همسر سعید متین پور، روزنامه نگار زندانی: همسرم بی دلیل از ساده ترین لذت های زندگی محروم شده است

سه شنبه, ۱۱ مرداد, ۱۳۹۰ - سایت خبرنگاران ایران

سعید متین پور روزنامه نگار و فعال مدنی آذربایجانی که بخاطر دفاع از حق تحصیل به زبان مادری بسیار از او یاد می شود، به هشت سال حبس تعزیری محکوم شده است. قاضی صلواتی که قضاوت بسیاری از پرونده های ۱۰۸ روزنامه نگار و فعال رسانه ای را که بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ دستگیر و بدون طی شدن رویه قانونی در دادگاه به سال ها حبس و جریمه و غیره محکوم شدند ، بر عهده داشته، اتهامات این روزنامه نگار را «ارتباط با بیگانگان» و «تبلیغ علیه نظام » عنوان کرده است. سعید متین پور در حالی دومین سال بازداشتش را سپری می کند که بیشتر این مدت را در سلول‌های انفرادی زندان اوین و تحت شکنجه و فشار‌ گذرانده و به دنبال آن به ناراحتی قلبی دچار شده است.

آخرین بار چه زمانی توانستید با همسرتان ملاقات کنید؟ شرایط ایشان چطور بود؟

پانزده روز پیش با سعید ملاقات کردم. مدت زیادی است که ناراحتی های درمان نشده دارد. در طول دو سال بازداشتش دچار ناراحتی قلبی شده و بارها دچار حمله قلبی شده است. همچنین هنوز از ناحیه کمر و ستون فقرات درد می کشد .


آیا پیگیریهای شما برای بهبود شرایط نگهداری همسرتان که موجب بروز بیماری‌های متعدد برای او در زندان شده نتیجه ای هم داشته است؟

متاسفانه خیر. البته دو ماه پیش برای اینکه بتوانیم به درمان بیماری قلبی اش و تشخیص پزشکی دست پیدا کنیم گفتند که با دست بند و پا بند می تواند به بیمارستان برود که سعید به شدت مخالفت کرد و درخواست مرخصی برای درمان کرد که تا امروز به نتیجه نرسیده است.

آیا وکیل آقای متین پور موفق شده‌اند با ایشان دیدار کنند؟

خیر. تا کنون از اینکار جلوگیری کرده اند

قاضی صلواتی، همسرتان را به اتهام «ارتباط با بیگانگان» به هفت سال و به اتهام «تبلیغ علیه نظام » به یکسال حبس محکوم کرده اما در اکثر نوشته‌ها و فعالیت هایی که به همسرتان منسوب است ایشان تنها از حق تحصیل به زبان مادری و هویت آذربایجانی دفاع کرده است. به نظرتان چرا بین حکم ایشان و فعالیتی که داشته‌اند تناقض وجود دارد؟ مگر او چه چیزی می‌خواسته و یا چه کار کرده است

سعید افکارش را و هر خواسته ای را که داشته در وبلاگ خود و در رسانه ها مکتوب کرده و در آنها هیچ چیز غیر قانونی وجود ندارد. مراجع قضایی انگار متاسفانه از قصد به نوعی رفتار می کنند که مخالفت ها به خشونت کشیده شود و بیشتر سرکوب ایجاد کنند. معلوم نیست چه منطقی پشت این حد بدبینی به دلسوزان و صلح دوستانی مثل سعید و خیلی های دیگر که مثل او در زندانها هستند وجود دارد. سعید تنها خواسته های فرهنگی-اجتماعی دارد. آنوقت با او چنین رفتار می شود. یک قصد دیگرشان هم شاید ترساندن مردم است که حتی چنین رفتارهای مدنی، طبیعی و ابتدایی را هم تاب نمی آورند و بر چسب های این چنینی می زنند.جالب اینجاست که اولین بازجوی سعید به او گفته بوده که حکم هشت سال به تو می دهم تا بفهمی با چه کسی طرف هستی.که همانطور هم شد که بازجو گفته بود.

شما برای ملاقات با همسرتان مجبورید مسیر طولانی شهر محل اقامت تان، زنجان تا تهران را طی کنید؟این فاصله و دوری راه چه مشکلاتی برای شما به وجود آورده است؟

تکرار این مسیر نه تنها سخت و خطرناک است، بلکه اتلاف وقت و انرژی است که به نا حق باید انجام دهم. سعید همیشه دچار دلهره است که با وضعیت نا امنی جاده ها و فشارها من سالم هستم یا خیر. به تلفن هم دسترسی ندارد که بتوانیم از حال یکدیگر با خبر باشیم.من هم قادر نیستم هر هفته به دیدنش بروم اما برادر و پدر و مادرش زمانی که من زنجان هستم ، به ملاقات می روند.


در ایین نامه سازمان زندان ها تصریح شده است که سازمان زندان ها باید ترتیبی اتخاذ کند که محکومان با در خواست شخصی در نزدیکترین محل سکونت خانواده خود تحمل کیفر کنند.آیا شما تاکنون اقدامی برای انتقال همسرتان به محل سکونت تان اجام داده اید؟

خیر. چون در زندان های زنجان زندانی سیاسی نگهداری نمی شود. نه اینکه منع قانونی باشد اما زندانی سیاسی را با قاتلان یا مجرمان دیگر در یک سلول نگهداری می کنند که خودش مشکل بزرگی است. ما خودمان ترجیح دادیم طولانی بودن مسیر را تحمل کنیم اما سعید در شرایط مناسب تری باشد.

مهم ترین دلتنگی های همسر یک زندانی سیاسی چیست؟

همه اش به این فکر می کنم که سعید کارهای مورد علاقه اش را نمی تواند انجام دهد. غذا که می خورم، قدم که می زنم، به کتابخانه که می روم و وقتی به بازار میوه ای که دو روز یکبار به آنجا می رفت برای قدم زدن می روم… تمام لحظاتم به او فکر می کنم و همیشه این فکر با من است که سعید از کوچکترین و ساده ترین لذت های زندگی بی هیچ گناهی محروم شده است.

شما دو سال نوروز را بدون همسرتان گذرانده اید؟حتما مناسبت های دیگری هم بوده که بدون او سپری شده، مثل روز تولد و سالگرد ازدواج تان.در چنین مناسبت هایی چه احساسی دارید و روزتان را چگونه می گذرانید؟

سعید بیش از همه چهارشنبه سوری را دوست دارد.ترجیح می دهم تنها باشم در آنروز و به او فکر کنم ،اما خانواده نمی خواهند احساس تنهایی کنم و معمولا در کنارم هستند.

خواست شما از نهادهای امنیتی که می‌توانند بر پرونده همسرتان تأثیر بگذارند چیست؟

من عاجزانه از آنها می خواهم که بدبینی های نا به جا نسبت به شهروندان ایرانی را پایان دهند. این همه نیروی برگزیده کشور در زندانها هستند که عمرشان دارد تلف می شود . بدبینی را از خود دور کنند تا بتوانند ببینند خواست افرادی مانند سعید پیشرفت ، خوشبختی و سربلندی مردم است نه هیچ چیزی دیگر.

لینک گزارش

 
Free counter and web stats Savalansei Posts Feed