اکبر اعلمی : «چرا به خشونت و خودسری های سرکوبگران آذربایجان پایان داده نمی شود!؟»

اکبر اعلمی

جمعی از آذربایجانیان غیور برای جلب افکار عمومی و ایجاد حساسیت نسبت به خطراتی که دریاچه ارومیه را تهدید می کند، دست به ابتکار جالبی زدند و در ۱۳ فروردین امسال که به روز طبیعت شهرت یافته است در سواحل دریاچه ارومیه گرد هم آمدند تا در اقدامی نمادین با ریختن یک لیوان آب به این دریاچه در حال مرگ، از مسئولان امر بخواهند که با اتخاذ تدابیر لازم هرچه سریعتر مانع از نابودی بخشی از طبیعت زیبای کشورمان شود.اما در کمال تاسف شنیده ها حاکیست که تعدادی از حاضران در این اجتماع باشکوه، بجای آنکه مورد تشویق و حمایت قرار بگیرند، توسط بعضی از ماموران امنیتی و انتظامی، مورد هتاکی و ضرب و شتم واقع و سپس روانه بازداشتگاه های آذربایجان شده اند! اساسا در این کشور کسی نیست که از این عوامل و عناصر سرکوبگر پرسش نماید که ضرب و شتم و اهانت و بازداشت و مجازات خودسرانه فعالان مدنی در آذربایجان که هیچ خدشه ای به خواسته های مشروع و قانونی آنان وارد نیست، بر اساس کدام بند و مواد قانونی و طبق حکم کدام محکمه صورت می گیرد!؟




دریاچه ارومیه بزرگترین دریاچه ایران است که در ردیف بزرگترين درياچه های آب شور دنيا محسوب می شود. این دریاچه از چنان اهمیت و جایگاهی در جهان برخوردار است که سازمان یونسکو به دلیل بوم مناسب برای زیست دایمی و موقت انواع پرندگان کمیاب و زیبایی‌های بکر کرانه‌ها و جزیره‌هایش و بیش از ۱۰۰ جزیره کوچک و بزرگ، آنرا در شمار نه ذخیره‌گاه طبیعی محیط زیست جهان به‌شمار آورده است.

دریاچه ارومیه علاوه بر اینکه یکی از جاذبه‌های گردشگری آذربایجان غربی است، یکی از غنی‌ترین منابع "آرتمیا" در جهان ‌هم شناخته می‌شود و لجن های طبی و خواص درمانی آن نیز شهره آفاق است تا جائیکه پیش از انقلاب بیمارستان اختصاصی شوروی سابق معروف به بیمارستان شوروی ها واقع در تهران، از نمک و لجن های این دریاچه برای مداوای بعضی از بیماران پوستی، تنفسی و استخوانی استفاده می کرد که با تعطیل شدن بیمارستان مذکور این امر متوقف ماند.

اواسط فروردین ماه امسال با تنی چند از دوستان و اعضای خانواده خود حد فاصل آذربایجانشرقی و غربی را از طریق جاده واقع در سواحل دریاچه ارومیه و پل شهید کلانتری طی کردیم.

پسروی آب دریاچه نسبت به یکی دو سال گذشته چنان زیاد بوده است که اسباب تاثر همه حاضران را فراهم کرد.

به گفته کارشناسان کاهش سطح آب و افزایش شوری این دریاچه موجب گردیده تا تراکم آرتیمیای موجود در آن نیز نسبت به ده سال گذشته به یک سی ام تقلیل یابد.

در واقع خشکسالی و احتضار این دریاچه از سال های نخست دومین دوره ریاست جمهوری خاتمی آغاز شد و طی سال های اخیر روند رو به رشدی پیدا کرده است تا جائی که کارشناسان می گویند هم اکنون سطح آب دریاچه روزانه، نیم سانتیمتر کاهش می‌یابد.

این کارشناسان احداث بیش از ۲۰ سد مخزنی و انحرافی در حوزه آبریز آن، نحوه احداث جاده میان‌گذر و تخلیه میلیون‌ها تن سنگ و خاک در این دریاچه و همچنین کاهش نزولات جوي، کاهش روان آب هاي سطحي و استفاده بي رويه از آب هاي زيرزميني را از مهم ترين علت هاي کاهش ميزان آب درياچه اروميه عنوان کرده اند.

از اینرو بوضوح می توان مشاهده کرد که در اثر پس‌روی آب در بیش از یک‌چهارم از وسعت دریاچه، آن را به نمک‌زار برهوتی تبدیل کرده است و اگر هرچه زودتر چاره ای اندیشیده نشود، دیری نخواهد پائید که این سرمایه ملی به تلی از نمک مبدل خواهد شد.

قهرا با خشک شدن تدریجی این دریاچه، کشت و کار مردم شهرها و روستاهای واقع در حاشیه آن نیز با آسیب‌های جدی روبرو خواهند شد و علاوه بر مشکلات زیست محیطی فراوان، خسارت های اقتصادی زیادی هم از خود برجای خواهد گذاشت.

در این صورت و با توجه به پیامدهای ناشی از پسروی آب دریاچه ارومیه که شمه کوچکی از آن بیان شد، کدام وطندوستی است که مرگ تدریجی "نگین سرخ آذربایجان"را مشاهده نماید و با دیدن این فاجعه تلخ و ناگوار دچار دلهره و اضطراب و ناراحتی نشود!؟

براستی کدام فرد باشرفی است که شاهد چنین رویداد تاسف آوری باشد و صدای اعتراض خود را فرو خورد!؟

و ...

به همین دلیل جمعی از آذربایجانیان غیور برای جلب افکار عمومی و ایجاد حساسیت نسبت به خطراتی که دریاچه ارومیه را تهدید می کند، دست به ابتکار جالبی زدند و در ۱۳ فروردین امسال که به روز طبیعت شهرت یافته است در سواحل دریاچه ارومیه گرد هم آمدند تا در اقدامی نمادین با ریختن یک لیوان آب به این دریاچه در حال مرگ، از مسئولان امر بخواهند که با اتخاذ تدابیر لازم هرچه سریعتر مانع از نابودی بخشی از طبیعت زیبای کشورمان شود.

اما در کمال تاسف شنیده ها حاکیست که تعدادی از حاضران در این اجتماع باشکوه، بجای آنکه مورد تشویق و حمایت قرار بگیرند، توسط بعضی از ماموران امنیتی و انتظامی، مورد هتاکی و ضرب و شتم واقع و سپس روانه بازداشتگاه های آذربایجان شده اند!

تو گوئی تنها وسیله ارتباط آنان با معترضینی که به مدنی ترین و زیباترین روش اعتراضات حق طلبانه خود را بیان می کنند، جز سرکوب و خشونت نیست و در ازای این رفتارهای غیر قانونی و خشونت آمیز و رفتارهای نامردمی هم انتظار دارند که مردم و جوانان آذربایجان همچنان در لاک سکوت و بی تفاوتی خود باقی بمانند!

اساسا در این کشور کسی نیست که از این عوامل و عناصر سرکوبگر پرسش نماید که ضرب و شتم و اهانت و بازداشت و مجازات خودسرانه فعالان مدنی در آذربایجان که هیچ خدشه ای به خواسته های مشروع و قانونی آنان وارد نیست، بر اساس کدام بند و مواد قانونی و طبق حکم کدام محکمه صورت می گیرد!؟

چرا عده ای از مسئولان کشورمان قبل از وقوع یک واقعه تلخ در مقام پیشگیری از آن بر نمی آیند و به این قبیل خودسری ها پایان نمی دهند و همیشه پس از رویداد حوادث ناگوار انگشت ندامت و پشیمانی به دهان می گیرند!؟

امیدوارم که مسئولان امر هرچه سریعتر به این همه قانون شکنی و خودسری در آذربایجان خاتمه داده و مانع از ادامه تحقیر و بازداشت افراد بی گناهی شوند که تنها جرمشان دفاع از سرزمین مادریشان و استیفاء حقوق مسلم مردم آذربایجان است.

 
Free counter and web stats Savalansei Posts Feed