بازداشت چهار فعال آذربایجانی در روز جهانی زبان مادری

شنبه ٨ اسفند ۱٣٨٨ - ۲۷ فوريه ۲۰۱۰

ساوالان سسی : مهدی اژدری، بابک میامی، حسن کریمی و شهروز تختی از فعالین مدنی آذربایجانی روز سه شنبه ۴ اسففتد ۸۸ از سوی ماموران اداره اطلاعات اردبیل بازداشت شدند.

بازداشت این افراد بدنبال پخش گسترده اعلامیه هایی با موضوع تبریک روز جهانی زبان مادری در سطح شهرهای استان اردبیل و مناطق ترک نشین استان گیلان صورت می گیرد.

ماموران اداره اطلاعات اردبیل همچین ۵ اسفند ۸۸ با مراجعه به منزل مهدی اژدری اقدام به تفتیش خانه نموده و کیس کامپیوتر و کتابهای وی را با خود برده اند.

برگزاری مراسم روز جهانی زبان مادری در سالهای گذشته همواره با محدودیتهایی از سوی حکومت ایران روبرو بوده است. ماموران امنیتی ایران با ممانعت از برگزاری مراسم این روز اقدام به دستگیری شرکت کنندگان در این مراسمات نموده و آنها را مورد شکنجه و آزار و اذیت قرار داده و زندانی می دهند.

ممانعت از برگزاری مراسم روز جهانی زبان مادری در حالی صورت می گیرد که قانون اساسی ایران استفاده از زبانهای محلی در ایران را آزاد دانسته است اما این آزادیها به هیچ وجه تامین کننده حقوق انسانی و خواستهای ملی و زبانی آذربایجانیها نیست.

ادامه مطلب ....

سند پیشنهادی "آداپ" در شوراى حقوق بشر سازمان ملل تصویب شد

جمعه ۷ اسفند ۱٣٨٨ - ۲۶ فوريه ۲۰۱۰

بی‌ تی‌ ان: سند پیشنهادی انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران در نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل در ژنو به عنوان یکی‌ از اسناد نهائی اجلاس بررسی ده ساله وضعیت حقوق بشر در ایران تصویب و منتشر شد.

فرزین فرزاد یکی‌ از مسئولین این انجمن درگفتگو با بی‌ تی‌ ان ضمن اعلام این خبر افزود: «اجلاس ژنو به بررسی وضعیت حقوق بشر در طی‌ ده سال گذشته در ایران پرداخت و نشست سه روزه به انبوهی از اسناد و مدارک انکار ناپذیر دسترسی داشته است که در ماه‌های گُذشته از سوی شهروندان عادی، انجمنها، نهادهای غیردولتی، سازمانها و گروه‌های اپوزیسیون به سازمان ملل ارائه گردیده بود که در این میان سند پیشنهادی توسط انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران(آداپ) به عنوان سند معتبر و نشان دهنده وضعیت آذربایجانی‌ها در ایران از سوی شورای حقوق بشر سازمان ملل به تصویب رسید».

تصویب و انتشارسند پیشنهادی آداپ در شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در کنار اسناد پیشنهادی نهادهای بین المللی حقوق بشر همچون سازمان عفو بین الملل را می‌توان نقطه عطفی در انعکاس وضعیت نقض حقوق بشر آذربایجانی‌ها در ایران طی سال‌های اخیر به شمار آورد.

گفتنی است انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران(آداپ) در سال ۲۰۰۶ و بدنبال سرکوب مردم معترض به کاریکاتور توهین آمیز روزنامه دولتی ایران در شهر ونکور کانادا تاسیس شد ودر مدت فعالیت خود توانسته است در اجلاسهای بین المللی حقوق بشر همچون اجلاس ضد نژادپرستی سازمان ملل در ژنو و اجلاس ژنو شرکت کند و توجه نهادهای بین المللی از جمله سازمان ملل متحد، سازمان عفو بین الملل، سازمان گزارشگران بدون مرز، فرانت لاین و دولتهای جهان را به مسئله نقض حقوق آذربایجانیها و نژادپرستی در ایران جلب کند. متن سند از اینجا قابل دریافت می‌باشد.

ادامه مطلب ....

صدور احکام حبس و جریمه برای پنج فعال آذربایجانی در تبریز

جمعه ۷ اسفند ۱٣٨٨ - ۲۶ فوريه ۲۰۱۰

ساوالان سسی : ابراهیم فرج زاده، حسین نصیری، نوراله حسینیان، جواد سلمانی و ابولفضل نصیری از فعالین مدنی آذربایجانی در تبریز از سوی دادگاه انقلاب تبریز به مجازات حبس و جریمه نقدی محکوم گردیدند.

بر اساس حکم صادره از سوی دادگاه٬ ابراهیم فرج زاده، حسین نصیری و نوراله حسینیان به تحمل شش ماه حبس تعزیری و جواد سلمانی و ابوالفضل نصیری به پرداخت پانصد هزار تومان جریمه نقدی محکوم شده اند.

اتهام این فعالین آذربایجانی عضویت در دسته جات و گروهها به قصد برهم زدن امنیت کشور و تبلیغ علیه نظام از طریق دعوت مردم به تجمع در سالگرد اعتراضات مردم بر علیه کاریکاتور نژادپرستانه روزنامه ایران در ۱ خرداد ۸۶ و سفر به جمهوری آذربایجان عنوان گردیده است.

بازداشت این افراد ۶ اردیبهشت ۸۶ و پس از آنکه اعلامیه هایی در خصوص دعوت مردم به تجمع در سالگرد اعتراضات آذربایجانیها بر علیه کاریکاتور موهن روزنامه ایران در سطح شهر تبریز پخش شده بود صورت گرفت. بازداشت شدگان پس از تحمل ۸۱ روز بازداشت موقت به قید وثیقه های ۳۰ و ۱۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شده بودند.

جلسه رسیدگی به اتهامات این فعالین آذربایجانی ۱۹ شهریور ۸۶ و ۱۷ آذر ۸۸ در شعبه سوم دادگاه انقلاب تبریز به ریاست قاضی بیات و به صورت غیر علنی برگزار شده و علی اصغر اسماعیلی و صمد عالمی وکلای دادگستری در تبریز وکالت این این افراد را بر عهده داشته اند.بازداشت شدگان در تمام مدت بازداشت از حق دسترسی به وکیل و ملاقات با خانواده محروم بوده اند.
اصل بیست و هفتم قانون اساسی ایران حق تجمع و راهپیمایی بدون حمل سلاح را به رسمیت شناخته است اما فعالین آذربایجانی که در تجمعات و مراسمات مختلف شرکت و مردم را به این تجمعات دعوت می کنند بازداشت و مورد آزار و اذیت قرار گرفته و زندانی می شوند.


ادامه مطلب ....

فضای شدیداً امنیتی آذربایجان در روز جهانی زبان مادری

یکشنبه ۲ اسفند ۱٣٨٨ - ۱فوريه ۲۰۱۰

بی تی ان : شهرهای آذربایجان در روز جهانی زبان مادری مملو از ماموران امنیتی و ضد شورش بود و آذربایجانیها در این روز شاهد فضایی امنیتی و نظامی در شهرهای خود بودند.

بدنبال پخش فراخوان دعوت مردم تبریز به تجمع روز جهانی زبان مادری در ۲ اسفند ٨٨ این شهر فضایی نظامی به خود گرفت.حضور گسترده ماموران امنیتی در میدان شهناز و خیابانهای اطراف و گشت زنی صدها موتورسوار مسلح با اسلحه های ساچمه ای در این شهر محسوس بود علاوه از این مامورین لباس شخصی در این روز به تعداد زیاد در میادین و معابر اصلی شهر مستقر و اقدام به کنترل اوضاع و جلوگیری از هرگونه تجمع بیش از دو نفر می نمودند.

شهرهای دیگر آذربایجان نیز همچون تبریز فضایی امنیتی داشت و فعالین آذربایجانی در طی روزهای گذشته با پخش خودکارهای مزین به شعار «تورک دیلینده مدرسه اولمالیدیر هر کسه» و چاپ و پخش اعلامیه ها و پوسترهای تبلیغاتی با شعارهای «منیم دیلیم اولن دئییل باشقا دیله دونن دئییل»، «آنا دیلینده مدرسه اولمالیدیر هر کسه»، «به تبعیضات زبانی و ملی در حق آذربایجانیها پایان دهید»،«آذربایجان میللتینین ایستگی : آذربایجانلیلارا گوره آیری سئچگیلیک و تبعیضلرین دودورولماسی» روز جهانی زبان مادری را به آذربایجانیها تبریک گفتند.

شایان ذکر است علیرغم اینکه ایران یکی از اعضای سازمان ملل متحد و متعهد است که از زبان مادری اتنیکهای ساکن ایران حمایت کرده و زمینه رشد و توسعه آنها را فراهم آورد اما با این همه نهادهای امنیتی ایران مانع از برگزاری روز جهانی زبان مادری در مناطق غیر فارس در ایران می شوند.

اصل ۱۵ قانون اساسی ایران تحصیل به زبان مادری اتنیکهای غیر فارس ساکن ایران را آزاد اعلام کرده است اما خواست تحصیل به زبان مادری از سوی آذربایجانیها همواره با برخوردهای خشن حکومت ایران سرکوب می شود و بیش از ۶۰ درصد جمعیت ایران که غیرفارس هستند از تحصیل به زبان مادری محرومند.

ادامه مطلب ....

گزارشی رادیو زمانه در باره ی تیم تراکتورسازی تبریز:«یاشاسین تراکتور»

video

اردوان روزبه - شنبه ۱ اسفند ۱٣٨٨ - ۲۰ فوريه ۲۰۱۰
a.roozbeh@radiozamaneh.com

اگر به خاطر داشته باشید، در دیدار محمود احمدی‏نژاد از شهر تبریز، یکی از موضوعاتی که موجب خنده و تعجب مردم شد، این بود که مردم تبریز در این دیدار بیش از آن که با شعارهای خود از رییس جمهور یاد کنند و او را تشویق کنند، با شعار «پیروز باد تراکتور» از او استقبال کردند.

«تیم تراکتورسازی تبریز»، به ویژه در ماه‏های گذشته، بیشترین محبوبیت را در میان مردم تبریز کسب کرده‏ است. اما موضوع این است که چرا مردم تبریز تا این حد به این تیم علاقه دارند؟

به نظر می‏رسد علاقه به تیم تراکتورسازی از حد یک علاقه‏ی صرفاً ورزشی فراتر رفته و امروز این تیم به عنوان نمادی از اعتراض و بهانه‏ای برای طرح مطالبات ملی در آذربایجان مطرح است.

توجه و ارزش دادن به جایگاه زبان مادری در حال حاضر به یکی از خواسته‏های جدی مردم آذربایجان تبدیل شده است و در این راستا، ارزش‏های تیم فوتبال تراکتورسازی تبریز بیشتر حول محور مسائل قومی‏ای می‏گردد که بسیاری از آذربایجانی‏ها نسبت به آن اعتراض دارند.
چندی پیش زمانی که این تیم در استادیوم آزادی تهران بازی داشت، با استقبال حدود ۴۰هزار تماشاگر از غرب ایران روبرو شد. حتی به روایتی، در پی این بازی ترافیک سنگینی در جاده‏های منتهی به غرب کشور ایجاد و جاده‏ها تقریبا بسته شده بودند.


روز جمعه ۳۰ بهمن تیم تراکتورسازی تبریز در ورزشگاه انقلاب کرج در مقابل تیم سایپای کرج بازی کرد. جالب این‏جاست که حدود ۲۰هزار تماشاگر ترک‏زبان از غرب ایران برای دیدن این بازی به کرج آمده بودند.

گفت‏وگوی مستقیمی با دو تن از تماشاگران این مسابقه در استادیوم کرج در جریان بازی داشتم و از آن‏ها در باره‏ی حال و هوای بازی و فضای حاکم بر استادیوم پرسیدم:

تراکتور و سایپا در ورزشگاه انقلاب کرج در حال بازی هستند. حدود ۲۵ تا ۳۰هزار تراکتوری آمده‏اند. روی یک پرچم بزرگ نوشته‏اند «روز جهانی زبان مادری مبارک باد» و یا به زبان آذری شعار می‏دادند «مدرسه‏ی ترکی باید برای همه ایجاد شود».
حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ نفر از نیروهای یگان ویژه بیرون ورزشگاه ایستاده‏اند و مراقب‏‏اند که اگر اتفاقی بیفتد و یا درگیری‏ای ایجاد شود وارد ورزشگاه بشوند و تماشاگران را کنترل کنند.

دو سه تا از پارچه‏نوشته‏های تماشاگران را نیروهای امنیتی از آن‏ها گرفتند و بردند. فضای بسته‏ای است، اما چون تعداد تماشاگران خیلی زیاد است، تقریبا کاری نمی‏توانند بکنند.

تراکتورسازی هشت سال پیش که در لیگ برتر بود، طرف‏دار زیاد داشت ولی به این صورت نبود که در کرج ۳۰هزار تماشاگر داشته باشد. به نظر ما، این قضیه بیشتر به این خاطر است که آذربایجانی‏ها امروز ورزشگاه را فضایی می‏دانند که بیایند حرف‏های‏شان را بزنند و از این موقعیت استفاده کنند برای این که به خواسته‏های‏شان برسند.

اما یکی دیگر از طرف‏داران این تیم معتقد بود که فضای استادیوم بیش از اندازه امنیتی است و شعارها و پلاکاردهای آذربایجانی‏ها، توسط نیروهای انتظامی جمع‏آوری شده است:

چند لجظه پیش از تماس شما، نیروهای امنیتی به تماشاگرانی که پارچه‏نوشته‏ای را که روز جهانی زبان مادری را یادآوری می‏کرد در دست داشتند، حمله کردند. درگیری‏ای بین مردم و نیروهای امنیتی به وجود آمد که به علت تعداد زیاد تماشاگران، نیروهای امنیتی عقب‏نشینی کردند. تماشاگران شعار «مدرسه به زبان ترکی باید برای همه باشد» را مرتب تکرار می‏کنند. نیروهای امنیتی به شدت با این مساله برخورد می‏کنند. اما تا به حال تماشاگران پس ننشسته‏اند.

یاشار حکاک‏پور، مسئول روابط عمومی آداپ؛ انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان در مورد ارزش‏های تیم تراکتورسازی تبریز در میان مردم این منطقه می‏گوید:

در شرایط کنونی، تراکتور‏سازی فقط یک تیم ورزشی نیست و آذربایجانی‏ها با حضور در ورزشگاه‏ها و سردادن شعارهایی، خواست‏های ملی خود را بیان می‏کنند. در حقیقت، بازی‏های تیم تراکتورسازی محلی برای طرح این خواسته‏ها شده است.
این مطالبات که در خارج از ورزشگاه‏ها سرکوب می‏شوند، به داخل ورزشگاه‏ها آمده و با صدایی رساتر و توسط تعداد بیشتری از مردم اعلام می‏شوند.

واقعیت این است که جامعه‏ی آذربایجانی‏ها مدت‏ها است به تبعضیات زبانی‏ای که در ایران وجود دارد، معترض است و به مبارزات مدنی خود در این راه ادامه می‏دهد. این مبارزات اکنون به داخل ورزشگاه‏های آذربایجان و تهران کشیده شده و آذربایجانی‏ها به صورت یک صدا و متحد، خواست‏های ملی خود را در حین بازی‏ها مطرح می‏کنند.

به هرحال تراکتورسازی تبریز یکی از تیم‏هایی است که فراتر از اندازه‏های ورزشی مورد توجه طرف‏دارانش قرار گرفته است. این روزها در بین مردم آذربایجان شعار «یاشاسین تراکتور» جایگاه خیلی بیشتری از تشویق رییس جمهور یا حتی شعارهای سیاسی دارد.

لینک مستقیم گزارش

.


ادامه مطلب ....

گزارش رادیو دویچه وله از مسئله زبان مادری و دوزبانگی


رادیو دویچه وله

يکشنبه ۲ اسفند ۱٣٨٨ - ۲۱ فوريه ۲۰۱۰

حدود نیمی از زبان‌های دنیا در معرض نابودی قرار دارند. مرگ هر زبان به معنای از دست رفتن مجموعه‌ای از فرهنگ، تاریخ و آداب گروهی از ساکنان زمین است. سازمان یونسکو روز ۲۱ فوریه را روز حمایت از زبان مادری نام‌گذاری کرده است.

زبان، بازتاب‌دهنده‌ی فرهنگ مردمی است که به آن زبان سخن می‌گویند، نماینده‌ی هویت آنهاست و دنیای آنها را تشریح می‌کند. زبان پدیده‌ای است که همچون موجودی جاندار با مردمی که به آن زبان سخن می‌گویند زندگی می‌کند، آنها را در بیان و درک دنیای‌شان یاری می‌دهد و حتی گاهی می‌میرد. در یک کلام، زبان هم با گویندگانش زنده است. در اینجاست که لفظ زبان مادری به ذهن خطور می‌کند؛ لفظی که شاید معنی و تعریف آن در لحظه‌ی نخست کاملا روشن به نظر بیاید، اما در نگاه دوم اینگونه نیست.

زبان مادری را گاهی نخستین زبانی به شمار می‌آورند که کودک یاد می‌گیرد. این تعریف مورد مناقشه است؛ کودکان مهاجر و کودکان قوم‌ها یا حتی مذاهبی که در اقلیت به دنیا می‌آیند، الزاما زبان مادرانشان را یاد نمی‌گیرند، یا به اندازه زبان کشور میزبان و قوم حاکم، به آن تسلط ندارند. به عبارتی، زبان مادری الزاما مهم‌ترین زبانی نیست که در زندگی یک فرد می‌ماند و نقش ایفا می‌کند.

دکتر محمدرضا باطنی، یکی از زبان‌شناسان قدیمی و برجسته‌ی ایران، درباره تعریف زبان مادری می‌گوید: «زبان مادرى همانطور که از اسمش برمى‌آید، یعنى زبانى که کودک از مادر خودش براى اولین بار مى‌شنود و آن زبان را یاد مى‌گیرد. ولى این اصطلاح گاهى گمراه‌کننده است، چون زبان مادرى همیشه مهم‌ترین زبان در زندگی کودک نیست. از این رو امروزه زبان‌شناسان به جاى زبان مادرى اصطلاح زبان اول را بکار مى‌برند؛ مى‌گویند زبان اول. زبانى را که بعدا یاد مى‌گیرند مى‌گویند زبان دوم و به همین‌ترتیب.»

در ایران قوم‌های گوناگونی زندگی می‌کنند که هر یک زبان و فرهنگ خاص خود را دارند. حق آموزش زبان مادری برای قوم‌های مختلف این کشور ظاهرا به رسمیت شناخته شده، اما این کار از حمایت کافی و موثر دولت برخوردار نیست.

در اصل پانزدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی، ضمن تاکید بر اینکه زبان و خط رسمی کشور فارسی است و کتاب‌های درسی باید به این زبان باشد، آمده است: «ولی استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانه‏های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است.» گرچه در بسیاری از استان‌ها رادیو و تلویزیون برنامه‌هایی نیز به زبان محلی پخش می‌کند، به آموزش این زبان‌ها در مدرسه توجه جدی نمی‌شود.

محرومیت از تحصیل به زبان مادری بسیاری از کودکان ایران را به ویژه در دوران دبستان با مشکلات فراوانی روبرو می‌سازد. افزون بر این همان‌طور که کارشناسان یونسکو نیز می‌گویند، زبان‌های شفاهی بیش از زبان‌های مکتوب با خطر نابودی روبرو هستند.

تنوع زبانی و زبان مادری

همان‌گونه که اشاره شد، بسیاری زبان مادری را زبان بومی یا زبان والدین می‌دانند و حمایت از آن و فراهم کردن امکانات فراگیری آن، به ویژه برای مهاجران و اقلیت‌های قومی را گامی مهم در حفاظت از تنوع زبان‌ها به شمار می‌آورند. بحث زبان مادری به ویژه زمانی پیچیده و به نوعی جذاب می‌شود که مسئله قومیت، هویت و دوزبانگی به میان آید.

لفظ دوزبانگی نیز مانند لفظ زبان مادری تنها در نگاه نخست روشن به نظر می‌رسد. خانم دکتر امیلیا نرسیسیانس، زبان‌شناس و جامعه‌شناس تعلیم و تربیت ‌که یکی از حوزه‌های پژوهشی او دوزبانگی است، به گونه‌ها یا درجه‌های مختلف دوزبانه‌بودن اشاره می‌کند.

وی می‌گوید: «ما اشخاصی را داریم که دو زبانه‌ی کامل هستند. یعنی اگر بخواهند از دو زبان در دو حوزه‌ی متفاوت یا حوزه‌های متفاوت استفاده کنند، کاملا از عهده‌ی این کار برمی‌آیند. البته یک دو زبانه‌ی کامل به خودی خود نمی‌تواند یک دوزبانه‌ی کامل باشد، مگر اینکه شرایط اجتماعی، سیاسی و فرهنگی آن منطقه که در آن زندگی می‌کند نیز برای او مناسب باشد. ما دوزبانه‌هایی را داریم که دوزبانه‌های کامل و هم‌رتبه نیستند. یعنی یکی از زبان‌های آنها بر زبان دیگرشان غالب است که دلایل آن را باید در جامعه جستجو کرد.»

دکتر نرسیسیانس به مورد ارامنه در ایران اشاره می‌کند: «برای ارامنه زبان ارمنی زبان خانه است، زبانی است که یک کودک ارمنی با پدر و مادرش صحبت می‌کند و از آنجایی که ارامنه جمعیت نسبتا بسته‌ای هستند، از زبان ارمنی هم در مراوداتش با دوستانش یا در مدارس ارامنه استفاده می‌کند. این زبان ارمنی اما جایی برای ارتقاء، برای پرورش، برای توسعه بیشتر پیدا نمی‌کند، زبان ارمنی‌ای که به خانه محدود شود، نتیجتا حوزه‌ی پیشرفت ندارد. یعنی حوزه‌های متفاوتی ندارد که فرد در آن تمرین زبان ارمنی کند. حوزه‌های زندگی‌شان هم که بسته است و با جمعیتی بیشتر، مثلا فرض کنید با فارس‌زبان‌ها، تماس چندانی ندارند. پس فارسی را هم آنچنان که باید و شاید یاد نمی‌گیرند.»

زبان مادری و هویت رابطه‌ای تنگاتنگ دارند. پرسش اینجاست که آیا میزان احاطه به زبان نیز در تعیین آنکه فرد کدامیک از زبان‌ها را زبان مادری خود تلقی کند، تاثیرگذار است؟

به عقیده‌ی دکتر محمدرضا باطنی، نمی‌توان به این پرسش پاسخی کلی داد، بلکه باید به شکلی موردی به این مسئله نگریست. وی می‌گوید: «یک نفر ممکن است که آذرى باشد و از سن ۵ سالگى به تهران آمده باشد. و یک نفر ممکن است که در جستجوى کار در سن ۳۵ یا ۴۰ سالگى آمده باشد که زبان فارسى را شکسته بسته صحبت مى‌‌کند. ولى در عرق ملى و در عرق این که من ترک یا آذرى هستم، داستان فرق مى‌کند. ممکن است همان بچه‌اى که در سن ۵ سالگى آمده و الان فارسى را هم بى‌لهجه صحبت مى‌کند، بگوید که من ‌آذرى هستم و در انجمن آذرى‌هاى تهران هم شرکت داشته باشد.»

خانم دکتر نرسسیانس نیز بر این باور است که «مسئله‌ی تملک زبان یا هویت پیدا کردن نسبت به زبان یک‌مقدار هم جنبه‌ی فردی می‌تواند داشته باشد که طرف تعلق بیشتری به گروه «آ» حس کند یا به گروه «ب». از آن گذشته، جنبه‌های عاطفی که فرد می‌تواند نسبت به این زبان‌ها داشته باشد، نیز می‌توانند نقش بازی کنند.»

خطر روزافزون نابودی زبان‌ها

از میان رفتن قبیله‌ها و قوم‌های کوچک بر اثر از میان رفتن زیستگاه‌های طبیعی، یا کوچ دادن آنها به حاشیه‌ی شهرهای بزرگ و اردوگاه‌ها، یکی از تهدیدهای زبان مادری است.

در چند دهه‌ی گذشته بسیاری از قبیله‌های جنگل‌نشین به این شکل زبان و هویت قومی‌شان را از دست داده‌اند. جنگ‌های داخلی و مهاجرت وسیع قوم‌های مغلوب به کشورهای همسایه نیز از دیگر دلیل‌های فراموش شدن بعضی از زبان‌ها هستند.

عصر مدرن و تغییراتی که در ساختار سنتی زندگی بشر پدید آمده، عرصه‌ی زندگی گروه‌های کوچک را تنگ کرده و باعث گسترش و تسلط چند زبان در میان اکثریت جامعه‌ی جهانی شده است. زبان‌های شفاهی که تعدادشان حدود ۱۲۰۰ زبان تخمین زده می‌شود، بیشتر در معرض خطر نابودی قرار دارند. بخش عمده این زبان‌ها متعلق به مردم قاره آفریقاست که به ۲ هزار زبان سخن می‌گویند.

مطابق برآورد یونسکو، از حدود ۶ هزار زبانی که در جهان شناخته شده است، بیش از سه هزار زبان در حال نابودی هستند. این زبان‌ها هم اکنون نیز توسط گروه‌های بسیار کوچکی به کار برده می‌شوند و تقریبا هیچکدام شانسی برای بقا ندارند. ۹۶ درصد از زبان‌ها تنها در بین ۴ درصد از جمعیت جهان رواج دارند. برای نمونه، در جزایر پاپوآ گینه نو واقع در اقیانوس آرام، بیش از ۸۰۰ زبان وجود دارد که بعضی از آنها متعلق به جمعیتی کمتر از ۲۰۰ نفر هستند. تعداد کل ساکنان این جزایر به هفت میلیون نفر نمی‌رسد.

به باور سازمان یونسکو، باید تلاش کرد تا زبان‌هایی که گسترش زیادی ندارند در کنار زبان‌های فراگیر شانس ادامه حیات داشته باشند. چنین تلاشی با توجه به نقش زبان در شکل‌گیری شخصیت فردی و هویت فرهنگی قوم‌ها و ملیت‌ها، می‌تواند فرهنگ جهانی را شکوفاتر کند.

لینک مستقیم از رادیو دویچه وله

ادامه مطلب ....

آزادی جمشید زارعی فعال مدنی آذربایجانی از زندان تبریز

یکشنبه ۲ اسفند ۱٣٨٨ - ۱فوريه ۲۰۱۰

ساوالان سسی : جمشید زارعی فعال شناخته شده آذربایجانی روز یکشنبه ۲ اسفند ٨٨ پس از تحمل مدت حبس شش ماهه از زندان تبریز آزاد شد.

زارعی۱۲ آبان ۸۷ طی حکمی از سوی شعبه دوم دادگاه انقلاب تبریز به ریاست قاضی بیات به شش ماه حبس تعزیری محکوم گردیده بود.

اتهام این فعال مدنی آذربایجانی تبلیغ علیه نظام از طریق تهیه و پخش اعلامیه دعوت مردم به شرکت در تجمع اعتراضی ۱ خرداد ۸۸ مصادف با سالگرد چاپ کاریکاتور توهین آمیز روزنامه ایران بر علیه ترکها عنوان شده است.

زارعی ۲۱ اردیبهشت ۸۷ به همراه چند تن دیگر در تبریز بازداشت و پس از تحمل سه ماه بازداشت موقت به قید وثیقه از زندان آزاد شده بود.

چندی پیش نیز بابک حسینی مقدم از فعالین آذربایجانی که در جریان این پرونده به شش ماه حبس تعزیری محکوم شده بود پس از تحمل دوران مجکومیت از زندان آزاد شده بود.

زارعی از فعالین آذربایجانی در تبریز است که از سال ۷۵ تا کنون بارها بازداشت و زندانی شده است.

اصل بیست و هفتم قانون اساسی ایران برگزاری تجمعات بدون حمل سلاح را آزاد دانسته است اما مسئولین حکومت ایران در سالهای اخیر مانع از برگزاری مراسمات و تجمعات مسالمت آمیز آذربایجانیها جهت مطالبه حقوق ملی و زبانیشان می شوند و برگزار کنندگان و شرکت کنندگان در این مراسمات بازداشت و مورد آزار و اذیت قرار گرفته و زندانی می شوند.

ادامه مطلب ....

فعالان آذربایجانی همواره از حکومت «زبان مادری» خود را طلب می کنند

يکشنبه ۲ اسفند ۱٣٨٨ - ۲۱ فوريه ۲۰۱۰ -اولکر آکیف قیزی؛ رادیو اروپای آزاد

«سعید بخاطر فعالیتهای اجتماعی، نوشته های حقوق بشری و خواست زبان مادری زندانی و مورد خشم حاکمیت واقع شده است».

این سخنان را عطیه طاهری همسر ، سعید متین پور روزنامه نگار و فعال حقوق بشر آذربایجانی که به حکم شعبه پانزده دادگاه انقلاب تهران به ۸ سال حبس محکوم شده و از ژوئن امسال در زندان اوین تهران به سر می برد، می گوید. اتهام متین پور ارتباط با بیگانگان و تبلیغ علیه نظام عنوان شده است. اما نزدیکان وی، او را زندانی وجدان می دانند.

واحید قاراباغلی، سخنگوی انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران(آداپ) می گوید، هم اکنون در ایران از آذربایجانیها تنها سعید متین پور نیست که بخاطر خواست زبان مادری در زندان می ّباشد:

« در حال حاضر در ایران اولین خواست فعالین آذربایجانی زبان مادری است. و تنها به خاطر بیان این خواست انسانها زندانی شده و در معرض شکنجه قرار می گیرند. آمار دقیقی از این فعالین را همینطوری نمی توان گفت. اما در میان آنها روحانیان نیز وجود دارند. در بیانی دیگر یعنی روحانیونی که خواستار زبان مادری خود هستند نیز زندانی می شوند».

فعالین آذربایجانی امروز نیز خواست زبان مادری خود را مطرح خواهند کرد

با اینکه قانون اساسی کشور به آذربایجانی ها بعنوان بزرگترین گروه ائتنیکی ایران اجازه تحصیل به زبان ترکی آذری را داده است، اما فعالینی که این را طلب می کنند مورد تعقیب قرار می گیرند. از سویی دیگر، آنها که جمعیت اشان در میان ۲۰ تا 35 میلیون احتمال داده می شود همواره با هدف دستیابی به خواستها و حقوق معتل مانده خود تجمعات اعتراض آمیز و به دیگر تدابیر دست می زنند و بیشتر بازداشت ها نیز در این مراسمات صورت می گیرد.

به گفته واحید قاراباغلی، سخنگوی انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران(آداپ)، امسال نیز همزمان با ۲۱ فوريه در روز جهانی زبان مادری فعالین آذربایجانی از حکومت، خواست ایجاد شرایط لازم جهت تدریس ترکی آذربایجانی را مطرح خواهند کرد. با این مقصد در شهرهای مختلف ایران اعلامیه های نیز پخش شده است.

واحید قاراباغلی می گوید، با اینکه حکومت در این خصوص موضعی سرکوبی داشته اما فعالین نیز از راهی که در پیش گرفته اند به فکر انصرف نیستند.

«حاکمیت در خصوص تحصیل زبان مادری گروه های ائتنیکی غیرفارس هیچ قدمی را برنمی دارد، بر عکس حتی به کسانی که با میل خود و بطور داوطلبانه زبان خود را فرا گرفته و به دیگران می آموزند فشارها وجود دارد. اما مبارزه فعالین آذربایجانی بطور روشن نشان می دهد که حاکمیت به هدفی که می خواهد نائل نشده است».

« هر سال فعالیت گروههایی که خواستار تحصیل به زبان مادری هستند افزایش می یابد»

واحید قاراباغلی می گوید که، بدون توجه به فشارها و شکنجه ها، هر سال فعالیت گروه هایی که در ساحه زبان مادری مشغول هستند، بیشتر و گسترده تر می شود. بطور مخفیانه که شده باشد این زبان تدریس می شود، انسانها از راه های سری کتابهایی را پخش می کنند. اما هم اکنون در کنار حبس ها یک مسئله نیز فعالین را بطور جدی ناراحت ساخته است.

« مرگ مشکوک فعالین آذربایجانی که خواستار دستیابی به حقوق زبانی خود هستند افزایش یافته به گونه ای که نمی شود تشخیص داد ارگان های خصوصی ایران در آنها دست دارند یا نه».

«وقتی به مسئله زبان مادری می آید آنها هم سکوت می کنند»

واحید قاراباغلی می گوید؛ وقتی به مسئله زبان مادری می آید فعالین حقوق بشری ایرانی و مرکز نیز در این مسئله سکوت را ترجیح می دهند:

«در ایران، کسانی نیز که مشغول دفاع از آزای، دموکراسی و حقوق بشر هستند وقتی به مسئله زبان مادری می آید سکوت می کنند و این را در جهت جلوگیری از تجزیه ایران تشریح می کنند. اما به نظر من بعنوان یک فعال حقوق بشر با به رسمیت شناختن حقوق ذاتی انسانها کشوری تجزیه نمی شود و اگر بحث بر روی معامله بین نابودی فرهنگها و زبانها با جدا شدن و زندگی جداگانه باشد به نظر من باز دومی انسانی است و نمی توان به اولی با هر بهانه ای امکان داد که اتفاقا" به این مساله در اصل ۱۹ قانون اساسی خود ایران نیز اشاره شده است».

در عین حال واحید قاراباغلی و همچنین عطیه طاهری همسر سعید متین پور روزنامه نگار آذربایجانی در بند معتقدند که؛ مبارزه ای که دهها سال است جریان دارد در نهایت به نتیجه می رسد و روزی ۲۱ فوريه روز جهانی زبان مادری را گروههای ائتنیکی مختلف که در ایران زندگی می کنند در شرایطی آزاد جشن خواهند گرفت.

سازمان علمی و فرهنگی یونسکو در سال ۱۹۹۹، بیست و یکم فوریه برابر با دوم اسفند را روز جهانی زبان مادری اعلام کرده. این اقدام به منظور حفظ زبانهای مختلفی که در میان اقلیتهای قومی و نژادی در سراسر جهان رایج بوده ، صورت گرفته است .این روز برای مردم بنگلادش که حدود شصت سال پیش برای حفظ زبان مادریشان قربانی دادند، اهمیت خاصی دارد.

ادامه مطلب ....

میزگرد رادیو دویچه وله در خصوص روز جهانی زبان مادری در ایران

رادیو دویچه وله: طاهر شیرمحمدی

جمعه ٣۰ بهمن ۱٣٨٨ - ۱۹ فوريه ۲۰۱۰

سازمان ملل ۲۱ فوریه (۲ اسفند) را روز جهانی زبان مادری اعلام کرده است. به همین مناسبت در ایران و دیگر نقاط دنیا مراسم مختلفی برگزار می‌گردد. استقبال ایرانیان از روز زبان مادری گفته می‌شود امسال با سال‌های دیگر تفاوت دارد.

مردودی به دلیل ندانستن زبان فارسی

در آستانه‌ی فرا رسیدن روز جهانی زبان مادری هشدار بسیاری از کارشناسان تعلیم و امور تربیت مبنی بر "افزایش مردودی" در مناطق قومی تائید شد.

در گزارش "مرکز پژوهش‌های مجلس جمهوری اسلامی ایران" آمده است، در ۶ سال اخیر نزدیک به ۵ ملیون نفر از دانش‌آموزان مردود شده‌اند. کارشناسان تائید می‌کنند، بیشترین میزان مردودی‌ها در مناطق قومی کشور بوده است.

شیرزاد عبدالهی، کارشناس مسائل آموزش و پرورش با اشاره به میزان بالای مردودی‌ها در مناطق قومی به سایت "خبر آنلاین"، می‌گوید: «کودکانی ‌که در این مناطق به مدرسه می‌روند به دلیل عدم آشنایی به زبان فارسی و مواجه با آن، دچار شوک وحشتناکی می‌شوند و خود را نمی‌توانند تطبیق دهند».

عبدالهی در ادامه‌ی صحبت‌هایش نتیجه می‌گیرد، اجرای اصل ۱۵ قانون اساسی سبب کاهش چشمگیر آمار مردودی‌ها در مناطق قومی خواهد شد.

"هرگز در ایران دعوای زبان نداشتیم"

دکتر ضیاء صدرالاشرافی، محقق آذربایجانی معتقد است، زبان مادری با هویت هر انسان آمیخته است. وی در گفتگو با بخش فارسی دویچه‌وله تاکید می‌کند: «ما هرگز در ایران دعوای زبانی نداشتیم که به دیگران بگویند، حق خواندن و نوشتن به زبان مادری را ندارید».

صدرالاشرافی در ادامه می‌افزاید: «این مسئله بویژه برای کودکان ایجاد اشکال کرده است. به‌نحوی که اخیرا وزیر آموزش و پرورش گفته اعلام کرده ۷۰ درصد کودکان دوزبانه اشکال دارند و ما این اشکال را به اصطلاح با "روش جمهوری اسلامی" به این صورت حل بکنیم که کودکان از همان سال اول زبان مادری را فراموش کنند، تا مساوات برقرار شود».

مهد کودک به جای زبان مادری

کارشناسان می‌گویند، دانش آموزان کلاس اول در مناطق قومی از نخستین روزها مجبور می‌شوند به زبان مادری خود فکر نکنند و به این ترتیب، ارتباط فکری، ذهنی آنها با دنیائی که در آن بزرگ شدند، قطع می‌گردد.

به قول این کارشناسان، دولت برای از بین بردن این نقصان و برای پیشگیری از افت تحصیلی در مناطق قومی در سال‌های اخیر به میزان قابل توجهی، مهد کودک ساخته است، تا کودکان از سنین پائین‌تر به جای زبان مادری خود، زبان فارسی یاد بگیرند.

ممنوعیت زبان مادری در کلاس اول

از سوی دیگر آموزش و پرورش در مناطق قومی با برپائی سمینارهایی تلاش کرده است، مشکلات معلمان مناطق دوزبانه را حل کند. این اداره در مناطق قومی به معلمان بومی ابلاغ کرده است، با دانش آموزان به زبان مادری آنها سخن نگویند. کارشناسان انتقاد می‌کنند، این اقدام‌ها تابحال نتیجه‌ای نداده و این گونه روش‌ها کارشناسانه نبوده است.

ادامه‌‌ی این روند سبب نارضایتی والدین کودکان هم شده است. در یکی از طومارهایی که پیش از آغاز سال تحصیلی در ایران جمع آوری شده، اولیاء دانش آموزان به این گونه روش‌ها اعتراض کردند. آنها نوشتند: «این قابل قبول نیست که با طرح حساسیت‌های امنیتی، تدریس به زبان مادری میلیون‌ها دانش آموز را ممنوع کنند».

برگزاری روز جهانی زبان مادری در کانادا

همزمان با برگزاری مراسم ویژه‌ی روز جهانی زبان مادری از سوی سازمان ملل، ایرانیان مقیم خارج نیز به این مناسبت در تورنتو کانادا و همچنین در برلین، پایتخت آلمان مراسم برگزارخواهند کرد.

به‌نظر انصافعلی هدایت، روزنامه‌نگار، امسال برگزار روز جهانی زبان مادری با سال‌های دیگر تفاوت دارد. وی در گفتگو با دویچه وله دراین‌باره چنین توضیح می‌دهد: «امسال در شهر تورنتو چندین مراسم بطور همزمان و یا پشت سرهم در روزهای متفاوت خواهد بود. بخش اصلی درخواست‌های برگذارکنندگان احترام به زبان مادری و رسمی بودن آن در ایران هست».

این روزنامه‌نگار آگاه به مسائل قومی در ایران در ادامه‌ی صحبت‌هایش می‌افزاید: «در ایران هیچ حرکتی چه از طرف دولت حاکم و چه از طرف مخالفین به نتیجه‌ای نمی‌رسد مگر اینکه به خواست اقوام توجه بکنند و در برنامه‌های دولت به آن اولویت بدهند».

مراسم روز جهانی زبان مادری در برلین

حافظ مهین، یکی از سازمان‌دهندگان مراسم روز جهانی زبان مادری در شهر برلین است. وی در گفتگو با بخش فارسی صدای آلمان می‌گوید: «این مراسم از سوی انجمن فرهنگی آذربایجانیان مقیم شهر برلین برگزار می‌شود. در این مراسم مهمانانی از ترکیه از جمله سیف الدین آلتایلی، فولکلورشناس، نویسنده و متخصص ادبیات آذربایجانی و از آمستردام هلند مختار شمس سیاست شناس شرکت خواهد کرد».

حافظ مهین هم هدف اصلی برگزاری مراسم روز جهانی زبان مادری را آزادی تدریس زبان مادری در ایران می‌داند. وی تاکید می‌کند که در ایران مسئله حق تدریس به زبان مادری به خواست عمومی مردم آذربایجان تبدیل شده و این مسئله اکنون از جنبه روشنفکری و محفلی خارج شده و به نوعی جنبه توده‌ای پیدا کرده است.

نگرانی سازمان ملل از نابودی زبان‌ها

سازمان ملل در یکی از گزارش‌های سالانه‌ی "برنامه توسعه انسانی" یادآور می‌شود که «خواست گروه‌های قومی، مذهبی و زبانی نیاز به رسیدگی جدی و فوری دارد و ثبات بین‌المللی و توسعه‌ی انسانی در قرن بیست و یکم را تحت تاثیر قرار خواهد داد».

این سازمان از دولت‌ها می‌خواهد که حق اقوام ساکن کشور خود را برای آموزش به زبان مادری‌شان به رسمیت بشناسند و زمینه‌ی تدریس زبان آنها را در نظام آموزشی کشورشان فراهم آورند.

در بسیاری از کشورهای دو یا چند زبانه، یادگیری زبان‌ها بصورت طبیعی انجام می‌گیرد و جزو امتیازات مردمانی است که در آنجا زندگی می‌کنند. در این کشورها فرهنگ‌ها و زبان‌ها عامل تهدید نیستند، بلکه به عنوان یک ارزش و گوهر گرانبها معنوی به آنها ارج گذاشته می‌شود.

لینک مستقیم از رادیو دویچه وله

ادامه مطلب ....

گزارش روز: ۳۱ سال زبان مادری در ایران

يکشنبه ۲ اسفند ۱٣٨٨ - ۲۱ فوريه ۲۰۱۰ - کاوه قریشی

سازمان یونسکو از سال ۱۹۹۹ روز 2 اسفند ـ21 فوریه ـ را به نام "روز جهانی زبان مادری" نام گذاری کرده، تا دولت ها و شهروندان جهان را به دادن اهمیت بیشتر به تدریس زبان مادری در مدارس فراخواند. به همین مناسبت "روز" در مصاحبه با صاحب نظران در زمینه مسایل ملتها و قومیت های ایرانی، به عمده ترین نکات مرتبط با این بحث و وضعیت تدریس زبان مادری در کشور پرداخته است.

خانم ایرینا بوکووا،دبیر کل یونسکو دیروز به همین مناسبت طی پیامی که در سایت سازمان یونسکو درج شده است، با ابراز خشنودی از تجربه ده ساله "روز جهانی زبان مادری" بر لزوم آموزش کودکان به زبان مادری و گسترش سیستم آموزشی چند زبانه تاکید کرد.

دبیر کل یونسکو با اشاره به اینکه امسال یازدهمین مراسم گرامیداشت روز جهانی زبان مادری در چارچوب" سال بین الملی نزدیکی فرهنگها" برگزار می شود،تاکید کرده است که "زبانها ابزار مترقی تحمل و درک یکدیگر و عامل کلیدی برای تضمین زندگی مسالمت آمیز در بین اعضای یک جامعه می باشند".

پیام دبیر کل یونسکو به مناسبت روز "جهانی زبان مادری" در حالی منتشر شده که مساله زبان و زبان مادری در ایران،به ویژه طی 31 سال گذشته یکی از جدی ترین چالش های جامعه ایرانی و از اصلی ترین موارد نقض حقوق بشر بوده است.

اصل 15 قانون اساسی؛ تعلیقی 30 سال

صالح نیکبخت کارشناس مسایل حقوقی، وکیل دادگستری و از فعالان حقوقی و مدنی کرد، در گفتگو با "روز" با اشاره به اینکه زبان مادری اولین حق فرد است که در آغاز تولد کسب می کند، می گوید: "این حق نه از بین میرود و نه کاهش مییابد بلکه با افزایش سن افراد و دانایی ها او، استفاده از این زبان به عنوان وسیله ارتباطی وی با دیگران بیشتر و بیشر مورد احتیاج قرار می گیرد. به همین جهت وقتی بچه ها در سن 5 سالگی آماده ورود به کودکستانها و یک سال بعد آماده ورود به مدراس ابتدایی میشوند انتظار دارند همه چیز با همان زبان برای آنان توضیح داده شود و با همان زبان و وسیله با همکلاسی ها و هم سن و سالان خود و معلمان و دیگران ارتباط برقرار کنند. بنابراین اولین حق بشری، فطری و طبیعی انسان آموزش به زبان مادری است که اسناد بین اللملی هم بر این حق انسان تاکید نموده و روز دوم اسفند یا 21 فوریه به عنوان روز زبان مادری تعین شده و هیچ کشوری نمی تواند مدعی رعایت حقوق بشر شود ولی فرزندان خود را از خواندن نوشتن و ارتباط برقرارکردن با دیگران به زبان مادری خود منع کند و یا این زمینه را برای آنان فراهم نیاورد".

وی با یادآوری نقض حق تحصیل به زبان مادری در بعضی از کشورهای خاورمیانه نظیر ترکیه، به ممنوعیت به کارگیری زبان مادری در ایران می پردازد و می افزاید: "در حالی که در اصل 15 هم قانون اساسی ایران استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانه های گروهی و تدریس زبان و ادبیات آنها در مدارس آزاد است، با و جود گذشت بیش از سی سال و چهار ماه از تصویب قانون اساسی ایران، هنوز این اصل قانونی به اجرا در نیامده است، درحالی که وقتی صورت مذکرات مجلس و بررسی نهایی قانون اساسی در سال 1358 را می خوانیم و در جریان بحثی که بین مرحوم مولوی عبدالعزیز نماینده مردم بلوچستان و مرحوم دکتر بهشتی نایب رئیس وقت مجلس قرار میگیریم، انگیزه های تصویب این قانون و حوزه های آن تنها محدود به خواندن و تدریس ادبیات این اقوام در مدارس نیست، بلکه مبنای تصویب این اصل با توجه به شرایط تصویب آن، این بوده که دولت در مناطقی که اقوام ایرانی (اقلیتهای ملی مانند کرد، ترک، عرب، بلوچ و ترکمن و غیره) زندگی می کنند، باید زمینه آموزش به این زبان برای کودکان را فراهم آورد تا آنان از این حق فطری و ذاتی خویش بهرمند گردند".

در اصل 15 قانون اساسی جمهوری اسلامی، با تاکید بر آزادی زبان های محلی و قومی آمده است: "استفاده از زبان های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است".

اما این اصل به اجرا در نیامده آن هم در حالی که برخی از فعالان حقوق بشر و اقوامی ایرانی بر این باورند که حتی در صورت اجرای کامل این اصل هم باز هم حرکتی آنچنانی در راستای احقاق کامل حق بشری استفاده از زبان مادری صورت نخواهد گرفت.

ناصر بولیدی، نویسنده و از فعالان حقوق بشر بلوچ در ایران، در همین راستا در گفتگو با "روز" می گوید: "اصل پانزده هم قانون اساسی در رابطه با مساله زبان مادری حاوی نکاتی است که در همان حد هم اجرا نشده،در حالیکه این نکات اشاره های بسیار ضعیفی به این حق بشری دارد و حاوی هویت زبانی اقلیتهای ملی و قومی در ایران نیست و توان حل مساله و نیازهای ملتها و اقوام ایرانی از جمله بلوچها را ندارد. در صورتی هم که اصل مورد اشاره اجرا شود، باز چیزی را حل نخواهد کرد، چون این اشاره ضمنی، خواسته های زبانی خلق های غیر فارس را محدود می کند. آنهم به علت اینکه مساله زبان مادری در قانون اساسی به عنوان یک اصل اساسی ذکر نشده است".

ممنوعیت زبان مادری تازه نیست

با اینکه ممنوعیت "تحصیل به زبان مادری" و جلوگیری از اجرای اصل پانزدهم قانون اساسی ایران، به ویژه به دوران معاصر ایران و مشخصا حکومت جمهوری اسلامی ایران بر میگردد، اما فعالان ملیت ها و اقوام ایرانی و همچنین فعالان حقوق بشر بر این باورند که این مساله در ایران قدمت بیشتری دارد.

دکتر علیرضا اصغرزاده، استاد جامعه شناسی دانشگاه یورک تورنتو در کانادا و از فعالان حقوق آذربایجان در مصاحبه با "روز" در این مورد می گوید: "کلا در تاریخ جدید ایران و بعد از به قدرت رسیدن رضا شاه در سال 1925 یک سیاست مرئی و نامرئی که دولت ایران داشته این بوده که زبانهای غیر فارسی را در مملکت از بین ببرد. همین سیاست در زمان رضاخان و در زمان پسرش محمد رضا اعمال شده است. در زمان جمهوری اسلامی هم اعمال شده و هم اکنون نیز اعمال می شود. بنابراین چندان انتظاری نمی شود داشت. از سوی دیگر وظیفه برخی از ادارات آموزش و پرورش و نهادهای آموزشی در دوره های معاصر این بوده که زبان های غیر فارسی را در مملکت محو و نابود کنند".

رحمان جوانمردی، حامی و فعال حقوق بشر در ایران نیز بر این باور است که مساله به رسمیت نشناختن زبان مادری در ایران قدمتی بیشتر از دولت جمهوی اسلامی ایران دارد.

وی در گفتگو با "روز" با اشاره به تجربه های تاریخی جهان و منطقه از جمله در فرانسه و ترکیه، در رابطه با همگون سازی ملی می گوید: "در ایران نیز نیروهایی که میخواستند مدرنیته را جایگزین سنتهای قدیمی نمایند، بیشتر تحت تاثیر تئوری آسیمیلاسیون ملی (همگون سازی ملی) بوده و علیرغم قانون ایالتی و ولایتی مشروطه که پاره ای از حقوق ملی غیر فارسها را در بر دارد، به سیاست یکپارچگی ملی روی آوردند. این سیاست در دوران رضا شاه بشدت دنبال شده و "ممالک محروسه" را که آزادیهایی طبیعی، بدلیل غیرمتمرکز بودن در خود داشت، به کشور یکپارچه و یک بنی ایران آریایی تغییر شکل داد. تئوریسین های این راهبردها بر حکومت مرکزی قوی و یکپارچگی "دولت ـ ملت" مدرن تاکید بسیاری میکردند و بر همین اساس، آزادیهای فرهنگی و زبانی در میان مرزهای ایران را بمثابه خطری که یکپارچگی ملی ایران را تهدید می کند نفی می کردند".

ناصر بولیدی فعال بلوچ نیز با این نظر که نظامهای حکمرانی در ایران معاصر از زبان مادری به عنوان ابزاری برای "همگون سازی ملی" و تثبیت قدرت حاکمان استفاده کرده اند، موافق است.

وی می گوید: "در دوران معاصر ایران تنها دو نظام سیاسی وجود داشته است، یکی پهلوی و دیگری هم جمهوری اسلامی. در هر دوی این سیستم ها،مسئله زبان نزد حاکمان ایرانی نکته ای بوده که رژیم خواسته از آن به عنوان ابزاری جهت همگوم سازی ملی استفاده کند. در سیستم های قبل از اینها البته مساله زبان به شکل امروزه مطرح نبوده و کارکرد آن تنها در حد وسیله ای ارتباطی بوده است. اما مشخصا در سیستم های مدرن، ایران از زبان به عنوان ابزاری برای تثبیت قدرت و یا برای تثبیت شکل خاصی از حکومت بر اساس ناسیونالیزم افراطی استفاده شده است. و گرنه قبل از آن مثلا در عصر قاجاریه، زبان تنها موضوعی اداری و وسیله ای برای ارتباط بوده است نه الزاما عاملی سیاسی".

صالح نیکبخت نیز با اشاره به اجرای حداقلی مواد مربوط به حقوق اقلیتهای ملی و قومی در ایران با سابقه تاریخی نقض "حق تحصیل و تکلم به زبان مادری" موافق است.

این وکیل دادگستری می گوید: "اگر چه در وضعیت کنونی ایران تا حدودی اجازه انتشار محدود کتاب و روزنامه برای مثال به زبان کردی داده می شود، اما این حق در هیچ دوره ای از تاریخ ایران وجود نداشته. در زمان رضا شاه نه تنها اجازه آموزش به زبانهای قومی داده نمی شد، بلکه حتی در مدارس بچه ها را مجبور می کردند که به لباس فرم مشخص درس بخوانند و اگر با لباس مثلا کردی می آمدند در شهرها ممانعت می کردند که این موضوع در سالهای دهه چهل برای خودمن پیش آمد".

از سوی دیگر یوسف عزیزی بنی طرف، نویسنده نیز با اشاره به پیامدهای محرومیت از حق "تحصیل به زبان مادری" در جامعه خوزستان به روز می گوید: "کودک غیر فارس در ایران وقتی وارد کلاس اول دبستان می شود باید دو چیز را بیاموزد: نخست زبان فارسی و دوم الفبای فارسی، در صورتی که کودک فارس فقط الفبای فارسی را می آموزد واین آغاز مسابقه نابرابر در عرصه زندگی میان کودک فارس وکودک غیرفارس است.این آغاز نابرابری زبانی به نظر من اساس نابرابری های فرهنگی، سیاسی واقتصادی آینده این کودک است. من وهمگنان عرب من وقتی وارد کلاس اول ابتدایی شدیم فقط عربی، یعنی زبان مادری ام را می دانستیم و محیط مدرسه که در آن صرفا به زبان فارسی تدریس می شد برای ما بیگانه بود. لذا این محرومیت از ابتدایی ترین حقوق انسانی یک کودک عرب زبان امروزه باعث شده تا در خوزستان شاهد ترک تحصیل حدود 33 در صد از دانش آموزان در مقطع دبستان و 50 درصد در مقطع راهنمایی و 70 درصد در مقطع دبیرستان باشیم. نسبت حضور دانشجویان عرب زبان در دانشگاه ها هم بسیار ناچیز است وقابل قیاس با نسبت حضور دانشجویان فارس در دانشگاه ها نیست و اساسا قیاس مع الفارق است".

ازخود بیگانگی؛ ارمغان محرومیت از زبان مادری

به عقیده کارشناسان، محرومیت از تحصیل به زبان مادری پیامدهای فرهنگی، روانشناسی واجتماعی ناگواری به بار می آورد. تاثیرات این امر اما بیش از همه بر ساختار اجتماعی جوامع محروم از تحصیل مشاهده می شود. در بعضی موارد هم پیامد محرومیت از این حق بشری منجر به دامنه دار شدن اختلافات سیاسی و عقیدتی شده است.

دکتر علیرضا اصغرزاده در همین ارتباط با اشاره به افت تحصیلی و ترک تحصیل دانش آموزان و دانشجویان، در مورد تبعات محرومیت از تحصیل به زبان مادری بر جامعه آذربایجان می گوید: "از جمله عوارضی که بدلیل ممنوعیت تحصیل به زبان مادری در ایران گریبانگیر آذربایجان شده است، افت شدید تحصیلی دانش آموزان و دانشجویان آذری بوده است، چون سیستم آموزشی در ایران بر یک اساس قلدرانه و دیکتاتورمابانه عمل کرده است. از همان مراحل ابتدایی شروع به تحصیل به دانش آموزان القا می شود که زبان شما زبان تحقیری است و زبان فارسی زبان رسمی شماست و باید با این زبان صحبت کنید. این درحالی است که در هیچ جای دنیا حالت مشابهی وجود ندارد و مسایل آموزشی فارغ از تمام متعلقات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی بر اساس نظریه های علمی نگریسته می شود،اما در ایران بچه ها به علت اینکه مجبورند زبان مادری خود را از یاد ببرند و با یک زبان بیگانه صحبت بکنند و درس بخوانند، حداقل تاثیری که این موضوع به جا می گذارد ترک تحصیل است. وقتی تعداد بیسوادها در جامعه نیز افزایش یابد مسایل دیگری هم به تبع آن به میان خواهد آمد".

رحمان جوانمردی، فعال حقوق بشر نیز با اشاره به پیامدهای روحی و روانی محرومیت از تحصیل به زبان مادری می گوید: "پاره ای از محققین معتقدند آموزش بزبانی که اطرافیان یک کودک با آن صحبت می کنند باعث رشد روانی و سلامت روحی شده و عکس آن میتواند مشکلات روانی برای کودک ایجاد کند. کودکی که اولین کلمات را برای تعریف و تفهیم اطراف خود از زبان مادر یاد میگیرد، در تغییر انها به کلمات و آواهای دیگر مشکل خواهد داشت. تلاش برای پاک کردن ذهن کودک از آموزه های پایه ای و اولیه میتواند بشدت مخرب و نابود کننده باشد. کودک برای تفکر و اندیشه احتیاج به مفاهیم دارد، این مفاهیم، زمانی که در دوران رشد بیشتر شوند، برای کودک ایجاد اختلال در اندیشه در پی دارند".

دکتر ناصر بولیدی از فعالان بلوچ هم با اشاره به اهمیت زبان و زبان مادری در شکل گیری ساختار شخصیتی فرد، در باره پیامدهای محرومیت از آن می گوید: "اساسا زبان یک مساله شخصیتی و فردی است. به عنوان مثال در ایران هنگامی که فرد غیر فارس به مدرسه می رود غیرمستقیم به او گفته می شود که زبانش کامل نیست و بایستی یک زبان دیگر را فرابگیرد. در واقع دولت ایران در دوران معاصر از طریق تشکیل یک سیستم تبعیض آمیز، باعث شده افراد غیر فارس در مراحل متفاوت، به مراتب مورد تبعیض قرار بگیرند که مسلما در ساختار شخصیتی آنها و بعدها در کل ساختار اجتماعی و فرهنگی تاثیرات بسیار ناگواری به بار خواهد آورد".

وی با اشاره به نقش زبان مادری در روحیه تسامح و بی توجهی به این امر می افزاید: "حتی گاهی از زبان فارسی به عنوان ابزاری برای سرکوب استفاده و نهایتا باعث از بین رفتن تسامح ملی و گاها به وجود آمدن تنشهای سیاسی شده است".

اما اساسا دولتها در قبال شناسایی و تضمین سطح و عمق حقوق بشر به ویژه حق آموزش به زبان مادری تعهداتی دارند که نقض آنها پیامدهایی برای آن دولتها به بار خواهد آورد.

دکتر صالح نیکبت کارشناس مسایل حقوقی و وکیل دادگستری درباره پیامدهای حقوقی نقض حق "تحصیل به زبان مادری" برای دولت ایران می گوید: "البته نقض حقوق بشر در کشورهایی مانند ایران و ترکیه و سوریه و سایر کشورهای خاورمیانه، محدود به این مورد نیست،اما با این وجود یکی از موارد نقض این حقوق و از جمله آموزش به زبان مادری این است که زمینه آسیمیلاسیون در ملتهای غالب به وجود می آید و انچه که در دنیا برای جلوگیری از آن فعالیت و هزینه میشود و آن نگهداری فرهنگ ها و تمدنهای کهن ولو کوچک میباشد در این مورد به صورت علنی پایمال میشود. بدون شک نقض این حق یکی از مواردی است که همواره توسط مجامع بین المللی به دولت ایران تذکر داده میشود اما ظاهرا همواره جواب این دولت به این مسائل، رد و انکار بوده است".

زبان مادری باید اجباری شود

برخی اما بر این باورند که در ایران نه تنها باید زمینه‌های شکوفائی زبانهای گوناگون مردم ایران فراهم باشد، بلکه باید آموزش زبان مادری درست بمانند زبان فارسی اجباری شود و فارسی زبانان را نیز وادارکرد تا یک زبان دیگر را هم بیاموزند.

ناصر بولیدی نویسنده و فعال بلوچ در این باره می گوید: "مسلما باید در منطقه بلوچستان یادگیری زبان مادری برای تمام ساکنان آن اجباری شود. آن هم نه به شکل تحقیر آمیزی که قانون اساسی هم اکنون مطرح کرده، بلکه به عنوان یک امکان و حق عادی به موضوع زبان مادری پرداخته شود. یعنی همزمان و هم شان با دیگر زبانهای کشور به شکل اجباری باید آموزش داده شود.عدم توجه به این امر باعث ایجاد تنش و از بین رفتن همزیستی مسالمت آمیز در میان خلقهای ایرانی خواهد شد".

رحمان جوانمردی دیگر فعال حقوق بشر در ایران در مورد اجباری کردن زبان مادری در کشور می گوید: "زمینه‌های شکوفائی زبانهای گوناگون مردم ایران باید فراهم شود. زبان وسیله و ابزار ارتباط، شناختن و اگاهی است. در کشوری که مردمانی با تنوع فرهنگی و زبانی در آن زندگی مشترک دارند، نیاز به شناخت همدیگر دارند. خانواده بدون آگاهی از همدیگر دچار بلبشو و هرج و مرج خواهد شد. مردم ساکن یک کشور خانواده ای بزرگتر هستند که با قرارداد نا نوشته ای با هم زندگی میکنند. همانگونه که تبعیض و بالادستی در یک خانواده، پایداری نظام خانواده را بطور جدی تهدید میکند، تبعیض و نابرابری میتواند باعث از هم پاشیدن یک خانواده بزرگتر نیز گردد. مردمان غیر فارس ساکن ایران گاهی از فارسها نیز زبان فارسی را بهتر یاد گرفته اند. نمونه های فراوانی در این مورد را میتوان به عنوان شاهد این ادعا مطرح کرد. محمد قاضی مترجم صاحب نام ایرانی یک کرد زبان بود. هه ژار مکریانی که قانون ابن سینا را بفارسی ترجمه کرده یک کرد زبان بود. نویسندگان ترک زبان، عرب و بلوچ که در زبان فارسی شاهکارهایی خلق کرده اند کم نیستند. انسان مدرن و متمدن از خود سئوال می کنند چرا برعکس آن ممکن نیست؟ چرا شهروند فارس زبان نباید نوشته ای بزبان کردی یا ترکی داشته باشد؟ سیر پیشرفت در زمینه حقوق فردی و جمعی انسان در قرن حاضر و گفتمانهای مدرن باید به میان مرزهای ایران نیز نفوذ کند. دمکراسی یک پاکت و مجموعه و شامل اجزایی بهم پیوسته است. عدم اجرای یکی باعث فاسد شدن دیگر اجزا میشود. اصل اول و دوم میثاق جهانی حقوق بشر بر عدم تبعیض و احترام متقابل تاکید دارد".

دکتر علیرضا اصغرزاده، استاد جامعه شناسی دانشگاه یورک تورنتو در کانادا نیز با اشاره به ضرورت اجباری کردن «زبان مادری» در ایران به تجربه ی برخی از کشورها با تفاوتهای ملی و قومی به "روز" می گوید: "همین روش در اکثر کشورهای جهان خصوصا در کشورهای چند زبانه و به ویژه در کشورهای افریقایی به اجرا گذاشته شده است. به عنوان مثال نیجریه، افریقای جنوبی، غنا، سیاستهای زبانی اینها در سیستم تحصیلی بدین قرار است که دانش آموز در مراحل ابتدایی فقط به زبان مادری آموزش می بیند. بعد از مرحله ابتدایی زبان انگلیسی هم اضافه می شود که علیرغم اینکه زبان استعمارگر بوده اما به مرور زمان در میان مستعمره ها به زبان رسمی تبدیل شده است. در مرحله دبیرستان به علاوه زبان مادری و زبان انگلسی یک زبان دیگر افریقایی هم آموزش داده می شود. این روش، روشی کاملا علمی، منصفانه و برابر طلبانه است".

جنبش سبز و زبان مادری

روز جهانی "زبان مادری"در ایران امسال مصادف با ظهور و تداوم جنبشی است که بعد از دور دهم انتخابات ریاست جمهوری در ایران به جنبش سبز نام گرفت. این جنبش در راستای ارائه و تحقق خواسته های خود از مناسبتهای ملی و جهانی به عنوان عاملی برای عینیت بخشیدن به خواسته های خود و پیشبرد آنها استفاده کرده است. فعالان فارس زبان این جنبش در این میان اما واکنشی به "روز جهانی زبان مادری" نشان ندادند.

در حالیکه برخی بر این عقیده بودند که این روز می توانست فرصت مناسبی برای برطرف کردن آن چیزی باشد که از آن به عنوان "آسیب عدم فراگیری جنبش" یاد می شود.

ناصر بولیدی در این مورد به روز می گوید: "جنبش سبز چه چیزی برای ملتها و اقوام ایرانی دارد؟ این سئوالی است که تاکنون سران نمادین و روشنفکران این جنبش به آن پاسخی نداده اند. این دوستان که در قبال قشرهای اجتماعی مثل زنان، دانشجویان و غیره همواره مواضع شفاف داشته اند، به طور بسیار غیر شفاف و حداقلی در مورد مسایل ملتها و اقوام سخن گفته اند. در حالیکه با ارتقای سطح سیاسی و آگاهی بلوچ ها، کردها و آذری ها، این مساله در آینده برای آنها غیر قابل قبول است و حل مساله ملی به شکل کامل خواسته اصلی این مردمان است؛ مطلبی که از سوی جنبش سبز به طور کلی به حاشیه رانده شده است".

دکتر علیرضا اصغرزاده از فعالان آذربایجان نیز با ذکر اینکه یکی از ضعف های اساسی جنبش سبز نادیده گرفتن حقوق خلق های غیر فارس بوده است به "روز" می گوید: "از بدو تشکیل جنبش سبز یک آسیب جدی وجود دارد که همانا نادیده گرفتن حقوق خلق های غیر فارس است. سران نمادین جنبش سبز و فعالان آن می توانستند از روز جهانی زبان مادری به نحو احسن برای تقویت اعتماد بین خلق های غیر فارس، استفاده کنند.نه تنها مسئولان نمادین این جنبش در داخل ایران از این مساله غافل ماندند، بلکه برخی از سخنگویان نمادین جنبش در خارج از ایران هم که عموما از روشنفکران درجه اول ایرانی هستند، به این مساله هیچ توجهی نشان ندادند. در حالیکه به نظر من این مساله اصلی ترین ضعف جنبش سبز است و طبیعتا اگر برخورد جنبش با ملتها و اقوام ایرانی اینگونه ادامه بیابد، خلق های غیر فارس هم دنباله روی از جنبش نخواهند کرد".

گفتنی است نقض حق تحصیل به زبان مادری از سوی جمهوری اسلامی و کم توجهی فعالان سیاسی، مدنی، روشنفکری و حقوقی فارس زبان طی 31 سال گذشته در حالی صورت می گیرد که این حق در بسیاری از اسناد و معاهدات حقوق بشری مانند منشور زبان مادری، اعلامیه­ی جهانی حقوق زبانی، بندهای ۳ و ۴ ماده­ی ۴ اعلامیه­ی حقوق اشخاص متعلق به اقلیتهای قومی، ملی، زبانی و مذهبی، ماده­ی ۳۰ کنوانسیون حقوق کودک، ماده­ی ۲۷ میثاق بین­المللی حقوق مدنی و سیاسی و… مورد تاکید قرار گرفته است.

لینک گزارش روز

ادامه مطلب ....

مصاحبه صدای آمریکا با مرتضی مرادپور در خصوص صدور حکم سه سال زندان لازم الاجرا برای وی

صدای آمریکا . برنامه خبرها و نظرها ، پنجشنبه ۲۹ بهمن ۱٣٨٨ - ۱٨ فوريه ۲۰۱۰

video

فیلم مصاحبه را از اینجا دانلود کنید

ادامه مطلب ....

پیام خانم ایرینا بوکووا دبیر کل یونسکو به مناسبت ۲۱ فوریه ۲۰۱۰ روز جهانی زبان مادری

شنبه ۱ اسفند ۱٣٨٨ - ۲۰ فوريه ۲۰۱۰

ایرینا بوکووا دبیر کل یونسکو همزمان با ۲۱ فوریه روز جهانی زبان مادری طی پیام تبریکی این روز را به اعضای سازمان ملل متحد تبریک گفته است. خانم بوکووا در این پیام که در سایت سازمان یونسکو درج شده است با ابراز خشنودی از تجربه ده ساله روز جهانی زبان مادری بر لزوم آموزش کودکان به زبان مادری و گسترش سیستم آموزشی چند زبانه تاکید کرده است. متن پیام دبیر کل یونسکو بدین شرح است:

از ده سال پیش مراسم گرامیداشت روز جهانی زبان مادری با حضور کشورهای عضو در مقر سازمان یونسکو برگزار می شود.از فعالیت های بسیاری که در این ده سال در جهت ترفیع مسایل مهمی هم چون تنوع زبانی و چند زبانگی انجام گرفته است تشکر و قدردانی می نمایم. سالهاست که کارکردهای چندگانه و حیاتی زبان در عرصه های مختلفی هم چون فرهنگ ,اقتصاد , آموزش به اثبات رسیده است.

اولین کلمات و هم چنین تفکرات فردی که اساس و شالوده تاریخ و فرهنگ است از طریق زبان مادری ابراز می شوند لزوم تحصیل کودکان در مراحل اولیه آموزش بزبان مادری به اثبات رسیده است.

مفهوم زبان مادری در حقیقت مکمل سیستم آموزشی چند زبانه ایست که یونسکو در تلاش برای ارتقا و ترویج حداقل ۳مهارت زبانی یعنی زبان مادری ,زبان ملی و گویش مختلط می باشد.

امسال یازدهمین مراسم گرامیداشت روز جهانی زبان مادری در چارچوب" سال بین الملی نزدیکی فرهنگها" واقع شده است. چرا که زبانها ابزار مترقی تحمل و درک یکدیگر می باشند زبانها عامل کلیدی برای تضمین زندگی مسالمت آمیز بدون استثنا در بین اعضای یک جامعه می باشند.

سیستم آموزشی چند زبانه را می توان توسعه متوازن زبانهای مختلف در فضای مشترک تعریف نمود باید به این امر توجه خاصی نمود و هم چنین این امر به مولفه اساسی سیاستهای فرهنگی و آموزشی تبدیل شود.

در عین حال یادگیری زبانهای خارجی از طریق استعداد فردی و بکارگیری زبانهای مختلف عامل درک فرهنگها از یکدیگر و باز کننده دریچه تنوع باشد و از این روست که باید به عنوان جز سازنده آموزش پیشرفته تشویق و ترویج گردد.

با توجه به روند پر شتاب تجارت در عصر جهانی , ترجمه رشد بی سابقه ای را در تاریخ بشریت تجربه می کند و به همین دلیل به ابزار حقیقی گفتگو و درک متقابل تبدیل شده است. باید بتوانیم عرصه مبادلات علمی و فرهنگی را افزایش داده و به توازن برسانیم.

سیستم آموزشی چند زبانه , یادگیری زبان خارجی و ترجمه ۳ سیاست استراتژیک زبانی آینده هستند. به مناسبت یازدهمین مراسم گرامیداشت روز جهانی زبان مادری از جامعه جهانی درخواست می کنم تا به مسله زبان در هر ۳ محور یاد شده توجه نمایند چرا که توجه به این امر (زبان) آنرا به جایگاه بنیادی که سزاوارش است در پرتو احترام و تحمل به مسیر صلح و دوستی رهنمون خواهد ساخت.

ترجمه :امید شکری

لینک مستقیم از سایت یونسکو

ادامه مطلب ....

آزادی هادی مرتضی سیلاب و علی تهمتن فعالین مدنی آذربایجانی در تبریز

جمعه ٣۰ بهمن ۱٣٨٨ - ۱۹ فوريه ۲۰۱۰

ساوالان سسی : هادی مرتضی سیلاب مدیر مسئول نشریه دانشجویی دان اولدوزو و علی تهمتن استاد موسیقی آذربایجانی روز پنجشنبه ۲۹ بهمن ۸۸ پس از تحمل ۵۲ روز بازداشت موقت به قید وثیقه ۲۰ و ۳۰ میلیون توانی از زندان تبریز آزاد شدند.

اتهام این افراد اجتماع و تبانی جهت ارتکاب جرم بر علیه امنیت کشور، اقدام علیه امنیت ملی و تبلیع علیه نظام به نفع گروههای قوم گرا عنوان شده است.

این فعالین ۸ دی ۸۸ و پس از شرکت در مراسم تشییع جنازه چنگیز بخت آور از فعالین مدنی آذربایجانی در تبریز که به طرز مشکوکی جان باخته است در قبرستان مارالان تبریز بازداشت شده بودند. فعالین آذربایجانی در این مراسم با نثار گل، شعارهایی مبنی بر تسلیت این ضایعه به آذربایجانیها سرداده و مارش ملی آذربایجان را خوانده بودند.

ماموران امنیتی پس از پایان مراسم به شرکت کنندگان در مراسم حمله کرده و با استفاده از چماق و زنجیر و گاز اشک آور مردم را مورد ضرب و شتم قرار داده و عده ای را بازداشت کرده بودند.

این افراد در مدت بازداشت موقت و مرحله تحقیقات از دسترسی به وکیل محروم بوده و مورد ضرب و شتم ماموران اداره اطلاعات تبریز قرار گرفته اند.

شایان ذکر است در جریان مراسم خاکسپاری جنگیز بخت آور ۲۲ تن از فعالین آذربایجانی از جمله ابراهیم فرج زاده، هادی مرتضی سیلاب، علی تهمتن، رضا ابری، فرزین اصغری، علی ایمانی، یعقوب وجودی، محمد رضا یوسفی، ابراهیم آسمانی و سه برادر به نامهای مهدی،مجید و نصیب جوادپور بازداشت شده بودندکه اکثر این افراد به قید وثیقه از زندان آزاد شده اند اما رضا ابری از بازداشت شدگان در این مراسم پس از گذشت دو ماه همچنان در بازداشت به سر می برد.علاوه از این مسئولین قضایی علیرغم تماس تلفنی یعقوب وجودی با خانواده که خبر از بازداشت خود توسط ماموران اطلاعاتی دادن بود از دادن پاسخ به سوالات خانواده در خصوص علت بازداشت و محل نگهداری او امتناع می کنند.

ادامه مطلب ....

قتل مجید امیری کارمند دیوان محسبات و شاعر آذربایجانی در تبریز

جمعه ٣۰ بهمن ۱٣٨٨ - ۱٨ فوريه ۲۰۱۰

ساوالان سسی : جسد مجید امیری شاعر آذربایجانی و کارمند دیوان محاسبات آذربایجانشرقی که به طرز مشکوکی جان باخته بود ۷ بهمن ۸۸ در گاراژ منزلش در تبریز پیدا شد .

این کارمند دیوان محاسبات آذربایجان شرقی در زمینه مبارزه با فساد اداری در استان آذربایجانشرقی فعال بوده است. وی در همین راستا طی نامه هایی به سران نظام از فساد اداری موجود در این استان انتقاد و خواهان مبارزه با فساد اداری در ادارات این استان شده بود.

به گفته نزدیکان امیری این کارمند آذربایجانی به دلیل پیگیری جدی پرونده های فساد اداری مسئولین رده بالای استان آذربایجانشرقی از طرف اداره اطلاعات تبریز احضار و تهدید به مرگ شده بود.مسئولین دیوان محاسبات آذربایجانشرقی امیری را برای مدتی به استان یزد تبعید کرده بودند.

بدنبال انتقال جسد این کارمند آذربایجانی به اداره پزشکی قانونی مامورین اداره اطلاعات خانواده امیری را مجبور کرده اند تا جسد را بدون بررسی دقیق پزشکی دفن کنند. مامورین خانواده امیری را تهدید و از پیگیری علت واقعی مرگ این کارمند آذربایجانی منع کرده اند.

مسئولین این اداره همچنین مانع از روئیت جسد توسط خانواده مقتول پس از انتقال به اداره پزشکی قانونی شده اند و علت مرگ را گازگرفتگی ناشی از دود اگزوز اتومبیل اعلام کرده­اند.
به گفته نزدیکان این شاعر آذربایجانی به هنگام پیدا شدن جسد آثار ضرب و شتم و خونریزی بر روی بدن مقتول مشخص بوده و زبان وی بریده شده بود.

مرگ مشکوک فعالین سیاسی و فرهنگی آذربایجانی در سالهای اخیر افزایش یافته به گونه ای در سالهای گذشته چندین تن از فعالین سیاسی آذربایجانی از جمله چنگیز بخت آور، مهندس غلامرضا امانی، سهند افشاری وچندین تن دیگر به طرز مشکوکی جان باخته اند.




ادامه مطلب ....

گفتگو با یاشار حکاک‌پور مسئول روابط عمومی آداپ درباره‌ ممنوعیت فروش و توزیع پوسترهای تیم تراکتورسازی تبریز : «قانونی نانوشته؛ ترکی ننویسید!»


اردوان روزبه

a.roozbeh@radiozamaneh.com

از تبریز خبر می‏‌رسد که چاپ‏خانه‏ها و محل‏های فروش توزیع و فروش پوسترهای تبلیغاتی تیم فوتبال تراکتورسازی تبریز، توسط ماموران اماکن نیروی انتظامی پلمپ شده است.

مامورین این اداره در تبریز، با مراجعه به لیتوگرافی و چاپ‏خانه‏هایی نظیر چاپ‏خانه‏های «عافیت» و «نگار» که این پوسترها را منتشر کرده‏اند و هم‏چنین مغازه‏های صوتی و تصویری‏ای که این پوسترها را به فروش می‏رسانده‏اند، آن‏ها را پلمپ کرده‏اند.

پلمپ اداره‏ی اماکن به دنبال چاپ و انتشار پوستری با شعارهای ملی در حمایت از تیم فوتبال تراکتورسازی تبریز در شهرهای مختلف آذربایجان صورت گرفته است.

ماموران هم‏چنین با مراجعه به مغازه‏ی صوتی‌−‌تصویری «آذربایجان»، فردی به نام داوود شیری، صاحب مغازه را بازداشت و اقدام به تفتیش مغازه‏ی او و ضبط کیس کامپیوتر و پوسترهای این تیم کرده‏اند. گرچه آقای شیری پس از دو روز آزاد شده، اما با سپردن ضمانت، تعهد داده است که هرزمان او را بخواهند باید به دادگاه مراجعه کند.

پلمپ مراکز چاپ و انتشار پوسترهای تیم تراکتورسازی تبریز و آزار صاحبان این مراکز، در حالی صورت می‏گیرد که این پوسترها پس از کسب مجوز نشر از اداره‏ی ارشاد و باشگاه تراکتورسازی تبریز انتشار یافته است.

مسابقات تیم تراکتورسازی تبریز در ماه‏های اخیر به صحنه‏های طرح مطالبات زبانی آذری‏ها تبدیل شده است. ماموران امنیتی نیز سعی در محدودکردن این‏گونه ابراز احساسات داشته‏اند.

پیش از این نیز مردم در برابر حضور محمود احمدی‏نژاد در تبریز، به جای شعار به نفع او، آن‏گونه که در چنین ملاقات‏هایی مرسوم است، به نفع تیم تراکتورسازی تبریز شعار می‏داده‏اند.

در ارتباط با این مسایل با یاشار حکاک‏پور، فعال مدنی آذری، گفت‏وگو کرده‏ام.

آقای حکاک‏‏پور، اخیرا چاپ‏خانه‏هایی که پوسترهای تیم تراکتورسازی تبریز را منتشر کرده‏اند، تهدید شده‏اند و حتی برخی از آن‏ها پلمپ شده‏اند. انتشار یک پوستر از یک تیم محبوب در آذربایجان چرا باید موجب پلمپ چاپ‏خانه بشود؟

از آن‏جایی که مسابقات تیم تراکتورسازی تبریز، به عرصه‏ی طرح مطالبات ملی و زبانی آذربایجانی‏ها تبدیل شده است، ماموران امنیتی ایران به این مساله حساس شده‏اند و می‏خواهند بروز احساسات بعد از این مسابقات را محدود کنند. در همین راستا، اقدام به پلمپ چاپ‏خانه‏ای که این پوسترها را زده، کردند و عده‏ای را نیز بازداشت کردند.

علت جمع‏آوری و ممنوع‌شدن این پوسترها چیست؟

بر اساس اطلاعاتی که به ما رسیده، علت اصلی ممانعت از چاپ این پوسترها، جمع‏آوری آن‏ها و بستن چاپ‏خانه‏ها، نوشته‏هایی به زبان آذربایجانی بر روی این پوسترها مبنی بر «زنده باد آذربایجان» و «زنده باد تیم تراکتورسازی» است. برخی از مطالبات ملی آذربایجانی‏ها نیز به طور ضمنی در برخی از این پوسترها ذکر شده است.

در میان فعالین آذربایجان گفته می‏شود که تیم تراکتورسازی نقش مهمی در طرح مطالبات ملی آذربایجانی‏ها در ماه‏های گذشته داشته و آذربایجانی‏ها این تیم را فقط به چشم یک تیم فوتبال نگاه نمی‏کنند.

گویا امروز (جمعه ۲۵ دی ماه) تیم تراکتورسازی در تهران بازی داشته است. اخبار پراکنده‏ای مبنی بر درگیری‏هایی در این بازی انتشار پیدا کرده است. آیا شما خبر دقیق‏تری در این باره دارید؟

بله، امروز تیم تراکتورسازی تبریز در تهران با تیم استقلال تهران بازی داشت. حدود ۴۰هزار نفر از هواداران تیم تراکتورسازی تبریز به ورزش‌گاه رفتند و تیم آذربایجانی را با شعارهای «یاشاسین آذربایجان» تشویق کردند.

در حین بازی و بعد از آن نیز درگیری‏هایی بین ماموران امنیتی و هواداران تیم تراکتورسازی که چنین شعارهایی سر می‏دادند، روی داده است.

اخبار جسته‌گریخته‏ای در ارتباط با بازداشت تعدادی از افراد به ما رسیده است. الان هم پی‏گیر هستیم که اسامی دقیق این افراد را به‏دست بیاوریم.

گویا زمانی که آقای احمدی‏نژاد به تبریز سفر کرده بودند، مردم به‌جای سردادن شعار به نفع ایشان، شعارهایی در هواداری از تیم تراکتورسازی تبریز می‏دادند.

این روی‏داد ممکن است تاثیری روی برخورد‏ با هواداران تیم تراکتورسازی و محدودیت‏های اخیر گذاشته باشد؛ منتها کلیت قضیه این است که چون این تیم تبدیل به وسیله‏ای برای طرح مطالبات آذربایجانی‏ها شده، حساسیت ماموران امنیتی ایران را برانگیخته است.

همان‏طور که می‏دانید، مردم تبریز در جریان استقبال از آقای احمدی‏نژاد، به جای این که آقای احمدی‏نژاد را تشویق کنند، تیم تراکتورسازی را تشویق کردند. ضمن این‏که تعداد کمی از مردم برای استقبال از آقای احمدی‏نژاد به ورزش‌گاه رفته بودند.

یعنی انتشار هرنوع پوستری به زبان ترکی ممنوع است؟

متاسفانه این، قانون نانوشته‏ای در آذربایجان شده است. بر اساس اطلاعاتی که از افراد نزدیک به مسوولین چاپ‏خانه گرفته‏ایم، این مساله قانون نانوشته‏ای شده که چاپ نوشته به زبان ترکی ممنوع است؛ حتی پوستر یک تیم ورزشی یا آگاهی مجلس ترحیم.

زمانی که من در مراغه ساکن بودم، مامورین امنیتی به چاپ‏خانه‏ها دستور داده بودند که از چاپ هرگونه آگهی مجلس ترحیم و تشییع‏ جنازه به زبان ترکی امتناع کنند و تهدید کرده بودند که در غیر این صورت مجوز این چاپ‏خانه‏ها را باطل می‏کنند.

فایل صوتی مصاحبه را از اینجا دانلود کنید

لینک مستقیم گزارش از رادیو زمانه


ادامه مطلب ....

آزادی محمد علیمرادی فعال مدنی آذربایجانی از زندان تبریز

دوشنبه ۲۶ بهمن ۱٣٨٨ - ۱۵ فوريه ۲۰۱۰

ساوالان سسی : محمد علیمرادی فعال مدنی آذربایجانی و از هواداران تیم فوتبال تراکتورسازی ۲۵ بهمن ٨٨ پس از تحمل ۱۳ روز بازداشت موقت به قید وثیقه ۲۰ میلیون تومانی از زندان تبریز آزاد شد.

این فعال آذربایجانی ۱۳ بهمن ۸۸ پس از مراجعه به حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی بازداشت و به اداره اطلاعات تبریز منتقل شده بود.

بازداشت علیمرادی پس از چاپ و انتشار گسترده پوستر تبلیغاتی تیم فوتبال تراکتورسازی به زبان ترکی آذربایجانی صورت گرفته بود. این پوسترها با مجوز باشگاه تراکتورسازی و با هماهنگی اداره ارشاد تبریز چاپ و منتشر شده است.

علاوه از این عبدالله صدوقی روزنامه نگار آذربایجانی و عضو هیأت تحریریه نشریات ورزشی گل، کرنر و خوش خبر که در جریان این پرونده بازداشت شده بود پس از گذشت نزدیک به یک ماه از زمان دستگیری همچنان در زندان تبریز به سر می برد.

منابع موثق همچنین از بازداشت و آزادی علی عافیت مدیر چاپ عافیت و نگار که بزرگترین مرکز چاپ در شمال غرب کشور می باشد خبر می دهند. به گفته این منابع عافیت ۲۱ بهمن ۸۸ پس از تحمل ۱۰ روز بازداشت موقت به قید وثیقه از زندان تبریز آزاد شده است.

بدنبال چاپ و پخش پوسترهای تبلیغاتی ترکی تیم تراکتورسازی، ماموران وزارت اطلاعات ایران چندین چاپخانه و لیتوگرافی از جمله چاپ عافیت و نگار و مراکز فروش این پوسترها از جمله صوتی تصویری آذربایجان در تبریز را پلمپ و اقدام به بازداشت عبدالله صدوقی، محمد علیمرادی، داود شیری، علیرضا حسین زاده و علی عافیت از شهروندان آذربایجانی در تبریز نموده بودند.

در ماههای گذشته حضور تیم فوتبال تراکتورسازی در لیگ دسته یک باشگاههای کشور به بهانه ای برای طرح مطالبات زبانی و ملی آذربایجانیها تبدیل شده است و دهها هزار آذربایجانی با حضور در استادیومهای فوتبال با در دست داشتن پارچه نوشته هایی به زبان ترکی آذربایجانی در حمایت از این تیم آذربایجانی شعارهایی نظیر «یاشاسین آذربایجان»، «تورک دیلینده مدرسه» سر می دهند.

مامورین امنیتی ایران شهروندان آذربایجانی را که با بهره برداری از تیم تراکتورسازی سعی در طرح مطالبات زبانی و ملی آذربایجانیها در ایران را دارند بازداشت و مورد آزار و اذیت قرار می دهند.

ادامه مطلب ....

سایت خبری بیزیم تبریز نیوز در ایران فیلتر شد

پنجشنبه ۲۲ بهمن ۱٣٨٨ - ۱۱ فوريه ۲۰۱۰

ساوالان سسی : سایت اینترنتی بیزیم تبریز نیوز روز دوشنبه ۱۹ بهمن ٨٨ از سوی اداره مخابرات ایران فیلتر شد.

این سایت اینترنتی یکی از مراکز فعال خبری در منطقه آذربایجان می باشد که پس از فعالیت موثر در زمینه اطلاع رسانی در عرصه های اجتماعی، فرهنگی وسیاسی فیلتر می شود.

هکرهای حکومت ایران چندی پیش با حمله به سرورهای این سایت اینترنتی قصد تخریب سرورها را داشته اند.

فیلترینگ این سایت اینترنتی در راستای ایجاد اختلال برای جریان آزاد اطلاعات و ممانعت از دسترسی کاربران داخلی به اخبار و رویدادهای آذربایجانیها در ایران صورت می گیرد.

در سالهای گذشته نیز سایتهای اینترنتی آداپ، ساوالان سسی، اویرنجی، میللی حرکت، گوناسکام و دهها سایت اینترنتی دیگر که همگی اخبار و وقایع منطقه آذربایجان در شمال غرب ایران را منتشر می کردند از سوی حکومت ایران فیلتر شده اند.

ادامه مطلب ....

پنج سال حبس تعزیری برای نقی احمدی آذر نویسنده آذربایجانی

پنجشنبه ۲۲ بهمن ۱٣٨٨ - ۱۱ فوريه ۲۰۱۰

بی تی ان : نقی احمدی آذر مقدم نویسنده و روزنامه نگار آذربایجانی از سوی شعبه سوم دادگاه انقلاب تبریز به پنج سال حبس تعزیری و ده سال محرومیت از سفر به جمهوری آذربایجان محکوم گردید.

بر اساس حکم صادره از سوی قاضی بیات رئیس شعبه سوم دادگاه انقلاب تبریز، اتهام احمدی آذر جاسوسی در خاک ایران علیه ارمنستان و به نفع جمهوری آذربایجان عنوان شده است.

این نویسنده آذربایجانی پس از رفت و آمد به محافل ادبی در جمهوری آذربایجان با این اتهام سنگین مواجه گردیده است.

احمدی آذر ۱۵ فروردین ماه ۸۸ بازداشت و پس از تحمل تحمل صد و چهل و شش روز بازداشت به قید وثیقه ۱۵۰ میلیون تومانی از زندان تبریز آزاد شده بود.

دادگاه این نویسنده آذربایجانی به صورت غیرعلنی برگزار شده و وی از حق داشتن وکیل در دوران بازداشت محروم بوده است.یوسف نوجوان وکیل دادگستری در تبریز وکالت احمدی آذر را برعهده دارد.

نقی احمدی آذر مقدم از اعضای هيئت تحريريه هفته نامه توقیف شده شمس تبريز می باشد. اين نويسنده آذربایجانی آثاری مانند «زبان ترکی و تاريخ آذربايجان»، «سلطان محمد و مکتب مينياتور تبريز»، «وقايع مشروطيت» به زبان فارسی و چند کتاب به ترکی تأليف و ترجمه کرده است.

پیش از این نیز سعید متین پور فعال حقوق بشر آذربایجانی و علی عباسی از فعالین مدنی آذربایجانی در اردبیل به ترتیب پس از سفر به کشورهای ترکیه و جمهوری آذربایجان با اتهام جاسوسی به هشت و پنج سال حبس تعزیری محکوم گردیده بودند.

دادگاههای ایران در سالهای اخیر فعالین آذربایجانی را پس از سفر به کشورهای جمهوری آذربایجان و ترکیه بازداشت کرده و به اتهام ساختگی جاسوسی محاکمه و زندانی می کند.

ادامه مطلب ....

یاشار حکاک پور مسئول روابط عمومی آداپ در گفتگو با روز آنلاین : «شش سال حبس برای خواست تحصیل به زبان مادری»


گزارشی از آخرین وضعیت حقوق بشر در آذربایجان

روز آنلاین - کاوه قریشی

طی روزهای گذشته همزمان با دیگر نقاط کشور فشار بر فعالان سیاسی و مدنی آذربایجان تشدید شده و بازداشت ها و صدور احکام سنگین برای فعالان این منطقه ادامه داشته است. یاشار حکاک پور مسئول روابط عمومی آداپ (انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران) در مصاحبه با روز از علل تشدید فشارها و همچنین از آخرین وضعیت زندانیان، بازداشت شدگان و فعالان آذربایجان سخن گفته است. وی با اشاره به تلاشهای (آداپ) و دیگر نهادهای حامی حقوق بشر برای جلب توجه دولتها و افکار عمومی بین المللی به مساله نقض حقوق بشر در آذربایجان، به روز می گوید: "در قدم های بعدی به جامعه جهانی متوسل خواهیم شد". این مصاحبه در پی می آید :

آقای حکاک پور چه اطلاعی از آخرین وضعیت زندانیها و بازداشت شدگان اخیر در آذربایجان دارید؟

دستگیری فعالین مدنی آذربایجانی، صدور احکام سنگین زندان برای این فعالین و نگهداری این فعالین در زندان بدون دسترسی به امکانات پزشکی حاکی از سیر صعودی نقض حقوق بشر در آذربایجان است. این فعالین اکثرا خواهان ابتدایی ترین حقوق انسانی خود در زمینه تحصیل به زبان مادری در مدارس و رفع تبعیضات اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی و رعایت حقوق بشر در مورد آذربایجانیها در ایران هستند.

در حال حاضر شعبه چهارم دادگاه تجدید نظر آذربایجان شرقی، فردین مرادپور نوجوان ۱۸ ساله آذربایجانی، مرتضی مرادپور، رسول بدلی از فعالین مدنی آذربایجانی در تبریز را به ترتیب به شش، سه و دو سال حبس تعزیری محکوم کرده است. دادگاه همچنین برای علی بدلی، امین پاشا قره باغی و آرش عشقی دیگر فعالین آذربایجانی بازداشت شده در جریان این پرونده حکم شش ماه حبس تعزیری صادر کرده است. محمدرضا جهانگیر پور و نقی احمدی آذر، نویسنده و شاعر آذربایجانی از سوی شعبه سوم دادگاه انقلاب تبریز به ترتیب به دو و نیم سال و پنج سال زندان و هر کدام به محرومیت ده ساله از سفر به جمهوری آذربایجان محکوم گردیده اند. اتهام این افراد جاسوسی در خاک ایران علیه ارمنستان و به نفع جمهوری آذربایجان عنوان شده است. این افراد از شاعران آذربایجانی در ایران به شمار می روند و به دلیل رفت و آمد به محافل ادبی در جمهوری آذربایجان با این اتهام روبرو شده اند. سعید متین پور فعال حقوق بشر و روزنامه نگار آذربایجانی در زندان اوین که به هشت سال حبس تعزیری محکوم شده بود دچار عارضه قلبی شده است و بدون دسترسی به پزشک جهت معالجه موثر در شرایط بسیاروخیم جسمی در زندان اوین نگهداری می شود. تداوم درد و تکرار عارضه قلبی متین پور ممکن است مسئله جدی ای برای سلامتی وی پیش آورد. مراجعات مکرر وکیل و خانواده متین پور به مسئولین قضائی و درخواست مرخصی وی جهت درمان در خارج از زندان تاکنون بی نتیجه مانده است و مقامات قضائی از ارائه پاسخ به درخواست مرخصی این روزنامه نگار زندانی امتناع میکنند. مسئولین اجرای احکام دادگستری تهران به خانواده متین پور گفته اند که پرونده او در اجرای احکام دادگستری موجود نیست و زندانیان امنیتی حق استفاده از مرخصی را ندارند.

در موردی دیگر عبدالله صدوقی، محمد علیمرادی، علیرضا حسین زاده و داود شیری، از فعالین آذربایجانی و از هواداران تیم فوتبال تراکتورسازی در تبریز توسط ماموران ادارات اطلاعات و حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی بازداشت شده بودند که از این بین عبدالله صدوقی و محمد علیمرادی همچنان در بازداشت به سر می برند و بقیه به قید وثیقه از زندان آزاد شده اند. در همین ارتباط چندین چاپخانه و مغازه، از جمله چاپخانه ها و لیتوگرافی های "عافیت" و "نگار" و مغازه صوتی تصویری "آذربایجان" در تبریز به اتهام چاپ و انتشار پوستر تبلیغاتی به زبان ترکی آذربایجانی برای تیم فوتبال تراکتورسازی پلمپ شده اند. این بازداشتها بدنبال سر دادن شعارهای یاشاسین آذربایجان و تورک دیلینده مدرسه در جریان مسابقات تیم فوتبال تراکتورسازی که به محلی برای طرح مطالبات زبانی و ملی آذربایجانیها تبدیل شده، روی می دهد. چنگیز بخت آور فعال شناخته شده آذربایجانی به صورت مشکوکی در محل کارش در نیروگاه برق تبریز درگذشت. خانواده این فعال آذربایجانی از دخالت نیروهای امنیتی ایران در مرگ این فعال آذربایجانی خبر می دهند. در جریان مراسم تشییع جنازه مرحوم بخت آور، نیروهای امنیتی پس از پایان مراسم و هنگام خروج مردم از قبرستان مارالان به شرکت کنندگان در مراسم حمله کردند و عده زیادی را مورد ضرب و شتم قرار دادن و ۲۲ تن از فعالین آذربایجانی از جمله جمله ابراهیم فرج زاده، هادی مرتضی سیلاب، علی تهمتن، رضا ابری، فرزین اصغری، علی ایمانی، یعقوب وجودی، محمد رضا یوسفی، ابراهیم آسمانی و سه برادر به نامهای مهدی، مجید و نصیب جوادپور را بازداشت کردند.

از میان بازداشت شدگان در این مراسم هادی مرتضی سیلاب مدیر مسئول نشریه دانشجویی "دان اولدوزو" در دانشگاه صنعتی اصفهان، علی تهمتن استاد موسیقی آذربایجانی و رضا ابری از فعالین مدنی آذربایجانی پس از گذشت بیش از یک ماه از زمان دستگیری همچنان در بازداشت به سر می برند و ابراهیم آسمانی، ابراهیم فرج زاده، محمد رضا یوسفی، مهدی، مجید و نصیب جوادپور هر کدام به قید وثیقه سی میلیون تومانی از زندان آزاد شده اند. از سرنوشت یعقوب وجودی، فرزین اصغری و علی ایمانی، از دیگر فعالین بازداشت شده در این مراسم اطلاعی در دست نیست. اتهام این فعالین تبلیغ علیه نظام، عضویت در گروههای غیرقانونی و اجتماع و تبانی جهت ارتکاب جرم بر علیه امنیت ملی از طریق شرکت در مراسم تشییع عنوان شده است. همچنین نزدیکان خانواده های محمد حسین جعفری و ابراهیم اسماعیلی پس از گذشت دو ماه از بازداشت این افراد خبر از بازداشت این فعالین می دهند.

به گفته همین منابع بازداشت این افراد پس از بازگشت آنها از سفر جمهوری آذربایجان صورت گرفته است اما مسئولین قضایی از بیان اتهام و علت بازداشت این افراد امتناع می کنند.

اخیرا خانم طاهری، همسر سعید متین پور فعال حقوق بشر و روزنامه نگار آذربایجانی در مصاحبه ای به وضعیت وخیم همسرشان اشاره کردند. گویا مسئولان زندان از انتقال ایشان به مراکز درمانی خوداری می کنند. لطفا در مورد آخرین وضعیت این روزنامه نگار توضیح بدهید؟

سعید متین پور روز جمعه ۹ بهمن ۸۸ دچار درد شدید قلب شده و مسئولین زندان اوین او را بعد ازمدتی زیاد و با تاخیر به پزشک منتقل کرده اند. پزشکان به متین پور گفته اند که باید در زمان بروز عارضه سریعا زیر نظر پزشک متخصص قرار گیرد اما امکانات محدود پزشکی و روند اداری موجود در زندان عملا مانع از دسترسی این فعال حقوق بشر به پزشک شده است. این زندانی سیاسی آذربایجانی پیش از این نیز در ۲۸ شهریور ۸۸ دچار عارضه قلبی شده بود و هم اکنون با مصرف داروهای مسکن بدون دسترسی به پزشک در زندان به سر می برد. آقای متین پور در اثر شکنجه های اعمال شده بر وی در مدت نه ماهه بازداشت موقت در بند ۲۰۹ و اداره اطلاعات زنجان دچار ناراحتی های قلبی، ریوی، سردرد و کمردرد و ناراحتی معده شده است. ریه ها و سینوس های این روزنامه نگار آذربایجانی چرک کرده اما ناراحتی معده مانع از آن می شود که وی از آنتی بیوتیک استفاده کند.

این فعال حقوق بشر آذربایجانی پس از دستگیری در ۴ خرداد ۸۶ و تحمل ۹ ماه بازجویی تحت شکنجه جسمی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران محاکمه و در جریان پرونده مربوط به حضور عده ای از شخصیتهای آذربایجانی در کنفرانسی حقوق بشری در کشور ترکیه به اتهام همکاری با دول خارجی متخاصم و تبلیغ علیه نظام به هشت سال حبس تعزیری محکوم گردیده، اما در حکم صادره اشاره ای به اینکه منظور از متخاصم کدام دولت بوده نشده است. (آداپ) خواهان آزادی بی قید و شرط این فعال آذربایجانی و امکان دسترسی وی به امکانات پزشکی می باشد. به عقیده ما اتهامات وارده به متین پور بی اساس است و وی صرفا به دلیل فعالیت هایش در عرصه روزنامه نگاری و دفاع از حقوق بشر در آذربایجان مورد خشم حکومت قرار گرفته است.

دادگاه تجدید نظر اخیرا احکام سنگینی برای بعضی از بازداشت شدگان در جریان راه پیمایی ۱ خرداد ۸۸ در تبریز صادر کردند، اتهامات ایشان چه بوده و به نظر شما چه دلیلی برای صدور چنین احکام سنگینی وجود دارد؟

اتهام این افراد عموماً اجتماع و تبانی جهت ارتکاب جرم بر علیه امنیت کشور وتبلیغ علیه نظام است؛ اما دادگاه برای فردین مرادپور نوجوان ۱۸ ساله آذربایجانی صرفاً به خاطر نگهداری چند ترقه در خانه، اتهام تهیه و نگهداری مواد منفجره را نسبت داده و وی را به شش سال زندان محکوم کرده است.

این افراد صرفا به دلیل سردادن شعارهایی در ارتباط با حقوق ملی و زبانی آذربایجانیها در ایران در جریان راهپیمایی خانوادگی اداره تربیت بدنی در پارک ائل گولی تبریز و همزمان با سالگرد تظاهرات گسترده آذربایجانیها در اعتراض به کاریکاتور موهن چاپ شده در روزنامه دولتی ایران در در ۱ خرداد ۸۸ بازداشت و با این اتهامات و احکام سنگین مواجه شده اند. نیروهای امنیتی و انتظامی ایران در جریان برگزاری مراسم و همزمان با تیراندازی و پرتاب گاز اشک آور به سوی شعار دهندگان به آنها حمله برده و عده ای را مجروح و بازداشت کرده بودند. در حالیکه برگزاری راهپیمایی مسالمت آمیز و طرح خواسته ها به صورت مسالمت آمیز جزء حقوق اولیه هر انسان محسوب می شود اما در آذربایجان هرگونه تجمع مسالمت آمیز جهت طرح مطالبات ملی و زبانی و دیگر حقوق انسانی آذربایجانیها با برخورد شدید نیروهای امنیتی مواجه می گردد و شرکت کنندگان و برگزارکنندگان این تجمعات بازداشت و به احکام حبس طویل المدت محکوم می گردند. در خصوص علت صدور چنین حکم سنگینی برای این فعالین مدنی باید گفت حکومت ایران در جریان این پرونده سعی داشت تا با طرح اتهام تهیه و نگهداری مواد منفجره برای فعالین مدنی آذربایجانی و محاکمه و صدور حکم برای چندین تن ازمتهمان سرقت مسلحانه در قالب یک تصویر چهره ای خشونت طلب از فعالین مدنی آذربایجانی ارائه دهد. از سویی دیگر همانگونه که در کیفرخواست دادگاه متهمین اعتراضات خیابانی در تهران آمده بود مسئولین امنیتی و قضایی ایران در صدد ارتباط دادن اعتراضات ۱ خرداد ۸۸ و اعتراضات به جوک نژادپرستانه سید محمد خاتمی در جریان مبارزات انتخاباتی به اعتراضات به نتایج انتخابات در شهرهای تهران و اصفهان و شیراز و چندین شهر مرکزی ایران در بعد از انتخابات بودند تا از این طریق زمینه را برای سرکوب هرچه شدیدتر نیروهای اجتماعی ترک در استانهای آذربایجان شرقی و غربی، اردبیل، زنجان، همدان و قزوین فراهم آورند. البته کم توجهی و عدم پوشش رسانه ای مسائل نقض حقوق بشر در منطقه آذربایجان در رسانه های داخلی و خارجی می تواند دلیل دیگری برای صدور احکام سنگین از سوی قضاتی باشد که از عدم وجود نظارت جدی رسانه ای بر اعمالشان آسوده اند.

وکیل یا وکلای ایشان چه کسانی هستند و با توجه به اینکه حکم از سوی داداگاه تجدید نظر صادر شده است، ایشان چه تلاشی برای تخفیف این حکم انجام داده اند؟

فضای امنیتی آذربایجان و تسلط دستگاه اطلاعاتی بر سیستم قضایی و اکثر نهادهای تصمیم گیری در شهر های آذربایجان، امکان فعالیت وکلای مستقل در پرونده های امنیتی را سلب کرده است و وکلایی که در این عرصه فعالیت میکنند انگشت شمار و تحت فشار سیستم قضایی قرار دارند و دستگاه قضایی از تمدید پروانه وکالت و کلای مستقل که در پرونده های امنیتی فعالیت دارند ممانعت می کند. در جریان این پرونده نیز متهمین پس از مراجعه به کانون وکلای آذربایجان شرقی و اردبیل وکیل اخذ کردند اما متاسفانه فشارها بر وکلا مانع از آن شد که آنها بتوانند کاری از پیش ببرند.

یعنی این پرونده به طور کلی مختوم اعلام شده و احکام نیز غیر قابل تجدید نظر هستند؟

احکام صادره برای این فعالین متاسفانه قطعی است؛ البته راههایی نظیر مراجعه به دیوان عالی کشور نیز وجود دارد اما باید منتظر باشیم تا ببینیم آیا وکلای متهمین می توانند از طریق مراجعه به دیوان عالی کشور حکم صادره برای این فعالین را نقض کنند.

تلاشها و پیگیریی های شما به عنوان آداپ(انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران) چه نتیجه ای داشته است؟

انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران در قدم اول با اطلاع رسانی در مورد مسائل نقض حقوق بشر در منطقه آذربایجان سعی دارد تا توجه نهادهای حامی حقوق بشر و دولتها و افکار عمومی بین المللی را به مسئله نقض حقوق بشر در این منطقه جلب کند و البته در قدمهای بعدی به جامعه جهاني متوسل خواهیم شد تا از دولتمردان جمهوری اسلامی بخواهند تا به مسئله تبعیض و نژادپرستی در ایران و صدور احکام حبس غیرقانونی برای فعالینی که برای دستیابی به ابتدایی ترین حقوق انسانیشان مبارزه می کنند پایان دهد. آداپ پس از اعتراضات به روزنامه ایران و در پی عدم توجه گروههای مدافع حقوق بشر در تهران به مسائل نقض حقوق بشر در آذربایجان تاسیس شد. در طی سالهای گذشته از طریق ارتباط با نهادهای بین المللی مدافع حقوق بشر همچون کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل، سازمان عفو بین الملل، فرانت لاین، گزارشگران بدون مرز و دیگر گروههای حقوق بشری در جهان سعی داشته ایم تا توجه جامعه بین المللی را به وضعیت اسفناک حقوق بشر در منطقه آذربایجان جلب کنیم و تا حدی نیز در این عرصه موفق بوده ایم اما کاستی های فراوانی وجود دارد. جهانیان نسبت به مسئله تبعیض و نژادپرستی در ایران اطلاع چندانی ندارند و اگر ما بتوانیم صورت مسئله را برای جهانیان توضیح دهیم که در ایران آذربایجانیها حتی یک مدرسه به زبان مادریشان ندارند و نوجوان ۱۸ ساله آذربایجانی به خاطر درخواست تحصیل به زبان مادریش به شش سال حبس محکوم می شود مطمئناً جهانیان در مقابل این امر ساکت نخواهند نشست.

لینک مستقیم به نقل از سایت روز آنلاین

ادامه مطلب ....

میزگرد رادیو فردا در خصوص جنبش سبز و نگاه اتنیکهای غیرفارس به آن

دوشنبه ۱۹ بهمن ۱٣٨٨ - ٨ فوريه ۲۰۱۰

رادیو فردا – بهروز کارونی

انتخابات ریاست جمهوری ۲۲ خرداد در شرایطی آغاز شد که بر اساس تصاویر و فیلم های منتشر شده در روزهای منتهی به آن رقابت های انتخاباتی میان چهار نامزد این سمت یعنی محمود احمدی نژاد، میر حسین موسوی، مهدی کروبی و محسن رضایی شدت زیادی یافته بود.

هر یک از این نامزدها تلاش می کرد تا علاوه بر کسب پشتیبانی ساکنان شهرهای بزرگ، آرای ساکنان مناطق دیگر یعنی استانهای آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، کردستان، خوزستان، سیستان و بلوچستان و سایر استانها را به سود خود جلب کند. در این ارتباط سفر به این استانها از جمله برنامه های این چهار نامزد انتخابات ریاست جمهوری بود. که از میان آنها آقایان کروبی و موسوی بیانیه های را منتشر کردند که در آنها بر لزوم توجه به اقوام و مذاهب گوناگون در ایران تاکید شده بود.

به گفته سایتهای نزدیک به اصلاح طلبان این اقدام موجب حمایت گسترش حمایت اقوام از آقایان موسوی و کروبی شد. آنان در همین ارتباط به استقبال گسترده از میرحسین موسوی در جریان سفر اش به تبریز اشاره داشتند.

«آذربایجان بیر کلام موسویدیر والسلام، آذربایجان جانباز موسوی دن آیریلماز- عشق اولسون سیزه»

میرحسین موسوی:« سیز عزیز و غیور همشهریلریم و ووفالی و عظمت لی آذربایجان میللتی و سیز سلحشور میللته عرض ادب و سلام ائدیرم. بورا شهیدلر یوردودور، بورا شهریارین یوردودور، بوردا بویوک قهریمانلار و سردارلار آیاقا قالخیب و ایرانین و آذربایجانین سرنوشتین تغییر وئریبلر»

میرحسین موسوی : «آذربایجان می تواند. همه ملت ما می توانند. به شرط آنکه شما به ملت اعتماد بکنید. با نگاه امنیتی نگاه نکنید. مردم را قسمت قسمت نکنید. یاشاسین آذربایجان»

در پی انتخابات ریاست جمهوری و معرفی محمود احمدی نژاد بعنوان رئیس جمهوری اسلامی ایران ابتدا مخالفت هایی در تهران شروع شد و هواداران آقایان موسوی و کروبی با شعارهای نظیر "رای من کجاست؟" به خیابانها آمدند. که نقطه اوج آن تظاهرات گسترده مخالفان در روز ۲۵ خرداد بود. تظاهرات مخالفان به تدریج به شهرهای دیگر کشیده شد و اخبار و گزارش های مبنی بر تظاهرات مخالفان در کرج، شیراز، اصفهان، قم، مشهد، اهواز و شماری دیگر از شهرهای بزرگ و کوچک ایران انتشار یافت. همزمان تظاهرات مخالفان که از نمادهای سبز رنگ استفاده می کردند به نام "جنبش سبز" در ایران و جهان شهرت یافت. عبدالستار دوشوکی، تحلیلگر سیاسی و کارشناس مسائل استان سیستان و بلوچستان در باره جوهره ماهیت جنبش سبز می گوید:

دوشوکی : «جنبش سبز یک جنبش ضد استبدادی و آزادیخواهانه ای است که مشخصا بر علیه تام گرایی و انحصار گرایی رژیم جمهوری اسلامی بوجود آمده است. ما اگر جنبش های مختلف از جمله جنبش زنان، جنبش دانشجویان، جنبش کارگران و جنبش اقوام را نگاه کنیم می بینیم که همه اینها یک اصل مشترکی را دارند و آن اصل ضد استبدادی و آزادیخواهانه شان است. به عقیده من، جنبش سبز ترکیبی است از تمامی این جنبش هایی که در عرض سی سال اخیر به انواع و اشکال مختلف در کشور ما وجود داشته اند. مردم بلوچ، کرد، آذربایجانی یا عرب یا ترکمن یا همه اقوام ایرانی خواهان آزادی هستند و همیشه ضد استبداد و تام گرایی حرکت می کردند. جنبش سبز دقیقا همان است».

در این میان برخی از تحلیلگران بر این باورند که این تظاهرات و مخالفت ها همه گیر نشده و تنها محدود به مناطق مرکزی و به قول برخی از آنها مناطق فارس نشین شده است. یاشار حکاک پور، مسئول روابط عمومی آداپ - انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران - در ترکیه در این ارتباط می گوید که فعالان مدنی و قومی آذربایجانی در جنبش سبز حضور ندارند.

حکاک پور : «عدم توجه سازمان های حقوق بشری در مرکز به نقض حقوق انسانی آذربایجانیها به ویژه در جریان اعتراضات مردمی خرداد ماه سال ۱۳۸۵، بایکوت مسائل آذربایجان در رسانه ها، روزنامه ها در ایران و خارج کشور مخصوصا رسانه هایی که فارسی زبان هستند و علاوه از آن حمایت اکثر روشنفکران فارس از حکومت در مواقعی که مردم آذربایجان را در برهه های مختلف بویژه در سال ۲۰۰۶ سرکوب می کرده ، جوک نژاد پرستانه خاتمی در خصوص آذربایجانیها و علل دیگری که همگی شواهدی بر دلیل اصلی این مسئله است که انسان آذربایجانی با اتنیک فارس در ایران حس مشترکی ندارد و همه این مواردی که ذکر کردم تکمیل این روند را باعث شده و تفاوت در حس مشترک و ایجاد خواسته های متفاوت باعث شده است که آذربایجانی در جنبش های سراسری نقش کمتری داشته باشد».

آقای حکاک پور در ادامه به آنچه آن را دیوار بی اعتمادی میان آذربایجانیها و فارس ها میخواند اشاره می کند:

حکاک پور: «این مسئله یک پیشینه تاریخی دارد، آذربایجان در دوره صد ساله گذشته از دوره مشروطه بگیریم تا حرکات مبارزاتی شیخ محمد خیابانی و یا سید جعفر پیشه وری یا آیت الله شریعتمداری تلاش های زیادی کرده تا به حقوق انسانی خودش دست پیدا کند و آذربایجانیها در این راستا تلاش خودشان را کردند اما چون این تلاشها به نتیجه ای نرسیده و همچنین در سالهای اخیر با توجه به اعمالی که روشنفکران و توده مردم فارس انجام دادند مردم آذربایجان را به نتیجه رسانده است که نسبت به حرکات سراسری و حرکاتی که در کل ایران هست نوعی بی تفاوتی و کم توجهی حاکم بشود. یعنی فقط یک قضیه دو ساله و سه ساله نیست یک قضیه تاریخی است که در دو سه سال اخیر با توجه به چندین موردی که اشاره کردم این دیوار بی اعتمادی بلند تر شده است».

اما آیا آنچه قهر یا نارضایتی فعالان قومی یا فعالان هویت طلب آذربایجانی نامیده می شود به این معناست که آنها خواستار شکست جنبش سبز هستند؟

حکاک پور: «فعالین مدنی در آذربایجان چیزی که می گویند فعالیت های مدنی در آذربایجان علیرغم فشارهای شدید ادامه دارد و آذربایجانیها و جامعه آذربایجانی دارد روی خواسته های خود منسجم تر می شود و این طوری نیست که صرفاً سکوت کامل حاکم باشد. آذربایجانیها از هر حرکت آزادیخواهانه به صورت معنوی هم شده باشد حمایتشان را انجام می دهند و راضی نیستند که هیچ حرکتی سرکوب بشود. اما با توجه به حسسیات و خواسته هایشان که از طرف ائتنیک فارس نادیده گرفته می شود و بعضاً با مخالفت روشنفکران و رهبران طبقه سیاسی این جامعه روبرو می شود اینها هم نمی خواهند وارد فضای هزینه بشوند و تنها اعلام می کنند که در صورتی حاضرند هزینه بدهند که خواست های آنها بصورت جدی مطرح بشود و قدم هایی در راستای آن خواسته ها برداشته بشود».

در کنار این عقیده بدبینانه به جنبش سبز محمد علی توفیقی، تحلیلگر سیاسی و صاحب نظر در مسائل کردستان ایران نظر دیگری دارد.

توفیقی : «این جنبش و این حرکت یک حرکت مدرن اجتماعی گسترده و اعتراضی است که به صورت عمومی دموکراتیزه شدن جامعه ایران را هدف گرفته است. به همین دلیل نمی شود آن را محدود به یک قشر یا گروه اجتماعی و یا یک قومیت ایرانی محدود بکنیم. یک همچنین تحلیلی به نظر من نمی تواند منطقی باشد نه مقدور و نه سودمند به حال تداوم و تقویت این حرکت و حتی نمی شود این حرکت را منحصر کرد به گروه خاص مثلاً طرفداران حکومت دینی و یا سکولارها. به نظر من جنبش سبز، جنبش اعتراضی همه ایرانیان هست. فارغ از اینکه چه جنسیتی دارند، چه قومیتی دارند، چه مذهبی دارند و یا حتی چه دینی دارند».

آقای توفیقی همچنین اشاره می کند که کردها در جنبش سبز مشارکت فعالی دارند.

توفیقی : «این حرکت و این جنبش سبز اخیر فقط به وقایع بعد از انتخابات نیست این جنبش قبل از انتخابات و اتفاقاتی که در روز انتخابات افتاد شروع می شود. ما می دانیم که هیچ استانی به جز استان کردستان در انتخابات دهم از رشد صد در صدی برخوردار نبوده است. چون این استان و عموماً کردها در یک حالت تحریم نسبت به انتخابات قبلی بودند. همینطور بعد از انتخابات در جریان حرکتها و تظاهرات هایی که در شهرهایی بزرگ بخصوص تهران در واقع اتفاق افتاد مشارکت کردها کمتر از سایر هموطنان و دیگر قومیتهای ساکن در تهران نبوده است. همینطور در میان شهدای جنبش سبز مشخصاً تعدادی از کردها دیده می شوند. زندانها که دیگر نیازی به گفتن ندارد و این قصه تلخی است که از قدیم برای کردها بوده و حتی معتقدم اتفاقاتی که امروز به شکل تشدید و بازنگری در احکام برخی از زندانیان کرد و اعدام آنها اتفاق می افتد بدون ارتباط با این جنبش سبز نیست و میخواهند طرفداران و رهبران جنبش را به این ترتیب مرعوب بکنند».

در این میان عبدالستار دوشوکی بر این باور است که دو دلیل عمده باعث شده است که جنبش سبز و تظاهرات مخالفان در شهرهای بزرگ نمود یابد که در مناطق مرکزی ایران واقع شده اند.

دوشوکی : «دلیل اولش اینست که: اصولاً هرگونه اعتراض و یا تظاهراتی در شهرهای بزرگ انعکاس بیشتری را در رسانه های بین المللی دارد. آنهم بخاطر جایگاه شهرهای بزرگ. دوم اینست که اصولاً گذشته از مکانیزم مختلفی که در این جنبش وجود دارد. یا نیروهایی که در این جنبش وجود دارند. مثل کارگران، دانشجویان، زنان، اقوام، اقلیتهای مذهبی و هر کسی...شهرهای مثل تهران از دیدگاه حفاظتی و حمایتی برای تظاهرات کننده ها امکانات بیشتری وجود دارد. در صورتی که در مناطقی مثل بلوچستان و کردستان که شدیداً امنیتی - نظامی هستند هرگونه حرکت یا اعتراضی شدیداً سرکوب شده و می شود. و درنتیجه هزینه اش خیلی بالاست و شکل مبارزه در مناطق اقوام با شکل مبارزه در تهران و شهرهای بزرگ فرق می کند. ما می بینیم که به عنوان مثال رهبر اهل سنت سیستان و بلوچستان که می شود گفت رهبر اهل سنت ایران هم هست در خطبه های نماز جمعه به اعدام های اخیر اعتراض کردند و مشخصاً تام گرایی و انحصارطلبی رژیم جمهوری اسلامی را مورد انتقاد قرار دادند. در شهرهای مثل زاهدان یا سنندج یا حتی شهرهای دیگرای نظیر تبریز و ...این اعتراضات وجود دارد اما شکل اش و نحوه بازتابش در رسانه های بین المللی فرق دارد. و اصولاً جداکردن جنبش سبز با دیگر جنبشها، مثل جنبش زنان، کارگران، دانشجویان و اقوام کاملاً به عقیده من کار خردمندانه ای نیست. زیرا که جنبش سبز ترکیب و ادغامی است از تمامی این جنبش ها که در سی سال اخیر در ایران وجود داشتند. و همه اینها امروز به عنوان جنبش آزادیخواهانه و ضد استبدای مردم ایران تبلور پیدا کرده است».

آقای دوشوکی در پاسخ به این پرسش که نتیجه همراهی فعالان قومی یا فعالان هویت طلب و جنبش سبز چه خواهد بود پاسخ می دهد:

دوشوکی : «این را ما باید در بعد وسیعتری از جنبش ها و نهضت های سرکوب شده اقشار مختلف مردم ایران در نظر بگیریم. بعنوان مثال کمپین یک میلیونی که عمدتاً جنبش زنان هست یا جنبش دانشجویی یا جنبش کارگران ما اینها را نمی توانیم از یک دیگر تفکیک کنیم. به هر حال تمام اینها جنبش ها و خواسته های اقشار، گروهها و اقوام و یا حتی مذاهب مختلف ایرانی هستند که هدف مشخصی دارند، هدفشان ضد استبداد است و آزادی است و جنبش اقوام در طی این سی سال اخیر دقیقاً در جهت ضد استبداد و در راستای آزادیخواهی حرکت کرده است. امروز ما بحث هایی را که در تهران می بینیم یعنی سرکوب مردم، زندانی کردن مردم، حتی توهین و تجاوز به زندانیان و اعدام های بعد از دادگاه های فرمایشی، اینها در مناطقی مثل کردستان و بلوچستان در طی سی سال اخیر وجود داشته است. ما الان می بینیم همان نوع سرکوب که بر علیه همان گونه جنبش یعنی جنبش ضد استبدادی و آزادیخواهانه مردم که در بلوچستان، کردستان یا دیگر مناطق اقوام یا مثل خوزستان بوده امروزه ما آن را در تهران می بینیم یعنی من این را از سوی دیگر می بینم. یعنی من می بینم که این جنبش اقوام است که بر علیه انحصارگرایی قشریون و این رژیم قیام کرده بودند در عرض سی سال ولی بخاطر جایگاه خودشان از نظر جغرافیایی و از نظر امکانات رسانه ای متاسفانه در رسانه های بین المللی حتی در رسانه خای داخلی بازتابی نداشتند ولی ما امروز همان جنبش آزادیخواهی را، همانگونه سرکوب جنبش توسط رژیم جمهوری اسلامی را با همان شیوه هایی که قبلاً در مناطق اقوام بکار می برند الان در تهران و کلان شهرهای دیگر بکار می برند».

در این میان حزب اعتماد ملی با انتشار بیانیه ای به مناسبت سالروز انقلاب بهمن ۵۷ خواستار تحقق برخی از آرمان های آن زمان شد. که یکی از آنها برقراری حقوق مساوی برای همه مردم بدون توجه به قوم، قبیله، رنگ، نژاد و زبان بوده است. حزب اعتماد ملی در بخشی از بیانیه خود تحت عنوان «تبعیض و نابرابری بین اقوام و مذاهب» ملت ایران را ملتی واحد و متشکل از اقوام مختلف فارس، تورک، کرد، بلوچ، عرب، ترکمن ...و صاحبان ادیان و مذاهب مختلف توصیف کرد». این حزب اصلاح طلب نوشت :

«تنها را حفظ وحدت و یکپارچگی تاریخی رعایت اصول عدالتخواهانه قانون اساسی در حق آحاد اقوام، ادیان و مذاهب کشور و رفع تمامی اشکال ظلم و ستم سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و غیره در این زمینه است که متاسفانه تاکنون آنچنان باید و شاید به برخی اصول قانون اساسی در این زمینه عمل نشده است و در نتیجه امروزه برخی از نابرابریها در این زمینه وجود دارد».

فایل مصاحبه را از اینجا دانلود کنید

ادامه مطلب ....

گزارش صدای آمریکا از عدم دسترسی سعید متین پور به امکانات پزشکی و دستگیری‌ و فشار بر فعالین آذربایجانی در ایران در گفتگو با مسئول روابط عمومی آداپ

صدای آمریکا . برنامه خبرها و نظرها ، يکشنبه ۱٨ بهمن ۱٣٨٨ - ۷ فوريه ۲۰۱۰

video

در ایران بازداشت هادی مرتضی سیلاب، علی تهمتن و رضا ابری از فعالان حقوق مدنی و خواستار تضمین و احترام به حقوق اقلیتها همچنان ادامه دارد. آنان رور هشتم دیماه در مراسم تشییع جنازه چنگیز بخت آور همراه با ۲۲ تن دیگر بازداشت شده اند..یاشار حکاک پور سخنگوی انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران (آداپ) در ترکیه در گفتگو با صدای آمریکا همچنین از بی خبری درباره یعقوب وجودی، فرزین اصغری و علی ایمانی سه فعال دیگر خبر می دهد :

هادی مرتضی سیلاب مدیر مسئول نشریه دانشجویی «دان اولدوزو» در دانشگاه صنعتی اصفهان، علی تهمتن استاد موسیقی آذربایجانی و رضا ابری از فعالین مدنی آذربایجانی که ۸ دی ۸۸ در قبرستان مارالان تبریز بازداشت شده بودند همچنان در بازداشت به سر می برند.

بازداشت این فعالین بعد از آنکه آنها در مراسم تشییع جنازه چنگیز بخت آور از فعالین شناخته شده آذربایجانی در تبریز که به طرز مشکوکی درگذشته شرکت کردند و با سر دادن شعارهایی این ضایعه را به آذربایجانیها تسلیت گفتند حدود ۲۲ تن از فعالین را بازداشت کرده بودند که از این میان ابراهیم آسمانی، ابراهیم فرج زاده، محمد رضا یوسفی، مهدی،مجید و نصیب جوادپور هرکدام به قید وثیقه سی میلیون تومانی از زندان آزاد شدند.

صدای آمریکا : آقای هادی مرتضی سیلاب، علی تهمتن و رضا ابری به چه اتهامی در بازداشت به سر می برند؟

اتهامی که به این افراد مسبت داده می شود تبلیغ علیه نظام، عضویت در گروههای غیرقانونی و اجتماع و تبانی جهت ارتکاب جرم بر علیه امنیت ملی از طریق شرکت در مراسم تشییع جنازه می باشد.

علاوه از این محمد علیمرادی از فعالین مدنی آذربایجانی و از هواداران تیم تراکتورسازی تبریز در ارتباط با چاپ پوستر تبلیغاتی مجوزدار به زبان ترکی برای این تیم آذربایجانی روز سه شنبه ۱۳ بهمن ۸۸ بازداشت شده اند.

همچنین سعید متین پور فعال حقوق بشر و روزنامه نگار آذربایجانی که به هشت سال زندان محکوم شده بودند و الان دوران محکومیتشان را می گذرانند روز جمعه ۹ بهمن ۸۸ دچار عارضه قلبی شده اما مسئولین زندان اوین ایشان را بعد از مدت زیاد و با تاخیر به پزشک منتقل کردند. پزشکان به آقای متین پور گفته اند که باید در زمان بروز عارضه سریعا به دکتر دسترسی داشته باشد اما روند اداری زندان مانع از دسترسی سریع این فعال حقوق بشر به پزشک است.

این فعال حقوق بشر آذربایجانی پیش از این نیز در ۲۸ شهریور ۸۸ دچار عارضه قلبی شده بود و به گفته متخصصین قلب در صورت تداوم درد و تکرار این موضوع ممکن است که مسئله جدی ای برای سلامتی آقای متین پور پیش آید.

مراجعات مکرر وکیل و خانواده آقای متین پور به مسئولین قضایی و درخواست مرخصی وی جهت درمان در خارج از زندان تا کنون بی نتیجه مانده و دادگستری تهران هم به خانواده متین پور گفته اند که پرونده او در اجرای احکام دادگستری موجود نیست و زندانیان امنیتی حق استفاده از مرخصی را ندارند.

تحریریه : ساوالان سسی

فیلم مصاحبه را از اینجا مشاهده و دانلود کنید


ادامه مطلب ....

 
Free counter and web stats Savalansei Posts Feed