فردي نيستند كه به موضوع نژادپرستي در مورد آذربايجانيهاي ايران پرداخته است. نام ايشان دكتر عليرضا اصغرزاده است.

دكتر اصغرزاده دكتراي خود را از دانشگاه تورنتو گرفته و هم اكنون نيز عضو هيات علمي در دپارتمان جامعه شناسي دانشگاه يورك تورنتو كانادا مي باشند. حوزه هاي مطالعه ايشان شامل جهاني شدن، مطالعات ايران، فرهنگ و جامعه خاورميانه، تئوري اجتماعي، جامعه شناسي آموزش، و نابرابري اجتماعي در كنار ديگر موارد مي شود. كارهاي ايشان در ژورنال هاي مختلفي چاپ شده است كه برخي از آنها بدين قرار مي باشند:

Middle East Review of International Affairs,

Journal of Studies in International Education,

Canadian and International Education,

Language and Education,

Journal of Educational Thought,

Journal of Post-Colonial Education,

Journal of African Studies,

Anthropology and Education Quarterly

آخرين اثر ايشان كتاب "ايران و چالش تنوع: نژادپرستي آريايي، بنيادگرايي اسلامي و مبارزات دموكراتيك[۲]" مي باشد(اين كتابي است كه من توانستم آنرا مطالعه كنم و به شما نيز مطالعه آنرا پيشنهاد مي كنم). ايشان همچنين يكي از دو نويسنده اثر "تحصيل و تفاوت در متن افريقاي معاصر" و اثر" گسست هاي ديازپورايي: جهاني شدگي، مهاجرت و جلوه هاي هويت[۳]" (در دو جلد) مي باشند. خوشوقت بودم كه توانستم لحظاتي با دكتر اصغرزاده سخن بگويم و مي بايست اشاره كنم كه ايشان را انساني اميدبخش و يكي از درخشانترين افرادي يافتم كه تاكنون ملاقات كرده ام. از آنجايي كه ايشان هم اكنون در تورنتو تدريس مي كنند نتوانستم مصاحبه اي ويديوئي با ايشان داشته باشم اما مي توانستم از طريق ايميل با ايشان ارتباط برقرار كنم.

فرزين: در ابتدا اگر مناسب ببينيد ابتدا در مورد خودتان، تخصص، كار و رشته يتان برايمان بگوئيد.

دكتر اصغرزاده: بصورت عام من خودم را فردي دانشگاهي مي دانم كه داراي هويت هاي متنوع است و موقعيت هاي اجتماعي و جغرافيايي گوناگوني را اشغال كرده است: شهروند جهاني، كانادايي، آذربايجاني، ايراني، تورك و كانادايي-آذري.... بعنوان يك دانشجو در سالهاي ۱۹۷۸- ۷۹ در انقلاب ايران مشاركت داشتم. اين انقلاب نه تنها نظم سياسي اجتماعي در كشور را دگرگون ساخت (بصورت مثبت يا منفي)، بلكه علاوه بر آن اساسا نحوه نگرش نسلي كه من متعلق به آن بودم را در مورد تنوع و گوناگوني امور اجتماع، سياست و فرهنگ متحول كرد. من شيفته اين مسئله شدم كه چگونه مردم مي توانند نهادهاي قدرتمند همچون سلطنت و حكومت را در يك جامعه به زير بكشند. با شور و اشتياق فراوان اين علاقه خودم را تاكنون تعقيب كرده ام، و از سال ۱۹۸۰ بعد از اينكه به كانادا آمدم آنرا بيشتر بصورت آكادميك پي گرفتم. من در رشته هاي علوم سياسي، فلسفه و جامعه شناسي تحصيل كردم و هم اكنون جنبه هاي مختلفي از اين موضوعات را در دانشگاه يورك و دانشگاه تورنتو تدريس مي كنم.

فرزين: لطفا در مورد ماهيت نژادپرستي در ايران، تاريخ و كسانيكه آنرا هدف قرار داده اند توضيح دهيد. آيا مي توان نژادپرستي در ايران را يك نهاد ناميد يا تنها يك جريان اجتماعي است؟ آيا نژادپرستي به عنوان وسيله براي استيلاء و كنترل مورد بهره برداري قرار مي گيرد؟

اصغرزاده: بصورت خلاصه مي توان گفت كه اصل قضيه به شرقشناسي به نام سير ويليام جونز[۴] و مشاهداتي كه وي در سال ۱۷۸۶ با ملاحظه خويشاوندي بين زبانهاي اروپايي، سانسكريت و آنچه كه او آنرا "پارسي كهن" ناميد بر مي گردد. جونز در سخنان مختصري در مورد جامعه آسيايي بنگال نگرش جديدي در مورد مسئله نياي زبان مردمان اروپا و سرزمين اوليه آنها اراده نمود و جرقه بحث و مشاجره اي را زد كه سرانجام در ايجاد زبانشناسي مقايسه اي و فعاليت هاي آريائيستي/ هند واروپايي به اوج خود رسيد. اين رويداد دروازه هاي سد را براي بسياري از پژوهشگران، تاريخدانان و زبانشناسان اروپايي در جهت ايجاد ارتباطي بين اروپاي سفيد و شرق باستان گشود. بسياري با بهره گيري از علائم و نشانه هاي زبانشناسي برخي از اين پژوهشگران آسياي ميانه، برخي از مناطق هند و ايران را به عنوان سرزمين اوليه نژاد سفيد نوريديك[۵] معرفي كردند كه بعدها تحت عنوان مشهور "نژاد آريايي[۶]" بازسازي شد. صرفنظر از حس كنجكاوي روشنفكرانه، شرقشناسان درصدد بودند تا حد امكان بين "نژاد سفيد" و نژاد سامي و سنن كتب مقدس فاصله ايجاد نمايند. اين فعاليت ها در اروپا به نتيجه منطقي خود يعني نازيسم انجاميد. بعد از نازيسم، اروپائيان ديگر توسط اقدامات نژادپرستان فريفته نشدند، اما قطع نظر از اين مسئله، فريب اين نژاد موهوم در قالب هاي ديگري و در نقاط ديگر همانند ايران و هند، يعني جايي كه برخي از گروهها مجالي براي منتسب كردن خود به نژاد به اصطلاح آريايي و تعريف و هويت بخشي خود به عنوان آريايي مي ديدند، ادامه يافت.

لازم است تاكيد نمايم كه ويليام جونز و بسياري از هم عصران وي قصد نداشتند تا نژادپرستي، آنتي سامي گري يا فاشيزم را از طريق پژوهشهاي خود برانگيزانند. آنها معتقد بودند كه تنها درگير مطالعات شرق و مردمان شرقي هستند. ماكس مولر[۷]، پژوهشگر آلماني نقش اصلي را در استخراج واژه آريا از متون سانسكريت و بازتعریف عمدي و نادرست و مجعول آن به عنوان مفهوم نژادي در مقام نام يك گروه نژادي داشت. وي در سال ۱۸۸۸ كاملا از عقيده قبلي خود بازگشت. اين مسئله اي است كه وي در كتابي "بيوگرافي كلمات و خانه آريايي ها[۸]" از آن سخن گفته است:

از نظر من قوم شناساني كه از نژاد، خون، چشمها و موهاي آريايي سخن مي گويند، به اندازه زبانشناساني كه از ديكشنري درازسران[۹]، يا گرامر كوتاه سران[۱۰] سخن مي گويند گناهكارند." ( ۱۸۸۸ ، ص.۱۲۰)

اما، نخبگان ايراني، پژوهشگران و حكومت حتي پس از برافتادن نازيسم و فاشيزم در اروپا به اين راحتي نمي خواستند از اين تخيل "نژاد آريايي" دست بردارند. آنها با تكيه بر تعاريف اوليه ماكس مولر و ديگران و دستكاري در تعريف آريا بصورت يك مفهوم خالص نژادي، ساختن ادبياتي كاملا جديد از "نژاد آريا" و اينكه چگونه ايرانيان راستين از اين "نژاد برتر" گرفته شده اند، آنرا گسترش دادند. البته اين ايدئولوژي نژادپرستانه، تبعات سختي براي جوامع غير آريايي و غير هندواروپايي ايران مانند تركها و سامي ها (اعراب و يهوديان) در پي داشته است.

همچنان كه شما مي توانيد تصور نماييد، نسخه ايراني طبقه بندي نژادي كاملا متناقض بود؛ چراكه بر حسب رنگ پوست و فيزيولوژي، نژادهاي ترك و سامي كه غير آريايي فرض مي شدند به سفيد پوستان هيتلري، چشم آبي ها و موبورهاي آريايي بسيار شبيه تر از فارس هاي اصيل بودند كه هيتلر آنها را تحت "پوست خرمايي ها" طبقه بندي مي كرد. اما اين ناهمخواني ساده، آريائيست هاي پارسي را از گسترش ادعاي هاي خود در مورد نژاد برتر آريايي بازنداشت. آنها همانند هيتلر زياد بر روي "خون" و "پوست سفيد" اصرار نورزيدند (چون نمي توانستند!)، اما آنها بيشترين تاكيد را بر "زبان پارسي" و تاريخ داشتند؛ گو اينكه ديگر مردمان هيچ تاريخ و زباني نداشته اند؟!. پس در بازسازي ايراني از نژاد آريايي، تاكيد بر "زبان" جاي تاكيد هيتلريان بر "خون" و "ژن" را گرفت.

در سال ۱۹۳۴، حكومت رضاشاه بطور رسمي نام كشور را از "ممالك محروصه ايران" تغيير داده و به صورت "سرزمين آريايي ها" تعريف نمود. به طور مشابه گروه قومي فارس به عنوان نماينده بسيار معتبر اين نژاد آريايي انتخاب شد و زبان اين گروه به عنوان زبان برتر و حاكم برگزيده شد كه اين به معني ممنوعيت زبان هاي غير فارسي در مدارس و دستگاههاي دولتي بود. اين مسئله بسيار مهم است كه واژه "پرشيا" ساخته شرقشناسان بوده و هرگز توسط گروههاي مختلف قومي براي اشاره به آنها يا سرزمينشان چه در قديم و چه در دوران معاصر استفاده نمي شده است.

در ايران امروزي همانند تمام ادوار تاريخ اين تنها گروه قومي پارس بودند كه خود را پارس مي ناميدند. عليرغم اينها محققان شرقشناس هنوز اصرار دارند تا تمام مناطق ايران را پرشيا بنامند كه بطور آشكاري يك خشونت معرفتي در مورد اقوام غيرفارس محسوب مي شود. به هر نحوي، اين مفهوم ثابت از هويت آريايي/پارسي بر ايران تحميل گرديد بدون اينكه تفاوت ها، ديناميزم و رشد و تحول اجتماعي مد نظر قرار گيرد. اين فرايند همچنان ادامه دارد و جوامع غير فارس هيچ گزينه بجز تطابق دادن خود با هويت "برتر آريايي" از طريق ترك ميراث و گذشته باصطلاح "وحشي و بربرانه" خود ندارند. اين نژادپرستي بزور وارد سيستم آموزشي، مئديا، ادبيات رسمي و غير رسمي كه در زبان فارسي توليد مي شد گرديد. در ايران امروزي آريايي گري و آريايي سازي هسته اصلي نژادپرستي ايراني را تشكيل مي دهد. لازم است به اين نكته اشاره كنيم كه از سال ۱۹۷۹، خمينيزم و بنيادگرايي شيعي نيز به آن افزوده شد.

فرزين: بغير از حكومت، در جامعه ايراني چه نوعي از نژادپرستي وجود دارد؟ آيا شما مي توانيد شواهد آكادميك و روايي ارائه دهيد؟

اصغرزاده: اساسا تمام انواع نژادپرستي از سيستماتيك، فردي، فرهنگي، زباني، داخلي، علمي و آكادميك در جامعه ايراني وجود دارد. براي مثال اخير سر و صداي زيادي بر سر يك آزمايش DNA به اصطلاح عجيب برپا شد كه توسط يك بيولوژيست ايراني در دانشگاههاي انگليس انجام گرفت و ظاهرا مدعي بود كه "باموفقيت اثبات نموده است" آذربايجاني-تورك ها از لحاظ ژنتيكي رابطه اي با توركان آناتولي ندارند اما از اين جنبه همان ويژگي هاي پارسهاي آريايي را دارا هستند! آنها در دو سال اخير بسيار در اين مورد سخن راندند و ما نيز مشتاقانه منتظر بوديم تا ببينيم نتايج اين "آزمايش راهگشا" در كدام ژورنال معتبر بين المللي منتشر خواهد گرديد! من قبل از هر چيز علاقمند بودم تا در مورد روش و متدولوژي، ابعاد جامعه مورد بررسي، نوع واژه شناسي و تعاريف آنها (براي مثال، نژاد، نژادپرستي و...) كه توسط اين دانشمند درخشان و بااستعداد مورد بهره برداري قرار گرفته است بدانم. همانگونه كه شما نيز مي توانيد حدس بزنيد، گروه مسلط در ايران با هدف انكار حقوق بيش از ۲۰ ميليون تورك آذربايجاني همچون حق آموزش به زبان مادري سازنده اين گفتمان هاي اغراق آميز است.

فرزين: بسياري بر اين عقيده اند كه اگر رهبر عالي ايران، آيت الله علي خامنه اي، بر طبق برخي گزارش ها آذري باشد، چگونه هنوز نژادپرستي در ايران وجود دارد؟ اين مي تواند در مورد ميرحسين موسوي، رهبر غير رسمي جنبش اوپوزيسيون امروزي كه آذري است مصداق داشته باشد. شما اين را چگونه توضيح مي دهيد؟

اصغرزاده: پدر رهبر عالي ايران آيت الله علي خامنه اي يك آذربايجاني از شهر خامنه است، اما مادر وي فارس و خودش متولد شهر فارس نشين مشهد است. چند هفته پيش در روز مادر در ايران، و در ديدار با گروهي از كودكان و بزرگسالان وي در مورد كودكي، نوجواني و والدينش سخن گفت و مادرش را يك فارس و حافظ شناس معرفي نمود. از اينرو زبان مادري وي فارسي است و او تنها تعدادي كلمه توركي از پدر خود ياد دارد كه گاها از آن براي فريب در ديدار از شهرهاي آذربايجان و يا در ديدار آذربايجانيان با وي استفاده مي نمايد. جالب اينجاست كه رهبر جنبش اوپوزيسيون كنوني، مير حسين موسوي نيز يك آذري-تورك بوده و در شهر خامنه متولد شده و در سن 12 سالگي به پايتخت ايران يعني تهران مهاجرت كرده است. با اين وجود اين اشتباه خواهد بود كه تصور نماييم در پس زمينه سياسي ايران، اصل و نسب قومي نقش مختل كننده هويت ايراني را بازي مي كند كه بر پايه گروه قومي پارس مدليزه شده است.

افرادي همانند خامنه اي و موسوي آذربايجانيان آسيميله و استحاله شده هستند كه در زبان بومي آذربايجان با آنها "مانتقورت" گفته مي شود و به معني افرادي است كه ريشه هاي خود را رها كرده و هويت مسلط را با محروميت از هويت قبلي خود پذيرفته اند. به گونه اي ديگر مانقورت كسي است كه هويت شخص ديگر را دروني مي كند و در عين حال در برابر هويت جامعه قبلي خود كه اصالتا به آن تعلق دارد، ستيزه مي كند. به همين ترتيب اشتباه خواهد بود كه تصور كنيم به قدرت رسيدن موسوي پيشرفتي در وضعيت جامعه آذربايجاني بوجود خواهد آورد، درست همانگونه كه اين نقش را خامنه اي رهبر عالي ايران نيز انجام نداد. در واقع، گروه مسلط فارس مثالهايي از افرادي همچون خامنه اي و موسوي ارائه مي دهند تا تبعيض قومي/نژادي را با استخدام اين چهره هاي استحاله شده براي فريب انكار نمايند و استيلاي خود بر جامعه غير فارس زبان را زير ماسك پنهان سازند.

برعكس، نخبگان آسيميله شده جامعه غير فارس از صميم قلب از گروه مسلط و سياست هاي نژادپرستانه/توسعه طلبانه آن در درجه بندي افراد جامعه حمايت مي كنند. اين مانقورت ها شامل نمايندگان مجلس، سران دستگاههاي اجرايي دولتي در استانها، شهرداران، دولتمردان، روساي دانشگاهها، مسئولين آموزشي بومي، سران مراكز پليس و يگانهاي نظامي، و ... مي شوند. مانقورت ها در مقام نمايندگي حقوق جامعه محلي، نه تنها كاملا از سركوب حقوق انساني/قومي/زباني افراد جامعه خود حمايت مي كنند بلكه آنها در تلاش براي نشان دادن وفاداري به حكومت كه قدرت و منافع آنها را تضمين مي كند حتي فراتر از سياست هاي سركوبگرانه دولت مركزي نيز مي روند.اين فرايند در انتخابات اخير ايران نيز ديده شده؛ به گونه اي كه انتخاب از بين كانديداي فارس زبان يعني محمود احمدي نژاد و كانديداي آذربايجاني يعني مير حسين موسوي براي مردم آذربايجان همانند انتخاب بين Scylla و Charybdis بود.

فرزين: آيا نژادپرستي بين ايرانيان خارج كشور وجود دارد؟

اصغرزاده: بله وجود دارد و درجه آن به جامعه پذيري، سن و ... آنها بستگي دارد. معمولادر بين نسل جوانتر كه در محيط چند نژادي رشديافته اند شايع نيست. اما در بين آنهايي كه با بار و بنديل زباني و فرهنگي از ايران آمده اند بسيار شايع است. در بين اين گروه _كه بسياري از آنها در مقاطع عالي تحصيل كرده اند- شاهد تكيه و بازگشت بسيار به نژاد آريايي، خون آريايي، تمدن برتر، زبان برتر، و مسائلي از اين قبيل هستيم. آنتي ساميتيزم، آنتي عربيسم و آنتي توركيسم در بين آنها بسيار رايج است.

به طور ويژه در سالهاي اخير ما شاهد ظهور اوباش و جانيان روشنفكر در ديازپوراي ايراني هستيم كه به ولگردي مي پردازند و بصورت خشونت باري به آذربايجانيهاي ايران و ترك زبانان يعني جمعيتي كه بيش از ۲۰ ميليون عضو دارند حمله مي كنند. افرادي كه از حقوق اين جمعيت دفاع نمايند، حتي محققيني كه مطالعات كاملا علمي در باب وضعيت اين جمعيت در ايران انجام مي دهند و حتي اعضاي اين جامعه كه هويت خود را تورك-آذربايجاني معرفي نمايند توسط اين اوباش نژادپرست مورد حمله قرار مي گيرند و به آنها القاب و برچسب هاي مجعولي همانند "پانتركيست" و غيره زده مي شود. من در كتابم با عنوان "ايران و چالش گوناگوني" مقداري در مورد ادبياتي كه توسط ديازپورا توليد شده است نمونه داده ام.

فرزين: پس اجازه دهيد به كتاب شما بازگرديم: كتابتان چه زماني و در چه موضوعي منتشر گرديد؟ مي توانيد اصل مطلبي كه به آن پرداخته ايد را برايمان تشريح نماييد؟

اصغرزاده: كتاب من با عنوان "ايران و چالش گوناگوني: نژادپرستي آريايي، بنيادگرائي اسلامي، و كشمكش دموكراتيك"[۱۱] توسط انتشارات Palgrave Macmillan در تابستان ۲۰۰۷ منتشر گرديد. اساسا، كتاب سعي دارد چندين سوال اساسي را پاسخ گويد، نظير: چگونه نظم نژادپرستانه در ايران معاصر توليدشده، حفظ و تداوم يافت؟ چگونه غيريت سازي، جعل و نژادپرستي در فعاليت هاي ادبي، تاريخ، مذهب، و ديگر ابزار نوشتاري و فكري اتفاق افتاد؟ نتيجه نژادپرستي آريايي براي اقوام غيرفارس ايران چه بوده است؟ چگونه قربانيان اين نژادپرستي در مقابل اين ستم و تعدي قومي-نژادي به مقاومت مي پردازند؟ روشنفكران، پژوهشگران، فعالين اجتماعي، و سيستم آموزشي چه نقشي مي توانند در برچيدن نژادپرستي از جامعه ايران داشته باشند؟

پس كتاب در صدد است تا وجود نژادپرستي و نتايج زيادنبار آن بر جامعه، سياست، اقتصاد و توسعه آموزشي ايران را اثبات نمايد. اين كتاب نقش اروپائيان و در كل غربيان را در ايجاد و گسترش اين نژادپرستي مدرن ارزيابي مي نمايد. همچنين در پي كشف مكانيزمها، روش ها، و موقعيت هايي همانند تقويت زبانهاي به حاشيه رانده شده، فراهم آوردن زمينه براي بيان تاريخ بومي، اصلاح سيستم آموزشي، و غيره است كه نژادپرستي مي تواند از طريق آنها از ايران حذف گردد. در اين راه ايده هاي مسلط اروپا مركز مانند ملت، ملت گرايي، دولت-ملت گرايي و آريايي گري را در يك پس زمينه ايراني مورد بازانديشي انتقادي قرار مي دهد. اين اثر به نقش اعضاي برجسته جامعه فارسي زبان و استعدادهاي آنها در مقام نويسنده، شاعر، و روشنفكر در آفرينش، بازتوليد و حفظ روابط نابرابر قومي، فرهنگي و زباني در كشور مي پردازد. در عين حال، اين كتاب فضايي را براي جوامع به حاشيه رانده شده در ايران فراهم مي آورد تا شرايط خود را با صداي خود و در زبان خود و بوسيله ادبيات مخصوص خود بيان نمايند. اين عمل مسئله شهروندي بنا شده بر برابري فرهنگي، زباني، و حقوق بشري هر شهروند و هر مجموعه و هر جامعه را بازتعريف و روشن مي نمايد. اين بازگويي، انديشه مسلط شهروندي را كه مالكيت كشور را به گروهي خاص با پايگاه آريايي تفويض مي نمايد به چالش مي كشد.

فرزين: برخي از عكس العملهايي كه شما در قبال كارتان و كتابتان دريافت كرديد چه بوده است؟ آيا شما مستقيما نژادپرستي را تجربه كرده ايد؟

اصغرزاده: افشاي نژادپرستي آريايي در ايران، سخن گفتن از حقوق قومي، زباني و فرهنگي براي جوامع غيرفارس زبان به مانند موضوعات تابو در بين ايرانيان مي باشد؛ صرفنظر از اينكه آنها در داخل ايران باشند يا جزو ديازپوراي ايراني در خارج كشور باشند، يا جزئي از رژيم اسلامي كنوني باشند يا عضو اوپوزيسيون رژيم باشند. گفتن حقيقت به قدرت يك جسارت است و وقتي شما چنين كاري مي كنيد قدرت عكس العمل نشان مي دهد. اين عكس العمل شكل هاي زيادي به خود مي گيرد: از ممانعت از چاپ آثارتان در ژورنال هاي دانشگاهي مرتبط با ايران و خاورميانه گرفته تا حمله به شما در كنفرانس ها و سمينارها و تهديد به بيرون كردن از كار و غيره.

اخيرا يك نشريه مترقي كانادايي فارسي زبان با نام شهروند مصاحبه اي در مورد وقايع بعد از انتخابات دهم رياست جمهوري ايران انجام داده بود. من در پاسخ به يكي از سوالات آن، رژيم سياسي كنوني ايران را با نظام آپارتايد حاكم بر آفريقاي جنوبي مقايسه كردم و پيشنهاد كردم كه براي شكستن رژيم فاشيست كنوني در ايران مي بايست نكات بسياري از تنش در آفريقا و همچنين جنبش حقوق مدني در آنجا بياموزيم. كمي بعد از انتشار اين مصاحبه من ايمئيل هاي تهديدآميزي از سوي يك فرد "دانشگاهي" دريافت كردم كه از من در مورد اينكه "چگونه جرائت كرده ام تا نژاد آريايي را با نژاد آفريقايي مقايسه كنم" سوال كرده بود! در اين ايمئيل چنين استدلال شده بود كه اگر قطره اي خون آريايي در وجود من بود "ملت آريايي ايران" را از طريق پيشنهاد آموختن از "آفريقاييان سياه" خوار نمي كردم!

اين ايمئيل از سوي گروهي آمده بود كه بيش از ۳۰۰ صفحه تك نگاري در رد "كتاب اشتباه" من منتشر كرده بود. اين تك نويسي كه در يك سايت مشهور نژادپرست منتشر شده بود با يك كتيبه به زبان فارسي شروع مي شد و من را در هيات يك "اهريمن مغول" با صورت دراكولا و چنگالهاي دراز كه " همواره خون از آنها مي چكيد" تصوير كرده بود... به نظرم شما خود به روشني مي توانيد ادامه اين نقد افشاگرانه درخشان را حدس بزنيد. به اين بسنده مي كنم كه تنها ارتباط بين اثر من و اين "بررسي" اسم بنده بود كه نويسندگان نامعلوم آن اينجا و آنجا آنرا يادآوري كرده بودند. ديگر محققين همانند دكتر رضا براهني، دكتر براندا شافر، دكتر ضياء صدرالاشرافي و مدافع جسور حقوق آذربايجانيان خانم فاخته زماني مرتبا قرباني اين گروهها بوده اند.

اين گروه حتي ائديتور سايت Ethnologue كه اختصاص به زبانهاي جهان داشت را تحت فشار قرار دادند تا تعداد جمعيت آذربايجاني ايران را از ۲۳.۵ميليون نفر به ۱۱ ميليون نفر كاهش دهد عليرغم اينكه بسياري از محققين و فعالين حقوق بشر از جامعه آذربايجانيان براي شناختن اين گروه تذكر دادند. در يك نامه سرگشاده به سردبير اين سايت از زياده طلبي و تجاوزكاري برخي از ايرانيان ناسيوناليست افراطي خارج شكايت شده و ابراز اميدواري شده است كه "سردبيران و محققين اين سايت در مقابل تهديدهاي اين گروه افراطي تسليم نشده و اجازه ندهند اعتبار علمي سايت بخاطر انگيزه هاي ايدئولوژيك مبالغه آميز زير سوال رود." عليرغم اين، در آخرين اقدام سايت Ethnologue.com در پيش بيني جمعيت ايران جمعيت تورك-آذربايجان يك كاهش بسيار بزرگ ۱۲ ميليوني را نشان داد!؟

فرزين: از نظر شما راه حل چيست؟ آيا شما براي ساختار حكومت سياستي توصيه مي كنيد؟

اصغرزاده: به نظرم من ما مي بايست اين نژادپرستي را افشاء كنيم و جامعه جهاني را در مورد آن آگاه سازيم. شبيه آنچه كه شما و آداپ (ADAPP) انجام مي دهيد. اين اولين قدم اساسي است. در جريان انتخابات اخير مسئولين حكومتي موكدا آشكار ساختند كه در جمهوري اسلامي ايران "مسائل مربوط به اقليت هاي قومي يك موضوع امنيت ملي محسوب مي شوند" از اينرو حتي مجلس خود رژيم ايران نمي تواند هيچ اظهار نظري در اين مورد داشته باشد. اين بدان معني است كه در ايران امورات مربوط به اقليت هاي قومي در محدودي نهادهاي امنيتي رژيم قرار مي گيرند. آنها نه تنها مسائل حقوق بشري محسوب نمي گردند بلكه حتي مسائل معمولي اجتماعي يا سياسي نيز شمرده نمي شوند. بنابراين ما نمي توانيم در دورنما انتظار زيادي از جمهوري اسلامي داشته باشيم.

فرزين: ايران بدون نژادپرستي شبيه چه چيزي است؟

اصغرزاده: ما بايد به خاطر داشته باشيم كه نقشي كه "خون" در نازيسم آلماني داشت "زبان" در نژادپرستي ايراني دارد. از اينرو شما را با اين انديشه تنها مي گذارم كه: وقتي ميليونها کودك متعلق به جامعه آذربايجاني، كرد، بلوچ، توركمن، عرب، لر، بختياري، گيلاني و ... مدارسي در زبان هاي مادري خود داشته باشند، اين نشانه اي قابل اعتنا براي ايراني عاري از نژادپرستي است.

فرزين: با تشكر بسيار از شما دكتر اصغرزاده! كلمات شما روشنگر و اميدبخش بود.

مترجم : سایت ایرنجی

ادامه مطلب ....

فوت يك دانشجوي دانشگاه سهند تبريز به دليل كمبود امكانات/ تجمع اعتراضي دانشجويان

چهارشنبه ۴ آذر ۱٣٨٨ - ۲۵ نوامبر ۲۰۰۹

خبرنامه امیرکبیر : هفته گذشته،جواد علیپور دانشجوی سال اول دانشگاه صنعتی سهند بر اثر حمله قلبی و تعلل در رساندن به بیمارستان جان خود را از دست داد.

به گزارش خبرنامه اميركبير پس از وقوع این حادثه تلخ دانشجویان دانشگاه دوبار پیاپی تجمعی را به دعوت شورای صنفی، به عنوان نهاد پی گیری حقوق دانشجو در دانشگاه،برگزار کردند و ریاست دانشگاه تا اول آذر ماه براي رفع مشكلات از دانشجويان فرصت خواست.

اما پس از بدقولي مسئولين در رسيدگي به خواسته هاي دانشجويان، ديروز دانشجویان اعلام کردند تجمعات بیشتری را برگزار و حتی تا پای تحصن در داخل و خارج از دانشگاه ایستاده اند و باز گرداندن امنیت جانی دانشجویان اصلی ترین و مهم ترین هدف بر حق این تجمعات است.

دانشگاه صنعتی سهند تبریز در حدود ۳۰ کیلومتر خارج از شهر قرار دارد که با این وجود،دانشجویان این دانشگاه از کمبود امکانات اولیه پزشکی ،از قبیل یک پزشک،یک مرکز پزشکی و یک آمبولانس مجهز رنج می برند.

ادامه مطلب ....

آزادی موسی ساکت از زندان تبریز

دوشنبه ۲ آذر ۱٣٨٨ - ۲٣ نوامبر ۲۰۰۹

ادوار نیوز : موسی ساکت دبیر شعبه آذربایجان شرقی سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت)، پس از ۲۰ روز بازداشت در اداره اطلاعات نیروی انتظامی تبریز، و دو روز پس از انتقال به بند عمومی زندان تبریز، با سپردن وثیقه آزاد شد.

ساکت در جریان روز۱٣آبان در تبریز بازداشت شده بود. این فعال سیاسی پیش از این نیز در روزهای انتخابات، بازداشت و پس از یک روز بازداشت آزاد شده بود .

ادامه مطلب ....

انتقال سعید متین پور فعال حقوق بشر و روزنامه نگار آذربایجانی به بند ۳۵۰ زندان اوین

يکشنبه ۱ آذر ۱٣٨٨ - ۲۲ نوامبر ۲۰۰۹

ساوالان سسی : سعید متین پور فعال حقوق بشر و روزنامه نگار آذربایجانی که در حال گذراندن دوران محکومیت هشت ساله حبس در زندان اوین می باشد به بند ۳۵۰ زندان اوین تهران منتقل شد.

مسئولین زندان اوین روز چهارشنبه ۲۰ آبان ٨٨ متین پور را از اندرزگاه ۷ بند مالی به بند ۳۵۰ زندان اوین که مخصوص زندانیان سیاسی است منتقل کرده اند. خانواده این زندانی می گویند روز شنبه ٣۰ آبان ٨٨ و پس از انتقال متین پور به بند ۳۵۰ مسئولین زندان اوین علیرغم دستور کتبی دادگاه اجازه ملاقات خانواده با وی را نداده اند. به گفته خانواده این فعال حقوق بشر آذربایجانی تماسهای تلفنی متین پور با منزل پس انتقال به این بند محدود شده است که با توجه به وضعیت بد جسمی و بیماریهای حاد او این امر باعث نگرانی خانواده است.

لازم به ذکر است که متین پور در اثر شکنجه های اعمال شده بر وی در دوران بازداشت موقت دچار ناراحتی های قلبی، ریوی، سردرد و کمردرد شدید شده و درخواستهای مکرر وی از مسئولین قضائی جهت اعطای مرخصی به منظور معالجه پزشکی در خارج از زندان در طی ماههای گذشته رد شده است.

متین پور پس از دستگیری در ۴ خرداد ۸۶ و تحمل ۹ ماه بازجویی تحت شکنجه جسمی از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران محاکمه و در جریان پرونده مربوط به حضور عده ای از شخصیتهای آذربایجانی در کنفرانسی حقوق بشری در کشور ترکیه به هشت سال حبس تعزیری محکوم گردیده است.

اتهام متین پور همکاری با دول خارجی متخاصم و تبلیغ علیه نظام عنوان شده است اما مدافعان حقوق بشر در آذربایجان اتهامات وارده به متین پور را بی اساس دانسته و تصریح می کنند که متین پور به دلیل فعالیت هایش در عرصه روزنامه نگاری و دفاع از حقوق بشر مورد خشم حکومت ایران قرار گرفته است. سازمانهای بین المللی حقوق بشر از جمله عفو بین الملل و گزارشگران بدون مرز متین پور را زندانی عقیده و وجدان نامیده و خواهان آزادی بی قید و شرط وی می باشند.

ادامه مطلب ....

گزارش ماهانه(آبان ۱۳۸۸) در مورد نقض گسترده، مستمر و برنامه ریزی شده حقوق بشر در ايران


فعالین ایرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمریکای شمالی

در این گزارش بخش بسیار کوچکی از موارد نقض حقوق بشر در ایران را که توسط این شبکه گرد آوری شده است به اطلاع می رسانیم:

بین المللی

۱ـ سازمان عفو بین الملل در بیانیه ای نسبت به بازداشت و محاکمه مهدی کروبی بدلیل ارائه گزارشاتی در مورد تجاوز به عنف و شکنجه بازداشت شدگان پس از انتخابات توسط نیروهای امنیتی به دولت ایران هشدار داد و درخواستهای زیر را مطرح کرد: ۱- عدم پیگرد مهدی کروبی، صرفا به دلیل ابرازنگرانی از نقض حقوق بشر. ۲- اعلام میکند که اگر او برای اعمالی چنین بازداشت شود، سازمان عفو بین الملل او را یک زندانی عقیدتی که صرفا بدلیل اعمال مسالمت آمیز و حق خود مبنی بر آزادی بیان محاکمه می شود، در نظر خواهد گرفت. ٣- به مقامات یادآوری می کند که بر اساس قوانین بین الملل، آنها نسبت به گزارش مستقل نقض حقوق بشر و ارائه درمان موثر به قربانیان، متعهد هستند. (ادوارنیوز ۱/٨/٨٨)

۲ـ سازمان غیر دولتی "روزنامه نگاران کانادایی برای آزادی بیان" اعلام کرد: این سازمان مفتخر است که ژیلا بنی یعقوب از ایرام روزنامه نگار روسی "نووایاگزتا" را به خاطر شجاعت فوق العاده و غلبه بر مشکلات بزرگ، برای گزارش اخبار، برنده جایزه جهانی آزادی بیان سال ۲۰۰۹ اعلام کند. ژیلا بنی یعقوب سردبیر سایت کانون زنان ایرانی، عضو کمپین یک میلیون امضاء، همکار روزنامه های آزاد-همشهری- خرداد- آفتاب امروز- وقایع و سرمایه نیز بوده است. ژیلا بنی یعقوب پس از دهمین دوره ریاست جمهوری به همراه همسر روزنامه نگارش، بهمن احمدی اموئی بازداشت شد. خانم بنی یعقوب پس از تحمل ۶۰ روز زندان با قرار وثیقه آزاد شد اما همسرش همچنان در زندان بسر می برد. (گویا نیوز ۲/٨/٨٨)

٣ـ وزارت خارجه ایالات متحده طی گزارش سالانه خود درباره "آزادی دینی بین المللی" که میزان احترام به چنین آزادی را در تمامی کشورهای جهان را بررسی می کند اعلام کرد: افغانستان ایران و کره شمالی در زمره کشورهایی قرار دارند که آزادی های دینی در آن بشدت نقض می شود. (صدای آمریکا ۴/٨/٨٨)

۴ـ عفو بین الملل طی اطلاعیه ای نگرانی شدید خود را درباره وضعیت سلامتی دکتر محمد ملکی اینگونه ابراز کرد: دکتر ملکی به خاطر انتقاد مسالمت آمیز از انتخابات ریاست جمهوری در ایران بازداشت شده است. وی ۷۶ سال دارد و از بیماری سرطان پروستات رنج می برد. مقامات امنیتی علت دستگیری وی را دامن زدن به ناآرامی ها و ارتباط با سازمان مجاهدین اعلام کرده اند. این سازمان خواستار آزادی فوری و امکان تماس و دیدار وکیل خانواده وی شدند. (عصرنو ۶/٨/٨٨)

۵ ـ مجمع اقتصادی جهان (برگزار کننده اجلاس داووس) طی گزارشی، شاخص تبعیض جنسی سالیانه در جهان را اعلام کرد. در این گزارش که مواردی نظیر فرصت های اقتصادی و میزان مشارکت زنان، سطح سواد، بحث درمان و طول عمر و میزان مشارکت آنها در عرصه های سیاسی، ۴ عنوانی هستند که برای سنجش این شاخص مورد ارزیابی قرار می گیرد. ایران از میان ۱٣۴ کشور در ردیف ۱۲٨ قرار گرفته است. (فردا ۷/٨/٨٨)

۶ ـ سوئد به عنوان رئیس دوره ای اتحادیه اروپا با احضار سفیر ایران در استکهلم صدور ۴ سال زندان برای حسین رسام، تحلیلگر ارشد سفارت بریتانیا در تهران به عنوان "اقدام علیه فعالیت های عادی دیپلماتیک" توصیف شده است. اتحادیه اروپا این حکم را ناموجه و سختگیرانه خوانده و خواستار تغییر فوری آن شد. (بی بی سی ٨/٨/٨٨)

۷ ـ مالکوم اسمارت مدیر بخش خاورمیانه عفو بین الملل اعلام کرد: بدنبال سخنان علی خامنه ای مبنی بر اینکه هر کس نتیجه انتخابات رازیر سئوال ببرد جرم است؛ این سخنان را پس بگیرد. (صدای آمریکا ٨/٨/٨٨)

٨ ـ موسسه مارتین آنالز، جایزه امسال خود را برا "پیگردها و تلاش خود برای دفاع از حقوق زندانیان در ایران" به عمادالدین باقی اهدا نمود ولی بعلت ممنوع الخروج بودن وی، امکان حضور و دریافت جایزه را نیافت. (ایلنا ۱۱/٨/٨٨)

۹ ـ مهدی پ. از تبریز، محسن ق از شیراز و نعمت صفوی از اردبیل در پرونده های جداگانه ای، در حالی که هیچ شاهدی بر اتهام آنها در دست نیست، به انجام اعمال همجنس گرایانه در زمانی که کمتر از هجده سال داشتند متهم و به اعدام محکوم شده اند. سارا لی ویتسون مدیر بخش خاورمیانه وشمال آفریقای دیده بان حقوق بشر در این زمینه گفت: "کشتن افراد برای انچه که در کودکی انجام داده اند اشتباه و زننده است و کشتن انها با ادعای اعمال همجنس گرایی به همان اندازه زننده و اشتباه است. حکومت ایران با اجازه دادن به چنین احکام اعدام بی رحمانه ای پایه ای ترین تعهدات حقوق بشری خود را به مسخره گرفته است. این سه حکم مجازات اعدام قول هایی را حکومت ایران پیش از این به جامعه بین المللی و مردمش داده تا مجازات مرگ را برای کسانی که درزمانی کودکی مرتکب جرم شده اند متوقف نماید نقض می کند. " (گویانیوز ۱٣/٨/٨٨)

۱۰ ـ در کمتر از ١٥٠ روز پس از آغاز اعتراضات خیابانی به انتخاب مجدد محمود احمدی نژاد در انتخابات ٢٢ خرداد ماه، دست‌کم ١٠٠ روزنامه‌نگار و وب‌نگاردر ایران بازداشت شده اند که ٢٣ تن از انها همچنان در زندان بسر می برند. اسامی تعدادی از این روزنامه نگاران از این قرار است: فرهاد پولادی گزارشگر خبرگزاری فرانسه، نفیسه زارع کهن همکار بسیاری از روزنامه‌های اصلاح‌طلب و وبلاگ نویس روزمره‌گی‌ها به همراه همسرش حجت شریفی، حسن اسدی زیدآبادی فعال حقوق بشر و وبلاگ نویس آوازنو، نگار سایه روزنامه نگار مستقل و همکار بسیاری از رسانه های آنلاین، هادی حیدری کاریکاتوریست ایرانی و همکار بسیاری از روزنامه های ایران. (گزارشگران بدون مرز ۱۴/٨/٨٨)

۱۱ ـ دیده بان حقوق بشر سه مورد تجاوزجنسی در زندان های ایران درباره کسانی که بعد از انتخابات ریاست جمهوری ۱۲ ژوپن دستگیر شده بودند را مستند کرده است و از قوه قضاییه ایران خواست که سریعا به تحقیق درخصوص پرونده های تجاوزجنسی در زندان بپردازد. این سه تن ابراهیم مهتری ۲۷ ساله، ابراهیم شریفی ۲۴ ساله و مریم صبری ۲۱ ساله هستند. سارا لی ویتسون مدیربخش خاورمیانه وشمال آفریقای دیده بان حقوق بشر دراین زمینه گفت: "مدارک رسمی و تصاویری که در خصوص شکنجه مهتری وجود دارند خود بهترین گواه بر آنچه بر وی رفته است می باشند " . وی افزود: "این خجالت آور است که دولت ایران چشمان خود را بر روی شواهد رسمی درخصوص آزار وآذیت شدیدجنسی روی زندانیان که توسط مسوولان زندان صورت گرفته می بندند. " (دیده بان حقوق بشر ۱۵/٨/٨٨)

۱۲ ـ سازمان عفو بی الملل طی اطلاعیه ای اعلام کرد: بهمن احمدی اموئی، کیوان صمیمی و سعید لیلاز، روزنامه نگارانی هستند که به خاطر استفاده صلح آمیز از حق بیان و آزادی بیان بازداشت شدند. در این بیانیه از مقامات خواسته شده که این افراد بدون قید و شرط آزاد شوند. امکان دسترسی به وکیل و امکانات پزشکی برای آنها فراهم شود و در صورت اثبات شکنجه و بدرفتاری با آنها، مسببین را به دادگاههای صالحه معرفی کنند. (کانون زنان ایرانی ۱۶/٨/٨٨)

۱٣ ـ سرتیپ اصغر جعفری رئیس پلیس آگاهی تهران اعلام کرد: اگر حدود الهی در کشور اجرا شود بیش از ۹۰ درصد جرائمی که در حوزه سرقت اتفاق می‌افتد دیگر رخ نخواهد داد. سازمان عفو بین الملل نسبت به این سخنان ابراز نگرانی کرد و طی اطلاعیه ای اعلام کرد: مجازات‌هایی هم‌چون قطع عضو و تازیانه زدن کیفرهایی بی‌رحمانه، غیر انسانی و انحطاط ‌آور و مصداق شکنجه است و شکنجه بر اساس موازین بین‌المللی حقوق بشر ممنوع است. بیانیه این نهاد بین‌المللی می‌افزاید: «عفو بین‌الملل مدت‌های مدید برای پایان بخشیدن به چنین کیفرهایی مبارزه کرده‌است و به نظارت خود بر اجرای احکام تازیانه و قطع عضو ادامه می‌دهد.» آخرین قطع عضو در ایران که توسط این سازمان به ثبت رسیده در دسامبر ۲۰۰۸ در شهر کرمانشاه در غرب ایران رخ داده‌است. (رادیو زمانه ۲۱/٨/٨٨)

۱۴ ـ سازمان عفو بین الملل اعدام احسان فتاحیان،که بامداد روز چهارشنبه ۲۰ آبان در سنندج به دار آویخته شد را به شدت محکوم کرد. عفو بین الملل در بیانیه خود آورده است که احسان متهم به محاربه با خدا در ارتباط با عصویت در یک گروه غیر قانونی شده بود. عفو بین الملل در بیانیه خود می نویسد: "به نظر می رسد که این سه حکم اعدام برای انتقام گرفتن از ترورها و تلاش ها برای ترور مقامات استان کردستان صادر شده است که بین روزهای ۱۸ تا ۲۸ شهریور (۹ تا ۱۹ سپتامبر) انجام شده و در رسانه های ایران بازتابی گسترده یافته بود." در این بیانیه آمده است که گفته می شود دست کم ۱۰ مرد و یک زن کرد دیگر نیز قرار است به دلیل عضویت در سازمان های ممنوعه کرد یا حمایت از آنها در ایران اعدام شوند. (عفو بین الملل ۲۱/٨/٨٨)

۱۵ ـ کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل متحد، قطعنامه ای را به تصویب رساند که در آن ایران شدیدا بخاطر نقض حقوق مردم محکوم شده است. تصویب این قطعنامه در کمیته سوم با ۷۴ رای مثبت در قبال ۴٨ رای مخالف ، راه تصویب آن را در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در ماه دسامبر باز کرد. پیش نویس قطعنامه، طیف وسیعی از نقض حقوق بشر را در بر می گیرد؛ شکنجه، کاربرد شدید اعدام و اعدام نوجوانان بزهکار، سنگسار، سرکوب مدافعان حقوق زنان، تبعیض علیه اقلیت ها و محرومیت مردم ایران از حقوق اولیه مدنی و سیاسی. در پیش نویس این قطعنامه از دولت ایران خواسته شده است تا "سابقه عدم همکاری خود را با مراجع بین المللی حقوق بشر جبران کند"، " جمهوری اسلامی ایران از اینکه در چهار سال گذشته، هیچیک از درخواست های مراجع ویژه سازمان ملل متحد را برای بازدید از ایران تامین نکرده و به نامه های بسیار زیاد این مراجع ویژه پاسخ نداده"، و "از صاحبان وظایف ویژه که در موضوعات خاص مسئولیت دارند، دعوت کند تا با توجه به خشونت های اعمال شده پس از انتخابات ریاست جمهوری در خرداد ماه ۱٣٨٨، وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران را بطور خاص بررسی کنند." (پیک ایران ۲۹/٨/٨٨)

دانشجویان دانشجویان : اخبار

۱۶ ـ کاظم رضایی که همراه ٣۰ دانشجوی دیگر دانشگاه شیراز در روز ۱٣ آبان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود، ابتدا همراه دیگر دانشجویان به زندان عادل آباد شیراز منتقل شد. اما بعد از چند روز به بازداشتگاه اطلاعات شیراز معروف به پلاک ۱۰۰ منتقل شد و به گفته دوستانش از روز دوشنبه دست به اعتصاب غذا زده است و تا امروز هیچ اطلاعی از وضعیت سلامتی وی در دست نیست. همچنین سعید رضائی، احمد عارف، خیبر صفرپور، ایوب پورفتحی، احسان پورسلطان، ابوالاحراری، دانشجویان دانشگاه شیراز در زندان عادل آباد شیراز زندانی هستند. (نوروز ۲٣/٨/٨٨)

۱۷ ـ مسعود خیراتی سخنگوی سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز و علوم پزشکی به اتهام تبلیغ علیه نظام با شکایت حراست دانشگاه و اداره اطلاعات شیراز، به حکم شعبه تجدید نظر دادگاه انقلاب شیراز به چهار ماه حبس محکوم شد. اجرای این حکم به مدت سه سال به حالت تعلیق درآمده است. (امیرکبیر ۲۵/٨/٨٨)

۱٨ ـ پدرام قنبری دانشجوی رشته مهندسی معماری دانشگاه سمنان به دلیل اعتقاد به آیین بهایی از این دانشگاه اخراج شد. مدیریت دانشگاه سمنان در هفته‌ی ابتدایی سال تحصیلی طی تماس تلفنی با خانواده قنبری اظهار نمودند پدرام، تنها در صورت عدم اعتقاد به آیین بهایی می‌تواند در این دانشگاه به تحصیل ادامه دهد. گفتنی است با آغاز سال تحصیلی جدید تاکنون چند دانشجوی بهایی از دانشگاه‌های کشور اخراج شده‌اند. آرمین جلالیان دانشجوی سخت افزار دانشگاه علامه محدث نوری شهر نور و مهرداد داراب نجف آبادی دانشجوی رشته مدیریت بازرگانی موسسه آموزش عالی کار واحد خرم دره( استان زنجان) از جمله این دانشجویان می‌باشند. (کمیته گزارشگران حقوق بشر ۲۵/٨/٨٨)

۱۹ ـ مادر پیمان از فعالان دانش‌جویی محروم از تحصیل که در جریان بازداشت های پس از انتخابات دستگیر شد، گفت: حکم فعلی پیمان به اعتراضات دانشجویی به حکم اعدام دکتر هاشم آغاجری مربوط است ، فرزندم در آن پرونده به ۱٨ ماه حبس تعلیقی محکوم شده بود که اینک به اجرا گذاشته شده است. ایشان افزود: دادستان ، آقای جعفری دولت آبادی ، پس از اعتصاب غذای پیمان در اعتراض به شرایط زندان با وی ملاقات نمود و با مرخصی ایشان موافقت کرد اما اراده برخی نهادهای غیر قضایی مانع از اعطای مرخصی به فرزندم شده است. مادر این فعال دانشجویی ادامه داد: علی رغم اینکه دو ماه از خاتمه بازجویی پرونده جدید آقای عارف می گذرد و وثیقه صد میلیون تومانی نیز برای وی تودیع شده است اما پرونده وی هنوز به دادگاه ارجاع نشده است. (هرانا ۲۹/٨/٨٨)

دانشجویان :احضار به کمیته انضباطی

۲۰ ـ پس از برگزاری تجمع اعتراضی دانشجویان دانشگاه کرمان در روز ۱٣ آبان، نزدیک به ۲۰ دانشجو به کمیته انضباطی احضار شده و به اتهاماتی نظیر" ایجاد بلوا و آشوب در محیط دانشگاه" "عدم رعایت شئون دانشجویی" "بر هم زدن نظم دانشگاه" و "اقدام علیه نظام" متهم شده اند. (امیرکبیر ۲۷/٨/٨٨)

۲۱ ـ بدنبال تجمع اعتراضی دانشجویان در روز ۱٣ آبان ۲۲ تن از دانشجوان فعال دانشکده مهندسی و ۲ تن ازدانشجویان دانشکده علوم اداری و اقتصاد دانشگاه فردوسی مشهد به کمیته انضباطی این دانشگاه احضار شده اند. (جرس ۲۹/٨/٨٨)

دانشجویان : احکام صادره شده توسط کمیته های انضباطی

۲۲ ـ سلیمان محمدی، امیر یعقوب علی و پوریا پشتاره دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی و ارتباطات، به اتهام اخلال در نظم دانشگاه و برهم زدن امتحانات ترم گذشته این دانشگاه، به یک ترم محرومیت از تحصیل و ممنوع الورود بودن به دانشگاه محکوم کرد. (خبرگزاری هرانا ٣۰/۷/٨٨)

۲٣ ـ کوهیار گودرزی، فعال حقوق بشر و دانشجوی مهندسی هوافضای دانشگاه صنعتی شریف به اتهام تشویق و ترغیب دانشجویان به تجمع و مصاحبه با تلویزیون بی بی سی فارسی، از این دانشگاه اخراج شد. در پی این اقدام ورود این فعال دانشجویی با دستور اکید نهاد حراست به دانشگاه شریف و خوابگاه های آن ممنوع شد. این حکم جدا از پرونده کمیته انضباطی صادرشده است. (کمیته گزارشگران حقوق بشر ۱٣/٨/٨٨)

۲۴ ـ ۲۰ نفر از دانشجویان دانشکده فنی دانشگاه آزاد کرج به اتهام حضور در تجمع اعتراضی ۲٨ مهر ماه از سوی کمیته انضباطی این دانشگاه به یک تا دو ترم محرومیت از تحصیل محکوم شدند. (کمیته گزارشگران حقوق بشر ۲٣/٨/٨٨)

۲۵ ـ به حکم کمیته انضباطی دانشگاه صنعت نفت آبادان، ۶ تن از دانشجویان به احکام زیر محکوم شدند. مصطفی آهوخوش، از فعالین انجمن اسلامی دانشجویان، یک ترم تعلیق و محروم از استفاده از امکانات دانشگاه برای تمام دوران تحصیل. پیام پیکری، اخراج از دانشگاه. خسرو موسی وند، ممنوع از گرفتن مدرک تحصیلی. حجت عربی، یک ترم تعلیق از تحصیل. سهند بختیار پور، یک ترم تعلیق (حکم بدوی). امین نیکزاده، ۲ ترم تعلیق (حکم بدوی). این احکام در حالی صادر شده که سال تحصیلی ٨٨-٨۷ به پایان رسیده است و با آغاز سال تحصیلی جدید این احکام که به ترم گذشته مربوط می شوند، نقض می شود. (امیرکبیر ٣۰/٨/٨٨)

دانشجویان : بازداشتها

۲۶ ـ حسن اسدی زیدآبادی فعال دانشجویی و عضو سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. (هرانا ۱۲/٨/٨٨)

۲۷ ـ امیرحسین چیت ساز زاده دبیر سابق ، مجید شهرابی دبیر انجمن اسلامی دانشجویان و امین حیدری عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کاشان توسط مامورین امنیتی بازداشت شدند . (موج سبز آزادی ۱٣/٨/٨٨)

۲٨ ـ در پی حمله گسترده به منازل فعالان سیاسی و دانشجویی، محمد صادقی بازداشت شد. همچنین منازل علی ملیحی و میلاد اسدی مورد حمله قرار گرفت که به دلیل عدم حضور آن دو در منزل، ماموران موفق به بازداشت آنها نشدند. (کمیته گزارشگران حقوق بشر ۱٣/٨/٨٨)

۲۹ ـ سیدکوهزاد اسماعیلی، مسئول شاخه گیلان سازمان دانش آموختگان ایران(ادوار تحکیم وحدت) خود را به بازداشتگاه اداره کل اطلاعات استان گیلان معرفی کرد. این مساله بعد از آن اتفاق افتاد ، ماموران امنیتی با مراجعه به محل کار اسماعیلی، این دفتر را تفتیش کرده و وسایل آن از جمله کیس های کامپیوتر، قراردادها و دسته چک ها را توقیف کرده و به همراه خود بردند. همچنین گفته می شود ماموران امنیتی در تماس با مادر سیدکوهزاد اسماعیلی به تهدید وی پرداختند تا پسر خود را به اداره اطلاعات معرفی کند. (گویا نیوز ۱٣/٨/٨٨)

٣۰ ـ علی مشمولی از دانشجویان دانشگاه اصفهان در جریان تظاهرات ۱٣ آبان توسط نیروهای امنیتی و انتظامی بازداشت شد .(امیرکبیر ۱٣/٨/٨٨)

٣۱ ـ حجت شریفی و محمدهاشمی از اعضای سازمان ادوار تحکیم وحدت توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند . (امیرکبیر ۱٣/٨/٨٨)

٣۲ ـ امین وطانی، دانشجوی مهندسی شیمی دانشگاه صنعتی شریف و از فعالان ستاد جوانان میرحسین موسوی در انتخابات ریاست جمهوری دهم توسط ماموران امنیتی بازداشت شد. (کمیته گزارشگران حقوق بشر ۱۴/٨/٨٨)

٣٣ ـ فرزاد اسلامی، مدیر مسئول نشریه توقیف شده بینش و دبیر اسبق کانون دانشجویان مسلمان در دانشگاه آزاد تهران مرکز در پی اعتراضات دانشجویان تهران مرکز که در شش هفته اول سال تحصیلی به سه ترم تعلیق با احتساب سنوات از سوی کمیته انضباطی دانشگاه محکوم شده بود، توسط ماموران امنیتی پس از تفتیش منزل و ضبط وسایل شخصی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد. (کمیته گزارشگران حقوق بشر ۱۴/٨/٨٨)

٣۴ ـ علی اسداللهی دانشجوی مهندسی راه آهن دانشگاه علم و صنعت که به دلیل فعالیت های دانشجویی در ایام قبل از انتخابات، از طرف کمیته انضباطی دانشگاه به «دو ترم تعلیق با احتساب سنوات» محکوم شده بود در تظاهرات سیزدهم آبان توسط نیروهای امنیتی و انتظامی بازداشت شد. (کمیته گزارشگران حقوق بشر ۱۴/٨/٨٨)

٣۵ ـ در پی تجمع دانشجویان دانشگاه شیراز ،به مناسبت ۱٣ آبان نیروهای امنیتی و گارد یگان ویژه به صحن دانشگاه حمله کردند و کاظم رضایی ، احسان هاشمی ، سجاد بنام و ۲۰ تن دیگر از دانشجویان این دانشگاه را بازداشت نمودند. (پیک ایران ۱۴/٨/٨٨)

٣۶ ـ حمید عظیمی، سعید قاسمی، محمد اسعدی، کوروش یکا، علی مطلبی دانشجویان دانشگاه تفرش توسط ماموران اطلاعات اراک دستگیر شدند. (کمیته گزارشگران حقوق بشر ۱۵/٨/٨٨)

٣۷ ـ نیروهای امنیتی به قصد بازداشت سلمان سیما، محمد شورآب و حسین معصومی دانشجویان دانشگاه آزاد به منزل آنها مراجعه کردند که بعلت عدم حضور آنها در منزل موفق به بازداشت آنان نشده اند. (هرانا ۱۶/٨/٨٨)

٣٨ ـ محسن پریزادمقدم دانشجوی دانشگاه تفرش، مدیر مسئول نشریه دانشجوئی دگراندیش و عضو کمپین یک میلیون امضاء، در جریان راهپیمائی ۱٣ آبان در اصفهان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. (هرانا ۱۶/٨/٨٨)

٣۹ـ پویا شریفی دانشجوی دانشگاه امیرکبیر توسط مامورین امنیتی در روز ۱۲ آبان بازداشت گردید. (اعتماد ۱۶/٨/٨٨)

۴۰ـ فرزاد اسلامی دانشجوی دانشگاه آزاد توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. (هرنا ۱۶/٨/٨٨)

۴۱ـ یاشار دارالشفا از فعالان دانشجویی طیف چپ دانشگاه تهران در جریان راهپیمائی ۱٣ آبان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. (هرانا ۱۷/٨/٨٨)

۴۲ـ نفیسه زارع کهن عضو سابق شورای سیاست گذاری سازمان ادوار تحکیم توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند. (ادوارنیوز ۱۷/٨/٨٨)

۴٣ـ اشکان ذهابیان، سیاوش رضائیان، بهنام فرازمند، زاوش گرایلی و مهدی داودیان دانشجویان دانشگاه مازندران پس از تجمع ۱۲ آبان در این دانشگاه توسط مامورین امنیتی بازداشت شدند. (۲۰/٨/٨٨)

۴۴ـ بدنبال تجمع اعتراضی مردم سنندج در میدان فردوسی این شهر در اعتراض به اعدام احسان فتاحیان، "عامر گلی" از فعالین دانشجویی توسط ماموران امنیتی بازداشت شد. (هرانا ۲۲/٨/٨٨)

۴۵ـ علی صالح پور از فعالین دانشجوئی دانشگاه شیراز توسط حراست این دانشگاه بازداشت و به مقامات امنیتی تحویل داده شد. (خبرنامه شیراز ۲٣/٨/٨٨)

۴۶ـ سلمان سیما دانشجوی دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز، عضو سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) توسط مامورین امنیتی بازداشت شد. (بامداد خبر ۲٣/٨/٨٨)

۴۷ـ مصطفی شفیعی دانشجوی رشته پزشکی دانشگاه انزلی، از فعالین ستاد میرحسین موسوی و فعالین بعد از انتخابات در مسیر دانشگاه بازداشت و به نقطه‌ی نامعلومی منتقل شده است. (هرانا ۲۴/٨/٨٨)

۴٨ـ یاشار دارالشفاء دبیر اسبق تشکل اسلامی دانشجویان اصلاح طلب دانشگاه بین المللی قزوین که از سال تحصیلی جدید به عنوان دانشجوی کارشناسی ارشد در دانشگاه تهران مشغول به تحصیل بوده است روز ۱٣ آبان در جریان تظاهرات مردمی بازداشت و به زندان اوین منتقل شده است. اما متاسفانه و علی رغم صدور قرار کفالت از سوی قاضی پرونده و نیز گذاشتن کفالت از سوی خانواده ی وی، مسئولان زندان اوین مانع آزادی وی شدند. (آزادنا ۲۵/٨/٨٨)

۴۹ ـ کوهزاد اسماعیلی، دبیر سازمان ادوار تحکیم وحدت شعبه گیلان که با قرار وثیقه ۲۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شده بود، پس از مراجعه به شعبه بازپرسی دستگیر شد. علت دستگیری وی اجرای حکم ۴ ماه حبس تعزیری اعلام شده است. این حکم که در آبان ماه سال ٨۶ به وی ابلاغ شده بود در حالی که ساعاتی از آزادی او می گذشت طبق دستور قاضی به اجرا درآمد. (نوروز ۲۶/٨/٨٨)

۵۰ ـ عباس حکیم زاده دبیر سیاسی دفتر تحکیم وحدت و عضو سابق انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر بازداشت شد. ماموران وزارت اطلاعات در ساعت ۷ صبح با مراجعه به منزل حکیم زاده وی را بازداشت کرده و به مکان نامعلومی منتقل کردند. به گزارش خبرنامه امیرکبیر ماموران وسایل شخصی وی از جمله کامپیوترش را ضبط کردند. (امیرکبیر ۲٨/٨/٨٨)

۵۱ ـ سورنا هاشمی و مهرداد بزرگ، فرزان رئوفی، احسان دولتشاه، علیرضا موسوی ، سینا شکوهی و البرز زاهدی از فعالین دانش‌جویی و از اعضای دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاه‌های ایران توسط ماموران امنیتی بازداشت و به نقطعه‌ی نامعلومی منتقل شده‌‌اند. (بامدادخبر ۲٨/٨/٨٨)

۵۲ ـ ندا اسکندری دانشجوی رشته علوم سیاسی و خدیجه قهرمانی دانشجوی رشته کشاورزی دانشگاه شیراز که به کمیته انضباطی دانشگاه برای پیگیری احکام صادره خود ( به ترتیب دو ترم محرومیت از تحصیل و دو ترم محرومیت از تحصیل و محرومیت از امکانات رفاهی ) مراجعه کرده بودند توسط اداره اطلاعات شیراز بازداشت شدند. (هرانا ۲٨/٨/٨٨)

۵٣ ـ دو تن از فعالین دانشجویی دانشگاه آزد تبریز به نام‌های رسول عالی نژاد و بهروز فریدی توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند. (هرانا ۲٨/٨/٨٨)

۵۴ ـ در پی تجمع‌های اعتراضی دانشجویان کرد دانشگاه تهران که علیه اعدام "احسان فتاحیان" صورت گرفته بود، احمد اسماعیلی، آمانج رحیمی، سروه ویسی، لیلا محمدی و پخشان عزیزی توسط نیروهای امنیتی دستگیر شدند که هنوز از محل بازداشت آنها خبری در دست نیست. (امیرکبیر ۲۹/٨/٨٨)

۵۵ ـ ‌علی‌رضاموسوی، احمد میرطاهری، علی‌رضا زرگر، حمید قهوه‌چیان،امیر کاظم‌پور و یاسر معصومی از فعالان دانشجویی دانشگاه علامه طباطبایی در یک کافی‌شاپ توسط ماموران امنیتی بازداشت شده‌اند. (هرانا ٣۰/٨/٨٨)

دانشجویان : احضار به دادگاه یا نهادهای امنیتی

۵۶ ـ علی کلایی فعال دانشجویی و عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر به واحد پیگیری وزارت اطلاعات احضار شدند. (هرانا ۲۰/٨/٨٨)

۵۷ ـ کاوه رضائی از فعالان سابق انجمن اسلامی دانشجویان همدان که پیش از این بر مبنای فعالیت های دوره دانشجویی اش در دادگاه انقلاب اسلامی کرج به یک سال و شش ماه زندان محکوم شده بود، بار دیگر بنا بر مستندات همان پرونده به دادگاه کیفری احضار شد. این فعال دانشجویی و عضو کمپین یک میلیون امضا در فروردین ٨۷ از دانشگاه اخراج شده بود (هرانا ۲۹/٨/٨٨)

دانشجویان : بازجوئی توسط نهادهای امنیتی ۵٨ ـ ضیاءالدین نبوی دانشجوی ستاره دار و محروم از تحصیل که در تاریخ ۲۵ خرداد ماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود، پس از انتقال به شعبه ۲ بازپرسی امنیت تهران به اتهام تشویش اذهان عمومی، اخلال در نظم، ارتباط با سازمان مجاهدین و تبلیغ علیه نظام آخرین دفاعاتشان را انجام داد. (کمیته گزارشگران حقوق بشر ٣/٨/٨٨)

دانشجویان : محاکمه

۵۹ ـ محمدرضا اسماعیل زاده از اعضای ستاد مهدی کروبی که در ٣۰ خرداد توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود، به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تمرد از دستور پلیس، در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی محاکمه شد. (کمیته گزارشگران حقوق بشر ٣۰/۷/٨٨)

۶۰ ـ عابد توانچه و یاشار قاجار دو تن از فعالان دانشجویی طیف چپ به اتهام توهین به رهبری، رئیس جمهور و فقهای شورای نگهبان، تبلیغ علیه نظام، اقدام علیه امنیت کشور و… در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیرعباس محاکمه شدند. (کمیته گزارشگران حقوق بشر ۱۲/٨/٨٨)

۶۱ ـ عاطفه نبوی فعال دانشجویی که پس از اعتراضات به نتایج انتخابات ریاست جمهوری بازداشت شده بود، در شعبه ۱۲ دادگاه انقلاب محاکمه شد. رئیس این شعبه که قادر به نسبت دادن اتهامات واهی به فعال دانشجویی نشده بود، سعی کرد اعضای خانواده او که بدلیل هواداری از سازمان مجاهدین در زندان و یا در قرارگاه اشرف در عراق بسر می برند را بعنوان اتهام علیه او بکار ببرد. (فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران ۲۱/٨/٨٨)

۶۲ ـ مهدیه گلرو فعال دانشجویی در شعبه ۱۵ دادگاه به ریاست قاضی قمی با اتهاماتی هم‌چون؛ تبانی و تجمع با هدف بر هم زدن نظم داخلی‬، اقدام علیه امنیت ملی از طریق حضور در تجمعات غیر قانونی، تشویش اذهان عمومی و نشر اکاذیب از طریق رسانه های بی‌گانه محاکمه شد. (هرانا ۲۷/٨/٨٨)

دانشجویان : احکام صادره توسط دادگاهها

۶٣ ـ سروش ثابت از دانشجویان طیف چپ به اتهام اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن اممنیت ملی از سوی شعبه ۲٨ دادگاه انقلاب به ۲ سال حبس تعزیری محکوم شد. (کمیته گزارشگران حقوق بشر ۱۱/٨/٨٨)

۶۴ ـ امیر آقایی از فعالین دانشجویی طیف چپ دانشگاه رجایی به حکم دادگاه به ٣ سال حبس تعلیقی به مدت ۲ سال محکوم شد. (خبرنامه آزادی برابری ۱۲/٨/٨٨)

۶۵ ـ سعید آقام علی فعال دانشجویی چپ به اتهام اقدام علیه امنیت داخلی کشور و فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی به حکم قاضی محمد مقیسه، رییس شعبه ۲٨دادگاه انقلاب اسلامی تهران ، به دو سال حبس تعلیقی به مدت دو سال محکوم شد. (کمیته گزارشگران حقوق بشر ۱۴/٨/٨٨)

۶۶ ـ سام سلامت دانشجوی رشته جامعه شناسی در مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه تهران که در پی حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم در تهران توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده و پس از گذراندن دو ماه بازداشت در بند ۲۰۹ اوین با قرار وثیقه ی ۲۰۰ میلیون تومانی آزاد شده بود، بنا به اتهاماتی همچون تبلیغ علیه نظام و تجمع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت کشور، در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به تحمل چهار سال حبس تعزیری محکوم شد. (هرانا ۲۱/٨/٨٨)

دانشجویان : توقیف نشریات دانشجوئی

۶۷ ـ نشریه دانشجوئی بیداری به مدیر مسئولی نسترن رفیعی، به اتهام تشویش اذهان عمومی، ترغیب دانشجویان به انجام اعمال خلاف قانون و چاپ مطالب غیر واقع، به دستور معاون فرهنگی دانشگاه شیراز متوقف شد. (امیرکبیر ۲/٨/٨٨)

دانشجویان : جلوگیری از ادامه تحصیل

۶٨ ـ مسئولین دانشگاه امام حسین بدون ارائه حکم کمیته انضباطی، مدت محرومیت از تحصیل مقداد اسلام خواه دبیر انجمن جمهوری خواهان این دانشگاه را یک ترم تمدید کردند. وی قبلا به ٣ ترم محرومیت از تحصیل محکوم شده بود. به نظر می رسد مسئولین دانشگاه در تلاش هستند با جلوگیری از ثبت نام وی تحت عنوان حکم محرومیت از تحصیل، بگونه ای زمینه اخراج وی را فراهم کنند. (امیرکبیر ۷/٨/٨٨)

دانشجویان : جلوگیری از اجرای مراسم

۶۹ ـ مسئولین دانشگاه مهاجر اصفهان در جریان مراسم "معرفی فولکلور و موسیقی آذربایجان" که توسط دانشجویان آذربایجانی این دانشگاه ترتیب داده شده بود با قطع برق سالن محل برگزاری مراسم از اجرای کنسرت موسیقی آذربایجانی ممانعت کردند. بدنبال قطع برق سالن محل برگزاری، شرکت کنندگان در مراسم نسبت به ممانعت مسئولین دانشگاه از برگزاری این مراسم فرهنگی اعتراض کردند. در نهایت با حضور رئیس دانشگاه و عذرخواهی وی و تقبل برگزاری مراسمی دیگر با هزینه دانشگاه پایان یافت. (ساوالان سسی ۲۴/٨/٨٨)

دانشجویان : اخراج از دانشگاه

۷۰ ـ پیمان نودینیان معلم و دبیر انجمن صنفی معلمان استان کردستان و آزاد لطف پوری فعال مدنی که در آزمون کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد پذیرفته شده اند، بدستور مسئولین دانشگاه از ادامه تحصیل محروم شدند. (هرانا ۶/٨/٨٨)

۷۱ ـ مژده نورانی، فرحناز فلفلی و اردلان تبیانیان که در کنکور سال ٨٨ در دانشگاه سمنان پذیرفته شده اند، پس از گذشت مدت کوتاهی به دستور حراست دانشگاه اخراج شده و از حق تحصیل خود محروم شدند. (هرانا ۶/٨/٨٨)

دانشجویان : انحلال نهادهای دانشجویی

۷۲ ـ بدنبال سخنرانی انتقادی مجتبی منتظری سخنگوی سازمان اسلامی دانشجویان ایران (سادا) در حضور خامنه ای نسبت به مسائل پیرامون مدیریت دانشگاه آزاد به دستور مدیریت دانشگاه آزاد، کلیه فعالیتهای این اتحادیه تعطیل و قفل دفتر این اتحادیه دانشجوئی تعویض شد و از کلیه اعضای شورای مرکزی این دانشگاه خلع ید به عمل آمد. (فارس ۱۶/٨/٨٨)

دانشجویان : آزادی از زندان

۷٣ ـ فراز زهتاب و آیدین خواجه ای از فعالین دانشجویی آذربایجان در دانشگاه تبریز پس از تحمل حکم یکساله زندان با عفو مشروط از زندان تبریز آزاد شدند. همچنین مجید ماکوئی فعال دانشجویی آذربایجان و دانشجوی دانشگاه مالک اشتر اصفهان پس از تحمل شش ماه حبس با احتساب دوران بازداشت موقت به صورت عفو مشروط از زندان تبریز آزاد شد. (هرانا ۲٨/٨/٨٨)

۷۴ ـ امین وطانی، از فعالان دانشجویی و دانشجوی مهندسی شیمی دانشگاه صنعتی شریف و از فعالان ستاد جوانان میرحسین موسوی در انتخابات ریاست جمهوری دهم بوده پس از ۱۶ روز بازداشت از زندان آزاد شده است. (نوروز ۲٨/٨/٨٨)

مطبوعات مطیوعات : اخبار

۷۵ ـ سیامک پورزند روزنامه نگار و فعال فرهنگی که در اوایل دهه هفتاد توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود و چندین ماه تحت شکنجه های روحی و جسمی برای اجرای پروژه اعتراف گیری قرار داشت به علت وخامت وضع جسمی و روحی به بیمارستان ایران مهر منتقل شد. وی ممنوع الخروج و تحت نظر و مراقبت نهادهای امنیتی، در تنهائی مطلق زندگی می کند. (جرس ۲/٨/٨٨)

۷۶ ـ انتشارات باران به مدیریت حسین قلیزاده، "اختر" به مدیریت صمد آسیابانی از استان آذربایجان شرقی و انتشارات "پیناز" از استان زنجان که سابقه طولانی در نشر کتابهای ترکی آذری دارند، به دستور هیئت ناظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از حضور در نمایشگاه سراسری کتاب ایران که در شهر ارومیه برگزار شد، منع شدند. (ایلنا ٣/٨/٨٨)

۷۷ ـ علیرضا ملکیان معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد طی نامه ای خطاب به مطبوعات و رسانه های گروهی اعلام کرد: با توجه به تحرک گروههای مخالف نظم در آستانه روز ۱٣ آبان و احتمالا برخی جریانهای سیاسی داخلی نیز در ادامه مسائل پس از انتخابات قصد بهره برداری سیاسی و برهم زدن آرامش جامعه را از این روز داشته باشند. لذا با توجه به پایان انتخابات ریاست جمهوری و تائید از سوی مراجع حکومتی، از درج هر گونه خبر، عکس و مطلبی که موجب ایجاد تنش در جامعه و بر هم زننده نظم عمومی است جدا خودداری به عمل آورند. (موج سبز آزادی ۴/٨/٨٨)

۷٨ ـ عباس جعفری دولت آبادی دادستان تهران اعلام رکد: دو خبرنگار آلمانی و یک کانادائی بنام گیلز کاداسکار که در روز ۱٣ آبان توسط ماموران امنیتی بازداشت شده بودند، پس از احراز هویت آنها از زندان آزاد شدند. در حال حاضر یک خبرنگار ایرانی که برای خبرگزاری فرانسه کار میکند همچنان در زندان بسر می برد. (اسنا ۱۶/٨/٨٨ و صدای آمریکا ۱۹/٨/٨٨)

۷۹ ـ مهسا امر آبادی ، همسر مسعود باستانی اعلام کرد: صلواتی قاضی شعبه ۱۵ هنوز اجازه ندادند آقای شریف روی پرونده مسعود اعلام وکالت کنند ، ما دو هفته است که در خواست تجدید نظر را ارائه دادیم و به دست قاضی پرونده نیز رسیده اما آقای صلواتی هنوز پرونده را به شعبه تجدید نظر ارجاع ندادند. وی افزود: در حالی که بسیاری از فعالان سیاسی و مطبوعاتی ، با قرار وثیقه آزاد شده اند اما گویا آقای صلواتی با استنباط شخصی و غیر حقوقی خود عمل می کنند و تا کنون تقاضای ما در خصوص آزادی مسعود به قید وثیقه ، تا پیش از برگزاری دادگاه تجدید نظر ، مورد موافقت ایشان قرار نگرفته است. (هرانا ۲۴/٨/٨٨)

مطبوعات : بازداشت ها

٨۰ ـ جواد ماهرزاده نویسنده و روزنامه نگار، به حکم دادستان انقلاب تهران توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. وی نویسنده رمان "لبخندت را از من بگیر" است. داستان رمان درباره حوادث دهه ۶۰ از نگاه یک نوجوان می باشد. (نوروز ۱/٨/٨٨)

٨۱ ـ نگار سایه خبرنگار آزاد رسانه ها و مسئول ستاد جوانان منطقه ۱۹ میرحسین موسوی توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. (موج سبز آزادی ۵/٨/٨٨)

٨۲ ـ علی سمیع زاده عضو تحریریه روزنامه های یاس نو و صدای عدالت، توسط ماموران امنیتی بازداشت شد. لازم به ذکر است علی سمیع زاده عضو کمیته اطلاع رسانی جبهه مشارکت و رئیس کمیته اطلاع رسانی منطقه تهران این جبهه می باشد. (نوروز ۹/٨/٨٨)

٨٣ ـ نفیسه آزاد روزنامه نگار توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد . (امیرکبیر ۱٣/٨/٨٨)

٨۴ ـ فرهاد پولادی، خبرنگار خبرگزاری فرانسه در تهران توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. خبرگزاری فرانسه با اعلام اینکه وزارت ارشاد اسلامی برای پوشش راهپیمایی ۱٣ آبان به خبرنگاران خارجی مجوز داده بود، گفته است از مقامات این وزارت خانه خواستار دریافت اطلاعات در مورد دلیل و محل بازداشت فرهاد پولادی شده است. از زمان انتشار نتایج انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، بسیاری از گزارشگران خارجی از کشور اخراج شده اند و دولت برای فعالیت سایرین هم محدودیت های شدیدی را به اجرا گذاشته است. رهبران جمهوری اسلامی گردهمایی های اعتراضی نسبت به نتیجه انتخابات را، که به گفته معترضان حاصل تقلب گسترده به نفع محمود احمدی نژاد بوده، ناشی از خبررسانی رسانه های خارجی قلمداد کرده اند. (هرانا ۱۴/٨/٨٨)

٨۵ ـ مزدک علی نظری روزنامه نگار و سردبیر وبسایت خبرنگاران صلح توسط مامورین امنیتی بازداشت شد. (صدای آمریکا ۲۲/٨/٨٨)

مطبوعات : تمدید قرار بازداشت

٨۶ ـ فریبا پژوه وبلاگ نویس و روزنامه نگار زندانی که در روز ٣۱ مرداد ٨٨ توسط ماموران امنیتی بازداشت شده بود، پس از ۶۰ روز بازداشت جهت اعترافات ساختگی، بنا بدستور دادستان تهران، بازپرس شعبه دوم دادگاه انقلاب قاضی بیگی قرار بازداشت موقت وی را تمدید گردید. لازم به ذکر است فریبا پژوه در حال حاضر ممنوع الملاقات می باشد. (خبرگزاری هرانا ۲/٨/٨٨)

مطبوعات : محاکمات

٨۷ ـ مدیر مسئول نشریه "علم و نیرو" به اتهام استفاده ابزاری از تصاویر مرد در شعبه ۷۶ دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد. (ایسنا ۱۱/٨/٨٨)

٨٨ ـ هنگامه شهیدی خبرنگار و مشاور بانوان حزب اعتماد ملی و مهدی کروبی در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به اتهام اجتماع و تبانی با هدف اقدام علیه امنیت داخلی کشور از طریق حضور در اغتشاشات، فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی ایرن ،توهین به رئیس‌جمهور و اخلال در نظم عمومی مورد محاکمه قرار گرفت. (هرانا ۱٣/٨/٨٨)

٨۹ ـ حسین مختاریان مدیر مسئول روزنامه توقیف شده "آزاد" به اتهام تبلیغ علیه نظام، نشر اکاذیب، توهین و نقض مصوبات شورای عالی امنیت ملی با شکایت سپاه پاسداران، سازمان بازرسی کل کشور، سازمان زیبا سازی شهرداری تهران و … در شعبه ۱۰٨٣ دادگاه عمومی تهران محاکمه گردید. (ایسنا ۱۷/٨/٨٨)

۹۰ ـ مازیار خسروی سردبیر سایت هم میهن با شکایت رحیم بیلدار به عنوان نماینده حقوقی دانشگاه تهران و به اتهام نشر اکاذیب، تشویش اذهان عمومی و برهم زدن امنیت کشور در شعبه ۱۰۵۷ مجتمع قضائی کارکنان دولت محاکمه شد. لازم به توضیح است، سایت هم میهن خبر حمله یگانهای ویژه و نیروهای امنیتی به کوی دانشگاه در ۲۵ خرداد را منتشر کرده بود. (جرس ۱۹/٨/٨٨)

۹۱ ـ مازیار خسروی سردبیر سایت "هم میهن" به دنبال انتشار خبر حمله یگانهای ویژه و ماموران امنیتی به کوی دانشگاه، با شکایت رحیم پیلوار، به عنوان نماینده حقوقی دانشگاه تهران، به اتهام نشر اکاذیب، تشویش اذهان عمومی و برهم زدن امنیت کشور، در شعبه ۱۰۵۷ مجتمع قضائی کارکنان دولت محاکمه شد. (جرس ۱۹/٨/٨٨)

۹۲ ـ حسین مختاریان مدیرمسوول روزنامه‌ توقیف شده‌ «آزاد» به اتهام تبلیغ علیه نظام، انتشار مطالب خلاف واقع، نشر اکاذیب، توهین و نقض مصوبات شورای عالی امنیت ملی در شعبه ۱۰٨٣ دادگاه عمومی تهران محاکمه شد. شاکیان پرونده مدیرمسوول روزنامه توقیف شده «آزاد» را مدعی‌العموم، ستاد اجرایی فرمان امام ، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، سازمان بازرسی کل کشور، سازمان زیباسازی شهرداری تهران و فضای سبز شهرداری منطقه ‌٣ و سازمان میادین میوه و تره‌بار تشکیل می‌دادند. (ایسنا ۲۰/٨/٨٨)

۹٣ ـ عدنان حسن پور، روزنامه‌نگار کرد زندانی در شعبه‌ی اول دادگاه انقلاب سنندج و به قضاوت قاضی بابایی محاکمه شد. عدنان حسن پور ٢٥ ساله روزنامه‌نگار، عضو تحریریه‌ی هفته نامه‌ی "ئاسو" که به دو زبان کردی و فارسی منتشر می‌شد بود که این هفته نامه در سال ۱٣٨۴ به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تشویش اذهان عمومی توقیف شد. وی در تاریخ ٥ بهمن ماه ۱٣٨۵ دستگیر شد و در تاریخ ٢٢ خرداد در دادگاهی غیر علنی به اتهام "اقدام علیه امنیت ملی"، " جاسوسی" و "محاربه" محاکمه و به اعدام محکوم شده بود که چندی پیش، پس از سه سال، از حکم اعدام تبرئه شد. (هرانا ۲۱/٨/٨٨)

۹۴ ـ کامبیز نوروزی دبیر کمیته حقوقی انجمن صنفی روزنامه نگارارن به اتهام تبلیغ علیه نظام، اجتماع و تبانی جهت اقدام علیه امنیت ملی و اخلال در نظم عمومی به حکم شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ۲ سال حبس تعزیری و ۷۶ ضربه شلاق محکوم شد. (ایلنا ۲۷/٨/٨٨)

مطبوعات : احکام صادر شده توسط دادگاهها

۹۵ ـ سجاد خاکساری فرزند محمد خاکساری دبیر کل انجمن صنفی معلمان ایران و خبرنگار نشریه قلم معلم که از ۶ ماه پیش به اتهام اخلال در نظم عمومی، نشر اکاذیب و تبلیغ علیه نظام در زندان بسر می برد از سوی دادگاه عمومی و تجدید نظر از اتهامات وارده تبرئه شد. (کمیته گزارشگران حقوق بشر ٣۰/۷/٨٨)

۹۶ ـ شکراله عطارزاده مدیر مسئول هفته نامه ی "لیان" با حضور هیات منصفه مطبوعات به حکم شعبه ۷۶ دادگاه کیفری استان تهران از اتهامات وارده تبرئه شد. (ایسنا ۲/٨/٨٨)

۹۷ ـ محمدجواد حق شناس مدیر مسئول روزنامه ی "اعتماد ملی" به اتهام نشر مطالب خلاف واقع، با شکایت سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در شعبه ۷۶ دادگاه کیفری استان تهران محاکمه و از اتهام مطرح شده تبرئه گردید. (ایسنا ۲/٨/٨٨)

۹٨ـ علی بدری زاده مدیر مسئول نشریه "موج" به اتهام توهین از سوی شعبه ۷۶ دادگاه کیفری استان تهران به پرداخت یک میلیون رال جزای نقدی محکوم شد. این نشریه از اتهام نشرمطالب خلاف واقع تبرئه شد. (ایسنا ۲/٨/٨٨)

۹۹ـ نصراله کاوه مهر مدیر مسئول وقت روزنامه ی "دنیای فوتبال" به حکم شعبه ۷۶ دادگاه کیفری استان تهران به ۴ ماه حبس تعزیری محکوم شد. (ایسنا ٣/٨/٨٨)

۱۰۰ـ رضا نوربخش سردبیر روزنامه فرهیختگان به حکم دادگاه بدوی به ۶ سال حبس تعزیری محکوم شد. (هم میهن ۱۲/٨/٨٨)

توقیف مطبوعات

۱۰۱ـ نشریه "دال" به مدیر مسئولی پژمان گلچین به اتهام نشر و اشاعه ی مطالب خلاف موازین اسلامی و خلاف عفت عمومی به حکم شعبه ۷۶ دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی سیامک مدیرخراسانی یک سال تعطیل شد. (ایسنا ۲/٨/٨٨)

۱۰۲ـ روزنامه سرمایه بعلت تغییر در قطع و روش نشریه بدون اخذ مجوز لازم از سوی هیات نظارت بر مطبوعات لغو امتیاز شد. حسین عبده تبریزی مدیر مسئولاین روزنامه اعلام کرد: در طول تمام سالهای انتشار این روزنامه با شکلی واحد منتشر شده و تغییر هم نکرده است و همواره روزنامه ای اقتصادی- اجتماعی باقی مانده است. بنابراین چنین دلیل تراشی هایی معقول به نظر نمی رسد. (ایلنا و کلمه ۱۱/٨/٨٨)

۱۰٣ـ هفته نامه بهار بروجرد به مدیر مسئولی مصطفی فرهاد به علت چاپ یک مطلب طنزآمیز به دستور دادستان بروجرد توقیف موقت شد. این سومین مرتبه است که هفته نامه مذکور به دلایلی توقیف می شود. (اعتماد ۲۵/٨/٨٨)

مسدود کردن سایتهای اینترنتی

۱۰۴ـ سایت خبری نوروز، پایگاه اطلاع رسانی جبهه مشارکت ایران اسلامی پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در ۲۲ خرداد ٨٨ برای چهارمین بار فیلتر شد. (نوروز ۱۲/٨/٨٨)

۱۰۵ـ سایت خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران (هرانا) بدستور کمیته فیلترینگ مسدود شد و امکان دسترسی به این سایت در اکثر نقاط کشور مختل گردید. (هرانا ۱۶/٨/٨٨)

مطبوعات : ضرب و شتم

۱۰۶ـ احمد نقی زاده خبرنگار و وبلاگ نویس ارومیه ای به هنگام عکسبرداری از پارچه نوشته تبریک برای استاندار جدید آذربایجان غربی در مقابل ساختمان استانداری توسط مامورین انتظامی مستقر در محل مورد ضرب و شتم قرار گرفت. (عصر ایران ۱۱/٨/٨٨)

فعالین سیاسی – اجتماعی و فرهنگی فعالین : اخبار

۱۰۷ـ فاطمه معَتمد آریا، جعفر پناهی و مجتبی میر طهماسب سه سینماگر که در حال سفر به امریکا و دیدار با هیئت مدیره اسکار، در فرودگاه خمینی پاسپورت آنها توسط نیروهای امنیتی ضبط شده بود، طی نامه ای اعلام کردند: اکنون حق عبور از مرزها را از ما گرفته اند. حتی نمی دانیم به چه اتهامی. اما ما می خواهیم همچنان سینماگر مستقل ایرانی باقی بمانیم. دولت این توان را دارد که مانع خروج ما از مرزهای کشورمان بشود. اما یادآوری می کنیم که هویت ما در گرو پاسپورت هایمان نیست. حتی بدون پاسپورت، ما ایرانی هستیم. (گویا نیوز ۱/٨/٨٨)

۱۰٨ـ فاطمه آدینه وند همسر عبداله مومنی اعلام کرد: بعد ار آخرین ملاقاتی که با وی داشتم، امکان ملاقات دیگری تا کنون به ما داده نشده است و وضعیت پرونده ایشان بعد از انشائی که به آقای مومنی داده بودند تا در دادگاه بخوانند هنوز مشخص نیست. وی افزود: این طورکه من از صحبت های آقایان برداشت کرده ام آقای مومنی به این زودی آزاد نخواهند شد. (ادوارنیوز ۱/٨/٨٨)

۱۰۹ـ مهدی کروبی یکی از کاندیاهای معترض به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری بدنبال حضور در نمایشگاه مطبوعات در تهران از سوی عده ای از ماموران امنیتی و افراد وابسته به نهادها و مطبوعات دولتی، به وی و همراهانش حمله کردند. در پی این حادثه مهدی کروبی به علت اصابت کفش، از ناحیه صورت مصدوم گردید. (گویانیوز ۲/٨/٨٨)

۱۱۰ـ شعبه ۲٨ دادگاه انقلاب تهران روز ۱۴ آذرماه ٨٨ را برای جلسه محاکمه شبنم مددزاده نایب دبیر شورای دفتر تحکیم وحدت تعیین وقت نمود. پیش از این نیز تاریخ ۲٣ تیر ماه، ۲۲ شهریور و ۱٨ مهر جهت برگزاری جلسه محاکمه از جانب دادگاه انقلاب اعلام شده بود که هر بار بنا به دلایلی از جمله غفلت مدیر دفتر شعبه دادگاه، عدم حضور نماینده دادستان، زمان برگزاری محاکمه به تاریخ دیگر موکول شده بود. در اعتراض شبنم مددزاده و وکیل وی به تاخیر در زمان برگزاری جلسه محاکمه از سوی دادگاه اعلام شده است که برگزاری محاکمه منوط به موافقت بازجویان وزارت اطلاعات است و از حوزه اختیارات آنها خارج می باشد با اعلام تاریخ مذکور جهت برگزاری جلسه دادرسی روزهای بازداشت موقت شبنم مددزاده به ٣۰۰ روز خواهد رسید. (امیرکبیر ۲/٨/٨٨)

۱۱۱ـ صالح نیک بخت اظهار داشت: پرونده بهزاد نبوی و صفائی فراهانی که پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری بازداشت شده اند، به دادگاه ارسال شده است. وی افزود: در جلسه دادگاه ایرادات اساسی خود را به نحوه بازداشت اتهامات موکلان بیان خواهم کرد و چون این اتهامات به صورت علنی و برخلاف قانون اساسی و همچنین بر خلاف تبصره ماده ۱٨٨ قانون آئین دادرسی کیفری به صورت علنی در رسانه ملی و تمام خبرگزاری و مطبوعات داخلی و خارجی منتشر شده، این افراد حق دارند در رسانه های عمومی به آنها پاسخ دهند. (ایلنا ۲/٨/٨٨)

۱۱۲ـ فاطمه معتمدآریا بازیگر سینما و تئاتر اعلام کرد: در پی تماسی که حراست وزارت ارشاد با مرکز هنرهای نمایشی داشته به من اعلام شد که اجازه فعالیت برون مرزی ندارم به همین دلیل از حضور در نمایش شاهنامه فردوسی بر اساس طرحی از محمد چرمشیر و کارگردانی استفان ویلد که قرار بود در آلمان و ایران اجرا شود، انصراف دادم. (سرمایه ۴/٨/٨٨)

۱۱٣ـ کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران طی اطلاعیه ای اعلام کرد: کیان تاجبخش جامعه شناس ایرانی-امریکایی که به اتهام اقدام علیه امنیت کشور از طریق عضویت در شبکه اینترنتی مربوط به گری سیک عضو سیا و… از سوی دادگاه انقلاب به ۱۵ سال زندان محکوم گردیده بود، از سوی مقامات قضائی به وکیل وی اطلاع داده شده است که حق تجدید نظر خواهی در مورد پرونده وی را ندارد. لازم به توضیح است طبق قوانین در ایران، متهم ظرف مدت ۲۰ روز می تواند تقاضای فرجام خواهی کند. (کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران ۵/٨/٨٨)

۱۱۴ـ محمرضا مقیسه عضو کمیته منتخب موسوی-کروبی برای پیگیری امور بازداشت شدگان و آسیب دیدگان پس از کودتای انتخاباتی که در تاریخ ۲۲ مهر ماه توسط نیروهای امنیتی بارداشت شده بود، از اجازه ملاقات با خانواده محروم می باشد. بازجوی وی به خانواده اش گفته بود که سکوت آنها امکان آزادی وی را بیشتر می کند. (نوروز ۵/٨/٨٨)

۱۱۵ـ میترا حجار بدستور حراست وزارت ارشاد ممنوع التصویر اعلام شد. ممنوع التصویر شدن هنرمندان به صورت شفاهی به آنها و تهیه کنندگان اطلاع داده می شود. (تهران امروز ۷/٨/٨٨)

۱۱۶ـ سازمان آموزش و پرورش تهران به علت شرکت مدیران مجتمع آموزشی "تسینم" در تجمعات اعتراضی پس از انتخابات ریاست جمهوری، تبلیغ چه گوارا در مدرسه و حضور مدیر به همراه دانش آموزان در مراسم شب های قدر در ماه رمضان، خواهان تعطیل کردن این موسسه است. در این مجتمع آموزشی حدود ۱۰۰ دانش آموز تحصیل می کنند. (آینده ۷/٨/٨٨)

۱۱۷ـ بدنبال جلوگیری از فعالیت و پلمپ دفتر تلاش برای جهان شایسته کودکان مسئولین این جمعیت با مراجعه به پلیس امنیت خواهان رفع پلمپ از این دفتر شدند. پلیس امنیت بازگشایی این مرکز را منوط به همکاری در ۲ مورد زیر اعلام کرد: ۱- ارائه گزارش ماهانه از فعالیتهای جمعیت به پلیس ۲- مسئولان جمعیت اسامی کودکان افغانی که فاقد کارت سکونت هستند به همراه آدرس کامل و دقیق آنها را به پلیس امنیت بدهند. (فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ۹/٨/٨٨)

۱۱٨ـ بیش از ۲۵۰ مامور امنیتی و انتظامی با محاصره فرهنگستان هنر محل کار میرحسین موسوی و همچنین منزل مسکونی به سر دادن شعار علیه وی پرداختند. به این ترتیب نهادهای امنیتی در یک حرکت سازماندهی شده و با محاصره منزل و محل کار مانع از حضور میرحسین موسوی در راهپیمایی ۱۳ آبان شدند. (گویانیوز ۱٣/٨/٨٨)

۱۱۹ـ خانواده سعید عباسی که در حوادث پس از انتخابات جان خود را از دست داده است، اعلام کردند که سنگ مزار وی توسط عده ای شکسته شده است. گویا دلیل این اتفاق ذکر عنوان شهید بر روی سنگ مزار وی بوده است. (حیات نو ۱۶/٨/٨٨)

۱۲۰ـ عباس جعفری دولت آبادی دادستان عمومی و انقلاب تهران اعلام کرد: "جاشوآ فتال" و "شون باوئد" که هر دو ۲۷ ساله هستند و "سارا شورد" ٣۱ ساله، سه شهروند آمریکائی در منطقه مرزی کردستان به جرم جاسوسی بازداشت شدند و تحقیقات از آنها همچنان ادامه دارد. (رادیو فردا ۱٨/٨/٨٨)

۱۲۱ـ دکتر محمد شریف وکیل پایه ۱ دادگستری طی حکمی از طرف جمشید صالحی صدقیانی، مدیر تحصیلات تکمیلی دانشگاه علامه طباطبایی، از ادامه تحصیل محروم شد. بر اساس این حکم، محمد شریف با توجه به ماده ۲۴ شورای عالی فرهنگی به علت طولانی شدن زمان تحصیل از این دانشگاه اخراج شد. این درحالی است که بسیاری از دانشجویان دوره دکتری که قبل از ایشان در این دانشگاه مشغول به تحصیل بودند همچنان در این دانشگاه حضور دارند . اخراج این وکیل دادگستری در حالی‌ است که وی پیش دفاع خود را نیز انجام داده و در آستانه دفاع از تز دکتری خود بود. (هرانا ۲۱/٨/٨٨)

۱۲۲ـ پخش آهنگهای برخی از خوانندگان و نیز برخی ترانه ها به خاطر آنچه که پاره ای از دلایل نامبرده میشود در رادیو ممنوع اعلام شده است . در این فهرست نام افرادی چون شاهین آرین، فریدون آسرایی، علیرضا افتخاری، مجید اخشابی، علیرضا افشار، محمد اصفهانی، اسماعیلزاده، شهرام امیری، احسان خواجهامیری، پاکنیا، محمد خواجهامیری، مسعود خادم، حسین زمان، کوروس سرهنگزاده، ناصرعبدالهی، علیرضا عصار، فتحعلی اویسی، گلشن، علی لهراسبی، محمد نوری، کامبیر افضلی و ..... به چشم میخورد. (ایلنا ۲۶/٨/٨٨)

فعالین : بازداشتها

۱۲٣ـ مامورین اداره اطلاعات شهرستان قروه با مراجعه به خانه پدری زندانی سیاسی انور حسین پناهی پس از بازرسی منزل بدون نشان دادن حکم، افشین حسین پناهی برادر کوچکتر وی را بازداشت کردند. شایان ذکر است انور حسین پناهی در سال گذشته از سوی دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شده بود و به دنبال پیگیری های افشین از سوی خانواده، پس از اعتراضات سازمان های بین المللی مدافع حقوق بشر، حکم وی به ۶ سال زندان تبدیل شد. وی تنها بدلیل اعتراض به این حکم چندین بار از سوی نهادهای امنیتی شهرستان قروه بازداشت شده است. (کمیته گزارشگران حقوق بشر ٣۰/۷/٨٨)

۱۲۴ـ بدیع حسین پناهی از بستگان زندانی سیاسی انور حسین پناهی که محکوم به به اعدام شده است، توسط مامورین امنیتی در محل کار خود در شهر قروه بازداشت شد. لازم به ذکر است برادر ایشان افشین حسین پناهی نیز چند روز قبل توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود. (خبرگزاری هرانا ۲/٨/٨٨)

۱۲۵ـ نوید مشکات، مدینه قاسمی، آیدین تقی پور، محمد محمدلو و جواد رمضان از فعالین مدنی آذربایجانی پس از شرکت در مراسم سالگرد وفات غلامرضا امانی فعالین شناخته شده آذری و زندانی سیاسی سیبق توسط مامورین امنیتی بازداشت شدند. (ساوالان سسی ۲/٨/٨٨)

۱۲۶ـ سرتیپ عزیزاله رجب زاده فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ اعلام کرد: در پی بازدید مهدی کروبی از نمایشگاه مطبوعات، چهار نفر از افرادی که اقدام به برهم زدن نظم نمایشگاه و تحریک دیگران کرده بودند توسط نیروهای امنیتی مستقر در نماشگاه بازداشت شدند. (خبرگزاری مهر ۲/٨/٨٨)

۱۲۷ـ خیبر تیبا رئیس پلیس امنیت عمومی فرماندهی انتظامی آذربایجان غربی اعلام کرد: ۱۱ نفر به اتهام تشکیل گروه های موسیقی و تهیه کلیپ های توهین آمیز به نظام و ترویج شیطان پرستی توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند. وی افزود : در این راستا ۵ باب مغازه پلمپ، شش دستگاه کامپیوتر و ۱۵ خط تلفن و گوشی همراه که حاوی مطالب توهین آمیز به مقدسات اسلام، موسیقی رپ و سرودهای انتقادی علیه ارگان ها بود کشف و ضبط شد. (بی بی سی ۴/٨/٨٨)

۱۲٨ـ مامورین اداره اطلاعات شهر مهاباد با حضور در منزل زندانی سیاسی جهانگیر بادوزاده به قصد دستگیری همسر وی خانم توران بادوزاده، اقدام به بازرسی و تفتیش منزل وی نمودند و بعلت دسترسی به وی امکان بازداشت او را پیدا نکردند. جهانگیر بادوزاده سالهاست که در زندان ارومیه بسر می برد. (هرانا ۵/٨/٨٨)

۱۲۹ـ مریم قدس، همسر فیض اله عرب سرخی یکی از بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری، طی نامه ای اعلام کرد: همسرم بیش از ۴ ماه است که در بازداشت بسر می برد. به گفته بازجوی وی رسیدگی به پرونده ایشان به پایان رسیده ولی مسئولین از تبدیل قرار بازداشت او به صدور وثیقه خودداری می کنند. (نوروز ۶/٨/٨٨)

۱٣۰ـ رحیم غلامی روزنامه نگار نشریات محلی استان اردبیل، بهروز علیزاده و ودود سعادتی از فعالین ملی آذربایجانی توسط مامورین امنیتی بازداشت و جهت اجرای حکم یک سال حبس تعزیری به زندان اردبیل منتقل شدند. شعبه ۱ دادگاه لنقلاب اردبیل این افراد را به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به ۵ سال حبس توام با تبعید محکوم نموده بودند ولی دادگاه تجدیدنظر استان اردبیل با تغییر اتهام وارده به اتهام تبلیغ علیه نظام این افراد را به یک سال حبس تعزیری محکوم کرد. (ساوالان سسی ۷/٨/٨٨)

۱٣۱ـ منیره ربیعی ٣۲ ساله مهندس شیمی، بدنبال احضار به دادگاه انقلاب تهران به دلایل نامعلومی بازداشت و به زندان اوین منتقل گردید. (کمیته گزارشگران حقوق بشر ۷/٨/٨٨)

۱٣۲ـ فارس گل محمدی از اهالی روستای "تنگی رو" از توابع کامیاران توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. (هرانا ۷/٨/٨٨)

۱٣٣ـ دو تن از ساکنان روستای "وله ژیر" از توابع مریوان به نامهای "باسط" و "سیوان" توسط نیروهای انتظامی بازداشت شدند. (هرانا ۷/٨/٨٨)

۱٣۴ـ فرهاد توحیدی قائم مقام مدیر عامل خانه سینما اعلام کرد: بعد از انتخابات و حوادث پیش آمده تعداد ۱۵ نفر از سینماگران توسط ماموران امنیتی بازداشت شدند ضمن آنکه یکی از مستندسازان نیز از سال قبل در بازداشت بود. (ایلنا ۱۰/٨/٨٨)

۱٣۵ـ سعید راک به اتهام ارتباط با یکی از احزاب مخالف کردی،از سوی نیروهای امنیتی در شهر سقز بازداشت و به زندان این شهر منتقل شد. (موکریان نیوز ۱۰/٨/٨٨)

۱٣۶ـ عیسی سحرخیز که به اتهام تبلیغ علیه نظام و نشر اکاذیب از طریق مصاحبه با رسانه های خارجی بازداشت شده بود، به حکم قاضی شعبه سوم دادگاه انقلاب قرار بازداشت وی دو ماه دیگر تمدید شد. (ایلنا ۱۲/٨/٨٨)

۱٣۷ـ یک زن بنام رقیه و مردی بنام محمود چیره به اتهام همکاری با احزاب کردی توسط نیروهای امنیتی در شهر مهاباد بازداشت شدند. (هرانا ۱۲/٨/٨٨)

۱٣٨ـ حسین اسقاری نویسنده و فعال مدنی توسط مامورین اداره اطلاعات نقده بازداشت شد. (هرانا ۱۲/٨/٨٨)

۱٣۹ـ سه نفر به اتهام عضویت در انجمن پادشاهی که به گفته وزارت اطلاعات قصد بمب گذاری در تهران را داشته اند توسط مامورین این وزارت خانه دستگیر شدند. همچنان ۵ نفر به اتهام اینکه قصد ترور یک چهره سیاسی را داشتند توسط مامورین امنیتی بازداشت شدند. (خبرگزاری جوان ۱۲/٨/٨٨)

۱۴۰ـ نیروهای امنیتی و انتظامی با استفاده از گاز اشک آور و اسپری فلفل، به هزاران نفر از مردم معترض در خیابان های تهران و سایر شهرها، حمله کردند که منجر به زخمی شدن و بازداشت تعدادی از مردم گردید. این اعتراضات به موازات تظاهرات رسمی دولتی در تائید سی امین سالگرد اشغال سفارت امریکا در ایران برپا شد. اسامی تعدادی از بازداشت شدگان به شرح زیر است: مریم معصوم پور ۲۶ ساله ، زینب نجار پور هاشم ۲۲ ساله ، منیژه هدایتی گلپایگانی ۲٨ ساله ، زهره سلیمانی ٣۱ ساله کبری تقی زتده ۴۰ ساله ، فاطمه محمدی ۲۹ ساله ، حمیرا رمضانی ۲٣ ساله ، منصوره عبدی نسب ۲٨ ساله ، زهرا بهاری ۴٣ ساله ، محمد علی اکبری ٣۴ ساله ،سید حسین مزینانی ۲۰ ساله ، محسن واحدی ۲۵ ساله ، سیاوش صفری پور کردانی ۱۹ ساله ، امیر مختار خیر آبادی ٣۲ ساله ، سعید مرآتی ۲۶ ساله ، ابراهیم رضایی ۴۵ ساله ، وحید دستجردی ۲۹ ساله ، احمدرضا عابدینی پور ٣٣ ساله ، امیر باقری محلاتی ۲۶ ساله ، امید رضا قبادیان ٣۰ ساله ، رامین حاج رضایی ۱۷ ساله ، علی مرشدی ۲۴ ساله ، نرگس قناعت ۲٨ ساله ، ناهید کریمی ٣۱ ساله ، مهدیه غفاری ۲۵ ساله ، مهناز ذوالفقاری ۲٨ ساله ، عرفان نصیری ٣۴ ساله ، پویا رحیمی ۲۱ ساله محمد اسماعیلی ۲۶ ساله ، نوید جهانی ۲۶ ساله ، علی اسماعیل زاده ، امین یوسف پور ٣۰ ساله ، حسین عسگری مقدم ۲۰ ساله ،مهرداد علی داری ٣۰ ساله ، محمدرضا شیبانی ۲۲ساله ، مهدی نعمتی ۲۹ ساله ، آرش جعفری ۲۷ ساله ، فرزین امیر احمدی ٣٣ ساله ، شایان رجبی ۲۰ ساله ، امیر رضا طباطبایی ۲۴ ساله . (هرانا ۱٣/٨/٨٨)

۱۴۱ـ محمد ستاری فر، توسط نیروهای امنیتی همراه با ضرب وشتم و توهین دستگیر و او را به مدت سه ساعت در بازداشت نگاه داشتند. ستاری‌فر سال‌ها معاون رییس‌جمهور، رییس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی و پیش از آن رییس سازمان تامین‌اجتماعی و از تدوین‌ کنندگان اصلی برنامه چهارم توسعه و چشم‌انداز بیست ساله کشور بوده است. این اقتصاددان پرتجربه هم‌اکنون استاد دانشگاه علامه‌طباطبایی است. (موج سبز آزادی ۱۵/٨/٨٨)

۱۴۲ـ از روز ۱٣ لغایت ۱۵ آبان حدود ۴۰۰ تن از شهروندان در اعتراضات مردمی ۱٣ آبان ماه دستگیر شده اند که به صورت دسته ای از پایگاهها و بازداشتگاههای موقت شهر تهران در طی این محدوده زمانی به زندان اوین انتقال یافته اند. این افراد عمدتاً به بندهای ۲۴۰ و قرنطینه اندرزگاه ۷ زندان اوین منتقل شده اند. (هرانا ۱۵/٨/٨٨

۱۴٣ـ موسی ساکت دبیر شعبه آذربایجان شرقی سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. (ادوارنیوز ۱۶/٨/٨٨)

۱۴۴ـ مهدی اقبال از اعضای جبهه مشارکت توسط مامورین امنیتی بازداشت شد. از محل نگهداری و علت بازداشت وی اطلاعی در دست نیست. (هرانا ۱۶/٨/٨٨)

۱۴۵ـ عزیزاله رجب زاده فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ اعلام کرد: در جریان مراسم ۱٣ آبان ۱۰۹ نفر در شهر تهران بازداشت شدند. از این عده ۴۷ نفر با قرار کفالت آزاد شدند و ۶۲ نفر از متهمان پس از تشکیل پرونده روانه زندان شدند. وی افزود : ۴٣ نفر از این افراد مرد و ۱۹ نفر دیگر زن هستند. (خبرگزاری مهر ۱۶/٨/٨٨)

۱۴۶ـ کاوه محمود مرادی که در انگلیس اقامت دارد پس از بازگشت به ایران به اتهام جاسوسی، توسط مامورین امنیتی در ارومیه بازداشت شد. (موکریان نیوز ۱۹/٨/٨٨)

۱۴۷ـ هادی ابطحی فرزند مجتبی ابطحی، عضو هیات رئیسه کانون صنفی معلمان، توسط مامورین وزارت اطلاعات در محل کسب خود بازداشت و به زندان منتقل شد. (هرانا ۲۰/٨/٨٨)

۱۴٨ـ حسنعلی مهدوی چشمه گچی ، مدیر مسئول روزنامه غرب و دبیر کل حزب توسعه کرمانشاه با حکم قاضی نجار بازداشت و به زندان دیزل آباد منتقل شد . بنابراین گزارش نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی از طریق وبلاگ ساحت نیوز مهمترین اتهامات این فعال مطبوعاتی – سیاسی عنوان شده است . محمد کرمی راد نماینده اقتدارگرای کرمانشاه در مجلس شورای اسلامی ، سرپرستی بانک ملی شعبه کرمانشاه ، سازمان تبلیغات اسلامی و شرکت مخابرات استان عمده ترین شاکیان دبیرکل حزب توسعه را تشکیل می دهند .(کرمانشاه پست ۲۵/٨/٨٨)

۱۴۹ـ امیرعلی سلطان که از اعضای فعال ستاد ٨٨ توسط ماموران امنیتی بازداشت شد. (نوروز ۲۹/٨/٨٨)

فعالین : احضار به دادگاه یا نهادهای امنیتی

۱۵۰ـ محمد اولیائی فرد وکیل دادگستری، با شکایت جعفر دولت آبادی دادستان تهران به شعبه یک دادیاری دادرسی کارکنان دولت احضار شد. لازم به ذکر است اولیائی فرد، وکیل تعدادی از فعالین مدنی و سیاسی است که در حال حاضر پرونده دیگری از این حقوقدان در این دادسرا به اتهام توهین و افترا به مامورین وزارت اطلاعات مفتوح است. (هرانا ۶/٨/٨٨)

۱۵۱ـ سیمین چایچی شاعر و نویسنده کرد پس از شرکت در فستیوالی در استان کرکوک در کردستان عراق به اداره اطلاعات شهر سنندج احضار شد. (هرانا ۱۷/٨/٨٨)

۱۵۲ـ محمدرضا شجریان برای ادای پاره ای توضیحات در ارتباط با مصاحبه خود با صدای آمریکا، که در آن دیدگاههای خود را درباره وقایع پس از انتخابات بیان کرده بود، به وزارت اطلاعات احضار و به مدت ۲.۵ ساعت مورد بازجوئی قرار گرفت. (عصرایران ۲۵/٨/٨٨)

فعالین : محاکمات

۱۵٣ـ رامین و روزبه تهرانی از بازداشت شدگان حوادث اخیر در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران محاکمه و از اتهام محاربه تبرئه شد. برای هر یک ۵۰ میلیون تومان قرار وثیقهه جهت آزادی از زندان صادر شد. (هرانا ۱٨/٨/٨٨)

۱۵۴ـ احمد زیدآبادی دبیر کل سازمان ادوار تحکیم وحدت که در پی اعتراضات به نتایج انتخابات ریاست جمهوری بازداشت شده بود در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به اتهام تبلیغ علیه نظام و تبانی در ایجاد اغتشاش محاکمه شد. (کانون زنان ایران ۱۹/٨/٨٨)

۱۵۵ـ سعید لیلاز به اتهام اجتماع و تبانی جهت اقدام علیه امنیت ملی، فعالیت تبلیغی علیه نظام و … در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران محاکمه شد. (ایلنا ۲۷/٨/٨٨)

۱۵۶ـ سعید حبیبی، دبیر تشکیلات سابق دفتر تحکیم وحدت و فعال حقوق بشر، به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران و اجتماع و تبانی با هدف اقدام علیه امنیت کشور به حکم شعبه ی بیست و هشت دادگاه انقلاب اسلامی تهران، به سه سال حبس تعزیری با احتساب ایام بازداشت محکوم شده است. (کمیته گزارشگران حقوق بشر ٣۰/٨/٨٨)

فعالین : احکام صادر شده توسط دادگاه ها

۱۵۷ـ سیاوش امیری از زندانیان عقیدتی به اتهام بدعت در دین و فعالیت های فرقه ای از سوی دادگاه انقلاب به یک سال حبس تعزیری محکوم شد. (هرانا ٣/٨/٨٨)

۱۵٨ـ مجید حسن زاده از اعضای شاخه دانشجوئی ستاد میرحسین موسوی که پس از حوادث انتخابات ریاست جمهوری توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود، به حکم شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ٣ سال حبس محکوم شد. (خبرگزاری هرانا ٣/٨/٨٨)

۱۵۹ـ بیش از ۴۰ تن از بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات، که اکثرا از سوی حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران بازداشت شده بودند، پس از اینکه مدتها در بند ۲ الف و ۲۴۰ زندان اوین بسر بردند از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به احکام ۲ تا ۴ سال حبس تعزیری محکوم شدند. (کمیته گزارشگران حقوق بشر ٣/٨/٨٨)

۱۶۰ـ اکبر اجدادی از بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات که در روز ۶ تیر ماه در محل کارش بازداشت شده بود. به حکم شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به اتهام اخلال در نظم و ایجاد رعب و وحشت به ٣۲ ماه حبس محکوم شد. (کمیته گزارشگران حقوق بشر ٣/٨/٨٨)

۱۶۱ـ حسام ترمسی ۱۷ ساله که در تاریخ ۱۰ تیر ماه در منزل مسکونی خود توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود، به اتهام ایجاد رعب و وحشت و اخلال در نظم به حکم شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی به ۲٨ ماه حبس محکوم شد. (کمیته گزارشگران حقوق بشر ٣/٨/٨٨)

۱۶۲ـ مهدی کاظم زاده ٣۰ ساله که پس از حوادث انتخابات ریاست جمهوری بازداشت شده بود، با صدور قرار وثیقه و تامین آن قرار بود از زندان آزاد شود. به طور مجدد از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به اتهام جدید محاکمه و قرار کفالت وی لغو شد. وی در حال حاضر منتظر اعلام حکم جدید از سوی دادگاه می باشد. (فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ۴/٨/٨٨)

۱۶٣ـ محسن نوری ۲۷ ساله، سینا قاضی میرسعید ۲٣ ساله از بازداشت شدگان حوادث پس از انتخاب ریاست جمهوری، قبل از ملاقات با خانواده های خود از سوی رئیس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به طور شفاهی به آنها اطلاع داده شد که به ترتیب به ۱۴ ماه و ۱۰ ماه حبس تعزیری محکوم شده اند. این در حالی است که آنها حق دفاع و برخورداری از وکیل و اعتراض به حکم را نداشته اند. (فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ۴/٨/٨٨)

۱۶۴ـ علیرضا جعفریان وکیل مدافع ایمان سهراب پور اعلام کرد: موکل من به اتهام اقدام علیه امنیت کشور از طریق اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت عمومی، فعالیت تبلیغی علیه نظام، ایجاد شبهه جعل در نتیجه انتخابات و… به حکم دادگاه انقلاب تهران به ٣ سال حبس تعزیری محکوم شد. لازم به ذکر است ایمان سهراب پور یکی از بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری می باشد. (فارس ۶/٨/٨٨)

۱۶۴ـ طیبه نبوی از فعالین مدنی شهر سمنان به حکم دادگاه انقلاب این شهر به ٣ ماه زندان تعزیری و ۱ سال زندان تعلیقی محکوم شد. وی در ۲۶ مرداد ماه توسط ماموران وزارت اطلاعات دستگیر شده بود و در حال حاضر در بند زنان زندان سمنان بسر می برد. (فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ۷/٨/٨٨)

۱۶۵ـ مجید مقیمی از بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری به اتهام مشارکت در تخریب اموال دولتی، اقدام علیه امنیت ملی و … به حکم شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به یک سال حبس تعزیری محکوم شد. (کمیته گزارشگران حقوق بشر ۱۹/٨/٨٨)

۱۶۶ـ سهیل نویدی یکتا یکی از بازداشت شدگان اعتراضات پس از انتخابات به حکم شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به اتهام اقدام علیه امنیت ملی، فعالیت تبلیغی علیه نظام و اخلال در نظم عمومی به ۷ سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق محکوم گردید. (رویداد ۲۰/٨/٨٨)

۱۶۷ـ عبداله مومنی سخنگوی ادوار تحکیم وحدت به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و شرکت در تجمع های اعتراضی پس از انتخابات ریاست جمهوری از سوی دادگاه انقلاب به ٨ سال حبس تعزیری محکوم شد. (کمیته گزارشگران حقوق بشر ۲٣/٨/٨٨)

۱۶٨ـ علیرضا فرشی و همسرش سیما دیدار، از فعالین مدنی آذربایجانی در تبریز به اتهام تبلیغ علیه نظام از طریق سردادن شعار و در دست داشتن پلاکاردهایی در رابطه با حقوق زبانی و ملی آذربایجانیها و ارسال خبر به سایتهای اینترنتی به حکم شعبه سوم دادگاه انقلاب تبریز به ریاست قاضی علی نژاد به یک سال حبس تعزیری محکوم شدند. (ساوالان سسی ۲۵/٨/٨٨)

۱۶۹ـ مجتبی بیات فعال سابق جنبش دانشجویی با حکم شعبه ۲۵ دادگاه انقلاب به دو سال حبس تعزیری و پرداخت ٣۰۰ هزار تومان جزای نقدی محکوم شد. در حکم صادره، حبس تعزیری به دو میلیون تومان جزای نقدی تبدیل شده است. گفتنی است بر طبق احضاریه ای که به دست بیات رسیده است وی می بایست خود را جهت اجرای حکم صادره به شعبه ششم دادگاه انقلاب معرفی نماید. (پیک ایران ۲۶/٨/٨٨)

۱۷۰ـ امیر حجتی دانشجوی کارشناسی ارشد معماری دانشگاه شهید بهشتی از بازداشت‌شدگان حوادث پس از انتخابات به اتهام همسو شدن با دشمنان نظام ، ایجاد اغتشاش و ساخت و پرتاب نارنجک‌های دست ساز و آتش زا در آشوب‌های خیابانی ، تحریک مردم به حضور در آشوب‌های خیابانی، حمله به مأمورین نیروی انتظامی و بسیج در حین انجام وظیفه ، در شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر به ۵ ماه حبس تعزیری محکوم شد. این دانشجوی زندانی در دادگاه بدوی به تحمل ۲ سال و ٣ ماه حبس تعزیری محکوم شده بود. (کمیته گزارشگران حقوق بشر ۲۷/٨/٨٨)

۱۷۱ـ علی بهزادیان نژاد از بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری به اتهام برهم زدن نظم عمومی و تبلیغ علیه نظام به حکم دادگاه انقلاب تهران به ۶ سال حبس محکوم شد. (پارلمان نیوز ۲۷/٨/٨٨)

۱۷۲ـ فرامرز عبداله نژاد که در پی حوادث اخیر بازداشت شده بود به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام و اجتماع و تبانی جهت اقدام علیه امنیت ملی، به حکم دادگاه انقلاب و تایید شعبه ۵۴ دادگاه تجدید نظر به ۲٨ ماه حبس محکوم شد. (ایلنا ۲۷/٨/٨٨)

۱۷٣ـ فاطمه سادات ابطحی، دختر محمدعلی ابطحی اعلام کرد: رسانه ها نوشته بودند: "ابطحی شب گذشته آزاد شده، ولی بازجوها از وی و خانواده اش درخواست کرده اند که خبر این آزادی را اعلام نکنند و با کسی نیز دیدار نداشته باشد." به گفته وی، صبح امروز پنج تن از مأموران به همراه محمدعلی ابطحی به خانه وی رفته و با حضور وی به بازرسی از منزل پرداخته و سپس عازم دادگاه شده‌اند. در این دادگاه به واسطه پنج اتهام موجود در کیفرخواست وی، محکومیت به ۶ سال حبس تعزیری به محمدعلی ابطحی ابلاغ شده است. همچنین پس از ابلاغ حکم، ابطحی مجددا به زندان اوین منتقل شده است. (آینده ٣۰/٨/٨٨)

فعالین : صدور قرار وثیقه و آزادی

۱۷۴ـ محمد رسول کریمی کاریکاتوریست و از اعضای ستاد میرحسین موسوی که در تاریخ ۲۷ خرداد توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود پس از چندین ماه حبس با تودیع قرار وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی از زندان اوین آزاد شد. (کمیته گزارشگران ٣۰/۷/٨٨)

۱۷۵ـ صالح نیک بخت وکیل دادگستری اعلام کرد: مازیار بهاری خبرنگار ایرانی با تودیع وثیقه ٣ میلیارد ریالی از زندان آزاد شد. وی افزود: هماهنگی های لازم بعمل آمده بود تا بهاری با کسی ملاقات و یا مصاحبه نکند تا بتواند به دلیل وضعیت همسر باردارش از کشور خارج شود. (ایلنا ٣/٨/٨٨)

۱۷۶ـ نوید مشکات، مدینه قاسمی، آیدین تقی پور، محمد محمدلو و جواد رمضان از فعالین مدنی آذربایجانی که ۱ آبان ٨٨ پس از شرکت در مراسم سالگرد مهندس امانی در تبریز توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بودند، پس از ٣ روز از اداره اطلاعات تبریز آژاد شدند. (ساوالان سسی ۶/٨/٨٨)

۱۷۷ـ محمد قوچانی سردبیر روزنامه اعتماد ملی که پس از انتخابات ریاست جمهوری بازداشت شده بود پس از ۱٣۱ روز از زندان آزاد شد. (سایت تغییر ٨/٨/٨٨)

۱۷٨ـ بهزاد نبوی از اعضای شاخص مجاهدین انقلاب اسلامی که پس از حوادث انتخابات ریاست جمهوری بازداشت شده بود پس از ۱٣۰ روز با صدور و تودیع قرار وثیقه آزاد شد. (گویانیوز ۹/٨/٨٨)

۱۷۹ـ مرتضی الویری عضو ستاد انتخاباتی مهدی کروبی و نماینده او در کمیته پیگیری قربانیان حوادث انتخابات که در شهریور بدنبال انتشار اخبار کشته شدن ۷۲ تن توسط مامورین امنیتی بازداشت شد، با صدور قرار وثیقه از زندان آزاد شد. (موج سبز آزادی ۹/٨/٨٨)

۱٨۰ـ هنگامه شهیدی که پس از وقایع انتخابات ریاست جمهوری بازداشت شده بود، با صدور قرار وثیقه ۹۰ میلیون تومانی از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران از زندان آزاد شد. (ایسنا ۱۰/٨/٨٨)

۱٨۱ـ محبوب بوداقی شاعر آذربایجانی پس از ۷۰ روز بازداشت با قرار وثیقه ۲۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شد. وی به اتهام تشکیل یک گروه برانداز نظام، حضور در قلعه بابک در سال ٨۲ و اشعارش در ۲۶ مرداد ٨٨ توسط مامورین اداره اطلاعات در زرین آباد زنجان بازداشت شد. (ساوالان سسی ۱۰/٨/٨٨)

۱٨۲ـ محمد اولیائی فرد وکیل و فعال حقوق بشر به اتهام تبلیغ علیه نظام، افترا و تشویش اذهان عمومی در موضوع اطلاع رسانی نسبت به اعدام بهنود شجاعی و نقد عملکرد قوه قضائیه در شعبه اول دادیاری دادسرای کارکنان دولت، بازجوئی و با صدور قرار وثیقه ۵۰ میلیون تومانی آزاد گردید. (هرانا ۱۱/٨/٨٨)

۱٨٣ـ محمد داوری، ‌سردبیر سحام نیوز( سایت رسمی حزب اعتماد ملی ) که در روز ۱۷ شهریور با حکم جلب صادره از سوی دادستانی تهران بازداشت شده است تنها یکبار موفق به تماس تلفنی با مادرش در بجنورد شده و اطلاع دقیقی از پرونده او و نیز وضعیت جسمی و روحی‌اش در دست نیست. متاسفانه به وکلای وی (ژینوس شریف رازی و مینا جعفری) که امروز برای اعلام وکالت به دادگاه انقلاب مراجعه کرده بودند اطلاعات دقیقی از جمله شعبه ، ‌شماره پرونده و اتهام این عضو سازمان معلمان داده نشد و عملا امکان وکالت برای وکلای وی وجود ندارد. (کمیته گزارشگران حقوق بشر ۱۱/٨/٨٨)

۱٨۴ ـ حسن ارک و بهرام دشتی از فعالین مدنی شهر تبریز که به اتهام تبلیغ علیه نظام و عضویت در یک گروه جهت برهم زدن امنیت ملی و … توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود، پس از ٣۹ روز بازداشت به قید وثیقه های ٣۰ و ۵۰ میلیون تومانی از زندان تبریز آزاد شدند. (ساوالان سسی ۱۲/٨/٨٨)

۱٨۵ـ جعفر ابراهیمی از اعضای کانون صنفی معلمان که در تاریخ ۲۰ خرداد بازداشت شده بود با تودیع قرار وثیقه از زندان آزاد شد. (هرانا ۱۶/٨/٨٨)

۱٨۶ـ علی تاجرنیا و ابراهیم امینی دو تن از بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات، با صدور قرار وثیقه به حکم شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب از زندان آزاد شدند. (کلمه ۱۶/٨/٨٨)

۱٨۷ـ عباس جعفری دولت آبادی، دادستان عمومی و انقلاب تهران اعلام کرد: محمدرضا شکوهی فرد، امیر میراب زاده، احمد حسین خانی، مهدی شیرزاد و محمد حسینی پور از بازداشت شدگان حوادث اخیر با صدور قرار وثیقه از زندان آزاد شدند. (ایلنا ۱٨/٨/٨٨)

فعالین : انحلال نهادهای مدنی

۱٨٨ـ جمعیت تلاش برای جهانی شایسته کودکان از سال ۱٣٨٣ در شهر ری فعالیت خود را آغاز کرده بود که به بهانه نداشتن مجوز و تشکیل جلسات سیاسی مخالف حکومت، توسط پلیس امنیتی تعطیل گردید. لازم به ذکر است این جمعیت از زمان آغاز به کار خود تلاش می کند تا بتواند برای فعالیتهای خود مجوز قانونی بگیرد اما هر بار مسئولین دولتی از دادن مجوز سر باز زده اند. دفاع از حقوق انسانی کودکان، تلاش برای ایجاد شرایطی که در آن کودکان در امنیت، شادی و رفاه زندگی کنند و… از جمله اهداف این تشکل است. (فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ۶/٨/٨٨)

فعالین : تهدید و ارعاب

۱٨۹ـ مهرداد حیدر پور زندانی سیاسی سابق که به دنبال حوادث اخیر مجبور به ترک ایران شده و هم اکنون در یکی از شهر های کردستان عراق بسر می برد در مدت اقامت خود در کردستان عراق بارها از سوی اشخاص ناشناس به صورت مشکوکی مورد تهدید قرار گرفته و در موردی از سوی یک فرد مسلح مورد حمله واقع شده که با دخالت افراد حاضر در محل توانسته خود را از دست فرد مهاجم رها کند. فریبرز سروش، دیگر روزنامه نگار ایرانی مقیم سلیمانیه نیز دو بار تلفنی تهدید شده است. بار اول از این روزنامه نگار پناهجو خواسته شده خود را به کنسولگری ایران در سلیمانیه معرفی کند و با کمک مقامات کنسولگری به ایران بازگردد؛ بار دوم نیز وی از سوی افراد ناشناسی تهدید شده که در صورت عدم معرفی خود به کنسولگری ایران ربوده و به ایران بازگردانده خواهد شد. قابل ذکر است که به دنبال حوادث بعد از کودتای ۲۲ خرداد، دست کم چهل روزنامه نگار و عکاس مجبور به ترک ایران شده و همراه با ده ها فعال سیاسی و مدنی به کشورهای مجاور از جمله کردستان عراق، ترکیه و آذربایجان پناهند شده و در دفاتر کمیساریای عالی پناهندگان جهت دریافت پناهندگی نام نویسی کرده اند. (هرانا ۱۱/٨/٨٨)

۱۹۰ـ شیرین عبادی، فعال حقوق بشر و دارنده جایزه صلح نوبل، اعلام کرد که هنوز هم تهدید به مرگ می‌شود، حساب‌های بانکی‌اش در ایران مسدود و صندوق ویژه مدارکش مصادره شده است. شیرین عبادی که با برنامه فرهنگی فرستنده رادیویی آلمان سخن می‌گفت، افزود که در این اواخر بارها به همسرش گفته شده که اگر فعالیت‌های خود را تعطیل نکنم، هرجایی که باشم در دسترس آنان خواهم بود. شیرین عبادی در ادامه مصاحبه گفت که مقامات ایران برای تحت فشار گذاشتن خانواده‌اش، حتی حساب‌های بانکی همسر و خواهرش را نیز بسته‌اند. وی گفت، اگر همکارانش به او اطلاع دهند که کارش در ایران واجب‌تر از روشنگری‌هایش در خارج از کشور است، در اولین فرصت به ایران بر می‌گردد. (شهرزاد نیوز ۲۷/٨/٨٨)

فعالین : جلوگیری از مرخصی جهت درمان

۱۹۱ـ دکتر محمد ملکی که در پی اعتراضات اخیر به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری بازداشت شده بود، به علت بیماری های متعدد ایشان و علیرغم دستور دادستان تهران مبنی بر آزادی وی جهت درمان در خارج از زندان، بازجوی پرونده وی از همکاری در این زمینه خودداری می کند. تجویز داروهای جدید و عدم هماهنگی و تداخل با داروهای قبلی منجر به بدتر شدن حال وی در این مدت شده است. (خانواده ملکی ۱٨/٨/٨٨)

فعالین : اخراج از کار

۱۹۲ـ مسعود کردپور روزنامه نگار و معلم، بعد از ۲۲ سال خدمت بعلت فعالیتهای حقوق بشری و آموزشی و انتقاد از سیاست های دولت، به حکم شعبه سوم دادگاه تجدید نظر رسیدگی به تخلفات اداری از کار خود برکنار شد. (هرانا ۱۰/٨/٨٨)

۱۹٣ـ محسن باستانی مسئول شاخه اصفهان سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، پس از ۲٣ سال خدمت در شرکت ایران خودرو، بر اساس حکمی از سوی مدیریت این شرکت حدود دو ماه پیش از مسئولیت خود در این شرکت بر کنار و از کار خود اخراج شد. لازم به توضیح است وی پس از انتخابات ریاست جمهوری بازداشت و پس از چند هفته با قرار وثیقه از زندان آزاد شد ولی هنوز دادگاهی برای وی تشکیل نشده است. (هرانا ۱۶/٨/٨٨)

فعالین : جلوگیری از آزادی

۱۹۴ـ شهرام بلوری از بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات، پس از تودیع وثیقه ۵۰ میلیون تومانی همچنان در بازداشت بسر می برد و دادگاه در خصوص عدم آزادی وی هیچ توضیحی را ارائه نمی دهد. (کمیته گزارشگران حقوق بشر ۱۲/٨/٨٨)

فعالین : جلوگیری از اجرای مراسم

۱۹۵ـ نیروهای انتظامی و امنیتی از تجمع مردم به مناسبت روز جهانی کورش در منطقه پاسارگاد جلوگیری کردند. این روز به همت کمیته بین المللی نجات پاسارگاد، در یونسکو به ثبت جهانی رسیده است. دو تن از اعضای این کمیته آقایان کورش زعیم و حمیدرضا خادم توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از بازجویی در محل، بالاجبار آنجا را ترک کردند. کورش زعیم قرار بود در این مراسم سخنرانی کند. (گ.یانیوز ۹/٨/٨٨)

۱۹۶ـ علی باقری مسئول روابط عمومی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی اعلام کرد: به علت ممانعت های بوجود آمده کنگره این سازمان به تعویق افتاد. وی افزود: سازمان مجاهدین مشغول رایزنی است تا یک نهاد مشخص مسئولیت ممانعت از برگزاری کنگره را بر عهده بگیرد تا در غیر این صورت این برنامه برگزار شود. (ایلنا ۲۱/٨/٨٨)

فعالین : ضرب و شتم

۱۹۷ـ دکتر حبیب الله پیمان که به اتفاق همسرش در راهپیمایی ۱۳ آبان شرکت نموده بود توسط ملامورین امنیتی و انتظامی به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت. (گویا نیوز ۱٣/٨/٨٨)

زندانیان سیاسی

۱۹٨ ـ تاکنون هیچ خبری از وضعیت و شرایط زندانی سیاسی جواد لاری ۵۴ ساله یکی از بازاریان تهران که چندین هفته قبل توسط مامورین امنیتی بازداشت و به زندان اوین منتقل شده است، توسط مسئولین دادگاه انقلاب به خانواده وی داده نشده است. لازم به ذکر است که جواد لاری از زندانیان دهه ۶۰ می باشد که چندین سال در زندان بوده و بر اثز شکنجه شنوائی یکی از گوشهایش را از دست داده است. (فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ٣۰/۷/٨٨)

۱۹۹ـ زهرا جباری یکی از زندانیان سیاسی که در جریان راهپیمائی روز قدس توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود، به دلیل مصاحبه خانواده اش با رسانه های گروهی بدستور بازجویش، تنها به فرزند وی اجازه ملاقات داده شد و از دیدار مادر و دیگر اعضای خانواده با وی جلوگیری به عمل آمد. (وبلاگ تا آزادی زندانیان سبز ۱/٨/٨٨)

۲۰۰ـ زندانی سیاسی علی صارمی بدستور بازجویان سپاه پاسداران از سلولهای انفرادی بند سپاه در زندان اوین به زندان گوهردشت کرج تبعید شد. آقای علی صارمی ۶۲ ساله در مراسم نوزدهمین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ بازداشت شده بود. وی بیش از ۲ سال است که به صورت بلاتکلیف در زندان اوین بسر می برد. او در طی ۴ بار بازداشت، ۲۰ سال است که در زندانهای مختلف بسر می برد. لازم به ذکر است تبعید زندانی که در بلاتکلیفی بسر می برد و ساکن شهر محل زندان خود می باشد، غیر قانونی است. (فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ۱/٨/٨٨)

۲۰۱ـ مسئولین زندان اوین تهران برای ایجاد شرایط هر چه سخت تر برای زندانیان زن این زندان، با ایجاد محدودیت های بیشتر، آنها را تحت فشار قرار داده اند. قطع آب گرم حمام و محدود کردن زمان استحمام زندانیان، شرایط بد تغذیه مانند حذف میوه، سبزیجات و گوشت از مواد غذائی زندان، محدود کردن ارتباط تلفنی زندانیان با خانواده های خود، تعداد زیاد زندانیان و محدودیت جا در سلولهای این زندان و وجود شپش و ساس در محیط این زندان فشار را بر زندانیان مضاعف کرده است. این در شرایطی است که کودکان شیرخوار که به خاطر زندانی بودن مادران خود در محیط این زندان هستند از این طرحهای امنیتی در امان نبوده و مسئولین زندان با محدود کردن آب گرم این کودکان به یک فلاکس در ۲۴ ساعت، مادران آنها را تحت فشار قرار می دهند. (فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ۱/٨/٨٨)

۲۰۲ـ زندانی سیاسی جعفر ابراهیمی به دلیل مشکل دیسک کمر و آسیب دیدگی مهره های گردن نیاز به رسیدگی پزشکی خاص در بیرون از زندان دارد. در این رابطه تاکنون دادگاه دو نامه برای مسئولین زندان و پزشک زندان ارسال نموده که بدون جواب مانده است. با توجه به شرایط بد جسمی، برای نامبرده امکان مرخصی استعلاجی وجود دارد ولی به دلیل بی توجهی مسئولان زندان، وی کماکان در زندان اوین بسر می برد. (خبرگزاری هرانا ۲/٨/٨٨)

۲۰٣ـ زندانی سیاسی حامد روحی نژاد از متهمان وقایع پس از انتخابات ریاست جمهوری که در دادگاه به دلیل ارتباط با یک سازمان سیاسی به اعدام محکوم شده است، به دلیل ابتلا به بیماری "ام اس"، ضعف بینائی چشم راست و همینطور آسیب دیدگی سمت راست بدن ناشی از فشار عصبی، نیازمند رسیدگی پزشکی خاص است که تاکنون مسئولین زندان از رسیدگی های لازم و دادن مرخصی جهت درمان در خارج از زندان به وی خودداری کردند. تداوم عدم توجه پزشکی به وضعیت جسمانی وی باعث وخامت بیماری "ام اس" و فلج شدن قسمت هایی از بدن وی خواهد شد. (هرانا ۲/٨/٨٨)

۲۰۴ـ زندانی سیاسی عباس خرسندی که در حال تحمل محکومیت ٨ ساله خود در زندان اوین است به دلیل وخامت بیماری گوارشی خود، از زندان اوین به بیمارستان طالقانی تهران منتقل شد. لازم به یادآوری است که آقای خرسندی از بیماری قلبی (دو سکته قلبی) و کلیوی رنج می برد ولی مسئولین زندان از دادن مرخصی استعلاجی به وی خودداری می کنند. (خبرگزاری هرانا ٣/٨/٨٨)

۲۰۵ـ زندانی سیاسی منصور رادپور ۴۱ ساله بنا به اظهارات بهداری زندان به علت ناراحتی معده و کلیه، نیازمند درمان و مراقبت در خارج از زندان می باشد که متاسفانه قاضی آصف الحسینی رئیس شعبه ۱ دادگاه انقلاب کرج با مرخصی وی جهت درمان در بیمارستان های خارج از زندان، موافقت نمی کند. (فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ٣/٨/٨٨)

۲۰۶ـ زندانی سیاسی پیمان عارف دانشجوی محروم از تحصیل که در تاریخ ۲٨ مرداد ماه توسط مامورین امنیتی بازداشت شده بود بدلیل انتشار نامه ای تحت عنوان "ما اعتراض داریم" همراه با مجید دری دیگر دانشجوی محروم از تحصیل خطاب به دادستان تهران تحت فشار قرار گرفته و سرانجام به سلول انفرادی منتقل شده است. پیمان عارف در اعتراض به این شرایط و انتقال به سلولهای انفرادی دست به اعتصاب غذا زد. (خبرگزاری هرانا ۴/٨/٨٨)

۲۰۷ـ احمد زیدآبادی دبیر کل سازمان دانش آموختگان ایران که در پی حوادث انتخابات ریاست جمهوری توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود پس از موافقت کتبی دادستان تهران مبنی بر ملاقات وی با خانواده اش، در زمان مراجعه خانواده وی به زندان از سوی بازجوی پرونده آقای زیدآبادی به آنها اعلام شد که وی ممنوع الملاقات است. این در حالی است که از تاریخ ۲٣ خرداد ماه تاکنون از وضعیت وی در زندان هیچ گونه اطلاعی در دست نیست. (ادوارنیوز ۴/٨/٨٨)

۲۰٨ـ محمدحسین پناهی پدر زندانی سیاسی انور حسین پناهی، طی نامه ای به دبیر کل سازمان ملل اعلام کرد: پسرم انور دو سال پیش به جرمی ناکرده محکوم به اعدام شد اما بواسطه حمایت های بین المللی حکم اعدام وی در دادگاه تجدید نظر لغو و به شش سال زندان تبدیل شد. در همین حال برادر کوچکتر وی به نام اشرف نیز که تنها پی گیر پرونده به شمار می آمد سال گذشته به طرز مشکوکی به قتل رسید. این در حالی است که فرزند ۱۷ ساله دیگرم توسط نهادهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده است. من که در آستانه ۷۰ سالگی قرار دارم ، همسرم و حتی دخترانم به اداره اطلاعات احضار و مورد بازجوئی و تهدید قرار گرفته ایم. (خبرگزاری هرانا ۴/٨/٨٨)

۲۰۹ـ زندانیان سیاسی و عادی مستقر در سالن ۲ بند ۱ زندان گوهردشت کرج در اعتراض به شرایط بد غذائی و بهداشتی، شکنجه های جسمی، تجاوز جنسی، استعمال باتوم و … دست به شورش زدند و برای ساعاتی این بند را به اشغال خود درآوردند. و پس از طرح خواسته های خود از جمله: ۱- پایان دادن به شکنجه های غیر انسانی ۲- عدم شکنجه و برخورد با آنها بعد از پایان یافتن بحران ٣- بهتر کردن وضعیت غذائی ۴- بهتر کردن شرایط بهداشتی ۶- امکان تماس تلفنی با خانواده های خود، و پذیرش این شرایط از سوی مسئولین زندان، این اعتراض پایان گرفت. (فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ۵/٨/٨٨)

۲۱۰ـ زندانی سیاسی یاسر مجیدی که در حال حاضر برای گزراندن دوران محکومیت خود در زندان بیرجند بسر می برد، به بیماری حاد آسم دچار می باشد. مسئولین زندان با توجه به بیماری وی به قصد ایجاد فشار روحی علیه زندانی سیاسی به طور دائم در حال جابجائی وی هستند. انتقال وی به بندی که فاقد تهویه می باشد و وجود زندانی سیگاری در این بند بارها باعث حمله آسم تا مرز مرگ وی شده است. لازم به یادآوری است یاسر محمدی به اتهام هواداری از سازمان مجاهدین خلق در کرج دستگیر شد. (فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ۶/٨/٨٨)

۲۱۱ ـ کبری زاغه دوست و اشکان اسکندری از بازداشت شدگان مراسم چهلم کشته شدگان انتخابات ریاست جمهوری بعد از گذشت نزدیک به ٣ ماه که از دستگیری آنها می گذرد همچنان در شرایط بلاتکلیفی در بند ۲۰۹ و ۲۴۰ به سر می برند. این زوج تاکنون دوبار با خانواده های خود ملاقات داشته اند و اشکان اسکندری همچنان در سلولهای انفرادی بند ۲۰۹ نگهداری می شود. (کمیته گزارشگران حقوق بشر ۷/٨/٨٨)

۲۱۲ ـ رضا ترابی مسئول زندان رجائی شهر کرج در اقدامی که ارتباطی با وظایف وی ندارد، دو زندانی سیاسی را شخصا به بند ۱ زندان رجائی شهر منتقل کرده و در حضور تعدادی از زندانیان بصورت علنی و صریح خواستار تجاوز جنسی تا حد ممکن! به این دو زندانی شده است. (هرانا ۷/٨/٨٨)

۲۱٣ ـ زندانی سیاسی فردین مرادی که به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به سه سال زندان محکوم شده است به دستور خسروی رئیس زندان سنندج به بند قرنطینه منتقل شد. وی در مهر ماه ٨٨ به زندان خرم آباد تبعید شده بود که به سبب مخالفت دادستان و مسئولین زندان خرم آباد بار دیگر به زندان سنندج منتقل شد. (هرانا ۱۰/٨/٨٨)

۲۱٣ ـ زندانی سیاسی عثمان مصطفی پور که به اتهام همکاری با احراب اپوزیسیون و … به ۲۵ سال زندان محکوم شده است، پس از گذشت ۱۷ سال مسئول زندان ارومیه با آزادی مشروط وی موافقت نکرده است.(موکریان نیوز ۱۲/٨/٨٨)

۲۱۴ ـ زندانی سیاسی شیرکو معارفی که به اتهام محاربه، از سوی دادگاه به اعدام محکوم شده است و درحال حاضر در زندان سقز بسر می برد، بعلت بیماری گوارشی نیاز به معالجه و مداوا در خارج از زندان را دارد که مسئولین زندان با درخواست وی موافقت نمی کنند. (موکریان نیوز ۱۶/٨/٨٨)

۲۱۵ ـ زندانی سیاسی علی صارمی به اتهام توهین به ائمه و مقامات جمهوری اسلامی به شعبه ٣ بازپرسی امنیت دادگاه انقلاب احضار گردید. لازم به ذکر است در پی یورش سازمان یافته که از سوی رئیس زندان اوین و وزارت اطلاعات طراحی شده بود، از زندان اوین به زندان گوهردشت منتقل گردید و پرونده ای جدید، بعد از ۲۶ ماه بلاتکلیفی برای وی گشوده شد. (فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ۱۶/٨/٨٨)

۲۱۶ـ طی ماههای اخیر برای تنی از زندانیان سیاسی زندان سقز احکام حبس صادر و احکام تعدادی دیگر در دادگاههای تجدید نظر استان تائید شده است، این موارد به صورت اجمالی به این شرح است: محمد عزیزی، از طرف شعبه اول دادگاه انقلاب سقز به ۶ سال حبس تعزیری به اتهام ارتباط با احزاب کردی محکوم شده و در شعبه ۴ تجدید نظر این حکم تایید شده است. شیر کوه معارفی، از طرف شعبه اول دادگاه انقلاب سقز متهم به محاربه و به اعدام محکوم شده، شعبه ۴ تجدید نظر استان حکم را عیناً تائید کرده است. اهون مرادویسی، از طرف شعبه اول دادگاه انقلاب سقز به اتهام ارتباط با اپوزیسیون کرد به یک سال تعزیری محکوم شده، شعبه ۴ تجدید نظر استان نیز حکم را عیناً تایید کرده است. اسدالله دنیایی، از طرف شعبه اول دادگاه انقلاب سقز به ۶ ماه حبس تعزیری و ۶ ماه حبس تعلیقی در محدوده زمانی دو سال محکوم شده که عیناً حکم در دادگاه تجدید نظر استان تایید شده است. امیر رسمتی از طرف شعبه اول دادگاه انقلاب سقز به اتهام ارتباط با احزاب کردی به تحمل ۲ سال حبس تعزیری محکوم شد که این حکم توسط شعبه ۴ استان تایید شده است، لازم به ذکر است نامبرده اکنون با قید وثیقه آزاد است. بهروز شیرصاحب، از طرف شعبه اول دادگاه انقلاب سقز به اتهام ارتباط با احزاب کردی به تحمل ۲ سال حبس تعزیری محکوم شد که این حکم عینا توسط شعبه ۴ استان تایید شده است، لازم به ذکر است نامبرده اکنون با قید وثیقه آزاد است. شوانه رضایی، از طرف شعبه اول دادگاه انقلاب سقز به اتهام ارتباط با احزاب کردی به تحمل ٣ سال حبس تعزیری محکوم شده است که این حکم توسط شعبه ۴ استان تایید شده، لازم به ذکر است نامبرده اکنون با قید وثیقه آزاد است. هیمن آذری، خالد عزیزی، هیمن فاطمی و داوود ریاحی از طرف شعبه اول دادگاه انقلاب سقز در تاریخ ۴ آبان ماه به تحمل یک سال حبس تعزیری و یک سال حبس تعلیقی به اتهام ارتباط با احزاب کردی محکوم شده اند. محمد هردنگی، از طرف شعبه اول دادگاه انقلاب سقز در تاریخ ۴ آبان ماه به تحمل یک سال حبس تعلیقی به اتهام ارتباط با احزاب کردی محکوم شده است. (هرانا ۱۷/٨/٨٨)

۲۱۷ ـ زندانی سیاسی حسن ترلانی، به اتهام خروج غیرقانونی از کشور در شعبه ۱۰٨٣ دادگاه عمومی استان تهران محاکمه شد. وی قبل از این در شعبه ۲۲ دادگاه انقلاب به ۱۰ سال حبس و تبعید به زندان کرمان محکوم شده بود. (فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ۱۹/٨/٨٨)

۲۱٨ ـ مهدی محمودیان، فعال حقوق بشر و روزنامه‌نگار که در ۲۵ شهریور توسط نیروهای امنیتی در منزلش بازداشت شد، در آخرین ملاقات خود به خانواده‌اش گفته است که بازجویان از او خواسته‌اند تعهد بدهد برای چهار سال از تهران خارج نشود و روزنامه‌نگاری را برای همیشه کنار بگذارد تا از زندان رهایی یابد. (هرانا ۲۱/٨/٨٨)

۲۱۹_ زندانی سیاسی سید ظهور نبوی ۵۰ ساله، مقاله نویس مجله سرزمین آریایی پس از ۲ سال و ٨ ماه در زندان بودن از اتهامات وارده تبرئه و از زندان آزاد شد. لازم به توضیح است که وی در دادگاه به ۴ سال حبس محکوم شده بود. (فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ۲۲/٨/٨٨)

۲۲۰ ـ نزدیک به ۴۰ نفر از زندانیان مرد و زن سنندج و ۱۰ نفر از زندانهای قروه و مهاباد و ۴ نفر از زندانیان اوین و شمار دیگری هم در زندان اورومیه دست به اعتصاب غذای نامحدود زدند. هدف اصلی اعتصابات ممانعت از اعدام احسان فتاحیان بود که متاسفانه اجرا شد. اما فعالین دربند همچنان که عهد کرده بودند اعتصاب غذا را ادامه خواهند داد. نام برخی از اعتصاب کنندگان به شرح زیر است:حبیب لطیفی، عدنان حسن پور،جبرییل خسروی، فردین مرادی، ولی رستمی ، هوشیار احمدی، جهاندار محمدی، جهانبخش احمدی، لطف الله لطف الله پور، ارسلان اولیایی، انور حسین پناهی ، روناک صفازاده، فاطمه گفتاری، فرزاد کمانگر ، علی حیدریان ، فرهاد وکیلی ، متین ارجان … (پیک ایران ۲٣/٨/٨٨)

۲۲۱ ـ فراز زهتاب و آیدین خواجه ای از فعالین دانشجویی آذربایجان در دانشگاه تبریز، پس از تحمل حکم یکساله زندان با عفو مشروط از زندان تبریز آزاد شدند. زهتاب و خواجه ای در اویل تابستان ۸۷ به همراه ۷ تن دیگربازداشت و در شعبه یک دادگاه انقلاب تبریز به ریاست قاضی حملبر به اتهام مشارکت در تشکیل گروه جهت بر هم زدن امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام از طریق مدیریت وبلاگ جنبش دانشجویی آذربایجان- Azoh محاکمه و شش تن از این فعالین را به تحمل یکسال حبس تعزیری و دو سال حبس تعلیقی محکوم کرده بودند. لازم به ذکر است احسان نجفی نسب و مجید ماکویی از دیگر زندانیان این پرونده همچنان در حال گذراندن دوران محکومیت خود در زندان تبریز هستند. (ساوالان سسی ۲۴/٨/٨٨)

۲۲۲ ـ پرستو سرمدی همسر زندانی سیاسی حسین نورانی نژاد، رئیس کمیته اطلاع رسانی جبهه مشارکت اعلام کرد: مسئولان زندان از ملاقات من با همسرم به علت نوشته های ایشان جلو گیری می کنند. وی افزود: حسین مبتلا به بیماری آسم است و نیازمند به درمان در خارج از زندان می باشد، ولی مسئولین با این تقاضا نیز موافقت نمی کنند. (هرانا ۲۴/٨/٨٨)

۲۲٣ ـ محمد کیانوش راد، سعیدنورمحمدی ، اسماعیل صحابه ، محمدخوربک، محبوبه حقیقی و مهدیه مینوی بازداشت شدگان مراسم دعای کمیلی که در تاریخ پنج شنبه ٣۰ مهر ماه سال جاری، برای آزادی شهاب طباطبایی در منزل وی برگزار شده بود؛ ممنوع الملاقات شده اند. (هرانا ۲۴/٨/٨٨)

۲۲۴ـ زندانی سیاسی عذرا سادات قاضی میرسعید، در تاریخ ٣۰ خردادماه در حوالی میدان انقلاب بازداشت شد. وی پس از بازداشت به بند ۲- الف زندان اوین منتقل شد و تحت شدیدترین شکنجه‌های روحی و جسمی قرار گرفت. وی که هم‌اکنون در بند نسوان زندان اوین نگهداری می‌شود، می‌گوید:" چند نفر مرا کتک می‌زدند و می ‌گفتند باید اعتراف کنی، یک میز گذاشته بودند، مرا می‌زدند و جلوی دوربین می‌بردند. وقتی حرفم تمام می‌شد دوباره می‌زدند". وی که هم‌اکنون ۶ ماه است در بازداشت نیروهای امنیتی نگه‌داری می‌شود، در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب محاکمه شده است. با این حال او می‌گوید:" در جلسه دادگاه، قاضی صلواتی هم به این موضوع اشاره کرد که در پرونده من چیزی وجود ندارد، به جز اعترافات تحت فشار و خواست که پرونده جهت بررسی بیشتر به وزارت اطلاعات سپرده شود." در کیفرخواست اولیه دادگاه‌های علنی در مورد این زندانی سیاسی آمده است:" متهمه در سال ٨٣ در بمب‌گذاری تهران مشارکت داشته و در انتخابات اخیر اقدام به توزیع اعلامیه به نفع گروهک تروریستی منافقین و جمع آوری و ارائه اخبار و اطلاعات به این گروهک کرده است. سوابق سیاسی و حزبی متهمه از جمله اقرار وی به عضویت در سازمان منافقین در سال ۱٣۷۹ و فعالیت‌های وسیع متهمه در جهت اهداف سازمان مورد اشاره محرز است. " با توجه به صدور حکم اعدام برای سایر کسانی که به مانند عذرا میرسعید اقدام به اعترافات سنگین علیه خود کرده بودند، بیم آن وجود دارد که این زن زندانی نیز به اتهام محاربه به اعدام محکوم شود. (کمیته گزارشگران حقوق بشر ۲۴/٨/٨٨)

۲۲۵ ـ هادی عابد با خدا ، از زندانیان سیاسی سابق ، ۵۰ ساله که دچار قطع نخاع نیز می باشد ، اخیرا در شعبه‍ی ۲ دادگاه انقلاب رشت به اتهام هوادری از یک سازمان سیاسی به ۲ سال حبس تعزیری محکوم شد. نامبرده بدلیل معلولیت شدید جسمی قادر به انجام کارهای شخصی خود نمی باشد، و در حال حاضر در بهداری زندان رشت در نگهداری می شود ، هادی عابد اعلام کرده است که در صورت انتقال به بند عموی اقدام به اعتصاب غذا خواهد نمود ، بهداری زندان رشت طی نامه ای به پزشک قانونی عدم تحمل کیفر وی را تایید نموده است. (فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ۲۹/٨/٨٨)

زنان

۲۲۶ ـ جعفری دولت آبادی دادستان تهران گفت: در ۶ ماهه اخیر در تهران ۱۰٣ مورد قتل اتفاق افتاده که ۲۷% از این قتلها قربانیانش زنان بوده اند. این آمار نسبت به سال گذشته افزایش یافته است. درسال ٨۷ از ۱۷۲ مورد قتل ثبت شده ۴۶ نفر زن بوده اند. وی افزود: قتل زنان به چهار دسته تقسیم شده است، قتلهای ناموسی، همسرکشی، قتلهای سریالی و قتلهای عادی. بیشترین قتلهای ناموسی در خوزستان روی می دهد. (شهرزادنیوز ٨/٨/٨٨)

۲۲۷ ـ خدیجه مقدم از فعالین کمپین یک میلیون امضاء به حکم قاضی سبحانی از شش ماه پیش تاکنون ممنوع الخروج می باشد. (تغییربرای برابری ۱۰/٨/٨٨)

۲۲٨ ـ آیدا سعادت، الناز انصاری، خدیجه مقدم، مریم مالک، کاوه مظفری، جلوه جواهری و پریسا کاکائی از فعالان کمپین یک میلیون امضا، احضاریه‌های کتبی مبنی بر مراجعه به دادگاه انقلاب دریافت کرده‌اند. شماری دیگر از اعضای کمپین نیز که به صورت تلفنی احضار و یا تهدید شده‌اند، اعلام کرده‌اند فقط در صورت دریافت احضاریه کتبی به دادگاه مراجعه خواهند کرد. از آغاز به کار کمپین در پنجم شهریور ۱۳۸۵ تا کنون ۵۰ نفر از اعضای کمپین یک میلیون امضا بازداشت شده‌اند. سه نفر بدون بازداشت به دادگاه فراخوانده شده‌اند و نزدیک به ۱۵ نفر احضار و مورد بازجویی قرار گرفته‌اند. پنج سال و شش ماه حبس تعلیقی مجموعه احکامی است که تا کنون برای فعالان کمپین صادر شده‌است. اعضای کمپین در سه سال گذشته در مجموع ۲۷۳ روز در بازداشتگاه‌های وزرا، گیشا، بند ۲۰۹ و بند عمومی زندان اوین به سر برده‌اند. ۴۶۱ میلیون تومان قرار کفالت و قرار وثیقه ۲۳۰ میلیون تومانی بهای آزادی موقت فعالان کمپین تا زمان تشکیل دادگاه و صدور حکم است. (تغییر برای برابری ۱۲/٨/٨٨)

۲۲۹ ـ زینب رنجبر معاون اداره کل آموزش کارکنان قوه قضائیه افزایش آمار زنهای مطلقه در جامعه را امری نگران کنده عنوان کرد و گفت: در بحث فروپاشی خانواده ها با عدم ثبت نکاح موقت مواجه هستیم و باید گفت اغلب زنانی که تن به ازدواج موقت می دهند نیاز مالی دارند چرا که از لحاظ مالی برای نگهداری فرزندانی که در نتیجه ازدواجهای موقت به جا مانده اند با مشکلات عدیده ای مواجه می شوند. (مهر ۱٣/٨/٨٨)

۲٣۰ ـ وحیده مولوی از اعضای گروه میدان زنان در جریان تظاهرات ۱٣ آبان توسط نیروهای امنیتی و انتظامی بازداشت شد .(امیرکبیر ۱٣/٨/٨٨)

۲٣۱ ـ بهناز مهرانی، فعال حقوق زنان و حقوق کودکان و عضو کمپین یک میلیون امضاء به دادگاه انقلاب احضار شد. (هرانا ۱۴/٨/٨٨۹)

۲٣۲ ـ سه تن از فعالان اجتماعی زن در استان همدان به اداره اطلاعات شهر همدان احضار شدند. آنها مجبور به دادن تعهد کتبی شده اند که در آن جمع آوری امضاء و هرگونه کار تبلیغی و ترویجی برای حقوق زنان غیر قانونی خوانده شده است. (هرانا ۲۱/٨/٨٨)

۲٣٣ ـ راحله عسگری زاده و وحیده مولوی از فعالین کمپین یک میلیون امضاء و جنبش زنان که در جریان اعتراضات و راهپیمائی ۱٣ آبان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بودند با قرار کفالت پنج میلیون تومانی از زندان اوین آزاد شدند. (هرانا ۲۱/٨/٨٨)

۲٣۴ ـ ژینا مدرس گرجی از فعالین کمپین یک میلیون امضاء و از همکاران روزنامه های رسمی سنندج زمانیکه قصد خروج از کشور را داشت، توسط مقامات امنیتی به وی اعلام شد، ممنع الخروج می باشد و باید برای ادای پاره ای توضیحات به دادگاه سنندج مراجعه کند. (تغییر برای برابری ۲۴/٨/٨٨)

اقلیتهای دینی

۲٣۵ ـ مولوی عثمان قلندر زهی و مولوی عبدالرشید شهنوازی مدیران مدرسه دینی مدینه العلوم خاش و مدرسه دینی دارالهدای اسماعیل آباد به دادگاه ویژه روحانیت مشهد احضار شدند. (خبرگزاری هرانا ۲۹/۷/٨٨)

۲٣۶ ـ هاله هوشمندی، افشین احسانیان، وحدت دانا، فرهام معصومی و کیوان کرمی شهروندان بهائی ساکن شیراز به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق تبلیغ آئین بهائیت، تشکیل گروههای غیرقانونی و ارتباط با عوامل بیگانه به دادگاه احضار شدند. (خبرگزاری هرانا ٣/٨/٨٨)

۲٣۷ ـ سهیل روحانی فرد ۴۴ ساله شهروند بهائی ساکن یزد پس از احضار به اداره اطلاعات شهر یزد بازداشت شد. لازم به یادآوری است که بهنام روحانی فرد برادر وی چندی پیش توسط مامورین امنیتی پس از بازرسی منزل مسکونی اش بازداشت گردیده بود. (خبرگزاری هرانا ۲/٨/٨٨)

۲٣٨ ـ احمد رحیمی امام جمعه روستای منصور آقا از توابع شهرستان پاوه به حکم دادگاه ویژه روحانیت از خواندن نماز در این مسجد منع شد. (سنی نیوز ٣/٨/٨٨)

۲٣۹ ـ عبدالحمید عالی از روحانیون اهل سنت در منطقه کردستان به دایره ویژه روحانیت استان کرمانشاه احضار و به وی اعلام شد که دیگر حق خواندن خطبه و سخنرانی در هیچ مکانی را ندارد. وی تا چندی پیش نماز جمعه بیاشوش از توابع شهرستان جوانرود را اقامه می نمود. (سنی نیوز ٣/٨/٨٨)

۲۴۰ ـ مهران بندی شهروند بهائی که در تاریخ ۷ شهریور ٨۷ در دادگاه انقلاب شهرستان یزد به اتهام تبلیغ علیه نظام، اجتماع و تبانی بر ضد امنیت داخلی و خارجی کشور و … به ٣ سال حبس تعزیری و ٣ سال و نیم تبعید به شهرستان بابک محکوم شده است، با وجود اینکه پزشکان وضعیت جسمانی وی را به علت مشکل تنفسی و قلبی برای گذراندن شرایط زندان مساعد ندانسته اند، ولی متاسفانه مسئولین زندان از آزادی وی جهت درمان خودداری می کنند. (هرانا ۲/٨/٨٨)

۲۴۱ ـ بهنام وسهیل روحانی فرد دو برادر شهروند یزدی در اواخر مهرماه ٨٨ توسط ماموران اداره اطلاعات شهر یزد بازداشت شدند. لازم به توضیح است که از سرنوشت، محل نگهداری و اتهامات نامبردگان هیچ اطلاعی در دست نیست. (هرانا ۲/٨/٨٨)

۲۴۲ ـ علی بخش بذرافکن شهروند بهائی اهل یاسوج، پس از بازرسی منزلش توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. وی عضو شورای اداره کننده بهائیان یاسوج بود که در اسفند ماه ٨۷ بدستور دادستانی کل انقلاب تعطیل شد. (هرانا ۱۰/٨/٨٨)

۲۴٣ ـ سونیا احمدی و آقای قنواتیان از شهروندان بهائی مشهد پس از بازرسی منزلشان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند. (هرانا ۱۲/٨/٨٨)

۲۴۴ ـ منیژه منزویان شهروند بهائی ساکن سمنان به اتهام اقدام علیه امنیت کشور از طریق تبلیغ بهائیت، به حکم دادگاه انقلاب شهرستان سمنان به ریاست قاضی زنگویی به ٣ سال و ۶ ماه زندان محکوم شد. (هرانا ۱۲/٨/٨٨)

۲۴۵ ـ ماموران اداره اطلاعات شهرستان بابل با حضور در منزل یک شهروند بهائی بنام پژمان نیکونژاد، پس از بازرسی منزل، نامبرده را بازداشت و پس از ۲ ساعت بازجوئی وی را موقتا آزاد کردند. (هرانا ۱۲/٨/٨٨)

۲۴۶ ـ مولوی عبدالغنی شه بخش مشهور به بدری، معاون آموزشی حوزه علمیه دارالعلوم زاهدان و امام جمعه ی موقت زاهدان و از مدرسین حوزه، به دنبال احضار به دادگاه ویژه ی روحانیت مشهد، بازداشت و روانه زندان شد. این بازداشت در حالی صورت می گیرد که قرار بود ایشان با قرار وثیقه ای سنگین آزاد باشند اما گویا مسئولین پشیمان شده و ترجیح دادند که ایشان را در بند بگذارند. پیش از این نیز شیخ الحدیث مولانا محمد یوسف حسین پور مدیریت محترم حوزه علمیه گُشت سراوان و مولانا محمدگل مدیریت حوزه علمیه مخزن العلوم خاش و مفتی شهرستان خاش به دادگاه احضار شده بودند. (هرانا ۲۱/٨/٨٨)

۲۴۷ ـ سیمین گرجی و علی احمدی شهروندان بهائی ساکن قائم شهر پس از بازرسی منزلشان توسط نیروهای امنیتی، به ستاد خبری استان مازندران احضار شدند. (کمیته گزارشگران حقوق بشر ۲۷/٨/٨٨)

۲۴٨ – یوسف ندرخانی، پیشوای روحانی بزرگترین جامعه مسیحی شمال کشور به دلیل اعتراض به تصمیم مقامات محلی مبنی بر خواندن اجباری قرآن توسط دانش‌آموزان مسیحی در تاریخ ۲۰ مهرماه بازداشت شد و به زندان لاکان رشت منتقل گشت. لازم به ذکر است یوسف ندرخانی، ٣ سال پیش نیز به اتهام اقدام علیه امنیت ملی بازداشت شده بود. (کمیته گزارشگران حقوق بشر ۲۷/٨/٨٨)

کارگران

۲۴۹ ـ حدود ۷۰۰ تن از کارگران رسمی و قراردادی کارخانه لوله سازی اهواز در اعتراض به عدم پرداخت حقوق خود اقدام به راهپیمائی در شهر اهواز نمودند. کارگران رسمی این کارخانه در حدود ۱۰ ماه و کارگران قراردادی حدود ۱٣ ماه است که حقوق و مزایای خود را دریافت نکرده اند. (رادیوفردا ۱/٨/٨٨)

۲۵۰ـ شرکت گواه، سازنده ماشینهای سنگین (اتوبوس و کامیون) ۲۰ نفر از کارگران رسمی خود را از کار اخراج کرد. شرکت گواه پس از اینکه با یک شرکت پیمانکار قرارداد بسته بود، کارگران خود را مجبور می کند برای ادامه کار در این شرکت با این پیمانکار قرارداد جدید امضاء کنند و در صورت عدم قبول این درخواست از کار اخراج خواهند شد. (هرانا ۲/٨/٨٨)

۲۵۱ـ عیدعلی کریمی دبیر اجرائی خانه کارگر قزوین اعلام کرد: کارگران چینی البرز در اعتراض به عدم اجرای وعده های داده شده توسط کارفرما و پرداخت نشدن ۴ ماه حقوق خود، برای ساعتی جاده اصلی شهر صنعتی البرز را مسدود کردند. وی افزود چندی پیش به حکم دادگاه، کارگران موجود انبار محصولات را توقیف کردند اما کارفرما به آنها پیشنهاد داد تا این اموال را برای فروش به او واگذار کنند و در عوض مطالبات خود را دریافت کنند. ولی کارفرما پس از فروش محصولات از پرداخت حقوق عقب افتاده کارگران خودداری کرد. (ایلنا ۲/٨/٨٨)

۲۵۲ ـ آقایار حسینی دبیر اجرائی خانه کارگر آبادان اعلام کرد: کارگران لوله سازی خوزستان در اعتراض به پرداخت نشدن ۱٣ ماه حقوق و مزایا خود در چهارراه نادری اهواز تجمع کردند. (ایلنا ٣/٨/٨٨)

۲۵٣ـ کارگران نانوائی های سنندج در اعتراض به میزان دستمزد و حقوق ماهیانه خود و بی توجهی مسئولان استان به وضعیت معیشتی خود به مدت چهار ساعت دست به اعتصاب زدند. (هرانا ۴/٨/٨٨)

۲۵۴ ـ هاشم شمشیری نایب رئیس اسلامی کار و بازرس شورای هماهنگی استان فارس اعلام کرد: از وقتی که شرکت کارخانجات مخابراتی راه دور شیراز به بخش خصوصی واگذار شده است، وضعیت ما روز به روز بحرانی تر می شود. هم اکنون بیش از ۹ ماه از حقوق خود را طلبکاریم که رقم آن بیش از ۹ میلیارد تومان است. در طول این مدت ٣۰ نفر از کارگران بدلیل بحران پیش آمده مجبور به جدائی و طلاق از همسران خود شده اند و ۴ نفر هم خودکشی کرده اند. ضمن اینکه حکم مصادره منازل تعدادی از کارگران هم صادر شده است. (جرس ۴/٨/٨٨)

۲۵۵ ـ تعدادی از کارگران قسمت توزیع و پخش شرکت آرم نوش در اعتراض به روزمزد شدن، کارکنان این شرکت در محوطه وزارت کار تجمع کردند. آنها این امر را منجر به کاهش شدید حقوق و مزایای شان با وجود سابقه کاری چند ساله خود عنوان می کنند. شرکت مذکور تمام پاداش و بن های این کارگران را حذف و به دلیل شکایت آنها به وزارت کار از ورود آنها به محیط کارخانه جلوگیری بعمل آورد. (ایسنا ۴/٨/٨٨)

۲۵۶ ـ محمد. ر ٣۰ ساله کارگر چاپخانه واقع در چهارباغ اصفهان به دلیل کمبود امکان ایمنی در محیط کار، انگشتان دست چپ خود را از دست داد. (ایسکانیوز ۴/٨/٨٨)

۲۵۷ ـ کارخانه فیبر بابلسر ۴۵ کارگر قراردادی خود را از کار اخراج کرد. این کارخانه پس از ۵۰ سال به بهانه عدم فروش محصولات و مشکلات نقدینگی، خط تولید را متوقف کرد. گفته می شود هدف از این کار تعطیل تدریجی شرکت است زیرا محل این واحد در یکی از نقاط مرغوب شهر بابلسر واقع است. (ایلنا ۶/٨/٨٨)

۲۵٨ ـ عید علی کریمی دبیر اجرائی خانه کارگر استان قزوین گفت: کارگران شرکت گوشت زیاران مدت ۶ ماه حقوق را از کارفرما طلبکارند. این شرکت در سال ۱٣٨۶ از وزارت جهاد کشاورزی به بخش خصوصی واگذار شد و از همان زمان نیز مشکلات این واحد آغاز شد. (ایلنا ۷/٨/٨٨)

۲۵۹ ـ علی نجاتی رئیس هیئت مدیره سندیکای نیشکر هفت تپه بیش از ۶ ماه است که از دریافت حقوق و مزایا محروم است. وی در تاریخ ٨ فروردین ٨٨ به علت غیبت غیر موجه از کار اخراج شد. علی نجاتی گفت: اخراج من غیر قانونی است. من قبل از دستگیری تقاضای مرخصی کرده بودم و در آن زمان توسط ماموران امنیتی دستگیر شدم. دستگیری من خارج از اراده ام بوده است. (فعالیت حقوق بشر و دمکراسی در ایران ٨/٨/٨٨)

۲۶۰ ـ بدنبال تجمع اعتراضی کارگران لوله سازی اهواز در اعتراض به عدم پرداخت ۱٣ ماه حقوق خود، در مقابل دفتر سهامدار عمده شرکت، نیروهای انتظامی به این تجمع حمله و ٣۶ تن از کارگران را بازداشت کردند که پس از سپردن تعهد همگی آزاد شدند. (ایلنا ٨/٨/٨٨)

۲۶۱ ـ در جریان اعتراض آرام ٣۶ کارگر لوله سازی خوزستان به عدم پرداخت حقوق ۱٣ ماهه خود، توسط نیروهای انتظامی دستگیر شدند که پس از سپردن تعهد همگی آزاد شده و تنها حقوق بهمن٨۷ به آنها پرداخت شد. (ایلنا ٨/٨/٨٨)

۲۶۲ ـ علی اکبر ارجمند فرماندار حاجی آباد اعلام کرد: ۴۵ کارگر شرکتی بخش نظافت و فضای سبز شهر حاجی آباد هرمزگان از کار خود اخراج شدند. کارگران اخراجی در مقابل شهرداری و فرمانداری این شهر تجمع کردند. (ایرنا ۱۰/٨/٨٨)

۲۶٣ ـ علی دهقان کیا عضو هیات مدیره کانون شوراهای اسلامی کار استان تهران اعلام کرد: طبق برنامه چهارم توسعه، می بایست بدهی دولت به سازمان تامین اجتماعی تسویه می شد. در دولت نهم و دهم میزان بدهی ها از ۷ میلیارد تومان به ۱۴ میلیارد تومان افزایش پیدا کرده است. (ایلنا ۱۰/٨/٨٨)

۲۶۴ ـ خبرنگاران و کارکنان موسسه سخن گستر که ناشر روزنامه های ایران نیوز و صبح اقتصاد است، در اعتراض به عدم پرداخت ۴ ماه حقوق خود، عیدی سال ٨۷ و همچنین قرارداد یک سویه و مبهم خود، دست از کار کشیدند. لازم به توضیح است که آنها از مدت زمان قرارداد اطلاعی ندارند و هیچ مدرکی در خصوص انعقاد قرارداد در اختیار کارگران قرار نمی گیرد. (ایلنا ۱۰/٨/٨٨)

۲۶۵ ـ چهار صد و پنجاه نفر کارگر طرح توسعه پالایشگاه قدیم بندر عباس در اعتراض به عدم پرداخت دستمزدهای خود دست به اعتصاب زدند. این کارگران در استخدام شرکت ئی سی سی پیمانکار طرح توسعه پالایشگاه قدیم بندر عباس هستند و از شهریور ماه تاکنون دستمزدی دریافت نکرده اند. آنان همچنین نسبت به سرو پنیر و دوغ تاریخ مصرف گذشته در رستوران شرکت معترض هستند اما کارفرما به جای حل این مسئله اخیرا اقدام به پاک کردن مدت تاریخ مصرف این مواد کرده است تا کارگران متوجه مدت تاریخ مصرف این مواد نشوند. (اتحادیه آزاد کارگران ایران ۱۲/٨/٨٨)

۲۶۶ ـ تعدادی از بازنشستگان ذوب آهن اصفهان در اعتراض به تاخیر در دریافت حقوق‌ خود مقابل کانون بازنشستگان تجمع کردند. نماینده بازنشستگان ذوب آهن تصریح کرد: ما باید پول خود را از صندوق حمایت از بازنشستگان بگیریم که اکنون به دلیل مدیریت اشتباه این صندوق خالی است. (ایسنا ۱۲/٨/٨٨)

۲۶۷ ـ کارگران شرکت آلومینیم اراک در اعتراض به عدم پرداخت حقوق و مزایای شهریور ماه و همچنین عدم توزیع لباس مخصوص کار دست به اعتصاب زدند. شرکت مهر اقتصاد ایرانیان وابسته به بسیج است و عیسی رضائی رئیس هیئت مدیره این شرکت از بستگان محسن رضائی، نامزد انتخابات ریاست جمهوری ٨٨ و فرمانده سابق سپاه است. (اراک تایمز ۱۲/٨/٨٨)

۲۶٨ ـ طرح استخدام ۶۰ هزار معلم حق التدریسی مردادماه سال ٨٨ به تصویب نمایندگان مجلس رسید. بدلیل اینکه تصویب این مصوبه بار مالی زیادی را بر دوش دولت می گذارد، از سوی شورای نگهبان با مخالفت روبرو شد. سال گذشته علی احمدی وزیر وقت آموزش وپرورش از وجود ۵۷۰ هزار نیروی آموزشی بلاتکلیف در این وزارتخانه خبر داده بود. (مهر ۱٣/٨/٨٨)

۲۶۹ ـ جلیل احمدی و فریدون نیکوفر از اعضای هیئت مدیره شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه توسط حراست این شرکت بازداشت و به نیروی انتظامی تحویل داده شدند که این نیرو نیز نامبردگان را جهت اجرای حکم به زندان دزفول منتقل کرد. لازم به ذکر است مهرماه سال جاری شعبه اول دادگاه انقلاب دزفول فعالان کارگری شرکت هفت تپه را به دلیل فعالیت های صنفی خود محکوم کرد، در این حکم علی‌ نجاتی، فریدون‌ نیکوفر، قربان علی‌پور و جلیل ‌احمدی به تحمل ۶ ماه حبس تعزیری و ۶ ماه حبس تعلیقی و محمد حیدری‌پور به تحمل چهار ماه حبس تعزیری و هشت ماه حبس تعلیقی محکوم شدند. (هرانا ۱۴/٨/٨٨)

۲۷۰ ـ عیسی محمد کمالی دبیر اجرایی خانه کارگر بوشهر گفت: کارگران شرکت ایران صدرا هفته گذشته پس از یکسال دریافت مستمری بیمه بیکاری به کارخانه بازگشتند اما کارفرما آنها را برای یک ماه دیگر به مرخصی فرستاد. این تعطیلی به منظور تغییر ساختار وبازسازی بوده که در این راستا کارفرما نیز تغییر کرده است. (هرانا ۱۷/٨/٨٨)

۲۷۱ ـ بیش از ۱۰۰۰ نفر از کارگران شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه در اعتراض به عدم دریافت پاداش خود در محل کمپ نی بری این شرکت تجمع کردند. این کارگران به صورت فصلی و موقت هر سال در فصل برداشت نیشکر و برای برید نی استخدام می شوند و در شرایط بسیار بدی معیشتی به سر می برند. (هرانا ۱۹/٨/٨٨)

۲۷۲ ـ عیدعلی کریمی دبیر اجرائی خانه کارگر قزوین اعلام کرد: کارگران شرکت آذر قاف قزوین در اعتراض به پرداخت نشدن ۵ ماه حقوق خود به اداره کار استان قزوین شکایت کردند. (ایلنا ۱۹/٨/٨٨)

۲۷٣ ـ کارگران شرکت فرانوش فراهان، در اعتراض به عدم پرداخت ۵ ماه حقوق معوقه شان در مقابل اداره کل کار و امور اجتماعی استان مرکزی تجمع کردند. (هرانا ۲۰/٨/٨٨)

۲۷۴ ـ جمعی از کارگران پالایشگاه نفت آبادان در اعتراض به عدم پرداخت حقوق سه ماهه و مزایای خود دست به تجمع در محوطه پالایشگاه زدند. مسئولان پالایشگاه نفت آبادان در پاسخ کارگران گفته اند که آنان زیر نظر پمانکار بخش خصوصی فعالیت می کنند و حقوق آنها ارتباطی با پالایشگاه ندارد. (جرس ۲۱/٨/٨٨)

۲۷۵ ـ کارکنان و کارگران شهرداری و رانندگان سازمان اتوبوسرانی و حمل و نقل درون شهری خرمشهر در اعتراض به عدم پرداخت چهار ماه حقوق و مزایای خود دست از کار کشیدند و در مقابل فرمانداری این شهر تجمع کردند. (مردمک ۲۲/٨/٨٨)

۲۷۶ ـ کارکنان شرکت صنایع اراک امروز به همراه خانواده های خود در اعتراض به عدم دریافت حقوق در مقابل استانداری دست به تجمع زدند. کارگران شرکت مذکور با حمل پلاکارد هایی خواستار دریافت حقوق ۶ ماهه خود هستند که به گفته آنان تاکنون پرداخت نشده است. (گسترش آنلاین ۲۴/٨/٨٨)

۲۷۷ ـ کارگران و رانندگان شرکت جهاد نصر تحت پوشش پروژه مسکن مهر سنندج در اعتراض به عدم پرداخت ۴ ماه حقوق و مزایای خود دست به اعتصاب زدند. (آژانس ایران خبر ۲۴/٨/٨٨)

۲۷٨ ـ کارکنان شرکت کنف کار در اعتراض به عدم پرداخت حقوق خود در مقابل استانداری گیلان تجمع کردند. آنها با حمل پلاکاردهایی اعلام کردند که حدود ۵ سال است که حقوق آنان به طور کامل پرداخت نشده و در این ایام تنها در سه نوبت به هر یک از آنان ۳۶۰ هزار تومان پرداخت شده است. (گسترش آنلاین ۲۴/٨/٨٨)

۲۷۹ ـ علی نجاتی رئیس هیات مدیره‌ی سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه که به شش ماه حبس تعزیری و شش ماه حبس تعلیقی محکوم شده بود، پس از حضور در شعبه‌ی اجرای احکام دادگاه شوش بازداشت و برای گذراندن دوران محکومیت خود به زندان فجر دزفول منتقل شد. (هرانا ۲۴/٨/٨٨)

۲٨۰ـ عید علی کریمی دبیر اجرایی خانه کارگر گفت: در استان قزوین دیگر کارخانه‌ای به نام گوشت زیاران وجود ندارد،‌ زیرا به دلیل مدیریت غلط بخش خصوصی این کارخانه از مدتی پیش تعطیل شده است. وی افزود: ۲۴۰ کارگر در کارخانه گوشت زیاران که به کشتار گوشت دام و بسته‌بندی آن مشغول بودند پس از واگذاری این کارخانه به بخش خصوصی در ۲ سال گذشته، مدیریت جدید به جای تهیه دام و کشتار آن، به کارهای چون توزیع لوازم آرایش بهداشتی پرداخت و در نتیجه باعث افزایش بدهیهای کارخانه و تعطیلی آن شد. (ایلنا ۲۵/٨/٨٨)

۲٨۱ ـ نصرالله دریابیگی دبیر اجرایی خانه‌کارگر مازندران از تعطیلی کارخانه فیبر بابلسر و بیکاری کارگران باقیمانده‌ آن خبر داد. وی بابیان اینکه در سه دهه گذشته سازمان تامین اجتماعی مالک این کارخانه بوده است، گفت: طی پنج سال اخیر سوء مدیریت مالک باعث شد تا امروز این کارخانه به جمع واحدهای تعطیل شده بپیوندد. به گفته دریابیگی مدیریت طی اطلاعیه‌ای از ٣۰ کارگر باقیمانده این کارخانه خواسته است تا یا در ازای سه ماه سنوات خود را بازخرید کنند و یا اخراج شوند. (ایلنا ۲۵/٨/٨٨)

۲٨۲ ـ بابا نظر هدایتی دبیر اجرایی خانه کارگر خراسان شمالی گفت: وزارت کار طی آمار رسمی میزان بیکاری خراسان شمالی را ۲/۴ درصد اعلام کرده است؛ او در ادامه گفت: از نظر وزارت کار خراسان شمالی از نظر پایین بودن درصد بیکاری رتبه اول را در کشور دارد اما گویا آقایان نمی‌دانند که بیکاران استان برای تامین هزینه زندگی در تهران کارگر ساده ساختمان هستند. وی با اعلام اینکه در سالهای اخیر کارخانجات الیاف و اسفنج شیروان و نیز شهر خراسان به تعطیل کشیده شده و کارگران این واحدها به خیل بیکاران افزوده شده‌اند می‌گوید: باور کنید که بیکاری وجود دارد و با دستکاری آمارها نمی‌توانید عمق فاجعه را مخفی کنیم. (ایلنا ۲۵/٨/٨٨)

قتلهای مشکوک

۲٨٣ ـ سردار اسماعیل احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی در رابطه با مرگ مشکوک پزشک وظیفه بازداشتگاه کهریزک آقای رامین پوراندرجانی ۲۶ ساله گفت: این پزشک وظیفه به عنوان متهم احضار شده و با قرار آزاد بود و جسدش نیز در آسایشگاه جمعی در دادسرا کشف شد و وصیت‌نامه‌ای هم در کنارش بود که در مورد تهدیدی بود که علیه او انجام شده‌ بود. پزشک وظیفه‌ای که ظاهرا خودکشی کرده و پزشکی قانونی در رابطه با خودکشی‌اش باید پاسخگوی قطعی باشد در کهریزک مستقر هم نبوده و هفته‌ای یکی دو روز حضور می‌یافته است. (ایلنا ۲۷/٨/٨٨)

قتل شهروند توسط نیروی انتظامی

۲٨۴ ـ فاطمه سمسارپور فرزند محمد اسماعیل در روز ٣۰ خرداد ٨٨ به همراه فرزندش کاوه میراسداللهی به ضرب گلوله نیروهای امنیتی و نظامی مجروح می شود که پس از انتقال به بیمارستان جان خود را از دست می دهد. پیکر فاطمه پس از پیگیریهای فراوان از سوی خانواده اش باسپردن تعهد مبنی بر عدم برگزاری مراسم و همچنین ارائه شکایت علیه کاندیداهای متعرض به نتیجه انتخابات به آنها تحویل داده شد. (موج سبز آزادی ۲/٨/٨٨)

۲٨۵ـ یکی از اهالی روستای قله رشه شهر سردشت به نام "قاله سور" به بهانه داشتن کالای قاچاق هدف تیراندازی قرار گرفته و کشته شد. وی متاهل و دارای دو فرزند می باشد. (موکریان نیوز ۱۴/٨/٨٨)

۲٨۶ ـ "وفا" فرزند مجید در حوالی یکی از روستاهای مریوان، در نقطه‌ ای نزدیک به‌ مرز عراق، در اثر تیراندازی مستقیم، نیروهای امنیتی رژیم کشته‌ شد. نامبرده‌ از شهروندان کرد ساکن یکی از روستاهای نزدیک به‌ مریوان است که‌ بدلیل فقرو بیکاری و برای امرار معاش همانند هزاران شهروند دیگر مرزنشین، کولبری می‌کرد. سالانه‌ صدها شهروند و کاسبکار کرد بر اثر تیراندازی ماموران انتظامی کشته‌ و مجروح می‌شوند. تنها در سه‌ ماهه‌ تابستان گذشته‌ بر اثر تیراندازی نیروهای رژیم در نقاط مرزی در مجموع ۵۸ شهروند کرد کشته و ۲۸ تن دیگر مجروح گشته اند.علاوه‌ بر آن شمار قابل توجهی از قربانیان مربوط به کسبه ی نوار مرزی کردستان ایران و کردستان عراق هستند. همچنین در تابستان امسال شماری از شهروندان کرد بر اثر انفجار مین جان خود را از دست داده اند که در مدت یاد شده کشته شدن ۶ تن و مجروح شدن ۴ تن بر اثر انفجار مین در نواحی مختلف کردستان گزارش شده است . (روانیوز ۲۹/٨/٨٨)

مرگ در زندان

۲٨۷ ـ یک زندانی حدودا ۶۰ ساله پس از سکته خفیف اول بعلت عدم رسیدگی پزشکی، مورد حمله قلبی دوباره قرار گرفت و جان خود را از دست داد. همچنین زندانی دیگری حدود ٣۰ ساله، در پی خونریزی داخلی و عدم رسیدگی از سوی بهداری زندان تحت عنوان اینکه وی معتاد است، جان خود را از دست داد. هر دو این افراد در زندان اوین تهران دوران محکومیت خود را میگزراند. (هرانا ۷/٨/٨٨)

قصاص احکام اجرا شده

۲٨٨ ـ رحمان ملقب به جادوگر به اتهام سرقت مسلحانه به حکم دادگاه کیفری استان تهران، انگشتان دستش قطع شد. (اعتماد ۱۲/٨/٨٨)

اعدامها احکام صادر شده

۲٨۹ ـ امیر به اتهام قتل شوهر خاله اش احمد، به حکم شعبه ۷۱ دادگاه کبفری استان تهران به اعدام محکوم شد. (قدس ۲/٨/٨٨)

۲۹۰ ـ احمد و رحیم به اتهام قتل رقیه به حکم دادگاه عمومی میرجاوه و تائید شعبه ۱۱ دیوان عالی کشور به اعدام محکوم شد. (قدس ٣/٨/٨٨)

۲۹۱ ـ فریبرز به اتهام قتل فرهاد به حکم شعبه ۱۱۵۵ دادگاه عمومی-جزائی تهران به اعدام محکوم شد. (ایران ۹/٨/٨٨)

۲۹۲ ـ علیرضا ۴٣ ساله (مدیر مدرسه) به اتهام قتل محرم علی ۴۰ ساله (تحصیلدار مدرسه) از سوی شعبه ۱۱٣ دادگاه کیفری استان تهران به اعدام محکوم شد. (ایران ۱۰/٨/٨٨)

۲۹٣ـ یک مرد به اتهام قتل همسرش "ماه بی بی" و آزار جنسی دخترش از سوی شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران به اعدام محکوم شد. (ایران ۱۰/٨/٨٨)

۲۹۴ ـ احمدرضا ۴۶ ساله به اتهام قتل همسر ۴۲ ساله اش اکرم به حکم شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران به اعدام محکوم شد. (ایران ۱۱/٨/٨٨)

۲۹۵ ـ شراره ۲۹ ساله به اتهام قتل کامران ۲۰ ساله به حکم شعبه ۵ دادگاه کیفری استان خراسان شمالی به اعدام محکوم شد. (ایسکانیوز ۱۲/٨/٨٨)

۲۹۶ ـ اکبر ۲۴ ساله به اتهام قتل عباس ۱۶ ساله به حکم شعبه ۱۰۴ دادگاه عمومی جزائی شهرستان ری به اعدام محکوم شد. (ایران ۱۲/٨/٨٨)

۲۹۷ ـ علیرضا ٣٨ ساله پیمانکار ساختمان، که به اتهام قتل محمود ۴۷ ساله مدیر یک شرکت ساختمانی به حکم شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران و تائید دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شد. (ایران ۱۲/٨/٨٨)

۲۹٨ـ سامان ۱٨ ساله به اتهام قتل اکبر ۵۰ ساله (پدرش) به حکم شعبه ۵ دادگاه کیفری استان فارس به اعدام محکوم شد. (ایسکانیوز ۱٣/٨/٨٨)

۲۹۹ ـ یک مرد به اتهام قتل یک مغازه دار به حکم شعبه ۵ دادگاه کیفری استان تهران و با تائید شعبه ۲٨ دیوان عالی کشور به اعدام محکوم شد. (قدس ۱۴/٨/٨٨)

٣۰۰ ـ زندانبان زندان رجایی شهر کرج، علیرضا-م، به اتهام ورود مواد مخدر به زندان، به حکم شعبه ۲ دادگاه انقلاب اسلامی کرج محکوم به اعدام شد. علیرضا که سالها در زندان مشغول به کار بوده و به دلیل حسن اخلاق و رفتار در طول مدت خدمت، چندین لوح تقدیر دریافت کرده است، درحالیکه قصد خیر داشت با درخواست یکی از زندانیان، دو جلد کتاب مذهبی زیارت عاشورا را از شخصی که تاکنون شناسایی نشده، به داخل زندان آورد.وی تاکنون مدعی شده که اطلاعی از محتوای کتاب ها نداشته است. (هرانا ۱۶/٨/٨٨)

٣۰۱ ـ محمد حسن رضائی، به اتهام قتل مهیار علیزاده در جریان یک نزاع دست جمعی، به حکم دادگاه کیفری استان گیلان و تائید دیوان عالی کشور به اعدام محکوم شد. لازم به توضیح است وی در زمان وقوع جرم ۱۷ ساله بوده است. (هرانا ۲۵/٨/٨٨)

٣۰۲ ـ مجید به اتهام قتل محمدابراهیم – خ، ۷۲ ساله و جمیله- ش، ۶۲ ساله (پدر بزرگ و مادر بزرگش) به حکم شعبه ۱۱٣ دادگاه کیفری استان تهران به اعدام محکوم شد. (ایسکانیوز ۲۵/٨/٨٨)

٣۰٣ ـ محسن ٣۵ ساله به اتهام تجاوز به نوجوان، به حکم شعبه ۷۷ دادگاه کیفری استان تهران و تائید دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شد. (اعتماد ۲۷/٨/٨٨)

احکام اجرا شده

٣۰۴ ـ مرتضی- ی، اکبر- ج، مهدی- ب و علیرضا- س به جرم قاچاق مواد مخدر به حکم دادگاه انقلاب اسلامی کرمان و با تائید دیوان عالی کشور در محوطه زندان کرمان به دار آویخته شدند. (ایسنا ۱۶/٨/٨٨)

٣۰۵ ـ داود صادقی دادستان عمومی و انقلاب شهرستان اهواز اعلام کرد: در طی ٨ ماه اخیر ۱٣ نفر به اتهام قاچاق مواد مخدر، ۱ نفر به اتهام سرقت، ٣ نفر به اتهام محارب و فساد فی الارض و ۱٣ نفر به اتهام قتل در اهواز اعدام شدند. (فارس ۲۷/٨/٨٨)

٣۰۶ ـ رامین- س ۲٣ ساله به اتهام تجاوز، به حکم دادگاه کیفری استان خراسان شمالی و تائید شعبه ۲٨ دیوان عالی کشور، در محوطه زندان بجنورد به دار آویخته شد. (ایسکانیوز ۲۷/٨/٨٨)

٣۰۷ ـ وحید- ش ٣۵ ساله، رسول- ت و بیگم- پ، به اتهام قاچاق مواد مخدر به حکم دادگاه انقلاب اسلامی اصفهان و تائید دیوان عالی کشور در زندان اصفهان بدار آویخته شد. (کیهان ۲۷/٨/٨٨)

٣۰٨ ـ حبیب ۲۱ ساله و محمد به اتهام تجاوز و قتل زینب ۹ ساله به حکم دادگاه کیفری استان همدان و تایید دیوان عالی کشور در زندان همدان بدار آویخته شدند. (اعتماد ۲٨/٨/٨٨)

٣۰۹ ـ سه مرد به اتهام ربودن و تجاوز به یک نوجوان ۱۷ ساله به حکم دادگاه کیفری استان اصفهان و با تائید دیوان عالی کشور در ملاء عام بدار آویخته شدند. لازم به ذکر است چند روز قبل از اجرای حکم اعدام، احکام شلاق آنها در ملاء عام به اجرا درآمد. (فارس ۲۹/٨/٨٨)

احکام صادر شده اعدام- زندانیان سیاسی

٣۱۰ـ رضا خادمی که در روز ۲٣ خرداد ماه توسط مامورین امنیتی بازداشت شده بود، به حکم شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی به اتهام عضویت در سازمان مجاهدین خلق و حضور در اغتشاشات و هدایت کردن مردم،به اعدام محکوم شد. (کمیته گزارشگران حقوق بشر ۲۴/٨/٨٨)

احکام اجرا شده اعدام - زندانیان سیاسی

٣۱۱ ـ عبدالحمید ریگی به اتهام محاربه و فساد فی الارض به لحاظ عضویت و همکاری با گروه جندالله، به حکم شعبه اول دادگاه عمومی انقلاب زاهدان و تایید مقامات قضایی در محوطه زندان به دار آویخته شد. (پایگاه خبری پلیس ایران ۱۲/٨/٨٨)

٣۱۲ ـ علی اکبر گروسی رئیس کل دادگستری استان کردستان اعلام کرد: احسان فتاحیان به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق اقدامات مسلحانه و عضویت در گروه کومله به حکم قوه قضائیه در محوطه زندان سنندج به دار آویخته شد. (فارس ۲۰/٨/٨٨)

عمومی اخبار- اجتماعی

٣۱٣ ـ ماموران انتظامی و امنیتی در شهرسقز تعداد دیگری از مغازه های این شهر را پلمپ کردند. تا کنون از سوی مقامات رسمی دلیل برای این کار به مغازه داران ارائه نشده است. (موکریان نیوز ۱/٨/٨٨)

٣۱۴ ـ اعضای شرکت هرمی wall street trust به حکم مقامات قضائی به اتهام همکاری با سازمانهای جاسوسی اسرائیل و امریکا، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند. (سایت تابناک ٣/٨/٨٨)

٣۱۵ ـ عبدالله همتی از زندانیان رجائی شهر کرج به دنبال درگیری لفظی با علی محمدی معاونت اجرائی این زندان، به درخواست وی مبنی بر تنبیه این زندانی، تعدادی از زندانیان به سرکردگی فردی بنام عزیزی وکیل بند، بند ۴ سالن ۱۱ این زندان مورد تجاوز جنسی قرار گرفت. (خبرگزاری هرانا ٣/٨/٨٨)

٣۱۶ ـ ابوالحسن گلی مدیر هماهنگی خانه کشاورز منطقه ۲ کشور (گیلان، مازندران، گلستان) اعلام کرد: ۴۵ نفر از تولید کنندگان نهال زیتون از سال ۱٣٨۵ تاکنون ۷۰ میلیون تومان از دولت طلب دارند که هیچ گونه پاسخی از سوی مقامات دولتی به درخواست ها و نامه تولید کنندگان زیتون داده نشده است. وی افزود: در حال حاضر ۲ میلیون نهال و ۶۰ هزار تن محصول زیتون روی دست تولید کنندگان کشور مانده است. و این در حالی است که واردات زیتون از کشورهای ترکیه و سوریه همچنان ادامه دارد و هیچ تدبیری توسط مسئولان دولتی صورت نگرفته است. (ایلنا ٣/٨/٨٨)

٣۱۷ ـ سهیل معینی رئیس انجمن باور گفت: اگرچه قانون جامع حمایت از حقوق معلولان، برای دسترسی رایگان به آموزش عالی صراحت دارد، اما نزدیک به ۲ سال است که این قانون رعایت نمی شود. وی افزود: ظاهرا امکان دارد تحصیل رایگان معلولان در بودجه های سالهای گذشته تامین نشده و به همین دلیل معلولان را دچار مشکلات عدیده کرده است. هزینه تحصیل فرد معلول بسیار سنگین تر از سرانه آموزش آنهاست. به عنوان نمونه برای تهیه کتب خاص نابینایان و تبدیل کتاب به نوارهای صوتی، مشکلاتی وجود داشته و وزارت علوم به طور کامل مسئولیت ضبط کتب آموزشی آنها را تقبل نمی کند. (ایلنا ٣/٨/٨٨)

٣۱٨ ـ رضا فدائی مسئول مبارزه با بیماری های غیر واگیردار استان اصفهان گفت: در حال حاضر هفت درصد از جمعیت زنان کشور به بیماری ایدز مبتلا هستند و این در حالی است که نسبت به سالهای گذشته دودرصد افزایش داشته است. وی افزود: راه انتقال ایدز در ایران نسبت به سایر کشورها متفاوت است. به گونه ای که ۷۵% از بیماران به HIV مثبت بر اثر اعتیاد تزریقی، ٨% از نظر جنسی و ۲۰% آنها اطلاعات درستی ثبت نشده است. (خبرگزاری فارس ۷/٨/٨٨)

٣۱۹ ـ سرهنگ غلامی رئیس مرکز شماره گذاری پلیس اعلام کرد: در حال حاضر ۷۰۰ هزار خودروی سنگین در کشور تردد می کنند که بیش از ۷۵% آنها یعنی حدود ۵۲۵ هزار دستگاه، فرسوده هستند و باید از رده خارج شوند. بر اساس آمارهای سازمان های جهانی جاده های ایران یکی از پر حادثه ترین جاده های جهان هستند. تردد خودروهای فرسوده در جاده های کشور همواره یکی از عوامل افزایش تصادفات و در نتیجه تلفات جاده ای است. (روزنامه ایران ۷/٨/٨٨)

٣۲۰ ـ بهمن ایزدی فعال محیط زیست اعلام کرد: میزان درختان قطع شده در منطقه سیه نمک ۲۵ هکتار است که نزدیک به ۲۵ هزار اصله درخت بلوط در این منطقه قطع شده است. برخی از درختان قطع شده بیش از ۵۰۰ سال قدمت داشته اند. ولی مسئولین قضائی استان فارس اعلام کرده اند که تنها ٣ هزار و پانصد اصله درخت قطع شده است. (مهر ۱۰/٨/٨٨)

٣۲۱ ـ در سال ۱٣٨۷ بیش از ۴ درصد از ازدواجهای ثبت شده مربوط به کودکان بوده است. طبق آخرین آمار اعلام شده از سوی مرکز آمار و اطلاعات شورای فرهنگی اجتماعی زنان، در سال گذشته حدود ۴.۲٨% از ازدواجها بین دختران ۱۰ تا ۱۴ سال بوده است. (۱۱/٨/٨٨)

٣۲۲ ـ علی ابراهیمیان معاون آموزشی نهضت سوادآموزی اعلام کرد: تعداد افراد بیسواد کشور ۹ میلیون و ٨۰۰ هزار نفر معادل ۱۹% جمعیت کشور است که بیش از ۴ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر از این افراد، در گروه سنی زیر ۵۰ سال هستند. (خبرگزاری مهر ۱۹/٨/٨٨)

٣۲٣ ـ نزدیک به ۵۰ دختر و پسر به اتهام شرکت در یک جشن مختلط در خیابان زعفرانیه طرقبه مشهد توسط نیروهای انتظامی بازداشت شدند. (سفیر نیوز ۱۹/٨/٨٨)

فعالین ایرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امریکای شمالی

" ihrnena@gmail.com

٣۰/۰٨/۱٣٨٨ برابر ۲۱/۱۱/۲۰۰۹

ادامه مطلب ....

 
Free counter and web stats Savalansei Posts Feed