اخراج مهندس علیرضا فرشی از عضویت در هیات علمی دانشگاه آزاد جلفا

چهارشنبه ۷ مهر ۱٣٨۹ - ۲۹ سپتامبر ۲۰۱۰

ساوالان سسی : علیرضا فرشی فعال مدنی آذربایجانی و استاد کامپیوتر دانشگاه آزاد جلفا از تدریس در این واحد دانشگاهی محروم شد.

بر اساس نامه ای که از سوی رئیس دانشگاه آزاد حلفا به فرشی ابلاغ شده است هیات گزینش اساتید این دانشگاه طی جلسه ای در ۱۱ مرداد ۸۹ صلاحیت این فعال مدنی آذربایجانی برای ادامه تدریس در این واحد دانشگاهی را رد و وی را از عضویت در هیات علمی دانشگاه آزاد اخراج کرده است.

استنادات هیات گزینش دانشگاه آزاد برای صدور این حکم فعالیتهای مهندس فرشی در راستای حقوق ملی آذربایجانیها و حکم حبس صادره برای وی از سوی دادگاه انقلاب تبریز عنوان شده است.

این استاد دانشگاه آذربایجانی ۱ خرداد ۸۸ در جریان مراسم راهپیمایی خانوادگی در پارک ائل گولی تبریز و در حالی که شعار «تورک دیلینده مدرسه»(مدرسه به زبان ترکی) سر می داد بازداشت و پس از گذشت سه ماه بازداشت موقت به قید وثیقه از زندان آزاد شده بود.

شعبه سوم دادگاه انقلاب تبریز طی حکمی در ۲۳ آبان ۸۸ این فعال آذربایجانی را با اتهام تبلیغ علیه نظام به یک سال حبیس تعزیری محکوم نموده بود.حکم صادره چندی بعد در دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان شرقی به شش ماه حبس کاهش یافت.

حکومت ایران فعالین مدنی آذربایجانی را تحت فشار قرار داده و از مشاغلشان اخراج می کند به گونه ای که در سالهای گذشته دهها فعال مدنی آذربایجانی از جمله عبدالله عباسی جوان، سعیدمتین پور، مهدی نعیمی، فرزاد صمدلی، بابک حبیبی و فیروز یوسفی به دلیل فعالیت در عرصه حقوق ملی آذربایجانیها در ایران از مشاغلشان اخراج شده اند.




ادامه مطلب ....

تجمع آذربایجانیهای مقیم لیدز در اعتراض به نژادپرستی و سنگسار در ایران

چهارشنبه ۷ مهر ۱٣٨۹ - ۲۹ سپتامبر ۲۰۱۰

video

ساوالان سسی : آذربایجانیهای مقیم شهر لیدز انگلیس در اعتراض به آنچه نژادپرستی بر علیه آذربایجانیها و ممنوعیت زبان ترکی در ایران و حکم سنگسار می نامند روز دوشنبه ۵ مهر ٨۹ در مقابل کتابخانه مرکزی شهر لیدز تجمع کردند.

در این تجمع مسالمت آمیز که از ساعت ۱۲ ظهر روزدوشنبه ۵ مهر ٨۹ با حضور نزدیک به شصت تن از آذربایجانیهای مقیم لیدز در مقابل کتابخانه عمومی شهر لیدز برگزار شده بود شرکت کنندگان با در دست داشتن پلاکاردها و سردادن شعارهایی اعتراض خود به ممنوعیت زبان ترکی آذربایجانی و نژادپرستی بر علیه آذربایجانیها و حکم سنگسار در ایران را به نمایش گذاشتند و خواهان آزادی زندانیان سیاسی آذربایجانی از زندانهای ایران شدند.

در این تجمع شعارهایی به زبان انگلیسی همچون «نسل کشی فرهنگی آذربایجانیها در ایران را متوقف کنید»، «از بین بردن فرهنگ و زبان اتنیکهای غیرفارس در ایران را متوقف کنید»، «ممنوعیت زبان ترکی آذربایجانی در ایران را متوقف کنید»، «آموزش به زبان مادری حق ابتدایی آذربایجانیها در ایران است»، «سی و پنج میلیون ترک آذربایجانی زیر نفرت و تبعیض نژادی در ایران زندگی می کنند»، «مرگ بر نژادپرستی»، «زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران را آزاد کنید»، «سعید متین پور را آزاد کنید»، «سکینه آشتیانی را آزاد کنید»، «سنگسار سکینه محمدی آشتیانی شهروند آذربایجانی در ایران را متوقف کنید»، «زندانیان سیاسی در ایران را آزاد کنید» و «زندانیان سیاسی عرب در ایران را آزاد کنید» سر داده شد.

عیسی تورک اغلو از برگزار کنندگان این تجمع می گوید : «بعد از گذشت سی و یک سال از حاکمیت نظام جمهوری اسلامی ایران و علیرغم اینکه اصل پانزده قانون اساسی ایران به حقوق زبانی آذربایجانیها و دیگر اتنیکهای غیرفارس در ایران اشاره کرده اما آذربایجانیها هنوز حتی یک کلاس درس به زبان مادریشان ندارند و استفاده از زبان ترکی آذربایجانی در مراکز دولتی ایران ممنوع است.»

وی هدف از برگزاری این تجمع را اعتراض به نژادپرستی بر علیه اتنیکها و ملیتهای غیرفارس در ایران و ممنوعیت زبان مادری آنها، اعتراض به نقض گسترده حقوق بشر در ایران، اعتراض به سنگسار سکینه محمدی آشتیانی و دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران عنوان می کند.
او ضمن محکوم کردن حکم سنگسار در ایران معتقداست که عدم محاکمه متهمین به زبان مادری و وجود اصطلاحات نا آشنا برای متهمین در جریان دادرسی در دادگاههای ایران باعث شده است که آنها نتوانند به خوبی از خود دفاع کنند و از این رو روند دادرسی سکینه محمدی آشتیانی به دور از روند دادرسی عادلانه بین المللی است.

در این تجمع نمایندگانی از احزاب کارگر و سبزهای انگلیس و نمایندگانی از انجمن دانشجویان دانشگاه لیدز و عده ای از NGO های شهر لیدز و روزنامه نگاران محلی نیز حضور داشتند و حمایت خود را از مبارزات آذربایجانیها برای رسیدن به حقوق انسانیشان اعلام نمودند.














ادامه مطلب ....

احضار مصطفی عوض پور فعال مدنی آذربایجانی به دایره اجرای احکام دادگستری تبریز

سه‌شنبه ۶ مهر ۱٣٨۹ - ۲٨ سپتامبر ۲۰۱۰

ساوالان سسی : مصطفی عوض پور عضو سابق تشکل آرمان دانشگاه آزاد تبریز و فعال مدنی آذربایجانی که فروردین ماه ۸۵ بازداشت و به شش ماه حبس قطعی محکوم شده بود برای اجرای حکم به شعبه ۱۱ اجرای احکام دادگستری تبریز احضار شد.

بر اساس احضاریه ای که ۲۵ شهریور ۸۹ به عوض پور ابلاغ شده است وی باید حداکثر در مدت ۲۰ روز خود را به شعبه ۱۱ دایره اجرای احکام دادگستری تبریز معرفی نماید.

این فعال آذربایجانی ۱۷ فروردین ۸۵ در منزل پدریش در منطقه یکه دوکان شهر تبریز توسط ماموران اداره اطلاعات بازداشت و پس از تحمل ۴۶ روز بازداشت موقت به قید وثیقه آزاد شده بود.

شعبه اول دادگاه انقلاب تبریز عوض پور را به اتهام عضویت در گروه پان ترکیسم و تبلیغ علیه نظام محاکمه و وی را به یک سال حبس تعزیری محکوم نموده بود. دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان شرقی چندی بعد این فعال مدنی آذربایجانی را از اتهام تبلیغ علیه نظام تبرئه و حکم محکومیت وی را از یک سال به شش ماه حبس تعزیری کاهش داد.

استنادات دستگاه قضایی ایران برای صدور این احکام عضویت عوض پور در تشکل دانشجویی آرمان دانشگاه آزاد تبریز و مجمع دانشگاهیان آذربایجان، داشتن استعداد خواندن و نوشتن به زبان ترکی آذربایجانی و شرکت در مراسم قلعه بابک و تجمع مقابل خلیفه گری تبریز عنوان شده است.

عوض پور در سالهای گذشته بارها بازداشت و به قید وثیقه آزاد شده است. پیش از این نیز مقامات امنیتی آذرماه ۸۸ از اشتغال این فعال آذربایجانی در شرکت ایران خودرو ممانعت نموده بودند.




ادامه مطلب ....

جو امنیتی مراغه پس از پخش اعلامیه به مناسبت آغاز سال تحصیلی

دوشنبه ۵ مهر ۱٣٨۹ - ۲۷ سپتامبر ۲۰۱۰

ساوالان سسی : شهر مراغه بدنبال نصب اعلامیه هایی به مناسبت بازگشایی مدارس در سطح این شهرستان فضایی امنیتی به خود گرفته است.

فعالین مدنی آذربایجانی در مراغه روز پنجشنبه ۱ مهر ۸۹ با پخش و نصب اعلامیه هایی در سطح این شهر اعتراض خود را به آنچه ممنوعیت تحصیل به زبان مادری و نژادپرستی بر علیه آذربایجانیها در ایران می نامند به نمایش گذاشتند.

آنها در این اعلامیه ها ضمن تاکید بر شعار "آنا دیلینده مدرسه اولمالیدیر هر کسه" (مدرسه به زبان مادری باید برای همه باشد) و اشاره به آیات قرآن و اصل ۱۵ قانون اساسی ایران خواستار تحصیل به زبان مادری برای همه انسانها شده اند.

روز یک مهر در ایران روز بازگشایی مدارس است و در این روز میلیونها کودک و نوجوان ترک، کرد،عرب، بلوچ و ترکمن در ایران راهی مدارس می شوند و مجبورند آموزش و تحصیل را به زبانی غیر از زبان مادری خود شروع کنند.

این روز در جامعه آذربایجانیها به روز ممنوعیت زبان مادری ملیتهای غیرفارس در ایران مشهور شده است و فعالین آذربایجانی هر ساله با برگزاری مراسمات گوناگون اعتراض خود را به سیستم آموزشی تک زبانه ایران اعلام می کنند و خواهان رسمی شدن زبان ترکی آذربایجانی در ایران می شوند.

ادامه مطلب ....

در مصاحبه با علیرضا صرافی:مساله زبان مادری و افت تحصیلی در مناطق غیرفارس ایران

علیرضا جوانبخت؛ روز آنلاین

بازگشایی مدارس در اول مهرماه امسال هم بدون حضور زبان مادری کودکان آذربایجانی، عرب، کرد، بلوچ، ترکمن، گیلک، لر و ...انجام شد. تحصیل به زبان مادری در سالهای اخیر از اصلی ترین خواست های ساکنان مناطق غیرفارس ایران بوده و به گفته گروههای مدافع حقوق بشر، کسانی که در این زمینه فعالیت کرده اند معمولاً با برچسب ها و اتهاماتی نظیر جاسوسی برای بیگانگان و تجزیه طلبی روبرو شده اند.

در خصوص اثرات منفی نداشتن حق تحصیل به زبان مادری و همچنین فعالیت ها و مبارزاتی که با هدف رفع این محرومیت صورت گرفته است، با علیرضا صرافی، نویسنده و روزنامه نگار مصاحبه کرده ایم. علیرضا صرافی، صاحب امتیاز و مدیر مسئول ماهنامه توقیف شده دو زبانه (فارسی و تورکی) دیلماج، عضو هیئت تحریریه مجله دو زبانه وارلیق، محقق مسائل آموزشی، مدرس فولکلور و ادبیات آذربایجان در دانشگاه های تهران، برگزار کننده سمینارهای زبان مادری در تبریز و از مؤسسین شورای ملی صلح است.

این مصاحبه از طریق ایمیل انجام شده است.

نداشتن حق تحصیل به زبان مادری چه تاثیری بر افت تحصیلی دانش‌آموزان دارد؟ آیا این افت تحصیلی نمودی هم در میزان باسوادی دارد یا صرفا یک مبحث نظری و تئوریک شمرده می شود؟

بله، محرومیت از این حق طبیعی، تاثیر غیرقابل انکاری در افت تحصیلی کودکان دارد. این، هم یکی از اصول اثبات ‌شده و بدیهی علم تعلیم و تربیت شمرده می‌شود و هم نمودهای آماری آنرا نیز می توانیم به خوبی در جامعه خودمان نشان دهیم. (1) به طور خلاصه باید بگویم مثلا در آذربایجان علیرغم اینکه از ده- پانزده سال قبل از انقلاب مشروطه، دارای مدارس جدیده شده‌، هنوز پس از گذشت 120 سال نه تنها بیسوادی ریشه کن نشده، بلکه به علت افت مستمر تحصیلی به تدریج از رده اول باسوادی کشور سقوط و اکنون آذربایجان در کنار ده استان کم‌سواد کشور نشسته است، علاوه بر استانهای آذربایجان، استان‌هایی نظیر کردستان، بلوچستان و لرستان و .... نیز که اکثریت اهالی آنجا فارس نیستند نیز جزو همین دسته، یعنی جزو ده استان کم سواد قرار دارند.این در حالی است که مثلا استانی نظیر استان سمنان که مدارس جدیده آنجا با اختلافی حدود 40 سال پس از آذربایجان تأسیس شده‌، در رده دوم باسوادترین استان‌ها پس از تهران قرار گرفته است. شنیدنی است که از ده استان دارای بالاترین درصد باسواد، هر ده تای آنها بدون استثنا استان‌هایی هستند که اکثریت کودکان آنجا به زبان مادری خود (فارسی) تحصیل می‌کنند.

اجازه می‌خواهم مثال دیگری از همسایه‌های خود بزنم؛ در ترکیه دربیشتر استان‌هایی که اکثریت اهالی آنجا به زبان مادری خود (یعنی به ترکی) تحصیل می‌کنند بیسوادی به صفر رسیده، معهذا در استان‌های جنوب شرقی که دارای اکثریت کردزبان و یا عرب‌زبانند، هنوز درصدی از اهالی مطلقا بیسواد مانده‌اند، ضمن اینکه متوسط سطح تحصیلی باسوادان این استانها نیز به مراتب پایینتر از متوسط سطح تحصیلی در سایر مناطق ترک‌نشین ترکیه است. بالعکس در همسایه‌های جدید شمالی ما یعنی ارمنستان، آذربایجان و ترکمنستان علیرغم اینکه اهالی این کشورها اقلیت‌های بسیار کوچکی در داخل اتحاد جماهیر شوروی سابق شمرده می‌شدند، اما به دلیل شیوه درست آموزش به زبان مادری، بی‌سوادی از حدود نیم قرن پیش (یعنی از دهه 60 قرن بیستم به این سو) بالکل ریشه‌کن شده است.

به این ترتیب می‌توان گفت این مسئله خاص ایران نیست و در کشورهای دیگر نیز وجود دارد؟

بله، البته در ایران مسئله بسیار حادتر است. در سال 2009 یک گزارشی تحقیقی توسط گروه بین‌المللی حقوق اقلیت‌ها در لندن با همکاری سازمان یونیسف تهیه و منتشر گردیده که حاوی اطلاعات جالبی است، بنابر این گزارش در حال حاضر یکصد میلیون بی‌سواد در دنیا داریم که اکثریت آنها متعلق به بومیان (منظور اهال بومی کشورهای مهاجر نشین آمریکا و استرالیاست) و همچنین اقلیت‌هاست. (2)

در حال حاضر پنچ و نیم میلیارد از جمعیت شش و نیم میلیاردی جهان به زبان مادری خود تحصیل می‌کنند؛ یعنی 83 درصد جمعیت جهان به زبان خود تحصیل می‌کنند و تنها یک میلیارد نفر، یعنی هفده درصد که شامل صدها گروه زبانی‌اند و عموما نیز اقلیت‌های کوچکی در کشورهای متبوعه خود را تشکیل می‌دهند، از امکان تحصیل به زبان مادری محرومند. بنابر این می‌بینید که در اغلب نقاط جهان مسئله تقریبا حل شده و تنها شامل هفده درصد مردم می‌شود، حال آنکه در ایران این مسئله شامل حال دوسوم (شصت و هفت در صد) اهالی اعم از ترک و کرد و لرو عرب و بلوچ و ترکمن و .... می‌شود.طبق تحلیل‌هایی ( بر اساس همین گزارش و سایر آمارهای موجود) از هر هزار دانش‌آموزی که زبان آموزشی آنها با زبان مادریشان یکی است، تنها چهار نفر اصولاً به مدرسه نمی‌روند، حال آنکه این رقم در مورد دانش آموزانی که مجبورند به زبان غیرمادری تحصیل کنند سی وهفت نفر است. یعنی 9 برابر بیشتر، به عبارت دیگر در شرایط برابر، از هر ده دانش‌آموزی که به مدرسه نمی‌روند نه نفرشان متعلق به گروهی هستند که اجبارا بایستی به زبان غیرمادری آموزش می‌دیدند. اگر همین نسبت جهانی را در مورد ایران تعمیم دهیم و با فرض وزن جمعیتی غیرفارسها که حدود دوسوم جمعیت کشور است، می‌توان نتیجه گرفت که در این کشور از هر صد دانش‌آموزی که به مدرسه نمی‌روند نودو پنج نفرشان کسانی هستند که مجبورند به زبان غیرمادری آموزش ببینند.

ظاهرا آمار باسوادی در سراسر کشور اختلاف فاحشی با هم ندارد. چراکه به‌طور متوسط (با ده درصد تولرانس) به طور متوسط هشتادوپنج درصد مردم باسوادند.

طبق تعریف سازمان آمار و انفورماتیک ایران، باسواد به کسی اطلاق می‌شود که کلاس اول ابتدائی را گذرانده باشد. (3) یعنی وقتی می‌گوییم که در منطقه‌ای مانند بلوچستان هفتاد و پنج درصد اهالی باسوادند منظور این است که هفتادو پنج درصد بلوچها کلاس اول ابتدایی را گذرانده‌اند. همین و بس! اما سطح باسوادی چیز دیگری است. شاخص‌هایی در دست است که نشان می‌دهد اختلاف فاحشی مابین مناطق فارسی زبان ایران با سایر مناطق وجود دارد.

اگر بیست وپنج درصد مردم یک منطقه، حتی یک کلاس نیز درس نخوانده باشند طبیعی است که مابقی اهالی نیز تحصیلات چندان سطح بالایی نخواهند داشت. در این مناطق بسیاری در حد دیپلم ابتدائی و یا مدرسه راهنمایی تحصیلات خود را به پایان برده و از سنین کم وارد بازار کار می‌شوند. در مورد مراحل تحصیلات عالیه آمارهایی داریم که حکم فوق را تایید می‌کند. ذیلا خلاصه تحلیل‌ خود را طی جدول زیر ارائه می‌کنم:

درصد پذیرفته‌شدگان سال تحصیلی 77-1376 در دوره‌های بالاتر از متوسطه (4)

به طوری که می‌بینید هرچه سطح تحصیلات بالاتر می‌رود، متعلقین به ملیت‌های غیرفارس شانس کمتری دارند به‌طوری که در مرحله دکترای تخصصی تنها ده‌درصد پذیرفته‌شدگان در مناطقِ غیرفارسند. به‌طوری ‌که می‌بینید وزن پذیرفته‌شدگان تحصیلات عالیه میان ملیت‌های غیرفارس هیچ تناسبی با وزن جمعیتی آنها ندارد.

آیا تأثیرات منفی محرومیت از حق تحصیل به زبان مادری علاوه بر افت تحصیلی کودکان، ابعاد دیگری هم در جنبه‌های مختلف زندگی اجتماعی و اقتصادی آنها دارد؟

بله مسلما، فردی که در مراحل پایینی به تحصیل خویش پایان داده، زودتر از دیگران وارد بازار کار ‌می شود و عموما در سطح کارهای یدی و کم‌درامد به اشتغال می‌پردازد، اما آنکه توانسته مثلا تا حد دکترای تخصصی تحصیل کند، عموما در سطوح بالاتر و پردرآمد مشغول می‌شود، لذا در ادامه محرومیت زبانی در محیط مدرسه، مرحله ای از محرومیت اقتصادی در خارج از مدرسه شروع می‌شود و به بیان دیگر مسئله ملی رنگ طبقاتی هم به‌خود می‌گیرد. در این کشور جغرافیای مناطق نیمه‌مرفه و نیمه‌فقیر با جغرافیای منطق باسواد و کم‌سواد و هر دو نیز با جغرافیای زبانهای فارسی و غیرفارسی تطابق غیر قابل کتمانی دارد.

آیا آموزش و تحصیل در زبان مادری، فقط در سالهای اولیه تحصیل اهمیت دارد یا بعد از آن هم مهم است؟

کلیه دانشمندان علم تعلیم وتربیت معتقدند که شروع سوادآموزی برای هر شخص تا پنج سال اول حتما بایستی به زبان مادری باشد، این در یادگیری راحت وی و برقرارکردن ارتباط عاطفی با معلم و محیط مدرسه و تطبیق سریع آموخته‌های جدید با انباشته‌های ذهنی پیشین کودک بسیار لازمست. پس از آن دانش‌آموز می‌تواند زبان‌های دیگر را نیز فراگیرد. (5)

قانون اساسی چه حقی برای زبانهای غیرفارسی قائل شده؟ حق تحصیل به زبان مادری یعنی چه؟ آیا منظور فقط یاد گرفتن زبان مذکور است یا اینکه یادگیری دروسی مانند فیزیک، شیمی و ریاضی به زبان مادری هم مد نظر است؟

آنچه که در اصل پانزدهم قانون اساسی پیش‌بینی شده این است که می‌توان در کنار زبان فارسی زبان و ادبیات ملیت‌ها را نیز آموزش داد. اما این اصل اشکالات زیادی دارد: اولا این یک امر اختیاری و سلیقه‌ای نیست که در صورت تمایل آنرا بتوان آموزش داد، بلکه یک وظیفه و غیرقابل تخفیف است. ثانیا آموزش زبان مادری و ادبیات هرچند لازم است، اما کافی نیست. برای رفع کامل بی‌سوادی و کم‌سوادی در کشور بایستی نظام آموزشی متحول شده و آموزش اصولا به زبان مادری صورت گیرد. این چیزی است که دانشمندان تعلیم و تربیت در آن اتفاق نظر دارند. به این تعبیر حتما لازمست تدریس کلیه دروس (از جمله خود زبان فارسی نیز) به زبان مادری دانش‌آموزان صورت پذیرد.

سابقه تدریس زبان‌های غیرفارسی در تاریخ معاصر چگونه است؟ با توجه به اینکه بنیانگذار مدارس نوین ایران میرزا حسن رشدیه، خود از آذربایجان است، آیا در هیچ برهه‌ای از تاریخ زبان ترکی در مدارس آذربایجان تدریس شده است؟

من در مورد ملیت‌های دیگر اطلاع وسیعی ندارم اما می‌دانم که مثلا عربها سابقه‌ای بیش از کلیه ملل و اقوام ساکن جغرافیای ایران در این مورد دارند. در آذربایجان از بدو شروع تحصیلات به سبک جدید، که بنیانگذار آن میرزاحسن رشدیه بود، تا ابتدای روی کارآمدن رضاشاه کتابهای "وطن‌دیلی" تالیف میرزاحسن رشدیه و کتاب "آنادیلی" نوشته میرزاعبدالرحیم در مدارس آذربایجان تدریس می‌شده‌ و کلیه صحبت‌های معلم و شاگردان نیز به زبانی ترکی بوده است.(6) لذا در طول چهل سال از ابتدای شروع تحصیلات جدیده در آذربایجان، نه تنها این زبان تدریس شده، بلکه اصولا سایر دروس نیز از جمله حتی درس عربی و فارسی نیز به ترکی تدریس می‌شده، (یعنی معلم سر کلاس معنی کلمات و جملات عربی و فارسی را به ترکی به شاگردان تفهیم می‌کرده و شاگردان نیز سؤالاتشان را در مورد مثلا دستور این زبانها به ترکی از معلمشان می‌پرسیدند). در آن سالها دانش آموزان آذربایجانی به راحتی به زبان خود می‌خواندند و می‌نوشتند، در انقلاب مشروطیت نامه‌ای توسط دانش‌آموزان مدارس تبریز به انجمن ایالتی نوشته شده و توسط نمایندگان آنان در صحن انجمن ایالتی آذربایجان خوانده‌ شده، این نامه به ترکی سلیس ا‌ست نثر شیوای آن حکایت از سطح بسیار مقبولی از سواد دانش اموزان ترک به زبان مادری در یک قرن پیش دارد. (7)

روشنفکران آذربایجانی و به طور کلی روشنفکران غیرفارس چه فعالیت‌هایی برای روشنگری در مورد رفع ممنوعیت تحصیل به زبان مادری داشته اند؟

فعالیت‌های روشنفکران غیرفارس در زمینه دفاع از حق آموزش به زبان مادری بسیار ریشه‌دار است، در اینجا فرصتی برای بازگویی تاریخچه آن در طول قرن اخیر نیست، اما علاوه بر ترکها و ترکمنها و کردها و عربها و بلوچها که برجسته‌ترین مبارزات را در این مورد دارند، نمی‌توان فعالیت‌های قابل تقدیر لرها و گیلک‌ها در زمینه حفظ و تدوین زبان و ادبیات خویش را نادیده گرفت. (چیزی که متاسفانه از نظر بسیاری مغفول مانده).

من ذیلا به چند مورد از فعالیت‌های مدنی ترکها در دوران پس از انقلاب (با محوریت تأکید بر حقوق زبان مادری) اشاره می‌کنم:

تشکیل کنگره آذربایجان در اسفندماه 1357،

تشکیل جلسات سخنرانی و شعر و موسیقی از اواخر سال 1357 لغایت اوایل سال 1359،

تشکیل دهها جلسه سخنرانی و شعر و موسیقی از سالهای 1370 به بعد

انتشار هزاران عنوان کتاب در زمینه ادبیات و زبان و فولکلور و...از سال 1357 به این‌سو

انتشار دهها نشریه و ماهنامه و روزنامه از سال 1357 تا به‌حال

انتشار بیش از یکصدو بیست نشریه دانشجوئی در طول سال‌های 1377 به بعد،

تشکیل جلسات سخنرانی و کنفرانس که بالاترین آن نخستین کنگره زبان مادری در 21 فوریه 1382 در تبریز و با قطعنامه معروف 3333 امضایی بود.

انتشار دهها اعلامیه و نامه سرگشاده با امضای هزاران تن از روشنفکران و نخبگان و هنرمندان

برپایی دهها برنامه خارج از شهر (گلگشت) توام با سخنرانی و ایفای برنامه‌های هنری که نقطه اوج آن مراسم سالیانه قلعه بابک در دهم تیرماه با شرکت صدهاهزار نفر که متناوبا در سالهای اواخر دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد ادامه داشت که در آنها نیز یکی از محورهای اصلی مطالبات مطروحه حقوق زبانی بوده‌است.

برگزاری جلسات سخنرانی و جشن در روز جهانی زبان مادری از سال 1382 به بعد

اعتصابات دانشجوئی و تحصن‌ها در دفاع از هویت ملی و با طرح مطالبات حقوق زبان مادری که نقطه شروع ان تظاهرات دانشجویان دانشگاه تبریز در نوزده اردیبهشت ماه 1374 و نقطه اوج ان اعتصابات و تظاهرات سرتاسری دانشجویان ترک دانشگاهها در هفته آخر اردیبهشت 1385 بود.

تشکیل و فعال نمودن دهها ان.جی. او. در زمینه‌های زبان، ادبیات و فرهنگ

فعالیت‌های اجتماعی و روشنگرانه با استفاده از فرجه‌ آستانه انتخابات مجلس و ریاست جمهوری که نقطه شروع آن انتخابات دوره پنجم مجلس در سال 1374 بود.

راه انداختن دهها سایت و وبلاگ و برخی مدیاهای الکترونیکی و موارد دیگر

در کلیه این فعالیت ها یکی از محورهای اصلی (و بعضا تنها محور) حقوق زبانی مردم بوده است.

به نظر شما این فعالیت‌ها راهگشا بوده است؟

بلی حتما این فعالیت‌ها در گسترش آگاهی و شعور ملی در میان توده مردم بسیار مهم بوده‌اند، البته هیچکدام از این فعالیت‌ها ظاهرا تأثیر مستقیمی در سیاست‌ دولتها نداشته، اما نمی‌توان از تأثیر آن در ایجاد یک چتر مشروع برای طرح خواسته‌های مدنی و بالا بردن شعور سیاسی جامعه چشم‌پوشی کرد، اصولاً فعالیت‌های نخبگان در میان لایه‌های مختلف اجتماعی از طریق همین تریبون ها صورت می‌گیرد، وقتی در سال 1357 کنگره آذربایجان با شرکت قریب به 2000 نفر تشکیل شد، برخی حاضرین در کنگره آنقدر نسبت به حقوق طبیعی خود ناآگاه بودند که در مقابل ما به نوعی جبهه هم می‌گرفتند. (8)

تازه اینها افرادی بودند که به خود زحمت داده، به کنگره آمده بودند، مردم عادی کوچه و بازار طی چندین نسل آن چنان به قفل زبانی خویش عادت کرده بودند که اغلب آنرا امری بدیهی می‌دانستند و اعتراضی هم بدان نداشتند. حتی ما را نیز شماتت می‌کردند که چرا با این کارها اتحاد مردم مسلمان را به هم می‌زنید. ما در آن سالها به زحمت می‌توانستیم یک نفر همفکر و هم‌عقیده پیدا کنیم، حال آنکه امروزه می‌بینیم چه سیل خروشانی در میان توده عادی مردم راه افتاده، پس این آگاهی چگونه به انها منتقل شده؟ مسلماً از همین تریبون هایی که فوقا بدان اشاره کردم.

شعار "تورک دیلینده مدرسه" یکی از مشهورترین شعارهایی است که از طرف آذربایجانی‌ها در تجمع‌های مختلف شنیده می‌شود و اخیرا در بین تماشاگران فوتبال هم رواج زیادی پیدا کرده است. سیر تظاهرات خیابانی و درخواست حقوق زبان مادری چه سابقه‌ای در حرکت آذربایجان دارد؟

این خواست از شصت و اندی سال پیش مطرح بوده اما طی بیست سال اخیر یکی از موضوعات اصلی گفتمان ترکها را تشکیل می‌دهد. گفتنی است این خواستها پیش از انکه در مسابقات فوتبال مطرح شود در بسیاری از عرصه‌های مبارزات مدنی از جمله در مراسم میلیونی قلعه بابک و نمود پیدا کرده‌بود.

سابقه مبارزات خیابانی نیز به چند سال پیش بازمی‌گردد. از سال 1382 تبریز عرصه برگزاری مراسم پی‌در پی در خیابانها شد. این میدان جدید با پایمردی فعالین فرهنگی و سیاسی و سر مزار سالارملی ، گشوده شد. هرچند در جریان جنبش طرفداران شریعتمداری در سالهای 58 و در جریان تظاهرات دانشجویان در سال 74 تظاهرات وسیعی صورت گرفته بود، اما اوّلی به علت سرکوب شدید و دومی به خاطر محدود شدنش به دانشجویان هیچ کدام نتوانستند بستر مناسبی برای تداوم تظاهرات خیابانی بعدی شوند. اما مراسم سالگرد انقلاب مشروطه در 14 مردادماه 1382 به عنوان الگویی قابل تکرار به مناسبت‌های تاریخی (که خوشبختانه آذربایجان چنین مناسبت‌هایی را به‌وفور در اختیار دارد) قرار گرفته و به تدریج میدان عمل بزرگی برای جوانان شد. کم کم علاوه بر مناسبت‌های تاریخی و ملی مناسبت‌های جهانی نیز همچون روز جهانی زبان مادری و روز جهانی زن به آنها اضافه گردید.بدین ترتیب از سال 1382 متوالیا و تقریبا با ریتم سه ماه یکبار شهر تبریز صحنه مراسم مختلف خیابانی بود، که عموما هم با دخالت پلیس همراه بود. چیزی که شاید در هیچ کدام از شهرهای دیگر ایران تجربه نمی‌شد. دامنه و تعداد این مراسم از زمستان 1384 گسترش چشمگیری یافت که از جمله اینها تظاهراتی بود که تعدادی از کودکان دبستانی به همراه مادران خویش در روز جهانی زبان مادری به راه انداختند، در این روز همه بادبادکهایی در دست گرفته شعارهایی در دفاع از حقوق زبان مادری سرداده و آخر سر نیز قطعنامه‌ای خواندند که در آن حق تحصیل به زبان مادری را مطالبه کردند. (9)

از اردیبهشت 1385 دامنه این تظاهرات به میادین فوتبال نیز کشیده شد، در جریان مسابقه فوتبالی که در استادیوم باغشمال تشکیل شده بود، تماشاچیان شعارهای ملی و از جمله شعارهایی در دفاع از زبان مادری دادند و سپس با همین حال و هوا تا مرکز شهر تظاهرات کردند.

کلیه این سوابق، در طول چند سال یک تجربه مبارزاتی جاافتاده‌ای در میان جوانان ایجاد کرد، که توانستند طی یک خرداد 85 یک تظاهرات میلیونی را رقم بزنند. در تظاهرات یک خرداد نیز یکی از خواسته‌های مهم رسمیت زبان مادری بود.

هرچند شعارهای دیگری نیز در آن تظاهرات داده شد اما نهایتا فعالین جنبش توافق کردند که یکی از خواستهای اصلی و شعارهای دائمی ما رسمیت زبان مادری باشد. و اکنون نیز تقریبا هر هفته در میادین ورزشی، این شعارهامرتبا تکرار می‌شود.

نشریه توقیف شده دیلماج، نشریه‌ای که شما صاحب امتیاز و مدیر مسئول آن بودید، ویژه نامه‌هایی در خصوص زبان مادری منتشر کرده بود. مسئولان امر چه دلایلی در خصوص توقیف این ماهنامه ارائه کردند؟ آیا ویژه نامه های زبان مادری نقشی در توقیف این ماهنامه داشت؟

نشریه ما اصولا در مورد کلیه مسائل آذربایجان، ‌بخصوص مسئله زبان مادری مقالاتی منتشر می‌ساخت. مقالات منتشره، همه در سطحی علمی و بعضا در حد آکادمیک بود و ابدا خصلت تهییجی نداشتند. ما همچنین تنها نشریه‌ای بودیم که مقوله تداخل موضوعی مسئله زبان و مسئله زن در مناطق غیرفارس‌زبان را مطرح کردیم. ما همچنین سه ویژه نامه در مورد مسئله زن، دو ویژه‌نامه در مورد فولکلور و ادبیات شفاهی دو ویژه‌نامه در مورد مطبوعات آذربایجان، و در موارد ادبیات معاصر، مسائل اقتصادی آذربایجان و فدرالیسم و تفکر اسطوره‌ای و... یک ویژه‌نامه منتشر ساختیم. همگی حاوی مطالب بسیار مفید و آموزنده و در عین حال بعضا بکر بودند. در سالهای 83 و 84 با ملاحظه کلیه موازین مدنی مراسم روز جهانی زبان مادری را در محل دفتر نشریه برگزار کردیم. لذا اگر بگوییم دیلماج عملا یکی از کانونهای اصلی طرح مطالبات زبانی و حقوق ملی آذربایجانی‌ها شده بود، سخنی به گزاف نگفته‌ایم. بدون اینکه از قوانین جاری و عرف و عادت اجتماعی نیز خارج شود. ما هیچ شاکی عمومی و خصوصی نداشتیم، در واقع مشکل آقایان این بود که هیچ بهانه‌ و مهمل قانونی برای تعطیل کردن آن نداشتند، اما در یک مرحله با قطع کردن سهمیه کاغذ به ما ضربه زدند که در این مرحله بسیاری از مطبوعات از انتشار بازماندند، معهذا من با صرف کلیه اندوخته‌های شخصی خود به انتشار ان ادامه دادم. نهایتا دیلماج با یک نامه یک طرفه از سوی هئیت نظارت بر مطبوعات بدون اخطار قبلی و بدون ارائه دلایل و تعطیل شد؛ بدون اینکه فرصتی برای دفاع قائل شوند. مسلما یکی از اصلی‌ترین دلایل تعطیلی دیلماج تاکید آن بر مسائل خاص ترکها (و به طور اعم همه غیرفارس ها) بود که در این میان حقوق زبانی از همه برجسته‌تر بود.

....................................................................................................................

پی نوشتها:

1- در این زمینه می‌توانید به تحلیلهای آماری که از دهسال پیش به تناوب در نشریات مبین، ارمغان آذربایجان ، شمس تبریز و دیلماج به این قلم تهیه و منتشر شده مراجعه کنید.

2- مراجعه کنید به مقاله غیبت زبان مادری در میلیون‌ها کلاس درس

در این آدرس اینترنتی:

http://www.hamshahri.org/news-85807.aspx

3- مراجعه کنید به انتشارات مختلف سازمان آمار در زمینه باسوادی.

4- مراجعه کنید به سالنامه آماری کشوری سال 1385

5- مراجعه کنید به مقاله عدم آموزش به زبان مادری و عواقب آن در آدرس اینترنتی

http://www.naghola.com/fun-7975.html

6- مراجعه کنید به شماره 13 ماهنامه دیلماج مهرماه 1383

7- مراجعه کنید به روزنامه انجمن ایالتی آذربایجان

8- در این مورد مراجعه کنید به خاطرات دانشجویی دهه پنجاه نوشته این قلم در نشریه گونش شماره یک، مهر 1386

9- یکی از مبتکرین اصلی تظاهرات کودکان در 21 فوریه 1384 زنده‌یاد مهندس غلامرضا امانی بود.

ادامه مطلب ....

آغاز سال تحصیلی، امسال هم بدون زبان مادری!

رادیو دویچه وله، طاهر شیرمحمدی

اول مهر بار دیگر مدارس باز می‌شوند و صدها هزار کودک ایرانی به کلاس‌های درس می‌روند. زبان مادری بخشی از آنها فارسی نیست. این مسئله سبب مشکلاتی از جمله افت تحصیلی شده و آموزش و پروش برای رفع آن بودجه‌ای را اختصاص داده است.

بر اساس پژوهش‌های رسمی وزارت آموزش و پرورش از هر ۲۰ دانش آموز ایرانی یک نفر مردود می‌شود. تعداد مردودی‌های دوره‌ی ابتدایی در ایران به ۷۱۰ هزار نفر رسیده است.

افت تحصیلی در مناطق زیستی قومیت‌ها بیشتر از دیگر مناطق ایران بوده است. علاوه بر آن "مشکلات روحی و روانی" و "ترک تحصیل" نیز به عقیده‌ی کارشناسان از تبعات دیگر این پدیده بوده است.

آیا مشکل دو زبانه‌ها را با تعلیم معلم‌ها می‌توان حل کرد؟

کارشناسان امور تعلیم و تربیت، عدم تحصیل به زبان مادری در مدارس مناطق زیستی قومیت‌ها را یکی از دلایل اصلی افت تحصیلی شناخته‌اند. علاوه بر دانش آموزان، معلمان نیز در این مناطق دچار مشکلاتی شده‌اند. آموزش و پرورش در مناطق زیستی قومیت‌ها سمینارهای ویژه‌ای برای حل مشکلات معلمانی که سر کلاس‌های دوزبانه درس می‌دهند، برگزارکرده است.

امیلیا نرسسیان، استاد دانشگاه تهران و متخصص رشته‌ی تعلیم و تربیت و انسان‌شناسی در گفتگو با دویچه‌وله خاطرنشان می‌کند که مشکلات دانش آموزان "دوزبانه" امسال نیز همچنان مثل سابق برجای مانده است. به نظر او سیاست‌گذاری‌های جدید همان‌هایی هستند که در سال‌های قبل طراحی شده و همان‌ها را نیز اجرا می‌کنند. یعنی مشکل همچنان باقی است، مسئله‌ی بودجه و تعلیم معلمان دوزبانه هم حل نشده است.

وی در ادامه صحبت‌هایش تاکید می‌کند: «ازآنجایی که آموزش و پرورش بودجه‌ی کمی را دریافت می‌کند، نمی‌تواند برنامه‌های وسیع دوزبانه در سطح کشور را طرح کند. ولی با علم به اینکه مشکلات زیادی در این زمینه هست، آموزش و پرورش معلمان را مجهز به دانشی می‌کند تا آنها بتوانند برخی مسائلی که دانش آموزان دو زبانه با آن مواجه‌اند را حل کنند. در نتیجه معلمی که به یک محیط دو زبانه وارد می‌شود، مثل گذشته نیست که اصلا نداند، دانش آموز دوزبانه چه مشکلی می‌تواند داشته باشد. اکنون در ایران سعی می‌شود، بودجه‌ای را که در این خصوص به دست آموزش و پروش می‌رسد، صرف معلم‌ها کنند تا با دانش آموزان دوزبانه بتوانند کار بکنند».

"مشکل ما یک چیز دیگری است"

دکترعبدالرحمان دیه‌جی، نویسنده‌ی ترکمن و مدیرهفته نامه‌ی صحرا که به زبان‌های فارسی و ترکمنی در شمال ایران منتشر می‌شود از نقطه‌نظر دیگری این مشکلات را بررسی می‌کند.

وی می‌پرسد، «آیا مشکل ما این است که معلمانی باید تربیت شوند که آموزش زبان فارسی را برای دانش آموزان سهولت ببخشند و یا اینکه مشکل اصلی تدریس زبان مادری قومیت‌هاست که در قانون اساسی کشور نیز تصریح شده. من معتقدم نخست بایستی این مسئله مشخص گردد.»

دیه‌جی به دویچه وله می‌گوید: «موضوع سهولت در آموزش زبان فارسی مسئله‌ای است که به وزارت آموزش و پرورش مرتبط است و مطمئنا در پی چاره‌ی آن نیز خواهند بود. من به عنوان یک اهل قلم ترکمن که به دو زبان ترکمنی و فارسی می‌نویسد، معتقدم که مشکل ما قومیت‌ها عدم اجرای اصل ۱۵ و ۱۹ قانون اساسی است که به قومیت‌ها حق تدریس به زبان مادری خود را در محل سکونت خود می‌دهد».

دیه‌جی معتقد است، کودکی که نخستین بار به مدرسه می‌رود بهتر است به زبان مادری خود تحصیل بکند تا بتواند مفاهیم و آموزه‌ها را بهتر درک کند و نه اینکه مجبور باشد به زبانی دیگر تحصیل کند که تا آن سنین به آن زبان صحبت نمی‌کرده و یا کمتربا آن آشنا بوده است. وی می‌گوید که دانش آموزان در وضعیت اول موفق‌تر خواهند بود.

وی در ادامه صحبت‌هایش به دویچه وله می‌گوید: «البته این به معنای مخالفت با آموزش زبان فارسی نیست. منظور این است که تحصیل به زبان مادری حق مسلم کودکان ملیت‌ها است، اما در کنار آن، زبان فارسی نیز به عنوان زبان رسمی کشور حتما باید آموخته شود. از نظرعلمی نیز آموزش به دو زبان نه تنها موجب افت تحصیلی دانش‌آموزان نمی‌شود، بلکه باعث تقویت هوش و حافظه آنان می‌شود».

مدارس دوزبانه‌ی ارامنه، الگوئی برای ایران؟

ایملیا نرسسیان، استاد دانشگاه تهران که خود یک محقق و تبار ارمنی‌ دارد، به دویچه‌وله می‌گوید، تنها مدرسه‌ی دوزبانه در ایران مدارس ارامنه است و قومیت‌ها و یا اقلیت‌های دینی دیگر ساکن کشور مثل کردها، بلوچ‌ها، آذربایجانی‌ها، عرب‌ها ازاینگونه امکانات برخوردار نیستند.

نرسسیان به این پرسش که آیا مدارس ارامنه می‌توانند الگویی برای تدریس زبان مادری دیگر قومیت‌های کشور باشد، چنین پاسخ می‌دهد: «مدارس ارامنه خودش کلی مسائل و مشکلات دارد و درباره‌ی مدارس ارامنه نیز باید یک سری بازنگری‌ها بشود. ولی این موضوع باید جزء سیاست هر مملکتی گنجانده شود که زبان‌های بومی فرصت رشد داشته باشند. مثلا هفته شهریار را در نظر بگیرید که این هفته بزرگداشت این ادیب بزرگ بود.»

وی می‌افزاید: «من فکر می‌کنم که دوزبانه بودن ایشان موضوع جالبی است. شهریار هم به زبان فارسی و هم به ترکی آذربایجانی اشعارش را سروده است. اگر ما بتوانیم زمینه‌ی رشد زبان‌های دیگر را ایجاد بکنیم، می‌توانیم شاعران دوزبانه‌ی دیگری هم ببینیم که به ادبیات ایران خدمت بکنند. بهتر است این زبان‌ها حداقل از سوی انجمن‌ها و ان. جی. او.هایی که در میان اقوام وجود دارند، نه در حد زبان خانگی بلکه در سطحی بهتر آموزش داده شوند.

آیا انجمن‌های ادبی می‌توانند به حفظ زبان کمک کنند؟

اما در طول سه دهه‌ی اخیر تا به امروز انجمن‌های ادبی و یا ان جی اوهای فرهنگی با اهداف تدریس و آموزش زبان مادری در ایران نیز بنا به قول کارشناسان اقوام، تاسیس نشده است. دکتر عبدالرحمن دیه‌جی از منطقه ترکمن‌نشین ایران به دویچه‌وله دراین‌باره چنین توضیح می‌دهد: «در منطقه‌ی ترکمن صحرا تا به حال شاهد ایجاد انجمنی با هدف آموزش زبان ترکمنی نبودم. البته اصولا ان جی اوها بدون پشتوانه‌ی مالی از سوی دولت قادر به اجرای چنین برنامه‌ای نیستند».

به نظر دیه‌جی، تاسیس چنین انجمن‌هایی به فراگیری زبان ترکمنی در سطح گسترده نمی‌توانند چندان کمکی بکنند. این انجمن‌ها تنها بین ادبا و شعرا و علاقمندان به زبان و ادبیات قومی خود و افراد خاص می‌توانند تاثیر گذار باشند. اما حمایت از زبان مادری اقوام در حد گسترده، به عنوان بخشی از گنجینه و میراث ادبی و فرهنگی ایران، فقط بر اساس یک سیاست کلی و رسمی دولت و تربیت متخصصین و تخصیص بودجه امکان پذیر خواهد بود.

شرایط برای تحصیل به زبان مادری هست

دیه‌جی براین باوراست که زمینه‌ی تحصیل و تدریس به زبان مادری برای قومیت‌ها در ایران وجود دارد. وی ترکمن‌های ایران را مثال می‌آورد و تاکید می‌کند: «علیرغم عدم تدریس زبان ترکمنی بازهم شاعران و نویسندگان ترکمن در ایران، هم پیش ازانقلاب و هم در سه دهه‌ی اخیر سعی کردند با چاپ آثاری به زبان ترکمنی به خواست و نیازهای درونی جامعه‌ی خود پاسخ دهند. به‌ نظر او اگر دولت بخواهد قوانین مربوط به تحصیل به زبان قومیت‌ها را اجرا کند، برای تدریس به زبان ترکمنی در ایران به اندازه‌ی کافی کادرعلمی و آموزشی وجود دارد».

هم امیلیا نرسسیان، استاد دانشگاه در تهران و هم دکترعبدالرحمان دیه‌جی، نویسنده‌ی کتاب‌های کودکان و نوجوانان ایرانی معتقدند که تحصیل به زبان قومیت‌ها در کشور می‌تواند بخشی از مشکلات آموزشی و تعلیم و تربیت و همچنین اقتصادی در کشور را کاهش دهد.

مقامات آموزش و پرورش کشور اعلام کرده‌اند که فقط مردودی‌ها در ایران بیش از ۴۰۰ میلیارد تومان برای نظام آموزشی ایران ضرر به‌دنبال داشته است.

ادامه مطلب ....

سعید متین پور و سکوت رسایش

علیرضا جوانبخت؛ روز آنلاین

سعید متین پور واقعاً هم متین است. انسان با متانتی است. اما با وجود داشتن اراده ای محکم، مشکل سلامتی دارد. هیچ وقت نگفت که این از اثرات شکنجه است یا نه، ولی به هر حال نیاز جدی به معالجه دارد. ستون فقراتش درد می کند و نمی تواند زمان زیادی سرپا باشد بایستد."

این جملات را مطبوعات جمهوری آذربایجان به نقل از رشید علی‌اف، تبعه جمهوری آذربایجان که اخیراً بعد از سپری کردن یک سال و چهار ماه حبس به جرم جاسوسی از زندان اوین آزاد شده است، نوشته اند. دو روز قبل یعنی بیست و نهم شهریور ۱۳۸۹، روز تولد سعید متین پور فعال حقوق بشر و روزنامه نگار آذربایجانی بود که در حال سپری کردن دوره ۸ ساله محکومیت خویش در زندان اوین است و جملات این دانشمند فیزیک لیزر اهل جمهوری آذربایجان، کل اطلاعاتی است که من و بسیاری دیگر از وضعیت فعلی سعید متین پور در زندان اوین در دست داریم.

با این اخبار تلخ در مورد سلامتی سعید، که اتفاقاً جدید هم نیستند، صحبت از جشن تولد و غصه خوردن به خاطر اینکه او نتوانسته سالگرد تولدش را با خانواده اش بگذراند، باید زیادی لوکس باشد. ولی برای ماهایی که صداهای سرکوب شده را خیلی زود فراموش می کنیم، همین سالگرد تولد هم تلنگری است به گوشهایمان، که صدای سکوت رساتر از فریاد امثال سعید را بشنوند. ماهایی که به ذهن تنبلمان خیلی زحمت نمی دهیم تا برای یافتن دلیل این سکوت کمی بیاندیشد و بفهمد که راز فریادهایی که امروز در دفاع از حقوق اولیه مان از کوچه پس کوچه های زنجان و اورومیه و اردبیل گرفته تا استادیوم های تبریز می شنویم، در سکوت سعید و سعیدها و قلم های در بند شده آنها نهفته است.

پیامهای تبریک برای روز تولد سعید را که در فیس بوک می بینم، هوس می کنم سری به وبلاگش "اهل زنجان" بزنم. آدرس را می نویسم و دکمه انتر را فشار می دهم. نوشته شده است: "این وبلاگ به دستور کار گروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه مسدود شده است." به صفحه "حق" اش می روم، همان که اخبار زندانیان سیاسی آذربایجان را در آن می نوشت، این یکی آن چند کلمه را هم ندارد، گویی که هرگز چنین صفحه ای در کار نبوده؛ و فکر می کردی که چی؟ پشت میله ها هم که هست نمی خواهند و نمی گذارند روی پاهایش بایستد. آنوقت وبلاگ هایش را مسدود نکنند؟

سعید را آخرین بار چهار سال پیش، زمانی که در شهر مرزی وان ترکیه زندگی می کردم، دیدم. چند روزی به استانبول رفته بود. نوشت که در مسیر برگشت همدیگر را ببینیم. چمدانهایش را به سختی می شد با دست برداشت، از محتویات داخلشان که پرسیدم، باز کرد و نشانم داد. بیشتر وسایل چمدانها را سی چهل تا کتاب قطور و سنگین از فلسفه و سیاست گرفته تا ادبیات و جامعه شناسی چاپ ترکیه که از استانبول خریده بود و دو گلیم دست باف آذربایجانی که برای فروش آورده بود، تشکیل می دادند. گلیم ها را به قیمت مناسب نخریده بودند و دوباره برشان می گرداند. می گفت دفعه قبل هزینه سفر را با سودی که از فروش گلیم بدست آورده جبران کرده بود. اما این بار مطمئن نبود پولش تا رسیدن به زنجان کافی باشد. گاراژی می شناختم که مینی بوس هایش تا روستای مرزی سرو در ارومیه می رفتند و قیمت بلیطشان هم نسبتاً ارزان بود. هزینه را حساب کردیم؛ با پولی که داشت تا زنجان می توانست برود ولی نباید چیزی در سر راه می خرید.

بعد از رسیدن به زنجان ایمیل فرستاد که، در مرز ارومیه مورد بازجوئی قرار گرفته و پاسپورت٬ ۳۵ جلد کتاب و ۳ مجله فلسفی به زبان ترکی که از ترکیه خریداری کرده بود را ضبط کرده اند. نامه ای هم که خطاب به مدیر کل اداره اطلاعات آذربایجان غربی نوشته بود، ضمیمه ایمیل بود: "به استحضارمي رساند، اينجانب سعيد متين پور ساكن و اهل زنجان درتاريخ اول آبانماه جاری ساعت حدود ۹:۳۰ صبح به هنگام بازگشت از سفر تركيه توسط ماموران اداره اطلاعات در پاسگاه مرزی "سرو" متوقف شدم. دو مامور مستقر در كيوسك جنب پاسگاه انتظامی اقدام به تفتيش چمدان، كوله، لباسها، و بدن من نمودند و درضمن آن سئوالاتي اكثرا غير قانوني و مربوط به مسائل شخصي مي پرسيدند. براي نشان دادن حسن نيت و تسريع كار به برخي از سئوالات جواب دادم. علت سفر خود را به تركيه و شهر محل اقامت رابيان كردم. اما ايشان كه دفترچه های تلفن و يادداشت را نيز ورق به ورق تفتيش مي كردند نام صاحب دو شماره تلفن را سئوال كردند كه البته اين امری كاملاً شخصی است و ضمن يادآوري غيرقانوني بودن سئوالات از جواب دادن خودداری كردم. ماموران در پايان كار تفتيش، ۳۵ جلد كتاب و سه مجلد مجله و جزوه را كه اكثراً از تركيه خريداری كرده بودم به همراه دو جلد دفترچه يادداشت كه يكي ازآنها كاملا سفيد و استفاده نشده بود و در ديگری فقط در يك صفحه چند سطر نوشته شده بود به كناری نهادند..."

او در انتهای نامه از اداره اطلاعات خواسته بود پاسپورت و کتابهایش را به او بازگردانند: "... مستحضريد كه اولا سئوال و جواب مأموران وجهه قانونی ندارد و از قبيل تفتيش عقايد است. ثانيا كليه اجناس و اموال خارجی توقيفی در داخل مملكت بايد مورد بررسي كارشناسان گمرك قرار گيرد و نهايتا در مورد كتب و مجلات كارشناسی وزارت ارشاد ملاك خواهد بود. اما با وجود گذشت بيش از پانزده روز از زماني كه كتب و جزوات مذكور توقيف شده اند اداره اطلاعات نه خود جوابگوست و نه به گمرك يا اداره ارشاد راهنمايی شده ام. ثالثا توقيف پاسپورت قانونی، چه صورتی دارد؟ و چرا تا به امروز عودت داده نشده است؟ خواهشمند است به عنوان مقام مسئول، در اين مورد دستورات لازم جهت عودت پاسپورت و اعلام نتيجه نهايي بررسي كتب را صادر فرماييد."

این شیوه سعید بود؛ تلاش برای حل مسائل با گفتگو. گفتگو با هیچ شخص و گروهی را رد نمی کرد، بلکه خود با سماجت مخالف را به گفتگو دعوت می نمود.

دو ماه بعد از حادثه ضبط کتابها در مرز، در اعتراضات دوم اسفند به مناسبت روز جهانی زبان مادری بازداشت و بعد از مدتی به طور موقت آزادش کردند. بعد از یکی دو ماه در دومین سالگرد اعتراضات به کاریکاتور روزنامه ایران دوباره دستگیر شد. برای دادن اعترافات دروغ ماهها شکنجه و انفرادی را تحمل کرد و بعد هم که حکم هشت سال زندان را برایش نوشتند.

در این حدود چهار سال، فقط من نیستم که سعید را ندیده ام. خانواده اش هم خیلی بیشتر از امثال من یک دل سیر شانس دیدنش را نداشته اند؛ بیشتر این مدت را یا در بازداشتگاههای وزارت اطلاعات و زندان سپری کرده و یا اگر آزاد هم بوده، به خاطر اخراج از محل کارش ـ استانداری زنجان ـ در جست وجوی کار بوده، با احضارهای گاه و بیگاه از این دادگاه به آن دادگاه و از این اداره به آن اداره می رفته و یا به خاطر اثرات ناشی از شکنجه، نزد پزشک و جلسات فیزیوتراپی وقت صرف می کرده است. حالا هم نه حق مرخصی دارد و نه حق ملاقات درست و حسابی با خانواده اش که باید برای دیدنش از زنجان به تهران بروند و بدون اینکه صدای نفس و ضربان قلبش را حس کنند، چهره اش را از پشت شیشه ببینند و صدایش را از طریق سیم تلفن بشنوند.

ادامه مطلب ....

سکینه محمدی و پرونده ای که جهان را به واکنش واداشت

علیرضا جوانبخت؛ روز آنلاین

موضوع سنگسار سکینه محمدی آشتیانی که به جرم رابطه نامشروع در زندان تبریز به سر می برد، در جلب توجه جامعه جهانی به نقض همه جانبه حقوق بشر در جمهوری اسلامی نقش بسیاری داشته اما علیرغم اظهارات برخی از مسئولین قضایی در خصوص عدم اجرای حکم سنگسار خانم محمدی، حکم مرگ او همچنان باقی است و به گفته سجاد باقرزاده، فرزند او با پایان یافتن ماه رمضان که طبق قوانین اسلامی حکم اعدام اجراء نمی شود، احتمال اعدام ناگهانی مادرش بیشتر شده است.

سکینه محمدی فارسی بلد نیست

حکم سنگسار و مرگ سکینه محمدی بر اساس اعترافات او در حالی صادر شد که به گفته وکیلان این مادر 43 ساله آذربایجانی، موکل آنها زبان فارسی را بلد نیست و از متن آنچه که به عنوان اعتراف امضاء کرده اطلاعی نداشته است. در فیلم اعترافات سکینه محمدی هم که حدود یک ماه قبل از تلویزیون ایران پخش گشت، او به زبان ترکی آذربایجانی صحبت می کرد و سخنانش توسط شخص دیگری به فارسی ترجمه می شد.

و این در حالیست که طی چند ماه گذشته سکینه محمدی بارها در صدر اخبار رسانه های مطرح جهان قرار گرفته و سازمان های مدافع حقوق بشر، نهاد های دولتی و غیر دولتی کشورهای مختلف بیانه های بسیاری در اعتراض به حکم سنگسار و به طور کلی حکم مرگ او صادر کرده اند. از هنرمندان و ورزشکاران برجسته جهان، نویسندگان برنده جایزه نوبل، رؤسای دولتها، و از وزیران امور خارجه گرفته تا دربار واتیکان، مقر پاپ، رهبر کاتولیک‌های جهان حکم سنگسار سکینه محمدی را محکوم کرده و به ایران در خصوص حفظ جان این زن محکوم به مرگ و همچنین لغو حکم سنگسار هشدار داده اند.

خواهر همه ما

در فرانسه نخست وزیر این کشور از سکینه محمدی به عنوان "خواهر همه ما" نام برد و وزیر خارجه این کشور دفاع از جان او را یک موضوع ملی قلمداد کرد. چهار تن از زنان عضو کابینه ایتالیا گفتند: "همه ما سکینه ایم." سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، وزیر خارجه بریتانیا و رئیس کمیسیون اروپا حکم سنگسار سکینه را "وحشیانه"، "قرون وسطایی"، و "بربریت" قلمداد کردند. موضوع سکینه محمدی حتی در بسیاری از کشورهای اسلامی و آمریکای لاتین نیز که توجه کمتری به مسائل و حوادث سیاسی در ایران از خود نشان می دهند، مورد توجه قرار گرفت. به طوریکه لولا داسیلوا رئیس جمهور چپگرای برزیل از ایران خواست تا با پناهنده شدن سکینه محمدی به برزیل موافقت کند و در ترکیه، رجب طیب اردوغان نخست وزیر اسلامگرای این کشور اعلام کرد در مورد حکم مرگ سکینه محمدی با مقامات ایرانی رایزنی می کند.

محمد مصطفایی، وکیل سابق خانم محمدی آشتیانی، در گفتگو با روز، ضمن اشاره به اینکه "پرونده سکینه محمدی باعث شد که مسائل مربوط به حقوق بشر در ایران در سطح بین الملل جای خودش را بازتر کند" در مورد چگونگی انتشار ماجرای این پرونده در کشورهای مختلف چنین می گوید: "به دلیل احساس خطری که نسبت به سنگسار خانم سکینه محمدی داشتم، موضوع این پرونده را من اولین بار در وبسایت خودم منتشر کردم. خبر به این صورت در جاهای مختلف پخش شد وبا انتشار موضوع در روزنامه گاردین و تایمز کشورهای مختلف هم ادامه اش دادند."

میلیونها نفر عکسش را دیدند

همچنین مینا احدی مسئول "کمپین بین‌المللی علیه سنگسار" در مصاحبه با روز از توجه گسترده غرب به این مسئله با عنوان " شکسته شدن سکوت سی ساله دولتهای غربی" یاد می کند و می افزاید: "توجه كنید كه بیش از یك میلیون و چند صد هزار نفر طومار اعتراض به این حكم را امضا كردند. عكس سكینه را در دنیا میلیونها نفر دیده و به سرنوشت او علاقه نشان دادند. این كمپین سكوت رسانه های مهم بین المللی را شكست."

اما مقامات ایرانی مثل همیشه حمایت های خارجی از سکینه محمدی را "دخالت در امور قضایی ایران" خواندند و رسانه های غربی را به " انتشار مطالب کذب" متهم کردند. کیهان ضمن حمله شدید به نخست وزیر ایتالیا و همسر رئیس جمهور فرانسه به دلیل حمایت آنها از سکینه محمدی، اولی را «فاسد الاخلاق» و دومی را «فاحشه» نامید.

اظهار نظر متفاوت از شیرین عبادی

اما شیرین عبادی فعال حقوق بشر و برنده ایرانی جایزه صلح نوبل در خصوص جهانی شدن موضوع سکینه محمدی عقیده کاملا متفاوتی دارد. این حقوقدان ایرانی طی یک مصاحبه با رادیو فردا ضمن انتقاد از "تبدیل يك باره خانم سكينه محمدى به كمپين بين المللى" می گوید: "داستان سكينه محمدى را وزارت اطلاعات به نحوى جلو انداخت كه توجه همگان به آن جلب شود و مسئله بزرگتر يعنى زندانيان سياسى اعتصاب كننده را فراموش كنيم."

اما محمد مصطفایی در مصاحبه با روز می گوید: "اظهار نظر خانم شیرین عبادی که جایگاه ویژه ای دارند برای این بود که توجه جوامع بین المللی را به گونه ای به پرونده های سیاسی هم جلب کنند." با اینحال مصطفایی خود با مهمتر دانستن دسته ای از زندانیان از دسته ای دیگر هم مخالف است و می افزاید: "مخالف این هستم که بگوییم، مثلا این تعداد زندانیها اهمیتشان بیشتر از زندانیهای دیگر است. زندانیهایی که شناخته شده هستند بخصوص کسانی که کارهای سیاسی انجام می دهند، فعالیتهای سیاسی دارند، از پشتیبانیهای خاص خودشان برخوردار هستند... ولی افراد گمنام، کسانی که در زندانها شناخته شده نیستند، کسانی که در انتظار اجراء شدن حکم اعدام هستند و کسی نیست کمکشان کند، کسانی که به سنگسار محکوم شدند و کسی نیست که دنبال پروندشان برود، آنها هم دارای اهمیت هستند. نمی توانیم تفکیک قائل شویم که مثلا آن عده اهمیت ندارد پرونده شان این عده اهمیت دارد. آنچه که اهمیت دارد اینست که نقض حقوق بشر آنهم به طور فاحش توسط برخی از مراجع امنیتی، قضایی و انتظامی رخ می دهد. باید جلوگیری کرد از رفتار و اعمال این ناقضین حقوق بشر، این مهمتر از همه است. فرق نمی کند این حق متعلق به زندانی سیاسی باشد یا موارد دیگر. همه اینها به نظر من مساوی هست و از حمایتهای خاصی هم باید برخوردار باشند."

زنی از اعماق جامعه

مینا احدی اما نسبت به اظهارات شیرین عبادی واکنش شدیدتری دارد. به عقیده مینا احدی، عده ای از فعالان حقوق بشر فقط از طیف معینی که "محدود به حلقه ای از دوستان و اطرافیان و هم مسلكان" است حمایت می کنند، و سکینه محمدی که "زنی از اعماق جامعه" است در این طیف جایی ندارد.

مینا احدی و محمد مصطفایی هر دو معتقدند که پرونده سکینه محمدی توجه جامعه جهانی را از مسائل دیگری مانند انژری هسته ای به مسئله نقض حقوق بشر توسط جمهوری اسلامی منعطف کرد. به گفته محمد مصطفایی مطرح شدن پرونده های نقض حقوق بشر از طرف ایران از آن جهت اهمیت دارد که "کشوری که حقوق بشر را، حقوق انسانها را، حقوق متهمین را در داخل خودش نمی تواند رعایت کند، حقوق سایر کشورها را رعایت نخواهد کرد." مصطفایی پرونده سکینه محمدی را پرونده تنها یک شخص نمی داند: "بحث اصلی در پرونده خانم سکینه محمدی حذف مجازات سنگسار در ایران هست."

متهمین غیرفارس زبان

موضوع سنگسار سکینه محمدی همچنین یک بار دیگر مشکلات مربوط به متهمین غیر فارس زبان در دادگاههای جمهوری اسلامی را مطرح کرد. چندی پیش نهاد ضد نژادپرستی سازمان ملل متحد ضمن فراخواندن جمهوری اسلامی ایران به مقابله با نژادپرستی و تبعیض قومی در خصوص روبرو شدن زنان جوامع عرب، آذربایجانی، بلوچ، کرد و بهایی با تبعیضهای مضاعف اظهار نگرانی کرده بود.

موضوع حکم سنگسار سکینه محمدی همچنان در رسانه های جهان حضور پر رنگی دارد و انتشار اخبار جدید در مورد این پرونده به موضوعی داغ برای بسیاری این رسانه ها تبدیل می شود. روزنامه گاردین هفته گذشته گزارش داد که سکینه محمدی به خاطر انتشار عکسی بدون حجاب از او در روزنامه تایمز به 99 ضربه شلاق محکوم شده است. این در حالی است که روزنامه تایمز بعد از انتشار عکس خبر از یک اشتباه داد و اعلام کرد، عکس مورد نظر متعلق به سکینه محمدی نیست.

ادامه مطلب ....

غیبت زبان مادری در میلیون‌ها کلاس درس

همشهری - وحیدرضا نعیمی

چندی پیش مصوبه‌ای ابلاغ شد که طی آن آموزش زبان‌های ترکی،کردی،ترکمنی و دیگر زبان‌های قومی در دانشگاه های کشور به عنوان 2 واحد اختیاری ارائه شود؛

همچنین آموزش این زبان‌ها در پیش دبستانی مورد توجه قرار گرفت. این در حالی است که میلیون‌ها نفر از کودکان در سراسر جهان از آموزش ابتدایی محروم هستند و علت آن نه فقط فقیر بودن خانواده بلکه این است که مقامات محلی اجازه نمی‌دهند این بچه‌ها در مدرسه به زبان مادری خود درس بخوانند.

بنا بر گزارشی که اخیراً توسط گروهی در انگلیس منتشر شده است، بیش از 100‌میلیون نفر کودک در سراسر جهان به مدرسه نمی‌روند و بیشتر این افراد یعنی بین 50 تا 70‌درصد از مردمان بومی یا اقلیت هستند.

به گزارش ‌ای‌پی‌اس، گروه بین‌المللی حقوق اقلیت در لندن با همکاری صندوق کودکان سازمان ملل (یونیسف) گزارشی با عنوان وضعیت مردمان بومی و اقلیت جهان در سال‌2009 منتشر کرده است. این گزارش نشان می‌دهد کودکان اقلیت یا بومی چگونه به‌طور نظام‌مند طرد می‌شوند، مورد تبعیض قرار می‌گیرند یا به قدری فقیر هستند که از عهده مخارج تحصیل برنمی‌آیند.

گزارش یادشده نشان می‌دهد در کشورهای در حال توسعه که بیشتر کودکان تحصیل‌نکرده را دارند، مانند بنگلادش، اتیوپی، کنیا، هند، نیجریه و پاکستان، مردمان بومی و اقلیت بسیار کمتر از دیگر گروه‌های اکثریت به آموزش در مدرسه دسترسی دارند. مثلاً در پاکستان کودکان اجازه ندارند به زبان پنجابی بخوانند و بنویسند، هرچند که پنجابی زبان اکثریت جمعیت این کشور است. در این گزارش آمده است اگر دانش‌آموزان نتوانند در امتحاناتی که به زبان انگلیسی یا اردو به آنان داده می‌شوند، نمره خوبی بگیرند، با چوب کتک می‌خورند.

مارک لاتیمر، مدیر اجرایی گروه بین‌المللی حقوق اقلیت گفت: مقامات باید بدانند فقط کمبود منابع نیست که باعث می‌شود بچه‌های زیادی از مدرسه محروم باشند؛ ده‌ها میلیون کودک فقط به علت تبعیض قومی یا مذهبی به‌طور نظام‌مند از مدرسه طرد می‌شوند یا فقط از آموزش درجه دوم برخوردار می‌شوند. وی بر این اعتقاد است درصورتی که سیاست‌های مناسب با نیازهای اقلیت‌ها یا مردمان بومی تدوین نشود، تحقق اهداف توسعه هزاره در خلال 6سال آینده برای جامعه بین‌الملل ناممکن خواهد بود.

اهداف توسعه هزاره که در سال‌2001 توسط مجمع عمومی سازمان ملل تعیین شد، دربرگیرنده اهدافی در زمینه‌های فقر، بیماری، بی‌سوادی و محیط زیست است که باید تا سال‌2015 محقق شود. هدف مربوط به بی‌سوادی، تحقق آموزش ابتدایی برای همگان است. لاتیمر گفت: آموزش برای همه هدفی است که بارها توسط دولت‌ها در دهه گذشته مورد تأکید قرار گرفته است اما همان‌طور که این کتاب نشان می‌دهد آموزش خوب در اختیار مردمان بومی، اقلیت و قشرهای آسیب‌پذیر قرار نمی‌گیرد. فراهم آوردن آموزش کافی برای کودکان اقلیت و بومی یک گزینه نیست بلکه یک الزام حقوقی برای دولت‌هاست.

کارشناسان معتقدند اختصاص‌ندادن منابع کافی به آموزش، جلوی رشد اقتصادی را می‌گیرد و هسته نزاع‌های بین‌قومی و بین‌مذهبی را می‌کارد. گای‌مک‌دوگال، نویسنده مقدمه این گزارش می‌گوید: وقتی از اقلیت‌های محروم می‌پرسم بزرگ‌ترین مشکلشان چیست، جواب آنان همیشه یکسان است. آنان از این نگران هستند که بچه‌هایشان از آموزش باکیفیت محروم هستند. در سراسر جهان کودکان اقلیت به شکل نامتوازنی دچار نابرابری در برخورداری از آموزش باکیفیت هستند.

به گزارش مؤسسه مطالعات توسعه در انگلیس، بیش از یک میلیارد نفر به زبان‌های محلی تکلم می‌کنند که در آموزش رسمی به کار نمی‌رود. این رقم شامل 221‌میلیون کودک در سنین مدرسه‌روی است. کلر توماس، یکی از نویسندگان گزارش یادشده گفت: روشن است که وقتی کودکان زبانی را که در کلاس به کار می‌رود، بفهمند، بهتر یاد می‌گیرند اما در حال حاضر تعداد زیادی از بچه‌ها در مدارس سراسر جهان به زبانی باید درس بخوانند که خوب نمی‌فهمند یا اصلاً نمی‌فهمند.

توماس به معاهده حقوق کودک سازمان ملل اشاره و تصریح می‌کند: کودکان باید با زبانی درس بخوانند که با آن با مادران، پدران، برادران، خواهران و والدین بزرگ خود ارتباط برقرار می‌کنند. این معاهده تصریح می‌کند دولت‌ها وظیفه دارند از هویت فرهنگی کودک حمایت و صیانت کنند زیرا هویت فرهنگی، عنصری اساسی برای رشد کودک است. مقدمه معاهده، اهمیت سنن مختلف و ارزش‌های فرهنگی را برای رشد هماهنگ کودک ضروری می‌داند.

به‌نظر توماس، سیاستگذاران اغلب به اشتباه فکر می‌کنند آموزش به زبان مادری سبب خواهد شد که کودکان هرگز به زبان ملی یا اکثریت مسلط نشوند. وی گفت: در حقیقت برعکس این امر درست است؛ موضوع، آموزش چندزبانه است؛ یعنی کودکان با زبان مادری خود شروع می‌کنند و در طول زمان، زبان‌های دیگر را می‌آموزند. این مطالعه از موارد بی‌شماری یاد می‌کند که نشان‌دهنده تبعیض و طرد مردمان بومی و اقلیت است. بیشتر از همه دختران فقیری مورد تبعیض قرار می‌گیرند که در خانواده‌های فقیر در مناطق روستایی متعلق به جوامع اقلیت زندگی می‌کنند.

مثلاً در گواتمالا فقط 4‌درصد دختران بومی بسیار فقیر تا 16‌سالگی به مدرسه می‌روند. در سراسر جهان، بیش از نیمی از دختران بی‌سواد مدرسه نرفته‌اند و ممکن است بدون کمک هرگز پایشان به مدرسه باز نشود. نویسندگان گزارش یادآور شده‌اند بی‌سوادی یکی از عوامل اساسی منازعات مسلحانه در جهان است. در کشورهای آفریقایی مانند بوروندی، رواندا و سودان، طرد از مدرسه و نبود فرصت‌های آموزشی برای کودکان از عوامل مهم منازعه مسلحانه بوده است.

کارشناسان خاطرنشان می‌کنند برای تحقق اهداف توسعه هزاره، دولت‌ها باید مدارس بیشتری در مناطق متعلق به جوامع بومی بسازند تا بچه‌های آنها بتوانند به زبان محلی درس بخوانند. آنان معتقدند محرومیت از آموزش از عوامل اصلی حاشیه‌نشینی اجتماعی، فقر و محرومیت مردمان بومی است.

به علاوه، محتوا و هدف تحصیل نباید به زوال فرهنگ، زبان و سبک زندگی آنها کمک کند.

ادامه مطلب ....

ویژه نامه فعالین مدنی زنجان به مناسبت سالروز تولد سعید متین پور

سه‌شنبه ٣۰ شهريور ۱٣٨۹ - ۲۱ سپتامبر ۲۰۱۰

ساوالان سسی : دوشنبه ۲۹ شهریور ۸۹ سالروز تولد سعید متین پور روزنامه نگار آذربایجانی و فعال در بند حقوق بشر است که از ۱۴ ماه پیش در زندان اوین تهران به سر می برد.

جمعی از دوستان و فعالین مدنی و مطبوعاتی زنجان با تهیه ویژه نامه ای به مناسبت این روز٬یاد این روزنامه نگار دربند را گرامی داشتند.

متین پور ۴ خرداد ۸۶ بازداشت و پس از ۹ ماه شکنجه در بند ۲۰۹ زندان اوین به قید وثیقه آزاد شده بود. چندی بعد دادگاه انقلاب تهران این فعال حقوق بشر و روزنامه نگار ترک را محاکمه و بر اساس اتهامات واهی وی را به هشت سال زندان محکوم نمود.

متین پور ۲۰ تیرماه ۸۸ بازداشت و از آن زمان تا کنون در حال گذراندن دوران محکومیت ۸ ساله در بند ۳۵۰ زندان اوین است.


برای دانلود و بازکردن فایل ویژه نامه تولد سعید متین پور اینجا را کلیک کنید

ادامه مطلب ....

سعید متین پور نماد مبارزه حقوق بشری آذربایجانیها همچنان در زندان

به بهانه تولد ۳۵ سالگی سعید؛ یاشار حکاک پور

video

۲۰ تیر ۸۸ خبری کوتاه آشفته ام کرد. خبر از این قرار بود : «سعید متین پور برای اجرای حکم هشت ساله زندان توسط قاضی صلواتی احضار و به زندان اوین فرستاده شد.» آخر برای چه؟ مگر سعید چه کرده بود؟ مگر فعالیت سعید چه بود که حکومت ایراناین چنین از دست او خشمگین شده؟ حاکمیت چرا قصد دارد جوانی وی را از دستش بگیرد؟ مگر آنها قبلا سلامتی سعید را زیر شکنجه های وحشیانه از دستش نگرفته بودند؟ و صدها سوال دیگر. اینها همه سوالاتی بودند که پس از شنیدن این خبر کوتاه فکرم را مشغول کرد اما واقعا سعید چه کرده بود؟

سال ۸۲ بود که با سعید آشنا شدم و از همان ابتدا نگاه انسانی او به وقایع پیرامون و دغذغه هایی که در خصوص وضعیت آذربایجانیها در ایران داشت پایه ای شد تا در تمام دوران دانشجویی ام در دانشگاه زنجان با سعید رابطه ای تنگاتنگ پیدا کنم.

تصویر سعید در ذهن بسیاری از فعالان مدنی آذربایجانی با دفاع او از زندانیان سیاسی آذربایجان و خبر رسانی در این خصوص نقش بسته است. او با نوشتن اخبار زندانیان سیاسی آذربایجانی در "حاققیمیز"حق انسانی آذربایجانیها در ایران را طلب می کرد و این امر در فضای آن روزها که حاکمیت و قسمتی از اپوزیسیون سعی در انکار وجود حرکت ملی آذربایجان داشت اهمیت اساسی داشت.

سعید در این دوران در استانداری زنجان بود و سعی داشت تا ضمن ارتباط با روشنفکران و اصلاح طلبان حکومتی در پایتخت خواسته های آذربایجانیها را برای آنها توضیح دهد و با ایجاد فضای گفتمانی آنها را با مسائل آذربایجانیها آشنا کند. او علیرغم شرکت در این جلسات همیشه هویت خود را به عنوان یک فعال آذربایجانی حفظ می کرد و فریفته زر و زور صاحبان قدرت نمی شد.

وی همچنین با نوشتن در روزنامه های محلی زنجان و ایجاد وبلاگهای مرتبط با مسائل اجتماعی و فرهنگی منطقه نسبت به تمام وقایع پیرامون، به مانند یک آذربایجانی متعهد و معتقد به حقوق بشر واکنش نشان می داد و سهم بسزایی در آگاهی بخشی مردم داشت و باید گفت که نقش آگاهی دهنده و ارئه نوع دیگری از طرز زندگی و نوع رفتار اجتماعی از سوی متین پور در زنجان و منطقه آذربایجان حکومت را به ستوه آورده بود.

سعید بیشتر درآمد زندگیش را صرف خرید کتاب می کرد و به مطالعه علاقه وافری داشت. وی همواره نزدیکانش را به مطالعه بیشتر تشویق می کرد.

سعید به همراه دوستان دیگرش همچون بهروز صفری، لیلا حیدری٬ جلیل غنی لو و ... در تلاش بودند فضای فرهنگی زنجان که زیر فشار سیستم در حال تغییر هویت و آسیمیلاسیون بود را به حالت اولیه خود برگردانند. این افراد پس از تلاشهای بی وقفه توانستند فضای فرهنگی شهر زنجان را به حالت اولیه آن برگردانند و البته حاکمیت از این امر بسیار نا خرسند بود و انتقام این عمل سعید و دوستانش را با شکنجه بی امانشان در بند ۲۰۹ زندان اوین از آنها گرفت.

سعید و اتهامات واهی

حکومت ایران در ماههای گذشته بارها از طریق صدا و سیمای استانی زنجان سعید را به اتهام جاسوسی متهم می کند اما واقعیت این است که سعید به هیچ مدرک محرمانه ای دسترسی نداشته تا به فرض محال جاسوسی کند.

آنها می توانند سعید را شکنجه کنند.آنها می توانند زیر شکنجه های طاقت فرسای ۷ ماهه در زندان اوین از سعید و دوستانش اعتراف بگیرند آنها می توانند بر اساس اعترافات ساختگی سعید را به ۸ سال زندان محکوم کنند اما آنها نمی توانند و نخواهند توانست روح آزادیخواهی، عدالت طلبی، انساندوستی و عشق به وطنش را در قلبش مهار کنند.

بنده به عنوان کسی که از نزدیک با سعید در ارتباط بودم گواهی می دهم که سعید نمونه بارز صداقت، عشق به انسانیت و نمونه بارز یک انسان دمکرات آذربایجانی است.او عاشق ارزشهای حقوق بشری است و رویایی در ذهن دارد ...

سعید منادی نگاهی اخلاقی و انساندوستانه در عرصه سیاست و مبارزه آذربایجانیها است و راهی که وی شروع کرده است هم اکنون الگوی بسیاری از جوانان آذربایجان است. جرم سعید آگاهی بخشی و مبارزه با جهل است. جرم متین پور دفاع از حقوق بشر است.

ادامه مطلب ....

گزارش صدای آمریکا از محاکمه حسین نصیری و وضعیت فعالین بازداشتی آذربایجانی در زندان تبریز در گفتگو با نقی محمودی وکیل دادگستری

صدای آمریکا . برنامه خبرها و نظرها ، جمعه ۲۶ شهريور ۱٣٨۹ - ۱۷ سپتامبر ۲۰۱۰

video

انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی خبر از بیماری شدید یونس سلیمانی فعال دانشجویی زندانی داده است. یونس سلیمانی به همراه پانزده تن دیگر از فعالان آذربایجانی در خرداد و تیرماه گذشته بازداشت شده اند. همچنین گزارشها از جلسه رسیدگی به اتهامات حسین نصیری فعال مدنی آذربایجانی در نهم شهریور ماه در دادگاه انقلاب تبریز حکایت دارد. اتهامات وارده به حسین نصیری نشر دفترچه ای به مناسبت روز جهانی زبان مادری، انتشار کتابی با عنوان آذربایجان چپاول شده و عضویت در تشکیلات مقاومت آذربایجان که خواهان حق تعیین سرنوشت برای آذربایجانیها است عنوان شده است. حسین نصیری در فروردین ماه در جریان همایش دفاع از دریاچه ارومیه بازداشت شد.

نقی محمودی وکیل حسین نصیری و یونس سلیمانی در گفتگو با فریده رهبر از صدای آمریکا درباره وضعیت موکلین خود چنین می گوید :

در حقیقت قبلا آقای نصیری سال گذشته شش ماه حکم حبس تعزیری قطعی داشتند و قبل از اینکه این حکم قطعیت پیدا بکنه ۱۳ فروردین ماه در منطقه دریاچه ارومیه در راستای اعتراض به خشک شدن دریاچه ارومیه و عدم توجه مسئولین به این امر دوباره دستگیر شدند و دو پرونده در این ارتباط برای ایشان، یکی در دادسرای اسکو و دیگری در دادسرای تبریز تشکیل شد که دادگاه تبریز تشکیل شد و حکم نهایی صادر شده است اما هنوز به من ابلاغ نشده ولی در مورد پرونده اسکو هنوز جلسه دادگاه تشکیل نشده است. ایشان از بابت پرونده قبلیشانن که به شش ماه حبس تعزیری محکوم شده بودند تقریبا الان نزدیک به شش ماه است که در حبس به سر می برند و به لحاظ بلاتکلیفی پرونده دیگرشان امکان آزادیشان فراهم نشده است.

صدای آمریکا - اتهاماتی که به آقای حسین نصیری زده شده،آیا خود ایشان این اتهامات را قبول دارند؟

در خصوص عضویتشان در تشکیلات دیره نیش هیچ دلیل و مدرکی در اثبات این اتهام وجود ندارد و ایشان این اتهام را به طور جدی رد کرده اند.در خصوص کتاب تالانمیش آذربایجان موکل من در مسئله انتشار، تهیه یا تالیف این نشریه هیچگونه دخالت یا مشارکتی نداشته است ولی در مورد چاپ دفترچه ای که در خصوص زبان مادری و زبان ترکی بوده آن را قبول می کنند که ایشان چاپ کرده اند.

صدای آمریکا - آقای محمودی وضعیت آقای حسین نصیری و سایر موکلین شما که در زندان تبریز هستند چگونه است؟

وضعیت نگهداری موکل من و موکلین دیگرم در زندان مرکزی تبریز متاسفانه اسف بار است. محلی که نگهداری می شود از نظر بهداشتی در زیر صفر قرار دارد و از این نظر موکلین همه شان در آنجا از نظر روحی و جسمی در عذاب و اذیت هستند.

صدای آمریکا - گفته می شود که آقای یونس سلیمانی بیمار هستند

متاسفانه وضعیت آقای یونس سلیمانی بشدت وخیم است. ایشان بلحاظ ابتلا به دو نوع بیماری هپاتیت نوع بی و سی در وضعیت جسمی و روحی وخیمی به سر می برند و همچنین دچار مشکلات تنفسی و قلبی هستند که همه این موارد را من در زمان تقدیم وکالتنامه به قاضی مربوطه نوشتم و توضیح دادم و پرونده پزشکی ایشان را هم ضمیمه کردم که متاسفانه تا بحال هیچ توجهی نشده و جا داره به لحاظ اتمام تحقیقات و با توجه به اینکه بعضی از این موکلین سه یا چهار ماه زندان بودند برای آزادی این افراد تمهید مقدمات بشود تا بیش از این در حبس نمانند و آزاد شوند.

تحریریه : ساوالان سسی

فایل ویدئویی مصاحبه را از اینجا دانلود کنید

ادامه مطلب ....

گزارش رادیو زمانه از وضعیت فعالین مدنی آذربایجانی در زندانهای ایران

رادیو زمانه - پانته آ بهرامی

رسانه‌های فارسی زبان، اغلب مورد انتقاد قرار می‌گیرند که حوادث سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و بخصوص دستگیری‌های فعالان سیاسی و مدنی در شهرستان‌های ایران را کمتر پوشش خبری می‌دهند.

یکی از این حوادث، حمله‌ی بسیجی‌ها در روز بیستم تیرماه ۱۳۷۸ به دانشگاه تبریز بود که منجر به زخمی و کشته شدن و هم‌چنین دستگیری و پایین کشیدن دانشجویان زخمی از تخت بیمارستان‌ها شد.

به گفته‌ی نادر ضامن، دانشجوی سابق رشته‌ی پزشکی در تبریز، عده‌ای از جمله خود وی با تیر چند بسیجی، زخمی شدند. هم‌چنین دختری از آخرین طبقه‌ی خوابگاه دختران تبریز به پایین پرتاب و کشته شد.

به عقیده‌ی برخی از فعالان اجتماعی آذربایجانی، نظیر چنین حوادثی، انعکاس درخوری در رسانه‌ها نیافته است و تنها بخشی از آن به کمبود منابع قابل دسترس برمی‌گردد.

فعالان دانشجویی در زندان

یاشار حکاک پور، مسئول روابط عمومی انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان، در مورد دستگیری‌های اخیر می‌گوید: «ازجمله باید به یونس سلیمانی، دانشجوی دانشگاه همدان و مدیر مسئول سابق نشریه‌ی دانشجویی ایلدیریم اشاره کرد، یا به احمد آقایی دبیر کانون فرهنگی دانشگاه همدان و نعیم احمدی و آدین خواجه‌ای، دانشجویان دانشگاه تبریز و عده‌ی دیگری که بیشتر از فرهیختگان جامعه‌ی آذربایجان هستند.

خلاصه بین آنها دکتر، مهندس، نویسنده و شاعر وجود دارد و همگی در زندان به سر می‌برند. بر اساس اخباری که برای ما آمده، یونس سلیمانی را با دادن شوک الکتریکی و تزریق آمپول‌های روانگردان به شدت مورد شکنجه قرار داده‌اند. در ملاقاتی که خانواده‌ی وی با او داشتند، وضعیت این دانشجو را بسیار وخیم توصیف کرده‌اند.»

بازداشت به خاطر شادی

دستگیری‌های آذربایجان اما تنها منحصر به دانشجویان نیست. حتی فعالین مدنی‌ای که سازماندهی جشنی به نام جشن طبیعت را در این منطقه بر عهده داشتند، دستگیر شدند. گوبی که پاسخ شادی در دل طبیعت، زندان و دستگیری است.

داریوش عندلیبیان یکی از آنهاست که اکنون به قید وثیقه آزاد و منتظر دادگاهش است. ماجرا را از زبان خود وی بشنویم: «۱۳ فرودرین مثل سال‌های قبل برنامه داشتیم؛ موسیقی و رقص. مردم هم استقبال خیلی زیادی از این برنامه کردند. به گفته‌ی ماموران امنیتی بین هفت تا هشت هزار نفر آمده بودند. از یکی از عاشیق‌های معروف ارومیه نیز دعوت کرده بودیم. متاسفانه نیروهای امنیتی برنامه را مختل کردند، مرا دستگیر کردند و با خودشان بردند.

مردم تهدید کردند که اگر مرا آزاد نکنند، با آنها درگیر می‌شوند. به همین دلیل نیروهای امنیتی مجبور شدند مرا رها کنند. به ما ۳۰ دقیقه وقت دادند که برنامه را تمام کنیم. به عاشیق ارومیه هم اجازه‌ی اجرای برنامه ندادند. نیروهای امنیتی از نزدیک از مردم فیلمبرداری می‌کردند. مردم اعتراض کردند و ناراحت شدند. نیروهای امنیتی قبول نکردند که فیلمبرداری نکنند. مردم هم میوه و کفش و سنگ به سوی نیروهای امنیتی پرتاب کردند.

ما به خاطر اینکه مردم داشتند صدمه می‌دیدند برنامه را قطع کردیم. آنها هم تجهیزات ما را ضبط کردند. فردای آن روز که برای گرفتن وسایل‌مان رفتیم ما را دستگیر کردند به اتهام تبلیغ علیه نظام، تهدید امنیت ملی و تبلیغ مسائل سیاسی آذربایجان. پرونده را هم به اداره‌ی اطلاعات فرستادند. بعد آن را برای دادگاه و بازپرسی شعبه‌ی دو، آقای خطیب فرستادند. دو، سه بار ما را برای بازجویی بردند.

می‌پرسیدند: چگونه این همه آدم را جمع کردید؟ علت و هدف تجمع چه بود؟ با چه کسانی ارتباط دارید؟ کی به شما دستور می‌دهد؟ بعد مرا با قید ضمانت آزاد کردند. بهبود قلی‌زادی که چهار ماه در انفرادی در زیر فشار بود و اکنون در بند عمومی هست، ضمانت مرا کرد.

پرونده رابه دادگاه انقلاب مهاباد ارجاع دادند. کسانی که با ما دستگیر شدند، ستار برازش، یوسف سودبر، سجاد عزیزی و بابک آکسون بودند که همه با گذاشتن ضمانت و وثیقه آزاد شدیم. بابک اکسون، صاحب شرکت اینترنتی در میاندوآب بود که از آن موقع به بعد شرکت ایشان را تعطیل کردند و شورای تامین امنیت شهری اجازه‌ی فعالیت به شرکت او را نمی‌دهد.»

بازداشت دیگر فعالان مدنی

یاشارحکاک‌پور، فعال حقوق بشر، با تاکید بر اینکه در ماه‌های گذشته، ۴۵ فعال مدنی آذربایجانی، درپی دستگیری‌های گسترده بازداشت شده‌اند، ادامه می‌دهد: «فعالان آذربایجانی که از اردیبهشت و خرداد ۸۹ بازداشت شده بودند، از جمله آیت مهرعلی بیگلو، بهبود قلی‌زاده، زهرا و حمید فرج‌زاده، حسن رحیمی و عده‌ی دیگری که با گذشت چهارماه هنوز در بازداشت اداره‌ی اطلاعات به سر می‌برند، اکنون به بندهای زندان تبریز، بند هشت که مخصوص زندانیان مواد مخدر است منتقل شده‌اند.

در روزهای گذشته نیز شاهد دستگیری‌های تازه‌ای در آذربایجان بودیم که حسن والایی، فعال مدنی آذربایجان و مدیر کوهنوردی گلجک از آن جمله‌اند که روز ۱۳ شهریور ۸۹ توسط ماموران اطلاعات در مغان دستگیر شدند. هم‌چنین حسین نصیری به زندان تبریز منتقل شده، سعید متین‌پور، فعال حقوق بشر آذربایجانی که از تیرماه سال گذشته در بازداشت و در اوین به سر می‌برد، ممنوع الملاقات است. بر اساس اخباری که داریم اجازه‌ی تلفن نیز ندارد و فشارها روی وی افزایش پیدا کرده است.»

فایل صوتی مصاحبه را از اینجا دانلود کنید

ادامه مطلب ....

جریمه برگزار کنندگان مراسم رقص و موسیقی آذربایجانی در میاندوآب(قوشاچای)

شنبه ۲۷ شهريور ۱٣٨۹ - ۱٨ سپتامبر ۲۰۱۰

ساوالان سسی : شعبه یک دادگاه انقلاب مهاباد داریوش عندلیبیان، ستار برازش، یوسف سودبر، سجاد عزیزی و بابک آکسون از فعالین مدنی آذربایجانی در میاندوآب (قوشاچای) را به پرداخت جریمه نقدی محکوم کرد.

اتهام این افراد تبلیغ علیه نظام از طریق برگزاری مراسم رقص و موسیقی آذربایجانی به مناسبت روز طبیعت در ۱۳ فروردین ۸۹ عنوان شده است.

بر اساس حکم صادره که روز سه‌شنبه ۲٣ شهريور ٨۹ شفاها به متهمین ابلاغ شده است این افراد هر کدام به پرداخت یک و نیم میلیون تومان جزای نقدی محکوم شده اند.

قاضی خدادادی رئیس شعبه یک دادگاه انقلاب مهاباد ضمن رد درخواست متهمان این پرونده که خواهان یک نسخه از رونوشت حکم صادره بودند از متهمین پرونده خواسته است تا رونوشت حکم را از اداره اطلاعات میاندوآب بخواهند.

مراسم روز طبیعت در میاندوآب(قوشاچای) هر ساله با اجرای موسیقی و رقص آذربایجانی در مناطق سرسبز اطراف این شهر برگزار می شود و صدها خانواده آذربایجانی در این مراسم حضور می یابند.

در جریان مراسم امسال نیروهای سپاه و پلیس کلیه مسیرهای منتهی به محل برگزاری مراسم را مسدود نمودند و پس از ورود به چادرهای خانوادگی و فیلمبرداری از داخل چادرها با مردم درگیر شدند.

ممانعت از برگزاری مراسمات فرهنگی و جشنهای ملی آذربایجانیها در ایران در سالهای گذشته افزایش یافته است و مقامات امنیتی و قضایی ایران برگزار کنندگان و شرکت کنندگان در این مراسمات را مورد آزار و اذیت قرار داده و بازداشت و زندانی می کنند.

ادامه مطلب ....

آزادی بهمن نصیرزاده معلم و شاعر آذربایجانی از زندان ماکو به قید وثیقه

سه‌شنبه ۲٣ شهريور ۱٣٨۹ - ۱۴ سپتامبر ۲۰۱۰

ساوالان سسی : بهمن نصیرزاده معلم و شاعر آذربایجانی ظهر روز سه‌شنبه ۲٣ شهريور ٨۹ پس از تحمل ۱۱۶ روز بازداشت موقت به قید وثیقه پنجاه میلیون تومانی از زندان ماکو آزاد شد.

آزادی نصیرزاده پس از محاکمه و صدور حکم حبس برای وی و اعتراض او به حکم صادره صورت می پذیرد.

شعبه اول دادگاه انقلاب خوی طی جلسه ای در ۹ شهریور ۸۹ این فعال آذربایجانی را به اتهام تبلیغ علیه نطام و عضویت در حزب گاموح محاکمه نموده است. بر اساس رای صادره که در ۱۴ شهریور ۸۹ به نصیرزاده ابلاغ شده وی را از بابت هر یک از اتهامات وارده وی را به شش ماه حبس تعزیری و در مجموع به یکسال حبس محکوم گردیده است.

بدنبال صدور حکم حبس برای نصیرزاده و اعتراض او به حکم صادره، قاضی نوروزی رئیس شعبه اول دادگاه انقلاب خوی قرار وثیقه این فعال آذربایجانی را صادر و پرونده را به دادگاه تجدید نظر آذربایجان غربی ارجاع نموده است.

این فعال آذربایجانی بامداد ۱ خرداد ۸۹ در منزل شخصی بازداشت و پس از مدت دو ماه بازجویی در اداره اطلاعات ماکو به بند زندانیان مواد مخدر این شهر منتقل شده بود.

نصیرزاده پیش از این نیز در جریان اعتراضات گسترده آذربایجانیها در سال ۸۵ بازداشت شده بودند.

ادامه مطلب ....

صدور حکم شش ماه حبس تعزیری برای فاطمه نصیرپور فعال دانشجویی آذربایجانی

سه‌شنبه ۲٣ شهريور ۱٣٨۹ - ۱۴ سپتامبر ۲۰۱۰

ساوالان سسی : فاطمه نصیرپور سردبیر نشریه دانشجویی "آذربایجان قادینی" و عضو تشکل دانشجویی توقیف شده آرمان دانشگاه آزاد تبریز از سوی دادگاه انقلاب مرند به شش ماه حبس تعزیری محکوم گردید.

اتهام این فعال دانشجویی تبلیغ علیه نظام از طریق چاپ ویژه نامه تشکل دانشجویی آرمان دانشگاه آزاد تبریز به مناسبت روز چهانی زن با عنوان «آذربایجان قادینی»(زن آذربایجانی)عنوان شده است.

نیروهای امنیتی اسفند ۸۸ با مراجعه به یکی از چاپخانه های شهر مرند این نشریه دانشجویی را توقیف و این دختر آذربایجانی را بازداشت کرده بودند.

نزدیکان نصیرپور می گویند صدور این حکم در حالی صورت می پذیرد که نشریه مزبور پیش از توزیع در چاپخانه توقیف شده است و هیچ گونه فعلی که تبلیغ علیه نظام تلقی شود صورت نگرفته است.

جلسه دادگاه این فعال دانشجویی آذربایجانی به صورت غیر علنی و بدون حضور وکیل برگزار شده است.

بدنبال اعتراض به حکم صادره از سوی نصیرپور و نقی محمودی وکیل دادگستری در تبریز که به تازگی وکالت این پرونده را برعهده گرفته است پرونده جهت تجدید نظر به دادگاه تجدید نظر آذربایجان شرقی ارجاع داده شده است.

پیش از این نیز قادر نوروزی دبیر تشکل آرمان دانشگاه تبریز در همین رابطه با اتهام تبلیغ علیه نظام در شعبه یک دادگاه انقلاب تبریز محاکمه و از اتهام وارده تبرئه شده است.

هیات نظارت بر تشکلهای دانشجویی دانشگاه آزاد تبریز طی حکمی در ۶ اردیبهشت ۸۹ با استناد به مقالات چاپ شده در این نشریه حکم به انحلال تشکل دانشجویی آرمان این دانشگاه داده بود.

ادامه مطلب ....

صدور حکم زندان، شلاق و جریمه برای سه تن از اعضای یک خانواده آذربایجانی

دوشنبه ۲۲ شهريور ۱٣٨۹ - ۱٣ سپتامبر ۲۰۱۰

ساوالان سسی : زهرا جدی، مرضیه جدی و علی امینی از فعالین مدنی آذربایجانی در تبریز از سوی شعبه ۱۰۵ دادگاه جزایی تبریز طی محاکمه ای غیابی به ۹۱ روز حبس، پرداخت دیه و تحمل شلاق محکوم شدند.

بر اساس رای صادره از سوی قاضی پودراتچی رئیس شعبه ۱۰۵ دادگاه جزایی تبریز، زهرا جدی به اتهام تمرد در مقابل مامورین، توهین به مامورین انتظامی و ایجاد ضرب و جرح به ۹۱ روز حبس تعزیری، پنجاه ضربه شلاق و پرداخت یک میلیون و پانصد هزار تومان دیه و علی امینی به اتهام تمرد در مقابل مامورین دولتی به ۹۱ روز حبس تعزیری و مرضیه جدی به اتهام توهین به مامورین انتظامی به پنجاه ضربه شلاق محکوم شده اند.


ماموران نیروی انتطامی تبریز اسفندماه ۸۵ زهرا جدی و همسرش علی امینی و خواهرش مرضیه جدی را در حال پخش اعلامیه دعوت مردم به تجمع اعتراض آمیز در روز جهانی زبان مادری بازداشت کرده بودند. مامورین به هنگام دستگیری این افراد با استفاده از باتوم آنها را به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده و گاز فلفل به صورتشان پاشیده بودند.

نزدیکان این خانواده آذربایجانی می گویند ماموران پس از انتقال این افراد به حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی در خیابان صائب تبریز آنها را به شدت مورد مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار داده اند و سپس با تهیه صورت جلسه و اسناد پزشکی دروغین مدعی شده اند که خانم زهرا جدی و همسرش علی امینی اقدام به ضرب و جرح مامورین انتظامی و درگیری فیزیکی با پلیس نموده اند.

رای صادره از سوی دادگاه جزایی برای این فعالین به صورت غیابی صادر شده است و آنها امکان دفاع از خود در دادگاه را نداشته اند.نقی محمودی وکیل این خانواده آذربایجانی به حکم صادره از سوی دادگاه جزائی تبریز اعتراض کرده و پرونده به دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان شرقی ارجاع شده است. این افراد در دوران بازداشت از ملاقات با خانواده و وکیل محروم بوده اند.

زهرا جدی، مرضیه جدی و علی امینی پیش از این نیز در همین رابطه به اتهام تبلیغ علیه نظام از سوی شعبه یک دادگاه انقلاب تبریز محاکمه و به شش ماه حبس تعلیقی محکوم شده بودند.









ادامه مطلب ....

بازداشت شهروندان آذربایجانی در جریان مسابقه فوتبال

شنبه ۲۰ شهريور ۱٣٨۹ - ۱۱ سپتامبر ۲۰۱۰

ساوالان سسی : توحید رحیمی و ایرج نصیرزاده از شهروندان آذربایجانی روز جمعه ۱۹ شهريور ٨۹ توسط مامورین امنیتی بازداشت و به حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی تبریز دز خیابان صائب منتقل شدند.

بازداشت این افراد به هنگام ورود به ورزشگاه سهند تبریز جهت تماشای بازی فوتبال تیمهای تراکتورسازی تبریز و ذوب آهن اصفهان و تشویق تیم تراکتورسازی صورت گرفته است. مامورین امنیتی پس از مشاهده پیراهنهای قرمز بر تن این افراد آنها را بازداشت کرده اند.

در جریان این بازی فوتبال تماشاگران تیم فوتبال تراکتورسازی شعارهایی همچون «آذربایجان وار اولسون، توتولانلار آزاد اولسون»(زنده باد آذربایجان - بازداشت شدگان آزاد شوند)، «تورک دیلینده مدرسه، اولمالیدیر هر کسه»(مدرسه به زبان ترکی)، «یاشاسین آذربایجان»(زنده باد آذربایجان)، «آذربایجان وار اولسون ایسته میین خوار اولسون»(آذربایجان زنده باشد و دشمنانش خوار شوند) سردادند. به گفته شاهدان عینی عده ای دیگر از شهروندان آذربایجانی نیز در جریان این بازی بازداشت شده اند اما از اسامی بازداشت شدگان اطلاع دقیقی در درست نیست.

بازداشت شدگان تاکنون تماسی با خانواده نداشته اند و مسئولین قضایی و امنیتی از دادن پاسخ به سوالات خانواده ها مبنی بر دلیل بازداشت و اتهام این افراد امتناع می کنند. خانواده های رحیمی و نصیرزاده به شدت نگران شکنجه آنها در بازداشتگاههای نیروهای امنیتی و انتظامی هستند.

ادامه مطلب ....

گزارش رادیو فردا از بازداشت، محاکمه و محرومیت از تحصیل فعالین مدنی آذربایجانی در ایران

رادیو فردا - رناد منشو

ادامه حبس ۱۶ فعال مدنی آذربايجان

ياشار حکاک پور، مسئول روابط عمومی انجمن دفاع از زندانيان سياسی آذربايجانی در ايران(آداپ) در گفت‌وگو با راديو فردا می‌گويد که هم اکنون ۱۷ فعال مدنی و سياسی آذربايجان در بازداشت به سر می‌برند که از اين ميان ۱۶ تن از خردادماه امسال بازداشت و پس از گذشت نزديک به چهار ماه از زمان دستگيری همچنان در بازداشت به سر می‌برند.

هشتم شهريورماه دادگاه رسيدگی به اتهامات داريوش عندليبيان، ستار برازش، يوسف سودبر، سجاد عزيزی و بابک آکسون از فعالان مدنی آذربايجان در مياندوآب در شعبه اول دادگاه انقلاب مهاباد برگزار شد.

داريوش عندليبيان يکی از متهمين دادگاه در گفت‌وگو با راديو فردا بر اين عقيده است که تمامی فعاليت‌های مدنی وی و دوستانش در قالب «قوانين جمهوری اسلامی» بوده و هيچ گونه سندی برای تفهيم اتهام وی و دوستانش نشان داده نشده است.

رادیو فردا: هفته گذشته دادگاه رسيدگی به اتهامات شما بهمراه چهار نفر ديگر انجام شد. ماجرای دستگيری شما چه بود؟

عندليبيان: من قبلاً هم سابقه بازداشت داشتم. همه ساله مصادف با سيزده فروردين روز طبيعت (سيزده به در) ما برنامه موسيقی محلی داشتيم و از تعدادی مردم هم برای حضور و تماشا دعوت کرده بوديم. برنامه عبارت از موسيقی محلی، ساز عاشق و رقص آذربايجانی و شعر بود.

البته سالهای قبل هم با ممانعت نيروهای امنيتی مواجه بوديم. اما امسال حدود ۲-۵ هزار نفر برای تماشا آمده بودند. اول برنامه نيروهای امنيتی آمدند و بنده را بعنوان مسئول برنامه دستگير کردند که با مقاومت مردم مواجه شدند و مجبور شدند که آزادم کنند. برنامه را ادامه داديم. ما از آقای عاشق علی عسکر يکی از نوازندگان مشهور ساز محلی هم دعوت کرده بوديم که برای مردم ساز بزنند اما از اجرای برنامه ايشان ممانعت به عمل آمد.

بعدا مامورين شروع کردن به فيلمبرداری از مردم، وارد شدن به چادرهای خانواده ها و مزاحمت ايجاد کردن که مردم عصبانی شدند و بعد از چندين بار خواهش و هشدار باز هم مامورين فيلمبرداری از خانواده ها را ادامه دادند. اين طور بود که ابتدا درگيريهای لفظی و سپس فيزيکی ايجاد شد. مردم با سنگ و کفش و ميوه و ... نيروهای امنيتی را دور کردند. آخر برنامه آمدند و وسايل ما را ضبط کردند.

چطور شد که دستگير شديد و اتهامتان چه بود؟

فردای آن روز رفتيم که وسايل ضبط شده را تحويل بگيريم، بازداشتمان کردند و ما را به اداره اطلاعات بردند. پرونده ای تشکيل دادند و ارجاع دادند به شعبه دوم بازپرسی دادسرای مياندوآب که بازپرس من در آنجا فردی به نام فتحی بود. چند بار ما رو به «تبليغ عليه نظام» و «تهديد امنيت ملی» متهم کردند. ما خواستار سندی بوديم که بر اساس آن اسناد اين اتهامات به ما تفهيم اتهام شده بود که قاضی پرونده با امتناع از نشان دادن سند گفت که همه اسناد در داخل پرونده است.

بازپرس از شما چه سوالاتی پرسيد؟

اينکه هدف ما از آن برنامه چه بود و چطور آن همه مردم را توانسته ايم دعوت کنيم. تجمع مردم در يک جا برای آنها بعنوان تهديد حساب شده بود. همچنين پرسيدند که هدف ما از پوشيدن لباسهای سنتی آذری چه بود.

آيا موفق به گرفتن وکيل شديد و نتيجه دادگاه چه بود؟

پرونده را به شعبه اول دادگاه انقلاب مهاباد به رياست قاضی خدادادی ارجاع دادند،. همان سوال‌های تکراری را پرسيدند. گفتيم که هدف ما اجرای برنامه های سنتی بود. می خواهيم فرهنگمان و سنتمان را حفظ کنيم و به مردم نشان بدهيم. به هر حال همان اتهامات قبلی را تفهيم کردند و گفتند که منتظر رای دادگاه بمانيم.

ما وکيل نگرفتيم. با يک وکيل امروز صحبت می کردم که بر اين عقيده بود که وقتی پرونده ای به دادگاه انقلاب ارجاع شود، وکيل تاثيری در رای دادگاه ندارد و هر آنچه که قبلا تصميم گرفته شده، بعنوان حکم داده خواهد شد.

بازداشت یک فعال مدنی در پارس آباد مغان

هفته جاری در اقدام ديگری، حسن بالايی فعال مدنی آذربايجانی و مدير گروه کوهنوردی «گله جک» (آينده) روز شنبه ۱٣ شهريور ٨۹ توسط مامورين اداره اطلاعات در پارس آباد مغان بازداشت شده است.

يوسف بالايی برادر وی در گفت‌وگو با راديو فردا می‌گويد که پس از دستگيری توسط ماموران اطلاعات و سه روز بی اطلاعی از وضعيت برادرش، امروز – دوشنبه، حسن بالايی طی تماس کوتاهی به خانواده اش گفته است که در اطلاعات اردبيل است.

وی در مورد اتهام بردارش اظهار بی اطلاعی کرد. آقای بالايی می گويد که برادرش در سالهای ۸۲، ۸۴ و ۸۵ هم بازداشت شده بود. وی گفت که هنوز پرونده به دادگاه ارجاع نشده و به خاطر همين وکيل نگرفته اند.

آقای بالايی در رابطه با فعاليت‌های برادرش می‌گويد: «اکثرا فعاليت‌های فرهنگی می کرد، قبلاً مدير مسئول يک نشريه محلی به نام آراز بود که فقط يک شماره منتشر شد. اکثرا فعاليت‌های ورزشی، کوهنوردی و کشتی و برگزاری اردوهای تفريحی بود که همه فعاليت‌هايش در چهارچوب قانون بود».

در حادثه ديگری روز شنبه، سيامک ميرزايی و حافظ سردارپور از فعالين دانشجويی آذربايجانی که در کنکور ورودی مقطع فوق ليسانس شرکت کرده بودند از ورود به دانشگاه محروم شدند.

ياشار حکاک پور مسئول روابط عمومی انجمن دفاع از زندانيان سياسی آذربايجانی در ايران(آداپ) در گفت وگو با راديو فردا پيرامون اين موضوع می گويد : «بدنبال اعلام نتايج نهايی آزمون فوق ليسانس دانشگاههای دولتی ايران در ۸ شهريور ۸۹ ، حافظ سردارپور که حائز رتبه ۵۰۰ کنکور کارشناسی ارشد در رشته توليدات دامی شده بود عليرغم کسب رتبه لازم جهت قبولی در دانشگاههای انتخابی، مردود اعلام شده است».

به گفته آقای حکاک پور علاوه از اين سيما ديدار، هاجر کبيری و مجيد ماکويی زاد ديگر فعالين مدنی آذربايجانی هستند که پس از شرکت در کنکور سراسری سال ۸۹ با محروميت از ادامه تحصيل در مقطع فوق ليسانس مواجه شده اند.

در سال‌های گذشته نيز دهها فعال دانشجويی آذربايجانی از جمله بهزاد جدی، ابراهيم شهبازی، شهرام شوقی، ابراهيم رشيدی، قادر کيانی، نادر مهد قره باغ، امين امامی، صمد پاشايی، مهدی حاج محمدی، ناهيد بابازاده و نويد محمدی پس از شرکت در آزمون فوق ليسانس از ادامه تحصيل در دانشگاههای ايران محروم شده اند.



ادامه مطلب ....

گزارش صدای آمریکا از وضعیت آیت مهرعلی بیگلو در مصاحبه با برادرش

صدای آمریکا . برنامه خبرها و نظرها ، جمعه ۱۹ شهريور ۱٣٨۹ - ۱۰ سپتامبر ۲۰۱۰

video

آیت مهرعلی بیگلو فعال سابق دانشچویی آذربایجانی و مدیر مسئول سابق نشریه "قوپوز"در بیستم اردیبهشت ۸۹ در صوفیان بازداشت و به اداره اطلاعات تبریز منتقل شد. هنوز اطلاعی در مورد اتهام وی به زور مشخص به خانواده به طور مشخص داده نشده است پیشتر این فعال مدنی در سالهای ۸۱ و ۸۳ بازداشت و به خاطر شرکت در مراسم بابک خرمدین به حبس محکوم شده بود. زهرا فرج زاده همسر آیت مهرعلی بیگلو و خواهرش کبری فرج زاده فعال مدنی هم اوایل خرداد ماه به گفته قاضی پرونده به دلایل امنیتی بازداشت شده اند. ۴۵ تن از فعالین آذربایجانی که خواهان حقوق مدنی خود هستند در ماههای گذشته بازداشت و تعدادی به قید وثیقه آزاد شده اند و لی هنوز ۱۶ تن از آنان در بازداشت به سر می برند.

انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی خبر از شکنجه آیت مهرعلی بیگلو و یونس سلیمانی داده است. روح الله مهرعلی بیگلو در گفتگو با فریده رهبر در باره برادر زندانیش آیت چنین می گوید:

زمانی که برادرم را دستگیر کردند حدود ۲۰ الی ۳۰ نفر پشت سر او دستگیرشدند بعد به همراه آنها خانم برادرم زهرا فرج زاده و خواهرشان خانم کبری فرج زاده را دستگیر شدند. الان هم همسرش و همچنین خودش در انفرادی هستند.

صدای آمریکا : برادر شما چه نوع فعالیتی داشتند و چه کار می کردند که دستگیرشان کرده اند؟

فعالیتهایش قبلا در مورد زبان ترکی بوده و تو مراسم و اینها شرکت داشته است.

صدای آمریکا : چه مراسمی؟

در مراسم قلعه بابک و بزرگداشتها و اینها شرکت داشته اند و پیش از این هم بازداشت شده بودند و قبلا هم حبس کشیده بودند. به ما اطلاعاتی در مورد اتهامشان نگفته اند فقط گفته اند به دلیل مسائل امنیتی بازداشتش می کنند.پس از اینکه دستگیر شدند فقط یک بار صدایشان را شنیدیم. اجازه ملاقات و یا اجازه تلفن به ما نداده اند. به خانواده های دیگر بازداشت شدگان اجازه تماس تلفنی و ملاقات داده شده است ولی خانواده ما هنوز از ملاقات و اینها محرومند.

صدای آمریکا : در مورد برادر شما هم خبری منتشر شده بود که وی زیر فشار و شکنجه هستند

ما فقط یک بار صدایش را شنیدیم طی تماس تلفنی گفته بود که از وضعیت من نگران نباشید ولی خانواده زندانیان در ملاقاتی که با همبندیهای برادرم داشته اند آنها گفته اند که ناله و فریاد ایشان را شنیده اند. شکنجه را داده اند و آن طوری که از بچه های دیگر شنیدیم وضعیتش خوب نیست.

صدای آمریکا : آیا برادر شما وکیل دارند؟

بچه ها از دفتر کانون وکلا یک وکیلی گرفته بودند به نام آقای عباس جمالی اما ایشان اجازه ملاقات با موکلشان را ندارند یعنی ایشان اجازه مطالعه پرونده را ندارند.

صدای آمریکا : چه خواسته ای دارید؟

از دستگاه قضایی از مقامات قضایی از آنها خواهش کردیم یعنی حقوق ابتدایی مان را خواستیم. برادرمان جرمی نکرده است. بی دلیل و بی هیچ جرمی برادرمان را برده اند و بچه دو ساله شان الان چهار ماهه که از دیدن پدر و مادرش محروم مانده یعنی بی سرپرست مانده و بی قرار است. ما از او نگهداری می کنیم ولی وضعیتش بد است.

گفتیم و هزاران بار از آنها خواهش و التماس کردیم ولی حرف ما را نشنیدند. ما از سازمانها و از ارگانهای مربوط به فعالیتهای حقوق بشری خواستار رسیدگی به این جریان هستیم ما حقوق ابتدایی مان قوانینی است که در قانون اساسی ایران نوشته شده است ما خواستار این حقوق می شویم و آنها در مقابل اتهاماتی می زنند که نصیب ما هم می شود و حذفمان می کنند.

تحریریه : ساوالان سسی

فایل ویدئویی مصاحبه را از اینجا دانلود کنید

ادامه مطلب ....

برگزاری دادگاه رسیدگی به اتهامات حسین نصیری فعال آذربایجانی در تبریز

پنجشنبه ۱٨ شهريور ۱٣٨۹ - ۹ سپتامبر ۲۰۱۰

ساوالان سسی : جلسه رسیدگی به اتهامات حسین نصیری فعال مدنی آذربایجانی روز سه شنبه ۹ شهریور ۸۹ در شعبه اول دادگاه انقلاب تبریز برگزار شد.

اتهام نصیری تبلیغ علیه نظام، اجتماع و تبانی جهت برهم زدن امنیت کشور و عضویت در گروه‌هایی است که قصدشان برهم زدن امنیت کشورمی باشد.

بر اساس کیفرخواست صادره، استنادات دادستان برای طرح این اتهامات تهیه و نشر دفترچه ای به مناسبت روز جهانی زبان مادری، انتشار کتابی با عنوان «تالانمیش آذربایجان»، مسافرت به جمهوری آذربایجان و عضویت در تشکیلات «دیره نیش» عنوان شده است.

این فعال مدنی آذربایجانی ۱۳ فروردین ۸۹ در جریان همایش دفاع از دریاچه ارومیه در کنار پل میانگذر این دریاچه بازداشت شده بود.مامورین امنیتی پس از دستگیری، وی را ابتدا به اسکو و سپس به تبریز منتقل کردند و همزمان پرونده هایی در دادسرای شهرهای اسکو و تبریز برای او تشکیل شد.

به گفته نزدیکان نصیری دادسرای اسکو رای بر عدم صلاحیت رسیدگی به پرونده را صادر کرده و پرونده اسکو به دادسرای عمومی و انقلاب تبریز ارجاع شده است.

این فعال آذربایجانی از زمان دستگیری در ۱۳ فروردین ۸۹ تا کنون همچنان در بازداشت به سر می برد. مامورین امنیتی پس از پایان محله تحقیقات این فعال آذربایجانی را جهت تحمل حکم حبس شش ماهه قبلی اش روانه زندان تبریز نموده اند.

لازم به ذکر است شعبه سوم دادگاه انقلاب تبریز چندی پیش طی حکمی نصیری و چند تن دیگر را به اتهام تبلیغ علیه نظام از طریق دعوت مردم به شرکت در تجمع به شش ماه حبس تعزیری محکوم نموده بود.

نصیری در مرحله تحقیقات از حق ملاقات با وکیل و خانواده محروم بوده است. دادگاه این فعال آذربایجانی به صورت غیر علنی برگزار شده و نقی محمودی وکیل دادگستری در تبریز وکالت وی را بر عهده دارد.

ادامه مطلب ....

ترجمه متن کامل گزارش کمیته ضد نژآدپرستی سازمان ملل در مورد ایران

کمیته رفع تبعیض نژادی
نشست هفتاد و هفتم
۲ - ۲۷ آگوست ۲۰۱۰

جمهوری اسلامی ایران

۱- کمیته گزارشات دوره ای هیجدهم و نوزدهم جمهوری اسلامی ایران را مورد ملاحظه قرار داد که بترتیب مقرر در ۲۰۰۶ بوده و در یک سند (CERD/C/IRN/18-19) و در جلسات 2014 و 2015 (CERD/C/SR.2014 و 2015) کمیته که در مورخه 4 و 5 آگوست 2010 برگزار گردید تقدیم شد. در جلسه 2042 (CERD/C/SR.2042) برگزار شده در تاریخ 23 آگوست 2010 کمیته مشاهدات نهایی زیر را پذیرفت.

آ- مقدمه
۲- کمیته گزارش تفصیلی هیئت دولتی را علیرغم تاخیر آن پذیرفت. کمیته ازحضور ملتزمین بلند پایه نمایندگی متنوع، که موسسات متعدد هیئت دولتی را تمثیل میکرد خرسند شده و قدردانی خود را بخاطر فرصت بوجود آمده برای ادامه گفتگو با هیئت دولتی اعلام میدارد.

۳- با وجود اینکه کمیته رضایت خود را از گزارش هیئت دولتی که عموما منطبق بر رهنمودهای کمیته در مورد گزارش میباشد ابراز تاسف میکند که در گزارش ارائه شده اطلاعات کافی در مورد اجرای عملی کنوانسیون بویژه در مورد شاخصهای اقتصادی و اجتماعی هیئت دولتی به تفکیک جمعیت قومی کافی نبود.

ب- جنبه های مثبت
۴- کمیته از پیشرفتهایی که در هیئت دولتی اتفاق افتاده استقبال میکند. این پیشرفتها شامل:
الف) تصویب قانون در زمینه حقوق شهروندی به سال 2005؛
ب) قبول اصلاحیه فصل 8 کنوانسیون بوسیله هیئت دولتی در مورخه 7 نوامبر 2005، مصوب 15 ژانویه 1992 در جلسه چهاردهم هیدتهای دولتی در کنوانسیون و تصویب شده بوسیله مجمع عمومی در قطع نامه 111/47 مورخه 16 دسامبر 1992 مربوط به امور مالی کمیته؛
پ) به روز سازی پیشرفت در تاسیس موسسه ملی حقوق بشر منطبق بر اصول پاریس توسط هیئت دولتی ؛
ت) اصلاح برنامه توسعه چهارم که اجازه تخصیص بودجه و درصدی از درآمدهای نفت و گاز برای توسعه استانهای کمتر توسعه یافته را میدهد بویژه گروههای قومی محروم؛ و
ث) مشارکت فعال ایران در جامعه بین الملل در مورد مسائل حقوق بشر، مثل پیشگامی در مورد ترویج گفتگوی بین تمدنها.
۵- کمیته هیئت دولتی را بخاطر ادامه پذیرایی جمعیت پناهجوی عظیمی از کشورهای همسایه همچون افغانستان و عراق مورد ستایش قرار میدهد.

پ- نگرانی ها و توصیه ها

۶- کمیته به دیدگاههای هیئت دولتی در مورد مشکلات موجود در تعیین ترکیب قومی جمعیت ورای مشخص کردن تمرکز جمعیت گروههای قومی در استانهای مختلف ایران توجه دارد اما این را هم احساس میکند که مشکلات ایران در این خصوص منحصر بفرد نیست. حال اینکه با توجه به سرشماری جمعیت در سال 2007، کمیته متاسف است که این فرصت برای استفاده از سرشماری و کسب اطلاعات مفصل در مورد ترکیب قومی جمعیت با استفاده از سوال خودشناسی در مورد قومیت بطور آشکارا مورد استفاده قرار نگرفته است.

کمیته توصیه میکند که هیئت دولتی اقدامات جدیدی برای بروز رسانی اطلاعات در مورد ترکیب قومی با تکیه بر اصل معرفی خود صورت دهد. توصیه میشود در سرشماری بعدی که توسط دولت انجام خواهد شد سوال معرفی خود (از نظر قومی) درج شود تقاضا دارد نتیجه سرشماری برای عموم اعلام شود و این اطلاعات در گزارش بعدی هیئت دولتی که برای این کمیته ارائه خواهد شد درج گردد.

۷- با توجه به توضیحات هیئت دولتی در مورد تلفیق کنوانسیون در قانونگذاری داخلی، کمیته تکرار میکند که وضعیت کنوانسیون وقتی با تدابیر متباعد قانون اساسی و قانونگذاری داخلی در کنار هم قرار میگیرد، هنوز هم نامشخص است. بعلاوه یادآور میشود که کنوانسیون هرگز بوسیله دادگاههای داخلی مورد استناد قرار نگرفته است.

کمیته توصیه میکند که هیئت دولتی تدابیر ضروری را برای هماهنگ کردن قانونگذاری خود با کنوانسیون متعهد شود. همچنین توصیه میکند که هیئت دولتی گامهای بلندتری برای اطلاع رسانی عمومی در مورد تدابیر کنوانسیون و امکانات آن برای احضار برای مبارزه با تبعیض نژادی اتخاذ کند از جمله اطلاع رسانی به زبان اقلیتها و اینکه مقامات دولتی را در این حوزه تعلیم و آموزش دهد.

۸- کمیته به اطلاعات ارائه شده توسط هیئت دولتی در معرفی تبعیض نژادی در اصل 19 قانون اساسی ایران توجه دارد و مجددا نگرانی خود را از عدم تعریف روشن اشکال تبعیض نژادی و قومی ممنوعه تحت کنوانسیون (فصل 1) اعلام میدارد.

کمیته مجددا اصرار دارد که هیئت دولتی مرور مجدد تعریف تبعیض نژادی را در قانون اساسی و قوانین داخلی مورد ملاحظه قرار دهد تا آنرا به سطح کاملا منطبق با فصل 1، پاراگراف 1کنوانسیون برساند.

۹- ضمن ستایش از تلاشهای بعمل آمده از سوی هیئت دولتی برای توانمند کردن زنان کمیته نگران خود را از احتمال مواجهه زنان با تبار قومی با تبعیض دوبله اعلام میدارد (فصل 2).

کمیته توجه هیئت دولتی را به توصیه های عمومی شماره 25 (2000) در مورد ابعاد تبعیض نژادی مربوط به جنسیت جلب میکند و توصیه میکند که هیئت دولتی به تلاشهای خود برای توانمند کردن زنان و ترویج حقوق آنها ادامه دهد و توجه ویژه به زنان متعلق به قومیتها داشته باشد.

۱۰- کمیته به اطلاعات ارائه شده از سوی هیئت دولتی در مورد اعلامیه آگهی شده 1985 توجه دارد. کمیته همچنین به تلاشهای بکار گرفته شده توسط هیئت دولتی برای مبارزه با مباحثات نژادپرستانه در رسانه های عمومی با اجرای مجازاتهایی بر علیه روزنامه هایی که نشریات آنها مباحثات نژادپرستانه را شامل میشوند توجه دارد. اما با این حال کمیته نگرانی خود را از ادامه گزارشات تبعیض نژادی هدایت شده در رسانه های عمومی بر علیه جوامع آذربایجانی شامل نمایش قالبی و تحقیرآمیز این مردمان و جوامع آنها اعلام میدارد. کمیته همچنین نگرانی خود را از گزارشات مربوط به تبعیض نژادی در زندگی روزمره و اظهارات نژادپرستانه و تحریک نفرت از این جوامع توسط مقامات دولتی را اعلام میدارد. (فصل 4)

کمیته توصیه میکند که هیئت دولتی گامهای رضایت بخشی برای مبارزه با این جلوه ها در رسانه های عمومی و همینطور زندگی روزمره، تعصب نژادی که منجر به تبعیض نژادی میشود بردارد. کمیته همچنین توصیه میکند که در حوزه اطلاع رسانی هیئت دولتی به ترویج درک، تحمل و دوستی در میان گروههای متنوع قومی و نژادی در میان هیدت دولت بپردازد، بویژه در بخش مقاماتی که با عموم سر و کار دارند و از جمله ضوابط اخلاقی برای رسانه ها را بسط دهد و رسانه ها را به احترام به هویت و فرهنگ تمام جوامع در هیئت دولت با در نظر گرفتن فصل مشترک ممکنۀ تبعیض نژادی و مذهبی وادارد. کمیته درخواست قبلی خود را تکرار میکند که هیئت دولتی در گزراش دوره ای بعدی خود اطلاعات لازم را در مورد اجرای قانون مبارزه با تبعیض نژادی ارائه کند.

۱۱- کمیته به اطلاعات ارائه شده در مورد شورای عالی حقوق بشر و اقدامات آن توجه دارد. با این حال کمیته نگرانی خود را اعلام میدارد که ترکیب آن (شورای عالی حقوق بشر ) میتواند بر مستقل بودن آن تاثیر بگذارد. کمیته توجه بیشتری بر اطلاعات ارائه شده مبنی بر اینکه که شورای عالی اخیرا روی طرح ایجاد موسسه ملی حقوق بشر کار میکند دارد.( فصل 6).

کمیته اصرار دارد هیئت دولتی روند تاسیس موسسه ملی حقوق بشر را بر اساس اصول پاریس (قطعنامه 134/48 مجمع عمومی) تسریع بخشد. همینطور اصرار دارد هیئت دولتی از طریق پیش بینی منابع انسانی و مالی کافی از فعالیت مستقل موسسه اطمینان حاصل کند.

۱۲- در حالیکه کمیته توجه دارد که بگفته هیئت دولتی تدابیری جهت ترویج زبانهای اقلیتها اندیشیده شده و تعلیم زبانها و ادبیات در مدارس مجاز شده نگرانی خود را از نبود تدابیر کافی برای امکان دادن به افراد متعلق به اقلیتها برای داشتن شانس کافی برای یاد گرفتن زبان مادری شان و استفاده از آن بعنوان زبان آموزش اعلام میدارد. اطلاعات بیشتر در مورد سطح سواد اقلیتهای قومی [در زمینه زبان مادری شان] باعث خرسندی خواهد بود (فصل 5).

کمیته به هیئت دولتی توصیه میکند به تلاش خود برای تکمیل تدابیر برای توانمند سازی افراد متعلق به اقلیتها برای داشتن شانس کافی برای یادگیری زبان مادری شان و استفاده از آن بعنوان واسطه آموزشی ادامه دهد. کمیته تقاضا دارد هیئت دولتی اطلاعات بیشتری در مورد سطح سواد اقلیتهای قومی [در زمینه زبان مادری شان] ارائه کند.

۱۳- بعلاوه کمیته نگرانی خود را از اینکه احتمالا موانع زبانی مانعی برای دسترسی اقلیتهای قومی در هیئت دولتی به عدالت شود اعلام میدارد. همینطور کمیته نگرانی خود را از گزارشات مربوط به رفتار تبعیض آمیز با ملیتهای خارجی در سیستم قضائی ایران اعلام میدارد. (فص 5، 6)

کمیته به هیئت دولتی توصیه میکند به تلاشهای خود برای اطمینان از دسترسی به عدالت از طریق این زبانها از طریق پیش بینی مترجمین و دیلمانج بطریقی صحیح ادامه دهد. کمیته توجه هیئت دولتی را به توصیه های عمومی شماره 13 (2005) در مورد جلوگیری از تبعیض نژادی در مدیریت و کارکرد سیستم قضا و جزا جلب میکند. کمیته توصیه میکند که هیئت دولتی تلاشهایش را برای اطمینان از روند و شفافیت در سیستم قضائی برای تمام افراد از جمله ملیتهای خارجی تقویت کند.

۱۴- کمیته به عدم وجود اطلاعات کافی در مورد اجرای فصل 6 کنوانسیون توجه دارد.

کمیته دیدگاه خود را تکرار میکند که نبود شکایات سند عدم وجود تبعیض نژادی نیست و ممکن است عدم شکایت نتیجه عدم آگاهی افراد به حقوق خود و عدم اعتماد به افراد در پلیس و مقامات قضائی یا عدم توجه مقامات و بی تفاوتی آنها به موارد تبعیض نژادی باشد. کمیته توصیه میکند که هیئت دولتی یک کمپین موثر اطلاع رسانی عمومی را برای افزایش آگاهی و در دسترس بودن کانالهای دریافت شکایات در زمینه تبعیض نژادی و جبران خسارات را متعهد شود. کمیته تقاضای قبلی خود را تکرار میکند که هیئت دولتی در گزارش دوره ایی بعدی خود اطلاعات آماری درباره شکایات طرح شده در زمینه تعقیب قانونی انجام شده و مجازاتهای اعمال شده در موارد ارتکاب تبعیض نژادی و قومی و همچنین مثالهایی از مواردی که بیانگر این اطلاعات آماری باشد ارائه کند.

۱۵- کمیته نگرانی خود را از برخورداری محدود از حقوق سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در میان جوامع عرب، آذربایجانی، بلوچ و کرد و برخی جوامع غیرشهروند، بویژه در زمینه مسکن، آموزش، آزادی بیان و مذهب، بهداشت و اشتغال علیرغم رشد اقتصادی در هیئت دولتی اعلام میدارد. کمیته توجه به اطلاعاتی دارد که استانهایی که تعداد زیادی از جمعیتهای قومی فوق در آن زندگی میکنند در کشور فقیرترین استانها هستند. (فصل 5)

کمیته به هیئت دولتی توصیه میکند که گامهای ضروری برای تحقق حفاظت موثر در مقابل تبعیض بر ضد جوامع عرب، بلوچ، و کرد و برخی جوامع غیرشهروند با توجه به توصیه عمومی شماره 30 (2004) در زمینه های مختلف بویژه اشتغال، مسکن، بهداشت، تحصیل و آزادی بیان و مذهب بردارد. کمیته همچنین تقاضا دارد که هیئت دولتی در گزارش بعدی خود اطلاعاتی را در زمینه اجرای برنامه هایی با هدف تاثیرگذاری بر حقوق اقتصادی، اجتماعی، و فرهنگی جمعیت همینطور اطلاعات آماری در این حصوص ارائه دهد.

۱۶- کمیته نگرانی خود را در مورد گزارشات مربوط به اجرای معیاری تحت عنوان "گزینش" که روندی است برای انتخاب مقامات رسمی و مستخدمین آینده و نشان دادن وفاداری آنها به جمهوری اسلامی و مذهب رسمی اعلام میدارد. این روند میتواند شانس استخدام و مشارکت سیاسی افراد جوامع عرب، آذربایجانی، بلوچ، یهودی، ارمنی و کرد را محدود کند. (فصل 5)

کمیته اهمیت میدهد که در گزارش بعدی در مورد استفاده از این معیار اطلاعت بیشتری برای اطلاع کمیته داده شود تا بتوان توصیه های بهتری به هیئت دولتی ارائه کرد.

۱۷- کمیته نگرانی خود را از سطح پائین مشارکت افراد متعلق به جوامع عرب، آذربایجانی، بلوچ، کرد، بهائی و دیگر جوامع معین در امور اجتماعی اعلام میدارد. این موضوع برای مثال در اطلاعات جزئی که در مورد آنها در گزارش ملی، در سرشماری ملی و در سیاستهای اجتماعی آمده انعکاس یافته است.

کمیته اصرار دارد که هیئت دولتی یک مطالعه از اعضای چنین جوامعی انجام دهد که دولت را قادر سازد نیازهای ویژه آنها، اجرای طرحهای کاری موثر، برنامه ها و سیاستهای اجتماعی برای مبارزه با تبعیض نژادی و شرایط نامطلوب مربوط به تمام حوزه های فعالیتهای اجتماعی این جوامع را به مورد اجرا گذارد.

۱۸- نظر باینکه کل حقوق بشر امری یکپارچه است کمیته هیئت دولتی را تشویق میکند که تمام معاهدات بین المللی حقوق بشر بویژه معاهدات مربوط به تدابیری که مستقیما به موضوع تبعیض نژادی مربوط میشود و هنوز تایید نکرده تصدیق نماید مثل کنوانسیون رفع تبعیض بر ضد زنان، و کنوانسیون بین المللی حفاظت از حقوق تمام کارگران مهاجر و اعضای خانواده آنها (1990).

۱۹- در سایه توصیه عمومی شماره 33 (2009) پیرو کنفرانس بازنگری دوربان، کمیته توصیه میکند که هیئت دولتی اعلامیه دوربان و برنامه کاری تصویب شده در سپتامبر 2001 بوسیله کنفرانس ضد نژاد پرستی، تبعیض نژادی، ضدیت با خارجی ها و عدم تحملهای مربوطه، برگزار شده در آوریل 2009 در ژنو را هنگام اجرای کنوانسیون در ترتیبات قانونی داخلی وارد کار نماید. کمیته از هیئت دولتی میخواهد که در گزارش دوره ایی بعدی خود اطلاعات ویژه در مورد طرحهای کاری و دیگر تدابیر اتخاذ شده برای اجرای اعلامیه دوربان و برنامه کاری آن در سطح ملی را قید کند.

۲۰- کمیته به هیئت دولتی ر توصیه میکند در آماده سازی گزارش دوره ایی بعدی خود به ادامه مشاوره و گسترش گفتگو با سازمانهای مدنی اجتماعی که در حوزه حفاظت از حقوق بشر کار میکنند بویژه در مبارزه با تبعیض نژادی بپردازد.

۲۱- کمیته هیئت دولتی را تشویق میکند که قابلیت کمیته را برای دریافت و ملاحظه شکایات فردی را که در فصل ۱۴ کنوانسیون برسمیت شناخته را مورد ملاحظه قرار دهد و باختیار برای اطلاع عموم آگهی نماید.

۲۲- کمیته به هیئت دولتی توصیه میکند گزارش خود را بصورت آماده کرده و هنگام تقدیم بموقع آن به کمیته و همینطور ملاحظات کمیته در رابطه با این گزارشات را بطور مشابه به زبانهای رسمی و دیگر زبانهای عمومی به طرزی مناسب در دسترس عموم قرار دهد.

۲۳- با توجه باینکه هیئت دولتی سند اساسی خود را در جولای 1999 تقدیم کرده، کمیته هیئت دولتی را تشویق میکند که ورژن بروز شده منطبق با خطوط تعیین شده هنگام گزارش معاهدات بین المللی حقوق بشر بویژه آنها که در سند اساسی معمول هست بشکلی که در جلسه پنجاهم داحلی انجمنهای معاهده حقوق بشر کمیته برگزار شده در ژوئن 2006 (HRI/MC/2006/3) میباشد تقدیم کند.

کمیته بر طبق فصل 9، پاراگراف 1، کنوانسیون و قائده 65 مقرارت اصلاح شده رویه کمیته از هیئت دولتی میخواهد ظرف یک سال اطلاعات لازم در زمینه پذیرش راه حل های حاضر و تطبیق با توصیه های مذکور در پاراگراف9، 10 و 11 فوق را به کمیته ارائه کند.

۲۵- همچنین کمیته میل دارد توجه هیئت دولتی را به اهمیت خاص توصیه های 6، 13، 15 و 17 جلب کند و از هیئت دولتی میخواهد اطلاعات تفصیلی را در گزارش دوره ایی بعدی خود در مورد تدابیر واقعی اتخاذ شده جهت اجرای این توصیه ها ارائه کند.

۲۶- کمیته به هیئت دولتی توصیه میکند گزارشات بیستم، بیست و یکم ، و بیست و دوم خود را در سندی واحد در تاریخ 4 ژوئن 2013 بموقع و با رعایت خطوط تعیین شده سند ویژه CRED که در اجلاس هفتاد و یکم کمیته (CERD/C/2007/1) تصویب شده و تمام نکات نوشته شده در مشاهدات نهائی حاضر آمده را به کمیته تقدیم کند. کمیته همچنین اصرار دارد که هیئت دولتی سقف 40 صفحه برای گزارشات خاص معاهده و 80-60 صفحه برای سند اصلی معمول را رعایت کند (رجوع کنید به راهنمای هماهنگ شده گزارش در سندHRI/GEN.2/Rev.6, para. 19).

http://www2.ohchr.org/english/bodies/cerd/docs/co/CERD-C-IRN-CO-18_19.doc

ترجمه از : آراز بیلگین

ادامه مطلب ....

 
Free counter and web stats Savalansei Posts Feed