هشت سال حبس تعزیری برای شهناز غلامی فعال آذربایجانی حقوق زنان

دوشنبه ۹ فروردين ۱٣٨۹ - ۲۹ مارس ۲۰۱۰

ساوالان سسی : شهناز غلامی وب نگار و فعال آذربایجانی حقوق زنان از سوی شعبه دوم دادگاه انقلاب تبریز به هشت سال حبس تعزیری محکوم گردید.

اتهام غلامی عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران،نشر اکاذیب و تبلیغ علیه نظام از طریق ارسال اخبار برای خبرگزاری هما و جذب نیرو برای این خبرگزاری و نشر اخبار کذب بر علیه نیروی انتظامی عنوان شده است.

بر اساس حکم صادره ، دادگاه انقلاب تبریز غلامی را به اتهام عضویت در گروه جهت برهم زدن امنیت ملی به هشت سال حبس تعزیری محکوم کرده است.دادگاه در خصوص رسیدگی به اتهامات دیگر این فعال حقوق زنان مبنی بر نشر اکاذیب و تبلیغ علیه نیروی انتظامی قرار عدم صلاحیت صادر و پرونده را جهت رسیدگی به دادگاه جزائی تبریز ارجاع داده است.

این فعال حقوق زنان تمام اتهامات وارده به خود را بی اساس دانسته و عضویت در سازمان مجاهدین خلق را رد می کند. غلامی چندی پیش از ایران خارج شده و جهت اخذ پناهندگی در کشور ترکیه به سر می برد. نقی محمودی وکیل این وب نگار آذربایجانی طی لایحه ای به دادگاه، به حکم صادره برای موکلش اعتراض کرده است.

شهناز غلامی پیش از این نیز در سال ۶۸ به اتهام ارتباط با سازمان مجاهدین خلق مدت هشت سال در زندان به سر برده بود. دادگاه انقلاب تبریز نیز تابستان ۸۷ طی حکمی این فعال حقوق زنان و وب نگار آذربایجانی را به شش ماه حبس تعزیری محکوم کرده بود.

ادامه مطلب ....

سه ماه حبس تعزیری برای حسن ارک و ابراهیم دشتی از فعالین سیاسی تبریز

دوشنبه ۹ فروردين ۱٣٨۹ - ۲۹ مارس ۲۰۱۰

ساوالان سسی : شعبه سوم دادگاه انقلاب تبریز دو تن از فعالین سیاسی این شهر به اسامی حسن ابولولو(ارک) و ابراهیم دشتی را به ۹۱ روز حبس تعزیری محکوم کرد.

این افراد ٣۰ شهريور ٨٨ بازداشت و پس از تحمل ۳۹ روز بازداشت موقت در اداره اطلاعات و زندان تبریز به قید وثیقه های ۲۰ و ۳۰ میلیونی از زندان تبریز آزاد شده بودند.

دادگاه انقلاب تبریز طی حکمی ارک و دشتی را به اتهام تبلیغ علیه نظام به ۹۱ روز حبس تعزیری محکوم و از اتهام عضویت در گروه جهت بر هم زدن امنیت ملی و اجتماع و تبانی جهت ارتکاب جرم بر علیه امنیت کشور تبرئه نموده است. استنادات قاضی بیات برای طرح این اتهامات مصاحبه با تلویزیون ماهواره ای گوناز تی وی عنوان شده است.

دادگاه این افراد به صورت غیر علنی برگزار شده و متهمان اجازه ملاقات با خانواده و وکیل در مرحله تحقیقات را نداشته اند. نقی محمودی وکیل دادگستری در تبریز وکالت این متهمان را بر عهده دارد.

ارک و دشتی پیش از این نیز در جریان اعتراضات مردمی به کاریکاتور توهین آمیز روزنامه ایران در سال ۸۵ بازداشت و پس از مدتی به قید وثیقه از زندان آزاد شده بودند.




ادامه مطلب ....

کمپین امضا و اعتصاب غذای آذربایجانیها در انگلیس و آلمان برای آزادی سعید متین پور

جمعه ۶ فروردين ۱٣٨۹ - ۲۶ مارس ۲۰۱۰

ساوالان سسی : کمپین امضا و اعتصاب غذا در انگلیس و آلمان برای آزادی سعید متین پور با همکاری انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران (آداپ) برگزار شد.

شرکت کنندگان در این مراسمات با توجه به وضعیت وخیم جسمی سعید متین پور در زندان اوین و وقوع دو حمله قلبی پیاپی برای این فعال حقوق بشر آذربایجانی، خواستار دسترسی متین پور به امکان معالجه در خارج از زندان اوین و آزادی بی قید و شرط وی شدند.

محوطه مقابل پارلمان انگلیس در لندن از ۲۵ الی ۲۷ اسفند ۸۸ پذیرای فعالین آذربایجانی بود که با در دست داشتن پلاکاردها و اعتصاب غذای سه روزه اعتراض خود را به حبس سعید متین پور فعال حقوق بشر و روزنامه نگار آذربایجانی به نمایش گذاشتند.

برگزارکنندگان ضمن ارائه توضیحاتی به شهروندان و نمایندگان پارلمان انگلیس در خصوص فعالیتهای حقوق بشری و روزنامه نگاری سعید متین پور سعی نمودند تا توجه شهروندان و رسانه های انگلیس را به وضعیت وخیم جسمی متین پور در زندان اوین تهران جلب کنند. در این مراسم شهروندان انگلیسی با امضای طوماری خواهان آزادی بی قید و شرط متین پور و معالجه وی در خارج از زندان شدند. این مراسم به همت فعالین آذربایجانی در لندن و با حمایت آداپ( انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران) برگزار شده بود.

در مراسمی دیگردر سالن سینما گلوریای شهر هایدلبرگ آلمان اعضای آداپ با همکاری سازمان عفو بین الملل آلمان روز یکشنبه ۱۲ اسفند ۸۸ اقدام به جمع آوری امضا برای آزادی سعید متین پور و اطلاع رسانی در خصوص وضعیت وخیم جسمی وی در زندان اوین و ممانعت مسئولین قضایی و امنیتی ایران از دسترسی او به امکانات پزشکی در خارج از زندان نمودند.در جریان برگزاری این کمپین بروشورهایی حاوی اطلاعاتی در خصوص ترکهای آذربایجانی در ایران و وضعیت نقض حقوق بشر در منطقه آذربایجان به شهروندان آلمانی ارائه گردید.

سعید ساعد از اعضای آداپ در آلمان که مسئولیت برگزاری کمپین را برعهده دارد در مصاحبه با خبرنگار ما گفت : « کمپین امضای آداپ و عفو بین الملل آلمان مورد استقبال گسترده شهروندان آلمانی قرار گرفته است و با توجه به وجود حسیات ضد نژادپرستی در جامعه آلمان شهروندان این کشور خواهان آشنایی هرچه بیشتر نسبت به مسئله نژادپرستی اعمال شده بر آذربایجانیها در ایران می باشند». ساعد افزود : «ما با برگزاری این کمپین و گسترش آن به شهرهای دیگر آلمان در صددیم تا مردم آلمان را با مسئله نقض حقوق اولیه انسانی آذربایجانیها در ایران آشنا کرده و توجه دولت این کشور را به این مسئله جلب کنیم که از مسئولین ایران بخواهد تا امکان دسترسی سعید متین پور به امکانات پزشکی در خارج از زندان را فراهم کرده و بدون قید و شرط وی را آزاد کند».

سعید متین پور فعال حقوق بشر و روزنامه نگار آذربایجانی است که در جریان پرونده مربوط به حضور عده ای از شخصیتهای آذربایجانی در کنفرانسی حقوق بشری در کشور ترکیه به هشت سال حبس تعزیری محکوم گردیده است. این روزنامه نگار آذربایجانی در اثر شکنجه های اعمال شده بر وی در دوران بازداشت موقت دچار ناراحتی های قلبی، ریوی، سردرد و کمردرد شدید شده است.

اتهام متین پور همکاری با دول خارجی متخاصم و تبلیغ علیه نظام عنوان شده است. مدافعان حقوق بشر در آذربایجان اتهامات وارده به متین پور را بی اساس دانسته و تصریح می کنند که متین پور صرفاً به دلیل فعالیت هایش در عرصه روزنامه نگاری و دفاع از حقوق بشر در آذربایجان مورد خشم حکومت ایران قرار گرفته است.

سازمانهای بین المللی حقوق بشر از جمله عفو بین الملل و گزارشگران بدون مرز متین پور را زندانی عقیده و وجدان نامیده و خواهان آزادی بی قید و شرط وی می باشند.



کمپین امضا برای آزادی سعید متین پور در آلمان




کمپین امضا و اعتصاب غذا برای آزادی سعید متین پور در مقابل پارلمان انگلیس


ادامه مطلب ....

آزادی عبادت مددی نگارستان فعال مدنی آذربایجانی از زندان تبریز

چهارشنبه ۴ فروردين ۱٣٨۹ - ۲۴ مارس ۲۰۱۰

ساوالان سسی : عبادت مددی نگارستان زندانی سیاسی آذربایجانی در زندان تبریز روز چهارسنبه ۲۶ اسفند ٨٨ پس از تحمل مدت حبس هشت ماهه با عفو مشروط از زندان تبریز آزاد شد.

مددی ۲۵ آذر ۸۵ طی حکمی از سوی شعبه یکم دادگاه انقلاب تبریز به ۳۴ ماه حبس تعزیری محکوم گردیده بود. حکم صادره ۵ بهمن ۸۵ در شعبه ششم دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان شرقی بررسی و به هشت ماه حبس تعزیری قطعی کاهش یافت.

مددی ۶ خرداد ۸۵ و همزمان با تظاهرات آذربایجانیها بر علیه کاریکاتور موهن چاپ شده در روزنامه دولتی ایران، به همراه دو برادرش دستگیر و پس از تحمل ۳۵ روز بازداشت موقت به قید وثیقه از زندان تبریز آزاد شده بود.

بر اساس حکم صادره اتهام مددی اجتماع و تباني براي ارتكاب جرائم ضد امنيت داخلي كشور و عضویت در گروه پان ترکیسم جهت برهم زدن امنیت ملی عنوان شده است. استنادات قاضی علی اکبری برای طرح این اتهامات شرکت در راهپیمایی روزهای ۱ و ۳ خرداد ۸۵ در تبریز و سردادن اشعار قوم گرایانه در کوه عینالی، شرکت در مراسم قلعه بابک، شرکت در مجلس ترحیم دکتر فرزانه و دعوت از دکتر محمد علی چهره قانلی در موعد انتخابات مجلس پنجم برای سخنرانی در منزل بوده است.

مددی از فعالین مدنی آذربایجانی در تبریز است و از سال ۷۵ تا کنون چندین بار بازداشت و زندانی شده است.

ادامه مطلب ....

گزارش صدای آمریکا از اعتصاب غذای زندانیان سیاسی آذربایجانی در زندان اردبیل در مصاحبه با محمد رضا فقیهی وکیل دادگستری

صدای آمریکا . برنامه خبرها و نظرها ، جمعه ۲٨ اسفند ۱٣٨٨ - ۱۹ مارس ۲۰۱۰

video

فشار و آزار زندانیان سیاسی آذربایجانی در زندان اردبیل شدت گرفته است.ودود سعادتی، بهروز علیزاده، علی عباسی و رحیم غلامی زندانیان سیاسی آذربایجانی از ۲۲ اسفند ۸۸ به مدت چهار روز دست به اعتصاب غذا زده اند. محمد رضا فقیهی وکیل مدافع سه تن از این زندانیان در گفتگو با فریده رهبر درباره علت اعتصاب غذای آنها می گوید :

در خصوص آقای علی عباسی چون وکالتشان بر عهده بنده نیست من نمی توانم اظهار نظری داشته باشم اما در خصوص ودود سعادتی، رحیم غلامی و بهروز علیزاده اطلاعاتم را می توانم در اختیارتان بگذارم. چندی قبل یکی از زندانیانی که محکوم به اعدام بوده و ایشان در انتظار اجرای حکم خود بود به اتهام خرید و فروش مواد مخدر ایشان به همراه عده ای دیگر به بند هفت زندان که یک بند تقریبا ویژه است و بچه های فعال هویت طلب آذربایجانی که اسامی شان را ذکر کردم است در آنجا بودند منتقل شد. متاسفانه آزار و اذیت از سوی این فرد و همقطاران ایشان نسبت به موکلین ادامه داشت تا اینکه درگیری بین اینها اتفاق می افتد و متاسفانه در این درگیری بینی آقای ودود سعادتی دچار شکستگی و آسیب می شود.در آیین نامه اجرائی سازمان زندانهای ایران آمده زندانیان می بایستی حسب شخصیت و نوع اتهامات افراد طبقه بندی شوند و اصلا قرار دادن چنین فردی در یک سلول یا بند با موکلین من کار صحیحی نبوده است. پس از مدتی این فرد را از آن بند خارج کرده اند و پس از آن مسئولین زنان سر این بچه را کچل می کنند.این هست که موجب شد که موکلین تصمیم به انجام اعتصاب غذا بگیرند و حدود چهار روز هم اعتصاب غذا کردند که بنا به اصرار خانواده ها اعتصاب غذا را به طور موقت متوقف کردند.

صدای آمریکا- موکلین شما به چه اتهامی در زندان هستند و چه نوع فعالیتی داشته اند؟

موکلان بنده به اتهام عضویت در حرکت ملی آذربایجان به پنج سال حبس محکوم شده بودند که ما با استدلالات مختلف توضیح دادیم که اساسا حرکت ملی آذربایجان یک گروه به معنای اخص کلمه نیست و یک جنبش اجتماعی است و هیچ دلیلی بر عضویت این بچه ها در چنین حرکتی به عنوان یک گروه وجود ندارد. دادگاه تجدید نظر استان اردبیل استدلالها را پذیرفت و عضویت در گروه غیرقانونی را منتفی قلمداد کرد اما اتهام اولیه را به اتهام تبلیغ علیه نظام تغییر داد و از بابت این اتهام یک سال به آنها حبس داد.

صدای آمریکا- رئیس قوه قضائیه اعلام کرده اند که به زندانیان واجد شرایط در ایام نوروز مرخصی داده شود. آیا این امر شامل حال موکلین شما هم خواهد شد؟

متاسفانه این مرخصی تا این لحظه که بنده با شما صحبت می کنم در نظر گرفته نشده و علاوه از اینکه این مرخصی داده نشده فشار روحی و روانی و جسمی بر موکلین لحظه به لحظه بیشتر شده است.

تحریریه: ساوالان سسی

برای دانلود ویدئوی مصاحبه اینجا را کلیک کنید


ادامه مطلب ....

آزادی رضا ابری فعال مدنی آذربایجانی از زندان تبریز

چهارشنبه ۲۶ اسفند ۱٣٨٨ - ۱۷ مارس ۲۰۱۰

ساوالان سسی : رضا ابری فعال مدنی آذربایجانی روز یکشنبه ۲۳ اسفند ۸۸ پس از تحمل ۷۶ روز بازداشت موقت به قید وثیقه ۲۰ میلیون تومانی از زندان تبریز آزاد شد.

این فعال آذربایجانی ۸ دی ۸۸ و پس از شرکت در مراسم تشییع جنازه چنگیز بخت آور از فعالین مدنی آذربایجانی در قبرستان مارالان تبریز بازداشت و به اداره اطلاعات تبریز منتقل شده بود.

اتهام ابری اجتماع و تبانی جهت ارتکاب جرم بر علیه امنیت ملی، عضویت در گروههای پان ترکیستی و تبلیغ علیه نظام از طریق شرکت در مراسم تشییع جنازه چنگیز بخت آور و ایجاد تشکیلات غیر قانونی در اینتزنت و تبلیغ علیه نظام در فضای سایبر از طریق عضویت در سایت کلوب عنوان شده است.

این فعال آذربایجانی در مدت بازداشت موقت از حق ملاقات با وکیل و خانواده محروم بوده و مورد شکنجه ماموران اداره اطلاعات تبریز قرار گرفته است.

رضا ابری پیش از نیز در جریان چاپ کاریکاتور توهین آمیز روزنامه ایران در مورد آذربایجانیها در سال ۸۵ بازداشت و پس از مدتی به قید وثیقه از زندان آزاد شده بود.

ماموران امنیتی در جریان مراسم خاکسپاری چنگیز بخت آور به شرکت کنندگان در مراسم که مشغول خروج از قبرستان مارالان تبریز بودند حمله کرده و مردم را مورد ضرب و شتم قرار داده وبازداشت کرده بودند. در این مراسم شرکت کنندگان با حضور بر سر قبر چنگیز بخت آور و نثار گل، شعارهایی به زبان ترکی آذربایجانی مبنی بر تسلیت این ضایعه سرداده و مارش ملی آذربایجان را می خوانده اند.

در جریان این مراسم ۲۲ تن از فعالین آذربایجانی از جمله ابراهیم فرج زاده، هادی مرتضی سیلاب، علی تهمتن، رضا ابری، فرزین اصغری، علی ایمانی، یعقوب وجودی، محمد رضا یوسفی، ابراهیم آسمانی و سه برادر به نامهای مهدی،مجید و نصیب جوادپور بازداشت شده بودندکه اکثر این افراد به قید وثیقه از زندان آزاد شده اند.

برگزاری مراسمات بزرگداشت شخصیتها و روزهای ملی و جشن و عزا با نمادهای آذربایجانی در سالهای اخیر با ممانعت دستگاههای امنیتی و قضایی ایران مواجه شده و برگزار کنندگان و شرکت کنندگان در این مراسمات تهدید و مورد آزار و اذیت قرار گرفته بازداشت می شوند.

ادامه مطلب ....

اعتصاب غذای چهار فعال آذربایجانی در زندان اردبیل و فشار مسئولین زندان بر آنها

چهارشنبه ۲۶ اسفند ۱٣٨٨ - ۱۷ مارس ۲۰۱۰

ساوالان سسی : ودود سعادتی، بهروز علیزاده، علی عباسی و رحیم غلامی زندانیان سیاسی آذربایجانی در زندان اردبیل از روز شنبه ۲۲ اسفند ۸۸ در اعتراض به فشارهای وارده از سوی رئیس زندان و تضییع حقوق اولیه شان دست به اعتصاب غذا زده اند.

ماموران اداره اطلاعات اردبیل در روزهای اخیر با مراجعه به زندان اردبیل از این فعالین خواسته اند با نوشتن توبه نامه زمینه آزادی خویش را فراهم آورند. بدنبال مخالفت زندانیان سیاسی آذربایجانی با خواسته ماموران امنیتی، مسئولین زندان اردبیل فشار بر این زندانیان را افزایش داده اند.

منابع موثق از زندان اردبیل خبر می دهند مسئولین زندان ضمن ممانعت از تماس تلفنی این چهار زندانی سیاسی آذربایجانی با خانواده، موی سر این زندانیان سیاسی آذربایجانی را با حالتی تحقیر آمیز کچل کرده و با وارد کردن فشارهای مختلف روحی و روانی سعی در آزار و اذیت این زندانیان دارند.

چندی پیش نیز مسئولین زندان با انتقال زندانیان خطرناک و ضرب و شتم فعالین آذربایجانی به دست این زندانیان و توهین به افکار آنها این چهارزندانی سیاسی را تحت فشار قرار داده بودند.

فشار و آزار و اذیت زندانیان سیاسی آذربایجانی و عدم اعطای مرخصی به این زندانیان در حالی صورت می گیرد که بر طبق آئین نامه اجرایی سازمان زندانها و قوانین ایران مسئولین قضایی وظیفه رسیدگی به مشکلات روحی و جسمی و محافظت از زندانیان را بر عهده دارند و شرع اسلام نیز حقوق زندانیان را به رسمیت شناخته است.

ادامه مطلب ....

احکام زندان برای معترضین به جوک نژادپرستانه سید محمد خاتمی در تبریز

چهارشنبه ۲۶ اسفند ۱٣٨٨ - ۱۷ مارس ۲۰۱۰
ساوالان سسی : علی و مهدی ایمانی (فعالین دانشجویی آذربایجانی در دانشگاه تبریز)٬ جهانبخش و نادر بخت آور از فعالین مدنی آذربایجانی در تبریز از سوی شعبه ۱۱۱ جزائی تبریز به احکام شش ماه تا سه ماه حبس تعلیقی و سی ضربه شلاق محکوم گردیدند.

قاضی محمدی رئیس شعبه ۱۱۱ جزائی تبریز طی حکمی علی و مهدی ایمانی (دانشجویان دانشگاه تبریز) را به شش ماه حبس تعلیقی و جهانبخش و نادر بخت آور را هرکدام به ۹۱ روز حبس تعلیقی و سی ضربه شلاق محکوم کرده است.

این فعالین پس از پایان مراسم سخنرانی میرحسین موسوی در ورزشگاه باغشمال تبریز در ۴ خرداد ۸۸ و بدنبال طرح شعارهایی در حین مراسم با موضوع حقوق زبانی و ملی آذربایجانیها و اعتراض به جوک نژادپرستانه سید محمد خاتمی (عضو کمپین انتخاباتی موسوی)، توسط نیروهای امنیتی دستگیر شده بودند.

اتهام این افراد اخلال در نظم عمومی از طریق سردادن شعارهایی با محوریت تحصیل به زبان مادری و خواستهای ملی و زبانی آذربایجانیها در حین سخنرانی میر حسین موسوی در تبریز و اعتراض به جوک گویی نژادپرستانه محمد خاتمی بوده است.

جلسه دادگاه این فعالین يکشنبه ۲۹ و ۳۰ دی ٨٨ به صورت غیر علنی برگزار شده بود و نقی محمودی وکیل دادگستری در تبریز وکالت جهانبخش و نادر بخت آور را بر عهده داشته است.

متهمین در طول دوره بازداشت و دادرسی از حق داشتن وکیل محروم بوده اند.آنها در دوران بازداشت مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند.

شایان ذکر است بدنبال انتشار فیلمی در اینترنت که محمد خاتمی رئیس جمهور پیشین ایران (که از موسوي حمايت كرده است) را در حال بازگویی جوکی در مورد آذربايجاني‌ها نشان می‌دهد شهرها و دانشگاههای آذربایجان به صحنه اعتراضات آذربایجانیها تبدیل شد. در جریان این اعتراضات و همزمان با سخنرانی میرحسین موسوی در تبریز ماموران امنیتی با حمله به عده ای از حاضرین که شعار سر می دادند، آنها را به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده و عده زیادی را بازداشت کرده بودند.


ادامه مطلب ....

اهل کدام کشور هستی؟

متن سخنرانی فرانک فرید در نشست فعالان حقوق زن در نیویورک

"اهل کدام کشور هستی ؟ ؟ Where are you from" "آیا قومیت می تواند عامل مهمی در مبارزه زنان برای دستیابی به حقوقشان باشد؟"

وقتی که در مدرسه راهنمایی درس انگلیسی می خواندیم، (Where are you from )سوال جالبی به نظرم می رسید. من خودم را خارج از کشورم تجسم می کردم که به آن با غرور پاسخ می دهم، اما این تصویر معصومانه، در مواجهه با تبعیض های متفاوت خدشه دار شد. وقتی _به عنوان یک زن_ در محیطی بزرگ می شوی من به عنوان یک زن در محیطی بزرگ شدم که تبعیض های مختلفی وجود داشت که واقعیت های این تبعیض تغییرم دادند، تبعیض هایی که بر هم تأثیر می گذارند؛ تو را شکل می دهند، در هم می ریزنند و شکلی دوباره می دهند؛ در قالب می ریزندت، دوباره قالبت را می شکنند، قالبی نو برایت می سازند، تا به حدی که دیگر نمی دانی واقعن که هستی! حضور یک زن از خاورمیانه در این کنفرانس گویای برخی تبعیض های جنسیتی هست. از طرفی شنیدن نام ایران می تواند در ذهن شما تداعی گر نقش شجاعانه ی زنان در توسعه جامعه و نیز ارتقاء موقعیت شان در جامعه و زندگی خصوصی آنها باشد. احتمالن شما با جنبش رو به رشد زنان، در جامعه ای با نگرش ها و سنتهای مرد سالار، حقوق نوشته و نانوشته زن ستیز و قوانین ضد زن آن آشنا هستید. اما این همه ی ماجرا نیست! نام یک کشور می تواند گویای برخی مسائل آن باشد، در حالی که برخی دیگر همچنان پوشیده و ناشناخته باقی می مانند.

برای رسیدن به درکی درست از تبعیض قومیتی، به عنوان عاملی بازدارنده در تلاش زنان برای رسیدن به حقوق شان، لازم است نگاهی کلی به موضوع داشته باشیم.

ایران کشوری با بیش از 70 میلیون جمعیت با فرهنگها، زبانها، قومیت ها و مذاهب گوناگون است. گفته می شود قومیت ها 65% این جمعیت را تشکیل می دهند که همه آنها تحت سلطه ی زبان و فرهنگ یک اقلیت قرار گرفته اند. اِعمال این سیاست از 85 سال پیش و هم زمان با روی کار آمدن رژیم پهلوی شروع شده و ادامه دارد. آذربایجانی ها با نزدیک به یک سوم جمعیت کشور به همراه دیگر قومیت ها یعنی لرها، کردها، عرب ها، بلوچ ها، گیلیکی، مازندرانی ها، ترکمن ها و عشایری نظیر قشقایی ها و بختیاری ها جزو اکثریت نامبرده هستند که از حقوق اقتصادی، اجتماعی، مدنی، فرهنگی و سیاسی خود محروم و به حاشیه رانده شده اند.

قومیت هایی که زبان آنها فارسی نیست حتی حق تحصیل به زبان مادری خود را ندارند و برای همه آنها تنها یک زبان رسمی وجود دارد. به واسطه نداشتن همین حق اولیه، زنان متعلق به قومیت ها در کمترین حد ممکن قادر به بیان و ابراز وجودِ خود در جامعه هستند و یا اینکه این زنان برای خلاصی از تبعیض بیشتر، از زبان مادری خود صرف نظر می کنند.

با این زمینه حال معلوم می شود که این زنان، هم در مقام یک زن در جامعه پدرسالار و هم به عنوان قومیِت های به حاشیه رانده شده، با چالشهای پیچیده تری در دستیابی به حقوق بشر مواجه اند. تبعیض جنسیتی در چنین محیطی، محدودیت بیشتری برای آنها در دسترسی شان به منابع اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، حقوقی و رسانه ها ایجاد می کند.

برای مثال نابرابریهای جنسیتی نظیر نداشتن حق طلاق، در زندان شهر من تبریز،به افزایش تعداد زنانی که دست به همسر کشی زده اند، افزوده است. "خدیجه" یکی از همین زنان است که بعد از کشتن شوهر خود دچار روان پریشی شده و گمان می کند شوهرش هنوز زنده است و مدام تکرار می کند :" این بار دیگر طلاق می گیرم!"

در کنار این تبعیض جنسیتی، با افزودن دیگر عوامل تبعیض آمیز مثل فقر، زندگی در مناطق روستایی و متعلق بودن به قومیتی تحت فشار و ... می توان به موانع متعددی که این زنان با آن مواجهند پی برد.

مثل "راحله" از یکی از روستاهای آذربایجان که در سن 14 سالگی تن به ازدواج اجباری داد. او هم مثل بسیاری از زنان در معرض انواع خشونت علیه زنان مثل کتک خوردن، تجاوز همسر و سایر رفتارهای غیر انسانی قرار گرفت. همین رفتارهای خشونت آمیز و بی حرمتی، از اول یک قاتل ساخت، راحله بعدن اعدام شد. وکیل تسخیری راحله به او می گفت که او باید از خودش "دفاع" کند. در حالیکه او واقعن نمی دانست معنی کلمه "دفاع" در زبان فارسی چیست!

علاوه بر معضلات مشترکی که همه جامعه با آن دست و پنجه نرم می کند، قومیت ها با شرایطی مواجهند که موجب عقب راندن و اعمال ستم بیشتر بر آنها می شود. البته، بسته به میزان این عقب راندگی بر برخی از قومیت ها، موقعیت آنها بدتر هم می شود. برای مثال، عامل مذهب در میان سایر گروههای مذهبی مبنای نابرابری و محرومیت بیشتر آنها می شود. تنشهایی که در منازعه با همه ی این نابرابریها، بی عدالتی ها و تبعیضهای ریشه دار پیش می آید، موجب می شود زنان خشونت بیشتری را در مناطق پرتنش تحمل کنند.

خودکشی زنان نسبت به مردان چهار برابر و نیم بیشتر است و رده چهارم را در جهان دارد. اما خودسوزی که فجیع ترین شکل خودکشی است در میان قومیت ها مثل کردها و لرها بیشتر متدوال است. و نیز قتل های ناموسی که غالبا عاملان آن مجازات نمی شوند.

یکی از مشکلات کمتر شناخته شده ی زنان در میان برخی قومیتها و برخی مناطق، ختنه دختران هست. گزارشات فعالان حقوق زنان در مناطق عقب مانده و فقیر مثل سیستان و بلوچستان حاکی از اجبار دختران به ازدواج های زودهنگام با مردان پیر در مقابل گرفتن پول، ازدواج های ثبت نشده در دفاتر رسمی، اعتیاد و غیره است. در این منطقه نیز مانند مناطق عرب نشین مثل خوزستان، هنوز مسائل ابتدایی مثل عدم دسترسی به بهداشت و آب آشامیدنی از مشکلات عمده زنان است.

مهاجرت از همه مناطق قومیت نشین بسیار صورت گرفته و می گیرد. بخصوص مردان برای یافتن کار، محل سکونت خود را ترک می کنند و تأثیرات منفی مهاجرت در این مناطق، و نیز بر زنان و خانواده ها عواقب زیادی دارد. شکاف عمیق و روزافزون بین مناطق مرکزی کشور، از جمله تهران با 15 میلیون جمعیت، با بقیه مناطق، موجب ایجاد تنش ها و عدم وجود درک مشترک بین ساکنین آن ها شده است.

نژاد، قومیت، جنسیت، زبان و فرهنگ، طبقات اجتماعی، مذهب و منطقه ی سکونت و عدم توانایی و ... جزو عواملی هستند که نابرابری و تبعیض ایجاد می کنند. اغلب زنان ما، با بیشتر این تبعیضها مواجهند و در شرایط پیچیده ی برآمده از این نابرابریها، زنان اعتماد به نفس خود را از دست می دهند و خود را در هم شکسته می یابند.

قومیت ها نه تنها به وسیله صاحبان قدرت سرکوب می شوند، بلکه مشکلات آنها را بیشتر روشنفکران نیز در حوزه توجه خود قرار نمی دهند.بنا بر این، توجه به تبعیض قومیتی در هر دو سطح ملی و منطقه ای از ضروری ترین مسائل است

از یک سو به کنشگران حقوق زنان در این مناطق انگِ "فعالیت سیاسی" و "تجزیه طلبی" زده می شود؛ از طرف دیگر، زنان در جنبشهای هویت طلبانه که در این مناطق جریان دارد، توسط برخی مردان اقتدارگرا و فعال در این جنبشها، از نقشهای تصمیم گیرنده دور نگه داشته می شوند. اما با وجود تمامی شرایط مذکور، کنشگران حقوق زنان آذربایجان هم مانند سایر زنان فعال در دیگر نقاط کشور، در رسیدن به حقوق بشر مصممند.

آنها طی 15 سال اخیر نیز، مانند گذشته از هر فرصتی برای پیشبرد جنبش زنان در رسیدن به حقوق خود و ایجاد موقعیت برای فعالیت استفاده کرده اند؛ برای بیان و ابراز خود به نوشتن روی آورده اند، به خصوص خواندن و نوشتن به زبان مادری خود را تجربه می کنند؛ مشارکت آنها در همه جنبه های زندگی اجتماعی و در فعالیت های اجتماعی بیشتر شده است. آنها همچنان بر حقوق خود پافشاری می کنند ، چنان چه بر سایر ارکان حقوق بشر و حاضر نیستند از هیچ یک از آنها صرف نظر کنند.

تغییر برای برابری -

ادامه مطلب ....

در لندن برگزار میشود;اعتصاب غذا و کمپین جمع آوری امضاء برای آزادی زندانیان سیاسی آذربایجان

شنبه ۲۲ اسفند ۱٣٨٨ - ۱٣ مارس ۲۰۱۰

بی تی ان: هم زمان با افزایش فشارها بر فعالین حرکت ملی آذربایجان و اوضاع نگران کننده زندانیان سیاسی آذربایجانی جمعی از فعالان ملی در مقابل پارلمان انگلیس در لندن دست به اعتصاب غذا زده و به جمع آوری امضا مبادرت خواهند کرد.

یکی‌ از ترتیب دهندگان این کمپین در تماس با "بی‌ تی‌ ان" ضمن اعلام این خبر افزود: جمعی از فعالان حرکت ملی در مقابل پارلمان انگلیس در لندن دراعتراض به اعمال خشونت و احکام نامتعارف صادره از سوی دادگاه‌های ایران به مدت ۳ روز از ۱۶ تا ۱۸ مارس اعتصاب غذا نموده و همزمان به کمپین جمع آوری امضاء برای آزادی بی‌قید و شرط زندانیان سیاسی دربند از جمله سعید متین پور؛ ژورنالیست و فعال برجسته آذربایجانی که دوبار در زندان سکته قلبی نموده و از وضعیت حادی برخوردار است؛ خواهند پرداخت.

وی ادامه داد: تعداد دیگری از زندانیان در اردبیل نیز مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند که رساندن این حقایق تلخ به مجامع جهانی حقوق بشر و افکار عمومی در اقصا نقاط جهان هدف اصلی این اعتصاب غذا و کمپین می باشد.

گفتنی است مراجعات مکرر وکیل و خانواده متین پور به مسئولین قضائی و درخواست مرخصی وی جهت درمان در خارج از زندان تا کنون بی‌نتیجه مانده است و خانواده به شدت نگران وضعیت جسمی این فعال حقوق بشر آذربایجانی در زندان اوین تهران هستند..

مقامات قضائی از ارائه پاسخ به درخواست مرخصی این روزنامه نگار زندانی امتناع میکنند.مسئولین اجرای احکام دادگستری تهران به خانواده متین پور گفته اند که پرونده او در اجرای احکام دادگستری موجود نیست و زندانیان امنیتی حق استفاده از مرخصی را ندارند.

همچنین مسئولین زندان اوین در ملاقات خانواده این فعال حقوق بشر با وی مشکل آفرینی می کنند و مانع از ملاقات خانواده با وی در روزهای مقرر علیرغم در دست داشتن نامه دادگاه می شوند.

لازم به ذکر است که متین پور در اثر شکنجه‌های اعمال شده بر وی در دوران بازداشت موقت دچار ناراحتی‌های قلبی، ریوی، سردرد و کمردرد شدید شده است.

این فعال حقوق بشر آذربایجانی پس از دستگیری در ۴ خرداد ۸۶ و تحمل ۹ ماه بازجویی تحت شکنجه جسمی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران محاکمه و در جریان پرونده مربوط به حضور عده‌ای از شخصیتهای آذربایجانی در کنفرانسی حقوق بشری در کشور ترکیه به هشت سال حبس تعزیری محکوم گردیده است.

اتهام متین پور همکاری با دول خارجی متخاصم و تبلیغ علیه نظام عنوان شده است اما در حکم صادره اشاره‌ای به اینکه منظور از متخاصم کدام دولت بوده نشده است. مدافعان حقوق بشر در آذربایجان اتهامات وارده به متین پور را بی‌اساس دانسته و تصریح می کنند که متین پور به دلیل فعالیت‌هایش در عرصه روزنامه نگاری و دفاع از حقوق بشر در آذربایجان مورد خشم حکومت ایران قرار گرفته است.

سازمانهای بین المللی حقوق بشر از جمله عفو بین الملل و گزارشگران بدون مرز متین پور را زندانی عقیده و وجدان نامیده و خواهان آزادی بی‌قید و شرط وی می باشند.

ادامه مطلب ....

عبدالله صدوقی در مصاحبه با رادیو دویچه وله : «دوست دارم مردم آذربایجان را شاد ببینم»

عبدالله صدوقی، خبرنگار ورزشی و از فعالان مدنی آذربایجان، پس از ۳ هفته اعتصاب غذا از زندان تبریز آزاد شد. سازمان عفو بین‌الملل در اطلاعیه‌ای از آزادی عبدالله صدوقی، استقبال کرد.

عبدالله صدوقی، نویسنده و خبرنگار آذربایجانی، در روز ۲۸ دیماه سال ۱۳۸۸ پس از انتشار پوستری در حمایت از تیم فوتبال تراکتورسازی توسط ماموران اطلاعاتی جمهوری اسلامی دستگیر شد. وی پس از تحمل ۲۲ روز حبس در اطلاعات تبریز به زندان این شهر انتقال یافت. او سه هفته اخیر را در اعتراض به حبس ناعادلانه خود در اعتصاب غذا به سر برد. تلاش سازمانهای مدافع حقوق بشر در ایران و خارج کشور سرانجام به آزادی وی انجامید. سازمان عفو بین‌الملل در این مورد اطلاعیه‌ای منتشر و از آزادی این فعال مدنی آذربایجانی استقبال کرد.

مصاحبه دویچه وله با عبدالله صدوقی را در زیر می‌خوانید.

دویچه وله: آقای صدوقی شما از زندان بتازگی آزاد شده‌اید. می‌خواستیم اول برای ما بگویید که علت دستگیری‌تان چه بوده است؟

عبدالله صدوقی: علت دستگیری من فقط ترک بودن من است. یعنی در این کشور ترک بودن خودش یک جرم است. کسی که به وطن خودش، به زبان خودش علاقه داشته باشد، در این مملکت مجرم است و نباید این کار را بکند. مشکل آنان با من این است که من زبان ترکی را خوانده‌ام و نویسنده‌ی ترک هستم. ولی انواع جرم‌ها و انواع اتهام‌ها را به من بسته‌اند: تبلیغ علیه نظام، ارتباط با بیگانگان و خیلی جرم‌های دیگر.

ولی به طور مشخص برای چه شما را بازداشت کردند و بعد این اتهام‌ها را زدند؟

من مجوز گرفته بودم و دوتا پوستر "تراکتورسازی" را زده بودم. روی آن به ترکی نوشته بودم: "افتخار ترکها تراکتور". بعد این‌ها می‌گویند کسی صلاحیت نداشت به شما مجوز بدهد؛ یک چنین چیزهایی. ولی بعد از آن که من را گرفتند، مدام و پشت سرهم اتهام به من چسباندند.

چرا نسبت به تیم تراکتورسازی چنین حساسیت وجود دارد؟

والله این سیستم یک سیستم نژادپرست است. یعنی می‌گوید، ملت فقط ملت فارس است، بقیه حق زندگی هم حتی ندارند. فقط ترکها نیستند. کلا کردها، لرها هم می‌توانند به زبان خودشان بنویسند، به زبان خودشان درس بخوانند. حتی یک روزنامه‌ تماما ترک در تبریز وجود ندارد. چون موقع بازی تراکتور هم در آنجا همه به ترکی شعار می‌دهند و اعتقادات ناسیونالیستی دارند، به خاطر همین روی تراکتور حساسیت هست.

جزو اتهاماتی که به شما زده شده بوده، پشتیبانی از پان ترکیسم است. در این مورد شما چه می‌گویید؟

اولاً پان ترکیسم در ایران معنی ندارد. نمی‌توانیم پان ترکیست باشیم. پان ترکیسم وقتی گفته می‌شود که ما حاکمیت داشته باشیم و بعد بخواهیم زبانی را قدغن کنیم. همه‌ی ملت‌ها انسان ‌هستند، همه‌ی ملت‌ها حق حیات دارند، همه‌ی ملت‌ها حق آزادی‌های مدنی و آزادی‌های انسانی دارند. ما اصلاً اعتقادی به پان ترکیسم نداریم. ما فقط می‌گوییم باید به زبان ترکی باید مدرسه باشد و اصل ۱۵ و ۱۹ قانون اساسی اجرا شود.

شما در زندان تبریز دست به اعتصاب غذا زدید. چرا فکر کردید دست به اعتصاب غذا بزنید؟

من قبلا سابقه‌ی سیاسی داشتم و دستگیر شده بودم. پیش از این در یک میتینگ انتخاباتی در مقابل میرحسین موسوی شعار داده بودیم. یعنی می‌گفتیم ما از کاندیدایی حمایت می‌کنیم که به حق ما اعتراف کند و بگوید من برای حق شما، برای گرفتن حق‌تان، اقدام خواهم کرد. برای موسوی من چنین صلاحیتی را نمی‌دیدم. ما در مقابل او موضع گرفته بودیم. در آن زمان دستگیر شده بودم.

ولی این بار اصلا هیچ جرمی نداشتم، هیچی. یعنی کلا از نظر خودم که بگویم آقا فلان کار را کردم که مثلا می‌تواند جرم سیاسی باشد، اصلا فکرش را هم نمی‌کردم که دستگیر شوم. به خاطر همین گفتم تا زمانی که عدالت در مورد من اجرا نشود، دست به اعتصاب غذا می‌زنم.

البته فرقی که نمی‌کند. بیرون هم برای من زندان است. امروز باز گفتند آقا الان بازی تراکتور است، نیا، روی شما حساسیت است. بیرون هم واسه ما مثل زندان می‌ماند. هیچ فرقی ندارد. گفتم تا وقتی که عدالت اجرا نشود، مرگ بهتر از این است که اینجا بیایم در زندان بپوسم. دوماه بود که نه دقیقا اتهام من را مشخص کرده بودند، نه اصلا وکیلی گذاشته بودند که با او صحبت کنم. به قاضی می‌گویم آقا من باید وکیل داشته باشم. می‌گوید من وکیل را اصلا نمی‌گذارم بیاید. برخوردهای خیلی ناجوری با فعالان مدنی آذربایجانی می‌شود. گفتم تا وقتی عدالت اجرا نشود، من دست به اعتصاب غذا می‌زنم.

چه شد که بالاخره شما را آزاد کردند، آقای صدوقی؟

والله خیلی چیزها در آزادی من نقش داشت. یکی فعالانی که در بیرون هستند. دستشان درد نکند، همه‌شان زحمت کشیده بودند. در داخل هم همین طور. یعنی آن طور که برادرم می‌‌گفت، اگر آن روز آزاد نمی‌شدم، در تبریز احتمالا تظاهراتی می‌شد. این‌ها همه نقش داشتند. یکی هم این که شاید خودشان هم دیدند که نمی‌توانند. آنجا اگر بلایی سر من می‌آمد، مطمئنا در تبریز اتفاقاتی می‌افتاد که خودشان را نمی‌بخشیدند.

الان حالتان چه طور است؟

یواش یواش رو به بهبودی می‌رود. حال من زیاد مهم نیست. من به لطف آب و هوای آذربایجان رشد کرده‌ام. برای من مهم نیست که جان من برای آذربایجان از بین برود. یعنی اصلا شرایط جسمی‌ام برایم جدا مهم نیست. مهم این است که مردم آذربایجان را شاد ببینم، ببینم مردم آذربایجان به حق‌شان رسیده‌اند. برای من این چیزها مهم است.

مصاحبه‌گر: کیواندخت قهاری
تحریریه: مصطفی ملکان

لینک مستقیم گزارش

ادامه مطلب ....

آزادی عبدالله صدوقی روزنامه نگار آذربایجانی از زندان تبریز

جمعه ۲۱ اسفند ۱٣٨٨ - ۱۲ مارس ۲۰۱۰

ساوالان سسی : عبدالله صدوقی روزنامه نگار آذربایجانی روز چهارشنبه ۱۹ اسفند ٨٨ پس از تحمل ۵۲ روز بازداشت به قید وثیقه ۲۰ میلیون تومانی از زندان تبریز آزاد شد.

آزادی این روزنامه نگار آذربایجانی بدنبال اعتصاب غذای ۲۱ روزه وی در اعتراض به بازداشت طولانی بدون صدور حکم و تفهیم اتهام صورت می پذیرد.

صدوقی بدنبال چاپ و نشر پوستر تبلیغاتی مجوزدار تیم فوتبال تراکتورسازی به زبان ترکی آذربایجانی در ۲۸ دی ۸۸ بازداشت شده بود.

بر اساس کیفرخواست صادره اتهام این روزنامه نگار آذربایجانی اجتماع و تبانی جهت ارتکاب جرم بر علیه امنیت کشور، تبلیغ علیه نظام و ارتباط با بیگانگان عنوان شده است و استنادات دادستان برای طرح این اتهامات چاپ و پخش پوستر تبلیغاتی تیم فوتبال تراکتورسازی با نوشته هایی به زبان ترکی آذربایجانی و مصاحبه با رادیو فردا و رادیو زمانه عنوان است.

صدوقی در مدت بازداشت مورد شکنجه قرار گرفته است. وی از حق دسترسی به وکیل و ملاقات با خانواده در دوران بازجویی محروم بوده است.

سازمان عفو بین الملل طی اطلاعیه ای در ۱۸ اسفند ۸۸ ضمن اشاره به فعالیتهای مسالمت آمیز عبدالله صدوقی در راستای حقوق و آزادیهای آذربایجانیها، خواهان دسترسی این روزنامه نگاز آذربایجانی به امکانات پزشکی، ملاقات با وکیل و آزادی بی قید و شرط وی شده بود.

ادامه مطلب ....

سازمان عفو بین‌الملل در ارتباط با اعتصاب غذای عبدالله صدوقی روزنامه نگار در بند آذربایجانی بیانیه ای صادر کرد

چهارشنبه ۱۹ اسفند ۱٣٨٨ - ۱۰ مارس ۲۰۱۰

بی‌ تی‌ ان: سازمان عفو بین‌الملل در ارتباط با اعتصاب غذای عبدالله صدوقی روزنامه نگار در بند آذربایجانی بیانیه ای صادر کرد.

به گزارش "بی‌ تی‌ ان" در بخشی از این بیانیه آمده است:

عبدالله صدوقی روزنامه نگار ورزشی اهل تبریز در تاریخ ۱۸ ژانویه ۲۰۱۰ و پس از توزیع پوستر‌هایی‌ در حمایت از تیم فوتبال " تراکتور سازی" دستگیر و بدون هر گونه محکومیتی در زندان تبریز نگهداری میشود.

وی هم اینک در اعتراض به آنچه که "بازداشت بی‌ اساس " میداند دست به اعتصاب غذا زده است. ضمن اینکه ایشان صرفاً به دلیل اظهار نظرهای مسالمت آمیز و عقیدتی در بازداشت می‌باشد.

عبدالله صدوقی ۳۳ ساله و آذربایجانی است که برای نشریاتی چون گلٔ، کرنر و "خوش خبر" مطلب مینوشته است. مسئولان امنیتی وی را به آنچه که "اقدام علیه امنیت ملی‌" و "پانترکیسم " مینامند متهم کرده و دلیل خود را انتشار پوستری میدانند که بر روی آن " بوتون آذربایجانین ایفتیخاری تراختور" به همراه تصویری از این تیم چاپ شده است. این در حالی‌ است که نامبرده دارای مجوز چاپ این پوستر بوده است.

عبدالله صدوقی پس از اقدام به اعتصاب غذا در اواخر فوریه به سلول انفرادی غیر بهداشتی و فاقد امکانات اولیه منتقل و در نهایت در تاریخ دوم مارس ۲۰۱۰ به سلول محکومین جنایی منتقل میشود.

با ادامه اعتصاب غذا و وخیم تر شدن وضعیت جسمانی, مسولین زندان وی را به درمانگاه منتقل میکنند. گفته میشود خانواده و وکیل وی موفق میشوند در ۶ مارس ۲۰۱۰ وی را ملاقات نمایند. در این ملاقات عبدالله صدوقی به ادامه اعتصاب غذای خود تا آزادی و یا برگزاری دادگاه تاکید می‌کند.

گفتنی است این بیانیه به عنوان " اقدام فوری" از طرف سازمان عفو بین‌الملل صادر شده و در آن از عموم مردم و فعالان حقوق بشری خواسته شده است که رونوشت آن را به مسولین حکومت ایران ارسال نمایند.

ادامه مطلب ....

آغاز به کار کمپین امضای عفو بین الملل آلمان و آداپ برای آزادی سعید متین پور

چهارشنبه ۱۹ اسفند ۱٣٨٨ - ۱۰ مارس ۲۰۱۰
ساوالان سسی : کمپین امضای آزادی سعید متین پور روزنامه نگار و فعال حقوق بشر آذربایجانی روز یکشنبه ۷ مارس ۲۰۱۰ از سوی سازمان عفو بین الملل و با همکاری آداپ در آلمان آغاز شد.

به گفته اعضای آداپ که مسئولیت برگزاری این کمپین را برعهده دارند جمع آوری امضا هر هفته در مقابل استودیو سینما اروپای شهر هایدلبرگ آلمان و با کمک سازمان عفو بین الملل آلمان برگزار خواهد شد و آنها قصد دارند تا جمع آوری امضا را در سایر شهر های آلمان نیز گسترش دهند.

برگزار کنندگان در جریان این کمپین علاوه بر شرح وضعیت سعید متین پور فعال حقوق بشر و روزنامه نگار آذربایجانی، به ارائه اطلاعاتی به زبانهای انگلیسی و آلمانی در خصوص موارد مختلف نقض حقوق بشر و مشکلات آذربایجانیها در ایران می پردازند.

لازم به ذکر است که کمپین امضای آزادی متین پور برای آلمانی ها تازگی داشته و با استقبال گسترده شهروندان آلمانی روبرو شده است. چندی پیش نیز عفوبین الملل کانادا با همکاری آداپ کمپین امضایی برای آزادی متین پور تشکیل داده بود.


ادامه مطلب ....

گزارش رادیو فردا از ضرب و شتم و وضعیت نامناسب زندانیان سیاسی آذربایجانی در زندان اردبیل

يکشنبه ۱۶ اسفند ۱٣٨٨ - ۷ مارس ۲۰۱۰

رادیو فردا - بهروز کارونی

گزارشها از ایران بیانگر ضرب و شتم چهار تن از فعالان هویت طلب آذربایجانی در یکی از بندهای زندان اردبیل است. این رویداد پس از آن رخ داده است که در هفته های گذشته شماری از زندانیان عادی محکوم به اعدام به بند این چهار زندانی سیاسی منتقل شده اند.

انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران در گزارشی زمان وقوع ضرب و شتم این چهار فعال هویت طلب آذربایجانی را روز شنبه ۱۵ اسفند ماه اعلام کرده است.بر اساس این گزارش زندانیان عادی محکوم به اعدام در زمان پخش زنده مسابقه فوتبال تیم تراکتورسازی با تیم سایپا مانع از تماشای پخش این مسابقه توسط زندانیان بند ۷ زندان اردبیل شده اند و بدنبال آن آقایان سعادتی، علیزاده، عباسی و غلامی را با سلاح سرد مورد حمله قرار دادند و آنها را مجروح کردند.

محمدرضا فقیهی عضو انجمن دفاع از حقوق زندانیان و وکیل مدافع آقایان سعادتی، علیزاده و غلامی در باره این حادثه توضیح بیشتری می دهد : «یکی از این آقایان که علی الظاهر حکم اعدام هم درخصوصش صادر شده و حکم قطعیت هم پیدا کرده متاسفانه ایشان به همراه دوستان خودش با موکلین من و خصوصا آقای ودود سعادتی درگیر شده و تا جایی که من اطلاع پیدا کردم بینی ایشان را شکسته اند و البته جراحات و صدمات دیگری که به ایشان وارد شده را نمیدانم».

آقایان علیزاده، سعادتی و غلامی فروردین ماه سال گذشته توسط ماموران اداره اطلاعات شهر اردبیل بازداشت و پس از ۲۰ روز بازداشت موقت به قید وثیقه از زندان آزاد شده بودند این سه نفر در آبان ماه سال جاری به اتهام عضویت در گروه غیرقانونی برای برهم زدن امنیت کشور در دادگاه انقلاب اسلامی اردبیل محاکمه و به پنج سال زندان محکوم شدند. این حکم در دادگاه تجدید نظر در پی لغو آن اتهام و تبدیل آن به تبلیغ علیه نظام به یکسال زندان کاهش یافت.علی عباسی نیز که در سال ۸۵ بازداشت شد به اتهام هایی مانند اقدام علیه امنیت ملی و جاسوسی به پنج سال زندان محکوم شده است.

حادثه روز شنبه در اردبیل در شرایطی روی داد که بر اساس قوانین و آیین نامه های زندانها در ایران زندانیان با اتهامهای سیاسی نباید در کنار زندانیان با جرائم جزائی خطرناک نگهداری شوند. آقای فقیهی می گوید : «اینها را حسب مقررات آئین نامه اجرائی سازمان زندانها و اقدامات تامینی و تربیتی کشورنه تنها این بچه ها یعنی تمام کسانی که تحت عنوان زندانی اعم از متهم و محکوم وارد زندان می شوند بنا به مقررات آئین نامه اجرائی سازمان زندانها باید امر طبقه بندی و تفکیک نسبت به اینها اجرا شود یعنی در واقع کسی را که حالا به اتهام سرقت بازداشت شده یا مواد مخدر یا قتل یا اقدام بر علیه امنیت کشور اینها ماهیت اقداماتشان و ماهیت این جرائم و اتهامات متفاوت است. قانونگذار برای اینکه امر تفکیک و طبقه بندی دقیقا رعایت شود و زندانیانی که هیچ سنخیتی از حیث اتهامات، نوع رفتارهای ارتکابی با هم ندارند با هم در یک جا نمانند که مفاسدی به بار نیاید حکم کرده و مقرر کرده که امر تفکیک و طبقه بندی انجام شود».

ضرب و شتم چهار فعال هویت طلب آذربایجانی تنها مورد گزارش شده نیست.چند روز پیش نیز منصور اسانلو رئیس هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه در زندانی رجائی شهر کرج مورد حمله یک زندانی متهم به قتل قرار گرفت. فاطمه گل گزی مادر این فعال کارگر زندانی در این خصوص می گوید : «حمله می کنه به او و کارد رو می کشه به پهلوی ایشان و شلوار و کاپشن و خلاصه همه لباسش پاره می شود. اینه که من خیلی نگران شدم»

اینگونه اتفاقها در حالی روی داده است که به گفته حقوقدانان مقامهای زندانها و دستگاه قضائی مسئولیت جان زندانیان را برعهده دارند. محمد سیف زاده حقوقدان و عضو کانون مدافعان حقوق بشر : «هم امنیت و هم بهداشت و وضعیت جسمانی و روحی کسانی که در داخل زندان هستند تحت نظر سازمان زندانها است. مسئولیت آن در ابتدا متوجه سازمان زندانها و در هر شهر تحت نظر دادستان است. دادیار ناظر زندان که نماینده مدعی العموم در زندان است باید نظارت بر تمام این مسائل، هم وسائل رفاهی و بهداشتی و هم تهدیدات و مشکلاتی که در داخل زندان وجود دارد باید نظارت کند و آنها را مرتفع کند».

سخنان حقوقدانانی مانند محمدرضا فقیهی و محمد سیف زاده در شرایطی ابراز می شود که گزارشهای انتشار یافته حاکی از آن است که شمار زیادی از فعالان مدنی و سیاسی زندانی در وضعیت نامناسبی در زندان به سر می برند.برای مثال مهدیه گلرو فعال دانشجویی و فعال حقوق بشر در بند عمومی زنان و در میان مجرمین متهم به قتل و کلاهبرداری نگهداری می شود.همچنین بدرالسادات مفیدی روزنامه نگار و دبیر انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران در بند معتادان زندان اوین نگهداری می شود بندی که به گفته خانواده او از شرایط نا مناسب بهداشتی و رفاهی برخوردار است.

تحریریه : ساوالان سسی

فایل صوتی مصاحبه را از اینجا دانلود کنید

ادامه مطلب ....

گفتگوی رادیو زمانه با فرانک فرید و الهه امانی از شرکت کنندگان در اجلاس سازمان ملل در موضوع خشونت علیه زنان و مقام زن

رادیو زمانه - پانته آ بهرامی

تبعیضاتی که بر زنان، نیمی از جمعیت دنیا، در نقاط مختلف جهان اعمال می‌شود بسیار گوناگون و مختلف است. اما اگر بخواهیم بر روی یک موضوع محوری انگشت بگذاریم مسئله‌ی خشونت علیه زنان از چالش‌های دیگر پررنگ‌تر است. شهر نیویورک شاهد دو کنفرانس بزرگ جهانی در مورد مسئله‌ی زنان تنها یک هفته مانده به ۸ مارس روز جهانی زن بوده است.

کنفرانس اول: از ۲۷ تا ۲۸ فوریه در گرد‌همایی جهانی سازمان‌های غیر دولتی هشت هزار زن از نقاط مختلف در آن شرکت کردند. میزگردها و بحث‌ها حول این محور دور می‌زد که تعهدات چهارمین کنفرانس زنان در پکن تا چه حد عملی شده است.

در چهارمین کنفرانس جهانی زنان در ۱۹۹۵ در پکن، ملت‌های جهان اعلامیه‌ی تاریخی و برنامه‌ی اقدام پکن را به منظور حذف مشارکت زنان در همه‌ی حوزه‌های زندگی عمومی و خصوصی تصویب کردند، این برنامه نشان داد که زنان در ۱۲ مورد چالش‌های مشترک دارند، بهداشت، آموزش، خشونت علیه زنان،‌ حقوق بشر، حضور زنان در مقام‌های تصمیم‌گیری، موضوع دختر بچه‌ها و افزایش فقر در میان زنان بخشی از این چالش‌هاست.

الهه امانی پژوهش‌گر و کوشنده‌ی حقوق زنان به نمایندگی از شبکه‌ی میان‌فرهنگی زنان در مورد اهداف این کنفرانس: این دو روز اختصاص به این داده شد که ببینیم در ۱۵ سال گذشته چه فعالیت‌هایی شده، دولت‌ها چگونه عمل کردند و ما امروز در کجا ایستاده‌ایم در واقع پیام کلی آن به این‌ گونه بود که اگر‌چه زنان بسیار در زمینه‌های مختلف پیشرفت کرده‌اند ولی این پیشرفت‌ها به هیچ‌گونه جواب‌گوی آنجایی که باید زنان امروزه از نظر برابری جنسی ایستاده باشند قرار ندارد. الهه امانی، فعال حقوق زنان، بر این باور است که خشونت علیه زنان هم در حوزه‌ی خصوص و هم در حوزه‌ی عمومی در ایران اعمال می‌شود.

زنان ایران خشونت را در حیطه‌ی خصوصی به عنوان خشونت خانوادگی تجربه می‌کنند، خشونت را در جامعه تجربه می‌کنند. اذیت و آزاری که به زن ایرانی به خاطر پوشش تحمیل می‌شود، دستگیری‌ها، اذیت و آزار در خلال این سال‌ها که هزاران هزار مورد دارد، آن‌هم بخشی از خشونت علیه زنان در جامعه است.

بعد خشونتی که در قوانین دولتی و توسط دولت به زنان ایران اعمال می‌شود و یک مورد دیگر نه تنها در مورد ایران بلکه این الان موضوعی است که در بسیاری از کشور‌ها از جمله سودان و الجزایر، خشونتی که از طرف نیروهای متشکل غیر دولتی که تحت حمایت دولت هستند به زنان اعمال می‌شود.

در الجزابر و بعضا در افغانستان توسط روسای مختلف قوم‌های افغانستان و در ایران مثلا خشونتی را که توسط نیروهای بسیجی، به مردم و زنان ایران اعمال می‌شود این‌ها را کسانی می‌گویند که نقش دارند اما غیر دولتی‌اند و مورد حمایت دولت هستند.

فرانک فرید، شاعری که به زبان آذری نیز شعر می‌سراید، مترجم، فعال حقوق زنان و سردبیر مسائل زنان ماهنامه‌ی توقیف شده‌ی دیلماج از ایران در کنفرانس حضور داشت.

او معتقد است که بر زنان تبعیضات زیادی اعمال می‌شود ولی بر نکته‌ای در مورد زنان قوم‌های مختلف اشاره کرد که کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد. از او در مورد وضعیت ویژه‌ی زنان مناطق مختلف از جمله آذربایجان جویا شدم: هر چه‌قدر تعداد تبعیضات بیشتر باشد، هر چه قدر کسی محروم‌تر باشد، بیشتر در معرض آسیب قرار می‌گیرد. حالا در منطقه‌ی آذربایجان هم مسئله‌ی زبان یک موضوع مهم است زیرا زنان نمی‌تواند خودشان را بیان بکنند. این حق طبیعی هرکس است که به زبان مادری خودش بنویسد و بخواند، این حق گرفته می‌شود.

حال زنان دو راه این‌جا دارند یکی این‌که تن بدهند به این‌که در لاک خودشان فرو بروند و عده‌ی بیشترشان هم تن به یک‌سان سازی فرهنگی می‌دهند. وقتی که شما فکر کنید می‌بینید مشکلاتتان کمتر است، این زبان مادری را کنار می‌گذارید که بتوانید یک تبعیض را از روی دوش خودتان بردارید.

یعنی این در واقع راه حل دوم است که گفتید یک راه حل این است که خودشان را کنار بکشند و دیگری این است که خودشان را عرضه بکنند.

بله. را حل دوم، آسان‌ترین راه حل است و آن چیزی است که سالیان سال تبلیغ می‌شود. هم سیستم آموزشی این را به شما تحمیل می‌کند و هم این‌که به هر حال با تحقیر‌ها و توهین‌هایی مواجه می‌شوید که احتملا مسخره‌تان می‌کنند به خاطر لهجه‌‌تان به هر حال زنان هم استعداد بالایی در یادگیری زبان دارند، به راحتی زبانی که غالب هست را می‌گیرند تا مشکلات‌شان کمتر شود.

یعنی از آن طریق میان‌بر می‌زنند که در جامعه بتوانند حضور بیشتری داشته باشند، وضعیت اقتصادی یک منطقه بسیار در مسئله‌ی زنان تاثیر‌گزار است. یعنی ببینید بی‌خود نیست که ما در ایران با ۷۰ میلیون جمعیت یک پایتخت ۱۵ میلیونی داریم.

عواملی بوده است که مردم را آن‌جا متمرکز کرده است، یک چیزهایی از جاهای کم شده است که مردم آن‌جا متمرکز شده‌اند و این درواقع بیشتر موجب عقب‌ماندگی بقیه‌ی جاها در کشور می‌شود.

چند سال اخیر مثلا از منطقه‌ی آذربایجان یا خود شهر تبریز هم جمعیت کم شده است برای مهاجرت؟

بیشترین مهاجرت‌ها از منطقه‌ی آذربایجان صورت گرفته است، تحقیق هم شده است، منطقه‌ای بوده که روشنگری در آن بسیار بالا بوده و هنگامی که این را از آن می‌گیری و روشن‌فکران‌اش به نوعی از این منطقه می خواهند به جایی بروند که فرصت بیشتری دارند، برای همین است که سرمایه‌های اقتصادی از آن‌جا می‌خواهند بروند، زیرا امنیت و فرصت‌های اقتصادی بیشتری وجود دارد.

از روستاها مهاجرت صورت گرفته و این جمعیت به هر حال روستاها بعضی‌هاشان واقعا خالی از سکنه شدند یا بعضی از آن‌ها پیرنشین هستند یا مردها برای این‌که دنبال کار بروند، زن‌ها در بعضی از روستاها ماندند و این مشکل زیادی پدید آورده است یعنی زنانی که ازدواج نکردند یا این‌که زنانی هستند که شوهران‌شان به دلیل این‌که کار پیدا کنند می‌روند، و زنان می‌مانند و بار زیادی که در آن مناطق محروم - که هرروز هم محروم‌تر می‌شود - بر دوش‌شان است. الهه‌ امانی، استاد دانشگاه و فعال حقوق زنان، حمله‌ی لباس شخصی‌ها به زنان را نه تنها در ایران بلکه در سراسر جهان نیز نوعی اعمال خشونت بر زنان می‌داند. او علت اصلی وجود لباس شخصی‌ها را شانه خالی کردن دولت از پاسخ گویی و مسئولیت می‌داند.

به نظر من دلیل اصلی آن این است که دولت نمی‌خواهد مسئولیت اعمالی که انجام می‌دهد را به عهده بگیرد، زمانی که گلوله‌ای از سلاح یک نیروی انتظامی که به طور رسمی حفظ استقرار یک دولت غیر دموکراتیک را بر عهده دارد در می آید، دولت مسئول جواب‌گویی آن است ولی وقتی که ندا توسط گلوله‌ی یک توسط گلوله‌ی یک نیروی غیر دولتی کشته می‌شود دولت می‌تواند با آن بازی کند و آن را واژگونه جلوه دهد.

این مسئله‌ای بود که به نظر من به عنوان کسی که هم در کنفرانس پکن شرکت کرده، هم در کنفرانس متعاقب پکن در کوبا و امروز کنفرانس پکن به‌علاوه‌ی ۱۵، من این روند را کاملا در عرصه‌ی جهانی می‌توانم مشاهده کنم که این به عنوان یک نیروی رشد یابنده در خشونت علیه زنان، در سطح جهان و در ایران در واقع امروزه مطرح هست، مسئله‌ی کشته‌شدن ‌ندا در ایران به عنوان یک نمونه این روند جهانی اشاره کردم.

در پاسخ به این مسئله دو نفر از ایران که در این کنفرانس سازمان‌های غیر دولتی شرکت کرده بودند و به هیچ روی به نظر نمی‌آمد که این‌ها غیر دولتی باشند در پاسخ من گفتند در مقابل کمپین یک میلیون امضا ما کمپین ۲۲ میلیونی داریم و ندا توسط نیروهای مخالف جمهوری اسلامی به قتل رسید. این‌ را که اظهار کردند تمام بخشی از سالن که من در آن‌جا قرار داشتم صدای اعتراض بلند شد.

از مردم عادی، یکی از این زنانی که از ایران شرکت کرده بودند اظهار داشتند که ایران فیدا را قبول ندارد و آن را امضا نمی‌کند، کنوانسیون رفع هر گونه تبعیض علیه زنان به خاطر این‌که ما قوانین و پیمان نامه‌های خیلی مترقی‌تر داریم که باعث حمایت از خانواده و صلح می‌شود.

کشور آمریکا هم کنوانسیون رفع هر گونه تبعیض علیه زنان را تصویب نکرده است. خود من به عنوان مسئول یک سازمان غیر دولتی در آمریکا این فشار را به دولت آمریکا می‌آوریم که کنوانسیون رفع هر گونه تبعیض علیه زنان را امضا کند.

یعنی اساسا نقش سازمان‌های غیر دولتی این است که برای پیش‌برد مسائل زنان و برابری جنسیتی به دولت های خودی فشار بیاورند تا بتوانند آن‌ها را به آن سمتی سوق دهند که بتوانند مصوبات را نه تنها بپذیرد بلکه برنامه‌ی عملی داشته باشد تا آن را در نهاد‌های دولتی مد نظر داشته باشد.

کنفرانس دوم اجلاس کمسیون «مقام زن» نام داشت. این اجلاس هر ساله از سوی سازمان ملل متحد برگزار می‌گردد امسال با حضور نمایندگان کشورهای عضو و نهاد‌های وابسته به این سازمان پنجاه و چهارمین اجسال کمسیون مقام زن در شهر نیویورک برگزار شد.
ویژگی امسال اجلاس، بررسی کارنامه‌ی دولت‌ها بود. سازمان ملل، پرسش‌نامه‌ای را در اختیار دولت‌ها قرار داده تا دولت‌ها گزارشی در مورد ۱۲ چالش اصلی وضعیت زنان ارائه دهند.

الهه امانی در مورد گزارش جمهوری اسلامی در مورد وضع زنان می‌گوید:

مواردی که همت و کوشش زنان ایران بوده و اعتبار آن به دولت تعلق نمی‌گیرد، آن‌ها را هم به حساب خودش گذاشت. موفقیتی که امروزه زن ایران در زمینه‌ی حضورش در آموزش عالی، در زمینه‌های هنر و باروری‌های دیگر دارد مورد تحسین جامعه‌ی جهانی است، آن‌ها را نیز به خود متعلق دانسته و آن گزارش قابل بحث است.

بررسی کارنامه‌ی دولت‌ها در واقع محور اصلی کنفرانس امسال است. سازمان‌های غیر دولتی از سازمان ملل می‌خواهند وارد عمل شوند و با گذاشتن استراتژی‌های مختلف بتوان کارنامه‌های دولت را به طور عملی تغییر داد.

الهه امانی بر این باور است که مسئله‌ی خشونت نسبت به زنان تنها مربوط به کشور‌های جهان سوم نمی‌شود. این موارد در آمریکا هم مطرح است. وی هم‌چنین از سه چالش محوری زنان که در کنفرانس مطرح بود، نام برد.

این در مورد جامعه‌ی آمریکا مطرح است، هنگامی که نیروهای دست راستی و مسیحیان افراطی در کلینیک‌هایی که سقط جنین در آن‌ها صورت می‌گیرد بمب‌گذاری می‌کنند، این هم نوعی خشونت از طرف نیروهای غیر دولتی است.

البته در این‌جا آن‌ها محاکمه می‌شوند و همین چندوقت پیش یکی از این افراد محاکمه شد. ولی در هر حال کمسیون نیروهای غیر دولتی در سال ۲۰۰۹ پرسش‌نامه‌ای به فعالین زنان در جامعه‌ی جهانی ارائه دادند، نتایج آن پرسش‌نامه، مسئله‌ی خشونت علیه زنان به عنوان برجسته‌ترین موضوع مورد نظر سازمان‌های غیر دولتی امروزه در تمام دنیا مورد بحث است.

در کنار آن، مسئله‌ی بهداشت زنان است که ما می‌دانیم به ویژه در منطقه‌ی آمریکا مسئله‌ی بسیار مهمی است. آهنگ رشد زنانی که بیماری ایدز را می‌گیرند در آفریقا و به‌ویژه در جنوب آفریقا شش برابر تعداد مردانی است که به بیماری ایدز مبتلا می‌شوند و در کنار آن نیز فیدا، کنوانسیون رفع هر گونه تبعیض که به عنوان اعلامیه‌ی حقوق زنان محسوب می‌شود.

همان‌طور که ما از اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر صحبت می‌کنیم، فیدا به عنوان اعلامیه‌ی برابری حقوق زنان است. تصویب آن یک مرحله است و عملکرد آن یک مرحله‌ی و عرصه‌ی خیلی گسترده‌تری است و در آمریکا که فیدا را امضا نکرده‌ است، شهر سن فرانسیسکو فیدا را قبول کرده است و آن را پیاده کرده است.

امروزه خشونت علیه زنان فقط ضرب و شتم زنان در خانواده نیست. خشونت در جامعه است و خشونتی که از دولت‌ها اعمال می‌شود، حتی عدم باروری اقتصادی زنان به عنوان خشونت اقتصادی از آن یاد می‌شود. یعنی خشونت مفهوم‌اش در عرصه‌ی جهان بسیار باز و گسترده شده است.

ما از خشونت سیاسی، خشونت اقتصادی و خشونت اجتماعی می‌توانیم صحبت کنیم و در تمام این موارد به نظر من خشونت علیه زنان یکی از مهم‌ترین چالش‌های زنان در دنیای امروز است.

لینک مستقیم گزارش از رادیو زمانه

فایل صوتی مصاحبه را از اینجا دانلود کنید

ادامه مطلب ....

دفاع از حقوق‌بشر آذربایجانی ها در ایران: نیاز به همکاری داوطلبانه و کارآموز

آیا شما به زبان‌های فارسی و انگلیسی و یا فارسی و ترکی صحبت می‌کنید و می‌توانید به‌خوبی به این زبان‌ها بخوانید و بنویسید؟ آیا شما علاقه‌مند به فعالیت و کار در زمینه‌ی حقوق‌بشری آذربایجانی ها در ایران هستید؟ آیا شما خشونت و هرنوع افراطی‌گری را ردّ می‌کنید؟

ما از کمک داوطلبانه و همکاری افتخاری شما خوشحال خواهیم شد. ما در راه مبارزه با نژاد پرستی، تحقق آزادی و برابری می‌کوشیم، و علیه شکنجه، دستگیری‌های خود سرانه، مجازات‌های غیرانسانی، تبعیض، تعقیب و پیگرد های غیرقانونی مبارزه می‌کنیم. آیا شما علاقه‌مندید، ما را دراین راه با کار ترجمه و پژوهش پشتیبانی کنید؟ ما خشنود خواهیم شد، اگر از شما ای‌میلی به این نشانی دریافت کنیم: info.adapp@gmail.com

ادامه مطلب ....

گزارش صدای آمریکا از اعتصاب غذا و وضعیت وخیم عبدالله صدوقی روزنامه نگار آذربایجانی در گفتگو با مسئول روابط عمومی آداپ

صدای آمریکا . برنامه ویژه بامدادی، يکشنبه ۱۶ اسفند ۱٣٨٨ - ۷ مارس ۲۰۱۰

video

عبدالله صدوقی روزنامه نگار آذربایجانی در زندان تبریز در اعتراض به بازداشت و بلاتکلیفی خود بیش از دوهفته است که دست به اعتصاب غذا زده است. وی به دلیل چاپ پوستر تبلیغاتی تیم فوتبال تراکتوزسازی به زبان ترکی به همراه برادرش در ۲۸ دی ماه در تبریز بازداشت شده اند.گفته می شود وضعیت جسمانی وی نگران کننده است.

یاشار حکاک پور سخنگوی انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران که مقیم ترکیه است میگوید آذربایجانیها خواستار رسمیت یافتن زبان ترکی آذربایجانی و رفع تبعیضهای ملی از آنان هستند.وی در باره عبدالله صدوقی و سایر بازداشت شدگان آذربایجانی به صدای آمریکا می گوید:

عبدالله صدوقی روزنامه نگار آذربایجانی و عضو هیات تحریریه نشریات ورزشی گل، کرنر و خوش خبر بعد از چاپ پوستر تبلیغاتی مجوزدار تیم تراکتورسازی از ۲۸ دی ۸۸ در بازداشت به سر می برد.

ایشان بعد از گذشت یک ماه از زمان دستگیری با نوشتن نامه ای به بازپرس هاشم زاده از روز ۲۹ بهمن در اعتراض به بازداشت موقت طولانی خودشان و عدم تفهیم اتهام در دادگاه صالحه دست به اعتصاب غذا زده اند.

این روزنامه نگار آذربایجانی روز سه شنبه ۱۱ اسفند ۸۸ بر اثر ضعف شدید دچار خونریزی معده، سرگیجه شدید و افت فشار خون شده است که مسئولین زندان تبریز این روزنامه نگار آذربایجانی را با مشت ولگد و با کتک به بهداری زندان منتقل کرده اند.

مسئولین زندان تبریز بعد از اینکه از اعتصاب غذای صدوقی مطلع شدن ایشان رو به بند ۱۰جرایم زندان تبریز که محل نگهداری زندانیان شرور و خطرناک است منتقل کرده اند.در این بند.زندانیان جرائم عادی بعد از تحریک مسئولین زندان به صدوقی حمله کرده و او را زخمی و روانه بهداری کرده اند و آقای صدوقی هم اکنون در سلولی انفرادی نگهداری می شوند.

صدای آمریکا -در این مدتی که در بازداشت به سر می بردند با خانواده شان توانسته اند ملاقاتی داشته باشند؟

خانواده آقای صدوقی طی ملاقاتی که با وی داشته اند متوجه کاهش وزن شدید ایشان شدند و آقای صدوقی در مدت اعتصاب غذا بیش از ۲۰ کیلو از وزنشان کم شده و همین امر موجب نگرانی شدید خانواده از وضعیت سلامتی صدوقی شده است خانواده آقای صدوقی اقدام به اخذ وکیل کرده اند اما مسئولین قضائی امکان دسترسی وکیل به پرونده را نمی دهند.

صدای آمریکا - از سایر بازداشت شدگان آذربایجانی چه اطلاعی داریذ؟

در قم و در جریان مسابقات بین المللی کشتی یادگار امام در سالن حیدریان این شهر ماموران امنیتی ۷ اسفند ۸۸ در جریان مسابقه کستی با حمله به جمعیت آذربایجانیها که در سالن بودند آنها را مورد ضرب و شتم قرار دادند و رحیم حسین زاده (کارمند سازمان آب و فاضلاب استان قم) و روح الله حیدری از فعالین مدنی آذربایجانی را بازداشت کردند.بازداشت شدگان مشغول تشویق ورزشکاران ترک شرکت کننده در مسابقات کشتی بودند.

علاوه از این مهدی اژدری، بابک میامی، حسن کریمی و شهروز تختی از فعالین مدنی آذربایجانی روز سه شنبه ۴ اسفند ۸۸ از سوی ماموران اداره اطلاعات اردبیل و در رابطه با پخش اعلامیه روز جهانی زبان مادری بازداشت شده اند وتا کنون اطلاعی از آنها در دست نیست.

تحریریه : ساوالان سسی

ویدئوی مصاحبه را از اینجا دانلود کنید


ادامه مطلب ....

نوزدهمین روز اعتصاب غدا در زندان تبریز در مصاحبه روز: «خطر نزدیک است، عبدالله صدوقی درخواست ها را نپذیرفت»

روز آنلاین - کاوه قریشی

عبدالله صدوقی روزنامه نگار آذربایجانی پس از اعتصاب غذای ۱۹ روزه در زندان تبریز روز چهارشنبه به بهداری این زندان منتقل شد. به گفته خانواده صدوقی، وی که به بیماری زخم معده مبتلاست، در طول این مدت بیشتر از ۲۰ کیلو وزن کم کرده است.

حسین صدوقی برادر این روزنامه نگار آذربایجانی که ۴۸ روز قبل به اتهام چاپ پوستر تبلیغاتی تیم فوتبال تراکتورسازی به زبان ترکی آذربایجانی در تبریز بازداشت شده بود "مسولان قضائی از پیگیری و رسیدگی به پرونده وی سرباز زده و عملا به این پرونده رسیدگی نمی کنند". حسین صدوقی در مصاحبه با روز با اشاره به وخامت وضعیت برادرش عبدالله صدوقی بر اثر این اعتصاب می گوید: "مسئولین بند به جای انتقال وی به بهداری او را به شدت کتک زده و سپس وی را به بهداری منتقل کرده اند". از سوی دیگر تقی محمودی وکیل مدافع پرونده عبدالله صدوقی نیز در مصاحبه با روز علیرغم تاکید بر ادامه تلاشهایش جهت شکستن اعتصاب ۱۹ روزه موکل خود، می گوید: "درخواست ما برای شکستن اعتصاب بی نتیجه بوده است". این مصاحبه ها در پی می آیند.

برخی از منابع خبری در روزهای گذشته خبرهایی در مورد اعتصاب غذای برادر شما منتشر کردند، آیا شما این اخبار را تایید می کنید؟ بنا به آخرین اخباری که دارید ایشان در چه وضعیتی هستند؟

برادرم الان حدود ۱۹ روز است که در اعتصاب غذا به سر می برد. روزهای اول کسی در جریان این اعتصاب نبود. اما پس از چهار روز از شروع اعتصاب، ایشان نامه ای به آقای هاشم زاده بازپرس شعبه چهارم دادسرای تبریز فرستادند. اما قاضی پرونده، عمداً دنبال موضوع را پیگیری و مورد رسیدگی قرار نمی دهد. برادرم دیروز نوزدهمین روز اعتصاب غذای خود را سپری کرده است و آنطوری که روز چهارشنبه در ملاقات با او مطلع شدیم، ایشان دچار عوارض زخم معده و خونریزی درونی شده است و اصلا وضعیت جسمانی مساعدی ندارد. خانواده به شدت نگران وضعیت سلامتی جسمی ایشان هستند و درخواست ما در آخرین ملاقات برای شکستن اعتصاب غذا از سوی ایشان بی نتیجه بود. همچنین قاضی درخواست برای آزادی برادرم را تا کنون رد کرده است.

شما از چه طریقی از اعتصاب غذای آقای صدوقی مطلع شدید؟

خانواده از طریق نامه ای که برادرم خطاب به قاضی هاشم زاده (بازپرس پرونده) نوشته بود ازاعتصاب غذای وی خبردار شدند.

شما نامه و یا کپی آن را مستقیما دریافت کردید؟

ما خود نامه را ندیدیم، فقط آن را در سایتهای خبری دیدم و با توجه به دست خط نامه متوجه شدیم که برادرم این نامه را نوشته است.

گفتید روز چهارشنبه توانستید با برادرتان ملاقات کنید؛ شما با وی صحبت کردید؟ ایشان از وضعیت خودش در زندان چیزی به شما نگفت؟

مسئولین زندان پس از اعلام اعتصاب غذای برادرم برای اینکه او را تحت فشار قرار دهند وی را به بند ۱۰ جرایم که محل نگهداری زندانیان شرور است منتقل کرده اند. زندانیان شرور با تحریک مسئولین زندان برادرم را مورد ضرب و شتم قرار داده اند و رئیس زندان تبریز پس از این درگیری برادرم را به همراه سه زندانی عادی در سلولی دخمه مانند که شپش از در و دیوار آن بالا می رود در بند ویژه حبس کرده است. علاوه بر این فشارها چها روز پیش حال برادرم در اثر اعتصاب غذا خراب شده و مسئولین بند به جای انتقال وی به بهداری او را به شدت کتک زده و سپس وی را به بهداری منتقل کرده اند. این رفتار غیر انسانی مسئولین زندان برای من و خانواده به هیچ وجه پذیرفتنی نیست و و باید گفت برادرم در طی ۱۹ روز گذشته علاوه بر فشار ناشی از اعتصاب غذا، از سوی مسئولین زندان برای شکستن اعتصاب غذایش به بند افراد شرور منتقل شده و بارها تحت فشار و ضرب و شتم قرار گرفته است.

در ملاقات روز چهارشنبه ایشان چیزی درباره خودشان نگفتند، اما شرایط جسمیشان وخیم بود. یعنی می شود گفت که حدودا ۲۰ تا ۲۵ کیلو از وزنش کم شده بود و علاوه بر یک پای ایشان به شدت می لنگید. ما به خاطر حضور همسر برادرم و شرایط روحی وی نتوانستیم از برادرم علت لنگیدن پایش را جویا شویم.

در مورد اتهاماتش چیزی به شما نگفت؟

خیر، فقط گفت که تا حالاهم تفهیم اتهام نشده است. اصلا پرونده ایشان طوری به حاشیه رانده شده و عملاً به آن رسیدگی نمی شود. برادرم کاری نکرده است که جرم تلقی شود. من نمی توانم درک کنم که صرف چاپ پوستر ترکی برای یک باشگاه فوتبال و حمایت از یک تیم ورزشی کجایش جرم است. در کل باید گفت که بازجویان و قاضی پرونده اعمال برادرم را به کناری نهاده و درصددند تا با فشار بر وی او را به قبول کردن اتهامات ساختگی مجبور کنند و حال که به این امر فائق نیامده اند می خواهند از طریق بلاتکلیف نگه داشتن برادرم در زندان عملاً بدون اجرای مراحل محاکمه برادرم را مجازات کنند و این موردی است که برادرم عبدالله به آن اعتراض دارد. بر اساس قوانین ایران نمی توان فردی را بیشتر از یک یا دو روز در بازداشت موقت نگه داشت، اما علیرغم اینکه در این پرونده هیچگونه مسندات قانونی برای اثبات جرم وجود ندارد، برادرم را ۴۸ روز است که بدون طرح اتهام خاصی در بازداشت نگه داشته اند و به ما میگویند که مشغول جمع آوری اطلاعات مربوطه هستند و پرونده در دست اقدام است. نگهداری طولانی مدت برادرم در زندان درحقیقت مجازات برادرم قبل از محاکمه وی است.

برادر شما وکیل دارند؟ ایشان چه اقداماتی در مورد پرونده آقای صدوقی انجام دادند؟

برای ایشان وکیل گرفتیم، اما از آن موقع تا حالا، آقای محمودی وکیل ایشان نتوانسته از روند پرونده مطلع شوند و قاضی مربوطه در طول هفته گذشته مرخصی بوده. مقامات قضایی و امنیتی مانع از دسترسی برادرم عبدالله به وکیل در دوران بازجویی شده اند و او امکان ملاقات با وکیل در مرحله تحقیقات را نداشته است. دیروز وکیل لایحه ای را در مورد آخرین وضعیت برادرمان به مسولان قضایی تقدیم کرده اند. اما تا کنون هیچ اقدامی صورت نگرفته است.

به جز راه های قانونی آیا شما هیچ اقدام دیگری انجام داده اید؟ مثلا سعی کردید که نهادهای مدافع حقوق بشر را از وضعیت برادرتان مطلع کنید؟

خیر ما به جز کانال های قانونی و رسمی در ایران هیچ اقدام دیگری انجام نداده ایم.

موکلم قادر به راه رفتن نیست

آخرین اخبار موکلتان و وضعیت پرونده وی به لحاظ قانونی چه چیزهایی هستند؟

ایشان ۲۸ دی ماه سال ۱۳۸۸ بخاطر توزیع پوستر های تیم فوتبال تراکتور سازی دستگیر شدند، درحالی که ایشان برای این کارشان مجوز داشتند. روی پوسترها نوشته هایی به مضمون "زنده باد تراکتور و زنده باد آذربایجان" به زبان ترکی آذربایجانی نوشته شده بود. متاسفانه برای ایشان قرار بازداشت صادر شده، که این قراری هیچ تناسخی با اتهامی که به موکل بنده وارد شده است ندارد. حتی اگر ایشان جرمی هم مرتکب شده باشد، باز این قرار صادره که شدیدترین نوع قرار تامین کیفری است با اتهامات و پرونده ایشان متناسب نیست. موکل بنده به لحاظ اعتراض به دستگیری و قرار بازداشت موقت از ۲۹ بهمن ماه به اعتصاب غدا دست زدند و امروز وارد هفدهمین روز از این اعتصاب شدند. در حال حاضر بدن و جسم ایشان خیلی نحیف و ضعیف شده و هر لحظه احتمال بروز خطر جانی برای ایشان وجود دارد.

با توجه به شرایط نامناسب زندانب آیا از موکلتان نخواستید که به اعتصابشان پایان بدهند؟

من در ملاقاتی که صبح روز پنجشنبه با ایشان داشتم، به کررات خواهش کردم که به اعتصاب غذای خودشان خاتمه دهد و بیش از این جان خود را به خطر نیاندازد. اما فایده نداست و او در پاسخ گفت "اعتصاب را نخواهم شکست تا آزادی من تامین بشود، چون مرتکب هیچ جرم و یا گناهی نشده ام که به خاطر آن زندان باشم و شدیدترین نوع قرار بازداشت برایم صادر شود، بنابراین تا آخر خط ادامه خواهم داد". اصرار ایشان بر تداوم اعتصاب در حالی صورت می گیرد که حتی همسر، پدر و برادرش هم به طور مکرر از وی خواسته اند به اعتصاب پایان دهد. اینجانب امروز لایحه ای به بازپرس پرونده دادم که در آن وضعیت موکلم را به تفصیل توضیح دادم، در لایحه به شرایط وی در بند پرداختم. چون بندی که موکل بنده آنجا نگهداری می شود، بند مربوط به اشرار است و به لحاظ بهداشتی به هیچ عنوان مکان مناسبی برای نگهداری وی و دیگر زندانیان سیاسی نیست. آنجا متذکر شدم که ایشان به عنوان قاضی پرونده و اینجانب به عنوان وکیل آقای عبدالله صدوقی، علاوه بر مسولیت حقوقی و قانونی، از نظر اخلاقی و انسانی نیز در مقابل حفظ جان ایشان مسئول و پاسخگو هستیم.

آقای صدوقی تا روز پنجشنبه در بهداری بودند، امروز چی، به داخل بند منتقل شده اند یا هنوز در بهداری تحت مداوا هستند؟

دیروز در آخرین ملاقاتی که با موکلم داشتم ایشان داخل بند نگهداری می شدند. وی به شدت نحیف شده بود، به طوری که حتی قادر به حرکت هم نبود. هر چند که از لحاظ جسمانی مقاوم هستند، اما با این اعتصاب غذای ۱۹ روزه به طور کلی وضعیت جسمی ایشان به مخاطره افتاده است.

خانواده ایشان می گویند روز چهارشنبه در آخرین ملاقاتی که با فرزندشان داشته اند پای وی می لنگیده است، موکل شما در مورد اعمال شکنجه از سوی ماموران چیزی به شما نگفت؟

البته اینجانب نیز مشاهده کردم که پای ایشان به شدت می لنگید، اما ایشان در مورد اینکه مورد شکنجه قرار گرفته باشند به من چیزی نگفتند.

به نظر شما وضعیت کلی آقای صدوقی با توجه به اعتصاب ایشان به کجا ختم می شود؟ آیا مسولان قضایی بالاخره به خواسته های ایشان پاسخ خواهند داد؟

تقاضای اینجانب از پازپرس پرونده و همچنین دادستان عمومی و انقلاب تبریز و مسولان زندان تبریز این است که با تعجیل به وضعیت آقای صدوقی رسیدگی کنند و مانع از آن شوند که جان یک انسان بیش از این به خطر بیفتد. دوباره تاکید می کنم که موکل اینجانب به هیچ عنوان مرتکب گناه و جرم قانونی نشده است. همان طور که گفتم علیرغم تقاضای من و پدر ایشان، آقای صدوقی حاضر به پایان دادن به اعتصابشان نیستند، و به همین خاطر و با توجه به اتهاماتی که به ایشان وارد شده است و قرار صادره یعنی قرار بازداشت موقت، هیچ تناسبی با اتهام ایشان ندارد. بنده در این وضعیت حداقل خواهان لغو قرار بازداشت موقت و تغییر این قرار به قرار خفیفتری هستم که از این طریق موجبات آزادی ایشان فراهم شود.

لینک مستقیم مصاحبه از روز آنلاین

ادامه مطلب ....

ضرب و شتم زندانیان سیاسی آذربایجانی به دستور رئیس زندان اردبیل

يکشنبه ۱۶ اسفند ۱٣٨٨ - ۷ مارس ۲۰۱۰

بی تی ان : ودود سعادتی، بهروز علیزاده، علی عباسی و رحیم غلامی زندانیان سیاسی آذربایجانی در زندان اردبیل روز شنبه ۱۵ اسفند ۸۸ به دستور رئیس این زندان مورد ضرب و شتم افراد شرور قرار گرفته و زخمی شدند.

به گزارش "بی‌ تی‌ ان" به نقل از نزدیکان زندانیان سیاسی آذربایجانی، انزابی رئیس زندان اردبیل طی هفته های گذشته چندین تن از افراد شرور محکوم به اعدام را به بند ۷ زندان اردبیل - که محل نگهداری زندانیان سیاسی است- منتقل کرده است و از آنها خواسته تا اقدام به آزار و اذیت زندانیان سیاسی نمایند.

به گفته همین منابع افراد شرور روز شنبه ۱۵ اسفند ۸۸ و در حین پخش زنده مسابقه فوتبال تیم تراکتورسازی با تیم سایپا مانع از تماشای پخش مسابقه فوتبال توسط زندانیان بند ۷ شده و به دنبال آن سعادتی، علیزاده،عباسی و غلامی را با سلاح سرد مورد حمله قرار داده و آنها را مجروح کرده اند. گزارش میشوداز میان مجروحین صورت ودود سعادتی بشدت مجروح شده و بینی وی شکسته است.

بدنبال این واقعه "انزابی" رئیس زندان اردبیل ضمن تمسخر فعالین آذربایجانی, آنها را ملزم به مدارا با افراد شرور کرده است.

این در حالی‌ است که چندی پیش نیز رئیس زندان اردبیل به پرسنل زندان دستور داده بود تا با فحاشی به افکار و عقاید زندانیان سیاسی آذربایجانی آنها را تحت فشار قرار دهند.

بهروز علیزاده، ودود سعادتی، رحیم غلامی و علی عباسی از زندانیان سیاسی آذربایجانی و محمدعلی نارویی، محمدرحیم نارویی و عمر چاپراز زندانیان سیاسی هستند که درحال گذراندن دوران محکومیت خود در بند ۷ زندان اردبیل می باشند.این زندانیان از ابتدایی ترین حقوق قانونی یک زندانی عادی همچون مرخصی و دسترسی کافی به تلفن و امکانات پزشکی مناسب محرومند.

به گفته نزدیکان این زندانیان انزابی رئیس زندان اردبیل که کادر وزارت اطلاعات است به صورت "مامور به خدمت" ریاست زندان اردبیل را برعهده دارد و به دستور وزارت اطلاعات سعی در آزار و اذیت زندانیان سیاسی در این زندان را دارد.

انتقال زندانیان شرور به بند زندانیان سیاسی و تحریک آنها به ضرب و جرح زندانیان سیاسی آذربایجانی در حالی صورت می گیرد که بر اساس قوانین ایران وآیین نامه زندانهای کشور زندانیان سیاسی نباید در کنار زندانیان با جرائم جزائی خطرناک نگهداری شوند.

ادامه مطلب ....

 
Free counter and web stats Savalansei Posts Feed